<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>مجله اینترنتی فصل نو</title>
      <link>http://www.fasleno.com/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2012</copyright>
      <lastBuildDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:15 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>همکاران شماره 54</title>
         <description><![CDATA[<p>صاحب امتیار: <br />
انجمن نوانديشان علوم اجتماعي فصل نو <br />
زیر نظر شورای سردبیری <br />
------------------------- <br />
نویسندگان: <br />
مهدی میرآخورلی<br />
ایمان علمدار<br />
دکتر شهرام پرستش<br />
خدیجه شیرخانلو<br />
حسین هدایتی کتولی<br />
مصطفی آب روشن<br />
محمد رضا مسعودی<br />
مژگان کاوه<br />
سعیده حاجی نژاد<br />
غلامعلی شکری<br />
------------------------------- <br />
<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives//001238.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives//001238.php</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:15 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مصاحبه اي جذاب با استاد حميد كاظمي هنرمند و پژوهشگر</title>
         <description><![CDATA[<em>گفتگو ومصاحبه يكي از بخش هاي جذاب وسايل ارتباط عمومي است . بنابراين در شماره جديد فصل نوبايكي از استادان هنر اين مرزوبوم به گفتگوئي با هدف آزمايش ميزان جذابيت مصاحبه پرداختيم كه البته تنها با جمع بندي نظرات شما خوانندگان عزيزوارجمند امكان دستيابي به نتيجه را درخواهيم يافت.<br />
خوانندگان محترم و فرهيخته فصل لازم به ذکر است که این مصاحبه در دو بخش تنظیم گردیده،قسمت دوم در شماره آینده تقدیم خواهد شد.</em><br />
<div align="center"><img width="400" height="317" alt="" src="/UserFiles/Image/volume54/DSC_0674.jpg" /><br />
</div>
<strong>استادگرامي با تشكراز جنابعالي كه دراين مصاحبه شركت نموديد. از آنجا كه شما از استادان هنر ميباشيد اميدواريم بتوانيم كه سئوالها را به گونه اي  جذاب طرح نمائيم تا با پاسخهاي جذاب تر حضرتعالي مصاحبه اي مورد پسند خوانندگان فراهم گردد،لذا خواهشمندم  دراغازضمن معرفي خويش قدري  درباره ((جذابيت )) بفرمائيد؟</strong><br />
ج :درودبرشما الحمد... كه نمرديم وكلمه زيباي جذب وجذابيت را شنيديم،اگراجازه بفرمائيدخودم را در پايان معرفي كنم  تا با عمل زيباي خلاف عادت ، به سوي جذابيت حركت كنيم.<br />
نو ونوآوري هميشه جذاب است مثل نشريه شما كه فصل نو است وجذابيت به همراه مي آورد، زيرا نو، پديده ايي است بي سابقه، بي مانند وتازه ،اينها مواردي است كه روح تنوع طلب انسان را تغذيه ميكند وطراوات مي بخشد ،لازم به ذكر است كه پديده نو ونوآوري هميشه نزد جوانان نوجوانان طرفداران بيشتري دارد چون مثل خودشان نو وتازه است.<br />
<br />
<strong>س: استاد به نظر شما اگر پديده هاي نو بدليل تازگي ،بي مانندي وبي سابقه گي موجب جذابيت مي شوند. پس مدها وگرايش هاي كهن راچگونه ميتوان پذيرفت ؟</strong><br />
ج،احسنت نكته سنجي بسيارخو ب و زيركانه اي طرح كرديد، به شما عرض كنم كه اموركهن ، كهنگي ، قديم و قدم ، آثارباستاني وعتيقه حتي آداب و رسوم باستاني نه به دليل كهنگي و گذشت عمر و زمان مد ميشوند و دل انگيز و جذاب كه اگرچنين بود بايستي همه عناصر طبيعي براي عموم بشرجذاب بودند، عناصري چون آب ،خاك ،هوا حتي نفت وگاز و زغال سنگ كه ميليون ها سال عمردارند اما جداي ازاهميت ، براي كسي جذابيت نداشته وكسي الا متخصصين و متفكرين باديدي خاص بدانها نمي نگرند،پس تنها گذشت زمان وقدمت ، جذابيت نمي اورد مطلب جاي ديگر است <br />
بله گرايش هاي كهن علت عمده اش به همان حس تنوع طلبي وجذابيت موجود درارائه تازه آثار كهن برميگردد. <br />
وقتي شيئي وآئيني را ازمكان و زمان خود جدامي سازيم وبه مكان وزمان ديگري انتقال مي دهيم كارتازه و نويي كرده ايم كه موجب جذابيت مي گردد ، بطورمثال عكاسي سياه وسفيد نسبت به رنگي قديمي تر است. با امدن تكنيك نو (عكاسي رنگي ) به بازار، عكاسي سياه وسفيد كهنه شد و دل آزار. اما پس ازگذشت چنددهه دوباره عكاسي سياه وسفيد در دل عكاسي رنگي جابازكرد و مد شد و دردل عكس هاي رنگي نشست . اين خروج اززمان وبازگشت غيرمترقبه ، خود ،تنوعي جذاب است . <br />
<br />
<strong>س - ممنون روشن شدم يعني حضورپس از غيبت طولاني نوعي تازگي است ،اما بعضي ازآثار كهن از اين قاعده مستنثي هستند، نه تنها غيبتي نداشته بلكه مستمرا موردتوجه بوده اند وجذاب مثل اشعار حافظ وسعدي ويا بناهاي تاريخي نظر حضرتعالي در اين خصوص چيست ؟....</strong><br />
ج- اينگونه آثارفاخر واستثنايي فرهنگي وهنري نيز بدليل نو به نو شدن ذاتي ودروني، جذاب مانده و روز به روز هم برجذابيت انها اضافه مي شود. اينگونه آثار ،خصوصا اشعارخواجه شيراز از چنان درون مايه قوي وصنايع شعري عجيبي برخودار است كه باتوجه به شرايط وعوامل مختلف ،تعابير متنوع وگوناگون بدست ميدهد. از طرف ديگرآثار كهن از اين دست ،بدليل فرامكاني وفرا زماني بودنشان هيچگاه رنگ يكنواختي وكهنگي بخود نخواهد گرفت .بلكه هرزمان جلوه اي نو وتازه ارائه ميدهند. <br />
<div align="center"><br />
با صدهزارجلوه برون آمدي كه من<br />
با صدهزار ديده تماشاكنم تو را <br />
</div>
<br />
<strong>س: استاد در همين باب نظرتان راجع به بناهاي تاريخي وكهن چيست؟</strong><br />
ج : بناهاي معروف وجاودان باستاني به دلايل رمزجاودانگي، بنايي در قديم وحضور درحال كه خود يك نوع انتقال ازگذشته به حال مي باشد به علاوه رعايت حدود تناسبات واندازه هاي دقيق وزيبا همراه با تفكر وانديشه ناب، از اين بناهاي تاريخي آثاري ساخته استثنايي، شگفت انگيز ومعجزه آسا كه هرلحظه بيننده را به انديشه وتلاش متفكرانه وا مي دارد وزايش انديشه يعني نو شدن  فكر ، يعني جذابيت. كهنساليِ پديده اي انساني، درمقايسه با عمركوتاه ادمها وعمر اندك بناهاي معاصر، موجبات خلاف توقع واقع وخلاف رسم موجود را نزد  انسانهاي معاصر فراهم مي آورد كه اين خلاف آمدِعادت، خود موجب تضاد وتضاد هم از موارد مهم جلب توجه و جذابيت مي باشد <br />
<br />
<div align="center"> در خلاف آمدعادت بطلب كام كه من     <br />
كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم<br />
</div>
<br />
<strong>س.ازادبيات ماگفتيد و خاصيت نوبه نوشدنش .اين ادعا را چگونه ميتوان دريافت واثباتش كرد؟</strong><br />
ج:خاصيت نو به نوشدن، تازگي وطراوات وبه روز بودن ادبيات ما نياز به سند واستدلال نداردچون چيزي است كه بارها و بارها  ثبت شده  و اثباتش درقرون و اعصارجاري است .<br />
به اين فرمول هاي خلاق توجه كنيد كه چگونه امروزه درهمه زمينه هاي علمي ،فرهنگي ،هنري واجتماعي وسياسي موردبهره برداري قرارمي گيرد (البته توسط ديگران...!)<br />
1-اصل خلاقيت وعادت گريزي<br />
<div align="center"> درخلاف امد عادت بطلب كام كه من<br />
&nbsp;كسب جمعيت از ان زلف پريشان كردم<br />
<br />
</div>
<div align="center"> خلق را تلقيد شان برباد داد               <br />
اي دوصد لعنت براين تقليد باد.<br />
<br />
</div>
بله ،يكي از مهمترين اصول و فرمول هاي خلاقيت ، پرهيز ازعادت ومخالفت با آن است كه امروزه سخت بدان نيازمنديم وبيش ازگذشته به انجام ميرسد (البته درجوامع پيشرفته)!<br />
2-اصل حق طلبي ، حقيقت جويي ،جستجوگري وتحقيق<br />
<br />
<div align="center"> زندگي بي جستجو افسردگي است             <br />
ناشكفتن خود يكي پژمردگي است<br />
<br />
<br />
</div>
ادبيات جستجوگر، شكوفاست و نو به بازار مي اورد بنابراين دواي ركود، كهنگي ،پژمردگي وافسردگي است ، ،<br />
<div align="center"> هردم از اين باغ بري مي رسد               <br />
تازه تر از تازه تري مي رسد<br />
<br />
</div>
باغ و بوستان فرهنگ ما كه ادبيات، بري از برهاي هميشه تازه آن است نه تنها تازه بلكه دائم درحال زايش تازه تر از تازه است.<br />
بله اين ادبيات زاينده ، رهبري است كه درمواجهه بالشكرهاي ناهنجار و مخرب دائما درحال طراحي وطرح نو درافكندن است <br />
<div align="center"> بياتاگل برافشانيم ومي درساغر اندازيم <br />
فلك راسقف بشكافيم وطرحي نودراندازيم<br />
<br />
</div>
بنابراين انكه طرح وبرنامه دارد آنهم ازنوع نو، قطعا پيروزاست<br />
<br />
<div align="center"> اگرغم لشكرانگيزد كه خون عاشقان ريزد        <br />
من وساقي بهم سازيم وبنيادش براندازيم.<br />
<br />
</div>
اين ادبيات، قادر است  و شجاع و رشيد پرور و در هر زمان به مراد خود خواهد رسيد ولو اينكه يك نفر آن را به كار بندد.<br />
<div align="center"> چرخ برهم زنم ار غير مرادم گردد                   <br />
من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك<br />
<br />
</div>
مشاهده مي فرمائيد چه قدرت شگفت انگيزي درايجاد تغيير دارد وباچه شجاعتي  در پي مراد خويش است!<br />
ادبيات پويا ست كه دشمن زبوني است و ادبيات زنده است كه قدرت دارد و فعال و نه منفعل ،&zwnj;عنصر و ارگان زنده در تاريخ ،&zwnj;دفن نمي شود بلكه جاري است  در همه زمان ها و همه مكان ها.<br />
و باز هم اين ادبيات  ماست كه  از خود ما زنده تر ، به روز تر ، طرح وبرنامه دار تر ، داناتر وشجاع تر ، قدرتمندتر ، معاصر تر وآينده نگر تر است. براي همه ترفندها،&zwnj;فشارها ،&zwnj;تهديد ها وتحريم ها راه حل دارد تا بر مسند آقايي خويش بماند وحقير نشود.اگر درِنان وآب به رويش ببندندازمنظري بلند مرتبه  با راه حلي مناسب و كارساز ، آمرو عامل راتحقير مي كند.<br />
<br />
<div align="center"> ماآبـــــروي فقر و قناعت نمي بريم             <br />
بـــا پادشه بگوي  كه روز مقرر است <br />
<br />
</div>
<div align="center"> گرچه گردد آلودفقرم شرم باد از همتم            <br />
گر به آب چشمه خورشيد دامن تر كنم<br />
<br />
</div>
آري ادبيات ما وصل است وصل به مركز وجود بنابراين همانند وجود جاري است و جاودان. سراسر فرمول و نسخه شفابخش است واين مائيم كه با تلقي غلط از شعر، و امانده از آن ولاجرم غريب و سرگشته وحيران.! واين تلقي عقيم از شعر و ادب ما را از استفاده كاربردي و راهبردي از ادبيات محروم و به وادي قناعت جاهلانه زيبايي فانتزي وكهن كشانده و متاسفانه تاكنون هيچ برداشتي از اين گنج بي پايان نكرده و هيچ ابزاري از ان بر نداشته ايم. ببخشيد مثل اينكه زياده گويي كردم.<br />
<br />
<div align="center"><img width="400" height="266" alt="" src="/UserFiles/Image/volume54/DSC_0675.jpg" /><br />
</div>
<br />
<strong> س. اتفاقا بسيار بهره برديم اما ببخشيد از ويژگي تحقيق وجستجوگري ادبيات گفتيد، مي شود مثالي بياوريد؟</strong><br />
ج) البته ادبيات ما ادبياتي محققانه است و سراسرمتون ان پر از تحقيق  و به همين دليل نوراني است و آگاهي بخش، اگر گذري بر ان كنيم همه جا سئوال وانگيزه  جستجو وترغيب به دانايي و معرفت طلبي خواهيم ديد از خود گرفته تا خدا.!<br />
<div align="center"> كه باشم من ؟ مرا از خود خبــر كن       <br />
چـه معني دارد اندر خودسفركن<br />
<br />
از كجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟<br />
&nbsp;به كجا مي روم آخر؟ تنهايي وطنم<br />
<br />
چيست اين سقف بلند ساده بسيار نقش؟      <br />
زين معما هيچ دانا درجهان آگاه نيست<br />
</div>
<br />
<strong> س) استاد در صورت امكان شاهدي جزئي تر وشايدعملي تريا .... روشن تر.؟</strong><br />
ج) خواهش ميكنم، بله بگذاريد باز هم از خواجه شيراز بگويم، ايشان درجايي اشاره ميكندكه ،.......هزار بار من اين نكته كرده ام تحقيق!!<br />
مصراع اول را خودتان تحقيق كنيد، مزه داردتا ببينيد كه دامنه تحقيقاتش تاچه اندازه بزرگ و نتيجه اش چقدر واضح و قاطع است، اماجالب است بدانيد كه در چگونگي ساخت و پرداخت و به قول امروزي ها در كار توليد اشعارش چگونه محققانه و دقيقا شبيه دانشمندان علوم تجربي يا يك شيميست محقق ، دست به ازمايش، پرورش و توليد وتكثير زده است. واقعا فكر مي كنيدديوان اشعارش را چگونه  به وجود آورده ؟ بگذاريد جهت تحريك فكرتان زودبه جواب نرسيم.اتفاقا در يكي از برنامه هاي تلويزيوني خودمان به اسم  طلوع ماه، مجري ازجناب آقاي علي معلم شاعر معاصر همين پرسش را كرد وپرسيد شما كه شاعريد در لحظه افرينش شعر چه حسي دارد، چه اتفاقي برايتان مي افتد و چگونه مي شودكه مي سراييد؟ آقاي معلم در پاسخ ، نزديك به اين مضمون فرمودند : به قول عرب هر شاعري جني دارد كه در لحظه موعود در وعده گاه حاضر ميشود و شاعر هم اسباب كتابت دردست منتظر مي ماند تاالهامات ... رابه قيد قلم در كشد...!<br />
بگذريم آنچه كه ديديم وشنيديم، حتما فيلمش موجوداست.<br />
واما خواجه درشرح افرينش اشعارش ميگويد:<br />
<br />
<div align="center">چومن ماهي كلك آرم  به تحرير<br />
&nbsp;تو از نون والقلم مي پرس تفسير<br />
</div>
<br />
<div align="center">روان را با خرد درهم سرشتم         <br />
و ازآن تخمي كه حاصل بودكشتم<br />
</div>
<br />
تااينجا مشاهده كنيد كه دارد با قلم چالاكش تفسيرقران تحرير مي كند،&zwnj;چرا اين ادعا را ميكند؟ چون درشاهراه تحقيق و مطالعه  قدم مي زند،&zwnj; زيرا (دربيت دوم) مي گويد در روند توليد اشعار ،گرانبهاترين عناصر را بهم دراميختم يعني روان+ خردرا ،&zwnj;دوعنصري كه براي تحقيق وپژوهش دروجودما نهاده شده ، سپس ازتركيب اين دو عنصر ناب روان و خرد تخمي بوجود اورده ان را كشت داده، تكثيرش كرده. خب ،نتيجه چه شد آقاي حافظ؟ نتيجه؟ عنصر جديدي توليد شد به نام دستگاه فرح بخشي جان آدمها.( بيت بعدي)<br />
<div align="center"> فرح بخشي دراين تركيب پيداست <br />
كه نغز شعر و مغزجان اجزاست<br />
<br />
</div>
بسيار خوب حالا ما چه كنيم؟<br />
<br />
<div align="center"> بيا و زنكهت اين طيب اميد <br />
مشام جان معطر ساز جاويد<br />
</div>
<br />
يعني ما براي استفاده از اين توليد محققانه و فرح بخش بايد اولا ، حركت كنيم و برويم به سويش ،&zwnj;گفته بياديگه، نه؟ بله اگر برويم مشام جانمان معطر مي شود جاويد، براي هميشه . اين جاري نيست؟ اين  امروز براي ما حاضر نيست؟ براي ايندگان موجودنيست؟! اين همان ويژگي جاري بودن و نو بودن وتازگي هميشگي ادبيات ماست. والخ... ببخشيدكه هرچه درخلاصه گويي مي كوشم نمي شود.<br />
<br />
<div align="center"><img width="400" height="266" alt="" src="/UserFiles/Image/volume54/DSC_0677.jpg" /><br />
</div>
<br />
<strong> س) سپاسگزارم نمونه جالبي مطرح نموديد كه برايمان بسيار تازگي داشت اما سئوال بعدي ، به نظر ميرسد كه جنابعالي باتوجه به اينكه در رشته نقاشي تحصيل نموده ايد ، اما سالهاي زيادي از عمر خود را روي ديوان  خواجه شيراز صرف كرده ايد ،&zwnj;چه رابطه اي بين نقاشي وشعر مي بينيد؟</strong><br />
<div align="center"> خيال روي تو دركارگاه ديد كشيدم<br />
&nbsp;به صورت تو نگاري نديدم و نشنيدم<br />
<br />
ديشب به سيل اشك ره خواب مي زدم       <br />
نقشي به ياد خط تو بر اب مي زدم<br />
</div>
<br />
همه شاعران ما نقاشند آن هم نه نقاش معمولي يا حرفه اي ،نقاشان بي بديل ! نقاشان صورت ومعني. خواجه كه دراين زمينه عجيب مدعي است.)( باز مي ترسم طولاني شود)<br />
بله ادعايي فوق تصورهمگان دارد در نقاشي البته براي ادعايش هم شاهد اورده وهم ناباوران رانشاني داده وتوصيه به تحقيق دراين زمينه كرده مي فرمايد من شاعرنقاشم.<br />
<br />
<div align="center"> نه هر كونقش نظمي زد كلامش دلپذيرافتد       <br />
تذرو طرفه من گيرم كه چالاك است شاهينم<br />
</div>
<br />
<div align="center"> اگر باور نميداري رو از صورتگر چين پرس<br />
&nbsp;كه ماني نسخه مي خواهد زنوك كلك مشكينم!!<br />
<br />
</div>
بله چنين نقاشي است كه به ماني سرمشق و مدل ميدهد. البته ماني از او ميخواهد انهم ازنوك قلمش !<br />
بگذريم مطلب زياد است وهرچه پيش رويم عميق تر و برامدن دشوارتر...<br />
<strong> س) بله واقعا  همينطور است با اين تفاوت كه ما تشنه تر ،&zwnj;اما اگر اجازه بفرمائيد سئوال اخر را مطرح کنم وآن اينكه چقدر و چه كارهايي در اين سالهاي متمادي  بر روي ادبيات يا ديوان خواجه كرده ايد؟</strong><br />
ج) بايد بگويم كار كه نه ،انچه بوده سير بوده و اسارت و لذت ، به قول شاعر ،من ازادي نمي خواهم كه با يوسف به زندانم. واقعا فرهنگ وادبيات ما به گونه اي از فطرت خلقت چكيده كه به زيباترين وجهي همه نيازهاي مارا پاسخگوست وروح تشنه وجستجوگرما را سيراب مي كند. من هم در پي رفع نيازها و پاسخگويي به ذهن جستجو گرم به درياي هنر و ادبيات افتادم ودارم به قدر تشنگي مي چشم ومي چشم. دراثناي اين سير واين چشيدن ها تحفه هاي فراواني نصيبم كردند كه هنوزدرحيرتم ،نايافته يافته هايي بس ارزشمندكه البته يك موردان به نام رنگ دراشعار حافظ چاپ وبقيه كه حدود  بيست مورد مي باشد شايد انشاءالله به مددشمادوستان نوانديش فصل نو به دست دوستداران ادب و هنر برسد وشريك شويم همه با هم درانتشار گنج حسن بي پايان خواجه رحمه الله عليه.<br />
<br />
<strong>س) با عرض پوزش، پاسخ اول راكه فرموديدبخاطر جذابيت بيشتر اين گفتگو باعمل زيباي خلاف عادت زمانه به پايان مصاحبه موكول نماییم، هنوز مانده؟</strong><br />
ج) گفتم شايد يادتان رفته ! بسيار خوب سئوال چه بود؟<br />
<br />
<strong> س) معرفي خويش؟</strong><br />
ج) حميد كاظمي هستم دانش اموخته رشته نقاشي ازدانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران.<br />
ازابتدايي تامركزتربيت معلم واموزش عالي فرهنگيان بمدت31 سال تدريس داشته ام. تعدادي رسالات وپايان نامه هاي دانشجويي را راهنما بوده و مدتي هم در جزيره كيش به تدريس وتحقيق براي نهادهاي فرهنگي وهنري از جمله اموزش وپرورش، دانشگاه و صداوسيماي كيش كاركرده ومطلب نوشته ام. تعداد قابل ملاحظه اي پژوهش درزمينه هاي فرهنگي وهنري انجام داده ام كه يكي ازانها رنگ درفرهنگ است كه جلد اول ان از7 جلد،رنگ دراشعار حافظ به چاپ رسيده وبقيه درخانه محبوسند و منتظر عنايت صاحبدلان (&zwnj;5 تحقيق درفرهنگ و هنر-7 تحقيق درادبيات و14 تحقيق درديوان خواجه)<br />
درحال حاضر هم درخانه هنر شهرستان گرمسار درخدمت شاگردان بسيارعزيز ديروز ودوستان فرزانه امروز از درعيش برائيم وبه ره عيب مپوئيم،ان شاءالله.<br />
<br />
<strong> باتشكر از فرصتي كه به من وهمكاران فصل نو داديد. اين مطالب، افق تازه اي نسبت به ادبيات وهنر بويژه شعر به رويمان گشود،اميدوارم اجازه بفرمائيد چنانچه موافقيد بخشي خاص درفصل نو به مباحث جنابعالي اختصاص دهيم تابتوانيم خود وخوانندگان محترم را به قول شما بيش از پيش از گنج حسن بي پايان دوست بهره مند سازيم ،&zwnj;نظرتان چيست؟</strong><br />
ج) پيشنهاد بسيارخوبي است اما بهتر است اول نظر خوانندگان ارجمند را به مطالب مصاحبه جويا شويد بعد تصميم خواهيم گرفت ،&zwnj;چنانچه مقبول طبع خوانندگان ومراجعين محترم قرار گرفت سلسله بحث هايي خاص وكاملا بديع در زمينه هاي فرهنگي ،هنري ،ادبي و اجتماعي بصورت كاركردي درخدمتتان خواهم بود.<br />
<div align="center"> طوطيان درشكرستان كامراني مي كنند           <br />
و ز تحسر دست  برسرميزندمسكين مگس<br />
<br />
</div>
<div align="left">
<div align="right"> خواهان كامراني تان<br />
</div>
<br />
</div>
<strong> با تشكر فراوان از پژوهشگر گرانقدر و فرهيخته ادبي كشور عزيزمان ايران جناب آقاي استاد حميد كاظمي كه قبول زحمت نمودند و با فروتني  خود براي حضور در اين مصاحبه وزني بر ارزشهاي فصل نو افزودند.</strong>]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001237.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001237.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب برگزیده</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:06 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>لزوم توجه به مبلمان شهری</title>
         <description><![CDATA[شهر یک اثر هنری بزرگ است که آفرینندگانی به وسعت خود و به تعداد جمعیتش دارد . هدف غایی یک شهر ایجاد محیطی دلنشین و راحت برای مردمی است که در آن زندگی می کنند فضای شهری محلی است که مردم بیشترین وقت خود را در آن سپری کرده ؛ حداکثر ارتباط را با یکدیگر و پیرامون خود برقرار می سازند . بنا بر این آرایش فضا و ایجاد امکانات و تسهیلات لازم در آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است .  <br />
امروزه شهر نشینی به صورت یک مساله مهم و پیچیده جوامع مختلف در آمده ؛ افزایش سریع آن در دهه های اخیر برنامه ریزان را بر آن داشته است که به مسایل اقتصادی ؛ اجتماعی ؛ فرهنگی و.... جامعه توجه بیشتری معطوف دارند و در صدد باشند تا محیط مناسب و دلپذیر برای شهروندان فراهم آورند اما بستر کلان شهرهای امروز پاسخگوی نیاز ساکنان خود نمی باشد و شدت فعالیت های شهری<br />
( به خصوص در شهر های جهان سوم ) شرایط بسیار سخت و مخربی برای شهروندان به وجود آورده است .اجزای کالبد شهر های امروزی از جمله تهران با سرعت حرکت انسان ها و فشار سنگین زندگی شهرنشینی ؛ سازگاری ندارد و فضاها و کاربری های عمومی آن از ظرفیت و قابلیت لازم جهت پاسخگویی به نیازهای زندگی پر شتاب شهری برخوردار نیست در این میان کیفیت فیزیکی شهرها ؛ زیبایی شهر و رضایت شهروندان بدون برنامه ریزی صحیح ؛ مکان یابی مناسب ؛ لحاظ شرایط بومی و فرهنگی و ایجاد تناسب کارکردی &ndash; ابعادی در شهر ؛ سطوح ارتباطی و به ویژه مبلمان آن ایجاد نخواهد شد . <br />
در حال حاضر اکثر سازمان ها و مراکز دست اندر کار کشور ؛ برنامه ریزی و مکان یابی صحیح مبلمان شهری را به عنوان یک راهبرد قطعی برای ایجاد محیطی پایدار ؛ مناسب و منطبق بر شرایط بومی تلقی نمی کنند و با عدم برنامه ریزی یا برنامه ریزی ناقص و غیر استاندارد در این زمینه ؛ به هرج و مرج بصری و عدم کارایی این عناصر در محیط های شهری دامن می زند و از طرف دیگر مبلمان موجود نیز به دلیل مشکلات فرهنگی ( تخریب گرایی ) و عدم رسیدگی دایمی و مدیریت نامناسب ؛ کاربران را با مشکلات عدیده ای روبرو ساخته اند شهر تهران نیز به عنوان یک کلان شهر از این مقوله مستثنی نیست<br />
<br />
<br />
<br />
<strong>تعریف مبلمان شهری و انواع آن : </strong><br />
مبلمان شهری به مجموعه وسیعی از وسایل ؛ اشیا ء ؛ دستگاه ها ؛ نماد ها و عناصری گفته می شود که چون در شهر و خیابان و در کل در فضای باز نصب شده اند و استفاده ی عمومی دارند به این اصطلاح معروف شده اند . <br />
به عبارت دیگر عناصری مانند : نیمکت ها ؛ ایستگاه های اتوبوس ؛ علایم ؛ منابع نوری ؛ صندوق های پستی ؛ سطل های زباله و..... که برای راحتی ؛ آسایش و زیبایی بیشتر ؛ ارایه ی اطلاعات ؛ کنترل حرکت ؛ ایجاد امنیت و رفاه شهروندان در فضاهای شهری قرار داده شده اند ؛ مبلمان شهری نام دارد<br />
<strong><br />
پیشینه ی مبلمان شهری در ایران :</strong><br />
در تاریخ نگاری ایران تاریخچه ی مدون و جداگانه ای از انواع مبلمان شهری و سیر تکاملی آن به چشم نمی خورد و سوابق موجود به صورت پراکنده از میان مدارک تاریخی کشور به دست آمده است . از آنجا که قدمت تمدن های باستانی در ایران بسیار بیشتر از اکثر نقاط دنیا و به ویژه تمدن های اروپایی که امروزه در زمینه ی عناصر و مبلمان شهری پیشرو هستند می باشد ؛ تظاهر حالات ابتدایی بعضی از عناصر و مبلمان شهری را می توان به آنها نسبت داد مانند انواع آبنماها در زمان هخامنشی در ایران ؛ لوح های سنگی ؛ تندیس های سنگی از پادشاهان  و..... که نمایانگر قدمت طولانی مبلمان شهری در ایران است . در دوران بعد از اسلام نیز هر زمان که حکومت مقتدری بر سرکار بوده تجلی اقتدار آن در شکوه شهرها به نمایش درآمده است به عنوان مثال در معماری صفویه همواره خانه های ایرانی دارای الگوی سکوی خصوصی در کوچه و خیابان بودند که عابران پیاده نیز از آن استفاده می کردند . نحوه ی زنده شدن معابر با این سکوها تنظیم می شد . بعضی از این عناصر هم ریشه در باورهای مذهبی مردم داشته است نظیر سقاخانه ها که در تمام نقاط شهر دیده می شدند .<br />
بعد ار انقراض حکومت صفویان دولت مرکزی قدرتمندی بر ایران حکومت نکرد و کشور از این زمان به بعد به خصوص در زمان قاجار یه دچار آشفتگی شدید در زمینه های مختلف هم چنین مسایل و عناصر شهری گردید به طوری که فرصتی برای تعبیه ی عناصر و مبلمان شهری فراهم نشد .<br />
کشف و اختراع بعضی از عناصر مانند برق ؛ تلفن در خارج از مرزهای کشور ؛ ضعف اقتصادی و درگیری های سیاسی و داخلی نیز مزید بر علت شد تا کشور با وجود داشتن سابقه ی درخشان و مثال زدنی در طراحی و برنامه ریزی شهری و عناصر آن به دلیل موارد نامبرده از قافله عقب مانده و تا امروز به استثنای حرکت های پراکنده در بعضی از شهر های کشور ؛ در زمینه ی برنامه ریزی شهری و تجهیزات آن از جمله مبلمان شهری دنباله روی کشور های پیشرفته باشد .<br />
<strong><br />
اهمیت مسئله: </strong><br />
بسیاری از عناصر به کار رفته در یک خیابان ؛ سابقه ای به قدمت تمدن بشری دارند از جمله ی این عناصر می توان به انواع سرپناه و نشست گاهها اشاره کرد .برخی دیگر از این عناصر به طور مشخص معلول ابداع یا اختراعی تاریخی هستند به طور مثال نیاز به تلفن همگانی در مکان های عمومی پس از ظهور تلفن و فراگیری آن در اروپا و سایر نقاط شکل گرفت . هم چنان که در بخش نیز اشاره شد در بررسی سیر تحول شهر و خیابان نقطه ی عطف بسیار مهمی وجود دارد و آن انقلاب صنعتی است و این پدیده نه تنها بر سیمای ظاهری شهر تاثیر گذاشت بلکه تا اعماق وجودی جزئی ترین مسائل شهری ریشه دواند . وابستگی هایی را از بین برد و نیاز هایی را ایجاد کرد با ظهور طراحان قرن بیستمی از گوشه و کنار دنیا این شاخه از گرایش های طراحی هم بسیار گسترده و هم متنوع شد ؛ نو آوری در مواد ؛فرایندهای تولید و فناوری ؛ طرح های کامل تر و جامع تری را سبب گشت ؛ مفاهیمی هم چون یکپارچگی ؛ هماهنگی ؛ هویت و دوام در سر لوحه ی کار طراحی برای مجموعه اجزای مبلمان شهر قرار گرفت . <br />
حال در آغاز قرن 21 آنچه بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است ؛ تخریب های جهانی زیست محیطی است می توان پیش بینی کرد که طراحی در آینده در صدد عرضه ی محصولاتی خواهد بود که با محیط زیست سازگار باشند مبلمان شهری نیز از این قاعده مستثنی نیست و اگر تا به حال کمتر بدان توجه شده است در آینده چنین نخواهد بود .<br />
مبحث مبلمان شهری در کنار رفع نیاز های مادی گروههای مختلف استفاده کننده از فضاهای شهری ؛ به بعد زیبا شناسانه  آن نیز باید بپردازد و این زیبایی بیش از هر چیز حاصل هماهنگی ؛ وحدت و تنوع ؛ تکرار شوندگی و انعطاف پذیری عناصر دخیل در طراحی شهری است . چه در غیر این صورت نا به سامانی و بی هدفی که امروز به دلیل پراکنده کاری و خود محورها به اصطلاح صرفه ی اقتصادی و نبود الگو و ضوابط مناسب و استاندارد شده برای این عناصر ؛ بروز کرده چهره شهر را مخدوش نموده و راه گشا نیست . <br />
<br />
<strong>اصطلاحات رایج برنامه ریزی و فضای شهری: </strong><br />
تجهیزات خیابانی : شامل ( مبلمان شهری یا به عبارتی اثاثیه خیابانی ) مجموعه ی وسایل و عناصری است که در خیابان ها و دیگر فضاهای شهری برای ایجاد ایمنی ؛ آسایش ؛ حفاظت ؛ زیبایی ؛راحتی ؛ راهنمایی و....... به کار گرفته می شود که کلا شامل سه دسته ی عمده است : 1. تجهیزات کاربردی 2. تجهیزات ایمنی و آسایش  3. تجهیزات زیبا سازی <br />
فضای شهری :  یکی از عناصر سازمان فضایی شهر است . در فضای شهری فعالیت های مختلف فرهنگی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی یا سیاسی جریان می یابد ( مکانی برای تظاهرات حیات جمعی و اجتماعی و مدنی انسان ها ) <br />
اصول ساماندهی فضای شهری : فضای شهری بر طبق یک سری قواعد و معیار ها به وجود می آید .اصول و قواعدی که محصول قرن ها تجربه بوده و در طراحی رعایت می شده است دو گونه ی مهم فضاهای شهری خیابان ها و میدان ها می باشد . <br />
اصل محصور کردن فضا : اگر فضا به شکل مطلوبی محصور نشود نمی توان به یک فضای شهری مطلوب دست یافت . نسبت ارتفاع به بدنه ی فضای محصور اگر یک به دو باشد در این حالت لبه ی بالایی بدنه تقریبا بر محدوده ی بالایی میدان دید منطبق است و آستانه ی محصور شدن در فضاست . <br />
اصل مقیاس و تناسب ( مقیاس انسانی ) : اگر اندازه ی یک فضا با پیکر انسان ارتباط مطلوب داشته باشد گفته می شود که فضا مقیاس انسانی دارد . <br />
اصل فضاهای متباین : فضاهایی هستند که از نظر خصوصیات عرض و طول و ارتفاع از طرفی و عناصر و اجزاء محصور کننده از طرف دیگر با یکدیگر تفاوت دارند . ارزش فضاهای متباین این است که از یکنواختی فضاهای ارتباط دهنده می کاهد .<br />
طراحی بدنه های ( نماهای ) فضای شهری : دیواره ها و جدارهای محصور کننده ی یک فضا باید دارای خصوصیاتی باشد تا بتوان به یک فضای مطلوب دست پیدا کرد . <br />
1. دارای نظم باشد ؛ بین نماها و اجزاء یک نما از لحاظ کمیت ؛ سازگاری و توافق وجود داشته باشد .<br />
2. دارای وحدت و ترکیب باشد ؛ ترکیب بر پیوند و ترتیب اجزاء و عناصر استوار است و وحدت نما حاصل یگانگی و تقویت محور مرکزی است . <br />
3. ترکیب و ارتباط روزنه ها؛ برای دستیابی به آرامش بصری در نما ؛ روزنه ها باید به صورتی باشد که چشم به راحتی و آسانی از یک عنصر در نما به عنصر دیگر حرکت کند . <br />
استحکام بصری ؛  بین سطوح بار بر و سبایستی تعادل برقرار باشد . <br />
تعادل ؛ به معنی برابری ؛ همترازی یا همبستگی وزن های بصری در نماست . برای دستیابی به آرامش در نما تمام نیروهای بصری در یک نما باید بکدیگر را خنثی کنند . <br />
نسبت و تناسب و مقیاس ؛ در مجموعه نمادها سلسله ارتباطات میان اجزاء یک بدنه و پنجره ها با هم اهمیت دارد . <br />
هماهنگی ؛ در صورتی که بناهای مختلف با هم ترکیب می شوند لازم است ما بین این بناها آن چنان هماهنگی از نظر وحدت شکلی برقرار باشد که بدنه محصور کننده علی رغم تشکیل از ساختمان های مختلف صورتی پیوسته پیدا کند . <br />
عواملی که موجب نظم و هماهنگی در یک بدنه می شود و بر دو جنبه اساسی زیر قرار دارند : <br />
1. ارکان               عناصری که ریتم های عمودی را تشکیل می دهند . <br />
عناصری که ریتم های افقی را تشکیل می دهند . <br />
خط آسمان <br />
2. اجزاء :  ورودی ها و پنجره ها <br />
<br />
پیاده گستری ؛ به معنی پیاده سازی ؛ گرایش عمومی جدیدی در شهر سازی است با هدف توسعه فضاهای پیاده به منظور ارتقا کیفیت زندگی در شهر ها .     <br />
برنامه ریزی پیاده ؛ شاخه ی جدید در برنامه ریزی شهری است که نیازهای عابر پیاده و هماهنگی میان شبکه و فضاهای پیاده و سواره در کنار هم دیگر در نظر دارد . <br />
پیاده راه ؛ آن دسته از معابر شهری خاص عبور پیادگان ( به صورت خیابان ؛ کوچه ؛ بازار ؛بازارچه و گذر یا مسیری در میدان ؛ پارک ؛ ورزشگاه یا محوطه ی ساختمان و مجتمع ) <br />
پیاده رو ؛ گذر گاه خاص عابر پیاده در کنار مسیر های سواره مانند جاده ؛ خیابان ؛ میدان و.... <br />
ناحیه ی پیاده ؛ محدوده ای از شهر که بنا به ملاحظات تاریخی ؛ فرهنگی یا تجاری ورود وسایل نقلیه به آن ممنوع می گردد ( خاص مراکز تفریحی شهر ها )<br />
جداسازی پیاده ؛ از نخستین روش ها برای منع تداخل حرکت سواره و پیاده که طبق آن چه در مسیر و چه در تقاطع ها راه عبور پیاده با اشکال مختلف جدا می شود . <br />
دسته پیاده ؛ آن دسته از عابرانی که به طور غیر ارادی با هم و به صورت گزروهی مثلا در برابر چراغ راهنما و یا در گشت های سیاحتی و... حرکت کنند . <br />
تراکم پیاده ؛میانگین تعداد پیاده نسبت به واحد سطح یک پیاده راه <br />
سرانه ی پیاده ؛ میانگین سطح عبور و تجهیزات به ازاء هر نفر در یک پیاده راه . <br />
وونرف یا محله ی آرام ؛ نوعی محله ی مسکونی حفاظت و طراحی شده بر اساس ایجاد خیابان های پیاده و فضاهای جمعی با هدف آسایش ؛امنیت و زیبایی بیشتر ( شروع آن در هلند ) <br />
عناصر طراحی خیابان : <br />
فرآیند طراحی فضاهای شهری مراحل پیچیده ای دارد که یکی از آنها برنامه ریزی مستقل برای هر یک از عناصر عملکردی در هر فضای شهری است . خیابان فضایی است زاییده ی زندگی اجتماعی پر تحرک و فعال شهروندان که به خوبی تظاهر فرهنگ استفاده کنندگان در آن قابل مشاهده است لذا تنوع عناصر در طراحی یک خیابان از ویژگی های اصلی است و طبعا با شناخت اولیه نسبت به تک تک انها می توان به یک کل یکپارچه رسید . آنچه در زیر به اختصار آمده تنها فهرستی است ضروری از اجزاء تشکیل دهنده ی یک خیابان برای ارائه ی طرح های مقدماتی ؛ بدیهی است در مراحل اجرایی باید به جزییات بیش تری در مورد هر یک پرداخت . <br />
1. وضع زمین &ndash; زیر زمین &ndash; شبکه های زیر بنایی <br />
2. عملیات خاکی ؛ کف سازی و پوشش زمین <br />
3. حصار کشی و وسایل جدا سازی <br />
4. فضای سبز و گیاهان <br />
5. پل ها و راههای زیر زمینی <br />
6. بدنه ها &ndash; روشنایی <br />
7. علائم شهریو وسایل کنترل ترافیک <br />
8. فضاهای عمومی و کاربری ها در امتداد خیابان <br />
9. تجهیزات  شهری و خیابانی <br />
10. تجهیزات بهداشت و پاکیزگی<br />
<br />
<strong>کاربرد تجهیزات شهری: </strong><br />
تجهیزات شهری به عنوان مجموعه ای از وسایل متحرک و نیمه متحرک و کاربردی یا تزئینی که با اجازه یا اطلاع مقامات دولتی به طور دائم یا فصلی در فضای عمومی شهر در اختیار ساکنان قرار گرفته اند ؛ جز لاینفک محیط زیست یک شهر جهت نمایش و شناخت کامل هویت شهر می باشد . <br />
به طور کلی تجهیزات شهری کاربرد های زیر را دارا می باشد : <br />
1. تعیین جهت و ارائه ی اطلاعات به شهروندان ( تابلو ی راهنما ؛ نام خیابان ؛ اطلاعات ساعت و... ) <br />
2. روشنایی <br />
3. بازی کودکان <br />
4. وسایل فرهنگی ( مجسمه و..)<br />
5. مراقبت از تجهیزات و خدمات اداری <br />
6. حفاظت ( نرده ؛ حصار و...) <br />
7. استراحت یا پناهگاه ( نیمکت ؛ آلاچیق و....)<br />
8. ارائه ی مقررات ( تابلو راهنمایی رانندگی ؛ و........)<br />
9. ثبت ( پارکومتر ؛ تقویم تاریخ و.....)<br />
10 . نحوه ی جمع آوری کالا و محصولات ( صندوق پست ؛ کیوسک روزنامه و...)<br />
<br />
<strong>ایده ها و راهکار ها: </strong><br />
باید توجه داشت که کلیه ی فضاهای مورد بررسی در داخل بافت قدیمی یا نسبتا قدیمی شهر تهران قرار گرفته و با یک ارتباط تنگاتنگ در بافت تنیده شده اند . بنابر این می توان گفت که این فضاها در درجه ی اول برای استفاده ی پیاده ها ساخته شده و قبل از هر چیز دارای عملکرد و شخصیت پیاده می باشند تا سواره . انجام اصلاحات کلی در این فضاها بدون ایجاد تغییرات کلی در بافت اطراف امکان پذیر نبوده و به ایجاد فضایی ناهمگن و ناسازگار خواهد انجامید ؛ در ضمن این امر نباید خاصیت متنوع بودن مطلوب فضاها و اجزا و عناصر شهری را مورد تهدید قرار دهد . <br />
1. وسعت بخشیدن به فضای پیاده <br />
2. در نظر گرفتن فضاهای مخصوص عابر پیاده در مکان های مناسب بر اساس تجزیه و تحلیل الگوهای رفتاری استفاده کنندگان . <br />
3. حذف کلیه  ی موانع غیر ضروری مانند تابلو ؛ میله ؛ نرده ؛ که برسر راه عابر پیاده قرار دارند . <br />
4. قرار دادن وسایل شهری در جاهای تعیین شده که حداقل برخورد را با عابر پیاده داشته باشد .<br />
5. تفکیک فضاهای سواره از پیاده و مشخص کردن هر یک با کف پوش خاصی <br />
6. استفاده از یک سیستم هماهنگ و موثر تابلو و علایم هدایت کننده . <br />
7. تعمیر و مرمت سطوح کف پوش ها ؛ پل ها ؛ جداول ؛ و حذف کلیه ی موانع غیر ضروری که به صورت برآمدگی یا تو رفتگی اختلاف سطح شدید و غیر منتظره به وجود آورده اند . <br />
8. در نظر گرفتن محل مناسب برای نشستن به طوری که با فعالیت های کاربری های اطراف تعارض پیدا نکرده و مشکلی نیز برای عبور پیاده ها ایجاد ننماید . <br />
9. استفاده از موانع خاص جهت جلوگیری از ورود موتور سواران به فضاهای مخصوص عابر پیاده .<br />
10. در نظر گرفتن فضای مخصوص انتظار پیاده ها در جهت مسیر وسایل نقلیه .  <br />
11. سنجش میزان تمایل ؛ جهت مشارکت عمومی در زمینه ی طراحی ؛ ساخت و نگهداری انواع مبلمان در سطح محدوده ی مورد مطالعه . <br />
12. رعایت پراکنش فضایی هماهنگ با ظرفیت محیطی و تعداد کاربران  محلی . <br />
13. پرهیز از تراکم زیاد یا کم در جانمایی انواع مبلمان . <br />
14. مکان یابی انواع مبلمان در نقاط با دسترسی آسان . <br />
15. رعایت فواصل مناسب در استقرار انواع مبلمان با توجه به شرایط محیط و میزان استفاده ی کاربران .]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001229.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001229.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب برگزیده</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:05 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بررسی عوامل بزه دیدگی در خانواده</title>
         <description><![CDATA[دانشجوي كارشناسي ارشد علوم اجتماعي -پژوهشگري<br />
<br />
<strong>چکیده </strong><br />
در اسلام پيشگيري مقدم بر درمان است . <br />
درد نشانه اي است براي هشدار مشكل ، اگر درد نبود احساس مشكل هم نبود و مشكل شناخته نمي شد <br />
<br />
یک شب اتش در نیستانی فتاد                                               سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد<br />
شعله تا سرگرم کار خويش شد                                               هر نيي شمع مزار خويش شد<br />
<br />
ني به آتش گفت:کين آشوب چيست؟                                      مر تورا زين سوختن مطلوب چيست؟<br />
گفت آتش بي سبب نفروختم                                                 دعوي بي معنيت را سوختم<br />
<br />
زانکه مي گفتي نيم با صد نمود                                               همچنان در بند خود بودي که بود<br />
مرد را دردي اگر باشد خوش است                                          درد بي دردي علاجش آتش است<br />
<br />
بزه دیده به کسی اطلاق می شود که از طرف یک فرد بزهکار یا تحت شرایطی خاص ستم یا بزه را متحمل می شود . بزه دیده در حقیقت نقطه مقابل و قربانی بزه کاری است . خانواده بعنوان مهمترین نهاد اجتماعی نقش مهمی در سلامت افراد یک جامعه وظهور ايده هاي اجتماعي دارد و به گفته مزلو مهمترین نیازهای بشری مانند نیازهای فیزیولوژی ، امنیت ، نظم ، عشق و احترام در خانواده پاسخ داده می شود . جامعه شناسان و روان شناسان معتقدند کمبود و نارسایی در محبت ، تبعیض در خانواده ، کسرت فرزندان ، تک فرزندی ، بی بندوباری در روابط والدین ، مهاجرت ، محله مسکونی خانواده ، ازدواج مجدد ، تفاوتهای سنی و جنسی ، زندگی با نامادری و ناپدری و نظایر آن در فراهم کردن زمینه های بزه و بزه دیدگی مؤثرند . <br />
از مهمترین شرایط و عوامل زمینه ساز بزه و بزه دیدگی می توان به خشونتهای خانواده  بخصوص والدین ، بی اعتقادی آنان ، سطح درآمد (پایین یا بالا) ، میزان تحصیلات ، اعتیاد و طلاق و نظایرآن اشاره کرد . <br />
نتایج تحقیقی که در سال 1380 در استان گلستان انجام شده نشان می دهد که بعلت ازدياد اقوام مختلف در اين منطقه اعتیاد بعنوان مهمترین عامل در بروز تعارضات خانوادگی و ارتکاب جرم فرزندان محسوب می شود .همچنين بی سوادی والدین در افزایش بزه فرزندان مؤثر است از سوی دیگر بيشترين افراد بزهکار متعلق به خانواده های از هم پاشیده مي <br />
باشد.بطور کلی برای پیشگیری و عدم گسترش بزه باید ابتدا سه اولویت را در نظر گرفت ؛ عموم مردم ، افراد در معرض خطر و توجه به بزه دیدگان . که در این راستا توسعه  نهادی یعنی توجه به خانواده ، ارزشهای آن ، مراقبت از فرزندان ، آموزش والدین بخصوص زوجهای جوان در برخورد با فرزندان و چگونگی تسلط و نظارت بر آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است .<br />
بزه دیده  به کسی اطلاق می شود که توسط یک فرد بزهکار یا تحت شرایطی خاص مثلاً اختلال روانی والدین ، طلاق ، تعارض های تربیتی ، ضعف نظام های حمایتی اجتماعی یا ضعف های شخصیتی خود ، ستم و بزه را متحمل می شود . بزه دیده معادل انگلیسی Crimevictim  است و در حقیقت نقطه مقابل بزهکار یا delinquentcy می باشد. بزهدیدگان قربانیان بزهکاری هستند و مصايب  آن را تحمل می کنند .(ساروخانی ، 1370) . <br />
خانواده عبارتست زن ومرد و فرزنداني كه بين آنها رابطه اي خاص برقرار باشد كه به موازين سلوك و حل مسائل و شيوه زندگي ميانجامد.(اينترنت)<br />
<br />
<strong>واژه های کلیده :</strong> ، خانواده ، ،بزه دیدگی ، بزهکاري، خشونت ، اعتياد<br />
<br />
<strong>مقدمه :</strong><br />
تحقیقات و مطالعات در سالهای اخیر نشان می دهد که آسیب های اجتماعی در جوامع رو به افزایش است و برای مهار کردن آن باید به بررسی و شناسایی علل و تلاش درجهت حل مسائل بصورت علمی وریشه ای پرداخت . <br />
یکی از مهمترین زمینه های رشد و توسعة بزه و بزه دیدگی خانواده است . متخصصان و کارشناسان ، مدد کاران بهزيستي ، حقوق دانان و جامعه شناسان معتقدند برای ایمن سازی افراد جامعه و تقلیل آسیب های اجتماعی باید به بررسی علل و عواملی پرداخت که به نوعی شرایط و موقعیت هایی را فراهم می آورند که تحت تأثیر آن شرایط افرادی زمینه سوء استفاده و تحمل و پذیرش بزه را پیدا می کنند و در نهایت راهکارهایی را برای اصلاح آن ارائه نمایند .<br />
در این مقاله سعی بر آن است تا بیشتر به بررسی و علل و عوامل و شرایط بزه دیدگی در خانواده بپردازد که از مهمترین این شرایط و یا عوامل تحصیلات ، شغل ، سطح درآمد ، سن ، اختلافات ، طلاق ، فوت ، اعتیاد و اختلالات روانی والدین و نظایر اینها می باشد .<br />
<strong><br />
تاریخچه مختصر بزه دیده شناسی </strong><br />
مفاهیم اولیه بزه دیده شناسی را شعرا ، نویسندگان و داستان سرایان بنا نهاده اند .اولین برخورد نظام مند با قربانیان بزه در سال 1948 در کتاب هانس فون هنتیک تحت عنوان &laquo;بزهکار و قربانی او&raquo; پدیدار شد . <br />
واژه بزه دیده شناسی را در سال 1949 یک روانپزشک امریکایی به نام &laquo; فرد ریک ورسام &raquo; وضع کرد و در کتاب خود با عنوان نمایش خشونت به کار برد .<br />
در خلال سالیان نخست بزه دیده شناسی ، متون قربانیان بزه در مقایسه با متون جرم شناسی رشد نسبتاً کمی داشت . اما طی دهه 80 نشر عظیمی از کتابها و مقالات ارزنده نشان از ظهور عصر بزه دیده شناسی داشت .<br />
از طرفداران شدید بزه دیده شناسی عمومی جهان رابرت الیاس دانشمند سیاست پیشینه در دانشگاه سان فرانسیسکو است .در سالهای دهه 1970 مطالعات فردی قربانیان جرایم خاص تحت تأثیر مطالعات کلی بزه دیدگی قرار گرفت . <br />
در طی 25 سال اخیر بزه شناسی دچار تغییر و تحول عمده ای گردید . بزه دیده شناسی اولیه جنبه نظری داشت که کم کم با تحقیقات افرادی نظیر آلن برگر ، کورتیس ، سیلورمن جنبه ی کاربردی پیدا کرد نشست های بزه دید شناسی آن را از یک نظام دانشگاهی به یک جنبش انسانی و از تحقیق علمی به عمل گرایی سیاسی تبدیل کرد ، چنانکه در نخستین کنفرانس ملی قربانیان بزه (تورنتو ، 1985) جنبش بزه دیده صفت توسعه یافته دهه نامیده شد (خراساني؛1384)<br />
<strong><br />
آسیب سازی بزه دیده </strong><br />
در میان جدید ترین معارف جرم شناسی دیگر مسأله عمده مجرم نیست ، بلکه بزه دیده است . یعنی کسی که شیوه زندگی و فعالیت های روزمره ی وی ممکن است او را در برابر جرم آسیب پذیر کند . کین برگ در کتاب مسائل بنیادی جرم شناسی اوضاع و احوال پیش از وقوع ، بزه را به عنوان وضعیتی که در آن کنش های بزهکار و قربانی او به هم گره می خورد ، مورد توجه قرار می دهد . و آن را به سه دسته عمده تقسیم می کند : <br />
1- اوضاع مخصوص : شرایط شکل گیری بزه و قربانی <br />
2- اوضاع غیر مخصوص : اوضاع و احوالی که در آن بزهکار در پی فرصتی برای شناسایی شکار خویش و ایجاد زمینه ارتکاب بزه بر اوست . <br />
3- اوضاع واسطه (مختلط) که در رفتار استثمارگرانه رؤسای باند های تبهکار با زیر دستان خود تصویر می شود (کی نیا ، 1380) .<br />
بنیامین مندلسون گونه های کنش های متقابل بین بزه دید و بزهکار را در سه مورد ترسیم می کند . <br />
الف) بزه دیدگان کاملاً بی گناه مانند کودکان بزه دیده <br />
ب) بزه دیدگاه سهیم در بروز بزه <br />
ج) بزه دیده بزهکار : فردی که به دنبال کنشی بزهکارانه نسبت به دیگری ، خود قربانی می شود <br />
با توجه به این موارد در خصوص مشارکت بزه دیده در آسیب سازی نخست باید تسهیلاتی که خود بزه دیده آن را (آگاهانه و ناآگاهانه) برای وقوع بزه فراهم می اورد , دوم  رفتارهایی که خطر یا مجال بزه دیدگی را فزونی می بخشد ، سوم صدور علایمی از سوی بزه دیده و چهارم  بی حفاظ بودن آماج بزه مورد توجه قرار گیرد (خراساني؛1384) .<br />
خانواده و اهمیت آن خانواده را مهمترین نهادی دانسته اند که جامعه خود را تغذیه می کنند و در سلامت ، شرافت و انحراف آن در سازگاری و نابهنجاری مؤثر است . محیط خانواده در تشکیل شخصیت انسان بسیار موثر است . خانواده در تهذیب اخلاق و جهت دادن افراد به سوی انسانیت و پرورش تکوین شخصیت آنان می تواند نقش فوق العاده ای ایفا کند  <br />
در ادیان مختلف به خصوص اسلام خانواده و تشکیل آن را  برای حیات اجتماعی بسیار مهم می داند ، چنانکه جوانان را به تشکیل خانواده و امر ازدواج تشویق می کند . (یا معش الشباب ، علیکم با بالباه ) (قائمی 1368 ، ص 36) . <br />
بسیاری از جامعه شناسان همانند اگوست کنت ، چارلز هورتن کولی خانواده را اولین و ایده آل ترین مثال برای گروههای نخستین و مهمترین مرحله جامعه پذیری فرد می دانند .<br />
از نظر پارسونز خانواده موسسه اجتماعی کردن نوجوانان به حد کمال است . آبراهام کاردینر معتقد است خانواده در تکامل شخصیت اساسی افراد بسیار موثر است (خراساني؛1384)<br />
<br />
<strong>زمینه ها و شرایط خانوادگی بزه دیدگی </strong><br />
کمبود و نارسایی در محبت ، تبعیض در خانواده ، کثرت فرزندان و یا تک فرزندی ، بی بندو باری در روابط والدین ، مهاجرت و محله مسکونی خانواده،  ازدواج مجدد ، زندگی با نامادری و ناپدری و ... می توانند فرزندان را در گرایش به بزه و بزهکاری هدایت نمایند.(قائمي؛1366؛ص75)<br />
خانواده ای که در آن بار عاطفي کافي كه يكي از ويژگيهاي بارز خانواده ايراني است كه با روابط عاطفي متفاوت است وجود نداشته باشد پدري كه  تا آخرين لحظات حيات خويش حامي و پشتيبان فرزند خود به شمار مي رود حمايت وي اگر تا سنين معيني از عمر فرزند جنبه اقتصادي دارد اما جنبه عاطفي خود را تا آخر عمر از دست نمي دهد در ساير جوامع بيرون رفتن فرزند از خانواده شايد به عنوان تسلط خانوادگي والدين بر فرزند تلقي شود اما فرزند اگر چه خود داراي فرزندان بسياري شده باشد باز نوعي همبستگي عاطفي خاصي با خانواده خود را دارد محبت و عطوفت ،مهرباني و گذشت ، بزرگواري و فداكاري از عمده ويژگيهايي است كه خانواده ايراني از آن برخوردار است كه اگر  اين بار عاطفي به کودکان عرضه نشود خانواده ای نابسامان كه موجبات نارسایی در زمینه های رشد جسمانی و روانی و عاطفی و به خصوص اجتماعی آنان را بوجود مي آورد.(آقابخشي؛1378)<br />
برخی از تحقیقات نشان داده اند افرادی که در کودکی از محبت محروم بودند بعد ها کارشان به واکنش های ضد اجتماعی کشیده شده است  .افراط در محبت نیز ممکن است زمینه های پر توقعی ، عصیان علیه پدر و مادر و عدم سازگاری با سایر افراد جامعه را برای فرزند در پی داشته باشد . طرد از طرف خانواده ممکن است کودکان را دچار آسیب و انحراف نماید .کودکی که مورد بی اعتنایی والدین یا مورد خشونت یا به دلیل نوع جنسیت و ... مورد بی توجهی قرار می گیرد ، نیز آسیب های جدی می بیند بی بندو باری در روابط گفتار و کردار والدین ، طرز برخورد ها و رابطه آنها با یکدیگر ، مراقبت ها درخواب و بستر ، نوعی بازیها و وقت گذرانی ها ، کنایات و اشارات و ... همه برای جلوگیری و شکل گیری از انحراف فرزندان در محیط خانواده باید پدر و مادر در روابط خصوصی مراعات نمایند . همچنین محل خواب خود و فرزندان را جدا نمایند . (قائمی ، 1366 ، ص 75 )<br />
لازم است تا در مورد استحمام کودکان و نوازش آنان نکاتی را رعایت کند و از پوشیدن لباسهای زننده ، و شوخی ها و کنایات در حضور فرزندان خودداری نمایند . <br />
مقوله سرکشی با برخی از مشکلات در خانواده ارتباط تنگاتنگی دارد  فقدان آرامش و امنیت  ، فقدان ارتباطات مثبت در درون خانواده، کم توجهی به ضرورت حفظ وحدت خانواده و گرایش به جدایی از همسر، وجود بی تفاوتی در خانواده و به حال خود رها کردن فرزندان همگی از جمله عوامل پیش بینی کننده سرکشی جوانان هستند که در این زمینه توجه به اصلاح امور خانواده ضروری و قطعی است . همچنین تعارض با والدین و غرب زدگی  و اعتیاد ممکن است در ساختار شخصیت و هویت جوانان باعث روابط غیر دوستانه با والدین و بزرگسالان شود . در کنار آن ارتباطات مثبت درون خانواده و عملکرد دینی و ملی خانواده و وابستگی به خانواده و خانواده قدرتمند و خانواده آسانگیر از عوامل مهمی است که پیش بینی کننده تفاهم جوانان با والدین و بزرگتر هاست (خراساني ؛ 1384)<br />
<strong><br />
خشونت خانوادگی و بزه دیدگی </strong><br />
برخلاف  تصور عموم ، كودكاني كه در خانواده  متشنج  زندگي  مي كنند، بيشتر از كودكان  طلاق ، در معرض بزهكاري قرار دارند. فرزندان  طلاق در مقايسه  با فرزندان خانواده هاي متشنج  وضعيت  متعادل تر و روشنتري دارند زيرا به رغم  همه مشكلات در سايه وجود يكي از والدين ، مسير اجتماعي شدن را طي  مي كنند.. امروزه تعداد خانواده هايي كه  به رغم ادامه زندگي مشترك به يخچالها و مقبره هاي عاطفي  مبدل شده اند، بيشترازآمارطلاقهاي رسمي است . آن چه از نظر متفكرين و انديشمندان اجتماعي مغفول  مانده است ، وضعيت كودكاني است كه دراين مقبره هاي به ظاهر آرام خانوادگي به فراموشي سپرده  شده  و از ياد رفته اند. وقتي كودكان شاهد ستيز و درگيري مابين والدين هستند و سيل حرفهاي ركيك  و نامطلوب را به سمت همديگر روان مي كنند، جدايي والدين به مصلحت كودكان نزديكتر است . لذا كودكاني آسيب پذيرتر و در معرض  بزهكاري قرار مي گيرند كه از حمايت كافي  والدين  برخوردار نباشند. <br />
خشونت استفاده عمدی از قدرت فیزیکی یا تهدید یا تمایل بر روی خود یا دیگری یا بر یک گروه یا جامعه است که ممکن است آسیب همراه با احتمال ایجاد جراحت، مرگ ،آسیب روحی، اختلال رشد یا محرومیت های گوناگون باشد . (همشهري، 19 دي ،1383)<br />
اگر محيط خانواده بستر ايجاد خشونت و پرخاشگري باشد ، نقش قطعي در افزايش رفتار خشونت آميز و بروز و ظهور آن ايفا مي كند ( اعزازي ، 1376، ص 171)<br />
تحقيق جديدي در لوس آنجلس و كالگاري مشخص كرد افرادي كه در كودكي مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند دو برابر ديگران در خطر ابتلا به مشكلات رواني از افسردگي تا هيجان زدگي هستند ميزان تمايل آنها به استفاده از مواد مخدر دوبرابر بيشتر از ديگران است ،اعتماد به نفس ندارند و در روابط صميمانه با خود و ديگران متزلزل اند. ( اعزازي ،1376،ص 211).<br />
<strong><br />
راههاي اصلاح و مهار پرخاشگري </strong><br />
در گذشته نقشهاي متفاوتي برعهده خانواده  بود كه به  مرور زمان اين  نقشها تعديل شد و بسياري از وظايف خانواده همچون آموزش و تعليم و تربيت به عهده نهادهاي اجتماعي گذاشته شد	<br />
كه در اين ميان تنها نقشي كه به عهده خانواده  واگذاشته  شده  است ، مسئله  سيراب  كردن  فرزندان  از عاطفه  و مهرورزي  و داد و ستد محبت  بود. دلگرمي  نسبت  به  محيط خانواده  باعث  مي شود كودك  در محيط اجتماعي ودر مقابل گروههاي  هنجارشكني كه برسر راه وي قرارمي گيرند، امتناع  نشان  دهد.اگر چه بسياري  از فرزندان  در محيط خانواده  شاهد ستيز و كشمكش  مابين  والدين  خود هستند.<br />
كه روز به روز شاهد افزايش  آمار طلاق  و جدايي  هستيم .كه بخش  زيادي  از مشكلات  كودكان  در جامعه  ايراني  به نوع  نگاه  مسئولاني  بسته  است  كه  عهده دار ساماندهي  به  مشكلات  كودكان هستند(همشهري ،19 دي ،1383)<br />
آگاهي دادن به افراد ، آگاهي به زشتي امر ، رفع ناكامي ، ايجاد محيط صميمانه ، ايجاد سرگرمي و اشتغال ،دور داشتن از جنجالها و بها ندادن به لجبازي ها از جمله عوامل كاهش پرخاشگري است .<br />
<br />
<strong>كثرت فرزندان وتربيت نامناسب</strong><br />
خانوادهاي پر جمعيت غالبا از نظر اقتصادي در وضعي مناسب نيستند سطح زندگي پايين است و خانه از امنيت كافي برخوردار نيست .چنين خانواده هايي اغلب بي برنامه هستند و كمتر به فرزندانشان توجه مي نمايند . كثرت فرزندان در يك خانه ، شرايط و زمينه هاي آسيب هاي اجتماعي و انحراف را فراهم مي سازد و آنان را از لحاظ روحي و رواني دچار پرخاشگري ، گيجي و بد اخلاقي مي كند و به آنان آسيب وارد مي نمايد . چه بسا بخاطر كمبود جاو مكان ناچارند در يك اتاق استراحت كنند همچنين در اين خانواده ها رقابت و حسادت و ناسازگاري ببن فرزندان بسيار است .<br />
تبعيض و تفاوتهاي جنسيتي ميان فرزندان آنان را به فساد مي كشاند چرا كه احساس حقارت خود سرمنشا بسياري از نابساماني هاست كودكاني كه در محيط خانواده تبعيض مي بيند در بعد اجتماعي نمي توانند افرادي عادي و بهنجار باشند جامعه ما جامعه اي است با سنتهاي قديمي كه در آن معمولا فررزند پسر مطلوبتر است چرا كه اعتقاد براين است فرزندان پسر باعث تداوم نسل ،و بقاء اقتصاد خانواده اند . چنين نگرشي از طرف والدين زمينه هاي حقارت ، تنفر و انزجار و .. را در فرزندان فراهم مي آورد.<br />
بررسيها نشان مي دهد كه پدر و مادر از همان لحظه تولد نسبت به كودك دختر يا پسر تفاوتهاي رفتاري نشان مي دهند و مشخصا تفاوتها از زمان در آغوش گرفتن نوزاد و نحوه شير دادن نوزاد است . همچنين در تشويق و تنبيه و خريد اسباب بازي و آزاديهاي فردي و اجتماعي و .. تبعيض وجود دارد.( اعزازي ،1376،ص 195).<br />
<strong><br />
بي اعتقادي والدين و بزه </strong><br />
اعتقادات از جمله عواملي است كه رعايت اصول آن باعث كاهش ناهنجاري و در نتيجه كاهش انحرافات مي شود .آشنايي با مباني ديني و پرورش ايماني قوي و راسخ باعث ايجاد فضائلي از جمله : فداكاري ، تقوا ، خلوص ، پاكدامني ، خدمت به خلق و ... و دوري جستن از انديشهاي غير انساني از جمله ظلم ،ستم و دروغ در انسانها مي شود كه پرورش مذهبي بزرگترين عامل بازدارنده از انحرافات است .<br />
امروزه انسانها از لحاظ اعتقادي در سطح پاييني قرار دارند و مادي گرايي بر زندگي آنها سايه افكنده است و اين امر باعث ازدياد جرم است . (خراساني ؛ 1384)<br />
<strong><br />
رابطه سطح درآمد والدين و بزه ديدگي </strong><br />
امروزه والدين به علت مشغله هاي كاري زياد و چندشغله  بودن ، ديگر از حال  فرزندان  غافل  بوده  و وقت كافي  براي تامين نيازهاي اساسي كودكان اختصاص نمي دهند.كودك قادر نيست مشكلات و مشغله هاي والدين را به طور كامل درك كند ودريافت درستي از اين مشكلات ندارد و اين غفلت را حمل بر بي توجهي  و عدم محبت كرده و در تفكر كودكانه اش  قادر به  هضم  اين شرايط نيست . اين  افراد كه  زندگي  مشتركشان را بر پايه مهرورزي بنا نهاده اند به  علت  ناكارآمدي سيستم اجتماعي در تامين  معيشت  و نيازهاي اوليه خانواده خود قادر به ادامه اين  مهرورزي  نيستند. (همشهري،19دي ،1383)<br />
همچنين مشكلات مالي در روابط والدين با نوجوانان تاثير مي گذارد در خانواده هاي كه دچار كمبود مالي هستند حضور سر پرست خانواده در جمع خانوادگي كمتر مي شود و تماس با افراد به حداقل مي رسد . افراد خانواده در وضعيت خسته يكديگر را ملاقات مي كنندفشار و خستگي ، حوصله افراد و تحمل عقايد يكديگر را كم مي كند ودرگيريهاومشاجرات رادامن مي زند .<br />
والدين فقير نزد فرزندان اعتبار و حيثيت خود را از دست مي دهند در نتيجه تسلط و نظارت آنان بر اعضاي خانواده كاهش مي يابد كه اين امر باعث ايجاد شرايط و زمينه انحراف است .فقرباعث بي نظمي اقتصادي در خانواده مي شود كه بدنبال آن فقر فرهنگي به وجود مي آيد .افسردگي ،احساس حقارت و خرابكاري و انتقام جويي و سرخوردگي و .. از عوارض فقر فرهنگي است . در مقابل رفاه زدگي هم نيز نقش مهمي در ايجاد بزه و بزه ديدگي دارد والدين نسبت به فرزندان و يا فرزندان نسبت به پدر و مادر بي توجه هستند ، تفنن و خوشگذراني و ولگردي و ... ازعوارض رفاه زدگي است. (خراساني ؛ 1384)<br />
<strong><br />
محل سكونت و تاثير آن در بروز بزه و بزه ديدگي </strong><br />
ظاهر خانه مسكوني و محل قرار گيري آن در مناطق مختلف يك شهر تاثير بسزائي در ايجاد بزه و بزه كاري دارد. محيط اجتماعي و فرهنگي خانواده از يك طرف و محل استقرار منزل در نقاط مختلف شهر نقش موثري در بروز يا كاهش انحرافات اجتماعي دارد.بعنوان نمونه هرچه محيط خانواده مناسب پرورش و تربيت باشد ولي محل خانه نامناسب باشد افراد انواع بزهكاري را ديده و تجربه مي كنند.(كي نيا،1374،ص277)<br />
<strong><br />
محيط مسكوني </strong><br />
پدر و مادر با انتخاب محل سكونت خود اطرافيان اجتماعي خانواده خودراتعيين مي كنند.اگر محيط خانواده مسكوني در منطقه اي باشد كه بروز بزهكاري در آن فراوان است احتمال برخورد اعضاي خانواده با اين نمونه وجود دارد و همچنين در مناطق پرجمعيت و عاري از محيط بهداشتي و تفريحي احتمال وقوع جرايم بيشتر است .امام علي در رابطه با تاثير محيط بر فرد مي فرمايد : شباهت مردم به محيط اجتماعي شان بيشتر از شباهت به صفات خانوادگي آنها مي باشد . (خراساني ؛ 1384)<br />
<strong><br />
سطح تحصيلات والدين و بزه</strong><br />
ميزان تحصيلات ازشاخص هاي مهم در محيط خانواده است كه سطح تحصيلات والدين نقش اساسي در كاهش يا افزايش ميزان بزه دارد وقتي فرزندان آموزشهاي لازم را خوب فرا بگيرند هرچند در آن محيط قرار بگيرند از ارتكاب به آن پرهيز مي نمايند .(قائمي،1364،ص 181)<br />
<strong><br />
رابطه اعتياد و بزه ديدگي</strong><br />
اعتياد به حالتي كفته مي شود كه فرد از نظر جسمي يا رواني خود را نيازمندبه انجام يا رفتاري يا مصرف ماده اي بداند . اعتياد همه يا بعضي از افراد خانواده نيز ممكن است بطور مستقيم يا غير مستقيم در رفتار بزهكاران اثر بگذارد.وهمچنين ارتباط مستقيم و غير مستقيم اعضاي خانواده با مواد اعتياد آور زمينه اعتياد آنان را آسان مي كند .خانواده اي كه در اعتياد وجود دارد سرد و بي رونق است زن وفرزندان اگر چه در كنارهم زندگي مي كنند ولي از هم احساس بيگانگي مي كنند و سرنوشت بدي را به فرزندان القا مي كنند .(قائمي،1366،ص 260)<br />
تحقيقات نشان مي دهد فرزندان خانواده هاي پدر معتاد با همسالان عادي خود سازگاري ندارند . ارتباط آنان با والدين توام با ارتباط متقابل نيست . آنان به طور معمول ترك تحصيل يا افت تحصيلي دارند . روابط خارجي و اجتماعي اعضاي خانواده ، بستگي زيادي به كنش هاي پدر درخانواده دارد . درخانوده هاي پدر معتاد ، ناسازگاري اعضاء افزايش مي يابد . روابط اجتماعي اين گونه خانواده ها با مهر و عطوفت همراه نيست و خشونت بر رفتار هاي اجتماعي آنان حاكم است . ( آقابخشي،1378 ).<br />
<strong><br />
بررسي تاثير از هم پاشيدگي كانون خانواده و بزه ديدگي </strong><br />
از هم گسيختگي خانواده در رشد فرزندان و رفتار انان تاثير دارد كه ممكن است بر اثر مرگ پدر و مادر يا جدايي و طلاق صورت گيرد .وقتي كشمكش خانوادگي سبب جدايي پدر و مادر از يكديگر مي شود فرزند احساس اعتماد و وفاداري به خانواده را از دست مي دهد تعارض درخانواده چه ميان فرزندان و والدين و چه بين خود والدين باشد ازجمله عوامل جرم زاست .(كي ني،1374،ص 26)<br />
<strong><br />
رابطه سن افرادبا بزه و بزه ديدگي </strong><br />
سن در نوع جرايم به طور مستقيم و غير مستقيم تاثيرفراواني دارد.كه در دوره كودكي چون از لحاظ جسماني و رواني ضعيف است نياز مراقبت بيشتر دارد و به همين دليل كمتر مرتكب جرم مي شود و در دوران نوجواني (12-18)چون فرد با هيجانات و تحولات جسمي و رواني روبرو است زمينه بزه را براي افراد مهيا مي كند و دوران جواني (18-25)چون دوران بحران و تغيير عقايد مذهبي است و چه بسا انديشه و عقايد جوانان با والدين متفاوت باشد و خود عامل ستيز در ميان جوانان است .و دوره بزرگسالي چون با ضعف جسمي شروع مي شود و به دليل كمبود نيروي بدني ميزان جرايم كاهش مي يابد .بطور كلي دوران نوجواني و جواني دوران جدايي عاطفي است آنان دوست دارند از محيط خانواده دور شوند تا با افراد مختلف و گروههاي گوناگون و فرهنگ هاي متفاوت آشنا شوند و انس بگيرند كه محيط نابسامان خانواده اين روند را تشديد مي كند تفاوت سن والدين با يكديگر و فرزندان فاصله بين آنان را زياد مي كند و زمينه بروز انحراف را در آنان مساعد مي كند و همچنين زمينه سازانواع بزهكاري را براي فرزندان و يا حتي والدين مهيا مي سازد. (خراساني ؛ 1384)<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<strong>نتيجه گيري </strong><br />
1-	خانواده به عنوان مهمترين و بنيادي ترين نهاد اجتماعي در سلامت و شرافت و انحراف اعضاي ان موثر است كه داراي كاركردهاي ذيل مي باشد.توليد كالاي اقتصادي و خدماتي ، تعيين پايگاه اجتماعي براي فرزندان، آموزش فرزندان ،آموزش مذهب به كودكان و نوجوانان ، توليد نسل، حمايت ، عطوفت و محبت و روابط اجتماعي خانواده.<br />
2-	رشد و توسعه فناوري و صنعت در جوامع فعلي شكل و كاركرد خانواده هاي را تغيير داده كه اين مسئله در جاي خود قابل تامل است <br />
3-	برخي عوامل تاثير گذار بر خانواده ها همانند طلاق ، فوت ، اعتياد ، اختلالات رواني ،رسانه هاي گروهي يا جمعي ، ميزان تحصيلات والدين، شغل والدين ، سطح درآمد، سن والدين و ... توانسته تغيير و تحول را در نوع رفتاراعضا خانواده داشته باشد كه ميزان تاثير هريك از اين عوامل متفاوت است و علاوه بر اينكه عامل ايجاد بزه و بزهكاري در افراد مي گردد شرايط و زمينه هاي آن را در ساير اعضا فراهم مي آورد .<br />
4-	جدايي والدين يا طلاق همسر و غيبت طولاني يكي از والدين در خانواده آثار ناگواري را بر ساير افراد به خصوص فرزندان وارد مي سازد لذا در سيستم خانواده نبايد دنبال بازنده و برنده بود بلكه به دنبال نتيجه كلي از كار سيستم بود.<br />
5-	خانواده هاي كه در زير يك سقف يكديگر را تحمل مي كنند و يخچالهاي عاطفي درست كرده اند چه بسا آثار مخرب تري بر فرزندان خود برجاي مي گذارند.<br />
6-	حيات خانواده بستگي به بالا بردن سطح تحمل اين نهاد و تسهيلاتي كه نظام اجتماعي براي نظام خانواده فراهم مي سازد دارد.<br />
7-	اغلب كودكاني كه والدين خود را از دست داده ا ند سراز جرم در آورده يا منحرف شده اند.<br />
8-	اعتياد والدين باعث سستي پيوند عاطفي و ويراني خانواده شده است <br />
9-	ازدواج مجدد والدين و زندگي كودك با ناپدري و نامادري زمينه هاي پرخاشگري و حسادت و تبعيض قائل شدن بين فرزندان را در خانواده فراهم مي آورد <br />
10-بيسوادي ، محيط نا مناسب و فقر و رفاه هم باعث بروز بسياري از انحرافات اجتماعي مي باشد.<br />
11- والدين در نوع ارتباط با فرزندان بايد دقت لازم را بعمل آورند چه بسا منشا انحرافاتي در اين ارتباطات مي باشد.<br />
<br />
<br />
<strong>پيشنهادات :</strong><br />
1-	والدين به فرزندان خود احترام بگذارند با آنان صحبت كنندو به سخنان آنان گوش دهندو آنان را با محيط اطراف خود در تمام زمينه كاملا آشنا كنند.<br />
2-	والدين بر بسياري از امور فرزندان خود مانند اخلاق و وضعيت تحصيلي و انضباط و دوستان رفت و آمد آنان و دخل و خرج و گذراندن اوقات فراغت وارتباط مستمر بين مدارس و خانواده نظارت داشته باشند.<br />
3-	مهمترين قدم در فرايند تعليم و تربيت آشنا كردن والدين  به اصول و روشهاي بر قراري روابط انسان با فرزندان است .<br />
4-	در محيط خانواده نبايد حرف از تبعيض بين اعضاي خانواده باشد .<br />
5-	در انتخاب محيط زندگي دقت لازم بعمل آورده شود .<br />
6-	خانواده بايد محل امنيت و آرامش براي فرزندان باشد نه باعث نفرت فرزندان از والدين .<br />
7-	براي پيشگيري از بزه و عدم گسترش آن بايد سه اولويت  در نظر گرفته شود يعني در نظر گرفتن عموم مردم ، توجه به افراد در معرض خطر و توجه بزه ديدگان را مد نطر داشت كه هر كدام از آنها بايد در سه محور توسعه نهادي ،كاهش فرصتها و تغيير در ارزشها اجتماعي مورد توجه قرار گيرد كه در اولويت اول در توسعه نهادي بايد اتخاذ سياستهاي حمايت از خانواده و عمومي نمودن نظام مراقبت از خانواده را در نظر گرفت .در دومي اتخاذ استاندارهاي مناسب در ساخت و ساز مناطق مسكوني و در قسمت تغيير در ارزشها  بايد به توسعه روشهاي حل و فصل خشونت هاي خانواده گي از طريق رسانه هاي جمعي اقدام شوددر اولويت دوم تدابيري براي مادران جوان و ارتقا ي مهارتهاي تربيتي والدين و در اولويت سوم بايد به حمايت كودكان كه با آنان بررفتاري ني شود و يا ايجاد مراكزي جهت نگهداري زنان بزه ديده انجام شود.<br />
8- ايجاد و فراهم آوردن امكانات و تسهيلات لازم براي اينگونه خانواده ها از طرف دولت .<br />
<br />
<br />
<br />
<strong> منابع : </strong><br />
- آقا بخشي ، حبيب ،اعتياد و آسيب شناسي خانواده، تهران ، انتشارات دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي،1378.<br />
- اعزازي ، شهلا،جامعه شناسي خانواده چاپ اول ، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ،1376.<br />
- اينترنت (آقابخشي،كارگاه آموزشي، خانواده بعنوان يك سيستم)كنگره 60، 26/11/1387.<br />
- خراساني ،مجتبي ، بررسي علل بزهكاري جوانان دراستان گلستان ، پايان نامه ارشد،1384.<br />
- روزنامه همشهري،شنبه19دي ،1383.<br />
- ساروخانی ، باقر،، دايره المعارف علوم اجتماعي، تهران ، چاپ اول ، انتشارات كيهان،1370.<br />
- قائمی، علي ،آسيب ها و عوارض اجتماعي ، چاپ اول &ndash; انتشارات اميري ،1368 .<br />
- قائمي ،علي،ترس و اضطراب در كودكان،چاپ اول ،انتشارات انجمن و اوليا و مربيان،1364.<br />
- قائمي ،علي،كودك و خانواده نابسامان،چاپ اول ،انتشارات انجمن و اوليا و مربيان ،1366.<br />
- کی نیا ، مهدي، جرم شناسي ، تهران ، مجتمع علمي فرهنگي مجد،1374.]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001231.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001231.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب برگزیده</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:04 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خليج عربي يا توطئه غربي</title>
         <description><![CDATA[كارشناس ارشد مردم شناسي<br />
<img width="140" vspace="5" hspace="5" height="186" align="left" alt="" src="/UserFiles/Image/volume54/mir_akhorli_khalije_fars.jpg" /><br />
زماني نه چندان مديد است برخي از كشورهاي عربي حوزه خليج فارس و به تبع آن كشورها و نهادهاي غربي، در محافل سياسي نام زيبا و تاريخي خليج فارس را در مقابل نام ساختگي و جعلي خليج عربي قرار مي دهند و از اين طريق سعي در تحت الشعاع قرار دادن قدرت بلا منازع ايران در منطقه، جهان و همچنين ايجاد تنش بين روابط كشورهاي منطقه را دارند.<br />
اين موضوع از آنجا سرچشمه مي گيرد كه برخي از مقامات كشورهاي تازه به دوران رسيده حوزه خليج فارس كه تا چند دهه قبل در بي نشاني مطلق بسر مي بردند ، به لطف منابع عظيم نفت و گاز خاور ميانه و حمايت بي دريغ غرب از آنها سري در سرها درآورده و صاحب تجارت و كسب و كار پر رونقي گشته اند ولي براي تداوم مناسبات اقتصادي خود در عرصه جهاني و به تبع آن  نداشتن خودكفايي و استقلال  لازم در كوچكترين ملزومات صنعتي ، هميشه نيازمند كمك و حمايتهاي شركتهاي بزرگ غربي بوده اند.<br />
به نوعي ميتوان اينگونه تصور كرد كه كشورهاي حوزه خليج فارس در چند دهه گذشته گونه اي از استعمار ناملموس را درحال تجربه كردن مي باشند چرا كه اگر كشورهاي غربي فقط براي چند روز دست از حمايتهاي خود بردارند صنعت و توليدات آنها به طور كلي فلج خواهد شد.<br />
همانگونه كه شاهد بوده ايم اين مراودات صنعتي نه تنها باعث شده است سود سرشاري از منابع نفت و گاز عايد اين كشورها شود بلكه سودهاي عظيم و سرشاري را نيز عايد كشورهاي غربي نموده است.<br />
تاثير وابستگي كشورهاي عربي حوزه خليج فارس به حمايتهاي غربي تا آنجا بوده است كه به راحتي آنها را تحت تاثير سياستهاي تخريب كننده اي كه بر عليه ايران در نظر گرفته اند قرار داده و توانسته اند روابطكشورهاي حوزه خليج فارس را با اعمال سياستهاي فطنه انگيز خود دچار تنش نمايند.<br />
پيش كشيدن نام جعلي خليج عربي نيز از آن جمله است كه مي توان به عنوان يكي از نمونه هاي بارز خصومت هاي آنها عليه كشور ايران بشمار آورد.<br />
همانگونه كه سالهاست كشور انگليس بر سر جزاير سه گانه ايران دچار مشكل است و به نوعي قصد دارد با تحريك كشورهاي حوزه خليج فارس نوعي ديگر از شيطنت فطنه انگيز خود را در منطقه ايجاد نمايد.<br />
در حال حاظر نيز قصد دارند با تحريك اين كشورها عليه ايران و با عنوان نمودن نام جعلي خليج عربي و اعمال رشوه هاي كلان به سازمانها ، موسسات، رسانه ها و ايجاد نقشه هاي ساختگي با عنوان خليج عربي همين هدف را دنبال كنند اما اين موضوع براي مردم ايران و جهان امري ناشناخته نيست و نخواهد بود.<br />
چرا كه تاريخ از گذشته هاي نشان داده است يكي از راههاي نفوذ و تخريب استعمار پير انگليس تخريب هويتي،ملي ،قومي و فرهنگي ملتها بوده است.<br />
اما در آخر و به عنوان نصيحت به دوستان و همسايگان حوزه خليج هميشگي فارس ميتوان گفت اگر شركاي غربي تان امروزه و به اين سادگي شما را تحت تاثير سياستهاي فتنه انگيز در بر هم زدن مناسبات سياسي، اقتصادي و اجتماعي خود عليه ايران قرار داده اند و از شما تنها به عنوان ابزاري براي اعمال سياستهاي خود عليه كشورهاي ديگر علي الخصوص ايران استفاده ميكنند روزي هم فرا خواهد رسيد تا با خود شما نيز همين كار را كرده و هويت و فرهنگتان را در ورطه فراموشي قرار دهند و بدانيد همانگونه كه خليج فارس از قلب تاريخ جهان تا امروز خليج فارس بوده است تا آينده هاي بسيار دور نيز خليج هميشگي فارس باقي خواهد ماند.]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001239.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001239.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب برگزیده</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:03 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خودکشي ايدئولوژيکي </title>
         <description><![CDATA[<br />
<strong>چکيده:</strong><br />
در اين جستار سعي شده است که نوع خاصي از خودکشي، از فرايند واقعيت هاي اجتماعي- تاريخي انتزاع و مفهوم سازي شود تا شناخت کاملي از اين پديده صورت پذيرد و زواياي آشکار و پنهان آن بررسي و در طبقه بندي جديدي بنام خودکشي ايدئو لوژيکي گنجانده شود که خود به سه دسته شامل خودکشي سياسي، خودکشي مذهبي وخودکشي رهايي بخش تقسيم شده که در نوع اول در اجتماعاتي صورت مي گيرد که مذهب عامل مهم همبستگي شديد اجتماعي است و نهاد دين و مذهب در هم تنيده اند لذا وقوع جنگ و اشغال کشور زمينه ظهور و بروز خودکشي سياسي را فراهم مي کند ودر نوع دوم نيز وقتي تضاد منافع سياسي، عقيدتي وطبقاتی بين گروههاي شبه مذهبي ويا گروههای مذکور با دولتها  در يک کشور بوجود مي آيد براي رسيدن به اهدافي که مقدس شمرده مي شود دست به تکفير دشمن زده ودر نهايت خودکشي مذهبي را رقم مي زند  ودر نوع سوم هم فشار ساختار هاي جامعوي بر فرد، ايدئولوژي رهايي از آلام را بوجود مي آورد و باعث خودکشي از نوع رهايي بخش مي شود. در ادامه نوشتار سعي شده است که پارادايم بوجود آمده را، توصيف و تبيين نموده تا عوامل تکوين خودکشي اخيررا شناسايي و با دسته بندي دورکيم مقايسه تطبيقي انجام گيرد . ودر پايان نيز نتيجه گيري خواهد شد که مفهوم بدست آمده تفاوت تيپولوژيکي با دسته بندي دورکيم دارد چرا که در خودکشي اخير ايدئولوژي موثر اصلي است و عاملي است پيشيني ولي در تبيين خودکشي دورکيم برايند تعامل فرد با گروه و ساختارها عامل تکوين خودکشي است و نقطه التفاق ديگر اين نکته مهم است که مذهب در خودکشي ايدئولوژيکي عامل شتاب دهنده ولي در تبيين دورکيم عامل باز دارنده مي باشد که بايستي بعنوان واقعيتي مستقل مورد توجه قرار گيرد بنابر اين فراتر رفتن از مرز تعبير و تفسير کلاسيک و جا افتاده به علت نو شونده گي فرايند واقعيت هاي اجتماعي که زمان- مکان شمول مي باشدو به منظور آشکار کردن معاني تازه از پديده ياد شده، باز تفسير اين نوع خاص از خودکشي الزام آور مي شود.<br />
<br />
<strong>کليد واژه ها:</strong> خودکشي ايدئولوژيک،خودکشي سياسي،خودکشي مذهبي، ،خودکشي رهايي بخش،عمليات استشهادي<br />
<br />
<strong>مقدمه وبيان مسئله:</strong><br />
يکي از معضلات جامعه انساني که در قرن اخير به شکل رخدادي نابهنجار ويا مرضي در آمده ،نوعي از خودکشي است که ناشي از افکار قالبي ارزشي است. و يکي ازعوارض جوامع انساني خصوصا&quot;پيامد مهم جوامع نظام مند است که بيشترمتأثر از نابساماني ساختار جامعه ،جنگ و اختلافات فرقه هاي شبه مذهبی است لذا رويکرد صرفا&quot; پوزيتيويستی در جوامع مدرن و ديده نشدن افکار مذهبی بعنوان يکی از ارکان مهم معرفت بشری واکنشی يکسونگرانه و جزمی بنام بنياد گرايي مذهبی را بوجود آورده که نتيجه آن قوم مداري افراطي و ايستار هاي دگمايي در عرصه جهاني است که در شرايط ياد شده زمينه تکوين نوع خاصی از خودکشی مهيا می شود و تقسيم بندي نوينی از خود کشي راجهت مفهوم سازي وشناخت اين واقعيت اجتماعي الزام آور مي سازد .آنچه در اين جستار گرد آمده، ارائه سنخ بندي جديدي از خودکشي است که در حوزه آسيب شناسي اجتماعي بعنوان يک مسئله جامعتي و يک ضرورت تشخيص داده شده است. بديهي است که با نگاه به پديده هاي انضمامي و آمارهاي غم انگيز موجود(ضمائم: مدل تحليلي شماره 4و3) ،که چندين هزار عمليات انتحاري در طول کمتر از دو دهه در منطقه خاورميانه بوقوع پيوسته وبه تناسب آن کشته و زخمي شدن هزاران زن ، مرد وکودک و ازبين رفتن منابع انساني و مادي، ضرورت پرداختن به اين نوع از خودکشي را بعنوان يک مسئله منطقه ايي که پيامد جهاني دارد را دو چندان مي کند.لذا پديده خودکشي از نوع اخير دراين جستاردر سازه اي بنام &quot;خودکشي ايدئولوژيکي &quot;مفهوم سازي شده است.حال با يک کنکاش دقيق تر بايد پرسيد &quot;خودکشي ايدئولوژيکي&quot; چيست؟ و چه عواملي در شکل گيري آن دخيل اند؟بنابر اين لزوم بازنگري و دسته بندي جديد از اين پديده اجتماعي به تناسب افزايش پيچيدگي و روند تغييرات اجتماعي ناگزير بنظر مي رسد که بايستي مورد مداقه و تامل جدي قرار گيرد .<br />
<br />
<strong> اهداف بررسي </strong><br />
هدف کلي جستار پيش رو، مطالعه وقايع اجتماعي با تمرکز بر پديده خودکشي و نگاهي موشکافانه به نوع خاصي از آن است که با تلفيق کردن اجزاء پراکنده در يک کليت جديد مفهوم سازي شده و در اين جستار به نام &quot;خودکشي ايدئولوژيکي&quot;نام گذاري ودر سه نوع خاص دسته بندي گرديده است که در اين راستا عوامل تکوين اين نوع از خودکشي بررسي و مقايسه ايي تطبيقي با تيپولوژي دورکيم صورت گرفته است. لذا دراين بررسي کوشش شده است تا نظريه کلاسيک و پذيرفته شده دورکيم با تقسيم بندي اخير  گسترش يابد.<br />
<strong><br />
ادبيات نظري</strong><br />
خودکشي در لغت نامه ي دهخدا به معناي &quot; خود را به وسيله اي کشتن ، انتحار ، کار زياد کردن ، کوشش بسيار &quot; آمده است.( لغت نامه ي دهخدا ،1347: 848 )<br />
در سال 1737 دفونتن براي نخستين بار کلمه Suicide درفرانسه به کار برد که بعداً آکادمي علوم فرانسه در سال 1762 آن را پذيرفت . (اسلامي نسب ،1371 : 73) <br />
بر مبناي تعريف مرکزمطالعات انستيتو ملي بهداشت رواني امريکا خودکشي تلاش آگاهانه به منظور خاتمه دادن به زندگي شخص توسط خودش مي باشد .که ممکن است اين تلاش به اقدام تبديل گردد يا فقط به شکل احساس در فرد بماند .<br />
دشه مي گويد : &quot;خودکشي اقدامي معمولاً از روي آگاهي براي سر به نيست کردن خود به آن ترتيب که مرگ هدف يا وسيله باشد .&quot; (رئیس دانا ،1380 :172)<br />
ژان باچلر در کتاب خودکشي خود در مورد خودکشي گريز گرايانه مي نويسد که &quot; انسان با خودکشي کردن سعي مي کند از روبرو شدن با شرايط غير قابل تحمل زندگي فرار کند.&quot; به عبارت ديگر وي خودکشي را خروج از شرايط نامساعد ودشوار زندگي مي داند .(اشنايدمن ،1378 : 178)<br />
آشيل دلماس نيز خودکشي را عبارت مي داند از  &quot; عملي که به وسيله ي شخص براي معدوم ساختن خود انجام مي دهد ، در حالي که اختيار مرگ  و زندگي در حيطه قدرت اوست و از لحاظ اخلاقي موظف به انجام اين عمل نمي باشد . (اسلامي نسب ،1371 :74-73)<br />
اميل دورکيم (1917-1858) دراثر معروف خود به نام خودکشي آن را پديده اي اجتماعي به شمار آورده و چنين تعريف مي کند:خود کشي عبارتست از هر نوع مرگي که نتيجه مستقيم يا غير مستقيم کردار مثبت يا منفي خود قرباني است که به نتيجه آن آگاه بوده است(دورکيم،1378:6)<br />
خودکشي از آسيب هاي مهم فردي و اجتماعي است که به طور متوسط در ميان معتادان و بيماران رواني بيشتر است فرد خودکش بر اين باور است که در زندگي به اهداف و اميال خود  نرسيده است و زندگي مفهوم خود را از دست داده است ومرگ بهترازآن قلمداد مي شود. ( قائمي، 1364: 113-112) <br />
روس به نقل از آندريوف علل اقدام به خودکشي را در سه حيطه بيماريهاي رواني،مسايل اجتماعي و مسائل ارگانيک و جسمي مورد بررسي قرار مي دهد :<br />
1- اختلالات روان پزشکي : افسردگي، الکليسم، اعتياد دارويي، اسکيزو فرني و اختلالات شخصيتي از علل عمده در اين حيطه هستند<br />
2-  مسايل اجتماعي: انزوا، از دست دادن عزيز فقدان فرد مهم زندگي(داغديدگي)،محروميت ،جدايي و نداشتن شغل يا کار مي تواند از عوامل مهم ايجاد ايده و اقدام به خودکشي باشد<br />
3- مسايل ارگانيکي وجسماني: بيماريهاي جسمي، تومور بدخيم،اختلالات عصبي،کاهش فعاليت سروتونين مغزي(ستوده،1386،228-227)<br />
دورکيم درکتاب&quot; تقسيم کار&quot; خود براين اعتقاد است که &quot; خودکشي همراه با تمدن ظاهر مي شود و يا حداقل آن چه به شکل خودکشي در جوامع فروتر ملاحظه مي شود ، خصوصيات ويژه اي دارد ...&quot; . (دورکيم ، 1359: 284) استدلال دورکيم به اين شرح بود که: &quot; خودکشي را بايد يک رخدادبه هنجار و عادي قلمداد کرد اما افزايش ناگهاني ميزان خودکشي در برخي از گروه هاي جامعه و يا کل جامعه يک رخداد نا به هنجار و نشان دهنده ي اختلال هاي نوپديد در جامعه است &quot;. ( کوزر ،1380 :193 )<br />
دورکيم استدلال مي کند که در پراکندگي خودکشي در اروپا، خودکشي در بين کاتوليک ها کمتر و بين پروتستانها بيشتر است واين نتيجه را به عامل ديني کاتوليک ها پيوند مي دهد و بر نقش انتظامات و آموزه هاي ديني مذهب کاتوليک در جلوگيري از خودکشي بين کاتوليک ها تاکيد دارد .وي در مورد عامل دين معتقد است ،اين که مذهب انسان را در مقابل خودکشي حفظ مي کند به اين دليل است که مذهب خود يک اجتماع است و ممکن است کارکرد اجتماع را هم داشته باشد .(دورکيم،1378: - 189-186)<br />
مدل دورکيم در مورد قدرت بازدارندگي دين در مورد ارتکاب به خودکشي نشان داده است که افراد مذهبي کمتر دست به خودکشي مي زنند زيرا که زندگي خود را متعلق به خدا مي دانند و معتقدند که تنها خداوند مي تواند در زمان مقرر زندگي آنها را بگيرد(محمد پور،1383:157)  <br />
دورکيم در کتاب خودکشي عوامل اجتماعي خودکشي را به چهار صورت دسته بندي مي کند:<br />
1- خودخواهانه<br />
2- ديگر خواهانه<br />
3- آنوميک<br />
4- تقدير گرايانه<br />
<strong><br />
خودکشي خودخواهانه: (Egoistic)</strong><br />
دورکيم اين نوع خودکشي را خاص جوامع و اجتماعاتي که داراي فلسفه وسنت فرد گرايي ،استقلال طلبي افراد،خوداتکايي و خودکفايي مي باشند ،مي داند .در چنين جوامعي به واسطه ي ميزان کنترل اجتماعي و فشار جمعي بسيار کم ،تضعيف روح جمعي ،بي طرفي سازمان هاي اجتماعي در مسئوليت هاي فردي ، غلبه مناسبات و روابط ثانويه و رسمي بر روابط اوليه ونخستين و عدم تعلق عميق فرد به گروه ،کمبود يا اختلال شديد همانند سازي با گروه هاي اجتماعي و عدم پشتيباني اجتماعي و سرپرستي عاطفي و رواني سازمان ها از فرد سبب افزايش تمايل او به خودکشي در شرايط بحراني  مي گردد. در اين جوامع افراد شديداً به اراده خود وابسته اند و رفتار خود را بنا به ميل شخصي اشان تنظيم مي کنندو ارزش هاي حاکم بر جامعه در انتخاب آنها  تأثيري ندارد البته اين ميزان فردگرايي بسته به جوامع متفاوت ، تغيير مي کند .<br />
<br />
<br />
<strong>خودکشي ديگر خواهانه(Altruistic) :</strong><br />
خودکشي دگر خواهانه بيشتردرجوامع ابتدايي و به صورت يک وظيفه اجتماعي تجلي پيدا مي کند ؛ مثل رسم ساتي هندوان يا خودکشي مردان درآستانه سالمندي وافراد بيماردرقبايل فيجي ومانگا.(دورکيم ،1378 :254-253)<br />
در اين گونه جوامع ميزان کنترل و فشار گروهي به شدت بالا ، تعلق گروهي بسيار عميق و همانند سازي با گروه بسيار شديد است تا حدي که موجوديت فردي مستقل از موجوديت گروهي نامفهوم قلمداد مي شود و درمجموع مي توان گفت که دراين گونه جوامع ،تقسيم کار محدود ، احساس همبستگي بالا و پيوند  و احساس  يگانگي به علت همانندي شرکت درآداب و رسوم مشترک مي باشد گاه به ويژه در زمان جنگ ، افراد ممکن است زندگي خود را در راه به انجام رسانيدن بعضي از اهداف ارزشمند گروهي ، فدا نمايند ، چنانچه اين گونه رفتار ها به عنوان يک شجاعت و از خود گذشتگي بار ارزشي فوق العاده مثبت گرفته  و مورد تائيد واقع مي شود ، لذا سربازان و داوطلبان جنگي براي ماموريت هاي خطرناکي که مي دانند هيچ گونه شانسي براي زنده ماندن ندارند ، داوطلب مي شوند.<br />
<br />
<strong>خودکشي آنوميک: (Anomic) </strong><br />
خودکشي آنوميک معلول عدم تعادل ،دگرگوني ساختاري ،وقفه ناگهاني شديد يا تغييرات عميق و سريع سازمان ها ونظام هاي اجتماعي است که خوداين عوامل معلول کسادي سازمان اقتصادي ،ازهم پاشيدگي ارزش هاي سنتي ، تورم ،تغيير حکومت وانقلاب و.. است . و کنش افراد به وسيله ي هنجارهاي روشن  و قاطع ، تکوين نيابد . چهار شاخص در بروز اين نوع خودکشي مؤثر است :تغييرات سريع اجتماعي، آشفتگي در نظام جمعي و نظم عمومي جامعه، داشتن مشاغل حرفه اي و ليبرال، طلاق ودر نتيجه ي آن اغتشاش در روابط بين هدف و وسيله ي خانواده.(محسني تبريزي ،1373 :137- 135) (شيخاوندي ، 1373 : 69 )<br />
<br />
<strong>خودکشي تقديرگرايانه (Fatalistic):</strong><br />
اين خودکشي نوعي عکس العمل به بازبيني ،کنترل و تنظيم اجتماعي جامعه است ؛زماني که جامعه به حد مفرط و شديدي دست به &quot; ايجاد نظمي دستوري &quot; مي زند و( فرد به شدت تحت انقياد و تقليد اجتماعي قراردارد وهرچيزي تحديد شده ،کنترل شده ،منظم ،خشک و بي روح است ). دراين مواقع حق گزينش از افراد سلب شده  و فرد تحت شرايط اجباري ، نمي تواند اهداف و راه هاي رسيدن به آنها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن دهد.  (محسني تبريزي ،1373 :137) (شيخاوندي ، 1373 :70 ) <br />
بطور خلاصه دورکيم خودکشي را بر حسب دو متغير مستقل،يعني يکپارچگي و هنجار، تشريح و تبيين مي کند .يکپارچگي و هنجار اگر بيش يا کمتر از حد معمول باشد باعث خودکشي مي شوند .ازاين رو بالا بودن ميزان يکپارچگي (دگر خواهي) و پايين بودن ميزان يکپارچگي (خود خواهي) (نگاه کنيد به نمودار شماره 1) ونيز بالا بودن ميزان هنجار ها(تقدير گرايي) وپايين بودن ميزان هنجارها (هنجار گسيختگي)( نگاه کنيد به نمودار شماره 2) باعث خودکشي مي شودخود خواهي و هنجار گسيختگي علل اصلي خودکشي در دنياي مدرن است(راب استونز،1379: 82-81)<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نمودار شماره(1): <br />
<br />
<div align="center"><img width="328" height="188" alt="" src="/UserFiles/Image/volume54/nemoodar_01.jpg" /><br />
</div>
<br />
نمودار شماره (2): <br />
<br />
<div align="center"><img width="335" height="193" alt="" src="/UserFiles/Image/volume54/nemoodar_02.jpg" /><br />
</div>
<br />
وان پوپل و داي با فرضيات دورکيم در اين زمينه مخالف اند آنها معتقدند که ميزانهاي خودکشي پروتستانها و کاتوليک ها با يکديگر قابل مقايسه نيست .بر طبق نظر اين دو پژوهشگر ،ماموران دولت خودکشي کاتوليک ها را مخفي نگه داشته و آنها را در مقوله هايي مانند تصادفات، مرگ هاي ناشناخته و مرگ هاي اتفاقي طبقه بندي کرده اند آنها براي تاييد نظريه خود از مجموعه وسيعي از داده هاي کشور هلند در زمينه خودکشي استفاده کرده اند که شامل ميزان هاي خودکشي،بر اساس سن،جنس و وفاداري مذهبي بود آنان دريافتند که جمعيت کاتوليک مذهب کودکان بيشتر و افراد جوان تري نسبت به پروتستانها دارند .پوپل وداي ضمن بررسي اين موضوع نتيجه مي گيرند که با توجه به جوان بودن جمعيت کاتوليک مذهب نرخ کلي خودکشي در بين کاتوليک ها به مراتب بيشتر از پروتستانهاست(محمد پور،156:1383) <br />
جامعه شناسان پديدار شناس نيز با تبيين متفاوتي به پديده خودکشي نگاه مي کنند و مدعي اند که مردم معمولا&quot; معناهاي مختلفي نسبت به پديده خودکشي دارند اين معناها براي خودکشي کنندگان بار مثبتي دارد و کار خودکشي را براي آنها راحت تر و آسان تر مي کند،توليد اين معناها پيش از خودکشي موجب طرد معناهايي مي شود که جامعه به خودکشي نسبت مي دهد سرانجام، نظريه معناهاي خود کشانه، ممنوعيتهاي اجتماعي عليه خودکشي را از معناهايي مي داند که مردم به آن نسبت مي دهند زيرا جامعه خودکشي را نوعي کج رفتاري و تعرض نسبت به ارجمندي خداداد و مقدس زندگي مي شمارد بر طبق اين رويکرد، افراد متمايل به خودکشي بايد پيش از اقدام خود، بر اين ممنوعيت هاي اجتماعي غلبه و مجموعه اي از مفهوم سازي و خنثي سازي را تجربه کنند.(صديق سروستاني،1387،171-170)<br />
<br />
<br />
<br />
اشنايدر من اقدام به خودکشي را بر اساس بيان فرد درباره قصد او براي گرفتن جان خود به چهار دسته تقسيم مي کند:<br />
1-	آن هايي که مصمم اند خودکشي کنند.<br />
2-	آن هايي که ترديد دارند خودکشي کنند.<br />
3-	آن هايي که قصد خودکشي ندارند<br />
4-	آن هايي که فقط تظاهر به خودکشي مي کنند و مطمئن هستند که نجات مي يابند <br />
چنانچه ملاحظه مي شود اشنايدر من طبقه بندي انواع خودکشي را به سطح روانشناختي خرد تقليل مي دهد.(محمد پور،1386،150)<br />
<strong><br />
نقش تقليد در خودکشي:</strong><br />
دورکيم نقش تقليد را در خودکشي ناچيز تلقي مي کرد و آن را با خودکشي بي ارتباط مي دانست تارد استدلال مي کرد که همه پيشرفت هاي بشر را مي توان با تقليد تبيين کرد .نخبگان الگو هاي رفتاري را وارد جامعه مي کنند اين الگو ها سر مشق توده هاي مردم قرار مي گيرند و در حوزه هاي فردي و جمعي پذيرفته مي شوند فيليپس براي آزمون نظريه دورکيم در مورد نبود ارتباط ميان تقليد و خودکشي تعدادي از داستانهاي خودکشي که در صفحه مقابل روزنامه نيويورک تايمز بين سالهاي 1947تا 1968 چاپ شده بود را تحليل جامعه شناختي کرد او با استفاده از اين اطلاعات و داستان ها يک آزمون جديد درباره نظريه تقليد تدوين کرد و بر خلاف نتيجه دورکيم دريافت که در ماههاي بعد از چاپ اين داستانها در روزنامه هاي نيويورک تايمز افزايش معنا داري در ميزان خودکشي ها وجود دارد فيليپس بررسي خود را درباره تقليد توسعه داد يافته هاي فيليپس در دوره هاي 1968تا 1977 مجددا&quot; آزمون شد و آشکار شد ولي در مطالعات او معلوم نشد که کدام نوع خودکشي افراد احتمالا&quot; تقليدي بوده،با اين حال ، يافته هاي کلي فيليپس مجددا&quot; تاييد شد بايد در نظر داشت که تقليد صرفا&quot; بين گروههاي کوچک و محدود در يک جمعيت رخ مي دهد اين گروههاي کوچک ممکن است بحران زده و مصيبت ديده باشند يا افراد آن در زمينه هاي شغلي شکست خورده باشند و به يک اندازه در معرض انگيزش ارتکاب به خودکشي قرار داشته باشند در اين شرايط احتمال اين که تقليد بتواند با توجه به اين عوامل ميانجي (تجربيات مشترک در برخي ابعاد) در ارتکاب به خودکشي تاثير بگذارد بيشتر است(همان) <br />
حال با توجه به تبيين هاي مختلف ياد شده رويکرد دورکيم خصوصا&quot; خودکشي دگر خواهانه را که بيشترين ارتباط و قرابت را با خودکشي اخير دارد بعنوان چهار چوب نظري انتخاب و مورد بررسي دقيق قرار مي دهيم .   <br />
<strong><br />
روش تحقيق</strong><br />
در اين پژوهش از روش تحقيق اسنادي استفاده شده است و به جاي آزمون مجموعه اي از فرضيات از پيش طراحي شده با مشاهده دقيق پديده هاي انضمامي که در منطقه خاورميانه بوقوع مي پيوندد  ومطالعه اسناد و مدارک، نويسنده در صدد است تا مشخص سازد خودکشي ايدئو لوژيکي چيست و عوامل تکوين آن کدامند لذا منابع گرداوري شده عبارتند از :منابع فارسي داخلي ومنابع اينترنتي <br />
<strong><br />
مفاهيم تحقيق</strong><br />
تعريف خودکشي ايدئولوژيکي:<br />
اقدامي است کاملا آگاهانه وعموما&quot;مخفيانه و تحت يک نوع الزام خارجي ايدئولوژيکي ودروني شده که ماهيتي ارزشي دارد، جهت پايان دادن به زندگي خويش، به ترتيبي که مرگ وسيله ايي جهت رسيدن به هدف باشد.<br />
بنابراين فرد تحت انقياد افکار و انديشه اي است که به باورش رسيده و آن را در وجودش دروني کرده است .لذا اين افراد ازدل مکاتبي زاده مي شوند که خود کشي در راه اهداف مقدس ويا رهايي بخش را تئوريزه و تطهير ميکنند و فرد در شرايط خاص دنيا را از منظر چهار چوب نظري خودش تفسير و هر عاملي را که باعث عدم تحقق انديشه اش باشد نفي وتکفير مي کند.<br />
<strong><br />
اهداف خودکشي ايدئولوژيکي:</strong><br />
1- از بين بردن اشخاص،گروهها و منافع مادي وابسته به آنها ودر نهايت نابودي بنيان افکار و انديشه مخالف که دشمن ايدئولوژيکي تلقي شده،بوسيله مواد انفجاري به ترتيبي که نابودي کنشگر را بهمراه دارد و فرد کشته شده شهيد محسوب مي شود و فرايند اجراي آن را نيز &quot;عمليات استشهادي&quot; مي نامند.که در خودکشي هاي سياسي و مذهبي متبلور مي شود.<br />
2- رهايي منفعلانه وخروج از شرايط نامساعد ودشوار بدون رويارويي کنشگر با عوامل ايجاد وضعيت موجود ،که در واقع فقط نابودي کنشگر را در پي خواهد داشت و شيوه عمل خودکشي رهايي بخش مي باشد.<br />
<strong><br />
خود کشي ايدئولوژيکي به سه دسته تقسيم مي شود:</strong><br />
1- سياسي<br />
2- مذهبي<br />
3- رهايي بخش<br />
<strong><br />
خودکشي سياسي:</strong><br />
بستر اين نوع خودکشي در جوامعي شکل مي گيرد که نهاد دين و سياست يکي است ويا بخاطر دين دار بودن مردم اين دو نهاد وابستگي متقابل بهم دارند ويا بعبارت ديگر دين در جامعه نهادينه شده و عامل انسجام اجتماعي از نوع مکانيکي است که در صورت حمله نظامي بيگانگان و تصرف کشورتوسط اشغالگران بستر بروز اين نوع از خودکشي فراهم مي شود<br />
لذا جهت حفظ وصيانت از جان، مال و ناموس اجرای عمليات انتحاری تئوريزه و تقديس می شود.از طرفی ديگر<br />
وقتي دو نهاد يادشده اينگونه بصورت يکپارچه در هم تنيده اند نابودي نهاد سياسي الزاما نابودي نهاد دين را در پي خواهد داشت لذا شکست احتمالي ساختار نظام سياسي در اثر وقوع جنگ ، نابودي ساختار نظام ديني تلقي شده و اين انديشه دستمايه فرقه های شبه مذهبی شده واين انديشه تسري پيدا مي کند که جنگ بر عليه باورهاي مقدس مشترک صورت گرفته ودر اين نقطه است که تکفير بيگانه صورت مي گيرد و الزام آوري ارزشهاي دروني شده شخص را وادار به خودکشي از نوع سياسي مي کند<br />
نمونه هايي که مي توان ذکر کرد عمليات&quot; استشهادي&quot;است که در افغانستان وعراق برعليه مواضع اشغالگران صورت مي گيرد وهمين طور خودکشي هاي سياسي که مبارزان فلسطيني برعليه مواضع اسرائيلي ها انجام مي دهند(ضمائم:مدل تحليلي شماره 4و3) و يا بطور خاص عمليات&quot; مارينز&quot; که در23 اکتبر 1983درمقر استقرار نظاميان آمريکايي در لبنان رخ داد را مي توان نام برد که 241تفنگ دار آمريکايي در آن کشته شدند .لذا در همه موارد ياد شده کشور تحت شرايط جنگي است وتا زماني که اشغالگران حضور دارند و حکم تکفير آنان صادر مي شود خودکشي از نوع اخير ادامه مي يابد و اين عمل واکنشي نسبت به جنگ و اشغال کشور توسط بيگانه است.<br />
<br />
<br />
<strong>خودکشي مذهبي:</strong><br />
خودکشي مذهبي خاص جوامع و اجتماعاتي است که از مذاهب و فرقه هاي مختلف تشکيل شده و در تفسير آموزه هاي ديني شان اختلافات بنيادي وجود دارد و در صورت بروز تضاد منافع واختلافات سياسي،رهبران ديني شان حکم به تکفير می دهند  وتفسيرهاي افراطي از مذهب ارائه مي دهندو مذاهب و افکار دگر انديش را تکفير ميکنند. چرا که مثل آنان فکر نمي کنند و عقايد ديگران را سد راه، جهت پيشبرد اهداف مقدس خويش تلقي ميکنند.لذا کشتن و خودکشي در راستاي حذف دشمن تکفير شده را تقديس و ثواب اخروي را به عاملان خودکشي وعده مي دهند که به دو شکل دسته بندی و به وقوع می پيوندد.<br />
1- تضاد منافع بين فرقه های مذهبی:<br />
وقتی بين گروههای شبه مذهبی بر سر بدست آوردن قدرت سياسی و ويا هر نوع منافع طبقاتی ويا اختلافات مذهبی تضادی بوجود آيد شاهد آن هستيم که يک گروه ويا هر دو طرف درگير، دست به تکفير گروه ديگر زده وبرای ازبين بردن منافع و حذف فيزيکی دشمن حکم به عمليات انتحاری جهت مبارزه می دهد که بطور مثال می توان فتوای رهبران وهابی در عراق و عربستان برعليه شيعيان ومواضع و نمادهای مقدس آنان را ياد کردکه نه تنها دست به تکفير شيعيان می زنند بلکه ريختن خونشان را مباح و بهشت را به عاملان عمليات انتحاری وعده می دهند.  <br />
<br />
2- تضاد بين فرقه های مذهبی با حکومت ها: <br />
وقتی تضاد عقيدتی وسياسي بين گروهها و اقليت های مذهبی و حکومت های داخلی و خارجی بوجود بيايد و اگر فرقه های شبه مذهبی حضور حکومت موجود را به عنوان تهديد تلقی نمايند رهبران گروههای شبه دينی بر عليه مواضع حکومت رسمی فتوا صادر کرده و عده ای از افراد احساس تکليف کرده و متقاضی عمليات انتحاری می شوند تا در راه اهداف مقدس تعيين شده خود را فدا نمايند که بطور مثال می توان گروه های شبه مذهبی جندا... در ايران و گروه های طالبان در افغانستان را ذکر کرد که بر عليه حکومت های موجود دست به عمليات&quot; استشهادی&quot; می زنند.و بطور خاص گروه القاعده وعمليات انتحاری 11 سپتامبر و انفجار برج های تجاری آمريکا را که نمونه بارز اين نوع خودکشی می باشد و بطور قطع اين واقعه رامي توان بزرگترين عمليات خودکشی ايدئولوژيکی قرن نام نهاد.  <br />
<br />
<strong>خودکشي رهايي بخش:</strong><br />
در واقع واکنشي به فشار ساختار و نابرابري هاي اجتماعي است که در بستر جوامع نابسامان  شکل مي گيرد وافکاري رشد مي کند که نويد رهايي از رنج و آلام اين جهان را گوشزد ميکند و وعده سرزمين موعودي را مي دهد که از درد و رنج بشري خبري نيست. لذا اين افکار آرام آرام به باور انسانهايي ميرسد که به درد اجتماعي مشترکي گرفتارند واز اين ره آورد فرقه هاي شبه ديني بوجود ميايد که دست از جهان شستن را علاج واقعه مي داند و آرامش ازلي را نيزدر بر داردکه به عنوان مثال خودکشي دسته جمعي فرقه کشيش جونز در آمريکا را مي توان ذکر کردکه 913 نفر زن و مرد وبچه با خوردن قرص سيانور به زندگي خود پايان دادند. جيم جونز يک کشيش ساکن ايالت ايندياناي آمريکا بود که افکار سوسياليستي داشت. وي از تفسير انجيل و کتب مقدس ديگر، به نوعي به فرضيه عدالت اجتماعي (سوسياليسم) دست يافته بود و آن را تبليغ مي کرد. <br />
لازم به ذکر است که برخي از فرهنگ هاي ديني نيز گاهي بعنوان زمينه ساز،گذر از انديشه به عمل خودکشي را تسهيل مي کنند.در باور بودا يي زندگي نه تنها &quot;شيرين&quot; نيست بلکه ضد ارزش است و رنج والم و&quot; عدم &quot;رهايي محسوب مي شود (نيروانا) اين باور در طي قرون وارد اديان ديگر مانند :مسيحيت و به ويژه عرفان شده است و به صورت&quot; مرگ پيش از مرگ &quot; خودنمايي کرده است که ظاهرا&quot; با اجر اخروي نيز همراه است .(شيخاوندي،1384، صص490-489) بنابر اين مطابق آيين هندو،انديشه برهمن ها و تاثير دين برهمايي، خردمنداني که در جست وجوي کمال و وصول به خير جاويدان يا &quot;نيروانا&quot; بودند ،براي رها شدن از همه دردها و با ورود در عالم فناي مطلق در خلال جشن هاي مذهبي به فراواني دست به خودکشي مي زدند (مورون،1365 ( 10:<br />
لذا با توجه به تفاصيل فوق خودکشي رهايي بخش در هر نوع جوامع ديني بوقوع مي پيوندد ولي خودکشي سياسي و مذهبي  در جوامعي متعين مي شود که داراي دين الهي هستند ودين در هر دو حوزه خصوصي و اجتماعي مشاهده مي شود که در واقع در شرايط خاص ذکر شده دين  همبستگي از نوع مکانيکي را بوجود مي آورد که پيامد آن خودکشي از نوع سياسي و مذهبي است .که در نمودار شماره (3) تبيين شده است .<br />
<br />
نمودار شماره (3):مراحل تکوين خودکشی ايدئولوژيکی در جوامع دينی<br />
جوامع     <br />
<br />
<div align="center"><img width="500" height="537" alt="" src="/UserFiles/Image/volume54/nemoodar_03.jpg" /><br />
</div>
<br />
<strong>مقايسه تطبيقي خودکشي ايدئولوژيکي با انواع خودکشي دورکيم</strong><br />
در واقع با تقسيم بندي بعمل آمده آنچه را که از ديدگاه دورکيم عامل اصلي خودکشي است را مي توان به دو شکل دسته بندي کرد در حالت اول تعامل فرد با گروه است که در غالب گسستگي و پيوستگي به گروه بروز مي کند ودر شکل دوم بصورت فشار هنجار ويا هنجار گسيختگي نمايان مي شود که در اين دسته بندي بعنوان متغير مستقل شناخته مي شود. به عبارتي ديگر فرد يا از اجتماع و ساختار ش رها مي شود ويااينکه خود را فداي انسجام گروهي ميکند که به آن تعلق دارد(جدول شماره2) .ولي در طبقه بندي ايدئولوژيکي خودکشي وسيله رسيدن به اتوپياي آن جهاني است که وعده اش داده شده است.لذا در خود کشي اخير انديشه و افکار مقدس پيشيني، بعنوان عامل توجيه کننده و تسهيل کننده عمل کنشگر مي باشد. لذا حذف فيزيکي افراد و گروهها در راستاي نابودي انديشه مخالف در خودکشي سياسي و مذهبي بطور خاص، ورهايي از آلام اين جهاني وعروج به سرزمين موعود بطور عام، هدف اين نوع خودکشي است.(جدول شماره1)در واقع خودکشي ايدئولوژيکي از آموزه هايي نشات مي گيرد که براي رسيدن به اهداف مقدس و رهايي بخش خودکشي را راهگشا و اين عمل را جوازي براي ورود به آرمانشهر ابدي تلقي مي کنند .بعبارت ديگر خود کشي ايدئو لوژيکي از ديد کنشگر مقدس جلوه مي کند و در نوع مذهبي وسياسي شخص شهيد محسوب مي شود لذا کلمه شهادت داراي بار ارزشي بالايي است ولي در تقسيم بندي دورکيم فقط خودکشي دگر خواهانه داراي ارزش اخلاقي مي باشد و در سه نوع ديگر شخص يا احساس گناه مي کند ويا حس ارزشي در او بوجود نمي آيد. بنابر اين احساس ناسيو ناليستي شديدي که به خاطر دشمن مشترک خارجي در بين توده مردم در يک سرزمين بوجود مي آيد که انسجام اجتماعي را نيز در پي دارد عامل خودکشي خود خواهانه خلبان ژاپني است  که در واقع براي بقاي گروه دست به اين عمل مي زند لذا با خودکشي کسي که قبل از مرگش حفظ ارزشهاي ايدئو لوژيکي را گوشزد کرده وراهنماي عمل خود مي داند هر چند از لحاظ صورت يکي است ولي باتحليل موقعيت مي توان دريافت که از حيث ماهيت کاملا متفاوت مي باشد.و تفاوت آشکار ديگر که می توان ياد آور شداين است که خودکشی در رويکرد دورکيم در همه جوامع اعم از دينی و غير دينی قابل تحقق می باشد ولی خودکشی با تبيين ايدئولوژيکی فقط در جوامع دينی به وقوع می پيوندد. <br />
<br />
بطور کلي مي توان مطالب بيان شده را در قالب جداول شماره (1)و(2) خلاصه نمود تا کار مقايسه راحت تر صورت پذيرد.<br />
جدول شماره (1):تفکيک متغيرهاي مستقل و وابسته و همچنين هدف در انواع خودکشي ايدئولوژيکي<br />
<div align="center"><img width="795" height="153" src="/UserFiles/Image/volume54/table_01.jpg" alt="" /><br />
</div>
<br />
جدول شماره (2): تفکيک متغيرهاي مستقل ووابسته و همچنين هدف در طبقه بندي دورکيم<br />
<br />
<img width="798" height="180" src="/UserFiles/Image/volume54/table_02.jpg" alt="" /><br />
<br />
<strong> نگاه سه دين بزرگ الهي به پديده خودکشي:</strong><br />
<strong> اسلام :</strong><br />
مطابق کلام خدا در قرآن:&laquo; ولا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحيما ومن يفعل ذلک عدوانا وظلما فسوف نصليه نارا وکان ذلک علي الله يسيرا &raquo;.خود را مکشيد ودستخوش هلاک وتباهي مسازيد که خداوند با شما مهربان است . هر که از روي تجاوز وستم وظلم چنين کند ، به زودي او را در آتش دوزخ خواهيم افکند واين براي خدا آسان است (سوره نساء،آيه 30و29) .<br />
	نگاه پيامبر اسلام: &laquo; دنيا مزرعه و كشتگاه آخرت است&raquo; (مطهري، 1376، ص 75)كسي كه دست به خودكشي مي&rlm;زند و خود را نابود مي&rlm;كند، زمينه زندگي دنيا را از بين مي&rlm;برد و با تدبير و حكمت الهي به مبارزه برمي&rlm;خيزد، چرا كه خدا وي را آفريد، تا به طور طبيعي زندگي كند و به طور طبيعي (غير از خودكشي) از دنيا برود. و او برخلاف اين خواسته عمل نموده است. <br />
	به طور کلي از نظر اسلام ،شريعت الهي حقوق افراد را عطيه&zwnj;اي از جانب خداوند متعال درباره بندگان مي&zwnj;شمارد و هرگونه تصرف و استفاده از اين حقوق را كه منافي و مناقص شريعت و مقاصد شارع انجام گيرد، باطل به حساب مي&zwnj;آورد. به همين دليل دين اسلام خودكشي را در عداد گناهان بزرگ قرار داده و مرتكب آن را مستوجب عقاب و كيفر اخروي مي&zwnj;داند؛ زيرا حيات از جمله عطايايي است كه خداوند در وجود افراد به وديعه نهاده است و افراد بشر نمي&zwnj;توانند اين حق را از خود سلب كنند لذا خودکشي در اسلام حرام است.<br />
	<br />
<strong> مسيحيت: </strong><br />
	مطابق کلام خدا در انجيل، چنانکه يک فرد نجات نيافته مرتکب خودکشي شود، در عمل کاري نکرده جز &quot;سرعت&quot; بخشيدن سفرش به درياچه آتش. در جهنم بودن کسي که خودکشي مي⁯کند تنها به اين خاطر است که نجات عيسي مسيح را رد نموده است. باعث مرگ عمدي کسي شدن يا خودکشي برابر با قتل است اين مثل عملي است که يک شخص با انجام آن سلطه خدا و اميد به رحمت او را ناديده مي گيرد. بنابرابن خودکشي اغلب سرپيچي و امتناع از دوست داشتن خود است. <br />
	هر فرد مسيحي مثل يک فرزند خدا بايد تمام انتخاب هايش را بر اساس اين رابطه به انجام برساند(هر فرد مسيحي مثل فرزند خداست و بايد به دستورات ولي خود احترام گذاشته و بدون اجازه او انتخاب نکند. به محض اينکه جوامع مسيحي شکل گرفت خودکشي در اين جوامع مورد تحريم قرار گرفت. از همان ابتدااعلام شد که خودکشي يک جنايت محسوب مي شود و جز نتيجه تلقين شيطان نيست .جسد خودکشي کنندگان به هيچ وجه به حضور در مراسم مقدس کليسا مفتخر نخواهد شد و سرود مذهبي جسد آنها را هنگام به خاک سپاري همراهي نخواهد کرد. . کتاب مقدس خودکشي را برابر با قتل مي⁯شمارد (که همانا کشتن خود مي⁯باشد). خدا، تنها کسي است که مي⁯تواند تصميم بگيرد، چه وقت و چطور کسي بميرد. وقتي اين قدرت را در دستان خود مي⁯گيريم، از نظر کتاب مقدس، به خداوند کفر ورزيده⁯ايم.<br />
<br />
<strong> يهوديت:</strong><br />
	يهوديت در پرتو تعاليم ارزشمندي که راجع به ارزش وقداست زندگي دارد خودکشي را به عنوان يکي از بزرگترين گناهان بر مي شمارد.خودکشي هميشه در قوانين يهود ناپسند بوده است .حتي اگرفرد مجبور به ارتکاب آن شده باشد پذيرفتني  نيست و يکي از گناهان اساسي است که فرد نبايد به هيچ دليلي زندگيش را تسليم اين گناه کند. کمک در خودکشي ودرخواست اين گونه کمک ها هم منع شده است. بر طبق فلسفه يهوديت روح   براي انجام ماموريتي به اين دنيا فرود آمده است که نمي تواند آن را در عالم ارواح انجام دهد. <br />
	زندگي انسان به شکل تصوير خدا ارائه شده است. تقدس زندگي انسان باعث مي شود که در هر موقعيتي مثل دفاع از خود يا شهادت، زندگي انسان خود يک هدف باشد و استقلال شخص دومين اولويت تقدس زندگي انسان است . بنابر اين يک بيمار اجازه پايان دادن به زندگي خود را ندارد .<br />
<strong><br />
نتيجه گيري:</strong><br />
با بررسي بعمل آمده اجمالا&quot; مي توان بيان نمود که در خودکشي سياسي، جنگ و اشغال کشور توسط بيگانه و در خودکشي مذهبي نيز تضاد سياسي،عقيدتی و منافع طبقاتي فرقه هاي ديني عامل استمرار و بقاي اين نوع از خودکشي هاست ولازم بذکر است که در خودکشي رهايي بخش نيز فشار و نابرابريهاي ساختار اجتماعي است که موجب واکنش افراد مي شود و انديشه شبه ديني رهايي ازآلام دنيا را ايجاد و تسري مي بخشد. و بطور کلي باز تفسير دين به نفع گروهها و فرقه هاي افراطي و ارائه دادن دين استحاله شده به توده مردم عاملي است که عده ايي را وادار به واکنش و خودکشي اخير را در سطح وسيع(جداول شماره 4و3) دامن مي زند. <br />
<br />
بطور خلاصه شرايط اجتماعي وقوع اين نوع از خودکشي به شرح زير مي باشد:<br />
1-	خودکشي سياسي در کشورهايي بوقوع مي پيوندد که تحت اشغال بيگانه است.<br />
2-	خودکشي مذهبي معمولا&quot;در کشور هايي بوقوع مي پيوندد که کشور مدتي تحت اشغال بيگانه بوده و سر نوشت کشور بدست گروههاي داخلي افتاده ويا اينکه تضاد منافع سياسي وطبقاتی بين گروههای بنيادگرا با يکديگر ويا با حکومتهای داخلی و خارجی بستر خودکشي مذکور را رقم مي زند.<br />
3-	خود کشي رهايي بخش نيز واکنشي است بر عليه فشار ساختار اجتماعي بر فرد که انديشه هاي شبه ديني رهايي از آلام را بوجود مي آورد        <br />
با مقايسه تطبيقي بعمل آمده، طبقه بندي چهار گانه خودکشي از ديدگاه دورکيم از لحاظ ماهيت با خودکشي سه گانه  ايدئولوژيک تفاوت بنيادي دارد. بطور کلي مي توان گفت که خود کشي ديگر خواهانه از پيوستگي شديد و خود خواهانه از پيوستگي ضعيف افراد به گروه ناشي مي شود ودر حالي که خودکشي ناشي از بي هنجاري (آنوميک)و خودکشي تقدير گرايانه از دخالت و نظارت بيش از حد ساختار اجتماعي بر فرد ناشي مي شود. (تايلر ،1376 : 16 ) <br />
لذا در تقسيم بندي دورکيم يک نوع انديشه و افکار پسيني وجود دارد ،که بعد از تعاملات فرد با گروه ويا ساختار اجتماع بوجود مي آيدکه عامل واکنش کنشگر مي باشد در صورتيکه درخودکشي ايدئولوژيکي انديشه اي پيشيني عامل کنش کنشگر مي باشد(نمودار شماره 1) و فرد با خودکشي، رسالت خويش را انجام مي دهد واين عمل را بعنوان يک وظيفه ديني تلقي مي کند.<br />
بعبارت ديگردر خود کشي سياسي جنگ و اشغال کشور توسط بيگانه و در خودکشی مذهبی تضاد بين فرقه ای وياتضاد بين فرقه هاو حکومت ها متغير مستقل ودر شکل رهايي بخش نيز ايدئولوژی رهايي از آلام زندگي متغير مستقل مي باشد ودر هر سه نوع خودکشي عامل ايدئولوژي متغيري است پيشيني که خودکشي اخير را تقديس و راهبري مي کند و آن را متعين مي سازد<br />
نکته مهم ديگري که مورد افتراق مي باشد اين است که در تقسيم بندي دورکيم مذهب عامل بازدارنده خودکشي است ولي در خودکشي اخير مذهب عامل شتاب دهنده و مبناي قبلي هر قبليت ديگري را تشکيل مي دهد و يکي از بنيان هاي ظهور اين نوع از خودکشي است .البته در تبيين دورکيم در مورد خودکشي دگر خواهانه، اينگونه مي توان استنباط کرد که مذهب عامل يکپارچگي است و در واقع شرکت درمناسک و آيين هاي مذهبي و باورهاي مشترک مذهبي عامل گرد آمدن انسانها در کنار يکديگر و باعث انسجام اجتماعي است و شايد در ذهن خواننده اين نکته متبادر بشود که مذهب عامل خودکشي دگر خواهانه است و اين يکپارچگي مي تواند دليلي بر افزايش خودکشي از نوع دگر خواهانه شود ولي آنچه که جهت تنوير افکار لازم است اين نکته مهم است که مذهب در خودکشي دگر خواهانه يکي از متغير هايي است که در شکل گيري انسجام گروهي تاثير گذار است و در واقع مي توان گفت که کارکرد پنهان مذهب انسجام گروهي است بنابراين متغير پيوستگي شديد گروهي است که خودکشي دگر خواهانه را رقم مي زند نه الزام آوري مذهبي چرا که در تبيين دورکيم مذهب عاملي است که کار کرد انسجام بخشي دارد لذا بديهي است که مذهب در ديدگاه دورکيم عامل تئوريزه کردن خودکشي نيست ودرست در همين نقطه است که واگرايي محتوايي خودکشي ايدئولوژيکي خودکشي دگر خواهانه آشکار مي شود و نکته آخر اينکه در خودکشي ايدئو لوژيکي مذهب جزء متغير کنترل وعلت العلل مي باشد و ارتباط عوامل ديگر با خودکشي ايدئو لوژيکي داراي همبستگي کاذب مي باشد.( نمودار شماره 4)  <br />
<br />
نمودار شماره (4):<br />
<div align="center"><img width="688" height="404" src="/UserFiles/Image/volume54/nemoodar_04.jpg" alt="" /><br />
</div>
<br />
نکته جالب توجه در تبيين فوق اين است که اگر در نمودار شماره (4 ) ايدئولوژي را حذف کنيم نوع خودکشي که احتمال وقوع آن را مي توان پيش بيني کرد  کاملا&quot; متفاوت خواهد بود(نمودار شماره 5) که در واقع  به تبيين دورکيم مي رسيم لذا تفاوت اساسي خودکشي از نوع ايدئو لوژيکي و دورکيمي در متغير&quot; ايدئو لوژي&quot; است . <br />
<br />
نمودار شماره (5):<br />
<br />
جنگ و اشغال کشور توسط بيگانه                                              خودکشي دگر خواهانه + خودکشي خود خواهانه<br />
<br />
تضاد بين فرقه ايي ويا جنگ باحکومتهای داخلی و خارجی &gt;&gt;                خودکشي خود خواهانه + خودکشي دگر خواهانه<br />
<br />
فشار ساختاري و جامعوي بر فرد &gt;&gt;                                                خودکشي خود خواهانه + خود کشي فاتاليستي<br />
<br />
<br />
<br />
<strong>ضمائم:</strong><br />
مدل تحليلي شماره (1): عوامل اجتماعي تکوين خودکشي ايدئولوژيکي<br />
<img width="869" height="306" src="/UserFiles/Image/volume54/model_01.jpg" alt="" /><br />
<br />
<br />
مدل تحليلي شماره (2): عوامل اجتماعي تکوين خودکشي در تقسيم بندي دورکيم <br />
<br />
<img src="/UserFiles/Image/volume54/model_02.jpg" alt="" /><br />
<br />
جدول شماره :3 ميزان خودکشي ايدئولوژيکي در فلسطين عليه مواضع اسرائيلي ها طي سالهاي 2008-1993<br />
<img src="/UserFiles/Image/volume54/table_03.jpg" alt="" /><br />
<br />
جدول شماره :4 ميزان خودکشي ايدئولوژيکي در عراق عليه مواضع اشغالگران طي سالهاي 2009-2003<br />
<img src="/UserFiles/Image/volume54/table_04.jpg" alt="" /><br />
<br />
<br />
<strong>منابع:</strong><br />
الف: منابع فارسي<br />
1- انجمن جامعه شناسي ايران (1383) خود کشي پديده اي اجتماعي و چند بعدي،محمد پور،احمد<br />
2- دورکيم،اميل ، 1378، خودکشي، نادر سالار زاده اميري(مترجم)، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي<br />
3- دورکيم،اميل،1359 ، تقسيم کار اجتماعي،حسن حبيبي(مترجم)، تهران: انتشارات قلم<br />
4- ستوده، هدايت الله،1376، آسيب شناسي اجتماعي ،تهران: آواي نور<br />
5- صديق سروستاني،رحمت الله،1387،آسيب شناسي اجتماعي،تهران:انتشارات سمت<br />
6- کوزر، لوئيس،1380-زندگي و انديشه ي بزرگان جامعه شناسي، محسن ثلاثي(مترجم)،تهران: انتشارات علومي<br />
7- شيخاوندي،داور،(1384)،جامعه شناسي انحرافات و مسائل جامعتي ايران<br />
8- مورون،پير(1365)،خودکشي: پيدايش ،علل و درمان ، ترجمه مازيار سهند، تهران: انتشارات رسام.<br />
9- قرآن کريم،سوره نساء،آيه 30-29<br />
10- محسني تبريزي، عليرضا، ملاحظاتي در باب نظريه ي خود کشي دورکهايم، نامه ي علوم اجتماعي، شماره 7 دوره جديد جلد 3 ، زمستان 1373، تهران: صص 137-135<br />
11 - استونز ،راب ،1379،متفکران بزرگ جامعه شناسي،ترجمه مهرداد ميردامادي،تهران: نشر مرکز<br />
12- شيخاوندي،داور،(1384)،جامعه شناسي انحرافات،آسيب شناسي جامعوي ، تهران: انتشارات مرنديز <br />
13- تايلر، استيو، 1376، جامعه شناسي خودکشي، علي موسي نژاد (مترجم) ، تهران : انتشارات اصفهان<br />
ب: منابع اينترنتي:<br />
قيصري،سودابه،،جامعه شناسي خودکشي،تاريخ مراجعه:(1387)<br />
http://sociologyofirantindey.php&amp;option=com_content&amp;task=view&amp;id=533ditemid=65    <br />
http://www.halagh.net/persian/quran/ketab_khaneh/16_tarikhe_tafsire-quran/09.htm<br />
http://www.rasekhoon.net/article/show-35927.aspx<br />
http://www.farsnews.com/imgrep.php?hn=8808040872<br />
http//:en.wikipedia.org/wiki/list_of_palestinian_suicide<br />
http//:en.wikipedia.org/wiki/suicide_bombing_in_iraq_s<br />
زارع، مهدي استاديار گروه روانشناسي دانشگاه آزاد اسلامي اراک تاريخ مراجعه:(1389) <br />
drzare-counselor.com/LinkClick.aspx?fileticket...tabid=89&amp;mid=502]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001230.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/selected_subjects/001230.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب برگزیده</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:02 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گذری بر ازدواج موقت؛ موافقان و مخالفان!</title>
         <description><![CDATA[کارشناس ارشد پژوهش<br />
موضوع لزوم توجه به ازدواج موقت در جامعه، حدود پانزده سال پیش به عنوان راه&zwnj;حلی برای مقابله با معضلات جنسی جوانان مطرح گردید که این ایده به دلیل انتقادات سنگین گروهی از متدینین و خانواده&zwnj;ها به حاشیه رفت، اما امروز بار دیگر طرح شده است.<br />
شاید یکی از دلایل طرح دوباره موضوع، اثر شدید رسانه&zwnj;ها(اعم از شبکه&zwnj;های ماهواره&zwnj;ای، سایت&zwnj;های اینترنتی و لوح&zwnj;های فشرده که همگی از فناوری&zwnj;های رواج&zwnj;یافته در جامعه ما طی یک دهه اخیر هستند) بر تحریک غریزه جنسی باشد؛ غریزه&zwnj;ای که با ابعاد فعلی در جامعه در صورت نبود مدیریت صحیح توسط متولیان امر، می&zwnj;تواند علاوه بر پیامدهای مخرب اخلاقی، آثار زیانبار اقتصادی و امنیتی را نیز به همراه داشته باشد.<br />
برای قضاوت راجع به این موضوع، باید بررسی&zwnj; شود که آیا ازدواج موقت، همان&zwnj;گونه که مدافعان این طرح معتقدند، یگانه راه مؤثر برای حل معضلات جنسی جوانان است و یا آن&zwnj;که بنا بر دیدگاه مخالفان این طرح که علاوه بر مخالفان داخلی، بخش&zwnj;هایی از اهل سنت خارج از کشور و حتی رسانه&zwnj;های کشورهای غربی را نیز شامل می&zwnj;شود، این طرح نوعی فحشای اسلامی است؟<br />
البته باید گفت، واکاوی دلایل مدافعان و مخالفان طرح بحث ازدواج موقت به عنوان راه&zwnj;حل اجتماعی معضلات جنسی جامعه، نشان می&zwnj;دهد که در میان استدلال&zwnj;های موافقان و مخالفان&zwnj;، ناگفته&zwnj;هایی نیز وجود دارد، که برای قضاوت نهایی باید آن موارد نیز در نظر گرفته شود.<br />
اما در ابتدا برای روشن&zwnj;تر شدن صورت مسئله، توجه به شرایط آماری کشور لازم است:<br />
بنابر آخرین آمار ارایه&zwnj;شده، هم&zwnj;اکنون تعداد افراد بزرگسال کشور (بالاتر از ۱۸ سال)، حدود ۴۵ میلیون نفر است که با احتساب سن ازدواج برای مردان (۱۸ـ۶۵ سال) و سن ازدواج برای زنان (۱۸ـ۵۵ سال)، تعداد مردان واجد شرایط ازدواج، کمتر از بیست میلیون نفر و تعداد زنان در دامنه مذکور، کمتر از پانزده میلیون نفر هستند و در صورتی که از میان این جمعیت، زنان متأهل کسر شوند، تعداد دوشیزگان یا زنان بیوه و مطلقه که امکان ازدواج موقت را دارا باشند، کمتر از سه میلیون نفر است، در صورتی که این تعداد برای مردان، حدود بیست میلیون نفر است.<br />
بنابر اطلاعات مرکز آمار ایران بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵، تعداد زنان و مردان بین ۲۰ تا ۶۰ سال، حدود ۳۷ میلیون نفر می&zwnj;باشد که از این تعداد، حدود ۷/۱ میلیون نفر را زنان مجرد ازدواج&zwnj;نکرده و حدود ۵/۱ نفر را زنان مجرد مطلقه یا بیوه تشکیل&zwnj; می&zwnj;دهند که از این تعداد نیز کمتر از یک میلیون نفر در سن پنجاه سال به بالا قرار دارند. به عبارتی دیگر، مجموع تعداد زنان مجرد بین ۲۰ تا ۵۰ سال که جامعه هدف ازدواج موقت را تشکیل می&zwnj;دهند، اندکی بیش از دو میلیون نفر است در حالی که بر پایه همین آمار، تعداد مردان مجرد ۲۰ تا ۶۵ سال، حدود ۵/۴ میلیون نفر و با احتساب مردان متأهل بین ۲۰ تا ۶۵ سالی که جامعه هدف مردان به شمار می&zwnj;روند، به حدود ۲۱ میلیون نفر می&zwnj;رسد.<br />
بنابراین، نخستین مانع در ایده ازدواج موقت به عنوان راه&zwnj;حل فراگیر حل معضلات جنسی جامعه، عدم تناسب جامعه هدف در میان مردان و زنان است. این در حالی است که اگر جامعه هدف را مردان و زنان غیرمتأهل در نظر بگیریم، به دلیل کمتر بودن سن ازدواج در میان دختران نسبت به پسران و افزونی تعداد مردان در جامعه نسبت به زنان، همین عدم تناسب، البته با ابعاد دیگری نیز دیده می&zwnj;شود که بررسی آمار عملکرد گذشته ازدواج موقت در جامعه، نشان می&zwnj;دهد این پدیده در میان مردان متأهل به مراتب از مردان مجرد شایع&zwnj;تر است و بنابر آمار رسمی، سهم ازدواج موقت انجام شده توسط مردان متأهل، بیش از دو سوم و سهم مردان مجرد از ازدواج&zwnj;های موقت، کمتر از یک سوم است؛ بنابراین، یکی از پرسش&zwnj;ها اینجاست که راه&zwnj;حل مدافعان ترویج ازدواج موقت برای حل این عدم توازن چیست؟ چراکه به دلیل این عدم&not;توازن، گسترش ازدواج موقت به دلیل شرایط آن و به ویژه موضوع نگاه داشتن عده ، مورد اقبال زنان قرار نمی&zwnj;گیرد و طبعاً امکان&zwnj;پذیر نیست.<br />
در کنار برخی راه&zwnj;حل&zwnj;های اداری همچون محدود کردن ازدواج موقت مردان متأهل، که به نظر نمی&zwnj;رسد اجرای آن ممکن باشد، برخی دیدگاه&zwnj;ها نیز بر کاهش مدت یا حذف عده از ازدواج موقت اشاره دارد. بنابر این دیدگاه&zwnj;ها که گفته می&zwnj;شود برخی مجتهدان نیز تأمل بر مبانی آن را آغاز کرده&zwnj;اند، فلسفه عده در اسلام، جلوگیری از اختلاط نسل&zwnj;هاست و با توجه به آن&zwnj;که امروزه با انجام پیشرفت&zwnj;های علمی، امکان جلوگیری از بارداری&zwnj;های ناخواسته ایجاد شده است، می&zwnj;توان این روش&zwnj;ها را جایگزین عده کرد. به نظر می&zwnj;رسد تنها در صورت به نتیجه رسیدن این بحث، موضوعی که تحت عنوان خانه&zwnj;های عفاف مطرح شده و از نگاه برخی &laquo;فحشای اسلامی&raquo;! نام گرفته، قابل اجراست.<br />
مدافعان این دیدگاه، ساقط شدن عده زن باردار پس از زایمان و امکان ازدواج وی پس از به دنیا آوردن فرزندان و همچنین نداشتن عده ازدواج برای زنان میانسال که به مرز یائسگی ـ که به ناتوانی در بارداری منجر می&zwnj;شود ـ را از جمله علل دیدگاه خود می&zwnj;دانند.<br />
در مقابل منتقدان این دیدگاه، عدم اختلاط نسل&zwnj;ها را تنها یکی از علل عده دانسته و با استناد به متفاوت بودن عده فوت با عده طلاق، این حکم اسلام را منبعث از علل گوناگون دانسته و بنابراین، جایگزینی روش&zwnj;های ضدبارداری را ناتوان از حذف این عده می&zwnj;دانند.<br />
هرچند بررسی دلایل موافقان و مخالفان این دیدگاه، موضوعی فقهی و حقوقی است و علاوه بر لزوم بررسی آن از سوی فقها و مجتهدان، به دلیل پیامدهای عملی آن در جامعه، باید از دید حقوقی نیز به آن نگریسته شود، به نظر می&zwnj;رسد حل این موضوع، یکی از مقدمات طرح ازدواج موقت به عنوان پدیده&zwnj;ای اجتماعی برای حل معضلات جنسی است.<br />
راه&zwnj;حل دوم که در این میان طرح شده، استفاده از حکم ازدواج موقت به عنوان راهی برای ایجاد نامزدی شرعی است. سنت غربی که به تدریج در ایران فراگیر می&zwnj;شود، مبنی بر نامزدی و نوعی دوستی بین دختران و پسران در آستانه ازدواج است که می&zwnj;تواند پیامدهای ناهنجار اخلاقی، دینی و حتی اجتماعی را بر جای گذارد و خانواده&zwnj;ها را با چالش روبه&zwnj;رو سازد. در این میان، مدافعان طرح ازدواج موقت، این حکم شرعی را روشی برای مجاز کردن دوستی&zwnj;های مذکور و ایجاد نامزدی شرعی برمی&zwnj;شمارند که به دلیل مجاز کردن ارتباط دختر و پسر و محدود کردن بخشی از روابط جنسی، می&zwnj;تواند آثار مفیدی داشته باشد. البته منتقدان آن نیز عدم امکان تحدید این&zwnj;گونه روابط و امکان جایگزینی آن به جای ازدواج را که به بالاتر رفتن سن ازدواج فعلی نیز می&zwnj;انجامد و همچنین پیامدهای اجتماعی آن از قبیل بارداری&zwnj;های گسترده ناخواسته و اختلاف خانوادگی را از جمله معایب ترویج این طرح برمی&zwnj;شمارند.<br />
بدون آن&zwnj;که قصد تأیید یا رد این ایده را داشته باشیم، به نظر می&zwnj;رسد طرح این ایده، نوعی پاک کردن صورت مسئله مشکلات ازدواج جوانان باشد. تسهیل در ازدواج جوانان که چند سال پیش با طرح ازدواج&zwnj;های ساده و دانشجویی رونق گرفت، به دلیل کم&zwnj;توجهی مسئولان یا عدم توفیق کامل آنان در حل مشکلات مسکن ارزان&zwnj;قیمت برای زوج&zwnj;های جوان و ارایه تسهیلات و امکانات مراسم ازدواج، به حاشیه رفته و رویکرد به طرح&zwnj;های جایگزین، به معنای در حاشیه ماندن طرح مذکور است.<br />
از سوی دیگر، ساده&zwnj;اندیشی است که وجه فساد اخلاقی در میان بخشی از جوانان را با چنین طرح&zwnj;هایی برطرف نمود، چراکه تقید دینی در برخی از این امور، در حیطه حریم خصوصی افراد قرار دارد و بسیاری از مبتلایان به فساد اخلاقی و جنسی، اصولاً تقیدی به مسائل شرعی ندارند که بتوان مشکل آنان را با چنین طرح&zwnj;هایی برطرف کرد.<br />
با این حال به نظر می&zwnj;رسد، مسئولان مربوطه، پیش از طرح موضوعات اینچنینی در جامعه، در حالی که ابعاد، پیامدها و ملزومات آن روشن نشده است، باید با انجام مباحث فقهی، کارشناسی، روانشناسی و اجتماعی، به موشکافی موضوع پرداخته و در پایان، جمع&zwnj;بندی مباحث را به جامعه ارایه کنند.]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001243.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001243.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تحليل نشانه‏شناسي فيلم &quot;Bruce Almighty&quot; (بروس قادر مطلق)</title>
         <description><![CDATA[&rdquo;با استفاده از رويكرد اميل دوركيم به دين ، با فرض سكولار بودن دين ارائه شده در فيلم&ldquo;<br />
<br />
<strong>چكيده</strong>: <br />
در ابتدا تعريفي از دين براساس ديدگاه دوركيم و تعريفي از دين سكولار ارائه خواهم كرد، سپس سئوالات تحقيق را مشخص كرده&rlm;ام، در ادامه به بررسي و تحليل جزئي&rlm;تر عناصر و نمادهاي موجود در فيلم براساس نظريه انتخاب شده خواهم پرداخت و در جمع&rlm;بندي نهايي از ديد اسلام و خصوصاً مسيحيت به تأييد يا رد سكولار بودن فيلم مي&rlm;پردازم.<br />
<br />
<strong>مقدمه: </strong><br />
دين از ديد دوركيم كليتي از اعتقادات و مناسك است كه به امور مقدس سروكار دارد. هرگاه اعضاي يك جامعه با تكيه بر امر قدسي به شيوه&rlm;اي مشابه فكر و عمل كنند به ديني مشترك اعتقاد دارند و عضو يك دستگاه ديني (كليساي) مشترك هستند. دوركيم مي&rlm;نويسد: &rdquo;بنابراين دين، نظامي دائمي از باورها و مناسك مرتبط با امر قدسي، يعني مستقل از  امور مادي و غيرقدسي است. اين باورها و اعمال، همه كساني را كه پيرو آنها هستند در يك اجتماع اخلاقي واحد بنام كليسا متحد مي&rlm;كند&ldquo;.<br />
دوركيم پس از مروز چندين تعريف و پيدا كردن نواقص آن&rlm;ها،&rlm;تعريف خود را پيشنهاد مي&rlm;كند. همه اديان شناخته شده اعم از ابتدايي و تاريخي در يك چيز مشتركند، و آن تقسيم جهان به دو بخش قدسي و غيرقدسي است. دوركيم در پاسخ به سئوالاتي راجع به جدا شدن امور قدسي و غيرقدسي به 3 مورد، موقعيت متفاوت، فضيلت و قدرت اشاره مي&rlm;كند.<br />
يكي از ابزارهاي جامعه مدرن، رسانه است، در عصر سكولار چه اتفاقي براي دین مي&rlm;افتد؟<br />
من در اين مقاله تلاش مي&rlm;كنم طبق اين تعريف از سكولار به تحليل فيلم موردنظر بپردازم.<br />
سكولاريسم يعني زميني كردن عناصر آسماني و مقدس، شخصي شدن دين و تقدس&rlm;زدايي آن.<br />
همانطوريكه مشاهده ميشود طبق اين تعريف از سكولار يعني زميني شدن (غير مقدس) شدن عناصر مقدس و آسماني (تقدس&rlm;زدايي) و عقلاني شدن آن شباهت بسيار زيادي به ديدگاه دوركيم راجع به تقسيم جهان به دو بخش قدسي و غيرقدسي وجود دارد و از اين باب شباهت زيادي نيز با فيلم موردنظر و تحليل آن پيدا خواهد كرد.<br />
سئوالي كه در ارتباط با نشانه&rlm;شناسي و نظريه انتخاب شده با فرض سكولار بودن دين ارائه شده در فيلم، در پي پاسخ به آن هستم، اين است: آيا اين فيلم (رسانه) ديني سكولار را ارائه كرده است؟ (طبق تعريف انتخاب شده) و به عنوان يك رسانه سكولار چگونه و چطور مباحث ديني&rlm;اش را تبليغ كرده است؟ تقدس&rlm;زدايي در فيلم چگونه صورت گرفته است و آيا براي رسيدن به مرحله خدايي از كتاب مقدس و كليسا و به طور كلي اعمال و مناسك بهره مي&rlm;برديا خير؟<br />
به طور كلي همانطور كه مشاهده خواهد شد در فيلم مورد نظر هم عناصر مقدس به كار رفته&rlm;اند و هم عناصر غيرمقدس اعمال و مناسك مربوط به كليسا نيز به ميزان كمي مورد توجه قرار گرفته و از كتاب مقدس و بهره&rlm;گيري از آن نيز به صورت مستقيم ياد نشده است.<br />
در ابتدا فيلم را به مقولات مختلفي تقسيم كرده&rlm;ام تا با ريزتر شدن مقولات و زير مقولات بتوانم به تحليل جامع&rlm;تر و دقيق&rlm;تري دست بزنم، سپس وارد عناصر و نمادهاي مقدس و غيرمقدس فيلم خواهم شد.<br />
<div align="center"><img alt="" src="/UserFiles/Image/volume54/Bruce_Almighty.jpg" /><br />
</div>
<strong>مضامين و مقولات فيلم :</strong><br />
1-	اعتقادات و باورهاي ديني (مقدس و غيرمقدس) مقدس مثل: صحبت با خدا (ذكر و ياد خدا)، دعا كردن، معجزه، توبه و .. غير مقدس: اعتراض به خدا و ناديده انگاشتن او، كفرگويي و ...<br />
2-	مسائل و مشكلات اقتصادي و شغلي.<br />
3-	شورش و آشوب و بي&rlm;نظمي اجتماعي.<br />
4-	مسائل اخلاقي نظير كمك و ياري رساندن به ديگران و مضاميني از قبيل عشق.<br />
براي اينكه تحليل موردنظر دقيق&rlm;تر و بر مبناي بخش&rlm;هاي مشخص فيلم باشد فيلم بروس آلمايتي را به 4 بخش اصلي تقسيم كرده&rlm;ام و عناصر و نمادهاي ديني موجود در آن را به تفكيك ارائه خواهم كرد:<br />
<strong>&bull; بخش اول فيلم: </strong><br />
ـ بدشانسي&rlm;هاي متعددي كه در زندگي بروس اتفاق مي&rlm;افتد.<br />
ـ اعتراضش به خدا بابت ايجاد مشكلات و گرفتاريها و بدشانسي&rlm;ها<br />
ـ از دست دادن شغل (كار) و كفرگويي و توهين به مقام خدا و اظهار بي&rlm;توجهي و بي&rlm;علاقگي خدا نسبت به او. <br />
ـ درخواست بروس از خدا براي نشان دادن يك نشانه (مبني بر عدم بي&rlm;توجهي خدا به زندگي بروس) <br />
<strong>نشانه&rlm;هاي موجود در اين بخش: </strong><br />
1. حضور پيرمرد فقيري كه در خيابان و در مكانهاي كه بروس تردد داشت و پلاكاردهاي مختلفي كه با مضاميني از قبيل &rdquo;آيا توكوري (نمي&rlm;بيني)&ldquo; / و زندگي عادلانه است&ldquo;. به بروس نشان مي&rlm;داد.<br />
2. نشانه&rlm;ها و علائم كنار جاده&rlm;اي با مضامين &rdquo;ادامه بده&ldquo; و نشانه&rlm;هاي موجود در كاميوني كه حامل علائم كنار جاده&rlm;اي از قبيل &rdquo;رعايت حق تقدم&ldquo; (تسليم شدن)/ &rdquo;راه غلط و اشتباه&ldquo;/ &rdquo;متوقف شدن و وارد نشدن&ldquo; بود. <br />
3. جريان آلارم دادن بي&rlm;وقفه پيجر بروس با نشان دادن شماره&rlm;اي كه دو رقم اول آن هفت بود. <br />
4. اهداي تسبيحي &rdquo;مهره&rlm;هايي&ldquo; كه دعا و آرزوهايي بر روي آن خوانده شده بود، توسط گريس به بروس با اين مضمون كه تو را حفظ مي&rlm;كند.<br />
<strong>&bull; بخش دوم فيلم: </strong><br />
ـ تماس بروس با شماره&rlm;اي كه دو رقم اول آن 7 است (پيشنهاد كاري استثنايي به بروس).<br />
ـ ملاقات بروس با خدا.<br />
ـ قدرت گرفتن بروس و رسيدن به مرحله خدايي.<br />
<strong>نشانه&rlm;هاي موجود در اين بخش: </strong><br />
1.	نام ديني ساختمان &rdquo;حضور جهاني&ldquo;   <br />
2.	 رنگ داخلي ساختمان (تماماً سفيد)<br />
3.	پلاكاردهاي راهنماي طبقات: 1. پرسنل طبقه هفت . 2. حسابرسي طبقه هفت، 3. آفرينش طبقه هفت و نابودي طبقه هفت.<br />
4.	 رنگ لباس خدا (سفيد).<br />
5.	فايلي كه حاوي تمام پرونده&rlm;هاي اعمال و گفتار بروس بود.<br />
6.	نشان دادن عدد 7 توسط بروس به خدا و اضافه شدن 2 انگشت به دست او.<br />
7.	تسبيح و مهره&rlm;هاي دعا خوانده شده. / 8. راه رفتن روي آب.<br />
9.	صحبت كردن بروس با خدا .<br />
<strong>&bull; بخش سوم فيلم: </strong><br />
ـ پايين آوردن ماه و اضافه كردن ستاره&rlm;ها و اتفاقات ناشي از اين كار در سونامي.<br />
ـ شهاب سنگ، جرم و جنايت، جسد و مواد مخدر<br />
ـ دعا و صحبت كردن گريس با خدا / ـ حق خوري و پايمال كردن حقوق ديگران.<br />
ـ برهم زدن نظم جهان /  ـ تنهايي و پشيماني بروس.<br />
<strong>نشانه&rlm;هاي موجود در اين بخش: </strong><br />
1.	نوشتن اسم گريس و بروس بروي تمامي درختان<br />
2.	شكل&rlm;گيري ابرها مثل صورت يك زن و مرد.<br />
3.	حركت پرنده&rlm;ها به نوعي كه حاوي اين پيام بود كه با بروس تماس بگير.<br />
4.	نشانه&rlm;هاي پيرمرد فقير: &rdquo;بادا كه سلطنت الهي تو فرا رسد&ldquo;.<br />
5.	نشانه&rlm;هاي پيرمرد فقير: &rdquo;نبرد بين نيكي و بدي&ldquo;<br />
<strong>&bull; بخش چهارم فيلم: </strong><br />
ـ از دست دادن قدرت خدايي بروس<br />
ـ بازگشت به حالت عادي و معجزه شدن خود بروس<br />
ـ ايمان قويتر و شروع مجدد بروس<br />
<strong>نشانه&rlm;ها: </strong><br />
1.	نشانه&rlm;هاي پيرمرد فقير: &rdquo;دست به دست براي برنده شدن&ldquo;<br />
2.	پختن كيكي صليبي شكل براي سازمان اهداي خون. <br />
همانطوري كه مشاهده شد در اكثر بخش هاي فيلم تاكيد زيادي بر عدد هفت شده است در اينجا لازم مي&rlm;بينم مختصري از عدد هفت و تفسيرهاي ديني و مقدس موجود از آن در دين&rlm;هاي مختلف بياورم و سپس اختصاصاً راجع به تفسير عدد هفت در دين مسيح خواهم پرداخت.<br />
<strong>هفت مسير معنوي به سوي خدا: </strong><br />
اززمان هاي بسيار قديم رنگين كمان نماد اميد بوده است، چون نور سفيد از منشور قطرات باران عبور مي-كند و هفت رنگ مشخص آشكار مي&not;شود. من رنگين كمان را به هفت مسير براي رسيدن به خدا تشبيه مي&not;كنم كه گرچه هر مسير جدا از ديگري است، به نظر مي&not;رسد تفكيك ناپذير از كل است زيرا هريك انعكاسي تمام عيار از يكي از جنبه هاي هوشياري الهي است آن نقطه&not;ي طلايي در انتهاي رنگين كمان نقطه&not;ي ارتباط ما با خداوند است، شادي و سپاس و آگاهي از اينكه به موهبتي خاص عطا شده است كه با تمسك به آن مي&not;توانيم خدمتگزار باشيم.<br />
عدد هفت در بيشتر آيينهاي كهن خصوصيات خاص خود را دارد. رز ماري شيمل  تاريخ نويس مذهبي، &rlm; مراجعي متعدد را در مورد عدد هفت در هر دو دنياي طبيعي و ماوراء الطبيعي معرفي مي&not;كند، مانند هفت دريا، هفت آسمان، هفت سياره&not;ي منظومه شمسي، هفت روز هفته، هفت نت موسيقي، با هفت گام رسيدن به معبد سليمان كه در عرض هفت سال ساخته شد، ضرب المثلي كه هفت ستون عقل و خرد را مي&not;ستايدو عدد هفت به عنوان نماد قدرت در رساله&not;ي عهد عتيق در رساله&not;ي عصر جديد مي&not;خوانيم، حضرت مسيح (ع) امر فرمود كه از هفت بار تا هفتاد بار ببخشاي، همچنين در اين رساله آمده است عيسي مسيح هفت ستاره را در دست نگه داشت هفت مهروموم گشوده شد و نامه&not;ها به هفت كليسا ارسال شد، روز رستاخير را هفت شيپور اعلام مي&not;كند و هفت فرشته هفت عذاب نازل مي&not;كنند. هفت سوگند، هفت گناه مرگبار و هفت عطيه&not;ي الهي وجود دارد. <br />
در دين يهود درخت زندگي هفت شاخه دارد. يكي از جنبه&rlm;هاي تصوف در دين اسلام اظهار مي&not;دارد كه هفت مرحله درك و فهم خداگونه در عقل و خرد بشر آشكار مي&not;گردد، هفت مرتبه دور خانه خدا طواف مي&not;كنيم. در مراسم ختم هفتم داراي اهميت است بودا هفت سال در جستجوي روشن بيني بود و هفت بار دور درخت بودي گشت و سپس براي رسيدن به روشن بيني در زير آن درخت به مراقبه نشست هندوها هفت نظام جداگانه دارند كه شامل مفهوم پزشكي &ndash; فلسفي نيروي حيات يا پرانا &rdquo;prana&ldquo; است كه باعث قدرت بدني فرد مي&not;شود. پرانا در ناديها &rdquo;nadis&ldquo; گردش مي&not;كند. مانند مدار نصف&not;النهار در طب سوزني كه در هفت چرخه&not;ي انرژي به نام چاكرا ها جريان دارد در مراسم ساحري بوميان امريكا هفت مسير مقدس وجود دارد: مادر يا مادربزرگ زمين در زير پاي ما، پدر يا پدربزرگ آسمان در بالاي سر ما، قدرت خورشيد در مشرق، وفور و خلاقيت در جنوب، دگرگوني و تحول در غرب، عقل و خرد در شمال و هفتمين مسير جايي كه كل انرژي ها به هم مي&not;رسند، درون قلب ماست. <br />
در اين بخش از تحليل به امور مقدس و غيرمقدس استفاده شده در فيلم مي&not;پردازيم و سپس از لحاظ مقدار و اهميت آنها را با هم مقايسه مي&not;&not;كنيم تا ببينيم تقدس زدايي بيشتر در فيلم استفاده شده يا تقدس زايي، اگر چه اين تحليل جامع نيست در بخش نتيجه&not;گيري ازلحاظ كلي نيز به نتيجه و فرجام و پيام هاي فيلم نيز خواهيم پرداخت، تا نتايج دقيقاً مطابق خواسته&not;ي تحقيق باشد علاوه بر اين در اين بخش ديدگاه دوركيم كه جدايي امور مقدس و غيرمقدس است نيز خواهم پرداخت. <br />
<strong> امور مقدس موجود در فيلم:</strong><br />
-تأكيد بر عدد 7 : 7 طبقه آن ساختمان/ 7 روز / ساعت7 / 7 روز خدايي كردنش / عدد 7 با انگشت&not;هاي بروس / تابلوي روي ديوار كه عدد 7 را نشان مي&not;داد: پرسنل،  حسابرسي، آفرينش و نابودي. (طبق دين اسلام: همه چيز در طبقه هفتم اتفاق مي&not;افتد. جايگاه و عرش خداوند، آفرينش انسان در بالاترين رتبه و طبقه صورت گرفته است (اشرف مخلوقات)/ طبقه 7 <br />
- تسبيح : نماد ذكر و ياد خداست. <br />
- سفيد بودن رنگ سالن كه جنبه&not;ي مقدس و عرفاني دارد و معصوميت را با آن به نمايش مي&not;گذارند. <br />
- آيه ها و نشانه هاي موجود در فيلم : پيرمرد فقير با پلاكاردهاي هدايت كننده (هادي، امام و راهبر) / ماشين بزرگي كه حاوي تابلوهاي رعايت حق تقدم / مسير اشتباه / توقف / واردنشدن و ... بودو ساين ادامه بده. <br />
- نردباني كه به سمت نور مي&not;رفت و جايگاه و مقامي حتي برتر ازطبقه 7 كه عرش خداوند است. <br />
- روي آب راه رفتن: روايتي در دين اسلام مبني بر بسم&not;اله گفتن و روي آب راه رفتن ) <br />
- نداشتن ظرفيت و گنجايش يك انسان در برابر قدرت و تواناييهاي مطلق و لايتناهي خداوند (محدوديت ظرفيت انسان ). <br />
- صداي پيجري كه حتي بعد از زير ماشين رفتن هم صدا مي&not;كرد (دورقم اول آن هفت بود / و آدرس مورد نظر هم در خيابان هفتم بود، در فيلمنامه ). <br />
- توبه كردن / نزديك بودن قيامت / روز رستاخيز / اهميت توبه و گفتگويي مبني بر اينكه هر چيزي هر چقدر كثيف باشد قابل تميز شدن است. <br />
- اطلاع خداوند از همه زندگي بروس حتي بخشهاي مخفي و پنهان آن. <br />
- اهداي خون به نيازمندان / كمك به مستمندان و دستگيري آنها.<br />
- كفر نگفتن / گناه نكردن.<br />
- مفهوم  love و charity كه در دين مسيح تأكيد زيادي به آن شده است.<br />
- دعا كردن آرزو و خواسته از خدا داشتن / تمام نشدن خواسته&not;ها و نيازهاي انساني <br />
- صحبت خدا مبني بر يكتايي، اول و آخر بودن، خالق آسمانها و زمين بودو به اسرار آگاهي داشتن. <br />
- معجزه (خودت معجزه باش).<br />
- انجام كارهاي فرامادي توسط خدا &ndash; باز كردن فايل بدون تماس دست / روشن و تاريك شدن فضاي داخلي تنها با دست زدن / آگاهي از عددهاي مخفي كه توسط بروس نشان داده مي&not;شد. <br />
-  آخرت  <br />
ـ  قادر مطلق (تواناي مطلق، ويژگي خدايي)<br />
- صليب(كيك صليبي و ارتباطش با سازمان اهداي خون) و (ارتباط بين اعتقاد و عمل ) <br />
- آرامش ،عشق ، شادي <br />
- كسيكه توانايي آوردن لذت و خنده را به زندگي ديگران دارد، علامت و نشانه آسماني دارد. (زيبا بيني). <br />
- نشانه&not;هاي پيرمرد هادي و راهنما (نشانه&not;هايي از كتاب مقدس كه به صورت مكتوب در زمينه به نمايش گذاشته مي&not;شد).<br />
1-	آيا نمي&not;بيني ؟ 2- دست به دست براي برنده شدن (اتحاد و همبستگي) 3- خدا خوب است. <br />
4- بادا كه سلطنت الهي تو فرا رسد 5- زندگي عادلانه است 6- نبرد بين نيكي و بدي. <br />
- نشانه&not;هاي عجيب و پرمفهوم ديني: 1- صداي پيجر/ 2- عدد 7 و تأكيد بروي آن / 3- نام ساختمان (حضور جهاني) omni presents .<br />
4-	پلاكاردهاي راهنماي طبقات: پرسنل&rlm;، حسابرسي، آفرينش و نابودي همگي در طبقه 7. <br />
 امور غيرمقدس (تقدس زدايي هاي فيلم):<br />
در برابر اين همه امور مقدس ذكر شده عناصرو نشانه&not;هاي بسيار كمي براي تقدس زدايي و امور غيرتقدس داريم:<br />
1-	از ديد اسلام، تجسم خدا در قالب يك انسان و اطلاق ويژگي&not;هاي انساني از قبيل : خنديدن يا خسته شدن ، شانس نياوردن ، آزار ديدن ،ترساندن ، ندانستن و تفريح و به تعطيلات رفتن. <br />
اما از ديد مسيحيت تجسم خدا و تاكيد به حضور تنديس در كليسا نه تنها مانعي ندارد بلكه امري مقدس نيزذكر مي&not;شود، اما از ديد اسلام تجسم خدا نامطلوب و ناپذيرفتني است، ولي بهرحال ديد ما در اين فيلم از ديد مسيحيت نشأت ميگيرد همچنين از ديدي ديگر خداي بازنمايي شده در فيلم خدايي با معيارها و شعارهاي امريكايي است جاييكه او مشغول كار است كلاهي آفتابي با مارك&rdquo; Ny &ldquo; New york به سر دارد، علاوه بر اين در جايي ديگر به تفريح  vacation تأكيد مي&not;كند و مي&not;گويد حالا كه تو جاي من كار مي&not;كني من به تعطيلات مي&not;روم كه شعار كار و تفريح شعاري امريكايي است. به نوعي در اين بخش فيلم خدا را از ديد سكولاريسم شخصي (ملي ) كرده است و عناصر فرهنگي و نمادهاي ملي نيز براي آن بكار برده است. <br />
2- دست بردن به جايگاه ماه و تغيير محل آن 3- خودخواهي كردن 4- خودپرستي 5- شهاب سنگ و مواد مخدر 6- آزار و اذيت 7- پايمال كردن حقوق ديگران 8- سالهاي سياه و 9- كفر گفتن .<br />
جمع&not;بندي:<br />
همانطوريكه مشاهده شد امور مقدس موجود در فيلم بسي بيشتر از امور غيرمقدس و تقدس زدايي فيلم هستند علاوه بر اين براي پاسخ دقيق&not;تر به سوالات تعداد نماهاي موجود در فيلم را نيز محاسبه كردم كه ميزان توجه و زمان و مقدار اختصاص داده شده به بخشهاي مقدس رانيز محاسبه كنم. كه توجه به امور مقدس دو برابر زمان و توجه به امور غيرمقدس بود و حدود 3/2 نماها به امور مقدس و تنها 3/1 به امور غيرمقدس تعلق گرفت. <br />
اگر از ديد مسيحيت و اعتقاد آنها به فيلم مورد نظر نگاه كنيم تقدس زدايي در ارتباط با تجسم خدا صورت نگرفته است چرا كه اساساً تجسم در دين مسيح موردي ندارد، همچنين در جهت زميني شدن عناصر آسماني بايد بگويم در اين مقوله هم تقدس زدايي صورت نگرفته است تنها بخش هايي كه مربوط به ويژگي هاي انساني خدا بود ويژگي&not;هايي نظير خستگي، آزار ديدن، خنديدن و ... بود كه نوعي تقدس زدايي صورت گرفته بودكه از نظر من فيلم ساز يا كارگردان وقتي خدا را در قالب انسان به تجسم درمي&not;آورد ناچار است براي درك و فهم بيشتر مخاطب از الزامات و ويژگي&not;هاي انساني نيز استفاده كند. اما در بخش شخصي شدن دين بايد بگويم ملي شدن خدا در اين فيلم به طرزي زيركانه صورت گرفته است و خدا كلاهي با مارك نيويورك بر سر دارد و از شعار كار و تفريح امريكايي به صورتي زيركانه استفاده مي&not;كند كه اين مسأله هم در قالب فهم فرهنگي فيلم مي&not;گنجد و طبق تعاريف استفاده شده در اين مقاله از سكولاربخش بسيار ناچيزي از فيلم به صورت دين سكولار ارائه شده است،فيلم به صورت كلي جنبه ديني بسيار قوي و معتبري دارد و مفاهيمي نظير آخرت ، توبه ذكر و ياد خدا، كمك كردن به نيازمندان، در نظر گرفتن حقوق ديگران و .. بسيار زيبا و بجا بكار رفته است. <br />
علاوه براين در اين فيلم براي تبليغ و بيان مباحث ديني&rlm;اش بيشتر ازروش باورها و عقايد و كمتر از مناسك و شيوه&not;هاي كنش (طبق تعريف دوركيم) بهره برده است، مباحث مربوط به اعمال و مناسك و كنش&not;ها نيزبسيار غيرمستقيم و در پرده بيان شده است. در نهايت بايد بگويم امور مقدس بسيار پررنگ&not;تر و مستقيم تر از امور غيرمقدس است و نه تنها جايگاه دين را در قالب ساير نهادها پائين و كوچك نياورده بلكه امر ديني را مافوق ساير بخشها و نهادهاي اجتماعي آورده و تمامي آنها را زير سلطه  دين و باورها و اعتقادات ديني قرار داده است و كنترل خدا را در همه عرصه ها شاهد هستيم. بحث اراده و اختيار خداوند به جا و مناسب به كار نرفته است طبق اعتقاد ديني ما كه تسليم اراده خدا باشيم نيز مورد توجه است همچنين اين شخص براي نزديكي به خدا به صورت غيرمستقيم پيام&not;هايي از كتاب مقدس كه توسط پيرمرد فقيري كه در گوشه خيابان مي&not;نشيند به او ارائه مي&not;شد كه در نهايت پيرمرد تغيير شكل مي&not;دهد و در آخرين صحنه تبديل به خدايي مي&not;شود كه ما او را در طول فيلم مي&not;ديده&not;ايم. در نهايت بايد بگويم نقاط مشتركي بين اعتقادات مسيحيت و اسلام وجود دارد اعتقادبه آخرت توبه، كفر نگفتن ، روز رستاخيز، تسليم اراده خدا بودن، ناتواني هاي انسان در برابر قدرت خدا و قدرت لايتنهاي او، رنگ سفيد و معصوميت آن، تقدس عدد هفت و ... وجود دارد. از نظر من و با در نظر گرفتن دين سازندگان اين اثر تقدس زدايي مستقيم و علني صورت نگرفته است. نكته جالب مشترك ديگر وجود تابلوي راهنماي طبقات بود كه همه چيز خصوصا پرسنل حسابرسي آفرينش و نابودي را به طبقه 7 ارجاع داده بود در آنجا تصور مي&not;رفت جايگاه خدا باشد اما در آن صحنه نيز شاهد نردباني بوديم كه به سمت طبقه ديگري مي&not;رفت كه بروس از رسيدن به آن طبقه ناتوان بود درواقع آن جايگاه خداست (عرش اوست) كه مشهود نيست و جايگاهي است كه انسانها قادر به درك و فهم آن نخواهند بود و در نهايت رفتن به كليسا و حضور فيزيكي در آنرا مورد توجه قرار نداده بلكه توجه به نشانه-هاي كوچك از كتاب مقدس و استفاده و بكارگيري از آنها را بسيار مهمتر و در مركز توجه قرار داده است مفاهيم ساده اما در عمل حياتي و بسيار مهم است. <br />
<br />
<br />
&laquo;اميد است توانسته باشم حق مطلب را ادا كنم&raquo;. <br />
<br />
<strong>منابع و مآخذ</strong><br />
1-	بوریسنكو، جوآن (1378) هفت مسير معنوي به سوي خدا، ترجمه نفیسه معتكف، تهران، انتشارات راد.<br />
2-	جزوه و پاورپوينت&zwnj;هاي دكتر بهار، (1385) كلاس دين و رسانه <br />
3-	دوركيم، اصيل (1385) صور بيناني حيات اجتماعي<br />
4-	فيلمنامه فيلم مورد نظر<br />
5-	ضيمران، محمد (1382) در آمدي بر نشانه شناسي هندي، انتشارات قصه.]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/weekly_issues/film_critisism_and_introducing/001241.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/weekly_issues/film_critisism_and_introducing/001241.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد و معرفی فیلم</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>از زهد دنیایی تا اخلاق رمانتیک </title>
         <description><![CDATA[چه چیز محرک مصرف گرائی مردم است؟ سبک&zwnj; مصرف در ملت&zwnj;ها، اقوام و مذاهب مختلف چه تفاوت&zwnj;هایی با هم دارد؟ دگرگونی سبک مصرف در دوره&zwnj;های مختلف چگونه و در چه جهتی بوده&zwnj;است؟ تاثیر پدیده&zwnj;هایی مثل مدرنیته، شهرنشینی و رسانه&zwnj; بر روی سبک مصرف چیست؟ اینها سوالاتی اند که ذهن دانشمندان علوم انسانی را به خود مشغول کرده&zwnj;است. <br />
<br />
<strong>مصرف بین انبوه جمعیت </strong><br />
زیمل در مقاله &quot;کلان شهر و حیات ذهنی &quot; با مطرح کردن وضعیت روانی انسان در آغاز قرن بیستم نکات مهمی را عنوان می&zwnj;کند که علی&zwnj;رغم گذشت سالها هنوز قابل توجه بوده و مصداق عینی دارند. زیمل در این مقاله به مشکل انسان مدرن در مواجهه با جامعه صنعتی و تکنولوژی می پردازد. زیمل می&zwnj;گوید افراد در شهر از قیود جامعه سنتی رها می&zwnj;شوند و آزادی&zwnj;های فردی بیشتری بدست می&zwnj;آورند. در عین حال  انسان در میان انبوه جمعیت شهر دچار این احساس می شود که دندانه&zwnj;های کوچک از یک ماشین عظیم است. زیمل دریافته بود به طور مثال بورژوازی برلین برای غلبه کردن بر گمنامی حاصل از زندگی کردن در کلان شهرهایی با جمعیت بالا، به مصرف رو می&zwnj;آورد. استفاده از لباس&zwnj;ها و وسایلی خاص، به فرد این امکان را می&zwnj;دهد که فردیت خود را باز یابد و وجود خود را به جامعه اثبات کند. <br />
از طرفی مد احساس تعلق به گروه و همبستگی گروهی را در فرد ایجاد می&zwnj;کند. شهری&zwnj;ها آن وابستگی و تعلق روستایی&zwnj;ها به گروه&zwnj;های قومی و محلی را ندارند و می&zwnj;کوشند با استفاده از مد به گروه عظیم استفاده کنندگان آن مد خاص بپیوندد و با آنها احساس همبستگی کند. <br />
<br />
<br />
<strong>رقابت در مصرف </strong><br />
تورستین وبلن در کتاب &quot; نظریه طبقه تن آسا&quot; می&zwnj;گوید ثروت برای اینکه برای فرد منزلت بیشتری به همراه آورد باید بصورت متظاهرانه به نمایش گذاشته شود. طبقه مرفه علاوه بر بدست آوردن ثروت و به تبع آن قدرت،&zwnj;همواره در پی نشان دادن این ثروت برای کسب افتخار اجتماعی بوده&zwnj;اند. این تظاهر در ابتدا بصورت &laquo;فراغت خودنمایانه&raquo; از طریق اشتغال فرد به کارهای غیرتولیدیست، زیرا کار مولد تنها متعلق به طبقات پائینتر بوده است.  کار غیر مولد نشان می داد فرد از روی فراغت و برای تفریح کار می&zwnj;کند. <br />
در جامعه شهری امکان این نوع نمایش ثروت وجود ندارد. پس &laquo;مصرف خودنمایانه&raquo; جای اشتغال غیرمولد را می&zwnj;گیرد.  ثروتمندان می کوشند با مصرف خودنمایانه خود را متمایز کنند و به عنوان الگوی جامعه معرفی کنند. در این فرایند طبقه مرفه نمادهایی را مطرح می&zwnj;کند که این نمادها ارزش تلقی می شود و با رقابتی شدن فضای جامعه دیگر طبقات هم می&zwnj;کوشند تا خود را به نمادهای طبقه مرفه نزدیک کنند. <br />
دکتر ناصر فکوهی، استاد انسان شناسی دانشگاه تهران در رابطه با تطابق نظریه طبقه تن&zwnj;آسای وبلن با وضعیت مصرف&zwnj;گرائی در جامعه ایران بخصوص در قشر متوسط به پائین می گوید: <br />
&quot;این نظریه تاحدی درست است. به دلیل آنکه در نظام&zwnj;های اجتماعی اقشار فرودست تمایل به تبدیل شدن به طبقات فرادست دارند و یک نظام نشانه گذاری و تمایز در آن وجود دارد که از آن تبعیت می کنند. اما آنچه وبلن و بالطبع هیچ یک از نظریه پردازان بیست سال پیش نمی توانستند ببینند انقلاب فناوری بود که به نام انقلاب اطلاعاتی مطرح شد. که در حقیقت، روابط بین گروه&zwnj;های اجتماعی را محدود به روابط فیزیکی نمی&zwnj;کند. امروز تفاوتی ندارد یک نفر پای تلویزیون بنشیند و برنامه و تصاویری را ببیند که در جامعه دیگری ساخته شده یا اینکه خودش به آن جامعه برود و انرا مشاهده کند. طبعا نه وبلن و نه هیچ کس دیگری نمی توانست حدس بزند که چنین اتفاقی می افتد. یعنی در حقیقت ما امروز منابع تنش&zwnj;زای بیشتری داریم، به دلیل آنکه بسیاری از کشورهای جهان سوم به طور مجازی با جوامع توسعه یافته در ارتباط قرار می گیرند البته با دو تیپ منبع که با هم هیچ ربطی ندارند. واقیعت اینست که جامعه در حال توسعه حتی اگر منابع کشور توسعه یافته را هم داشته باشد نمی تواند در زمان محدود به کشوری توسعه یافته تبدیل شود. منتها مردم این جوامع تصاویر جامعه دیگر را  می بینند اما نمی تواننند به آن برسند و این برایشان تبدیل به عقده و حسرت خواهد شد و انرا به نظام بی عدالتی تفسیر خواهد کرد.&quot; <br />
<br />
<br />
<br />
<strong>زهد پروتستانیسم و پیدایش سرمایه داری </strong><br />
ماکس وبر در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری&quot; میان اخلاق پروتستان و پیدایش سرمایه داری نوعی پیوند می یابد. اخلاق پروتستان در قالب یک زهد دنیایی به مومنان دستور می دهد که از لذت های این جهان برحذر باشند و ریاضت پیشه کنند. بخش اعظم درآمدها به جای مصرف باید ذخیره شود تا در سرمایه گذاری دوباره صرف شود. اسراف،  &zwnj;تجمل  و خرج پول در کارهای غیر تولیدی در این آیین به شدت مذموم است. رستگاری مومنان در گرو کار و فعالیت اقتصادیست. وبر معتقد است مذهب پروتستان درغرب عامل عمده آغاز رشد اقتصادی و تولید روزافزون و به تبع آن انباشت سرمایه و شکل گیری سرمایه&zwnj;داری است. <br />
دكتر فهيمه فرهمندپور، عضو هيأت علمی دانشگاه تهران درباره الگوی اسلامی مصرف کالا و ثروت می گوید: <br />
&quot;مفهوم &laquo;كَنْز&raquo; در ادبيات قرآنی و به تبع آن در اقتصاد اسلامی به ثروتی اشاره دارد كه از جريان متعادل و متعارف توليد و مصرف خارج شده و به شكلی غيرمولد و تنها در خدمت ارضاء حس طمع&zwnj;ورزی و تكاثرِ افرادی با ضمير بيمار قرار گرفته، ميل به تفاخر را در آنان اشباع می&zwnj;كند. مخالفت فرهنگ دينی با چنين شيوه&zwnj;ای در استفاده از ثروت، نشان می&zwnj;دهد كه توجه به الگوی مصرف تنها مربوط به نوع استفاده از كالاهای مصرفی روزمره نيست، بلكه شيوه&zwnj;های بهره&zwnj;برداری از منابع ثروت نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. پيشنهاد رهبر معظم انقلاب به سرمايه&zwnj;گذاری مازاد امكانات مادی در مسيری مولد- حتی اگر مايل به انفاق آن&zwnj;ها نيستيم- در واقع اشاره&zwnj;ای دقيق به لزوم بازنگری افراد و خانواده&zwnj;ها و البته دولت به شيوه&zwnj;های به&zwnj;كارگيری ثروت&zwnj; خصوصی و عمومی است.&quot; <br />
<br />
<br />
<strong>مصرف مناسکی </strong><br />
از نظر وبلن رقابتی شدن جامعه و چشم و هم&zwnj;چشمی عامل مصرف در دنیای مدرن است. زیمل هم فکر می&zwnj;کرد مد به خاطر گرایش افراد به متمایز کردن خود است. اما داگلاس و اشترود می&zwnj;گویند: مصرف کالاها برای حفظ ارتباط و انسجام، جذب حمایت دیگران و ابراز مهربانی کردن لازم است. آنها در کتاب &laquo; دنیای کالاها، به سوی انسان شناسی مصرف&raquo; می&zwnj;گویند مصرف فعالیتی مناسکی است و تمام کارکردهای فعالیت&zwnj;های مناسکی را هم دارد. <br />
<br />
<strong>مصرف برای تثبیت هویت </strong><br />
بوردیو در کتاب &laquo;تمایز&raquo; به بحث مصرف می&zwnj;پردازد و می&zwnj;گوید: &laquo; اقتصاد جدید طالب دنیای اجتماعی ای است که در آن مردم به همان اندازه که بر اساس ظرفیت&zwnj;هایشاان در تولید ارزیابی می&zwnj;شوند، برحسب ظرفیت&zwnj;شان در مصرف هم ارزیابی خواهند شد&raquo; و &laquo; اقتصاد نوین اخلاق زاهدانه تولید و انباشت سرمایه را به نفع اخلاق لذت جویانه مصرف نفی می&zwnj;کند&raquo; <br />
بوردیو معتقد است طبقات فرادست و فرودست درگیر مبارزه&zwnj;ای بی&zwnj;پایان اما ملایم برای تثبیت هویت، ارزش و موقعیت اجتماعی خود هستند. امروزه مصرف چیزی بیش از برآوردن خواسته&zwnj;های زیستی است. <br />
<br />
<br />
<br />
<strong>الگوی مصرف آمریکایی در ایران </strong><br />
دکتر ناصر فکوهی، استاد انسان شناسی دانشگاه تهران درباره تمایزهای  الگوی مصرف در اروپا و امریکا، در گفتگو با مجله سپیده دانایی می&zwnj;گوید: &laquo;&zwnj;اروپا برخلاف امریکا الگوی مصرفی دارد که بسیار نزدیک به تولیدش است و تلاش کرده تا نظام&zwnj;های اعتباری و بانکی در مصرف حرف اول را بزنند و مانع شده که نظام اعتباری مصرفی رشد زیادی کند. امروز تقریبا اکثر کشورهای اروپایی قوانینی دارند که از مقروض شدن بیش از حد یک خانواده جلوگیری می&zwnj;کند. یعنی مثلا در فرانسه حداکثر مبلغی که یک خانواده می&zwnj;تواند قرض بگیرد یک چهارم درامدش است. همچنین قانونی را همین اواخر به تصویب رساندند که یک خانواده مانند یک شرکت تجاری می&zwnj;تواند اعلام ورشکستگی کند. یعنی کسانی که خانواده ها را ترغیب به مصرف زیاد می&zwnj;کنند باید این ریسک را هم بپذیرند که آن خانواده می&zwnj;تواند اعلام ورشکستگی کند و در این هنگام اتفاقی که می&zwnj;افتد اینست که دولت وارد ماجرا می&zwnj;شود و قرض&zwnj;های خودش را می&zwnj;گیرد و مابقی قرض&zwnj;ها هم ممکن است منتفی شود! در نتیجه با اینگونه کارها جلوی مصرف&zwnj;گرایی زیاد گرفته می&zwnj;شود. همچنین در اروپا نسبت به امریکا ایدئولوژی&zwnj;های ضدمصرف&zwnj;گرایی همچون طرفدار محیط زیست بسیار قوی&zwnj;ترند. همین موارد باعث شده که مصرف&zwnj;گرایی به شکلی که در امریکا وجود دارد در اروپا بوجود نیاید. مثلا تظاهر در داشتن ثروت در اروپا به مقدار امریکا قوی نیست.&quot; <br />
دکتر فکوهی همچنین در مورد اینکه الگوی مصرف در ایران به کدام نوع نزدیک&zwnj;تر است می&zwnj;گوید:&laquo; متاسفانه الگوی مصرف در ایران هرچه بیشتر به الگوی مصرفی امریکایی نزدیک می&zwnj;شود، یعنی مصرف&zwnj;گرایی شدید و نشان دادن این مصرف&zwnj;گرایی که فوق&zwnj;العاده منفی است. البته لازم نیست که بگوییم ما باید به جای مدل امریکایی از مدل اروپایی تبعیت کنیم. ما خودمان مدل سنتی&zwnj;ای داریم که اصلا چنین مواردی که امروز شاهدش هستیم در آن مطرح نیست. شما اگر در گذشته نه چندان دور به روستاهای ما می&zwnj;رفتید نمی توانستید به سرعت تشخیص دهید که چه فردی ثروتمند است. ثروت در جامعه سنتی ما ارزش نبود در حالیکه متاسفانه در سال&zwnj;های اخیر این مسئله در جامعه  ما بصورت ارزش درآمده و افراد دائم سعی می&zwnj;کنند ثروت خود را به نمایش بگذارند که به نظر من این یک ضد ارزش است. چنین الگویی را تنها می&zwnj;توان در کشورهای جهان سوم و در امریکا دید که در هر دو منطقه بحران وجود دارد. کسانی که ثروت&zwnj;شان را به رخ دیگران می&zwnj;کشند نباید انتظار داشته باشند که در دراز مدت از این قضیه سودی ببرند. چیزی که اتفاق می&zwnj;افتد اینست که افراد عقده&zwnj;ای می&zwnj;شوند، احساساتشان را سرکوب می&zwnj;کنند و در نهایت هم کار به تنش اجتماعی می&zwnj;کشد. ما باید قدر ارزش&zwnj;های سنتی خود را بدانیم.&quot; <br />
<br />
<br />
<strong>اخلاق رمانتیک و مصرف&zwnj;گرایی مدرن </strong><br />
<br />
&laquo;تصور کن حتی اگر وجود نداره&raquo;..&laquo;&zwnj;پرواز با هواپیمای دونفره&raquo;&zwnj;&laquo;اسکناس به اندازه فلان برج&raquo; ..&laquo; سفر به دور دنیا&raquo; <br />
همه ما این جملات و وعده وعیدها را در آگهی&zwnj;های تلویزیونی دیده&zwnj;ایم. کولین کمپل در کتاب &laquo;اخلاق رمانتیک و و روح مصرف&zwnj;گرایی مدرن&raquo; بیان می&zwnj;کند که همانطور که نوعی اخلاق پروتستان باعث پیدایش سرمایه&zwnj;داری شد،&zwnj;نوعی اخلاق رمانتیک هم ایجاد شده که منجر به پیدایش مصرف مدرن و جدائی مصرف از شکل سنتی آن  می&zwnj;شود . مصرف سنتی لذت مصرف اشیاء و انجام اعمال را در خود انها جست&zwnj;وجو می&zwnj;کرد. اما مصرف  مدرن با ادراکات ذهنی سروکار دارد. اخلاق رمانتیک، لذت مصرف را در تجربه ذهنی آن دنبال می&zwnj;کند، اساس لذت در اینجا لذت&zwnj;جویی خیالی است. مردم ابتدا آرزو می&zwnj;کنند که مصرف کنند، سپس مصرف می&zwnj;کنند و از خیال خود خلاص میشوند اما بلافاصله لذت خیالی دیگری از طریق جامعه به افراد القا می&zwnj;شود و تخیل دیگری محرک مصرف می&zwnj;شود. این چرخه هرگز به پایان نمی&zwnj;رسد. در مصرف&zwnj;گرائی مدرن، لذت خواستن اشیاء بیش از لذت داشتن آنهاست، همین باعث می&zwnj;شود مصرف بی&zwnj;انتها شود چون ذهن آدمی هرچقدر هم که  بدست اورد باز هم می&zwnj;تواند لذت&zwnj;های بیشتر را تصور کند.]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001240.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001240.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سازمان اسناد ملی در یک نگاه </title>
         <description><![CDATA[<strong>1- تعريف سند از نظر لغوي:</strong><br />
- تكيه&zwnj;گاه<br />
آنچه پشت بدو دهند - دهخدا<br />
- آنچه كه قابل اعتماد باشد، مدرك مستند - فرهنگ مشيري<br />
- نوشته&zwnj;اي كه قابل استناد باشد - فرهنگ معين<br />
- مهر و امضاي قاضي و حكم و فرمان پادشاهي و چك و دست نوشته و مكتوبي كه بدان اختيار شغل و ملكي را به كسي بدهند. فرهنگ معين<br />
<strong><br />
2- تعريف سند از ديدگاه حقوق اسلامي:</strong><br />
در اصطلاح و فقه اسلامي روايت يك حديث را &quot;سند&quot; گويند. سند به معني طريق متن است و منظور از متن، متن حديث است كه آنرا لفظ حديت گويند و معني سند بطريق متن براي آن است كه دانسته شود حديث، مأخوذ از قول چه كسي است. (كتاب بايگاني اسناد و مدارك اداري در روش تلفيق علمي، علامه حائري، ص 22 و 23).<br />
<br />
<strong>3- تعريف سند از ديدگاه قانون مدني ماده 1284:</strong><br />
&quot;سند عبارت است از هر نوشته&zwnj;اي كه در مقام دعوي يا دفاع قابل استفاده باشد.&quot;<br />
<strong><br />
4- از نظر قوانين مالي ايران: </strong><br />
در قوانين مالي ايران سند به صورت كلي تعريف نشده، بلكه بر حسب مورد تعريف گرديده است. ماده 16 قانون محاسبات عمومي مكتوب 21 سفر 1329 مي&zwnj;گويد بودجه دولت سندي است كه معاملات دخل و خرج مملكتي براي مدت معيني در آن پيش&zwnj;بيني و تثبيت مي گردد. مدت مزبور را سند ماليه گويند، كه عبارت است از يكسال شمسي (همان كتاب ص 24).<br />
<strong><br />
5- تعريف سند از ديدگاه اصول حسابداري:</strong><br />
هر نوشته اي كه ذمه سازمان يا شخص حقيقي يا حقوقي را كه به نحوي با سازمان طرف حساب و معامله است مشغول يا بري نمايد يا مبين پرداخت وجهي جهت خريد كالا يا خدمات و يا حاكي از انعقاد قرارداد يا وقوع عقدي باشد و يا از آثار ناشي از حقوق خاصي حكايت نمايد به شرط وجود اهليت و دارا بودن امضاء مجاز لازم براي رسيدن به يكي از مقاصد سند محسوب مي&zwnj;شود (همان كتاب ص 26)<br />
<strong><br />
6- تعريف سند در قانون سازمان اسناد ملي ايران:</strong><br />
كليه اوراق، مراسلات، دفاتر، پرونده&zwnj;ها، عكسها، نقشه&zwnj;ها، كليشه ها، نمودارها، فيلم&zwnj;ها، نوارهاي ضبط صوت و ساير اسنادي كه در دستگاه دولت تهيه شده و يا به دستگاه دولت رسيده است و بطور مداوم در تصرف دولت بوده از لحاظ اداري، مالي، اقتصادي، قضايي، سياسي، فرهنگي، علمي، فني و تاريخي به تشخيص سازمان اسناد ملي ايران ارزش نگهداري داشته باشد. (تبصره ماده اول قانون مصوب 17/2/1349)<br />
<br />
<strong>7- تعريف سند از ديدگاه علم كتابداري:</strong><br />
<br />
هر نوع نوشته خطي، چاپي، عكسي و يا بصورتهاي ديگر و هر شيئي مادي را كه بتوان از محتواي  آن اطلاعاتي بدست آورد &quot;دبيزه&quot; يا &quot;مدرك&quot; گويند. (اصطلاحات كتابداري)<br />
پس از تجزيه و تحليل وجوه اشتراك و افتراق تعاريف ياد شده، عبارت زير به عنوان تعريف سند پيشنهاد مي&zwnj;گردد:&quot;سند عبارت است از اطلاعات مضبوط اعم ازنوشتاري، ديداري، شنيداري كه توسط اشخاص حقيقي يا حقوقي ايجاد شده و داراي ارزش نگهداري باشد.&quot;<br />
<br />
<strong> تاريخچه آرشيو در ايران</strong><br />
هرچند سابقه امور مربوط به اسناد و نگهداري آنها در مخازن دولتي و سلطنتي در ايران پيشينه&zwnj;ای چند هزاره دارد، اما تاريخچه ايجاد بايگانيها به مفهوم جدید آن، به دوران قاجار و اقدام وزارت امور خارجه براي مرتب نمودن بايگاني خود به پيروي از روش بايگاني كشورهاي اروپائي در سال 1278ش. باز مي&zwnj;گردد. <br />
در دوران هخامنشيان هسته مركزي و زيربناي تشكيلات اداري امپراطوري را &quot;بايگاني سلطنتي&quot; تشكيل  مي داد. در حقيقت مغز متفكر سازمان اداري، رئيس بايگاني سلطنتي بود كه فرمان هاي شاه را به زيردستان ابلاغ مي كرد؛ وي مسئول ضبط و ربط مكاتبات حكومتي، فرمان ها و دستورهاي شاه و ديگر وقايع مهم روز بود. پس از فتح ايلام، ايرانيان با لوحه هاي گلي آشنا شدند و از كاربرد آن در امور تجاري و اداري اطلاع يافتند. ايرانيان در ميانه قرن پنجم پيش از ميلاد از موادي مانند: چرم و پاپيروس براي نوشتن استفاده مي كردند. اما به سبب آسيب پذيري اين مواد، اسناد و مدارك دوره هخامنشي دوام زيادي نياورد و بيشتر آنها از بين رفت. اسناد باقي مانده از دوران هخامنشي در مقايسه با اسناد موجود در آرشيوهاي منطقه، بسيار اندك است. خوشبختانه با وجود ظرافت و آسيب پذيري اين اسناد، معدودي از آنها كه از چرم و پاپيروس بوده، در شنزارهاي مصر پيدا شده است. يكي از اين گنجينه هاي پر ارزش، يك كيسه پستي حاوي چندين نامه است. اين نامه ها كه به دلايل نامعلومي به مقصد نرسيده، حاوي دستورهايي به افراد مختلف بوده و در سال هاي 410 تا 411 پيش از ميلاد نوشته شده است. بي ترديد سازمان هاي آرشيوي سلطنتي ايران در بابل، اكباتان، شوش، پرسپوليس و ديگر شهرهايي كه محل زندگي شاهان ايراني بود، وجود داشته است. پس از تسلط يونانيان بر ايران، اسكندر با بهره گيري از شيوه ها و بنيادهاي آرشيوي ايرانيان، سازمان آرشيوي سلطنتي ايران را توسعه داد و حتي هنگامي كه نسخه هاي اصلي اسنادش دريك آتش سوزي از بين رفت، بي درنگ دستور داد با استفاده از رونوشت اسناد كه در اختيار فرماندهان نظامي بود، اسناد از بين رفته را بازنويسي كنند.<br />
شيوه ايرانيان در نگهداري اسناد ديواني، بعدها چنان گسترش يافت كه معمول ديگر حكومت ها نيز گرديد. و آنان شيوه ايرانيان را در حفظ و نگهداري اسناد، در سرزمين هاي خويش نيز به كار بردند. در دوره صفويه رونوشت تمام ارقام مربوط به امور مالي و احكام و نشانه ها و نامه ها و اسناد در دفاتر مخصوصي ثبت مي شد. محل نگهداري اين دفترها كه &quot;انبار دفترخانه ديوان اعلا&quot; نام داشت ظاهراً عمارت چهلستون بود.<br />
در دوره قاجاريه از زمان فتحعلي شاه، اسناد و مكاتبات و سواد فرمان ها در دربار نگهداري مي شد و آرشيو جزو اداره بيوتات به شمار مي رفت. از زمان ناصرالدين شاه، علاوه بر بخش نگهداري اسناد دربار، اسناد سياسي در وزارت امور خارجه و اسناد مالي در دستگاه ميرزا يوسف خان مستوفي الممالك گردآوري مي شد اما روش صحيحي براي نگهداري اسناد و نوشته ها وجود نداشت. سرانجام در سال 1278 خورشيدي وزارت خارجه به پيروي از روش بايگاني كشورهاي اروپايي، بايگاني خود را مرتب كرد.<br />
طی سالهاي 1280 تا 1309ش.هياتي فرانسوي و بلژيكي كه براي اصلاح سيستم گمركي ايران فعاليت مي&zwnj;كردند، طرحي را براي اصلاح نظام بايگاني كشور ارائه دادند و آن را به مرحله اجرا گذاشتند. به دنبال آن براي اولين بار در ارديبهشت ماه 1309ش.،هيات وزيران مصوبه اي را در خصوص جمع آوري اسناد و ايجاد &laquo;مركز اسناد دولتي&raquo; به تصويب رسانيد كه به موجب آن مقرر شد كليه، قراردادها، امتيازات و اسناد ايجاد هر گونه موسسه دولتي يا سهام مربوط به دولت، قبالجات، خالصجات، و غيره به استثناي عهدنامه&zwnj;هاي سياسي، در اتاقي كه وزارت ماليه درقصرگلستان به عنوان مركز اسناد دولتي قرار داده به ترتيب مقرر ضبط و حفظ شود. در سال 1332 دولت بررسي مقدماتي مشكلات تراكم روز افزون اوراق زائد را آغاز كرد و نتيجه آن يك سال بعد در مجلس سنا مطرح شد، اما تصميمي در اين خصوص گرفته نشد. مطالعات منسجم اوليه براي تاسيس آرشيو ملي ايران و تعيين تكليف حجم انبوه اسناد راكد دستگاههاي دولتي و وابسته به دولت از سال 1342 شروع شد . چنين پيش&zwnj;بيني شده بود كه قبل از كسب مجوز قانوني براي امحاي اوراق زائد و تأسيس &laquo;آرشيو ملي ايران&raquo;، براي حفظ و نگهداري اسناد واجد ارزش دائمي و پرونده&zwnj;هايي كه راكد تشخيص داده شده و مورد مراجعه مستمر نيستند، مركز مجهزي- همانطوري كه در ساير كشورها معمول است- ابتدا در تهران و به تدريج در استانها ايجاد شود. در نتيجه طرح ايجاد &laquo;مركز بايگاني راكد&raquo; در اواسط سال 1343 تهيه شد و پس از تأييد هيئت رئيسه شوراي عالي اداري كشور در مورخ 1/10/1343 با شماره 40162 هيئت وزيران به تصويب رسيد . با عدم تامين اعتبار، اجراي طرح مذکور مسكوت ماند. &zwnj;ولی مطالعات مربوط به تأسيس آرشيو ملي ادامه يافت . عده&zwnj;اي از دست&zwnj;اندركاران، &laquo;مركز بايگاني راكد&raquo; را براي تنظيم اوراق و پرونده&zwnj;ها و حفظ و نگهداري اسناد تاريخي كافي مي&zwnj;دانستند و عده&zwnj;اي نيز با توجه به &laquo;آرشيو ملي&raquo; ساير كشورها، اهداف، وظايف و تشكيلات جامع&zwnj;تري براي مركز در نظر داشتند. براي انجام اين امر خطير سازمان ديگري را با نام &laquo;آرشيو ملي ايران&raquo; پيشنهاد دادند و برخي نيز بر تلفيق هر دو سازمان &laquo;مركز بايگاني راكد و آرشيو ملي&raquo; اصرار مي&zwnj;ورزيدند .<br />
به دنبال آن ضرورت انجام امور مربوط به جمع&zwnj;آوري، حفظ و نگهداري اسناد ملي، امحاي اوراق زائد و ارائه به محققان را در يك سازمان واحد مسلم ساخت و از اين پس واژه &laquo;اسناد ملي&raquo; به جاي &laquo;آرشيو ملي&raquo; در مكاتبات بكار برده شد و در 31/3/1345 همراه با تدوين دومين قانون استخدام كشوري، شوراي عالي اداري سازمانی را با اختيارات بسيار گسترده به نام &laquo;سازمان امور اداري و استخدامي كشور&raquo; تأسیس نمود. از اين رو تلاشهاي سازمان امور اداري و استخدامي كشور در جهت كسب مجوز قانوني براي تأسيس &laquo;سازمان اسناد ملي ايران&raquo; افزايش يافت. لايحه مورد نياز كه از اواسط سال 1345 در دست بررسي و تهيه بود، مورد تجديد نظر قرار گرفت و در تاريخ بيست و سوم آبان ماه 1345 به هيأت دولت تقديم شد. هيأت دولت در بيست و نهم خرداد ماه 1347 لايحه&zwnj;اي را كه در 8 ماده و چهار تبصره تكميل شده بود، تصويب كرد. اين لايحه در تاريخ چهارم شهريور ماه 1347 تقديم مجلس شد و نزديك به يك سال ( از پنجم آبان 1347 تا 19 مهر ماه 1348 ) در كميسيونهاي شش گانه: استخدام، دادگستري، فرهنگ و هنر، علوم و آموزش عالي، دارايي و نظام تحت بررسي قرار گرفت و در جلسه ششم آذر ماه 1348 لايحه به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و براي اظهار نظر و تصويب به مجلس سنا ارسال شد. پس از تصويب مجلس سنا سر&zwnj;انجام در جلسه مورخ هفدهم ارديبهشت 1349 مجلس شوراي ملي قانون تأسيس سازمان اسناد ملي ايران به تصويب نهايي رسيد و براي اجرا به دولت ابلاغ شد. سرانجام در سال 1381 نيز با مصوبه شورای عالی اداری، سازمان اسناد ملی ایران با کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران ادغام و &laquo;سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران&raquo; ایجاد شد. از این پس سازمان اسنادملي با نام &laquo;معاونت اسناد ملی&raquo;، وظایف تخصصی و مأموریتهای محوله به آرشیو ملی ایران را عهده دار مي باشد.<br />
<strong> شوراي سازمان</strong><br />
به موجب ماده چهارم قانون تاسيس سازمان اسناد ملي ايران، شوراي سازمان مركب از اشخاص زير است:<br />
1- وزير امور خارجه.<br />
2- وزير فرهنگ و آموزش عالي<br />
3- دادستان كل كشور<br />
4- دبيركل سازمان امور اداري و استخدامي كشور<br />
5- دادستان ديوان محاسبات<br />
6- دو نفر از اشخاص متبحر در فرهنگ و تاريخ ايران به پيشنهاد وزير فرهنگ و آموزش عالي و تصويب هيات وزيران كه براي مدت سه سال انتخاب مي شوند و انتخاب مجدد آنها بلامانع است. بجاي اعضاي مذكور در چهار بند اول ممكن است، معاونين آنها حضور يابند. اعضاي شورا از بين خود يك نفر را به عنوان رئيس انتخاب مي كنند.<br />
<strong><br />
پژوهشكده اسناد:</strong><br />
از آنجا كه آرشيو حافظه ملي هر كشور است و سازمان هاي آرشيوي علاوه بر وظايف اجرائي، داراي رسالت فرهنگي و پژوهشي نيز هستند و با عنايت به تاكيد مقام معظم رهبري و مقام محترم رياست جمهوري بر ضرورت حفظ، مرمت و اشاعه اسناد و به منظور تحقق اهداف پژوهشي و گسترش فرهنگ آرشيوي و كمك به محققان كشور، سازمان اسناد ملي ايران، در سال 1372 موفق به طرح و اخذ موافقت موسسه مطالعات و تحقيقات آرشيوي، ((پژوهشكده اسناد)) از وزارت فرهنگ و آموزش عالي شد.  اهم اهداف و وظايف پژوهشكده اسناد به شرح زير مي باشد:<br />
	الف) مطالعه و تحقيق در مورد اسناد موجود در آرشيو سازمان اسناد ملي ايران و ساير مراكز آرشيوي به منظور كشف نكات مبهم و مكتوم تاريخي در جهت تدوين تاريخ جامع معاصر ايران.<br />
	ب) مطالعه و تحقيق در خصوص شيوه هاي بازسازي و مرمت اسناد و استفاده از روش هاي نوين علمي براي شناسايي عوامل مخرب و موثر بر اسناد و يافتن راه هاي مقابله با آنها.<br />
	ج) بررسي و مطالعه روش هاي طبقه بندي اسناد مطابق با استانداردهاي جهاني<br />
	د) تلاش در جهت ساخت و تهيه مواد لازم براي مرمت اسناد در داخل كشور.<br />
	ه) تهيه كليدواژه ها، اصطلاحنامه ها، اصول شماره گذاري و نمايه سازي در جهت استفاده صحيح و علمي از كامپيوتر به منظور ارائه شيوه هاي بازيافت اطلاعات موجود و اشاعه آنها.<br />
	و) تهيه و آماده سازي مجموعه هاي اسنادي براي انتشار به صورت گزارش، كتاب و يا نشريات مربوط.<br />
	ز) تهيه و تنظيم و ارائه طرح هاي پژوهشي در زمينه تاريخ معاصرايران به پژوهشگران<br />
	ح) همكاري با موسسات دولتي، دانشگاه ها و مراكز پژوهشي و مطالعاتي فرهنگي و علمي داخل و خارج از كشور و راهنمايي آنان در زمينه اسناد آرشيوي.<br />
	ط) معرفي و شناساندن اسناد موجود در سازمان اسناد ملي ايران و تهيه راهنماهاي لازم به منظور تسهيل در اين امر.<br />
در حال حاضر پژوهشكده اسناد با طراحي سه گروه در زمينه تحقيقات آرشيوي، مطالعات و حفظ و نگهداري اسناد، گروه تحقيقات تاريخ معاصر ايران به تكميل كادر هيات علمي خود مشغول است. پژوهشكده اسناد داراي شوراي عالي مركب از رياست و معاونان سازمان و سه تن از شخصيت هاي علمي كشور است كه جلسات آن هر دو ماه يكبار تشكيل مي شود. علاوه بر فعاليت هاي جاري، بر اساس مقررات خود طرح هايي را اجرا و طرح هاي ديگري را در دست اجرا دارد.<br />
<strong><br />
آرشيو شفاهی سازمان اسناد ملی کشور</strong><br />
شايد برايتان قابل توجه باشد که بدانيد در سازمان اسناد ملی بخشی بنام &quot;آرشيو شفاهی&quot; وجود دارد. در اين بخش هر يک از افراد هنرمند، سياستمدار، دانشمند، پزشک، مهندس، می توانند تجربيات، مشاهدات و خاطرات خود را برای آيندگان باز گويند. اين اسناد شفاهی نيز حامل پيام های فرهنگی و اجتماعی هستند که تمامی آحاد مردم و نه تنها پژو هشگران می توانند پيشينه ی فرهنگی خود را در آن کشف کنند.<br />
<strong><br />
بخش آثار دست نوشته سازمان اسناد ملی</strong><br />
برای نخستين بار در ايران آرشيو تخصصی برای نگهداری از اسناد و دستنوشته های هنرمندان، نويسندگان، شعرا و تمام مشاهير کشور راه اندازی می شود. اکنون دستنوشته های تعدادی از مفاخر و نويسندگان بنام همچون ملک الشعرای بهار، جمالزاده، پروين  اعتصامی، پژمان بختياري و... در اختيار سازمان اسناد ملی ايران قرار گرفته است اما هنوز بخش عمده ای از آثار اين بزرگان در اختيار خانواده های آنهاست که در صورت همکاری آنها با سازمان اسناد ملی و حتی ارائه نسخه های کپی اين  دست نوشته ها نيز می توان براي تکميل اين آرشيو تخصصی در کشور اقدام کرد.<br />
<strong><br />
برنامه های روز اسناد ملی در سال جاری</strong><br />
از جمله برنامه های سازمان اسناد ملی در گراميداشت روز اسناد ملی امسال، برگزاری نمايشگاه پوستر می باشد. اين پوستر ها دربردارنده تصاويری از نسخ، خطوط، نقوش قديمی و بناهای تاريخی کشور عزيزمان می باشند که در محل نمايشگاه دائمی &laquo;گنجينه اسناد ملی&raquo; دائر می باشد. در همين راستا بعلت تقارن جشنواره دانشجويي هفتادمين سالگرد تاسيس دانشگاه تهران با روز اسناد ملی، نمايشگاهی از کتب، اسناد و مدارک قديمی اين دانشگاه بهمراه آثار و تاليفات اساتيد آن در کوی دانشگاه در معرض ديد بازديدکنندگان قرار دارد. از ديگر فعاليت های سازمان اسناد و کتابخانه ملی در جهت شناساندن و اهميت اسناد ملی به عموم؛ انتشار سه کتاب با عناوين &laquo;روابط ايران و ترکيه در دوره رضاشاه&raquo;، &laquo;روابط ايران و فرانسه&raquo; و &laquo;روابط ايران و انگليس&raquo; می باشد .<br />
برای اطلاعات بيشتر و ديدن برخی از اسناد قديمی کشورمان به سايت معاونت اسناد ملی به نشانیwww.nlai.ir مراجعه نماييد.<br />
<br />
<strong>منابع:</strong><br />
&nbsp;خبرگزاری ایرنا.<br />
&nbsp;سایت سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران به نشانی: www.nlai.ir<br />
فرهنگ لغت دهخدا.<br />
حائری، علامه، بايگاني اسناد و مدارك اداري در روش تلفيق علمي.<br />
&nbsp;سايت معاونت اسناد ملی به نشانیwww.nlai.ir .]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001236.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001236.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مقایسه حوزه علم ودین</title>
         <description><![CDATA[<strong>مقدمه:</strong><br />
به کرات شنیده می شود که عده ایی ناخواسته ویا نادانسته مقایسه هایی را بین علم ودین صورت می دهند ودین را در بوته نقد علم قرار می دهند ودر واقع با ابزار شناخت امور مادی شاخصی برای سنجش عیار معرفت دینی می سازند وبه زعم خودشان امور آن جهانی را به چالش می کشند پر واضح است که این نوع قیاس مع الفارق، از قرن نوزدهم وهمگام با شکوفایی علوم تجربی در اروپا بوجود آمد و این رویکرد افراطی نیزدر واکنش به جزمی نگری کلیسای قرون وسطی نمودار گشت لذا دانشمندان علوم تجربی(Scientist) اینگونه تصور  می کردند که کلید کلیه مجهولات بشری در دست آنان است و با رویکرد پوزیتویستی ،علم به معنای&quot; Science&quot;  رامعادل همه دانستهای بشری(Knowledge ) تلقی کرده وبه گونه ای افراطی هر دانش غیر علمی را خرافه و نادرست پنداشتند و عده ای نیزدر این بین بدون اطلاع از ماهیت دین سعی در توجیه آن با شاخصه های پوزیتیویستی بر آمدند تا به زعم خودشان از دستاورد دین دفاع کنند.آنچه را که گاها&quot; عده ای به اشتباه دچار آن می شوند نقد دین در بوته آزمایش علم ویا بر عکس علمی جلوه دادن امور دینی است که شبهات زیادی را بر انگیخته است حال جهت دوری از خلط مبحث و تنویر افکار به تعریف علم ودین پرداخته وبا  مقایسه بین این دو نوع معرفت ونوع نگرش هستی شناسانه در این دو حوزه ،همگرایی و واگرایی شان را مورد بررسی قرار می دهیم.<br />
<strong><br />
تعریف علم:</strong><br />
برای ارائه تعریف درستی از علم(Science) بایستی به شرح مفهوم دانش( Knowledge ) نیز بپردازیم چرا که بعلت مبهم بودن تعریف این دو مفهوم که بطور عام مشکلات زیادی را در تبیین معرفت علمی و غیر علمی بوجود آورده است و بطور خاص نیز بشکل رویارویی علم و دین مصداق پیدا کرده است.  لذا واژه &quot; Science&quot; از ریشه ی فعل لاتین &quot; Scire&quot; گرفته شده که به معنی دانستن است(عبدالهی،1387،ص13) حال معنای اولیه علم را می توانیم دانستن در برابر ندانستن قرار دهیم یعنی به مجموعه دانسته های بشردانش( Knowledge ) می گوییم بنابراین منطق ،فلسفه،ریاضیات،نجوم،زبان وزیست شناسی همه در حیطه دانش وغیر علمی اند و هر کسی رشته ایی از این معلومات را فرا گیرد به او عالم آن رشته گویند.ولی علم روش خاصی از دانستن است و متمایز از سایرشیوه ها همچون دین، هنر، فلسفه، معرفت عامیانه وفرهنگ که بر مبنای مشاهده،تحقیق یا آزمایش و تجربه سیستماتیک استوار است که شرایط تکرار تجربه در هر زمان و مکان مقدور می باشد بنابراین کار علم شناخت بخشی از جهان هستی با شیوه ایی خاص است . <br />
<strong><br />
تعریف دین:</strong><br />
براي دين تعاريف متعددي از سوي انديشمندان مسلمان و غربي ارايه شده است و شمار آن ها به قدري است كه بسيار مشكل مي توان آن ها را جمع و شمارش كرد. ساموئل كينگ از انديشمندان غربي اعتقاد دارد كه از دين، هزاران تعريف ارايه شده است.(همدانی،1355،ص92) لذاا اراية تعريفي جامع وكامل از دين كار بسيار دشواري است؛ چرا كه قدمت دين به درازاي عمر انسان بوده و در شكل هاي گوناگون، از ابتدايي ترين صورت تا صورت متعالي و جامع، در جوامع گوناگون تبلور يافته است. بنابراين تعاريف برخي از انديشمندان مسلمان كه با الهام گرفتن از معارف زلال قرآني به تعريف دين پرداخته اند را مطرح مي نماييم:<br />
<strong><br />
1. علاّمه طباطبائي:</strong><br />
ايشان در موارد گوناگوني از الميزان، دين را به روش يا سنّت اجتماعي تعريف مي كند؛ از جمله:&laquo;دين راه زندگي است كه آدمي در دنيا به ناچار آن را مي پيمايد.&raquo;(طباطبايي،1372،ص134 )<br />
<strong><br />
2. آيت الله جوادي آملي: </strong><br />
دين مجموعة عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتي است كه براي ادارة جامعه انساني و پرورش انسان ها باشد.(جوادی آملی،1372،ص 93) <br />
<strong><br />
3. آیت الله جعفر سبحاني: </strong><br />
دين يك معرفت و نهضت همه جانبه به سوي تكامل است كه چهار بُعد دارد: اصلاح فكر و عقيده، پرورش اصول عالي اخلاق انساني، حُسن روابط افراد اجتماع، حذف هر گونه تبعيض هاي ناروا.(سبحانی،ص 19) <br />
<br />
<strong>4. آیت الله محمد تقي مصباح يزدي: </strong><br />
دين در اصطلاح، به معناي اعتقاد به آفريننده اي براي جهان و انسان و دستورهاي عملي متناسب با اين عقايد است؛ از اين رو كساني كه مطلقاً معقتد به آفريننده اي نيستند و پيدايش پديده هاي جهان را تصادفي و يا صرفاً معلول فعل و انفعال هاي مادي و طبيعي مي دانند بي دين ناميده مي شوند. بنا به تعريف ذكر شده هر ديني از دو بخش تشكيل مي گردد: <br />
1. عقيده يا عقايدي كه حكم پايه و اساس و ريشة آن را دارد مانند اعتقاد به وجود خداوند يكتا و دادگر و تواناي مطلق، اعتقاد به معاد و ... <br />
2. برنامة حركت به سوي هدف كه احكام و تكاليف ناميده مي شود و اخلاقيات و احكام فقهي را تشكيل مي دهد.(مصباح یزدی،1370، ص 29-28)<br />
<br />
بنابر تعاریفی که صورت گرفت مقایسه ایی هستی شناسانه از علم و دین صورت می دهیم تا دیگربار شاهد خلط مبحث در این دو حوزه نباشیم چراکه دو جریان فکری دینی و علمی دارای دو باعث ، دو عمل فکری، دو هدف، دو تیپ شخصیتی سازنده ،دو نوع شیوه زندگی، دو گروه اجتماعی تشکیل دهنده ودر آخر اينکه دو شکل حرکت تاریخی کاملا&quot; مختلف اند <br />
باعث دین ،پیروی از کشش سائقی غیر قابل مقاومت شخصیت انسان است به سوی وجود ی لایزال که برای نجات هسته ی شخصیتی آدمی و حفاظت از این بنیان بوجود آمده که شخصی و مقدس تصور شده است.<br />
باعث علوم اثباتی و تحققی از این نیاز نشات می گیرد که طبیعت وجامعه و نفسانیات آدمی را به سوی احراز اهداف مورد نظر رهبری کنیم بهمین علت نیز این علوم در حد وسیع توسعه ی آنها در دوران پیدایش بورژوازی و طبقه ی کارگرو در شهر های اروپایی بوجود آمدند. <br />
عمل فکری این دو جریان نیز همانند هم نیستند : <br />
عمل دیانت بر اساس پذیرش روحی خاصی نظیر امید ،خشیت ،عشق وشناخت انجام می گیرد و بنیان آن را تجربه ی باطنی ای برای رسیدن به اشراق و قدس الوهیت تشکیل می دهد که در راستای رهنمون های وحیانی است. <br />
عمل علوم بر مبنای مشاهده سیستماتیک ، تجربه ی آزمایشگاهی و استقراء و قیاس است. <br />
هدف همه ی ادیان احراز رستگاری و نجات تمام انسانهاو گروه هاست . <br />
هدف علوم اثباتی کسب تصویری از جهان و روابط بین پدیده های آن ، بدون توجه به ماهیات ،برای اداره ی طبیعت و حکومت بر آن است. <br />
تیپ رهبری کننده ی دینی&quot;انسان دینی&quot; و مقدسین است یعنی آن سنخ از مردمان که به قدس و مقدسین و کاریسمای آن ها ایمان آورده اند واز وجود خداوند مطمئن اند و مسجد و کلیسا را برای انجام مراسم خود بر گزیده اند <br />
تیپ رهبری کننده در علوم مثبته و متحقق دانشمند محقق است که بدون ساختن سیستمی ویا التجا به عقیده ی جزمی در جریان امور جهان و تاریخ جهان تحقیق می کند و دانشگاه و موسسات تحقیقاتی ملی و جهانی محل ارایه ی علم اوست. <br />
شیوه زندگی دینی تحت اوامر وحیانی است که وابستگی صرف به دنیا را نفی وآرامش ابدی را در دنیای دیگر وعده می دهد<br />
شیوه زندگی که از علوم اثباتی منتج میشود بر مبنای خرد بشری است که رویکرددنیوی شدن( سکولاریزم) را در جامعه نهادینه می سازد<br />
اما شکل حرکت تاریخی دو جریان مورد بحث ما نیز همانند هم نیستند : <br />
دیانت جریانی است که همواره به سوی اصل و منشاخود واپس می نگرد طالب کلیتی تام و مجموعه ای جامع وبسته است رهبر آن کسی است که در پیام آوری الهی خود هر واسطه ایی را نمی پذیرد و دیانت هیچ گاه آن هم آگاهانه طالب نوآوری بنیادی نیست . <br />
پوزیتویسم جریان فکری اروپایی است که طی سه قرن اخیر یعنی در دوران تاریخی پیدایش و شکوفایی و انحطاط جامعه ی بورژوازی سرمایه داری پدید آمده است واین متفکران در منحنی عظیم تاریخ تکامل بشریت برش کوچکی زده اند واین برش را شاخص معرفی حرکت تمام تاریخ بشریت قرار داده اند و لذا پیشرفت علوم را نشانه ی امحای تدریجی خرد دینی و متافیزیک تلقی نموده اند. <br />
اما آنچه این متفکران در سیر تفکرات طی سه قرن اخیر در اروپا (غرب) در نیافته اند این واقعیت است که میزان های مختلفی برای تقسیم بندی و رشد استعداد ها بر حسب ساختار های گوناگون اجتماعی در دو گرایش فکری مورد بحث ما همواره و در همه جا وجود داشته است ودارد <br />
بعنوان مثال تفکر اندیشمندانه در شرق آسیا (هندوستان وچین ) نه دینی است ونه پوزیتیویستی بلکه متا فیزیکی است در جریان بسط این تفکر متون مورد مطالعه (از بودا یا کنفوسیوس یا لائوسه) مواد درسی نیستند که آدمی را دانا سازند بلکه مواد تمرینی اند که آدمی را مجرب ومودب می سازند.بنابراین فرهیختگان هندی و چینی بر مبنای تربیت آموزش می بینند در صورتیکه هدف از آموزش و پرورش در غرب احراز توانایی علمی است. <br />
در حقیقت اشتباه پوزیتیویسم آن است که چون معنی و مفهوم دینی و دیانتی را به مثابه ی جریانی معرفتی در جریان تاریخی تکامل بشریت نقصان یابنده می یابد این افول را شامل نیاز و گرایش درونی انسان ها به دیانت نیز می کند علت یک چنین اشتباهی این است که پوزیتیویست ها نقصان تدریجی تمایلات عقلانی انسان ها را برای تماس درونی و بی واسطه با امر متعالی براساس مقیاس پیشرفت (یک پیشداوری اروپایی) می سنجند واز این سنجش خود نتیجه می گیرند که مفهوم و مضمون فعلی دیانت نیز فاقد واقعیتی عینی است حال آنکه هر گاه به متافیزیک چونان علمی ماهیت نگر و ذات شناس بنگریم که به شناخت ماهیات ثابت جهان هستی مشغول است وآن را محصول مقدار معینی از تجارب ممکنه ی بشری بدانیم که در تیپ های مشخص و محدودی ظهور یافته است در این صورت متافیزیک نه پیرو فرایندی لایتناهی (از استقرائات و قیاسات)است نه تابع قانون پیشرفت تزایدی تدریجی شناخت انسانی و توابع اثبات پذیری و ابطال پذیری آن است که در علوم معمول است و بر حسب رشته های تخصصی کاری تقسیم بندی نمی شود به همین دلیل هم سیستم های متافیزیکی افلاطون، ارسطو تا دکارت و کانت دچار آن کهنگی نگردیده اند که بر شیمی لاوازیه و فیزیک نیوتنی برابر اشکال علمی جدید آنها عارض شده است بنابراین آثار یا سیستم های متافیزیکی منحصر به فرد و وابسته به شخص اند و یک باره گی دارند و حتی ملی (متعلق به فرهنگ منطقه ای معینی )می باشند  مانند متافیزیک هندی و یونانی و غیره ولی کشفیات علمی محصول فعالیت های دسته جمعی اند و جهانی هستند و شخص و مرز و میهن معینی نمی شناسند.(آشتیانی،1383،219-217) <br />
<strong><br />
خلاصه:</strong><br />
از همه آن چه گفتیم این پیشنهاد الزام آور منتج می شود که دایره درست و نادرست بسی گسترده تر از دایره ی علمی و غیر علمی است  نه هر چه درست است لزوما&quot; علمی (تجربی)  است ونه هر چه غیر علمی است لزوما&quot; نادرست است بنابراین آنچه را که در پایان جستار می توان ذکر کرد این نکته است که یکی از مهمترین مشخصه علم که باعث پیشرفت تزایدی آن نیز می شود ابطال پذیری یافته های علمی است یعنی هر یک از دستاورد های علمی را باید با قطعیت نسبی پذیرفت وآنچه را که ابطال پذیر نباشد از حوزه مطالعات علمی خارج است ونکته در خور توجه، ابطال ناپذیری بنیان های دینی است لذا دین از حوزه مطالعه علم خارج است  و اظهار نظر کردن در مورد دین از منظرکنکاش های علمی سفسطه ایی بیش نخواهد بود.<br />
<br />
<strong>منابع :</strong><br />
1-	عبدالهی،محمد،1387،نظریه سازی در علوم اجتماعی ،پاملا جی.شومیکر،جیمز ویلیام تانکارد،دومینیک ال.لاسورسا،ترجمه محمد عبدالهی،تهران،انتشارات جامعه شناسان<br />
2-	آشتیانی،منوچهر،1383،جامعه شناسی شناخت ماکس شلر،تهران،نشر قطره<br />
3-	ساموئل كينگ، جامعه شناسي، ترجمه مشفق همداني، تهران: سيمرغ، 1355<br />
4-	طباطبائي،محمد حسین، الميزان، ج 8، تهران: دارالكتب الإسلاميه، چاپ پنجم، 1372<br />
5-	جوادي آملي، عبدالله، شريعت در آينه معرفت، قم: موسسه فرهنگي رجاء، چاپ اول، 1372<br />
6-	جعفر سبحاني، مجلّه نقد و نظر، ش 3، <br />
7-	مصباح يزدي، محمّد تقي آموزش عقايد، ج 1 و 2، تهران: سازمان تبليغات اسلامي، چاپ هفتم، 1370]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/sociology_of_religion/001235.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/sociology_of_religion/001235.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جامعه شناسی دین</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>محیط زیست  با زمین پاک</title>
         <description><![CDATA[مردم شناس<strong><br />
<br />
<br />
مقدمه: </strong><br />
توجه به مقوله محیط زیست و اهمیت آن در زندگی امروز نسل بشر امری است که نمی توان از آن به سادگی گذشت. اهمیت فرهنگسازی در این مقوله در ایران وظیفه ای است که باید به جد به آن پرداخت. در غیر این صورت در آینده ای نه چندان دور محیط زیستی در ایران باقی نخواهد ماند که از آن حفاظت شود. در اصل پنچاه قانون اساسی ایران نیز حفظ وحراست از محیط زیست به آن اشاره شده است.<br />
خداوند كسى است كه زمین را براى شما جایگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفى؛ و شما را صورتگرى كرد، و صورتتان را نیكو آفرید؛ ...(غافر آیه 64)  <br />
<br />
<strong>تاریخچه زمین پاک:</strong><br />
در اوايل اکتبر 1969 جان مك كانل (J. Mc Connell) به چند نفر از اعضاي انجمن شهر سانفرانسيسکو پيشنهاد داد تا نخستين روز بهار به عنوان &laquo;روز زمين&raquo; (Earth Day) ناميده شود. مك كانل روزنامه&zwnj;نگار و علاقمند به نجوم بود؛ او معتقد بود كه &laquo;اعتدال بهاري&raquo;يا تساوي روز و شب كه در 21مارس(اول فروردين)روي مي&zwnj;دهد، نشانه&zwnj;اي از نوشدن زندگي است و چون از ديرباز در فرهنگ ها و مليت&zwnj;هاي گوناگون، نخستين روز بهار بيست&zwnj;و يكم مارس دانسته شده و آن را گرامي داشته&zwnj;اند، اين روز مي&zwnj;تواند فارغ از تمايزهاي فرهنگي، مذهبي، مليتي و نژادي، مردم جهان را به انديشه درباره&zwnj; &laquo;پرستاري از زمين و دوستي با همسايه&raquo; تشويق كند.<br />
نخستين اعلاميه روز زمين در سال 1970 توسط شهردار سانفرانسيسكو، جوزف آليوتو (J. Alioto) در بزرگ&zwnj;داشت &laquo;صلح، عدالت، و مراقبت از زمين&raquo; خوانده شد. بعداً اوتانت (Uthant) دبيركل سازمان ملل طي بيانيه اي، 21 مارس را روز زمين خواند. در روز 21مارس، در مقرهاي سازمان ملل در نيويورك و ژنو،&laquo;زنگ صلح&raquo; به صدا در مي&zwnj;آيد.<br />
مك كانل گفته است كه اعتدال بهاري، همه&zwnj; بشريت را به شناخت زمين و احترام به توازن زيباي آن فرامي&zwnj;خواند؛ توازن ميان حضور جانوران بر زمين، ماهيان در دريا، پرندگان در هوا، و نوع بشر در همه جا. نكته&zwnj;ي مهم اين است كه انسان بايد پيوسته با هوشياري مراقب باشد كه اين توازن ظريف به هم نريزد.<br />
ما همه اعضاي خانواده&zwnj; انساني هستيم و سياره&zwnj; زمين را با تمامي غناي آن به ارث برده&zwnj;ايم. هر انسان حق يكساني نسبت به زمين، مواد معدني و مواد خام دارد، و هيچ&zwnj;كاري نبايد در جهت از بين بردن فرصت&zwnj;هاي يكسان براي انسان&zwnj;هاي حاضر و آينده، انجام شود.هماهنگي با طبيعت، و هم&zwnj;دلي با نزديكان و ديگر انسان&zwnj;ها، آرمان كساني است كه در انديشه&zwnj; زمين پاك و محيط زيست سالم هستند.<br />
&laquo;روز زمين&raquo; ديگري هم وجود دارد: سناتور گايلورد نلسون(G. Nelson)و دنيس هايس (D. Hayes) در بهار 1970 اعلام كردند كه لازم است يك روز &laquo;براي نزديكي با محيط زيست&raquo; داشته باشيم. سناتور نلسون از مخالفان جنگ ويتنام بود، او به تصويب چند قانون زيست محيطي سناي آمريكا كمك كرد. نلسون 22 آوريل (دوم ارديبهشت) را روز زمين خواند؛ اين روز مطابق يا نزديك به روز عيد پاك (Easter)است.<br />
در تقويم رسمي ايران، دوم ارديبهشت &laquo;روز زمين پاك &raquo; اعلام شده است. ظاهراً به دليل آن كه اول فروردين در ايران تعطيل رسمي است و جايي براي برگزاري مراسم و همايش و مانند اين ها نيست، بزرگ داشت زمين در دوم ارديبهشت برگزار مي شود. حال آن&zwnj;كه اول فروردين تناسب بهتري با موضوع دارد و هماهنگ با سنت&zwnj;هاي ديرپاي ما و آِيين نوروز است. <br />
<br />
<strong>دعای روز زمین پاک:</strong><br />
&laquo; خدایا به ما بینشی عطا فرما تا عظمت زنجیره پرشکوه حیات را در زمین بشناسیم و ما را توفیقی عنایت فرما تا در پاسداری از آنچه در طبیعت به ما ارزانی فرموده&zwnj;ای تلاش کنیم. زیبایی ها و پاکی های زمینت را بستائیم و در جهت آلودگی ها و تخریب زمین گام برنداریم، که بخوبی می دانین بقای ما در گرو بقای زمین پاک است...&raquo; <br />
<br />
<strong>توسعه پایدار </strong><br />
واژه توسعه پایدار اولین بار بطور رسمی توسط برانت لند در سال 1987)1366 شمسی) مطرح گردید. واژه توسعه پایدار به مفهوم گسترده آن شامل&laquo; اداره و بهره&zwnj;برداری صحیح و کارآ از منابع پایه، منابع طبیعی ، منابع مالی و نیروی انسانی برای نیل به الگوی مصرف مطلوب همراه با بکارگیری امکانات فنی و ساختار و تشکیلات مناسب برای رفع نیاز نسل های امروز و آینده بطور مستمرمی شود . توجه به مسائل زیست محیط ی در سطح جهان پس از تشدید فعالیت های آلوده کننده در دهه های 1950 و 1960 میلادی یعنی حدود 45 سال قبل آغاز گردید. در سال1968میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصمیم به برگزاری کنفرانس بین المللی محیط زیست گرفت و در نتیجه اولین کنفرانس جهانی در ژوئن 1972 در استکهلم برگزار شد . حاصل کار کنفرانس بیانیه محیط زیست انسانی و برنامه عمل شامل 106 توصیه نامه بود که وابستگی انسان به محیط زیست و شکل دهندگی آن را بیان نموده و استفاده منطقی از منابع ، کاهش آلودگی&zwnj;ها ، آموزش همگانی محیط زیست ، تحقیقات زیست محیطی و ایجاد سا زمان های بین المللی زیست محیطی را به کشور ها توصیه نمود. ایجاد برنامه محیط زیست ملل متحد و نامگذاری 5 ژوئن هر سال بعنوان روز جهانی محیط زیست نام گرفت.دستاوردهایی که راهنمای توسعه پایدار می باشد به شرح زیر می باشد :<br />
1- بیانیه ریو یا منشور زمین که شامل 27 بند است و اصول اساسی مربوط به حقوق و رفتار کشورها را نسبت به محیط زیست و توسعه بیان می نماید بصورتی که حیات نسل های آتی بشر و سایر موجودات زنده تضمین گردد. بیانیه ریو جامع تر و فراگیرتر از بیانیه استکهلم و بیانیه محیط انسانی می باشد.<br />
2- کنوانسیون تنوع گونه های زیستی که به تایید اکثریت کشورهای شرکت کننده در کنفرانس رسید و هدف آن حفظ گونه های متنوع بیولوژیکی در سطح جهان می باشد.<br />
3 -کنوانسیون تغییرات آب و هوا که اهداف برنامه های اجرایی برای حفاظت کره زمین در برابر تغییرات آب و هوا از جمله تولید گازهای گلخانه ای و کاهش لایه ازون را مطرح نمود. اولین اجلاس کشورهایی که کنوانسیون را به تصویب مراجع قانون گذاری در کشورهای خود رسانده بودند در مارس 1995 در برلن تشکیل گردید.<br />
4-اصول جنگل که به لحاظ نداشتن زمینه کافی بصورت کنفرانسیون مطرح نشد بلکه بصورت اصولی برای حفاظت از جنگل ها برای موازنه آب و هوایی جهان ارائه گردید.<br />
5-دستور کار 21 که به مفهوم دستور کار جهان برای قرن 21 می باشد. عواملی که در دستور کار 21 بعنوان عوامل موثر در توسعه پایدار مطرح گردید عبارتند از :- اصلاح تجارت بین المللی مبتنی بر عدم تبعیض &ndash; مبارزه بافقر &ndash; تغییر الگوی مصرف - برنامه کنترل جمعیت &ndash; حمایت از سلامت انسان &ndash; تامین مسکن مناسب برای انسان &ndash; تلفیق امور توسعه با محیط زیست &ndash; حفاظت از اتمسفر &ndash; بهره برداری مناسب از زمین - مبارزه با نابودی جنگل ها - کویر زدایی &ndash; توسعه کوهستان ها &ndash; توسعه کشاورزی پایدار - حفظ تنوع گونه های زیستی &ndash; بیوتکنولوژی پایدار &ndash; حفاظت و مدیریت منابع آب &ndash; مدیریت مواد شیمیایی سمی &ndash; مدیریت ضایعات خطرناک &ndash; مدیریت زباله های جامد و خطرناک &ndash; مدیریت زباله های اتمی علاوه بر برنامه های فنی ، تقویت گروههای مهم اجتماعی شامل زنان ، جوانان ، مردم بومی ، سازمان های غیردولتی ، مقامات محلی ، کارگران و کشاورزان نیز از اجزای برنامه جامع توسعه پایدار محسوب گردیده و پیشنهاد هایی در این زمیه ارائه شده است . با توجه به گسترده بودن برنامه های محیط زیست و توسعه ، شیوه های اجرایی برای تحقق اهداف پیش بینی گردید ه است که شامل منابع مالی و مکانیسم ها ،انتقال دانش فنی ، همکاریهای علمی برای توسعه پایدار ، آموزش عمومی ، ظرفیت سازی در کشورها، ایجاد نهادهای بین المللی ، پیش بینی ابزار قانونی و توسعه بانک اطلاعاتی زیست محیطی می باشد.<br />
توسعه پایدار که زیربنای فکری برنامه ه ای اجلاس زمین می باشد گستردگی امور را در سطح ملی و بین المللی نشان می&zwnj;دهد  گستردگی مسائل شامل امور اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و تکنولوژیکی بوده و نیاز به برخورد جامع در سطح ملی و بین المللی دارد .براساس توصیه های بعمل آمده تدوین &quot; استراتژی ملی توسعه پايدار &quot; کشورها، اهداف ، اصول و برنامه های ملی را در قالب توصيه های جهانی و با توجه به وضعيت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر کشور ارائه نموده و راهنمای برنامه ريزی اجرايی خواهد بود.<br />
<br />
<strong>محیط زیست در جهان :</strong><br />
هفتاد درصد سطح كره زمين را درياها پوشانده است و زماني مردم بر اين باور بودند كه وسعت درياها اجازه مي دهد آلودگي هاي ايجاد شده توسط انسان ها عملا توسط درياها پاكسازي شود. <br />
همچنين تصور مي شد درياها منبعي بي پايان براي ماهيگيري و صيد ديگر جانداران هستند. <br />
درياها بر خلاف خشكي ها كه پديده مالكيت خصوصي قرن ها در آن جا افتاده، مناطق آزاد متعلق به همه تلقي مي شدند. <br />
اما امروزه كه شهرهاي ساحلي جهان ميليون ها نفر جمعيت دارند، بيش از 40 درصد از جمعيت زمين در كنار درياها زندگي مي كنند و ميزان آلودگي هايي كه وارد دريا مي شود، به شدت افزايش يافته ديگر نمي توان درياها را مناطق آزاد دانست و آنها را آلوده به انواع سموم و فضولات كرد و انتظار داشت كه وضع طبيعي حيات حفظ شود. <br />
برنامه محيط زيست سازمان ملل در گزارشي اعلام كرده است 150 منطقه مرده در درياها و اقيانوس هاي جهان وجود دارد كه در آنها به دليل آلودگي به نيتروژن ناشي از كودهاي شيميايي و فضولات صنعتي، اكسيژن آب شديدا كاهش يافته و در نتيجه حيات در آن مناطق از بين رفته است. <br />
<br />
<strong>محیط زیست ایران در سال: 87 </strong><br />
در سال 87 وضعیت آلودگی هوای کلانشهرها مثل تهران و اصفهان و تبریز و مشهد و شیراز به وضعيت اضطرار رسید.<br />
تهران همچنان در ردیف يکی از آلوده ترین کلان شهرهای دنیا قرار دارد. سالانه چهار هزار مرگ زودهنگام در تهران به دليل آلودگی هوا رخ می دهد.<br />
همزمان با قرار گرفتن هوای تهران در وضعيت اضطراری تنها در طی يک هفته ۴۸۱ نفر براثر شدت گرفتن نارسایی قلبی در تهران جان باخته اند. <br />
۸۰ درصد علت آلودگی هوای کلانشهرها را ناشی از خودروها اعلام کرد.آلودگي هواي شهر اصفهان بدتر از تهران است به گونه اي که اين شهر در سال ۸۷ حدود ۱۰۶ روز در وضعيت ناسالم قرار داشت. <br />
شیراز نیز در وضعیت مشابهی قرار دارد تا حدی که در شهریور ماه ۸۷روابط عمومی محیط زیست استان فارس از آلودگی شدید هوای این شهر خبر داد و افزود در برخی روزها &quot;آلودگي هواي شيراز به ۶ برابر حد مجاز&quot; رسیده است. در شهر مشهد به خصوص هسته مرکزی این شهر، نیز وضعيت آلودگي هوا به مرحله هشدار رسيده و در برخي روزها به گواهي شاخص&zwnj;هاي سنجش ميزان آلودگي هوا، &quot;حجم منواكسيد كربن در هواي محدوده حرم امام رضا به مرحله اضطرار نيز رسيده است.&quot; تبریز دیگر کلانشهری است که میزان آلودگی هوای آن در برخی از روزهای سال ۸۷ در وضعیت هشدار قرار گرفت. فاکتورهای آلاینده هوا که استاندارد آنان ۱۰۵میکروگرم در هر متر مکعب است در شهر تبریز در مواردی از ۵۰۰ میکروگرم نیز بیشتر اعلام شد. علت آلودگی هوا در شهرهای بزرگ ایران به گفته نهادهای مسئول عواملی چون آلودگی صنایع، آلودگی خودروها، آلودگی ناشی از خشک شدن هورها و تالاب ها، افزایش بیابان ها در داخل کشور و بخشی از پدیده گرد و غبار نیز ناشی از گسترش بیابان ها و عدم توجه به محیط زیست در کشورهای همسایه ایران است. <br />
برخی کارشناسان محیط زیست با اشاره به افزایش تعداد خودروها و خارج نشدن خودروهاي فرسوده و دودزا اعلام کردند که سهم آلودگي صنايع در حال كاهش و سهم آلودگي خودروها در حال افزايش است.اما برخی چون وحید نوروزی مدیرعامل ستاد مرکزی معاینه فنی خودرو، دولت را به اهمال در اجرای تعهدش مبنی بر خارج کردن یک میلیون و پانصد هزار خودروی فرسوده متهم کردند. سرهنگ هاشمي رئیس پلیس راهور تهران نیز با انتقاد از &quot;حمایت غیر منطقی دولت از خودروسازان داخلی&quot;، به خبرگزاری ایسنا گفت که &quot;مشکل ترافيک و آلودگي هوا در نگاه ما مسوولان است و تا آن اصلاح نشود، هيچ چيز درست نمي&zwnj;شود.&quot; رقابت سیاسی میان محمود احمدی نژاد و محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، سبب شد که به گفته مسئولان شهرداری تهران، دولت نهم از اجرای تعهدات مالی خود به شهرداری درمورد توسعه حمل و نقل عمومی و مترو در تهران خودداری کند. <br />
ورود دادستان کل کشور به مباحث مربوط به آلودگی هوا به خصوص آلودگی هوای تهران در سال گذشته از اخبار مهم زيست محیطی بود. قربانعلی دری نجف آبادی چندبار در مورد آلودگی هوای تهران هشدار داد و یک بار نیز نامه ای به دادستان تهران نوشت و خواستار برخورد در حد قوانین موجود با نهادها و سازمانهایی شد که در آلودگی هوا نقش و مسئولیت دارند. <br />
به گفته فعالان محیط زیست آلودگی ناشی از پسماندهای صنعتی، شکار، آتش سوزیهای تعمدی و غیر تعمدی در جنگل ها، سدسازی، اجرای برنامه های توسعه بدون در نظر گرفتن ملاحظات محیط زیستی، تداوم ورود آلایندهای شیمایی به آب، هوا و خاک در مناطق مختلف کشور، بی توجهی به تدوین قوانین حافظ محیط زیست در کنار برخی ملاحظات سیاسی و اقتصادی، عدم تدوین قوانین مورد نیاز برای حفاظت از محیط زیست و عدم اجرای قوانین موجود و نقش کمرنگ سازمان حفاظت محیط زیست مجموعه ای از عواملی است که در سال 87 بر دامنه و گسترش آلودگی محیط زیست افزود. <br />
<br />
<strong>منابع: </strong><br />
1.	سایت تبار به نشانی سایت /www.tabaar.com<br />
2.	خبرگزاری میراث فرهنگی به نشانی سایت www.chn.ir<br />
3.	-سایت آفتاب مورخ 5/2/89 به نشانی سایت www.aftab.ir<br />
4.	سایت شبکه خبری آب ایران به نشانی سایت www.wnn.ir<br />
5.	سایت طبیعت شگفت انگیز و محیط زیست پاک به نشانی www.magicnature.blogfa.com<br />
6.	نشریه پیک خبری انجمن متخصصان محیط زیست ایران، سال چهاردهم &ndash; شماره 54 - بهار و تابستان 1388به نشانی سایت www.irsen.org/doc/bahar]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001234.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001234.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نگرشي بر مفهوم كارآفريني </title>
         <description><![CDATA[<strong>حسين هدايتي كتولي</strong><br />
كارشناس ارشد<br />
رشته علوم اجتماعي &ndash; پژوهشگري<br />
<br />
زما قرعه کاری انداختن                                                 <br />
زکار آفرین کارها ساختن<br />
<br />
كارآفريني مفهومي است كه تاكنون از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته و همه بر اين باورند كه كارآفريني موتور محركه توسعه اقتصادي كشورهاي توسعه يافته ودر حال توسعه بوده و مي باشد .<br />
واژه كارآفريني يك لغت قديمي فرانسوي (entreprendre) مي باشد كه به معناي تعهد بوده و الزام شخص را به سازماندهي،اداره نمودن و پذيرفتن مخاطرات كسب وكار نشان مي دهد . (1)<br />
امروزه واژه كارآفريني مفاهيم زير را به ذهن متبادر مي سازد .<br />
نوآوري &ndash; مخاطره پذيري &ndash; ايجاد يا تجديد ساختار يك واحد اقتصادي ، اجتماعي &ndash; رضايت شخصي و استقلال طلبي<br />
<strong>کانتیلون </strong>(۱۷۵۵) که ابداع کننده واژه کارآفرینی است، کارآفرین را فردی ریسک پذیر می داند که کالا را با قیمت معلوم خریداری می کند و با قیمت نامعلوم می فروشد. جین بپنتیست سی کارآفرین را هماهنگ کننده و ترکیب کننده عوامل تولید می داند اما ویژگی خاصی را برای او در نظر نمی گیرد. به عبارت دیگر فردی باید عوامل تولید (زمین، نیروی کار و سرمایه) را جهت تولید، تجارت یا ارائه خدمات ترکیب کند که به این شخص &quot;کارآفرین&quot; و به کار او &quot;کارآفرینی&quot; گفته می شود. <br />
<strong>پيتر دراكر</strong> كارآفرينان را صرفاً عامل تغيير نمي داند بلكه مي گويد آنان افرادي هستند كه از فرصتهاي پيش آمده به خوبي استفاده كرده و با ايجاد تغييراتي ، چيزهاي جديدي را مي آفرينند لذا كارآفرينان همواره درجستجوي تغيير بوده و به آن حساسيت نشان مي دهند .<br />
<strong>مك كله لند : </strong>بيان مي دارد كارآفرينان افرادي هستند كه نياز فراواني به موفقيت دارند ومخاطرات بالايي را مي پذيرند چنين ريسكهايي آنان را به فعاليت مداوم تحريك مي كند .<br />
از دلايل توجه كشورها به مقوله كارآفريني مي توان به مواردي مانند : اشتغال زايي &ndash; ترغيب و تشويق سرمايه گذاري &ndash; عامل تعادل در اقتصادهاي پويا &ndash; عامل تحول وتجديد حيات ملي و محلي &ndash; عامل توليد (همانند زمين &ndash; كار وسرمايه ) &ndash; عامل سازماندهي وسازمان بخشي به منابع واستفاده موثر از آنها &ndash; عامل انتقال تكنولوژي &ndash; عامل شناخت ، ايجاد وگسترش بازارهاي جديد &ndash; عامل نوآوري و روان كننده تغيير &ndash; عاملي براي كاهش بوروكراسي اداري و نهايتاً تحريك وتشويق حس رقابت و يكپارچگي وارتباط بازارها ، نام برد .<br />
كارآفرين ايده اي را يافته و آنرا تبديل به فرصتي اقتصادي مي كند . در فضاي كسب وكار فرصت ، فكر نويي است كه قابليت تجاري شدن دارد . <br />
آگاهي از محيط ، بازار و نيازهاي مشتري و نگرش كارآفريني ، او را در يافتن فرصت و پرداختن به آن ياري مي دهد سپس كارآفرين يك طرح تجاري مي نويسد كه در آن مسائلي چون بازار ، محصول يا خدمت ، مسائل حقوقي و قانوني شركت ، تامين سرمايه ، راه اندازي و رشد ، سازماندهي و مديريت كسب وكار را بررسي مي نمايد .<br />
در واقع كارآفرين مانند يك رهبر اركستر وطيفه دارد كه مهارتها وتواناييهاي مختلف را در كنار هم جمع نمايد وبرنامه اي تدوين شده ارائه دهد . همانطور كه صدا بايد دلنشين باشد طرح نهايي كارآفرين نيز بايد زيبا باشد . <br />
دورويكرد شخصيتي ، تمركز بر كارآفرين وشناسايي ويژگيهايي فردي اوست در واقع اين رويكرد تقدم زماني دارد چرا كه اول كارآفرينان وجود داشتند وبعد كارآفريني به عنوان يك مفهوم مستقل به وجود آمد . در رويكرد رفتاري تكيه بر رفتارهاي كارآفرين در فرآيند راه اندازي يك كسب وكار است .<br />
در انتها شايد بهترين تعريفي كه مي توان از كارآفريني ارائه كرد اين است كه :<br />
كارآفريني عبارت است از فرآيند نوآوري و بهره گيري از فرصت ها ، با تلاش وپشتكار بسيار وهمراه با پذيرش ريسك هاي مالي ، رواني و اجتماعي كه با انگيزه كسب سود مالي ، توفيق طلبي ، رضايت شخصي و استقلال صورت پذيرد .<br />
علاوه بر كارآفريني فردي ، در دهه هاي اخير دو واژه كارآفريني درون سازماني و كارآفريني شركتي نيز در ادبيات كارآفريني به ميان آمده اند ، در تعريف كارآفريني درون سازماني آمده است ، روياپردازي كه مسئوليت به ثمر رساندن يك نوآوري را در درون سازمان برعهده مي گيرد . اين فرد ممكن است مبتكر يا مخترع باشد اما هميشه فردي است كه مي داند چگونه يك ايده را به واقعيتي سودآور تبديل كند .<br />
كارآفرين شركتي ، شامل فعاليتهاي رسمي و غيررسمي است كه با هدف ايجاد كسب وكار جديد محصول و فرآيندهاي جديد وتوسعه بازار صورت مي گيرد . تحقيقات جديد سه مفهوم را در تعريف كارآفريني شركتي نام مي برند :<br />
1 &ndash; تجديد راهبرد (نوسازي / تجديد ساختار سازمان)<br />
2 &ndash; نوآوري (ارائه چيز جديدي به بازار)<br />
3 &ndash; كسب وكار درون شركت (فعاليتهاي كارآفرينانه شركتي كه منجر به ايجاد كسب وكار جديدي در درون شركت مادر مي شوند ) . <br />
تمايل به اينگونه كارآفريني در پاسخ به افزايش سريع تعداد رقبا ، عدم اعتماد به نفس به شيوه هاي سنتي كسب وكار حركت تعداد زيادي از افراد نخبه به سمت ايجاد كسب و كارهاي كوچك مستقل ، رقابت بين المللي ونياز به افزايش بهره وري ، افزايش يافته است . در شركتهاي جديد انقلاب جديدي به سمت تسهيل امر كارآفريني درون سازماني و تقدير از كارآفرينان درون سازماني وجود دارد .<br />
به راستي كارآفرين چيست ؟<br />
زمان زيادي نيست كه كلمات كارآفرين و كارآفريني در رسانه هاي مختلف تكرار مي شود و هر كس به سليقه خود از اين واژه جديد براي اشاره به مديران ، افراد موفق ، سرمايه داران ، سرمايه گذاران ، صادركنندگان ، دلالها و تاجران استفاده مي كند . هرچند هر كدام از اين افراد ممكن است كارآفرين باشند ولي هيچكدام مصداق كاملي براي اين مفهوم نيستند .<br />
به راستي كارآفريني چيست ؟ آيا كارآفرينان ويژگيهاي متمايزي از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد دارند ؟<br />
نگاهي به مسير حركت فعاليتهاي كارآفرينانه ، مبدا و منشاء حركت و انرژي كه در طول مسير آنها را تغذيه مي نمايد در تصويري اجمالي از شخصيت كارآفرين ارائه شده است .<br />
چه چيز باعث مي شود كه نشاط حركت به سختي وسكون غلبه كند ؟ آرزوي آن چيزي كه امروز نيست ولي فردا مي تواند باشد ، اولين چيزي است كه جمود كاآفرين را درهم مي شكند يعني كارآفرين آرزومند است . <br />
آنچه جهت ومسير كارآفرين را براي رسيدن به آرزوهايش تعيين مي كند از درون او بر مي خيزد عزم اوبراي حركت تا توقف واقدام يا عدم اقدام ، چيزي نيست كه مولود شرايط ، محيط يا اطرافيان باشد . يعني كارآفرين كنترل دروني دارد . او براي اينكه بتواند درست آنچه را كه مي انديشد عينيت بخشد و عزم خود را عملي كند بايد رئيس وكارفرماي خود باشد يعني كارآفرين مستقل است .<br />
ذهن پوياي او مرزهاي از پيش تعيين شده وقالب هاي رايج را درهم مي شكند وبا وجودي كه همان چيزي را مي بيند كه ديگران مي بينند ، اما چيزي را مي انديشد كه ديگران نمي انديشند يعني كارآفرين خلاق است .<br />
وقتي كه خلاقيت از ذهن به عمل منتقل مي شود ، نوآوري صورت مي گيرد . نوآوري يعني پيمودن راه نرفته ، كسي كه اولين بار راهي را مي پيمايد اولين كسي است كه مي تواند خبر مخاطرات راه را براي ديگران بياورد . يعني كارآفرين خطر پذير است . <br />
او به جاي آنكه منتظر ضمانت يك پايان موفق بماند ، به فكر وتلاش خود تكيه مي زند ، به مشكلات حمله مي كند و پيش مي رود . يعني كارآفرين منفصل نيست و براي استقبال از آينده روحيه اي تهاجمي دارد .<br />
لحظه تصميم آغاز ، تنها زماني نيست كه او با ريسك مواجهه است ابهام يك پايان نامعلوم بر هر قدم اين راه سايه مي اندازد . يعني كارآفرين قدرت تحمل ابهام را دارد .<br />
به استقبال فردا رفتن ، آخر ماجرا نيست كسي كه آگاهانه وپيشاپيش خود را در ميدان مواجهه با مسائل مي اندازد . بايد توان سخت كار كردن در شرايط پر تنش را هم داشته باشد يعني كارافرين با وجود فشار  زياد ، كارآيي خود را حفظ مي كند .<br />
<br />
<div align="center">ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم<br />
&nbsp;موجيم كه آسودگي ما عدم ماست<br />
</div>
<br />
<br />
<strong>منبع : </strong><br />
<br />
-	احمد پور دارياني ، محمود ،  كارآفريني :تعاريف، نظريات والگوها؛ شركت پرديس ۵٧ ، چاپ سوم.1380.  <br />
-	احمدپورداریانی ، ،مقیمی ، مبانی کارآفرینی، فراندیش، تهران، سال 1385.<br />
-	سازمانهاي كارآفرين ،تاليف و ترجمه جليل صمد آقائي ، تهران : سازمان امور اداري و استخدامي كشور ،مركز آموزش و پرورش مديريت دولتي 1378.<br />
-	گیدنز  ، آنتونی  , جامعه شناسی ، ترجمه  نشر نی، سال ، 1387.<br />]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001233.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001233.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> تحول  نقش مادری در رمانهای معاصر زنان</title>
         <description><![CDATA[<br />
<strong>چکیده</strong><br />
رمان  زاده جامعه مدرن  است وازسویی تحولات  اجتماعی در آنها منعکس می شود  رمانها به تحولاتی که انسانها  در جامعه مدرن  روبرو مشوند  تجربه انسان مدرن  در جامعه مدرن شهری می پردازد  در این مقاله سعی شده به   این مسئله پرداخته شود  که زنان نویسنده به عنوان کنش گران  اجتماعی  در جامعه  ایرانی تحولات  ایجاد  شده  در نقش مادر را چگونه  در رمانها  منعکس میکنند  وآیا این  تصویر ساخته شده تصویری  واقعی از مادری  در جامعه است  یا اساسا  بازنمای نادقیقی  ارائه  میدهد  پس ما میخواهیم از طریق  بررسی تغییر نقش های مادری  در  رمانها  به امکان وجود تحول  در جامعه  میرسیم .<br />
<strong>کلید واژه:</strong> رمان  نقش مادری  زنان نویسنده  جامعه مدرن  <br />
<strong><br />
مقدمه:</strong><br />
چه تحولی درمفهوم مادری در دوره اخیر جامعه ایرانی رخ داده  است ما به دنبال بررسی این مسئله در رمانهایی که توسط زنان نوشته شده است هستیم .  مادری یعنی چه؟ ونگاه زنان به مادری با چه عنصری گره خورده است ؟ از گدشته  تا به امروزمادری به عنوان  یک نقش کاملا زنانه در هاله ای ازتقدس در نهاد های اجتماعی  وازجمله  ادبیات قرار داشته است  مادر نماد عشق محبت وایثار مطلق بوده  مادر میمیرد در ساختار خانواده ایرانی چون استعلایی میشود وغیر قابل دسترس کسی میشود که تنها منبع غنی محبت وعشق بدون اینکه به نیازهایش توجه شود .در ادبیات کهن (اشعار فردوسی کلیله ودمنه و..)توجه به زن در قالب معشوقه   یا به عنوان مادر  در ساختار خانواده  وجدا ازحوزه سیاسی واقتصادی به نمایش  در آمده ولی در حال حاضر با شکسته شدن برخی از ساختار های سنتی جامعه ایرانی(مدرن شدن)  امکان حضور زنان در سظح جامعه  در مراکز تحصیلی  مراکز هنری (سینما تاترموسیقی )افزایش یافته وموجب بازنگری در نقش زنانه ومادرانه توسط خود زنان  شده  . توجه به خود به جدا از انتظاراتی  که جامعه  از انها دارد  وتوجه به فردیت  وهویت های زنانه  باعث شده  زنان به  نیازها خواسته ها آرزوها  واهدااف  خود  را بتوانند  بازگوکنند ودر پی تحقق آنها باشند که بعه واسطه خود آگاهی صورت گرفته  در جامعه روبه مدرن شدن ایران  موجب شکل گیری آن شده است حالا خود اوتعیین میکند  که چگونه مادری شود و چه زمان  ودر اینجا مفهوم مادر به عنوان یک ابژه فرهنگی زپیستی دچار تحول میشود یعنی از نگاه استعلایی وآسمانی  فرو کشیده میشود وبه رابطه ای زمینی بدل میشود  وآگاه به حقوق خود  ورابطه اش را دوباره با همسر وفرزندان وکل جامعه تعریف میکند .<br />
<br />
<strong>جایگاه زن در جوامع انسانی در طول تاریخ </strong><br />
با بررسی مجموعه ادوار تاریخی واجتماعی بشر تا پیش از دوران مدرن  به نکات زیر دست میابیم:<br />
1-جایگاه ومنزلت زن به عنوان مادر  در همه جوامع  والاست واین کارکرد زنانه- مادری تقریبا  در تمام تاریخ مورد احترام  ودر هاله ای از تقدس  ورمز وراز بوده است.<br />
<br />
<br />
2-درجاتی از نگاه تحقیر آمیز نسبت به زن در نمام جوامع دیده می شود یعنی  زنان صرف نظر ازبعد مادری به علت  داشتن ویژگی های خاص  زنانه &ndash;زنانگی تحقیر شده اند .<br />
3-وضعینت زنان در جوامع مختلف در دوره های  مختلف تاریخی  یا در دوره های خاص تاریخی  در جوامع  هم عصر ونیز در یک جامعه  در میان  قشر های گوناگون  متفاوت است. درجاتی از قدرت وبی قدرتی حضور در عرصه های عمومی یا عدم حضور محدودیت های اخلاقی ورفتاری  یا عدم محدودیت به چشم میخورد  پس تصودری واحد ویک پارچه  از وضعیت زن  در تمام طول تاریخ نمیتوان ارائه کرد.<br />
4-در طول تاریخ زنانی بوده اند  که به صورت انفرادی  از درجات بالایی از قدرت  مثلا قدرت  سیاسی برخوردار بودند اما این مسئله  به معنای قدرتمندی  زنان به عنوان یک گروه نیست.<br />
5-وجود تفاوت های حقوقی  بین زنان  ومردان  کم وبیش در تمام جوامع بشری مشهود است  ممکن است درجات این تفاوت در جوامع گوناگون  مختلف باشند ولی اساسا  اینکه تفاوتی  بین حقوق زن ومرد وجود دارد در همه جوامع به چشم  میخورد  به گونه ای که  در نظم قدیم  سنتی  ودر حوزه های  خصوصی وعمومی نظام جنس وجنسیتی وجود دارد <br />
6-در این دوران شواهدی دال بر حرکت جمعی زنان  یا وجود  جنبش  اجتماعی  زنان دیده  نمی شود  یعنی به رغم  وجود  مواردی از  مشارکت زنان  در حرکت ها وشورش های  اجتماعی  وسیاسی  به زنان بر مبنای  هویت زنانه  ودر راه  اهداف  زنان  اجازه اقدام نمی دادند.(مقدمه ای برمطالعات زنان 26)<br />
تاریخ نویسندگان زن ایرانی<br />
در  دهه چهل شمسی که دوران شکوفایی ادبیات ایران به شمار  میرود فقط 25 زن نویسنده فعال بوده اند در آن سالها به ازای یک زن  نویسنده پنج نویسنده مرد داستان مینوشتند حسن میر عابدین یژوهشگر ادبیات داستانی در ایران میگوید &quot;در سالهای اخیر زنان به طور چشمگیری پشرفت کرده اند ودر حال حاضر به ازای  دو نویسنده زن سه نویسنده مرد در حوزه ادبیات فعال هستند&quot; در سالهای 1370تا1380حدود 370زن نخستین اثر خود را منتشر کردند این میزان 13برابر دهه قبل است چراکه تا سال1310 که داستان نویسی ایران در مراحل نخست است مردان کمی در این حوزه قلم میزنند ونام هیچ زنی در تاریخ داستان نویسی نیانده است از 1310تا1320تنها دو زن  داستان نوشته اند ایران دخت وزهرا خانلری البته در این دوره فاطمه سیاح در زمینه نقد ادبی  فعال است  وبه عنوان نخستین زن ایرانی برکرسی استادی دانشگاه تهران  نشسته است گلی ترقی نویسنده زن ایرانی مقیم فرانسه معتقد است  که زنان برای رهایی از فضای بسته به نوشتن  پناه آوردند وادبیات بهترین فرصت بود  تا خود را مطرح کنند (سایت کانون ادبیات ایران) <br />
<br />
<strong>مفهوم مادر در لغت نامه فرهنگ صبا </strong><br />
مادر:ا.(به فتح دال ) زنی که فرزند دارد مام وماما هم گفته شده<br />
مفهوم مادریت :تعریف وارزش مادریت  یکی از منابع جدل میان فمنیست ها ی معاصر بوده است دوبووار وفایرستون  معتقدند از میان  بردنشکل فعلی مادریت  جامعه وبازتولید اجتماعی را متحول خواهد ساخت .{گروهی معتقدند} مادریت به خودی خود مشکلی نیست بلکه مسئله در شیوه نهادی کردن آن در جامعه است .پژوهشهای مارگارت مید نشان داده است که رفتارومنش واحساس هایی که در فرهنگهای مختلف  به مادر نسبت داده میشود  با شرایط گوناگون اجتماعی  تغییر میکنند بنابر این مادریت  مقوله ای است ساخته اجتماع  ومتاثر از الزامات فرهنگی  که با پایین میزان زادوولد مشارکت زنان در تولید وانزوای خانواده هسته ای  تغییر میکند لیبرالها مادریت را در ساخت اجتماعی آن  وتقدسی که جامعه  به این  نقش میدهد میدانند سوسیالیست ها میگویند مادریت ازآن رو مسئله ساز است  که در متن قدرت اقتصادی مردانه جریان میابد رادیکال ها مادریت را  سرچشمه ارزشها وویژگی های خاص زنانه و پایه یک فرهنگ  زنانه میدانند ودر عین حال معتقدند مردسالاری آن را راهی برای سرکوب زنان قرار داده است به نظر آنها تجربه مادری رابطه بالقوه  هر زن با توان باروری خویش وبا کودکان است  ولی آنچه این توان بالقوه را زیر سلطه ی مردانه قرار  میدهد  نهاد مادریت است آن گاه که این  نهاد از میان برداشته شود  مادریت تجربه دگرگون  کننده  برای زنان  خواهد بود (زن وسینما1376)<br />
در آثار ادبی گدشته گان ونسلهای  پیشین  قهرمان داستان بیشتر مادری فداکار وبا گدشت را تصویر میکردند که برای پرورش فرزند از همه چیز چشم میپوشید یا برای سعادت فرزند خوشبختی وحتی جان خود را فدا میکرد در آثاری مثل بینوایان که ویکتور هوگو در بینوایان  یک مادر سرگردان  وبی سرپرست  وتنها وبی نام به نام فانتین  تصویر میکند که برای  زندگی فرزندش حتی گیسوان ودندانهای خود را به فروش می رساند  ولی در دنیای  امروز خبری ازمادرقهرمان  نیست  برعکس اغلب عقیده دارند :&quot;مادر شدن در نیای امروز  بسیار دشوار است  بیشتر وقتها شرایط مادی و اقتصادی  واجتماعی وروانشناسی  به طور وحشت انگیزی برای مادری  نامساعد است (ماردوکله ران/روان شناسی مادران)<br />
<br />
<strong>جایگاه مادری در آثار ادبی گدشته</strong><br />
وضعیت اجتماعی زنان به صورت سنتی آنها را تبدیل به پاسداران  وتعدیل کنندگان نطرات  گوناگون کرده است  زنان در اجتماع  همواره براساس جنسیتشان  به صورت همسر  مادر ودخترایفای نقش کرده وفعالیتهای انان به عنوان زن در سطوح سیاسی اقتصادی  دینی ودانشگاهی چندان چشمگیر نبوده است وتجربه زنان  در زندگی اجتماعی  به صورت نقش های منفک  ومجزاست  به این معنی  که آنها  در نقش های اجتماعی خود دست به توازن  وتعدیل  میزنند و با ایفای نقش های ترکیبی به صورت مادر همسر کدبانو پرورش دهنده نسل جدید ونان اور را عمل میکنند  واز دیدگاهی دیگر زنان تولید کننده ی نیروی کار  وحامیان  ومحافظ ان هستند.(مردم شناسی  جنسیت155-157)<br />
بین  مادر  ومادری  تمادز وجود  دارد  به گونه ای که بین  زن وننانگی  تمایز وجود دارد مادر  از دید  زیستی  بر وجود  زنی که قابلیت باروری داشته  وصاحب  فرزند شده گفته میشود  مادری مفهومی اجتماعی &ndash;فرهنگی است وشامل تمام ویژگی های است   که جامعه  از مفهوم مادر در حافظه اجتماعی خود دارد یعنی مفهوم مادری شامل تمام  الگوهای  زایشی تربیتی  حمایتی ایثار فداکاری  ویا برعکس  الگو های قدرتمندی  تاثیر گداری  میباشد  یعنی نوع برداشت هر گروه(دختران مادران مردان و..)از مادری  به نوع تعریفی  که هر جامعه  ای ازمفهوم مادر دارد برمیگردد پس در هر جامعه ای نسبت به جامعه دیگر متفاوت است  وامری قراردادی است  پس میتوان گفت که در طول زمان دچار تغییر وتحول میشود که متاثر از تغییر جایگاه زنان  در سطح جامعه  و ورود آنها به فضاهای عمومی وهم تغییر نگرشهای سنتی  نسبت به زنان که تنها نقش  زنان را در قالب مادرشدن ومادری در چارچوب خانواده تعریف میکنندوپدیرفتن نقشهای جدید(معلم پزشک نویسنده نقاش و..)در کنار نقش مادری که باعث ایجاد میدانهای متفاوتی  برای زنان شده که در هر میدان  بر اساس قواعد حاکم بر آن زنان  نقش خود را ایفا میکنند  ودر نتیجه کوچک شدن حوزه مادری وارتباط آن  با سایر حوزه ها به عنوان یک نقش مستقل ونه حاشیه ای مطرح شده است  وموجب ایجاد یک نوع خود اندیشی زنان نسبت به خود  به عنوان مادر شده واینکه مادر بودن بخشی از هویت انها را تشکیل میدهد نه تمام  آن را در نتیجه مادران توانسته اند به آرزوها وخواسته های خود بپردازند انها را مطرح کنند ونظام حاکم  بر روابط خانواد گی  که آنها را در فضای خصوصی  خانه  وبا یک نقش ثابت محدود کرده نقد کنند  وخواستار ایجاد تغییرات اساسی  برای شکل گیری برابری در فضای خانه  که کانونی ترین واصلی ترین  نقطه  در ایفای نقش های  زنانه مادری است تلاش کنند. <br />
<br />
اشتغال هنری  وپرورش هنرمندان  طریقه هنرمند شدن  مردم امری است ساختمند  برا ی مثال  نویسنده تمام وقت شدن  مستلزم داشتن سواد (برخورداری از آموزش وپرورش)ونیاز به اوقات فراغت (داشتن درآمد وپشتوانه مالی) دارد به همین دلیل درقرن 19 بیشتر نویسندگان  در طبقه متوس به دنیا آمدند  یا تعداد  زیادی از داستان  نویسان آن قرن زن بودند  یعنی همسران طبقه ثروتمند متوسط که به تازگی اوقات فراغت پیدا کرده بودند{از سویی} سازمانهای اجتماعی تولید هنری  قرنهاست که  به گونه ای روشمندانه زنان را از شرکت  در تولید هنر برکنار  نگاه داشته اند  در مورد  نویسندگی  هم  که مسائل آموزشی  وگرفتن اجازه  ورود به فرهنگستان های مردسالار ومحدود ساخته مردان وجود نداشت  پیوستن  زنان به جرگه نویسندگان کار ساده ای نبود  وشرایط آن به هیچ وجه  با شرایط مردان مساوی نبود  وموفق ترین  داستان  نویسان زن قرن 19(خواهران برونته /جرج ایوت/ژرژساندره)برای خود اسم مستعار مردانه انتخاب  میکردند(تولید اجتماعی هنر53)<br />
<br />
کار رمان ودیگر هنر های کلامی کشف منطق متضاد  وغامض واقعیت تودر توی اجتماعی  وبیان عواطف  واندیشه های ژرف مردمان در دوره معین تاریخی است (دستغیب عبدالعلی)مفهوم خانواده در اکثر رمانهای ایرانی نقش کلیدی دارد  وهمواره نقش اصلی داستان در درون خانواده  معرفی میشود  از سویی پرداختن به نقش های که انسانها  در خانواده به خود میگیرند نقش مادر همسر پدر فرزندحاکی از واقعیت های موجود در جامعه است  ومیتوان با مطالعه وبررسی نقش مادر  در رمانها  به نوهع نگاه جامعه به نقش مادر وزن پی  برد در این تحقیق رمانهای زیادی هم از نویسندگان مرد(محمود دولت ابادی ومشفق کاظمی و..)وهم نویسندگان زن (زویا پیزاد/نسرین ثامنی و..) در ده های اخیر مورد مطالعه قرار گرفت در نهایت چهار رمان انتخاب شد دو رمان از نویسندگان مرددر دو دوره تاریخی متفاوت  ودو رمان از نویسندگان زن با رویکرد رمانهای سطح  بالا وسطح پایین:<br />
1-جای خالی سلوچ محمود دولت آبادی<br />
2-تهران مخوف مشفق کاظمی(1304)<br />
3-دنیای پر امید نسرین ثامنی<br />
4-چراغها را من خاموش میکنم<br />
رمان&quot;تهران مخوف&quot;آینه تمام نمای جامعه آن روزگار  وسوگ نامه زن ایرانی است  مشفق کاظمی باتصویر شهر مسموم  ودر حال گدار تهران  عشق دختر وپسری جوان را دستمایه قرار میدهد  وباتکنیک داستان در داستان  به شیوه داستان نویسی کهن  به سزگدشت چهار زن  روسپی میپردازددر این رمان  زنان قربانیان  بیچاره ای هستند که بهترین بهانه  وتصویر برای  پرداختن به فقر وجهل وفساد وفحشا میباشنددر واقع یک تصویر از دنیای بسته زنانی که که تنها به یک چهار دیواری محدود است  در این دنیای بسته تنها انگیزه دختران  برای ادامه حیات  یافتن شوهر  وسپس خدمت کردن  به اوست این  دراستان  که در دوران مشروطعه وآغاز  تحولات در جامعه ایرانی نوشته شده  بیشتر به چهره سیاه شهر تهران (در حال تحول )مینگردنقش مادر در قالب های سنتی  آن بیان شده الگوهای حمایت از فرزند  بیوه بودن  فقر  در انتظاربودن و... <br />
<br />
داستان &quot;جای خالی سلوچ &quot;در سال1358به چاپ رسیده  وتا کنون سیزده بار تجدید چاپ شده داستان زنی است که با رفتن  ناگهانی وبدون اطلاع شوهرش تمام سعی خود را میکند تا زندگی وفرزندانش را حفظ کند مادری که نتنها تمام ظرافتها ی زنانه  ومادری را  برای رهایی از فقر وگدران زندگی  در جامعه خشن روستا از دست میدهد وبیشتر نقش یک مرد را میابد سیمایی از  زنان روستایی ایرانی که زن بودن  مادر بودن  ومرد بودن  را با هم تجربه میکنند چون حضور  در جامعه هرچند کوچک روستا  نیاز به پزیرش قواعد مردسالارانه  وبازی بر اساس آن قواعد را می طلبدمادری  در این  فضا  فرا رفتن  از ساختار زنانگی ومردانگی است ودر واقع تلاش برای ادامه حیات عنصری که با عنصر زایندگی مادر پیوند میخورد <br />
نسرین ثامنی در رمان  دنیای پر امید داستان زندگی زنی بیوه با فرزندانش را توصیف میکند پهره ای که او ازنقش مادر نشان میدهد در همان قالبهای سنتی  جای میگیرد.اولین توصیف&quot;مادر سر سجاده نماز ومشغول دعا / توصیف دوم:مادر پای سفره  /در آشپزخانه /مادر بیمار /بیوه /حامی فرزند/آرزوی مادر ازدواج پسر وخترانش/زنی متقی  عاشق فرزند/بساز با فقر زندگی/پخت وپز نظافت وتربیت فرزندان و..چنین تصویری از  زن  همان  مادری است  که توسط جامعه  در تک تک افراد  جامعه درونی میشود وتوسط نویسندگان  دوباره بازتولید میشود در این گونه  داستانها  نویسنده  آگاهانه  یا ناآگاهانه  به ارا.ه تصودری از مادر  میپردازد که توسط جامعه تولید  میشود  این  داستان  نشان  میدهد  که  هنوز در این  دوران جامعه ایرانی  همان  نگرش  را نسبت  به زنان دارد<br />
زویا پیرزاد  در &quot;چراغها را من خاموش میکنم &quot; اولین بار  در سال 1380 به چاب  رسید  وجایزه  بهتریت  رمان سال 1380بنیاد هوشنگ گلشیری  شد وتاکنون به چاپ  سی ودوم رسیده است  به زبانهای آلمانی  ترکی ویونانی ترجه شده است.<br />
چراغها را من خاموش میکنم داستان زنی ارمنی با دو دختر دوقلویش  وهمسرش را بیان میکند این زن خانه دار است وتنها به ایفای نقش مادری میپردازدویژگی نوع  رمان  به گفتگوی درونی زن با خود برمیگردد زنی که اطرافیان به عنوان یک مادر خوب وزن قابل اعتماد  به وی مینگرند  ووی را زنی موفق میدانند  ولی خود احساس رضایت درونی نمکند  و به طور دائم  با همسرش دچار مشکل میشودبچه ها در دنیای کودکانه خود غرق هستند ومرد  در کار  خود  هیچ کس تنهای زن را درک نمیکند  تمام وقت در خدمت خانواده  بودن  وتمام اعضا از  زن  به عنوان نقش مادر همسر دختر  خواهر انتظار  داشتن  واز این طرف بیان  نکردن خواسته ها ونادیده گرفتن  نیاز های زن  او را اسیر یک  دور بسته کرده  بااین حال اونه خانه را ترک میکنه  رابطه صمیمی با مرد همسایه برقرار میکند .در رمان  پیزاد  زن به یک خود اگاهی رسیده است  چون احساسات خود  را بیان میکند  در حالی  که در رمان  ثامنی  آرزوهای زنان  همان خواسته های جامعه است  یعنی مادر خوب همانی است که جامعه معرفی میکند.<br />
<strong><br />
منابع :</strong><br />
1-مشیرزاده حمیرا, مقدمه ای بر مطالعات زنان , (دفتر برنامه ریزی اجتماعی  ومطالعات  فرهنگی)پاییز1383 <br />
2-جانات ولف ,تولید اجتماعی هنر(نیره توکلی)چاپ اول 1367 تهران نشر مرکز<br />
3-منیژه نجم عراقی ,زن وادبیات  ,سلسله پؤوهشهای نظری درباره مسائل زنان  تهران نشرچشمه 1382<br />
4-نرسیسیانس,امیلیا,جزوه مردم شناسی جنسیت 1383<br />
5-زن وسینما, سلسلله پژوهشهای نظری درباره مسائل زنان دفتر اول  انتشارات روشنگران  ومطالعات زنان چاپ اول 1376 <br />
6-سایت کانون  ادبیات ایران  www.ksnoonweb.com<br />
7- سایت شورای گسترش ادبیات فارسی www.persian-language.org]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/sociology_of_literature/001232.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/sociology_of_literature/001232.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جامعه شناسی ادبیات</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جايگاه انجمن هاي علمي دانشجويي در سند چشم انداز افق 1404 و نقش آنها در مسير تحقق دانشگاه تمدن ساز</title>
         <description><![CDATA[كارشناس انجمن هاي علمي دانشجويي دانشگاه يزد<br />
teimoury3@gmail.com<br />
<br />
<strong>چكيده </strong><br />
يكي از اهداف بلند و&zwnj;آرماني سند چشم انداز 1404 جمهوري اسلامي ايران احراز جايگاه اول علم و فناوري در 25 كشور منطقه&zwnj;ي آسياي جنوب غرب ) در افق 20 ساله است و تحقق اهداف چشم انداز در ابعادعلمي ، پژوهشي و فناوري مستلزم سياستگذاري صحيح و عزم جهاد علمي است كه مهمترين ركن براي نيل به اهداف تعيين شده دانشگاه&zwnj;ها ميباشند كه يكي از اصلي ترين اركان نظام فكري معرفتي  توليد دانش مي باشد و دانشگاه تمدن ساز افق حركت دانشگاه هاي ايران براي دهه هاي آتي ترسيم مي كند  كه انجمن هاي علمي دانشجويي در آن به عنوان يك نهاد مستقل جهت انجام فعاليتهاي علمي در بدنه دانشجويي به عنوان يك ركن اساسي در راستاي تحقق اهداف مطرح شده مي باشد و به عنوان هسته هاي تخصصي نقش اساسي در پيشبرد اهداف علمي و توسعه دانش هاي نوين و تخصصي در دانشگاه ها را دارند.<br />
كه در اين رابطه فعاليت بيش از دو هزار انجمن علمي دانشجويي در دانشگاه هاي كشور بيانگر ميزان اهميت آنها در رشد علمي كشور و ايجاد دانشگاه تمدن ساز مي&zwnj;باشد .<br />
در اين مقاله سعي بر آن است تا در ابتدا جايگاه انجمن هاي علمي دانشجويي در سند چشم انداز افق 1404 تبيين شود و سپس به نقش آنها در ساخت دانشگاه تمدن ساز پرداخته شود .<br />
<strong>كليد واژه ها:</strong> انجمن علمي دانشجويي &ndash; سند چشم انداز بيست ساله جمهوري اسلامي ايران &ndash; دانشگاه تمدن ساز <br />
<br />
<strong> مقدمه و طرح مسئله:</strong><br />
ضرورت رفع نقصان فعاليت هاي علمي در بدنة&zwnj;دانشجويي و تأكيد برگفتمان علم گرايي در سطح فعاليت هاي دانشجويي و حركت به سوي دانشگاه تمدن ساز و فرهنگ پرور از جمله رويكردهاي اساسي وزارت علوم بوده است. بر اين اساس انجمن&zwnj;هاي علمي دانشجويي محصول يا برآيند پارادايم دانشگاه تمدن ساز و گفتمان علم گرايي در حوزة فعاليت هاي جمعي دانشجويي است .وسند چشم انداز بيست ساله ايران 1404 را ايراني تعريف مي كند. كه به لحاظ علمي در قدرت اقتصادي بايستي رتبه اول منطقه را احراز كند و رسيدن به چنين قله&zwnj;اي الزاماتي را در حوزه هاي مختلف مي طلبد در حوزه آموزشي عالي كشور ترجمان اين الزامات دردو راهبرد دانشگاه تمدن ساز و گفتمان علم گرايي به عنوان گفتمان غالب خلاصه شده است . و برآيند اين هردو در حوزه فعاليت هاي جمعي دانشجويي در انجمن هاي علمي دانشجويي تجلي يافته است [ و يژه نامه جشنواره حركت، 1388، 2]<br />
بي ترديد دانشگاه كه اصلي ترين وظيفه اش آموزش ، توليد و ترويج پژوهش مي باشد در دوران جديد يك رسالت فرهنگي و اجتماعي را نيز بر عهده گرفته است و آن تربيت شهروند جامعه مدني و آموزش بهتر زيستن در جامعه است .به واقع دانشگاه علاوه بر تربيت متخصص بايد شهروند متعهد نيز پرورش دهد. در اين راستا نهادهايي همانند انجمنهاي علمي ، كانون هاي فرهنگي هنري ، و ... در مسير رسالت جديد دانشگاه تشكيل شده اند و طبعاً انتظار تمدن سازي به اين رسالت جديد از انجمن هاي علمي دانشجويي قابل پيش بيني است كه با رسالت ايجاد فضاي نشاط انگيز علمي در سطح دانشگاه هم به طور مستقيم و هم غير مستقيم مي توانند در ساختن دانشگاه تمدن ساز نقش آفرين باشند . واژه دانشگاه تمدن ساز مفهوم اختيار شده براي نماياندن تمام عيار الزامات سند چشم انداز نيست ساله جمهوري اسلامي ايران در حوزه آموزشي عالي كشور خصوصاً در عرصه فرهنگ است به عبارت ديگر اصطلاح دانشگاه تمدن ساز ترجمان ايران 1404 در آموزش عالي است كه در آن جمهوري اسلامي با بينش الهام بخش براي جهان اسلام بوده و به لحاظ علمي و اقتصادي رتبه اول را در منطقه از آن خود سازد (زارعي 1388 ، 61) بنابراين بايد ديدانجمن علمي دانشجويي در سند افق چشم انداز چه جايگاهي دارند و در مسير تحقيق دانشگاه تمدن ساز چه نقشي را ايفا مي كنند.<br />
<br />
<strong>مباني نظري انجمن هاي علمي دانشجويي </strong><br />
مباني نظري اصول و پايه هاي فكري و بنيادي هستند كه اهداف ، مأموريتها، راهبردها و برنامه هاي انجمن هاي علمي دانشجويي بر پايه آنها شكل گرفته است.<br />
ابلاغ سند چشم انداز ملي توسط مقام معظم رهبري در آبان ماه 82 نقطه عطفي در راهبري و ساماندهي حركت كلي كشور در جهت اهداف متعالي انقلاب اسلامي بوده و بر اساس اين سند يكي از اهداف بلند و آرماني آن احراز جايگاه اول علم و فناوري در 25 كشور منطقه در افق 20 ساله است به اين منظور وزارت علوم درراستاي تحقق اين هدف بر اساس برآيند پارادايم دانشگاه تمدن ساز و گفتمان علم گرايي به انجمن هاي علمي دانشجويي يك رويكرد اساسي داشته است. و بر اين اساس مهمترين مباني نظري انجمن هاي علمي در راستاي اهداف فوق به شرح ذيل تعيين مي گردد.<br />
1-	رهبر معظم انقلاب در پيام نوروي سال 1387 فرمودند انجمن هاي علمي و مجموعه هاي دانشجويي تلاشگر كارهاي بزرگي را براي ملت ايران انجام داده&zwnj;اند و آنرا از مصاديق فعاليتهاي نوآورانه و تحول آفرين ياد نمودند لذا ضرورت توجه به آن و تلاش در راستاي تعالي و شكوفا نمودن استعدادهاي جوانان دانشجوي كه عمده اوقات فراغت خود را در راه فعاليت علمي صرف مي كنند اهميت بالايي دارد <br />
رئيس جمهور محترم در دانشگاه علم و صنعت در جمع دانشگاهيان اشاره فرمودند: كه تشكلها دانشجويي به ويژه انجمن هاي علمي از مصاديق سازندگي،  خودسازي ، اتكا به نفس مي باشند و در جايي ديگر اشاره داشته اند تحقق گفتمان علم گرايي با حمايت از انجمن هاي علمي دانشجويي محقق مي گردد لذا ضرورت توجه جدي به آن احساس مي شود <br />
2-	تمدن اسلامي ايراني كشور كهن و ريشه دار ايران از مهمترين ، قديمي ترين و پوياترين تمدن هاي بشري پيشي گرفته علم و دانش بوده است .لذا احياي ايراني كه بتواند به لحاظ تمدني الهام بخش براي جهان باشنددر مرحله اول از گذرگاه تقويت مباني و حمايت از فعالان اين عرصه حاصل مي شود انجمن هاي علمي دانشجويي نيز در اين ميان سهم بسزايي در تقويت مباني  فكري و تعميق و گسترش فرهنگ پژوهش كه نهايتاً بسترساز رشد و ارتقاء علمي است دارند(&zwnj;زارعي ، 1388، 63)<br />
<strong><br />
&zwnj;ضرورت وجود انجمن علمي دانشجويي </strong><br />
باتوجه به اين كه در شرايط امروزي كه با گذار از جامعه سنتي به جامعه نوين روز به روز شكاف بين نهادهاي رسمي و غير رسمي جامعه بيشتر مي شود ضرورت ايجاد يك نهاد مستقل براي سامان بخشيدن به امور پژوهشي آموزشي و صنفي در هر رشته&zwnj;اي مستقل از دخالتهاي سياسي و سليقه هاي فردي و گروهي خاص پيش از پيش احساس مي شود چرا كه اين نهادها داراي كاركردهاي آموزشي &ndash; پژوهشي صنعتي خاص هستند كه هيچ يك از نهادهاي رسمي &ndash; غير رسمي وجود در جامعه قادر به ايفاي آنها نيستند (عبداللهي ،1378، ص 5)<br />
<strong><br />
تاريخچه انجمن هاي علمي  دانشجويي </strong><br />
<strong><br />
1-	دوره احساس نياز :</strong><br />
قدمت واقعي اين دوره را مي توان از بدو تأسيس دانشگاه در كشور برشمرد. چرا كه احساس نياز به فعاليت و تجربه علمي در كنار علم آموزي به صورت كار جمعي همواره يكي از فعاليت هاي زندگي دانشجويي و جواني است كه محدود به دوره و زمانه خاصي نيست و با نگاهي هر چند مختصر به روند پرشتاب توسعه جامعه دانشگاهي در ايران ميل و پيگيري محملي براي انجمن فعاليت هاي خود جوش و جمعي را به وفور مي توان در صفحه صفحه تاريخ دانشگاه در ايران ديد.البته در پس نام&zwnj;هاي متفاوت واشكال گوناگون اما با توجه به مراد خاص از اين واژه در حال حاضر فكر، انديشه و مطالبه راه اندازي مجموعه اي رسمي و متشكل و داراي ساختاري متوازن در سراسر كشور كه در دهه هفتاد به وقوع پيوست در پي آن پديد آمد كه حركت هاي توسعه گرا و خيز همه جانبه نهضت توليد علم بعنوان يك مطالبه و خواسته فراگير در سطح ملي از سوي نخبگان علمي كشور در حال پيگيري همه جانبه بود و دراين ميان طبقه دانشجو نيز به عنوان يكي از پيشگامان و پيشروان اين تحول بنيادين در فكر در انداختن طرح نو برآمد كه خواسته تمرين شده با موفقيت در طول چندين دهه گذشته بود كه به عنوان يك خواسته سازمان يافته وسراسري جلوه گري مي كرد. از ديگر سو ميل و اشتياق به سمت ايجاد ساختارهاي جديد، قانونمند و كاركرد مدار نيز از جريان هاي فعال دوره احساس نياز مي باشد .<br />
<strong><br />
2- دوره تأسيس: (77-79)</strong><br />
در اين دوره خواسته راه اندازي مجموعه نظام مند و برآمده از بطن جريان اصيل و مشتاق دانشجويي در عرصه پرنشاط علمي شكل فراگير و جدي به خود گرفت و تلاش ها و جنبش هاي وسيعي از سوي افراد و گروه هاي نخبه، پيشگام دانشجويي در حيطه شكل دهي و ساختارسازي تشكلي علمي و سراسري در مجموعه دانشگاه&zwnj;هاي تحت پوشش وزارت علوم آغاز شد. كه در نهايت ثمره ي اين پيگيري&zwnj;هاي مجدانه و برخواسته از يك احساس نياز واقعي و ميمون به نتيجه رسيد و آيين نامه تشكيل و راه اندازي انجمن هاي علمي و دانشجويي كشور در سال 1378 به تصويب و ابلاغ سراسري در مجموعه دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي كشور رسيد.<br />
<strong><br />
3- دوره شكل گيري و هويت سازي: (80-83)</strong><br />
در اين دوره كه هم زمان با دوره جريان هاي متلاطم دانشجويي و تأسيس انواع كانون&zwnj;ها و اتحاديه ها و مجامع دانشجويي بود مؤسسين و طلايه داران انجمن هاي علمي دوران سخت و پرفراز و نشيبي را طي نمودند.<br />
اين مجموعه نو پا در اين برهه تاريخي با چالش و تنگناهاي متنوعي روبرو شدند كه اثبات سودمندي، جلب توجه و گرايش دادن ميل دانشجويان انزواطلب و فردگراي طبقه نخبه علمي، پذيرش اجتماعي در ميان گروه ها و طبقات مشكل پسند جامعه دانشگاهي، توسعه سريع ساختاري در فضاي پررقيب تشكل هاي دانشجويي و كانون&zwnj;هاي متنوع دانشجويي در حال شكل گيري، جذب منابع مالي و حمايتي، ... بخشي از مسايلي بود كه ايشان بايد مبادرت به حل آنها و تحكيم و ثبات موقعيت خود مي نمودند. كه الحمدلله با مجاهدت، سخت كوشي و برنامه ريزي صادقانه و همراه با نيت خير و برخاسته از نياز واقعي دانشجويان موفق به نيل اين مقصود شايسته گرديدند و موقعيت عالي و همراه با اقتدار حاضر انجمن هاي علمي مرهون آن هميت&zwnj;هاي بي ريا و خداجويانه است.<br />
<br />
<strong>4- دوره بالندگي و شكوفايي: (84-86)</strong><br />
اين دوره سرشار از موفقيت كه همزمان با شكل گيري جرياني پويا و تحول آفرين در مجموعه انجمن هاي علمي بود و در حالي كه بسياري از مجموعه هاي دانشجويي موازي اين تشكل علمي به خاطر ضعف بنيادي در شاكله ساختاري و ناموس بودن اهدافشان با خواست و ميل قاطبه جامعه دانشجويي و مقطعي بودن كاركردها و ... رو به افول و خاموشي از درون نهادند. با شاخص ها و علايمي چون جلب اعتماد عمومي وسيع مسئولين، كسب پختگي و ترتيب دادن پشتوانه محتوايي غني و لبريز شدن از نيروهاي كارآمد و پرتوان، اقبال كم سابقه اقشار مختلف دانشجويي و غيره شروع به خودنمايي و تجلي خورشيد وارد نمود كه كسب رتبه هاي ممتاز متنوه در سطوح مختلف دانشگاهي و كشوري، درخشش بي سابقه اعضاء و برون دادهاي آن در جشنواره ها و مسابقات منطقه اي و سراسري، انسجام روز افزون تشكيلاتي، كسب موقعيت هاي ممتاز در سطوح مجامع و اتحاديه هاي علمي كشوري، تبديل شدن به يكي از قطب هاي تشكيلاتي و كاركردي در سطح انجمن هاي علمي كشور، جلب نگاه ويژه همراه با تحسين و تكريم بي سابقه انجمن علمي دانشجويي دانشگاه در سطح حوزه مديريتي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از نمودهاي و شواهد غيرقابل انكار مي باشد در اين مرحله خطير انجمن هاي علمي سعي بليغ بر آن داشته اند تا با استفاده و تقويت روزافزون نقاط قوت و كاستن و حذف بيش از پيش نقاط ضعف بر اقتدار و شايستگي هر چه بيشتر خود بيفزايند و با دادن شتاب سازنده، عقلانيت و تعهد انسان ساز در مسير وظيفه بزرگ و تاريخي و غرورآفرين خود يعني تبديل شدن به نمونه&zwnj;&zwnj;ي واقعي دانشگاه تمدن ساز &ndash; اسلامي كه يك هدف ملي و ايماني گامهاي اساسي و بنيادي بردارند و انشاالله با روشن بودن افق پرافتخار آينده بزودي زود انجمن&zwnj;هاي علمي دانشجويي يكي از اركان اصلي و تأثيرگذار تحقق اين آرمان گرانقدر خواهد بود. (قرباني،1388،20)<br />
<strong><br />
جايگاه انجمن هاي علمي در سند افق 1404</strong><br />
انجمن علمي دانشجويي نهاد مستقلي است كه از بهم پيوستن يا اجتماع آگاهانه و داوطلبانه دانشجويان يك رشته علمي پديد مي آيد. تا از طريق تعامل آراء خردمندان و به دور از سلطه بتواند صاحبان هر تخصص زمينه لازم را براي پيشبرد علم تنظيم و ترويج اصول و قواعد علمي يا اخلاقي و فعاليت و پيوند علمي در آن رشته علمي فراهم نمايد. (زارعي- 1388-19)<br />
بي ترديد تلاش براي برنامه ريزي كلان و خرد مهمترين وظايف دستگاهها و سازمانها در عصر حاضر است. از طرفي نگاه علمي، بررسي همه جانبه با آينده نگري و برنامه ريزي دقيق از جمله ويژگي هاي اقدامات و برنامه هاي دانشگاهي به شمار مي رود. در فعاليتهاي انجمن هاي علمي دانشجويي به سبب ارتباط با ذهن، روان، انديشه، تخصص اين ويژگي ها بيشتر جلوه گر است و براي زمينه سازي و وصول به مراتبي از رشد و تعالي علمي، چاره اي جز اقدامات سنجيده و گام هاي برنامه ريزي شده است. وزارت علوم تحقيقات و فناوري به عنوان سياستگذار مجامع،&zwnj;مراكز دانشگاهي، و وزارتخانه به منظور تحقق بخشي به اهداف كلان خود در نيل اصول مندرج در سند چشم انداز توسعه بيست ساله در كشور و اقدامات اساسي بسياري را به عمل آورده است و در اجراي اين رويكرد بنيادي معاونت فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم از مهرماه 84 عنايت ويژه اي را به امور انجمن هاي علمي نشان داده از اينرو تقويت و توسعه فضاي تفكر و نشاط علمي در بيان دانشجويان مستعد و توانمند در جهت بالندگي علمي و فرهنگي دانشگاه را بر سرلوحه امور قرار داده است.<br />
تحول بشر و توسعه چشمگير علم و فناوري، به اندازه اي كه در جهان امروز با همه ابعاد آن مي بينيم مرهون تلاش و جد و جهد خلاقانه و خستگي ناپذير انسانهاي كوشا و خلاقي بوده است كه وجه همت خويش را بر نوآوري علمي، فني و فرهنگي براي بهبود كيفيت زندگي بشر قرار داده اند. در اين ميان ايرانيان در سايه نبوغ، خلاقيت و آفرينندگي خويش در برهه هايي از تاريخ خوب درخشيده اند و به درستي سهمي سبز را در گسترش و انتقال علم و دانش و آفرينش تمدني دست يازيده اند. تاريخ پرافتخار ايران زمين روشن از چهره هاي برجسته علمي است كه نه تنها فخر اين ملك و ملت بوده و هستند بلكه به علت نقش و جايگاهي كه در تاريخ و گسترش علم و دانش د رجهان داشته و دارند مايه افتخار جهان بشري هستند. بر تارك تاريخ اين سرزمين همواره نام دانشمنداني چون زكرياي رازي، خيام، ابن سينا، خوارزمي، ابوريحان بيروني و ... دهها بلكه صدها دانشمند بزرگ ديگر ميدرخشد. عالماني كه در پرتو روح آفرينندگي و پرسشگر ايراني خود، جامعه بشري را در دستيابي به علم و دانش عظيم و گسترده كه اكنون اختيار دارد ياري رسانده اند. امروزه بار ديگر، به زعم چند سده دوري از فروغ انديشگي و انديشمندي انسان ايراني، جوان ايراني با آگاهي زمانه و حساسيت به جايگاه و مقام خويش و دريافت اين حقيقت كه آنچه در اين چند سده پيش گذشته است، نه كافي بوده و نه شايسته و سزاوار مردمان اين مرز و بوم بلكه جايگاهي رفيعتر و سهمي بيشتر و مقامي بالاتر د ركسب علم و دانش و رفاه و آسايش و امنيت در خور اين ملت است. بنابراين نسل آگاه و فرهيخته ايران امروزه وجه همت خويش را كسب سهمي در خور از توليد علم و دانش و فناوري نوين براي به خدمت گرفتن و در راستاي ارزشهاي متعالي و پوياي خويش است و انجمن هاي علمي دانشجويي به عنوان حركتي و بروز شايستگي هاي جوانان به صورت روشن، تحقق بخشيدن به سند چشم انداز توسعه علمي، فرهنگي و سياسي اقتصادي و اجتماعي كشور و سند دانشگاه تمدن ساز شكل گرفته و توسعه و گسترش يافته اند. (ويژه نامه حركت، 1388) وجهت توسعه و تكامل مسير انجمن هاي علمي در سند چشم انداز، توسعه و ترويج علم گرايي به عنوان گفتمان مسلط فرهنگي در دانشگاهي را به عنوان يكي از اهداف اساسي خود قرار داده است و راهبردهاي متعددي از جمله، تحقق شعار در هر رشته يك انجمن علمي، حمايت مستمر از انجمن هاي علمي، تقويت زمينه هاي مطالعه و تثبيت علمي و دانش محوري دانشگاهها،&zwnj;ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني به سوق دادن بودجه هاي پژوهشي دانشگاهها به سمت انجمن هاي علمي دانشجويي، ايجاد جايگاه استاد و مشاور، براي انجمن هاي علمي و توسعه زيربناي فعاليت انجمن هاي علمي را مورد توجه قرار داده است و لذا از آنجا كه يكي از اهداف بلند و آرماني سند چشم انداز احراز جايگاه اول علم و فناوري در 25 كشور منطقه در افق 20 ساله مي&zwnj;باشد. جايگاه و نقش انجمن هاي علمي دانشجويي مي تواند در مسير رشد و توسعه آن مؤثر باشد. به طوري كه در راستاي تحقق اين سند بر اساس آخرين آمار 77 دانشگاه و مؤسسه آموزش عالي كه تحت نظر وزارت علوم مي باشد تعداد 2214 انجمن علمي دانشجويي به ازاي هر رشته توسط دانشجويان د ردانشكده ها داير شده و مشغول به فعاليت مي باشند. و پديده رشد 3 برابري انجمن هاي علمي دانشجويي كه از تعداد 640 واحد در سال 84 به تعداد 2214 واحد در سال 88 افزايش يافته است.<br />
<strong><br />
نقش انجمن هاي علمي دانشجويي در مسير تحقق دانشگاه تمدن ساز</strong><br />
انجمن هاي علمي دانشجويي د ردانشگاه ها به عنوان هسته هاي تخصصي اي شناخته ميشوند كه نقش اساسي در پيشبرد اهداف علمي و توسعه دانش هاي نوين و تخصصي در دانشگاهها دارند. خلاقيت و نوآوري در اين انجمن ها حرف اول را مي&zwnj;زند و رشد كمي و كيفي آنها مي تواند كمك مؤثري به فضاي با نشاط و پوياي علمي در محيط دانشگاهها بنمايد. و در اين رابطه فعاليت بيش از دو هزار انجمن علمي درتوسعه سند چشم انداز افق 1404 و تحقق دانشگاه تمدن ساز مفيد و مؤثر ميباشد.<br />
امروزه مهم ترين كانون هاي دانش در جوامع مختلف، عنوان دانشگاه به خود گرفته&zwnj;اند. دانشگاه هاي امروزين بيش از هر زمان ديگري به نهادهايي تبديل شده اند كه علاوه بر كاركردهاي علمي، داراي نقش هاي جدي و تأثيرگذار اجتماعي، فرهنگي و تمدني هستند.<br />
دانشگاه به عنوان يك نهاد پيچيده فرهنگي و كانوني مهم، به انتظام اخلاقي  واجتماعي جامعه كمك مي كند و در جهت بهبود كيفيت زندگي و حفظ و پويايي و نشاط جامعه براي خود مسئوليت هايي قايل است. اين نهاد بزرگ اجتماعي و فرهنگي به ويژه در عرصه علم و فناوري، جامعه را براي تسلط بر رويدادهاي مهم آينده توانمند و مهيا مي&zwnj;كند (ذاكر صالحي، 1384: 10)<br />
<strong><br />
مي توان سه كاركرد اصلي براي دانشگاه ها قائل شد كه عبارتند از:</strong><br />
1- توليد دانش (پژوهش)، 2) انتقال دانش (آموزش)، 3) اشاعه و نشر دانش (خدمات).<br />
2- از ميان اين سه كاركرد، توليد دانش مهم ترين كاركرد اصلي، به طور همزمان عامل تغيير در جوامع نيز هستند زيرا توليد دانش، فناوري نو را ممكن مي سازد و رشد و كسترش فناوري نوين چهره جامعه را روز به روز از نو مي آرايد. دومين كاركرد اصلي دانشگاه، انتقال دانش توليد شده به نسل هاي جوان به منظور تربيت دانش آموختگان فرهيخته و تربيت نيروي انساني متخصص براي جامعه است. <br />
دانشگاهها در جوامع صنعتي نوين نه تنها عامل اصلي تحولات عامل اصلي تحولات علمي و فناوري در بخش هاي اقتصادي توليد( صنعتي و كشاورزي ) و توزيع(بازرگاني ) .و پشتيباني (خدمات) هستند بلكه منشأ نوانديشي و جنبش هاي اجتماعي &ndash; فرهنگي در مناسبات اجتماعي ، اقتصادي، سياسي و فرهنگي جامعه نيز هستند از سوي ديگر، دانشگاه ها به طورهمزمان تأمين كننده نيروي انساني متخصص براي بخش هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي هستند. سومين كاركرد مهم دانشگاه يعني اشاعه و نشر دانش در جامعه تنها توسط نيروي انساني ممكن است( اجتهادي ،1377: 41)<br />
با بررسي كاركردها و رسالت دانشگاه مشخص مي&zwnj;شود كه شالوده هاي تمامي ويژگي&zwnj;ها ومشخصه هاي تمدن به خوبي در كاركردهاي دانشگاه ديده مي شود. بنابراين در صورتي كه دانشگاه به رسالت خودآگاهي داشته .و به وظايف و كاركردهاي خويش به خوبي عمل كند، مي تواند سازنده تمدني پويا و مستحكم باشد.<br />
اگر كشوري بخواهد صاحب تمدن شود يا آگاهانه به تمدن سازي اقدام كند لازم است درجهت اهداف تعيين شده به صورت فعال و در قالب برنامه هاي بلند مدت و كوتاه مدت، فرهنگ سازي ، ساختار سازي حركت كند. در اين راستا يكي از بخش هاي بسيار مهم و تأثيرگذار دانشگاه ها هستند . دانشگاه ، فرهنگ عمومي كشور را  متناسب با تمدن ترسيم شده در همه ابعاد آن و تعريفي كه از تمدن ارائه شد، مي سازد. و بالنده مي كند. اين بالندگي در برونداد دانشگاه به صورت خرده فرهنگ ها در حوزه هاي مختلف صنعتي، اجتماعي ، سياسي، فرهنگي و اقتصادي ديده مي شود سپس همه اينها از مجراي فرهنگ عمومي در دراز مدت تمدن را محقق مي سازند.<br />
از طرفي دانشگاه ها علاوه بر شكل دهي و بازتوليد تمدن ها ، در پويايي و استمرار آنها نيز نقش اساسي ايفا مي&zwnj;كنند دانشگاه در روند اجتماعي كردن، فرهنگ را به سطح عمومي جامع انتقال مي دهد . در اين انتقال، ملت هويت خود را به دست مي&zwnj;اورد، ملت بي هويت، ملتي بي ريشه است و خود را در كوران حوادث روزگار گم كرده، مسخ مي شود، به راحتي مرعوب بيگانگان مي&zwnj;گردد در كشاكش تهاجم فرهنگي استحاله شده و تمدن خودرا از دست مي&zwnj;دهد دانشگاه به جامعه هويت مي&zwnj;دهد و در مسير اين هويت سازي، حركت؛ تلاش و ميل به خودكفايي در او ايجاد شده، خلاقيت خود را به كارگرفته و از مسير كارافريني توسعه پايدار فراهم مي شود بر مدار اين توسعه پايدار است كه تمدن فراهم شده استمرار مي&zwnj;يابد و مدام پويا و بالنده حفظ مي&zwnj;شود( خرمشاد، آدمي، 1388، 174 و175)<br />
<br />
<strong>دانشگاه تمدن ساز </strong><br />
ضرورت ها و شرايط متفاوت عصر جديد موجب شده تعاريف تازه&zwnj;اي از دانشگاه در قرن 21 توجه نظريه پردازان و استراتژيست ها را به خود جلب كند. نماي كلي اين تحولات از پيوند ميان فرهنگ و آموزش عالي حكايت مي&zwnj;كند. بر اين اساس نقش هاي تازه&zwnj;اي بر دوش دانشگاه ها قرار داده شده، زيرا نقش و وظيفه دانشگاه علاوه بر توليد علم و فناوري ، به حوزه هايي از قبيل حفظ و تقويت نقاط قوت فرهنگي، پيشبرد نوآوري فرهنگي، مديريت تحول در فرهنگ و گفتگوي بينافرهنگي، چه در خود فرهنگ رسمي ، چه ميان فرهنگي رسمي و ديگر خرده فرهنگ هاي كشور و نيز ميان فرهنگ ملي و فرهنگ هاي فرا ملي و بين المللي، گسترش يافته است. دانشگاه همچنين اين توانايي را دارد تا مانند پلي ميان فرهنگ انسان مدار و فرهنگ تكنولوژيك كه دومي خصيصه آكادمي در غرب و ديگري ويژگي دانشگاه در شرق و دنياي سنتي است عمل كرده و شكاف ميان آنها را با انسان مدارتركردن آكادمي ، علم و دانش و فناوري از طريق قطعي تر كردن دانشگاه شرقي ، كاهش داد.<br />
اين انديشه نيازمند توجه دانشگاه به وظايف خود در تمامي عرصه هاي تمدني است يعني با وسعت نظر هم ضروريات تكنولوژيك تمدني را پيگيري كند و هم الزامات فرهنگي و انساني  آن را از نظر دور ندارد . دانشگاه مي تواند همين نقش را در هر چه نزديك تر ساختن فرهنگ آكادميك و فرهنگ عامه مردم بر عهده بگيرد. به اين ترتيب، دانشگاه ها با ايفاي نقش هاي متفاوت، متنوع و تعيين كنندة خود در بعدي جهاني، به عنوان نگاهدارنده ، انتقال دهنده ، تقويت كننده و نوآور در عرصه فرهنگ بازوي قوي&zwnj;اي براي اجراي تداوم زيست جهاني يك تمدن به شمار  مي&zwnj;روند اعتلاي ايران اسلامي و تحقق اهداف سند چشم انداز از مسيري جز دانشگاه تمدن ساز  ايراني اسلامي نمي&zwnj;گذرد و ايران در عصر انقلاب اسلامي نمي تواند تمدن ساز نباشد قطعاً&zwnj; يكي از برجسته ترين و مهمترين وعده&zwnj;هاي انقلاب اسلامي وعده شيوه و سبك زندگي جديدي غير از شيوه وسبك غالب غربي در زندگي بوده است اين شيوه،سبك تمدن نوين اسلامي &ndash; ايراني است كه در آن هم به ساحت مادي انسان توجه جدي مي&zwnj;شود و هم به ساحت معنوي آن يا با تمدني كه صرفاً بر ماديت استوار شده كاملاً متفاوت است به همين جهت ايران اسلامي  در تعامل با غرب و رابطه&zwnj;با دنياي مادي و ماده زده و حتي استفاده از دستاوردها و فناوري غربي ، چاره&zwnj;اي جز طراحي يك چارچوب متقن و مستحك خود بيناد يعني يك تمدن درون زا و خودجوش، به عبارت ديگر يك تمدن نوين ايراني &ndash; اسلامي ندارد. در اين روند تمدن سازي نقش دانشگاه بي بديل و انكار ناپذير است .( فرشاد، 1388، 175)<br />
دانشگاه تمدن ساز به عنوان نهاد متولي آموزش عالي در كشور دو دسته اهداف كلي را دنبال مي&zwnj;كند: دسته نخست اهدافي است كه ثبات و تثبيت علم و تمدن را در دانشگاه و از طريق آن پيگيري مي كند حفظ ارزش هاي مورد انتظار از يك دانشگاه تمدن ساز ايراني &ndash; اسلامي ، تثبيت علم و ثبات دانشگاه را در پي دارد. در اين حالت است كه دانشگاه مي&zwnj;تواند كار ويژه اصلي خود يعني توليد علم را محقق سازد و به مرزهاي آن عمق بخشيده و آن را گسترش دهد. با حذف عمل از دانشگاه ؛ دانشگاه ديگر اساساً نه دانشگاه است و نه مي&zwnj;تواند تمدن ساز باشد. اما ديگر هدف دانشگاه تمدن ساز حركت در جهت پيشرفت ؛ تكامل، توسعه و ترقي است. نوآوري در حوزه بصيرت و علم به منظور گسترش ظرفيت هاي تمدني است.پيشرفت نيز در ظرفيت سازي بيشتر دانشگاه مطابق با نيازهاي روز؛ نهفته است ترسيم نقشه جامع علمي و فرهنگي و نيز سند چشم&zwnj;انداز با اين هدف صورت گرفته كه دانشگاه و مراكز علمي &ndash; فرهنگي كشور پيوسته عملكرد را به ظرفيت نزديك كنند و پيوست ظر فيت را ارتقاء دهند.<br />
به اين ترتيب، دانشگاه تمدن ساز، دانشگاهي دانش محور و علم گراست اين دانشگاه درجستجوي ايجاد جهش و جنبش درعلم و توليد آن است. در اين راستا هم جنبش نرم افزاري لازم است. هم انقلاب فناورانه و سخت افزاري . جنبش هاي نرم افزاري تسهيل كنندة حركت تمدن سازي و روان كنندة موتور سخت افزاري و به نوعي هدايت بخش آن به سمت افق تمدني هستند در اين مسير همواره خردگرايي، عقل باوري و دانش محوري از ستون هاي اصلي تمدن هاي مختلف بوده و با اوج و افول آگاهي ومعرفت انساني نسبت به خدا، خود، هستي و طبيعت يا به عبارت بهتر خداشناسي، هستي شناسي، معرفت شناسي و انسان شناسي تمدن ها ظهور يا افول كرده&zwnj;اند. تمدن بزرگ اسلامي &ndash; ايراني نيز از اين قاعده مستثني نيست گفتمان علم محوري آغازي بنيادين براي گفتمان تمدن ساز انقلاب اسلامي و دانشگاه تمدن ساز ايراني اسلامي است.<br />
دانشگاه تمدن ساز دانشگاهي گفتمان ساز در پاسخ به ابهامات هويتي فرهنگي و تمدني نضج گرفته از اوضاع متغير بين المللي و شرايط داخلي در عصر جهاني شدن است، گفتماني كه بتواند عامه مردم در داخل سرزمين اسلامي &ndash; ايراني را حول محورهاي اساسي و بنيادين هويت بخش شان جمع كند و عرصه&zwnj;اي فراهم سازد تا همگان در آن در طي تعاملي مثبت و سازنده به بازي زندگي و تكامل آن بپردازند. ساختن اين زمين بازي و تعيين قواعد و معيارهاي حاكم بر ان بر عهده قشر دانشگاهي به عنوان كانون فكر ونظريه پرداز تمدني است.<br />
دانشگاه تمدن ساز نه تنها داراي نقش و كاركردي درون اجتماعي در پروسه تمدن سازي است بلكه عنصر تعيين كننده&zwnj;اي در رقابت تمدني در عرصه بين المللي و جهاني نيز محسوب مي&zwnj;شود دانشگاه تمدن ساز به عنوان مغز متفكر تمدن نوين ايراني &ndash; اسلامي در حال شكل گيري و رشد بايد بتواند در تمامي ابعاد و زمينه ها با ساير تمدن ها به رقابت بپردازد، لازمه چنين امري نوبه نو شدن، مستمر و قبل از آن،&zwnj;آگاهي به اين رسالت عظيم است تمدن مقوله&zwnj;اي پويا، بسيار پرتحرك پرتحول و دائماً&zwnj; در حال تكامل است. نمي توان و نبايد از رقبا عقب افتاد. عقب افتادگي آغاز مرگ هر تمدن، به خصوص در جهان كنوني است. در چنين شرايطي نقش دانشگاه در تمدن سازي و رقابت تمدني بيش از هر نهاد، ساختار و مؤسسه ديگري است. علاوه بر اين دانشگاه تمدن ساز ،&zwnj;زمينه ساز تعالي جامعه براي نيل به مقصود نهايي است. <br />
برانگيزانندة عنصر ذهني به عنوان عنصر تكامل بخش و غير ملموس براي گذار از زندگي مجازي  به زندگي حقيقي و پايدار است . در اين طريق ، دانشگاه تمدن ساز با تبيين و تشريح دقيق مأموريت نهايي انسان ابتدا جامعه دانشجويي و دانشگاهي و سپس عموم جامعه را به خودآگاهي رسانيده و به سوي اهداف والاي تمدني تعيين شده هدايت مي كند.<br />
<br />
<strong> نتيجه گيري </strong><br />
با توجه به مباحثي كه ارائه گرديد مهمترين هدفي كه در سند چشم انداز مطرح شده اين است كه كشور ايران از لحاظ علم و فناوري بايد جايگاه اول در سطح منطقه&zwnj;را بدست آورد و از  آنجا كه علم و فناوري به عنوان اصلي ترين محورهاي توسعه فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و رفاهي جوامع انساني مي&zwnj;باشد. توجه بيشتري به آن مي&zwnj;تواند ما را به هدف خود نزديكتر سازد و با توجه به اينكه دانشگاه به عنوان يكي از كانون&zwnj;هاي علم ،دانش، و فرهنگ كه وظيفه&zwnj;اش توليد تبيين و تعميق علم ، معرفت و فرهنگ است از مهمترين مراكز تأثيرگذار در شكل گيري و رشد هر تمدني است .تا بدان حد كه مي توان ادعا كرد دانشگاه ها به عنوان ستون هاي برپادارنده هر جامعه هستند. و انجمن هاي علمي دانشجويي در دانشگاه ها به عنوان هسته هاي  تخصصي مي باشند كه نقش اساسي در پيشبرد اهداف علمي و توسعه دانش هاي نوين ايفا مي كنند. و رشد كمي و كيفي آنها مي تواند كمك مؤثري بر پويايي علمي در محيط دانشگاه بنمايد، بنابراين انجمن هاي علمي دانشجويي قابليت شكوفايي و نوآوري در حوزه هاي علمي را دارند وتوجه بيشتر به آنها مي تواند درجهت رشد و بالندگي علمي كشور موثر باشد.<br />
<br />
<strong>منابع:</strong><br />
-	آدمي، ابرقويي، ع(1387) درآمدي بر دانشگاه تمدن ساز اسلامي، انتشارات دفتربرنامه ريزي اجتماعي و مطالعات فرهنگي. <br />
-	اجتهادي، م .(1377) تحليلي بر توانمندي&zwnj;ها و كاستي هاي نظام آموزش عالي در ايران فصلنامه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي، دوره ..شماره 17، صص 95 و 85.<br />
-	صانعي پور، م (1385) &laquo;&zwnj;تجزيه و تحليل فاصله در دستيابي به جايگاه اول علم و فناوري در منطقه &raquo; مجموعه مقالات همايش ملي سند چشم انداز، تهران: مجمع تشخيص مصلحت نظام. <br />
-	خرمشاد،م، &zwnj;(1385) دانشگاه تمدن ساز ، سند اهداف و راهبردهاي معاونت فرهنگي وزارت علوم ، چاپ دوم، تهران، دفتر برنامه ريزي اجتماعي.<br />
-	خرمشاد، م ،آدمي، ع( 1388) انقلاب اسلامي، انقلاب تمدن ساز، دانشگاه ايراني ، دانشگاه تمدن ساز، فصلنامه تحقيقات فرهنگي بشماره 6.<br />
-	زارعي، ف- منقي ، ا، حسيني. ع(1388) راهنماي فعاليت هاي انجمن هاي علمي دانشجويي، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهي .<br />
-	قرباني ، سيمين ( 1388)، نگاهي نو ، انتشارات قاف مشهدالرضا.<br />
-	ويژه نامه انجمن هاي علمي(1388) &ndash; شماره1<br />
-	ويژه نامه انجمن هاي علمي(1388) &ndash; شماره 2 <br />
-	مجموعه مقالات نخستين سمينار آسيب شناسي انجمن هاي علمي دانشجويي درايران،(1385) ،معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه شهر كرد]]></description>
         <link>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001228.php</link>
         <guid>http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001228.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مطالب</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Sep 2010 03:00:01 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>

