<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>مجله اینترنتی فصل نو</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.fasleno.com/atom.xml" />
   <id>tag:,2010:/1</id>
   <updated>2009-12-28T19:17:44Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>همکاران شماره 53</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives//001226.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1226</id>
   
   <published>2009-10-24T09:43:00Z</published>
   <updated>2009-12-28T19:17:44Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<p>صاحب امتیار: <br />
انجمن نوانديشان علوم اجتماعي فصل نو <br />
زیر نظر شورای سردبیری <br />
مدیر اجرایی:محدثه بزرگی <br />
------------------------- <br />
نویسندگان: <br />
انسییه جلالوند<br />
سارا جعفری&nbsp; <br />
مرسده آزاده <br />
مهدي ميراخوري<br />
محمد رضا مسعودی&nbsp;<br />
------------------------------- <br />
<br />
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سوراخ سوراخ كردن گوش به چه قيمتی؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives//001225.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1225</id>
   
   <published>2009-10-24T09:42:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T09:52:17Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="300" height="200" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image10.jpg" />خطرات یک مد گرایی وحشيانه <br />
این روزها موج مد و چشم وهم چشمی چنان وحشیانه به جان جوانان و نوجوانان هجوم می آورد. ایجاد چند سوراخ در گوش و گاه استفاده از 20 گوشواره یا بیشتر یکی از جدیدترین مدهای رایج به شمار می رود که خطرات جبران ناپذيري را به دنبال دارد. <br />
این روزها موج مد و چشم وهم چشمی چنان وحشیانه به جان جوانان و نوجوانان هجوم می آورد که محال است در این بازارآشفته اتفاق جدیدی رخ دهد و ازدید افراددر گروه های سنی مختلف پنهان بماند.سخن ازهر آن چه به تازگی مد می شود دهان به دهان می چرخد و افراد گاه بدون لحظه ای تامل به این موج می پیوندند . ایجاد چند سوراخ در گوش و گاه استفاده از 20 گوشواره یا بیشتر یکی از جدیدترین مدهای رایج به شمار می رود که خالی از خطر نیست . <br />
<br />
به گزارش خبرنگار اجتماعي &laquo;فردا&raquo;، سوراخ کردن گوش از کودکی میان دختران خانواده مرسوم بوده است. در گذشته مادربزرگ ها با وسایل بسیار ابتدایی گوش دختربچه ها را سوارخ می کرده اند . معمولا یک تکه نخ تا مدتی در گوش بچه می ماند و بعدازمدتی گوشواره جای نخ را می گرفت . اما طی چند سال اخیر خانمهای جوان کم کم به انداختن دو گوشواره درهر گوش تمایل نشان دادند . <br />
<br />
ازسوی دیگر تنوع طلبی خانم ها و در برخی از موارد پسران جوان تا آن جا پیش رفت که امروزه افرادی دیده می شوند که از ابتدا تا انتهای گوش خود را سوراخ کرده و مدل به مدل و رنگ به رنگ گوشواره از آن آویخته اند . سوراخ کردن دیگر اجزای بدن نیز از این دست مدهای جدید به شمار می روند . <br />
<br />
این در حالیست که دکتر محسن نراقی ، راینولوژیست و رئیس انجمن تحقیقات راینولوژی در گفتگو با خبرنگار اجتماعي &laquo;فردا&raquo; با اشاره به ریسک سوراخ کردن گوش ، ناف ، بینی و ...تاکید کرد : چنانچه برای این کار وسایل غیر استریل استفاده شود عفونت ها به سرعت منتقل خواهند شد . <br />
<br />
فوق تخصص جراحی بینی و فلوی رسمی جامعه جراحی بینی امریکا خاطرنشان کرد : ایجاد سوراخ های متعدد در گوش به ویژه در بخش های غضروفی ، این ناحیه را مستعد عفونت های خطرناک می کند . <br />
<br />
عضو دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد :سیستم دفاعی بدن بسیاری از مراجعه کنندگان از طریق تعداد زیاد سوراخ در گوش به ویژه در بخش های غضروفی دچار اختلال شده و در آن ناحیه عفونت هایی ایجادو بیمار مجبور به خارج کردن اجسام خارجی از گوش خود شده اند . <br />
<br />
فوق تخصص جراحی بینی و فلوی رسمی جامعه جراحان بینی امریکا یاد آورشد : دربسیاری از موارد واکنش های حساسیتی نسبت به نوع فلزگوشواره ها موجب تحریک گوشت و پوست ، لاله گوش می شود و در صورت انتقال عفونت نیز دچار آسیب جدی خواهد شد . <br />
<br />
نراقی درمان بیماری های پدید آمده از سوراخ های بیش از حد گوش را مشکل عنوان کرد و افزود : میکروب های در این حالت مقاوم شده و افراد به شدت دچار درد می شوند . <br />
<br />
رئیس انجمن تحقیقات راینولوژی، استفاده بیش از یک گوشواره را در گوش مورد انتقادعلمی قرارداد و اضافه کرد : افراد برای استفاده یک گوشواره نیز باید به مراکزی مراجعه کنند که دارای شرایط استریل و لوازم یک بار مصرف باشند . <br />
<br />
<img hspace="5" alt="" vspace="5" align="left" width="300" height="200" src="/UserFiles/Image/volume53/41603_439.jpg" />]]>
      volume53/image1(10).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>شلوار جین آبی چگونه در بازار مد جاي گرفت ؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives//001224.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1224</id>
   
   <published>2009-10-24T09:41:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T10:05:06Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="300" height="200" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image11.jpg" />بلو جین به عنوان یکی از مهم ترین تولیدات صنعت پوشاک آمریکا در سال ۱۸۷۳ توسط ژاکوب دیویس (Jacob Davis) و لوی استراوس (Levi Strauss) اختراع شد. این دو مهاجر با استفاده از پارچه کتانی، قیطان و نوعی پرچ فلزی، مردمی ترین محصول پوشاک را ساختند. اولین لباس های جین ساخته شده ، لباس کار نامیده می شد. لغت جین در سال ۱۹۶۰ وقتی نسل جوان نام &quot;بلو جین&quot; را بر روی شلوار های مورد علاقه اش گذاشت، رایج شد.<br />
تاریخچه<br />
اولین شلوارهای جین دو مدل بودند، شلوارهای آبی - نیلی رنگ و شلوارهای کتان قهوه ای شسته شده. شلوارهای کتان چون نرم و راحت نبود به تدریج از دور خارج شد. هر چند سال های سال به عنوان لباس کار استفاده می شد.<br />
<br />
لوی استراوس (Levi Strauss) سال ۱۸۵۳ در سن بیست و چهار سالگی به سانفرانسیسکو آمد. برادر او در نیویورک به تجارت کالا مشغول بود و لوی استراوس شعبه جدیدی برای تجارت او در این شهر احداث کرد. او که آلمانی تبار بود، پس از مهاجرت به آمریکا چندین سال در نیویورک مشغول فراگیری روش های تجارت بود. در طی بیست سال او به یکی از تاجران موفق پارچه تبدیل شد.<br />
یکی از مشتریان لوی استراوس خیاطی به نام ژاکوب دیویس (Jacob Davis) اهل لاتویا (Latvia) بود. او که در نوادا (Nevada) زندگی می کرد، از شرکت استراوس به صورت عمده پارچه خریداری می کرد. در میان مشتریانش شخصی بود که دائما جیب های شلوارهایی که ژاکوب برایش می دوخت را پاره می کرد. ژاکوب به فکر راه حلی برای دوام بیشتر شلوارهای این مشتری بود، روزی به فکرش رسید که شاید با استفاده از نوعی پرچ فلزی در نقاطی از شلوار که پاره شده یا آسیب دیده، مثل گوشه های جیب ها و در زیر دکمه های شلوار، بتواند باعث استحکام بیشتر برای شلوار شود.<br />
مشتریان ژاکوب خیلی سریع از این شلوارهای پرچ دار استقبال کردند. او نگران شد که شاید کسی این ایده ماهرانه اش را بدزدد، بنابراین تصمیم گرفت حق امتیاز این کار را به نام خود ثبت کند. اما ۶۸ دلاری که برای کارهای اداری لازم بود را نداشت. بنابراین به عنوان شریک تجاری فوراً به فکر لوی استراوس افتاد.<br />
در سال ۱۸۷۲ طی نامه ای که به لوی استراوس نوشت، به او پیشنهاد کرد که حق امتیاز این کار متعلق به هر دو نفرشان باشد. استراوس که یک تاجر خبره بود، با دیدن این محصول جدید، بلافاصله پیشنهاد ژاکوب را پذیرفت. در بیستم ماه مه سال ۱۸۷۳، این دو نفر حق امتیازی به شماره ۱۳۹,۱۲۱ را در آمریکا به نام خود ثبت کردند. این تاریخ امروزه به عنوان تاریخ تولد رسمی بلوجین شناخته شده است.<br />
از آنجا که رنگ نیلی به دلیل تیرگی دیرتر کثیف می شد و برای لباس های کار نیز انتخاب بهتری بود، مهم ترین و پرطرف دارترین رنگ در میان مردم بود.<br />
لوی استراوس، ژاکوب را به عنوان سرپرست تولید این شلوارهای جدید در شرکت خود استخدام کرد. این شرکت تا سال ۱۸۷۵ به تولیدات خود ادامه داد و دو کارخانه دیگر در سانفرانسیسکو راه اندازی کرد.<br />
پارچه های کتان برای دوخت این شلوارها از یکی از معروفترین کارخانه های پارچه سازی منچستر تامین می شد. در مدت زمانی کوتاه، تمام کارگران ازاین شلوارهای جدید استفاده می کردند. قیمت یک دست لباس کار با دوام تولید شرکت لوی استراوس ۱.۲۵ دلار بود، رقمی کاملا باور نکردنی!<br />
حق امتیاز این محصول تا بیست سال منحصراً در اختیار شرکت استراوس بود. در سال ۱۸۹۰ این شلوارها مدل ۵۰۱ نام گرفت که هنوز هم با این نام در بازار به فروش می رسد. با به پایان رسیدن حق انحصار این محصول، بسیاری از کارخانجات تولید پوشاک از این محصول پرطرفدار شرکت لوی استراوس کپی برداری کردند. تا سال ۱۹۵۰ دانش آموزان دبیرستانی به عنوان اعتراض به بزرگترها که این شلوارها را نمی پوشیدند و برای اینکه متفاوت تر به نظر برسند، شروع به پوشیدن این شلوارها کردند. در سال ۱۹۷۰ شلوارجین بیش از همیشه طرفدار پیدا کرد.<br />
از زمانی که مردم لغت لیوایز(Levi's) را برای این شلوارها به کار بردند، شرکت لوی استراوس نیز این لغت را به عنوان علامت تجاری اش ثبت کرد.<br />
چرا پارچه جین آبی رنگ است ؟<br />
در اواخر قرن نوزدهم قبل از ابداع رنگ های مصنوعی از رنگ های گیاهی طبیعی برای رنگ کردن پارچه ها استفاده می شد. از آنجا که رنگ نیلی به دلیل تیرگی دیرتر کثیف می شد و برای لباس های کار نیز انتخاب بهتری بود، مهم ترین و پرطرف دارترین رنگ در میان مردم بود. از آن زمان این رنگ روی پارچه های جین باقی ماند.<br />
قرن هجدهم: استفاده از پارچه کتانی<br />
در قرن هجدهم ، با رونق گرفتن کشاورزی، کارگران برای کار در مزرعه لباس های جین می پوشیدند، زیرا استحکام بیشتری داشت و به آسانی از بین نمی رفت.<br />
برای محکم تر شدن نقاطی از شلوار که زودتر دچار پارگی دوخت می شدند از نوعی پرچ استفاده شد.<br />
قرن نونزدهم : معادن طلا در کالیفرنیا<br />
کارگران معادن طلای کالیفرنیا به لباس هایی با دوام و محکم نیاز داشتند. برای اولین بار در سال ۱۸۵۳ شخصی به نام استراوس تولید انبوه لباس کار با مشخصات فوق را شروع کرد.<br />
سال ۱۹۳۰<br />
گاوچران ها در اکثر فیلم های وسترن شلوار جین به پا داشتند. این کار باعث رواج شلوار های جین در آن سال ها بین مردم شد.<br />
سال ۱۹۴۰<br />
در زمان جنگ دوم جهانی، سربازان آمریکایی شلوار جین می پوشیدند. بعد از جنگ تولید کننده های معروف پوشاک از قبیل رانگلر (wrangler) و لی (lee) شروع به رقابت با لوی (levi) برای در دست گرفتن بازار جهانی کردند.<br />
سال ۱۹۵۰<br />
شلوار جین با تبلیغات تلویزیونی و فیلم ها بین نسل جوان رایج شد. ( جیمز دین در فیلم شورش بی دلیل ) پوشیدن این شلوارها سمبل طغیانگری بین نسل جوان بود.<br />
سال های - ۱۹۷۰۱۹۶۰: هیپی ها و جنگ سرد<br />
مدل های مختلف شلوار جین به بازار آمد. جین های گل دوزی شده و جین های رنگی . در کشورهای غیر غربی جین به عنوان سمبل فساد غرب تبدیل شده بود.<br />
سال ۱۹۸۰ و پس از آن<br />
جین به لباس مد روز تبدیل شد. طراحان معروف لباس شروع به طراحی مدل های مختلف جین با مارک های اختصاصی خود کردند. فروش جین دائما رو به افزایش بود.]]>
      volume53/image1(11).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نحوه ورود مد به ایران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001223.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1223</id>
   
   <published>2009-10-24T09:40:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T09:53:01Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="مطالب برگزیده" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" alt="" vspace="5" align="left" width="286" height="437" src="/UserFiles/Image/volume53/Abkar2.jpg" />در سال 1321 زينت جهانشاه به همراه همسرش از سوئيس به ايران برگشت. يك سال بعد، او خياطخانه خود را در خيابان اميريه تأسيس كرد زينت جهانشاه مي گويد: طي سال ها خياطي به اين نتيجه رسيدم كه مد سير دوراني دارد، مثلاً خيلي از مدل هاي مجموعه من بعد از سال ها دوباره متداول شدندحتي از همان آغازين سال هاي دهه 20 خورشيدي كه براي اولين بار حرف ازمد و سالن هاي مد بين زنان خانواده هاي اعيان تهراني به ميان آمد ، موضع غالب جامعه به اين قضيه با ديده اكراه بود ؛ پس چندان غيرعادي نيست كه اولين شوهاي لباس روزگار ما هم به صورت كاملاً محدود و با تبليغاتي اندك برگزار شود . كما اين كه پيش تر هم، سالن هاي مد و نمايش هاي زنده لباس ، به همين سبك بلكه بسيار بي صداتر و به قولي خزنده، كار خود را شروع كرده بودند !<br />
به هر حال چند سالي است كه اين شوها به راه افتاده و حتي عصر يكي از آخرين روزهاي بهمن ماه در سال گذشته ، سالني در هتل هماي تهران، پذيراي عده معدودي از اهالي شهر بود كه به تماشاي تجربه اي تازه يعني همان نمايش مد آقايان نشستند.<br />
شروع قصه <br />
در سال 1321 زينت جهانشاه به همراه همسرش از سوئيس به ايران برگشت. يك سال بعد، او خياطخانه خود را در خيابان اميريه تأسيس كرد و با همراهي 5كارگر هر آن چه را كه در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم هاي تهراني عرضه كرد . جهانشاه براي اين كه مشتريان علاوه بر آشنايي با طرز كار او، براي اولين بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خياطخانه خود را با يك نمايش مد لباس افتتاح كرد. <br />
سال ها پيش از آن يعني حدود 1931 ميلادي، او كه تا كلاس دوم متوسطه در دبيرستان ژاندارك تحصيل كرده بود، به همراه پدرش سرهنگ حبيب الله فرود سرپرست محصلان وزارت جنگ آن روزها ايران را به مقصد آلمان ترك كرد . سرهنگ براي مأموريت به برلن رفت و دخترش را به مدرسه دخترانه لته فراين كه يك آموزشگاه بين المللي معروف بود، سپرد . لته فراين جايي بود كه دخترها با علم خانه داري تكميلي، آشنا مي شدند و علاوه بر آن بايد چيزهايي را مثل تندنويسي و ماشين نويسي، هم ياد مي گرفتند . به مدت يك سال و نيم علوم قضائي، آشپزي ، پرنده شناسي، حيوان شناسي و حتي نحوه ذبح و تميز كردن و پختن جانوران، خياطي، لباسشويي، اتو و رفو ، وصله كردن لباس و ... هم در اين مدرسه به زينت جوان تعليم داده شد. بعد از آن او با يك افسر ازدواج كرده و براي اقامتي كه دو سال و نيم طول كشيد راهي برن پايتخت سوئيس شد. آنجا بود كه زينت علاقه خود را به هنر خياطي جدي تر از گذشته دنبال كرده و يك سال تمام را صرف يادگرفتن روش برش روي مانكن از يك خانم سوئيسي كرد. گرچه وابستگي نظامي شوهرش باعث شد آنها سوئيس را هم ترك كنند اما در عوض به شهري پاگذاشتند كه يكي از مراكز اصلي صدور مد به تمام دنيا بوده و هنوز هم هست ؛ پاريس.<br />
از بوتيك هاي پاريس تا خياطخانه تهران <br />
زينت جهانشاه تخصص خياطي خود را در پاريس گرفت. او چنان در كار خود ورزيده شد كه لباس هاي رسمي خودش را هم مي دوخت و با آن لباس ها در جمع آشنايان به زني خوش پوش، معروف شد. <br />
پيش از آن كه جنگ جهاني آغاز شده و او و خانواده اش به سوئيس برگردند، زينت خبردار شد كه پير بالمن طراح معروف سال هاي دور براي مادرش بوتيكي باز كرده و براي خياطخانه هاي پاريس لباس طراحي ميكند. البته بالمن آن روزها چندان شناخته شده و معروف نبود و آشنايي دخترك ايراني با او به اين خاطر بود كه زينت از مشتريان مادر بالمن به حساب ميآمد. <br />
جهانشاه از اين مادر و فرزند هنرمند، خواست كه مدتي در كنارشان با طرز برش و دوخت آنها آشنا شود. با اين تقاضا موافقت شد و در مدت يك ماه اين دختر ايراني به رموز خياطي مدرن وقت، همين طور طرز اداره يك بوتيك پي برد. همين قضايا به او كمك كرد تا يك سال پس از بازگشت به وطنش بتواند اولين بوتيك ايراني را در تهران تأسيس كرده و نام خود را به عنوان اولين كسي كه پاي مد را به ايران باز كرد، در تاريخ ثبت كند. <br />
نمايشي كه خياطخانه او را معروف كرد <br />
با فرستادن كارت دعوت و پيغام و چند تلفن به خانم هاي معتبر ، زينت موفق شد پاي حدود 15 نفر از زنان سرشناس شهر را به نمايش افتتاحيه خياطخانه اش باز كند. بيشتر اين خانم ها، از فرنگ رفته ها بودند و با نمايش مد لباس، آشنايي داشتند . <br />
در اين مراسم 90 دست لباس زنانه مخصوص صبح، عصر و شب به نمايش گذاشته شد . معرفي لباس ها را هم خود جهانشاه برعهده داشت و موقع نمايش هر كدام، اسم و توضيحاتي درباره شان ميداد. جالب است بدانيد نام تمام اين لباس هاي ايراني از روي فصول سال يا گل ها انتخاب شده بود. هر چند كه جنس پارچه هايشان مثل تمام پارچه هاي مصرفي آن سال ها، فرنگي بود و متري 20 تا 25 تومان، قيمت داشتند. <br />
مد لباس هاي طراحي شده توسط جهانشاه هم، بيشتر مطابق مد كريستين ديور بود. او در اين باره مي گويد: ديور در آن موقع مد جديدش را با دامن هاي بلند عرضه كرده بود و اغلب لباس ها دامن بلند، با تركهاي باريك بودند. مثلاً خانم صفيه فيروز كه در برنامه حضور داشت چون تازه از پاريس به تهران آمده بود، لباسي به همين مدل به تن داشت.<br />
البته اين لباس ها نه تقليد از ديور، بلكه آميزه اي از طرح هاي او و ديد شخصي جهانشاه بود؛ پالتوها گشاد و آزاد بودند با آستين هاي سرخود گشاد و يقه هاي بسته. كت و دامن ها مناسب اعتقادات زنان ايراني طراحي شده بود و پيراهن هاي شب به سبك دكولته ؛ و به جلوي اين لباس ها قسمتي اضافه مي شد كه به تن بايستد !<br />
در اين لباس ها از مخمل استفاده شده و بازار لمه هم گرم بود . كفش ها نوك گرد و بي پاشنه و باريك بودند. اما از پالتو پوست و كلاه در اين مجموعه خبري نبود ؛ چرا كه قيمت پوست گران بوده و در نتيجه امكان فروش وجود نداشت . از طرف ديگر جهانشاه، كلاهدوز خوبي سراغ نداشت تا طرح هايش را به او بدهد و براي نمايش خود از آن كلاه ها استفاده كند، در عوض كيف هاي مدل موت كه هر دو دست در داخل كيف قرار مي گيرد به نمايش گذاشته شده بود و روي لباس هاي شب پولك و منجوق دوزي ديده مي شد. <br />
اين لباس ها بيشتر به رنگ سياه و قهوه اي و قيمتشان به عنوان مثال براي پيراهن بعدازظهر 50 تومان و پالتوها 100 تومان بود . نمايش دو ساعت و نيم طول كشيد و اتفاقاً نه تنها خانم هاي حاضر در مجلس، بلكه تمام آنها كه وصف نمايش خيره كننده خياطخانه جهانشاه را شنيده بودند ، استقبال زيادي از جادوي مد او كردند. <br />
مانكن هاي باحيا<br />
مانكن هايي كه بايد لباس هاي اين برنامه در تن آنها نمايش داده مي شد از بين خانم ها و دختران دوست و آشنا انتخاب شده بودند. خوشبختانه چون محيط خياطخانه و اين برنامه خاص كاملاً زنانه بود، از طرف خانواده اين مانكن هاي آماتور و خودشان مخالفتي صورت نگرفت. اما به هر حال آموزش طرز راه رفتن ، ايستادن و نمايش لباس دردسرهاي زيادي داشت. <br />
اين دخترخانم ها بين 18 تا 25 سال سن داشتند و پرو و آماده كردن لباس هايشان 3 ماه طول كشيد. البته برخلاف تصور گيسوان مانكن ها ساده و بي آرايش بود، چون در آن زمان سلماني رفتن و آرايش مثل امروز، امري عادي نبود. طفلي ها نه تنها بابت اين مانكن شدن از زينت جهانشاه دستمزدي نگرفتند، بلكه تعدادي از لباس ها را هم خريدند و رفتند!<br />
البته تخفيف مناسبي به آنها داده شد، ولي اجرت دوخت لباس در خياطخانه براي ديگران به اين شرح بود: لباس روز از 110 تا 150 تومان ، لباس شب بين 200 تا 250 تومان ، كت و دامن يا پالتو با روسري۳۰۰ تومان. <br />
مد، زيبايي نمي آورد <br />
زماني كه من كار خياطي را شروع كردم وسايل به حد كافي نبود. 12 سال از شروع كارم مي گذشت كه خانمي به نام آنتوانت كه همكلاسم در دوران دبيرستان ژاندارك بود، دستگاهي به ايران آورد كه قلاب كمر تهيه مي كرد و منگنه مي زد. حتي كسي نبود كه كمر درست كند و مجبور بوديم كمر لباس ها را خودمان با دردسر زياد در خياطخانه تهيه كنيم.<br />
گفتني هاي جهانشاه از شروع كار بوتيكش زياد است. اما 10 سال پس از افتتاح خياطخانه بود كه او به فكر استفاده از طرح لباس هاي قديمي در كار خود افتاد: با الهام از لباس هاي موزه مردم شناسي، مانتويي طراحي كردم كه شبيه رداي مردان قديمي بود و آستين هاي راسته گشاد داشت. اين مانتو با استقبال زيادي روبه رو شد. <br />
زينت جهانشاه عقيده جالبي در مورد مد و بازگشت آن در دوره هاي زماني متوالي دارد. او مي گويد: طي سال ها خياطي به اين نتيجه رسيدم كه مد سير دوراني دارد، مثلاً خيلي از مدل هاي مجموعه من بعد از سال ها دوباره متداول شدند. <br />
اما نظر يك ليدر مد و طراحي كه به مردم خوراك پوشاكي ! مي دهد، درباره پديده مد چيست؟ جهانشاه مي گويد:شيك پوشي خيلي خوب است ولي نبايد خيلي آلامد شد و دربست و چشم بسته از مد پيروي كرد. هميشه پيرو مد بودن، زيبايي نمي آورد بلكه رعايت اعتدال و شخصيت در لباس پوشيدن است كه يك خانم را برازنده جلوه مي دهد . به اعتقاد من يكي از اصول شيك پوشي خانم ها، همان ساده پوشي و رعايت تعادل مد است.<br />
آخر قصه <br />
زينت جهانشاه تا سال 1347 كار خياطي را ادامه داد. در اين مدت چندباري محل خياطخانه اش را تغيير داد، تا اين كه بالاخره بعد از تولد دخترش زهراكم كم خود را بازنشسته كرد. او شروع كننده راهي بود كه با تأسيس خياطخانه هاي متعدد و رواج مد و مدگرايي در ايران، آرام آرام رشد كرده و حالا از مرز 60 سالگي هم گذشته است.<br />
<br />]]>
      volume53/image1(6).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مد و حضورش در ایران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001222.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1222</id>
   
   <published>2009-10-24T09:39:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T09:54:32Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="97" height="123" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/images12.jpg" />واژه&zwnj; مد واژه&zwnj;اي فرانسوي است و در زبان فرانسه به معني طرز، اسلوب، عادت، شيوه، سليقه، روش، رسم، و باب روز آمده است . Mode از ريشه لاتين Modus گرفته شده است. اين واژه پس از جنگ جهاني اول، به دنبال نفوذ تمدن غرب، وارد زبان فارسي شد. فرهنگ دهخدا مد را اينگونه تعريف مي&zwnj;کند: لغتي فرانسوي به معني روش و طريقه موقت که طبق ذوق و سليقه اهل زمان، طرز زندگي و لباس پوشيدن و غيره... را تنظيم مي&zwnj;کند. شيوه متداول و باب زمان در شئون زندگي اجتماعي را مد گويند. در زبان انگليسي اصطلاح fashion براي مد به کار مي&zwnj;رود و تقريبا همان تعاريفي که براي مد در زبان فارسي و فرانسه آورده &zwnj;شد در ذيل واژه fashion نيز به كار مي&zwnj;رود. روشي براي لباس پوشيدن، رفتارکردن، دکوراسيون يا يک علاقه که مد نظر قرار مي&zwnj;گيرد. دايـره&zwnj;المـعارف تطبـيقي علـوم اجـتماعي هم مـد را ايـنگـونه تـعريف مي&zwnj;کند: شيوه&zwnj;هاي نسبتا زودگذر کنش در آرايش شخصي يا طرز گفتار و بسياري ديگر از رفتارها. تفاوت مد با رسم در آن است که خلاف رسم که دوام و ديرپايي ويژگي آن است، تازه&zwnj;تر محسوب مي&zwnj;شود و تبعيت از آن بيشتر به خاطر تازگي آن است.<br />
در جامعه&zwnj;شناسي، به رفتار جمعي نوظهوري که به قدر رسم اجتماعي تثبيت نشده باشد، مد اجتماعي مي&zwnj;گويند. مد به عنوان پديده&zwnj;اي اجتماعي مختص جامعه و فرهنگ خاصي نيست و پيدايش و افول مد، پنج مرحله &zwnj;شامل آفرينش، معرفي مد، تبليغ مد، توليد انبوه و تقاضاي مد جديد را طي مي&zwnj;كند. بهره&zwnj;برداري نظام سرمايه&zwnj;داري از رواج مد، منجر به تغييرات فرهنگي ـ اجتماعي در كشورهاي مخاطب مي&zwnj;گردد. علل گرايش زنان به مد از رويكردهاي مختلفي قابل تبيين است. در ديدگاه روانشناسي نياز انسان&zwnj;ها به خودنمايي و زيبايي زمينه مدگرايي را فراهم مي&zwnj;سازد. بر مبناي ديدگاه جامعه&zwnj;شناختي، مقولاتي چون الگو و فرهنگ مصرف، سبك زندگي، رهبران مد و بدن&zwnj;آگاهي، در تبيين گرايش به مد مطرح مي&zwnj;شود. بي&zwnj;ترديد پديده مد با طبقه اقتصادي ـ اجتماعي افراد، نقش رسانه&zwnj;هاي جمعي، فرآيند جهاني&zwnj;سازي و نظام سرمايه&zwnj;داري مرتبط است. برجستگي مد در هويت&zwnj;بخشي به زنان و پارادوكس توجه به جسم و روح، زنان را با چالش&zwnj;هاي هويتي در ابعاد مختلف مواجه مي&zwnj;سازد كه نيازمند.<br />
برخي رضا خان را بنيانگذار مدگرايي در ایران و تقليد از غرب مي دانند و عده اي نيز معتقدند اولين محصلان ايراني كه در دوره قاجار براي تحصيل به اروپا سفر كردند، مد را به ايران آورده اند.<br />
<br />
علي گرانمايه پور&rdquo; درباره تاريخچه مد در ايران مي گويد: تاريخچه مد در ايران به دربار قاجار ها مي رسد. البته در آن زمان مد هاي اروپا به خصوص فرانسه فقط در دربار مشاهده مي شد اما در دوره رضا خان تجدد و مدگرايي به مردم عادي هم تسري پيدا كرد و با ايجاد مغازه هاي خيابان جمهوري و شكل گيري طبقه متوسط ايراني بحث مد داغ تر شد و هيپي گري اولين مدي بود كه جوانان ايراني از غرب اقتباس كردند.<br />
<br />
از دوره كلاه شاپو، موي بريانتين زده و سبيل داگلاسي تا خط ريش سوزني و ريش لنگري راه درازي در عرصه مد و عرضه كالاهاي زيبايي، آرايشي و بهداشتي طي شده است.<br />
براساس اطلاعات موجود در ايران، آقايان پيشگامان مدگرايي بوده اند، آنها كه در دوران قاجار و سال هاي اوليه حكومت رضاخان مجال بيشتري براي استفاده از مدل هاي غربي و آراستن ظاهر خود داشتند، در سال هاي بعد كم كم عرصه را به خانم ها واگذار كردند.<br />
<br />
رونق گرفتن تجارت فرا مرزي، افزايش توليد و خدمات، افزايش تقاضاي مصرف كنندگان، به وجود آمدن رفاه نسبي در زندگي طبقه متوسط، انسان ها را به سوي ظاهر آراسته و توجه بيشتر به ظواهر زندگي سوق داد. در عصر ارتباطات و رسانه هاي برون مرزي، دنياي بي انتهاي تبليغات، چرخه توليد و مصرف را چنان گسترش داده است كه به دنبال آن خيابان هاي تهران پر مي شود از لباس هاي زرد، سبز، نارنجي و قرمز، كفش هاي هري پاتري، شلوارهاي كوتاه، كركره اي گت، مانتوهاي آستين كوتاه، بلوزهاي تنگ، موي تن تني و تيفوسي، رنگ موهاي فانتزي.<br />
دكتر قرايي مقدم مي گويد: مدگرايي بدون تفكر و منطق اشتباه است و مدگرايي احساسي و لجام گسيخته، هويت ما را از بين مي برد.<br />
وي جامعه ايراني را مد گرا مي داند و مي گويد: در جامعه ما نمي توان مد را كنترل كرد، اما مي توان با آموزش هاي علمي و رفتاري به جوانان ياد داد كه اين نوع مدگرايي، خود باختگي است. جوانان ما بايد با هويت ديني وملي كشورشان آشنا شوند.<br />
وي معتقد است: اين آموزش بايد از مدرسه و كتب درسي آغاز شود و با رسانه هاي جمعي ادامه پيدا كند.در حالي كه در كتابهاي درسي ما، هيچ صحبتي از هويت ملي و ديني ما نيست و اين آموزش ها كمكي به خود اتكايي جوانان نمي كند.<br />
گرانمايه پور نيز معتقد است: مد در بين اقشار كم درآمد، نوعي تقليد است كه بيشتر نشانه احساس فقر و كمبود است.<br />
<br />
اكثر مردم مد را بامدل هاي لباس، كفش وآرايش مي شناسند. اما مد گاهي از دريچه ديگري خودنمايي مي كند. <br />
<br />
با این حال می توان نتیجه گرفت که ایران جامعه است مد گرا که گاهی هم آنچنان دچار افراط در این زمینه می شود و جوانی که در این عرصه پا می گذارد به نوعی خود فراموشی فرهنگی و اصالتی می رسد.<br />
<br />
منبع : جهانی شدن و فرهنگ &ndash; جان تامیلنسون<br />
: مقالات روزنامه همشهری]]>
      volume53/images1(12).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مد؛ نوآوري يا هنجارشكني؟!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001221.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1221</id>
   
   <published>2009-10-24T09:38:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T09:55:36Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="مطالب برگزیده" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="100" height="100" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image3.jpg" />آسيب شناسي مدهاي ناهنجاروتاثيرآن برجوانان<br />
حس تنوع طلبي توام با گرايش به خودنمايي درمحيط اجتماعي، تغييرات چشمگيري درنوع پوشش، آرايش، الگو، رفتارواغلب گرايش هاي بشري را به همراه داشته است. گستردگي اين دگرگوني ها به اندازه زندگي انسان امروزي بوده واشاعه هريك ازآنها درسطح جامعه پيامدهاي خاص خود را به همراه دارد پديده مد گريبانگيرجامعه مصرف محورامروزجهان است. گرايش به مد بيانگرنوعي تجديد نظرخواهي ودرواقع تلاش در جهت نوكردن وتغييردرمسائل مختلف ظاهري زندگي است. به عبارت ديگرگرايش وسيع به تغيير و تنوع ، بيانگر حرص ونيازشديد انسان براي ورود به قلمروهاي جديد است، نيازي كه جزئي ازفطرت انسان ها را تشكيل مي دهد. ميل به تغييرازيك نياز فطري سرچشمه گرفته وقابل سركوب كردن نيست. براي همين انسان همواره به دنبال تغييرقالب ها وفراراز كليشه هاست. درهم آميختگي اجتماعي باعث مي شود كه جامعه به سمت يك دست شدن درسبك پوشش، مدل آرايش، سليقه رايج وطرزرفتاربرود. هرازچند گاهي شاهد تغييراتي دراين يكدستي مي باشيم كه نشانه مدرنيسم ومد است. با ظهورتب مدرنيته يا مدرنيزاسيون وجهاني شدن وتحول دربرخي مفاهيم ومعيارها ، فضاي زندگي بشرتبديل به فضايي مصرف زده ، سطحي وكاملاصوري سوق داده مي شود. دراين فضا انسان به دنبال اين است كه شكل ظاهري خود را تغييردهد وازآنجا كه اين تغييربزودي اورا دل زده مي كند، به سرعت به دنبال اشكال ظاهري جديدي مي رود. چنانچه اين ظواهرنوين به شكل صحيح ودرقالب فرهنگ ملي ومذهبي جامعه دراختياروي قرارنگيرد، يا آنها را خلق مي كند ويا ازديگران تقليد مي كند. براساس تحقيقات انجام شده، جوامعي كه درقبال اين رفتارجوانان ونوجوانان واكنش هاي تحقيرآميزومقابله اي درپيش مي گيرند، به نتايجي وخيم تردرمسئله بحران نسل ها رسيده وبخش مهمي ازنيروي كارآمد انساني خود را مضمحل خواهند يافت . <br />
تعريف: <br />
بنا به تعريفي ديگر، باب روزيا مد(Fashion) تغييرات درپوشش، آداب، الگوهاي رفتاري، سبك زندگي، هنر، ادبيات و حتي فلسفه بوده وبيشتر مبتني برميل به فرق داشتن وهمچشمي مي باشد. <br />
امروزه پيروي ازمد نه تنها در نوع پوشش جوانان ، بلكه در بخش هاي مختلف زندگي افراد تاثيرگذاراست. ازسبك لباس و آرايش هاي ظاهري گرفته (مد مو، مد لباس) تا وسايل منزل، حتي گرايش ها وعلايق خاصي كه درقشري ازجامعه ناگهان بيش ازسايرعلايق مورد پسند واقع مي شود ، فعاليت هايي مثل روي آوردن به ورزش يوگا، تقاضا براي جراحي هاي پلاستيك وسفربه دبي . <br />
جامعه شناسان مد را نمادي ازشيوه زندگي و ابزاري نمايانگر ثروت ، رفاه و پايگاه طبقاتي كه فرد به آن تعلق دارد ، تعريف مي كنند. شايد به اين دليل كه پايگاه طبقاتي خود را در پشت نقابي پنهان كنيم . به دامان مد پناه مي بريم وازيك رفتار، قيافه يا طرزپوشش، بدون توجه به طبقه اجتماعي كه به آن تعلق داريم پيروي مي كنيم يا به شكل گسترده اي مبلغ آن مي شويم. با اين تعريف، مد به عنوان شكلي ازشيوه زندگي، محدوده وسيعي را دربرمي گيرد وتنها به لباس وآرايش محدود نمي شود ، هرچند كه نمود عيني آن را درآرايش وپوشش افراد بويژه جوانان متجلي شده است. يك مد جديد مانند سيلي بزرگ جامعه را فراگرفته، جوانان را مسخ نموده وپس ازمدتي (كوتاه) تغييرمي كند. خيلي ازافراد مد ومدگرايي را يك امركاملاشخصي و سليقه اي مي دانند ومعتقدند نمي توان افراد جامعه را مجبور كرد كه برخلاف آنچه دوست دارند وانتخاب مي كنند، عمل نمايند . ولي آيا انتخاب هر گونه لباس وآرايشي براي هرجامعه وفرهنگي مناسب است؟ واساسا اين سئوال هميشه مطرح است كه مدگرايي خوب است يا نه ؟ <br />
مسئله شناسي مد وجوانان : <br />
دوره جواني دوره گذرازبلوغ و شكل گيري حس استقلال طلبي فرد است. ازهمين رو جوان سعي دارد با روش هاي مختلف استقلال وهويت خود را به ديگران نشان دهد. مد ومدگرايي پديده اي است كه كمابيش درميان همه اقشارجامعه وجود دارد ، اما دراين ميان ، جوانان ونوجوانان بيش ازديگران به مد اهميت داده وبسيارمدگرا مي باشند. <br />
فزوني احساس تنوع طلبي به عنوان يك نياز روحي ، رواني همراه با تمايل به خودنمايي در جوانان ، گسترش رسانه ها و اينترنت ، توسعه وسايل ارتباط جمعي و فناوري هاي جديد رايانه اي و در پي آن گسترش ارتباط بين جوامع با فرهنگ هاي گوناگون وهمچنين مشاهده تصاوير جذاب از هنرپيشگان ، خوانندگان ، ورزشكاران و چهره هاي محبوب با مدل هاي جديد پوششي ، آرايشي وغيره ، همچنين متنوع تر شدن تفريحات و تسهيلات زندگي ، موقعيت جديد درشناخت وفهم ارزش ها ، باورها وانتخاب ها ودرنتيجه ترويج ناگهاني آداب وعقايدي را در پي دارد كه دربرخي موارد فراترازحد متعارف به ناهنجاري ورفتارهاي متضاد با ارزش هاي جامعه تبديل شده وخود را به عنوان يك مسئله اجتماعي نشان مي دهد. اگرازجواناني كه عادت كرده اند پوشش، آرايش ورفتارشان را طبق آخرين مدهاي رايج تنظيم كنند، پرسيده شود كه به چه علت اين كار را كرده اند، يا مثلااين آرم وكلمه روي لباس آنها چه كاركردي دارد، به سختي مي توان پاسخ متقاعد كننده اي شنيد ، جز آنكه: &laquo;خب، قشنگه !&raquo;، &laquo;براي اينكه مده .&raquo;! به نظربرخي جوانان، رعايت سبك پسنديده روزوپيروي ازمد روز، امري اجتناب ناپذيراست. <br />
اين پاسخ ها گرچه سطحي به نظرمي رسند، اما در يك تحليل روان شناختي نشان دهنده نوعي از تعلق گروهي، نوجويي ، تنوع طلبي و گرايش جوانان به امروزي شدن است و يك پديده طبيعي در جهت ارضاي اين نيازها محسوب مي شود ؛ اما از آنجا كه همراه آلامد (آنچه كه مد شده است) ، الگوهاي رفتاري ، هنجاري و ارزش هاي خاصي در بين جوانان و نوجوانان رونق وشيوع يافته ومد كه نمايانگرارزش مسلط يك زمان در يك جامعه خاص است، عاملي براي انتقال هنجاروارزشي از جامعه اي به جامعه اي ديگر مي شود ؛ بررسي زمينه ها وپيامدهاي مدگرايي، يكي ازموضوعات مهم درجامعه ما محسوب مي شود. ازآنجا كه دراكثرمواقع چنين محصولاتي (كالاهاي فرهنگي) كه توليد داخل باشد را يافت نمي كند، به نوع تغييرشكل يافته وارداتي آن روي مي آورد كه همين مسئله باعث بروزبرخي مسائل اجتماعي از جمله بحران هويت، مي گردد. اين موضوع اهميت ولزوم ارائه كالاهي فرهنگي متناسب با فرهنگ ملي ومذهبي وهمچنين متناسب با تغييرات روز(جهان) را مي رساند. <br />
مد درايران : <br />
با نگاهي به تاريخ ايران، مشاهده مي شود اززمان قاجاركه پاي ايرانيان به فرنگ بازشد تا پايان عصرپهلوي، فصل متفاوتي درمدگرايي ايرانيان گشوده شد. آشنايي درباريان قاجاربا زندگي غربيان در پي مسافرت هاي پرهزينه به اروپا ، به نوعي نخستين گام درعرصه شناخت پوشش هاي غربي بود . ذكراين نكته ضروري است كه ايران به لحاظ واقع شدن برسرراه ابريشم ومنطقه خاورميانه همواره گذرگاه تردد اقوام مختلف بوده، ولي غناي اسلامي وايراني فرهنگ اين سرزمين مانع تقليدپذيري ازبيگانگان بود. با ضعف پادشاهان ايراني، بويژه درعصرقاجار، به دليل كاهش اعتماد به نفس و خودباوري ، علائم غربزدگي آشكار گرديد . متاسفانه اميركبيرهم مجال نيافت تا الگوبرداري صحيح درعرصه فناوري را براي توسعه ملي كامل كند. ادامه تحصيل برخي ازايرانيان درفرنگ زمينه تغييرديدگاه نسبت به هويت مذهبي وملي را پديد آورد وانحراف در الگوبرداري ازمظاهرپيشرفت با آغازدوران پهلوي به اوج خود رسيد. <br />
نگاه پهلوي اول به مقوله توسعه يافتگي ومبارزه با عوامل عقب افتادگي همانند پتركبيربود. اوپس ازمسافرت به تركيه وملاقات با آتاترك ومشاهده مظاهرغرب براين باورشد كه حجاب سبب عقب افتادگي ايران زمين است ! به همين علت دستور كشف حجاب زنان ويكدست كردن لباس رسمي مردان ايراني را صادركرد. ازآن زمان كه رضا پهلوي با سلطه بركشورشكل لباس پوشيدن مردم ايران را تغييرداد ونقطه تاريكي درتاريخ ايران رقم زد، تا كنون مدهاي مختلفي درايران رايج گرديده كه تقريبا دراغلب آنها عناصرمذهبي وملي رعايت نشده وبيشترالگوبرداري تقليدي ازمدل هاي غربي بوده است. حكومت پهلوي وروشنفكران غرب زده براين باوربودند كه بايد فرهنگ ايران را اروپايي كنند تا بدين ترتيب ازضعف وعقب ماندگي رهايي يافته ، دررديف كشورهاي پيشرفته قرارگيرند ! بنابراين مدگرايي و غرب گرايي درايران ، دريك بسترفكري و دوشادوش هم رشد كرده اند . <br />
گرچه مدگرايي و غرب گرايي دو مفهوم جدا از هم و داراي تعريف متمايز از يكديگرند ، اما سير تحولات تاريخي و اجتماعي در ايران به گونه اي سرنوشت اين دو مفهوم را با هم گره زده است كه هرگاه سخن از مدگرايي به ميان مي آيد ، مفهوم غرب گرايي نيز به ذهن متبادرمي شود.<br />
همين طور در ايران و كشورهايي نظير آن ، رشد صنعتي در راس شعارها قرار گرفت و خيلي زودتر از آن ، طرز تفكر ، نحوه زندگي و آداب پوشش دچار تغيير شد . ميل به &laquo;اروپايي زيستن&raquo; در جامعه ايراني باعث شد كه به جاي بازسازي و نوسازي چارچوب اقتصادي و اجتماعي جامعه خود ، به ظواهر صنعتي شدن توجه شود . از آن زمان به بعد مهم ترين جلوه اروپايي شدن ، پوشيدن لباس هاي اروپايي و ترويج مدهاي غربي به شمار مي رفته است. <br />
بررسي نظرات جامعه شناختي وروان شناختي<br />
سازگاري خودانگيخته: <br />
&laquo;هربرت بولومر&raquo; يكي ازمهم ترين نظريه پردازان كنش متقابل، معتقد است كه مدها بيانگر سازگاري خودانگيخته عظيمي از جمعيت كشورها با محيط آنهاست . اين تطابق طي دو مرحله نوآوري و انتخاب صورت مي گيرد . در مرحله نوآوري تمامي مدهاي جديد با توجه به پذيرش اجتماعي به وجود مي آيد ، اما برخي از آنها ناديده گرفته مي شود. درمرحله انتخاب، مد اشاعه مي يابد. اين فرآيند داراي سه كاركرد مي باشد؛ اول انتخاب ميان مدل هاي مختلف ، موجب انتخاب مدل هاي مناسب تر مي شود و اين امر موجب هم شكل شدن افراد مي گردد . دوم مدل ها طي يك روند منظم از گذشته به آينده حركت مي كنند . سوم اين احساس مشترك را پرورانده ، شكل داده و يك تجانس روحي به وجود آورده كه آنها در مقابل مدهاي گذشته قرار مي دهد. طبيعت مد با ارتباط ذاتي دومفهوم بيان مي شود : مد داروخارج از مد . بولومراشاره كرده كه اين واژه ها مشخص كننده يك الگوي مداوم تغييراست كه گروه هاي خاص به طورموقتي آن را مي پذيرند تا دوباره جايگزين شوند. هرچند كه مد را در محدوده الگوهاي زينتي قرار مي دهند . اما تغيير مد در بسياري ازجنبه هاي زندگي نسبتا مستقل بوده، تحت تاثير آن قرار دارند و بدون آنكه به جنبه هاي ديگر زندگي تاثير گذارند ، تغيير مي يابند . <br />
طبق گفته بولومر ، مدها به جنبه هاي ديگر زندگي تاثير نمي گذارند ، ولي خود از آن تاثير مي پذيرند . اين در حالي است كه مشاهده مي گردد كه اگر يك پديده براي فرد بيشتر از هر چيز اهميت داشته باشد و فرصت هاي مناسبي در دستيابي به اهدافش بيابد ، در عمل مدگرا شده و سعي مي كند گرايش بيشتري به آن پيدا كند . در اين حالت زندگي را از منظر به روز بودن يا نبودن نگريسته و بدين سان تاثير زيادي در زندگي اش باقي مي گذارد . اين مطالب از آنجا سرچشمه مي گردد كه هر ابزاري در كنار خود ايدئولوژي خود را هم به همراه مي آورد . <br />
ناهمنوايي: <br />
هرجامعه در درون خود ارزش ها وهنجارهاي خاصي را تعريف كرده كه تخطي ازآن ناهنجاري محسوب مي شود. به عقيده &laquo;تالكوت پارسونز&raquo; كجروي امري نسبي است، چرا كه عملي كه ممكن است ازنظر جامعه كجروي محسوب شود ، دسته اي آن را هنجاربدانند . <br />
&laquo;رابرت مرتن&raquo; معتقد است كه آدم ناهمنوا الزاما خطاكار نيست . وي بين ناهمنوايي و كجروي تمايز قائل شده است . بسياري از افراد ناهمنوا ، نظير منتقدين فرهنگي و اصلاح طلبان اجتماعي ، رفتار ناهمنوايانه خود ، يعني عدم پذيرش اهداف يا راهكار از ديگران را پنهان نمي كنند و براي اين امر توجيهات خاص خود را دارند . افراد ديگري را كه مي توان در دسته ناهمنوايان جاي داد ، مدگرايان جواني هستند كه براي عمل خود دلايل خاص خود را دارند هرچند كه اين رفتارها با هنجار و فرهنگ حاكم در جامعه ناسازگار باشد . از جمله دلايل آنها تنوع طلبي است كه مي توان آن را پذيرفت زيرا از نظر رواني با ويژگي شخصيتي جوان سازگار است . مي توان گفت كه هر منحرفي ناهمنوا است ، ولي هر ناهمنوايي منحرف نيست . بر اساس نظريه مرتن ، مدگرايان ناهمنوا خوانده مي شوند، اما نمي توان آنها را در حوزه انحراف اجتماعي قرار داد . حتي ممكن است اصول و روش هاي ناهمنوايان به علت تغيير در هنجارها و ارزش ها ، در زندگي مردم قرار گيرد و عدول از آن ناهمنوايي و انحراف تلقي شود. به نظر&laquo;آنتوني گيدنز&raquo; ، هنجارها درميان فرهنگ هاي مختلف وحتي بين خرده فرهنگ هاي گوناگون درون يك جامعه فرق مي كنند. مثلاهنجاري كه درفرهنگي ، طبيعي قلمداد مي شود، درفرهنگي ديگرانحراف به حساب مي آيد . كجروي را مي توان ناهمنوايي با هنجار يا مجموعه هنجارهاي معيني تعريف كرد كه توسط تعداد قابل ملاحظه اي از مردم در اجتماع يا جامعه اي پذيرفته شده است . هيچ جامعه اي را نمي توان به سادگي به كساني كه از هنجارهاي منحرف مي شوند و كساني كه با آنها همنوايي مي كنند ، تقسيم كرد . از آنجا كه همه كجروها در يك طبقه قرار نمي گيرند ، مي توانند چندين دسته باشند با تخلف هاي متفاوت ، يعني منحرفين درجه بندي شده به ترتيب تخلف هاي شان. همه هنجارهاي اجتماعي با ضمانت هاي اجرايي همراه هستند كه ازآنها درمقابل ناهمنوايي حمايت مي كنند. ضمانت اجرايي هر واكنشي از سوي ديگران نسبت به رفتار يك فرد يا گروه است كه هدفش تامين اطلاعات از هنجار معيني مي باشد .<br />
ضمانت اجرايي ممكن است مثبت باشد (دادن پاداش براي همنوايي) يا منفي (تنبيه براي رفتاري كه همنوايي نمي كند) ضمانت اجرايي به دوصورت رسمي (مانند نظام كيفري) وغيررسمي (مانند خانواده) مي باشد. مدگرايي جوانان عملي نيست كه نيازمند به ضمانت اجرايي رسمي داشته باشند، چرا كه جوانان ذاتا تنوع طلب بوده واين عمل باعث ناهمنوايي آنان با هنجارهايي جامعه مي شود. به همين منظوربايد به جوانان طريقه درست همنوايي كردن با رعايت هنجارها را آموخت . ضمانت اجرايي غير رسمي (مثل تائيد نشدن اين رفتارها ازطريق خانواده) نيزمي تواند نتايج خوبي داشته باشد . <br />
رقابت بين طبقه بالاوپايين : <br />
سبك هايي كه به منظور تشخص پديد مي آيد ، توسط طبقات پايين تر ساختار اجتماعي مورد تقليد قرار گرفته كه به نوبه خود طبقات بالارا به نوآوري و ابداع در مد تشويق مي نمايد . در اين ديدگاه مدگرايي تنها يك رفتار نمي باشد ، بلكه كاركردي پويا ميان طبقات بالاو پايين جامعه مي باشد . به عبارت ديگرافراد طبقات پايين سعي مي كنند كه هر چه بيشتر شبيه افراد طبقات بالاباشند ، در سويي ديگر نيز افراد طبقه بالاوقتي بين خود و طبقات پايين تفاوتي نمي بينند ، سعي مي كنند وضع گذشته را رها سازند و با خريد كالاها و لباس هاي گرانقيمت مانع ازرسيدن طبقات پايين به سطح آنان شوند . پس از مد نيزبراي برتري نشان دادن خود استفاده مي شود . &laquo;گئورگ زيمل&raquo; جامعه شناس آلماني ، مد و مدسازي را فرآيندي مي داند كه بر اثر كشمكش ميان طبقات متضاد برسردستيابي به منابع بيشتربا تكيه برفراگرد تمايزحاصل مي شود. به اعتقاد وي، مد صورتي از تقليد و بنابراين صورتي از تشخيص اجتماعي است . ولي در عين حال ضمن دگرگوني مستمر خود يك زمان را از زمان ديگرويك قشراجتماعي را ازيك قشرديگرمتمايز مي كند . مواردي را كه مربوط به يك طبقه اجتماعي است متحد كرده وآنها را ازديگران منفك مي كند. درنتيجه اين انتخاب است كه مد به وجود مي آيد و هنگامي كه توده مردم در تلاش براي ازميان بردن تفاوت هاي ظاهري مربوط وطبقه اجتماعي ازآن تقليد كنند، اين مد را به خاطر يك شيوه مردم پسند جديد رها مي سازند. خصوصيات واقعي مد ايجاب مي كند كه دريك موقع به وسيله بخشي ازيك گروه معين، يعني اكثريت عظيمي كه صرفا در مسيرپذيرش آنها هستند به مرحله اجرا درآيد . به مجرد آن كه يك نمونه از مد مورد قبول عام قرار گرفت ، ديگر از آن به صورت مد سخن نمي گوييم . هنگامي كه مد گسترش يافته و عموميت پيدا كند ، به تدريج به پايان خود نزديك شده و نابود مي گردد . &laquo;هربرت اسپنسر&raquo; خاطرنشان مي سازد كه مد يكي ازخصايص همرنگي با جماعت است كه سعي مي كند مردم را با همديگر همرنگ نمايد . او معتقد است مد برعكس تشريفات ، موجب شباهت به اشخاص طبقه بالاتر مي شود ؛ در واقع نوعي تقليد ناشي از رقابت است در برابر تقليد ناشي از پسند و ستايش . <br />
مدگرايي وگروه مرجع: <br />
طبق نظر &laquo;ماركس&raquo; اگر خانه اي بزرگ يا كوچك، مشابه خانه هاي اطرافش باشد، نياز اجتماعي سكونت را به راحتي مرتفع مي كند؛ اما اگريك خانه بزرگ دركنار يك خانه كوچك باشد، اعضاي خانه كوچك، خود را دريك كلبه تصورمي كنند. گروه مرجع به عنوان ابزاري كه ما را در تصميم گيري ياري مي كند، مي تواند نقش مهمي درزندگي ما ايفا كند. بديهي است كه عموما ما به مقايسه ابعاد مطلوب مي پردازيم ؛ ازاين روتلاش مي كنيم تا براي كسب پايگاه شبيه پايگاه مطلوبيت را درخود احيا كنيم و هميشه گروهي را به عنوان گروه مرجع درنظرداشته باشيم؛ اين گروه مرجع معيارمقايسه ما مي باشد . بسياري از لباس هايي كه ما مي پوشيم در ابتدا توسط هنرپيشگان و ورزشكاران پوشيده شده ، سپس به بازار عرضه مي گردد و چون همين طرح توسط آنها پوشيده شده ، مردم آنها را خريداري كرده و استفاده مي كنند. &laquo;تورشتاين وبلن&raquo; مد را وسيله اي براي اين كه افراد نشان دهند ثروتمند وباشخصيت ويا داراي انديشه هاي بخصوصي هستند، مي داند ؛ لذا به محض اينكه مدي درجامعه گسترده شد، اشراف زادگان وثروتمندان به سراغ اين مد جديد مي روند ؛ چرا كه مد قديمي ديگر آنها را از طبقات ديگر جامعه متمايز نمي كند . <br />
مد وموفقيت : <br />
ما براي موفق شدن در زندگي نيازمند به راه هاي گوناگون هستيم و هر كدام از اين راه ها ما را بيشتر به موفقيت برساند ، به دفعات مكرر از آن استفاده مي كنيم . براي بررسي اين موضوع از نظريه موفقيت و انگيزه &laquo;هومنز&raquo; استفاده مي كنيم . وي معتقد است از ميان اعمالي كه شخص انجام مي دهد ، اگر آن عمل بيشتر به پاداش منجر شود ، احتمال تكرار آن افزايش مي يابد و قضيه انگيزه را چنين بيان مي كند : اگر عملي كه قبلاباعث موفقيت شده باشد ، همان موفقيت مجددا تكرار شود ، آن شخص ممكن است دست به همان رفتار بزند ، با توجه به همين قضايا مي توان گفت كه اگر چه شخص ممكن است با مدگرايي با خانواده خود درگير شود ولي در ميان همسالان خود مورد تشويق و تائيد و اعتماد قرار مي گيرد و حتي در ارتباط با جنس مخالف به موفقيت رسيده و ارزش و منزلت خود را بالاتر مي برد ، چون اين موفقيت ها در راستاي مدگرايي او انجام گرفته ، اين عمل بيشتر مورد تكرار قرار مي گيرد . <br />
مد و ارزش ومنزلت اجتماعي: <br />
به طوركلي تمامي رفتارهاي انسان درراستاي برآورده كردن نيازهاي اومي باشد وانسان سعي مي كند درقالب رفتارها يا واكنش ها بتواند به نيازهاي خود پاسخ دهد . مدگرايي نيز يكي از رفتارهايي مي باشد كه ما طي آن به طور ناخودآگاه به نيازهاي خود پاسخ مي دهيم . به اعتقاد &laquo;ابراهام مازلو&raquo; نيازهاي انسان پنج دسته مي باشد كه عبارت اند از: نيازهاي جسماني (اساسي ترين نيازهاي حيات، مثل غذا وآب) ، نيازهاي امنيتي (محيط فيزيكي و احساسي مطمئن) ،نيازهاي تعلق داشتن (برقراري دوستي و پذيرش از سوي ديگران)، نيازهاي احترام (شناخت، توجه ونيازازسوي ديگران) ،نيازهاي خودشكوفايي (پيشرفت، بالاترين دسته نيازها) به گفته مازلوارزش و منزلت يكي از نيازهاي مهم انسان مي باشد . جوانان نيز بر حسب مقتضيات سني مي خواهند از ارزش واحترام ديگران برخوردار باشند و براي رسيدن به اين هدف از ابزارها و شيوه هاي مختلف استفاده مي كنند ؛ برخي از طريق درس خواندن ، عده اي با ورزش و هنر و برخي نيز با تغييرات ظاهري باب روز اظهار وجود مي نمايند . بنابراين از لحاظ رواني مد با خودنمايي و نياز به جلب توجه ديگران به خود بستگي دارد . <br />
ريشه يابي:<br />
همان طور كه اشاره شد دليل به وجود آمدن مد را مي توان به حس تنوع طلبي و كشش افراد به سمت ابداع و تغييروتجربه اين تغييرات دانست. سابقه اين مسئله در اولين جوامع بشري نيز مشاهده مي شود ، چرا كه هر يك از قشرهاي اين جامعه داراي سليقه و نوع پوشش متفاوتي بودند و اين تنوع طلبي بشررا ازهمان بدو پايه گذاري جوامع بشري مي توان ملاحظه نمود . <br />
مردم وبخصوص نوجوانان وجوانان بنا برميل ذاتي خويش، تنوع طلب وخواهان تغييروتحول هستند ولذا اين علاقه وجود دارد كه خود را به شكل افراد و گروه هاي محبوب اجتماعي و يا ستارگاني كه پيرامون آنها تبليغات حيرت آوري وجود دارد ، درآورند . در اين ميان با توجه به قدرت ، تنوع وگستردگي تبليغات غربي مي توان گفت كه ستاره ها و مدل هاي آنها ، بسيار فراگيرتروتاثيرگذارتراز انواع داخلي هستند.مد ومدگرايي را مي توان ازجهتي مولود مدرنيسم دانست . مدرنيسم نگاه نو به عالم وآدم است ، نگاه و شناختي كه برخاسته از زيستن در حال و گسستن از گذشته بوده و صريحا با مفهوم سنت در تقابل مي افتد. مدرنيته كه شكل عينيت يافته فرهنگ مدرن است ، همراه و همزاد با گذرازگذشته به حال، نوآوري، تجدد ومد است. ازاين رومدرنيته همواره خود را در ستيز و چالش با كهنگي، ركود، قدمت وسنت وپيروي ازهنجارهاي پايدار قرار مي دهد و كشش و تمايل آن به سوي تجدد و نوآوري در فرهنگ و ارزش هاي اجتماعي است . بنابراين ، نوآوري در تفكر و رفتار به عنوان نماد انديشه مدرنيسم قلمداد مي شود و از آنجا كه جوامع غربي موطن ومظهرمدرنيته بوده اند ، فرايند مدرنيزاسيون (مدرن سازي) و اشاعه طرح ها و مدهاي نو ، رابطه مدگرايي و غرب گرايي را نشان مي دهد . براي اين كه به چگونگي پذيرش مد در جوامع امروزي بپردازيم ، بايد به قوانين مذهبي و عرفي ، فرهنگي و اجتماعي احاطه داشته باشيم . در جامعه اي مثل ايران ، مشاهده مي كنيم كه هيچ گاه قانون و عرف به مردم اجازه نمي دهد كه مانند زنان ومردان غربي با پوشش نيمه برهنه درجامعه تردد كنند . پس هرگز مد شدن چنين پوشش هايي درجامعه ايران به وقوع نخواهد پيوست . مي توان گفت خاستگاه اوليه مد دريك جامعه حالات روحي، رواني وعرف آن جامعه مي باشد . دراينكه درجوامع امروزي تقريبا هرچند ماه يك باروبا تغيير فصل ، شاهد مد شدن و تغييرات بسياري در انواع رفتارها هستيم ، جاي هيچ شكي نيست كه اين سرعت تغيير مرهون پيشرفت صنعت است . (مدهاي پوششي وابسته به صنايع نساجي ، مدهاي آرايشي وابسته به صنايع شيميايي و ...) حتي به جرات مي توان گفت مدسازي خود يك صنعت به حساب مي آيد . <br />
بسياري ازصنايع خود را درصنعت مد شريك مي كنند تا به بازارهاي بيشتروخريداران ودرنهايت درآمد بالاتري برسند. صنايعي مثل رنگرزي، پوشاك، عطروحتي خودرو در اين راه به درآمدهاي زياد رسيده اند. اگر بخواهيم به بررسي چگونگي پذيرش مد در دنيا بپردازيم ، مي بينيم كه مد بر اثر يك اتفاق يا رخداد حادث نمي شود. اين طور نيست كه يك فرد بدون هيج بررسي و هدفي به يك تغيير و تحول بپردازد و سپس از آن به عنوان مد ياد شود. بلكه مد حاصل يك بررسي و تحقيق در زمينه هاي گوناگون است . زماني كه يك شركت توليد لباس تصميم به ابداع يك مد جديد مي گيرد ، به فرآيندي دقيق و منظم براي اين كار نياز دارد تا بتواند طرح مورد نظر خود را عرضه نمايد .اين فرآيند شامل شناخت صحيح و كامل جامعه هدف ، فرهنگ ، مذهب و قوانين ، نحوه استقبال از طرح هاي قبلي ، سليقه و طبع جوانان، ميزان تاثيرپذيري جوانان و ديگر افراد جامعه از طرح هاي ارائه شده ، نوع آب و هواي مناطق مورد نظر ، رنگ پوست، مو و چشم انسان هاي منطقه هدف ، نحوه انتخاب ، سليقه و زمان بندي براي ارائه مد مي باشد. توليدكنندگان پوشاك، عطرولوازم آرايشي ، لوازم خانگي ، خودرو و ... كه همگي در خلق مد موثرند ، با تغيير برخي شاخصه ها به تحقيق درآنها مي پردازند و از نتايج اين تحقيقات است كه مثلاتوليد كنندگان پوشاك به كارخانجات نساجي و رنگرزي سفارش پارچه با رنگ مد نظر را مي دهند و با نظر طراحان مد به توليد و ارائه اجناس خود به عنوان يك طرح و مد جديد مي پردازند.<br />
البته در جوامع پيشرفته چنين كارهايي صورت مي پذيرد ودركشورهاي درحال توسعه يا عقب مانده فقط تقليد است كه به رواج يك مد كمك مي كند . چنانچه شاهد هستيم افراد با ديدن يك فيلم، سريال، خبر، عكس يك هنرپيشه يا ورزشكارمشهور به تقليد ازاوپرداخته وعده اي نيزبه توليد نوع پوشش وي مي پردازند و آن را مد جلوه مي دهند وبا گشاد وتنگ كردن ، يا كوتاه وبلند كردن مدل هاي قبلي ، سبك جديدي ازمد را ارائه مي دهند . حال به اين پرسش مي رسيم كه چرا جامعه ما درحال حاضردچاراين تقليد شده وازاصالت وهويت مذهبي وملي دورشده است ؟ درپاسخ به اين مسئله اشاره مي كنيم كه درحال حاضرفناوري وصنايع مرتبط با مدگرايي جوانان كمتربا فرهنگ مان تناسب دارند و اين باعث شده كه ما در جامعه مان رواج بي رويه لباس ، لوازم بهداشتي و آرايش ، رنگ ، خودرو خارجي ووارداتي از ساير كشورها باشيم . در اين ميان نگاه واردكنندگان نيزبيشتر مبتني بر پايه سودآوري بيشتر از اين كاراست كه همين موضوع باعث ورود اجناس با كيفيت فرهنگي پايين مي باشد. <br />
انگيزه وزمينه هاي روانشناختي مدگرايي درجوانان : <br />
علاوه برزيرساخت هاي تاريخي واجتماعي ، مدگرايي دربين جوانان از يك سري اصول وسازه هاي روان شناختي نيز تبعيت مي كند وبا انگيزه ها ونيازهاي چندي در ارتباط است . ميل به ديده شدن توسط ديگران درتمام انسان ها به نسبت هاي مختلف وجود دارد . گاه اين خصلت به صورت نوعي خودنمايي وتقليد چشم بسته از فرهنگ بيگانگان جلوه مي كند واغلب نتيجه آن ترويج هويت هاي بيگانه است. جامعه شناسان معتقدند كه رواج برخي مدها ، گاهي اوقات به معناي مخالفت جوانان يك نسل با محيط پيرامونشان است . به عبارتي هنگامي كه جواني قادر نباشد آزادانه ديدگاهش را بيان كند ، امكاني براي رشد اقتصادي خود فراهم نبيند ، راهي براي تفريح و ابراز شادي ها و هيجاناتش نيابد ، به ناچار براي رهايي از اين فشارها و يا براي مهار كردن خشم خويش از جامعه اي كه تصور مي كند زندگي را بر او تنگ كرده است ، گاه به صورت خودآگاه يا ناخودآگاه و براي شكستن ارزش هاي رسمي رايج اعلام مي كند . او در اين شرايط در سكوتي ظاهري و با به فاصله گرفتن از ارزش هاي جامعه مي خواهد بگويد : &laquo;من هستم . مرا ببينيد &raquo;! <br />
ابرازوجود وجلب توجه ديگران: <br />
افرادي هستند كه با تعويض و تغيير هرروزلباس و آرايش خود وخريد لباس هاي گران قيمت و مد روز ، در صدد جلب توجه ديگران بر مي آيند . استفاده از لباس هاي چسبناك وبراق ورنگارنگ ، جوراب هاي شبيه تور ماهيگيري ، كفش هايي با پاشنه هاي خيلي بلند، آرايش تندي با رنگ هاي غير طبيعي و ... (كه بيش از همه در بين جوانان و بخصوص دختران رايج است) ، باعث جلب توجه ديگران شده ، نگاه هايي را به خود معطوف مي دارد. يكي ازدلايل گرايش جوانان به مد به خاطر مورد توجه قرار گرفتن (ابراز وجود و خودنمايي كردن) و پاسخگويي به نيازهاي رواني آنهاست . جوانان به دليل داشتن روحيه تاثيرپذير آمادگي بيشتري براي پديده هاي نو دارند . دليل ديگر هم مي تواند سرخوردگي ها و نداشتن اعتماد به نفس و چشم و همچشمي باشد كه افراد را به سوي مدهاي مختلف مي كشاند . البته عده اي هم هستند كه هيچ دليل خاصي براي تبعيت از مد ندارند و فقط به خاطر اينكه اين پديده در جامعه رواج پيدا كرده از آن استقبال مي كنند، مي خواهند جاي خود را درميان اطرافيان وهم سن وسال هاي خود بازكنند وبابت آن هزينه هاي بسياري را تقبل مي كنند، حتي اگربرايشان مشكل باشد . در ادامه به تكميل اين بحث مي پردازيم.]]>
      volume53/image1(3).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>زبان رنگها</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001220.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1220</id>
   
   <published>2009-10-24T09:37:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T09:56:33Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="476" height="365" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image9.jpg" />لباسها با رنگ خود سخن مي گويند<br />
از آن&zwnj;جايي كه رنگ&zwnj;ها در دنياي مد و لباس اهميت خاصي داشته و معاني گوناگوني را انتقال مي&zwnj;دهند، طراحان همواره در به&zwnj;كار بردن آن&zwnj;ها توجه ويژه&zwnj;اي نشان داده و به دنبال آن اثرات متفاوتي بر خلق و خوي افراد باقي مي&zwnj;گذارند.<br />
به گفته نورما كامالي، يكي از طراحان مد: &laquo;به&zwnj;طور &zwnj;كلي سياه رنگي برگزيده و ممتاز است، اما امروزه كاربرد كمتري داشته و بيشتر در مراسم عزاداري به كار برده مي&zwnj;شود. در صنعت مد، رنگ سياه رنگي است كه در بروز يا تشديد حالت افسردگي و غم دخالت دارد.&raquo; اين در حالي&zwnj; است كه دكتر جوديت واترز، استاد روان&zwnj;شناسي دانشگاه فرلي ديكنسون معتقد است: &laquo;رنگ&zwnj;هاي روشن باعث افزايش روحيه و ايجاد حالت شادابي، به ويژه پس از روزهاي غمگين زمستان مي&zwnj;شود.&raquo;<br />
از طرفي مردم بيش از آن&zwnj;كه به حرف&zwnj;هاي شما توجه داشته باشند به لباسي كه پوشيده&zwnj;ايد توجه دارند. بنابراين رنگ&zwnj;ها مي&zwnj;توانند همچون مهماني ناخوانده بر روابط شما با ديگران تأثير بگذارند. به همين ترتيب شايد پوشيدن لباس&zwnj;هاي با رنگ&zwnj;هاي اسپرت و نمايشي به كمي اعتماد به نفس نياز داشته باشد. به طوري كه به عقيده جون روچ، از مشاورين طراحي و مد: در صورتي كه نمي&zwnj;خواهيد توجه و واكنش ناخودآگاه مردم را به سوي خويش جلب نماييد بهتر است اين رنگ&zwnj;ها را در لباس&zwnj;هاي خود به&zwnj;كار نبريد چرا كه نمي&zwnj;توانيد خود را در آن&zwnj;ها پنهان كنيد.&raquo; از طرف ديگر توصيه واترز اين است: &laquo;اگر مي&zwnj;خواهيد جدي گرفته شويد بهتر است به جاي رنگ&zwnj;هاي تند و فسفري بيشتر از رنگ&zwnj;هاي مات استفاده كنيد.&raquo;<br />
كامالي نيز همانند روچ كه معتقد است رنگ&zwnj;ها به انسان انرژي مي&zwnj;دهند، مي&zwnj;گويد: &laquo;تنوع رنگي الهام&zwnj;بخش است. پوشيدن لباس&zwnj;هاي رنگي در افراد تجربه&zwnj;اي بسيار متفاوت از پوشيدن لباس&zwnj;هاي سياه را ايجاد مي&zwnj;كنند. رنگ&zwnj;ها مانند خورشيد مملو از نور و روشنايي&zwnj;اند و حالتي خوشبينانه و زندگي&zwnj;بخش را به وجود مي&zwnj;آورند.&raquo; به نظر روچ؛ سبز نمادي از رشد و شكوفايي بوده و از آن&zwnj;جايي كه پرانرژي&zwnj;ترين رنگ محسوب مي&zwnj;شود، با پوشيدن آن احساسي از تندرستي و خوشبختي را در فرد ايجاد مي&zwnj;كند. نارنجي نيز از انرژي زيادي برخوردار است و گرما، آتش و حاصلخيزي را القا مي&zwnj;كند. اين در حالي است كه زرد، يكي ديگر از رنگ&zwnj;هاي پرانرژي، سرزندگي، حركت وجواني را به ارمغان مي&zwnj;آورد.<br />
اما سرخ، مفهومي از حمايت، شجاعت، و علاقه و اشتياق شديد را با خود دارد. در اين ميان طيف&zwnj;هاي مختلف آبي هر يك معاني متفاوتي را انتقال مي&zwnj;دهند: آبي روشن نمادي از آب، آسمان و بهشت، آبي متوسط دوستي و صميميت خالصانه، و آبي كهربايي زورمندي، چالاكي و جنبش به همراه دارد. ارغواني نيز كه هميشه از رنگ هاي سلطنتي به شمار مي&zwnj;رفته از جمله رنگ&zwnj;هايي است كه قدرت، بزرگي و فراواني را به نمايش مي&zwnj;&zwnj;گذارد. اما بنفش از آن&zwnj;جايي كه باعث برانگيختن هيجانات و عواطف مي&zwnj;گردد، به نظر روچ بهتر است در اطراف افراد بيمار به&zwnj;كار برده نشود زيرا با تخليه هيجاني او، وي را ضعيف&zwnj;تر مي&zwnj;كند.<br />
اكنون ورا وانگ، يكي ديگر از طراحان لباس به سراغ طراحي لباس&zwnj;هاي رنگي به جاي لباس&zwnj;هاي هميشه سفيد عروس رفته و مي&zwnj;گويد: &laquo;به همان اندازه كه عاشق سنت لباس سفيد براي عروس هستم، فكر مي&zwnj;كنم كمي تخطي از اين سنت هم مي&zwnj;تواند زيبا و جالب باشد. به&zwnj;كار بردن رنگ&zwnj;هاي آبي، صورتي، زرد و سبز روشن به جاي سفيد در لباس عروس غيرمنتظره و بسيار هيجان&zwnj;انگيز است.&raquo;<br />
به عقيده كامالي رنگ در مدهاي لباس چيزي بيش از تمايلات آني و بي&zwnj;هدف بوده و تغييرات ناگهاني در آن بيشتر از ايجاد و تغييرات فاحش در مدل لباس تأثير مي&zwnj;گذارد. رنگ همچون خوني در رگ&zwnj;هاي دنياي مد در جريان است.]]>
      volume53/image1(9).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حجاب و مد روز در پوشش دختران مسلمان اروپا </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001214.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1214</id>
   
   <published>2009-10-24T09:36:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T09:57:30Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="300" height="300" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image1.jpg" />دختران مسلمان اروپايي سعي مي کنند ضمن پيروي از جديدترين مدل هاي روز، پيروي از احکام اسلامي در خصوص پوشش زنان را در اولويت انتخاب خود قرار دهند. <br />
سرويس بين الملل برنا: <br />
همه روزه بر پيروان دين مبين اسلام افزوده مي شود و در اين ميان جوانان بزرگترين قشري هستند که با مطالعه و آگاهي لازم قدم در راه حقيقي زندگي مي گذارند و دين اسلام را به عنوان هدايتگر زندگي خود انتخاب مي کنند. <br />
اما جوانان امروزي مي بايست با شناخت درست و صحيح از احکام و مباني اسلام و همچنين نيازها و مقتضيات جوامع امروزي، خود را با دين و جامعه هماهنگ کنند. <br />
بسياري از دختران جوان در بسياري از کشور هاي اروپايي همچون ترکيه، روسيه، آلباني و حتي آفريقاي شمالي با ابراز علاقه فراوان به پوشيدن لباس هاي هماهنگ با مد روز جامعه ابراز مي دارند: ما سعي مي کنيم در کنار رعايت مد حتما به پوشش و حجاب اسلامي خود نيز توجه کنيم و بين فرهنگ اسلامي، ملي و مد جامعه ارتباط و تعادل درستي برقرار کنيم. <br />
دختران مسلمان اروپايي اکثرا با پوشيدن شلوارهاي جين گشاد، دامن هاي بلند،تونيک هاي زيبا و روسري و شال هاي رنگين نه تنها حجاب خود را رعايت مي کنند بلکه با به کارگيري رنگ هاي شاد و متنوع به همه اعلام مي کنند که اسلام مخالف شادي و شادابي زن نيست. <br />
به گفته اين جوانان اسلام باعث شده تا بسياري از شرکت ها و کمپاني هاي معتبر پوشاک که در زمينه طراحي مد لباس براي زنان و دختران فعال هستند، بخش عظيمي از انرژي و هزينه خود را به طراحي و دوخت لباس هاي پوشيده و مدرن براي جوانان مسلمان اختصاص دهند. <br />
&quot;بوشارا سايِد&quot; دانشجوي 22 ساله دانشگاه روتردام در مصاحبه با &quot;اسلام.رو&quot; مي گويد: من يک مسلمان هستم و با توجه به سنم علاقه زيادي به تنوع و پيروي از مد دارم و دوست دارم ميان اين دو ايده خودم هماهنگي برقرارکنم. <br />
من طبق قوانين اسلامي بايد صورت و دست و پاهاي خود را بپوشانم و براي تهيه چنين لباس هايي که براي حضور در اماکن عمومي مناسب باشد، از مغازه هاي مخصوصي که به فروش لباس هاي اسلامي اختصاص دارد، لباس خود را تهيه مي کنم و خانواده و دوستانم نيز از نوع پوشش من حمايت مي کنند. <br />
به گفته وي هم اکنون مجله ها و ژورنال هايي مخصوص مد اسلامي در کشور هاي مختلف جهان از جمله فرانسه، ايتاليا و هلند منتشر مي شود و بسياري از طراحان لباس نيز بخش عمده اي از وقت خود رابه طراحي لباس هاي مخصوص مسلمانان اختصاص مي دهند که تاکنون اين لباس ها درکشورهاي مختلف با استقبال فوق العاده اي مواجه بوده است. <br />
بر اساس اين گزارش شمار زيادي از زناني که که در نمايشگاهي که در کنفرانس سالانه مسلمانان فرانسه در پاريس برگزار مي شود، از مدل هاي خاورميانه اي و لباس هاي اسلامي استقبال کرده اند. <br />
گفتني است با توجه به قانون ممنوعيت حجاب در فرانسه تعداد زيادي طراح لباس اسلامي در اين کشور وجود ندارد و طراحان لباس ساير کشورها با برگزاري نمايشگاه، مدل هاي جديد اسلامي را در معرض ديد مسلمانان فرانسوي قرار مي دهند که تاکنون با استقبال زيادي از سوي آنان مواجه شده است.]]>
      volume53/image1(1).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>« درد دلهای ما زیاد است اما.... » </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/weekly_issues/interview/001219.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1219</id>
   
   <published>2009-10-24T09:36:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T09:58:53Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="گزارش و مصاحبه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[دانشجویان طراحی لباس از مشکلات و دغدغه های رشته خود میگویند.<br />
صحبت کردن از مد لباس و پوشش یک طرفه نمی شود . این که بانیان نظارت چه فکر می کنند بدون توجه به مخاطبان و تولید کنندگان بی فایده است . گروهی از تولیدکنندگان درس های تخصصی خوانده اند و خود را صاحب حق می دانند . خب ، حق هم دارند . به طور مشخص دانشجویان رشته ی طراحی لباس از این گروه اند . به همین خاطر به عنوان صاحبان حق حوزه ی پوشاک به سراغ آن ها رفته ایم و نظرشان را درباره ی رشته و بازار کارشان جویا شدیم .<br />
<br />
<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="720" height="480" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image.jpg" />گوشه ای از محوطه دانشگاه الزهرا مشغول طراحی اند. نغمه ، عاطفه و سعیده دانشجو ترم های آخر رشته طراحی لباس هستد و اعظم فارق التحصیل شده است . گفتگو را با سؤال در مورد رشتشون شروع کردم. عاطفه رشته طراحی لباس را اینگونه توضیح میده:<br />
عاطفه : رشته ی طراحی لباس جز هنر تجسمی-کاربردی است. از زیر گروههای هنر تجسمی است. ما در طی 4سال معیارهایی که برای طراحی لباس مطرح هستند و باید بر اساس در نظر داشتن اونها به طراحی و الگوی لباس پرداخت را یاد میگیریم. علاقه در این رشته خیلی مهمه. خیلی ها همینطوری بدون شناخت این رشته را انتخاب میکنند و در اواسط درس این سؤال را میپرسند که اصلاً این رشته چیه و واسه چی اومدم این رشته. در مورد این رشته آگاهی کافی داده نمیشه چرا که حمایت نمیشه.<br />
سرفصل دروس ما مشخص شده. این سرفصلها مال سال 60 و 62 است و قدیمی است. بالاخره به خاطر تغییرهایی که در کل دنیا بوجود آمده، سرفصل درسهای ما هم باید تغییر کنه. نیازهای جدید بوجود آمده. اون موقع طراحی لباس محدود به طراحی لباس و دوخت بود، الان تخصصی تر شده. ما با نرم افزار هم کار میکنیم در صورتی که تیتر یا سرفصلی در کتابها برای این مورد(نرم افزار) نداریم. بر اساس نیاز، خود اساتید یه سری سرفصلها را ارائه میدن اما خیلی ضعیف عمل شده. رشته ما از یه جهت خیلی نیاز جامعه است ولی متاسفانه توی دانشگاه به اون بها نمیدن. همون چیزهایی که از قدیم بوده، در صورتی که در بازار کار این سبکی که به ما تدریس میشود پذیرفته نمیشه چون فوق العاده کارها کامپیوتری شده. با نرم افزار کار میکنند. کارها همش دستی نیست. میشه گفت رشته ما یه چیزی بین هنر و صنعته نه هنر صرف مثل نقاشی و گرافیک، و فوق العاده به کارخانه و صنایع وابسته است و البته سطح بسیار پایین آن در حد یک مزون خصوصی است. رشته ما نیاز جامعه است. برای تغییر در دروس اون باید یه تغییر و تحول هایی در وزارتخانه انجام بشه. چیزهایی که ما آموزش میبینیم اون چیزی نیست که جامعه میخواد یا کارخانه می پسنده یا یک تولیدی میخواد. <br />
نغمه: ما حتی از نظرمنابعی که در این رشته بتونه از نطر آموزشی کمکمون کنه کمبود داریم. منابع فارسی که خیلی کمه، میشه گفت اصلاً نیست و منابعی که موجوده بیشتر به تاریخ لباس پرداخته. متن تخصصی به نام طراحی لباس نداریم. یه مشکل دیگه اینکه ما در این رشته زبان تخصصی نداریم برای همین زبان بچه ها ضعیفه و اغلب به سراغم منابع لاتین نمیرن. مهمتر ازهمه اینکه اگه بخواهیم به اینترنت رجوع کنیم کلمه مد و فشن (fashion)و این دست عبارات همیشه فیلتر میشه. میشه گفت رشته ما خیلی خیلی مهجور مونده در صورتی که فوق العاده نیاز جامعه است.<br />
از طراحی تون برام بگید. الگوی طرح هاتون ؟ اونها را از چه منابعی اخذ میکنید؟<br />
نغمه :خیلی از طرحهایی که ارائه میشه کار خود بچه هاست. کم هستند اساتیدی که خودشون طرح ارائه بدهند. ما باید توی درسهامون درس چهره شناسی داشته باشیم که خیلی به ما در چگونگی و کیفیت طراحی کمک میکنه اما این درس ارائه نمیشه و سرفصلی به نام اندام شناسی در سطحی ضعیف ارائه میشه که پاسخگو نیست. ما برای طراحی معیارهای مختلفی از جمله فرهنگ و بومی بودن را در نظر میگیریم. کار نباید کپی باشه در صورتیکه بچه ها به خاطر اینکه در ارائه طرح ضعیف هستند- چرا که اصلاً نمیدونن چطوری باید طرح را رسم کنند- از مدلهای خارجی کپی برداری میکنند یا مخلوطی از کارها را ارائه میدن. خیلی کم هستند دانشجویانی که خودشون به طور خلاق و ابداعی طرح ارائه میدن. از طرف دیگه به خاطر همون عدم حمایتی که گفتم خیلی سرخورده هستند. ما یکبار از طرف انجمن نمایشگاهی به راه انداختیم که دانشجوهای دیگه طراحی بچه های ما را ببینن؛ حتی خیلی ها نمیدونستن که دانشگاه رشته طراحی لباس هم داره. توی اون نمایشگاه تعدادی از بچه ها حتی کار دوخت هم داشتند مثل مانتو، لباس فرم و خود من لباس عروس برای اون نمایشگاه آماده کردم. هدفمون هم از برپایی این نمایشگاه ارائه ایده ها و طرح های نو از جانب بچه ها بود. خیلی از کارها با ایده هایی تازه بود. طرز دوخت، بسته شدن دکمه ها و ... و ما دیدیم که در همون نمایشگاه بچه ها به خوبی خلاقیت خودشون را به نمایش گذاشتند. <br />
چه معیارهایی باید برای طراحی لباسی که قراره به بازار عرضه کنید در نظر داشته باشید؟<br />
اگر قرار باشه طرحی توی جامعه مورد استفاده قرار بگیره باید فاکتورهای زیادی براش در نطر گرفته بشه. از قیمت گرفته تا پارچه مورد استفاده، رنگ، بومی یا غیر بومی بودن اون طرح و اینکه آیا دین و مذهب که در اون جامعه مورد پذیرش است، آن طرح لباس را قبول میکنه یا نه و همچنین هویت اون لباس در جامعه جا افتاده یا نه، بدون در نظر گرفتن این موارد طرّاح و طرحش سرکوب میشه، اینکه من دلم بخواد این طرح را ارائه دهم، دلبخواهی نیست. طرح در عین اینکه حس زیبایی خواهی طراح ارضا میکند باید متناسب با شرایط جامعه و پاسخگوی نیازها باشد و اگر نه سرکوب میشود. <br />
بیشتر در مورد وضعیت رشتتون و نگاه هایی که در مورد این رشته هست برامون بگید. <br />
نغمه: رشته ما مشکلات زیادی داره. خود دانشجوها کارهایی میکنن اما سازمانی که بخواد به طور اختصاصی لباس را حمایت کنه وجود نداره. سازمانهای کوچکی هستند مثلاً در وزارت صنایع اداره کل پوشاک و نساجی و همچنین کارگروه پوشاک را داریم اما اینها خیلی تخصصی نیست. وقتی داخل سازمان میشی میبینی که از لباس و طراحی اون چیزی نمیدونن، فقط بخش صنعتی و بازرگانی براشون مهمه. واردات و صادرات پارچه، میزان تولید، برآورد هزینه مواد اولیه و از این دست موارد. یک نفر که هم دید هنری داشته باشد و هم دید اجتماعی در بین آنها نیست. حتی ارگانهایی که روی مسئله لباس( توزیع و حتی تولید آن) اعمال نظر و فشار میکنند باز هیچ حمایتی در راستای تقویت این رشته انجام نمیدهند. هنوز برای پوشش در ایران فرهنگ سازی نشده است، ما حتی نیومدیم که مد را در قالب اسلامی سازماندهی کنیم. اگر فضا درست سازماندهی بشه وضعیت دانشجویان این رشته هم خوب میشه. تولید کننده هم حرفش اینه که ما کار شما را نمیخریم چرا که اولاً مورد پسند جامعه نیست به دلیل عدم فرهنگ سازی در باب این نوع طرح لباس و همچنین مقرون به صرفه نبودن. طرحهای خارجی امتحان خودشون را پس دادن و کمتر ضرر دارن پس ما از اونها استفاده میکنیم.( گفته یک تولید کننده) <br />
عاطفه: ما از لحاظ هنری کم نداریم. فرهنگ فوق العاده قوی داریم. اولین طراحها ایرانی بودند. از سنگ نبشته های تاریخی که داریم میشه اینو فهمید ولی بهایی داده نمیشه. با کلمه مد مشکل داریم. سایتهای مد و طراحی لباس فیلتر میشن. مد که بد نیست. از تازه گی میاد. تازه گی حرف بدی نیست، ما میتونیم مد را با حجابش کنیم. آنرا از خارج کشور نگیریم. کار کپی اشتباهه. ما مخالفیم.<br />
نغمه: خیلی از دانشجوهای ما بعد از فارغ التحصیلی افسردگی میگیرن و بعد از یک یا دوسال بعد که خودشون را پیدا میکنند به دنبال این هستند که مثلاً خیاطی شون را قوی کنند و یه مزون راه بیندازند و عملاً و علناً از هدف اصلی طراحی لباس فاصله میگیرند. ما همه میایم دانشگاه که مفید باشیم. توی جامعه خودمون حرفی برای گفتن داشته باشیم. هدف دانشجویی که طراحی لباس خوانده بازکردن یک خیاط خانه یا مزون نیست....<br />
عاطفه: ببین اینقدر فرهنگ سازی در مورد این رشته صورت نگرفته که داخل ایران وقتی به کسی میگی که طراحی لباس میخونم میگن: رفتی دانشگاه که خیاطی بخونی؟! در صورتی که رشته ما شاخه های فوق العاده خوب و کارکردی داره. مثلاً دکوراسیون داخلی که فوق العاده میتوان با آن کار آفرینی کرد، اما اغلب رشته ما را در حد یک دوخت و دوز میدانند. جالب اینجاست که اکثر بچه های ما که به خارج از کشور رفتن طراح های فوق العاده ای محسوب میشن. بچه های طراحی ما دست و هنر قوی برای کار دارند اما فضای کار ندارند، اجازه کار ندارند...<br />
عاطفه: این صنعت داره ورشکسته میشه. ما نمیدونیم دقیقاً دست اندر کار قضیه کیه. وزارت بازرگانی، وزارت ارشاد، نیروی انتطامی و .. <br />
با این توصیف رشته طراحی لباس با مسائل و مشکلات زیادی همراهه. اینطور نیست؟<br />
نغمه: به نطرم بزرگترین مشکل ما اینه که یه حامی نداریم. <br />
اعظم: مشکل بزرگ ما واردات پوشاکه. این کار باعث منزوی شدن طراحهای داخلی و تولید کننده های ما میشه. <br />
سعیده: ببینید اگه پزشکی یه مشکلی داشته باشه مراجعه میکنه به سامان نظام پزشکی، یا یه مهندس به سازمان نظام مهندسی.جایی که بتونن مشکلاتشون را بیان کنند ولی هیچ جایی(سازمانی) نیست که بتونه به مشکلات و کمبودهای ما رسیدگی کنه. <br />
اعظم: مشکل دیگه ما اینه که ما تا مقطع کارشناسی این رشته را در دانشگاه داریم. کسی که علاقه داره این رشته را ادامه بده باید بره خارج از کشور که بتونه مدارک بالاتر را بگیره، از نظر تجربی میتونه یه استاد خصوصی بگیره اما اینقدر به این رشته بها ندادن که چهارتا استاد که در این رشته خبره هستند جمع کنند و از اونها سرفصل بخوان و مقاطع ارشد و بالاتر را در ایران پایه گذاری کنند. به نسبت رشته های دیگر هنر به این رشته خیلی اجحاف شده. <br />
عاطفه: ایران میتونه بِرندهای معتبری تولید کنه که صادرات را هم انجام بده به جای اینکه اینهمه واردات داشته باشه. به نظر من این گشتهای ارشاد به جای اینکه آدمها را جمع کنند، این لباسها را جمع کنند و اجازه ورود همچنین لباسهایی را ندهند؛ این همه قاچاق لباس نداشته باشیم که هم طراحهای لباس راحت تر باشند هم صاحبان صنایع ورشکسته نشوند و وضعیت حجاب هم بهبود پیدا کنه.<br />
فکر نمیکنید دلیل استقبال از طرح های خارجی ، کمبود ظرافت و زیبایی و تازگی در طراحی لباسهای داخلی است؟<br />
عاطفه (با حالت جانبدارانه): اصلاً اینطوری فکر نکن. الان کارخونه هایی هستند که کار دوخت بچه های ما را خیلی قبول دارند و طرح هاشون را میفرستن که بچه های ما دوختش را انجام دهند. این مسئله برمیگرده به اینکه برای لباس ایرانی و تولید داخل فرهنگ سازی نشده. مردم وارد یه مغازه میشن و میرن به سمت جنس مارک دار خارجی در صورتی که خیلی از اونها همینجا تولید میشه! و اصلاً خارجی نیست...!<br />
اعظم: خیلی از اِلمانهایی که ما در ایران داریم، الان داره در خارج از کشور استفاده میشه. بته جقه چرا باید از ترکیه سر در بیاره؟!! <br />
اعظم : من در جایی کار میکردم که مارکهای نام آشنا و معروف کپی میشدند و بر روی لباسها چاپ میشدند. جنس هم ایرانی بود اما به نام خارجی فروخته میشد با استقبال فراوان!! <br />
پس ببینید ما در ایران هم مواد اولیه، طرّاح و طرح و دوزنده های خیلی خوب داریم اما به دلیل اینکه مرجع حمایت کننده ای نیست، از این منابع به نحو احسن استفاده نمیشه. <br />
چه باید کرد؟<br />
نغمه: ما نیاز داریم که یه دیدگاه کلی عوض بشه، چه توی دولت چه در نگاه مردم. وقتی طراحی از جانب دولت حمایت بشه حداقل نتیجه این حمایت اینه که کارش پشت ویترین قرار میگیره. تجربه نشون داده چیزی که پشت چند ویترین قرار بگیره در چند نقطه شهر یا کشور بر اساس تاثیر بصری که داره مردم را به خودش جذب میکنه و ما خودمون یک مد ساختیم؛ یا اینکه صدا و سیما حمایت کنه و البته وقتی صدا و سیما میتونه حمایت کنه که دولت قبلاً حمایت کرده باشه یا نیروی انتظامی. البته خودشون معتقدن که حمایت میکنن. مثلاً میگن که ما نمایشگاه مدکس را برگزار کردیم. نمیدونم اون نمایشگاه را دیدید یا نه به جای انواع طرحهای لباس، سفره عقد پهن کرده بودند و از گالری های عکاسی دعوت کرده بودند که بیان و عکس بگیرن!! این واقعاً نمایشگاه مد وطراحی لباسه؟؟ انجمنهایی هم که شرکت کرده بودند چیزی برای ارائه دادن نداشتند. ما خیلی محدود شدیم. خیلی بامانع روبه رو شدیم به خاطر همین هم هست که عقب افتادیم. <br />
ایده یا پیشنهادتون برای تغییر در وضعیت موجود در این رشته و بهبود مشکلات جاری در آن چیه؟<br />
عاطفه : اگه بخواهیم وضعیت رشته ما خوب بشه ابتدا باید دانشگاه تغییر و تحولاتی در واحدهای درسی این رشته بوجود بیاره. باید دید که نیاز صنعت چیست که دروس هماهنگ با نیازهای جدید طراحی بشن و بعد اینکه دولت هم همکاری کند. کمبودها و کاستی های زیادی هست. <br />
نغمه: اول باید حمایتی باشه که حرکتی صورت بگیره. چرا باید نشریه پوشاک که تنها منبع اطلاع رسانی ماست بعد از چند شماره بسته بشه و ما جواب چراهامون را هم نگیریم. مجله پوشاک که مجله سیاسی نیست که بخواد به دولت ضرر بزنه! هدف کسی که اون مجله را منتشر میکنه اینه که بگه ایرانیها هم حرفی برای گفتن در این حوزه دارند کاری هم به سیاست و دولت نداره. ما هم برای خودمون مد داریم، طرحی داریم، چرا اینقدر طرحهای خارجی؟ بازارهای ما از طرحهای ترکیه ای و چینی پرشده!... تا کی؟ هیچ جایی برای ارائه حرفها و کارهای ما نیست...<br />
اول از همه ما به یک سازمان تخصصی نیاز داریم که از طرف دولت حمایت بشه و کارگزاران آنجا تخصص لازم را داشته باشند. متخصص این کار باشند از طراحی لباس گرفته تا آگاه بودن به بازار و واردات و صادرات.<br />
نمایشگاه های هفتگی یا ماهانه داشته باشیم (fashion week) . برای طراحها شو زنده لباس داشته باشیم. البته با کیفیتی بهتر از نمایشگاه زنان سرزمین من. اون نمایشگاه خیلی ها را جذب نکرد چرا که تخصصی نبود و دست گروه خاصّی بود و حس زیبایی پسندی جامعه را مدنظر نداشت. <br />
عاطفه: چه اشکالی داره برای این رشته هم یه جشنواره ای مثل خوارزمی یا فارابی که برای رشته های دیگه برگزار میشه درست کنند؟ یه جشنواره تخصصی که از دانشجوی ترم پایین تا استاد بتونه طرح خودش را ارائه بده. حتی از کشورهای اسلامی دعوت کنیم که بتونیم کارهامون را با هم مقایسه کنیم. شرایطی برای طراحهای ما ایجاد بشه که در مسابقات کشوری شرکت کنند، مطمئن باشید طراحهای ما میتونن خیلی موفق ظاهر بشن.<br />
<br />
<br />
<br />]]>
      volume53/images (4).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جوانان و مد در ایران </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001217.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1217</id>
   
   <published>2009-10-24T09:35:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T10:00:00Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="مطالب برگزیده" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[پدیده مد از موضوعاتی است که همواره می تواند اقشار مختلف جامعه را به شکل های گوناگون تحت تاثیر خود قرار دهد. البته نوع نگرش حکومت به این پدیده اجتماعی، می تواند نقش آن را در جامعه افزایش یا کاهش دهد. حکومت اسلامی بعد از انقلاب با اجرای یک سری برنامه های خاص اجتماعی توانست یک نوع نگرش را در جامعه انتشار داد و بدین طریق با ایجاد ممنوعیت ها و محدودیت های خاص آن زمان در جامعه و تنبیه متخلفین به اشکال گوناگون اقشار مختلف جامعه را به هماهنگی و تطابق با فرهنگ اسلامی و حکومت اسلامی بکشاند. اما به مرور زمان این روش تغییر پیدا می کند و پدیده مد و مدگرایی به الگوهای غیر اسلامی شاید بتوان گفت &quot;غربی&quot; در ایران در میان نسل نوجوان و جوان افزایش شدیدی یافت. امروز گرایش نسل جوان کشور روز به روز به مدهای جدید لباس، مدل و رفتارهای تقلیدی گروه های م<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="128" height="133" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/images7.jpg" />وزیک رپ، تکنو، پاپ، راک و ... هنرمندان و ورزشکاران خارجی بخصوص از نوع غربی و آمریکائیش افزایش بیش از حد یافته است. چنین گرایشاتی در گذشته بیشتر در جوانان مقیم بالای شهر (ثروتمند به لحاظ مالی) دیده می شد ولی امروز بین جوان و نوجوان بالا و پایین شهر در عرصه یک سری تمایلات و خواست های اجتماعی و آزادی های مدنی برای یک زندگی بهتر، راحت تر و آزادتر توافقی وجود دارد و آن ها در این سال های اخیر با ارتباط یکدیگر و تبادل امکانات، روابط گسترده با یکدیگر برقرار کرده اند. نسل سوم کشورمان با وسائلی چون ماهواره، اینترنت، نوار ویدئو، نوار کاست، پوسترها، لباس و شلوار لی با مارک های مختلف، به شدت تحت تاثیر تغییرات و شرایط جهانی شدن قرار گرفته اند و به اشکال گوناگون از خود عکس العمل نشان می دهند و چنان که می بینیم مد در زندگی آن ها نقش مهم و اساسی بازی می کند، مراجعه به کانال های موسیقی چون MTV و TMF و ... از طریق آنتن های ماهواره ای به شدت در نسل جوان کشور رایج است. بسیار دیده شده که یک جوان کارگر با درآمد روزانه سه الی چهار هزار تومانی، برای خود پیراهن یا شلواری با مارک خارجی را با قیمت 25 هزار تومان می خرد تا بلکه بدین طریق خود را با شرلیط دیگر جوانان وفق دهد و در واقع یک هفته حقوقش را بابت آن پیراهن یا شلوار پرداخت کرده است. نسل سوم کشور لباس هایی با نوشته ها و مارک های معروف را می پوشند تا بلکه بدین طریق با این نوع پوشش بتوانند خود را با شرایط موجود وفق دهند که در واقع آن را نوعی تجدد خواهی و نوگرایی به حساب می آورد. این روش ها و برخوردها به عبارتی نوعی دفاع از حقوق انسانی و انتخاب فردی جوانان در جامعه و اجتماع است و ازاین زاویه برای آنها نوعی ترقی به حساب می آید. که باید مورد توجه دولتمردان و روان شناسان و جامعه شناسان قرار گیرد. <br />
تاریخچه لباس ملی در ایران <br />
بر اساس آنچه که در دانش نامه ایرانیکا درباره پوشاک ایرانیان در دوره پهلوی نوشته شده است، پوشاک ایرانی ها طی سال های اولیه سلسله پهلوی، به طور کلی شبیه پوشاک دوره قاجار بودکه اختلافات میان اقوام، روستاها، مناطق و نیز طبقات اجتماعی را منعکس می کرد. در اواخر قرن نوزدهم میلادی تلاش های زیادی برای تغییر پوشش از سوی حکومت صورت گرفت. مخصوصا پس از انقلاب مشروطه که بسیاری از مردان به خارج سفر کرده بودند پوشش اروپایی و پوشیدن کت و شلوار، پاپیون و کراوات را پذیرا شدند. در 29 بهمن 1301 مجلس لایحه ای را تصویب کرد که همه کارکنان خدمات شهری، اعضای کابینه و نمایندگان مجلس را ملزم به پوشیدن پوشاک دوخت ایران در طول ساعات کار می کرد. این دستورالعمل در اول میزان 1302 بنا بر حکم وزیر جنگ، سردار سپه شامل پرسنل نظامی نیز شد. <br />
در 4 مهر 1307کابینه مقرر کرد که تمام مردهای ایرانی به طور یکدست و به سبک غربی لباس بپوشند. تن پوش های بیرونی سنتی مانند شال ها، قباها، سرداری ها و لباده ها، با کت جایگزین شد. شلوارهایی که به طور سنتی از پارچه سیاه جناغی یا مشابه آن دوخته می شد با شلوار و کمربند غربی جایگزین شدند. تمام کارمندان دولت و دانش آموزان پسر، کلاه های لبه دار استوانه ای معروف به کلاه پهلوی را به جای کلاه های خز مرسوم و کلاه های بیضوی به سر کردند. فقط روحانیون، شامل استادان مدارس، طلاب دینی و زعمای سایر مذاهب به رسمیت شناخته شده از این حکم که در روز اول فروردین 1308 در شهرها و یک سال بعد در دهات و مناطق روستایی اجرا شد، معاف بودند. <br />
در خرداد تا تیر 1313 پهلوی اول از ترکیه دیدن کرد و در آنجا عمیقاً تحت تاثیر برنامه های کمال آتاترک برای مدرنیزه کردن قرار گرفت. او مصمم شد که ایرانی ها هم چون اروپایی ها لباس بپوشند. او در ترکیه دستوری خطاب به نخست وزیر وقت صادر کرد که مقرر می داشت از آن پس تمام کارگران ایرانی کلاه های لبه دار به سبک اروپایی بر سر بگذارند و توجیه او این بود که لبه پهن کلاه، کارگرانی را که در هوای آزاد کار می کردند و از آفتاب سوختگی حفظ می کند. در 16 تیر 1334 حکم کابینه، به سر گذاشتن این کلاه را برای تمام مردان اجباری ساخت و به این ترتیب جای کلاه پهلوی را گرفت. این دستور که به شدت اعمال می شد مقاومت های زیادی را خصوصاً در استان ها برانگیخت. <br />
در یک واقعه مشهور، گروهی از مسلمانان ره رهبری روحانی صریح اللهجه ای به نام شیخ تقی بهلول در مسجد گوهر شاد مشهد بست نشستند که در آنجا مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته و تعدادی از مردم کشته شدند. <br />
لباس زنان ایرانی <br />
پیش از واقعه گوهر شاد، پهلوی اول شخصاً برای تغییر لباس زنان الزام و اجباری اعلام نکرده بود. بعضی اعضای دربار که در خارج تحصیل کرده بودند با منسوخ کردن کامل حجاب موافق بوده و بر حضور زنان در فعالیت های اجتماعی تاکید داشتند. یکی از حامیان چنین دیدگاهی، وزیر وقت دربار، عبدالحسین تیمورتاش بود که در جلسه کابینه در سال 1312 واردات کلاه زنانه از خارج را قانونی کرد. <br />
سرانجام در سال 1314 پهلوی اول، دستور به کشف حجاب داد. وی نخستین حکمران منطقه بود که چنین کاری را انجام می داد. آتاترک حجاب را ممنوع نکرده بود. <br />
این عمل نیز با مقاومت و اعمال زور روبرو شد. اکثریت قریب به اتفاق زنان ایرانی به گونه ای تربیت شده بودند که حجاب را واجب تر می دانستند و معتقد بودند آشکار ساختن سر و گردن گناه است. وانگهی، مردان ایرانی کنار نهادن حجاب را آشکارا نشان بی عفتی می دانستند. از طرفی فشار پلیس اجتناب ناپذیر بود. آنها زنان را کتک می زدند، چادرها و روسری هایشان را کشیده و پاره می کردند و حتی خانه هایشان را به زور می گشتند. هر چند رفته رفته مقاومت مردم بر زور حکومت فایق آمد، اما سه تا چهار سال آخر سلطنت پهلوی اول، زن ها با لباس های بلند ساده، جوراب های کلفت و کلاه های حصیری لبه پهن، در اجتماع ظاهر می شدند. در برخی روستاها و شهرهای کوچک، زنان دیگر خانه هایشان را ترک نکردند، تا آنکه رضا خان در شهریور 1320 مجبور به کناره گیری شد. در دوران پهلوی دوم نیز بی حجابی و تقلید از مدهای غربی میان گروهی از مردم ایران رواج داشت. تا آنکه در سال 1357 و با پیروزی انقلاب اسلامی، بی حجابی برای زنان ممنوع و پوشیدن لباس های ساده تر از آنچه مد غرب بود برای مردان به عنوان ارزش شناخته شد. <br />
امروزه پس از گذشت حدود ربع قرن از انقلاب اسلامی در ایران و رواج تکنولوژی ارتباطات و راه یافتن امواج ماهواره ای به منازل برخی ایرانیان (آمارهای رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان دهنده استفاده هر چند غیر مجاز برخی خانواده ها از دستگاه های گیرنده امواج ماهواره ای است) به نظر می رسد، دوباره آهنگ پیروی از مدهای غربی مخصوصاً میان جوانان پایتخت روندی صعودی یافته است. به طوری که مسئولان به فکر طرح لباس ملی افتادند اما اینکه نتیجه این طرح چه خواهد شد و چگونه از بوته آزمایش بیرون می آید مسئله ای است که نیاز به گذشت زمان دارد.]]>
      volume53/image1 (7).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پيامهاي بصري مد لباس</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001216.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1216</id>
   
   <published>2009-10-24T09:34:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T10:01:17Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="مطالب برگزیده" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="300" height="225" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image2.jpg" /><br />
<br />
واقعیت این است که در فرهنگ سنتي ايران و همچنین در برخي توصیه های اخلاقی توجه به ظاهر و سرو لباس چندان مورد توجه قرار نداشته است . با گذشت سالیان دراز هنوز هم در میان عموم مردم و به ویژه آنان که جوانی را پشت سر گذاشته اند ، دید دقيق و آگاهانه اي نسبت به مد و تنوع لباس وجود ندارد . مسن ها مدام به جوان ها یادآوری می کنند که سیرت زیباست و در کلاس های آموزش عرفان و اخلاق عملی هم مدام تاکید می شود که دلق کهن ، ساتر تن بس تورا ! مسلما رویداد های تاریخی دور و نزدیک در کشور ما در رشد و ترویج و باز -ترویج چنین باور هایی بی تاثیر نبوده است . با این وجود ، اکنون شاهد گسترش روزافزون علاقه و توجه جوانان به سمت مد و تنوع لباس و پوشش و آرایش سر و ظاهر هستیم . علاقه به مد و لباس که تا چندی پیش پدیده ای صرفا زنانه آنهم در شهر های بزرگ تلقی می شد اکنون نه تنها از مرز های جنسیتی عبور کرده است بلکه مرز های جغرافیایی را هم درنوردیده و جوانان شهر های کوچک را نیز به خود مشغول داشته است .<br />
مد را نباید تنها به لباسی که شخص می پوشد تفسیر کرد ، بلکه مد یکی از حاضر و آماده ترین ابزار هایی است که افراد به کمک آن می توانند پیام های بصری گویایی درباره هویت خودشان صادر کنند . مد امکان ساختن هویت هایی شخصی شده را در میان ازدحام شهر های بزرگ فراهم می کند . به ویژه در شهر های مدرن و بزرگ مد از این جهت اهمیت دارد که در چنین مکان هایی ما با انبوه غریبه ها در می آمیزیم و فقط و فقط لحظه های بسیار کوتاهی در اختیار داریم تا بر یکدیگر تاثیر بگذاریم . در شهر های امروزی مد یکی از داشته های اصلی افراد است که با استفاده از آن می توانند خود را به هم نشان بدهند ؛ بفمانند ، چرا که گمنامی نسبی و ضرب آهنگ پرشتاب زندگی در کلان شهر های کنونی مستلزم روش های کاملا بصری و نسبتا فوری برای ابراز هویت فرد است .<br />
چنانکه نظریه پردازان مد اشاره می کنند : &laquo; بهره گیری خلاقانه از اقلام مد روز می تواند برای ترسیم مجموعه تصویر هایی بکار رود که بر پایه سیاست های هویتی نمایش ثروت و قدرت ، قدرت و موفقیت یا منزلت زیر زمینی یا کولی منشی استوار است &raquo; از سوی دیگر به نظر می رسد تمایل به مد در شهر ها و شهرستان های کوچک نیز خبر از اعلام موجودیت فرد به عنوان موجودی متمایز با ترجیحاتی متفاوت از آنچه جامعه او می پسندد دارد . به علاوه استفاده از مد برای جوانان تجربیات لذت بخشی به همراه دارد چراکه می تواند تجسم رویا های آنان در پروراندن خویشتن دیگری برای خود به حساب آید .<br />
چند روز پیش برای خرید مانتو به فروشگاهی رفته بودم . فروشنده که مرد میانسالی بود چنانکه رسم فروشندگان است به تمجید از کالا های خودش پرداخت : &quot; خواهرم اینی که الان دست زدی بهش عالیه ! خواهرم پارچه اش ... خواهرم دوختش ... خواهرم تن خورش ... خواهرم این رو نمی خواهید امتحان کنید ؟ ... خواهرم پرو شماره ۴ خالیه امتحانش که ضرر نداره خواهرم ... &quot; در همین هنگام یک خانم بسیار بسیار بسیار آراسته وارد فروشگاه شد و به وارسی مانتو ها مشغول شد ، آقای فروشنده با لبخند بسیار بزرگی به سمت خانم رفت و با لحن معنی داری پرسید : &quot; خانم خانوما چی پسندیدند تا براشون بیارم ؟ &quot; خانم بسیار بسیار بسیار آراسته که مشخص بود بهش برخورده زیرلب چیزی گفت و از مغازه بیرون رفت ... اگرچه متخصصان مد معتقدند &laquo; انسان های امروزی ظاهرا متخصصان علایم فرهنگی و کنار هم نهادن پازل کالا های مصرفی برای مشخص کردن ترجیحات سبک زندگی افراد و احتمالا رابطه آنان با دیگران هستند &raquo; من تصور می کنم این مورد چندان با واقعیت مد در جامعه ما مطابقت ندارد . چراکه استفاده از مد - برای اغلب مصرف کنندگان آن - بهرمندی ای کاملا آگاهانه نیست . شما ممکن است یک دختر / پسر جوان را بشناسید که سرو ظاهری بسیار مدرن دارد اما طرفدار سبک زندگی بسیار سنتی است و در مقابل پسر / دختر جوانی را بشناسید که با ظاهر بسیار سنتی پیرو سبک های مدرن زندگی هستند .<br />
مد زبان پوشاک برای بیان تفاوت ها و برقرار کردن ارتباط با دیگران است . مد اگر آگاهانه بکار رود ابزاری برای اثبات فردیت ، خبرگی ، آشنایی و قوه تمیز و تشخیص و سرمایه فرهنگی مصرف کننده خویش و راهی برای بنا ساختن تفاوت او با دیگران است . اقلام مورد استفاده هر کدام نشانه هایی هستند که فرد را در کوتاه ترین زمان ممکن در معرض تفسیر دیگران قرار می دهند بدون اینکه لازم باشد خودش چیزی درمورد خود بگوید . نکته قابل توجه اینکه باید دقت داشت نشانه ها از چشم زنان و مردان به صورت های متفاوتی و گاه متضادی تفسیر می شوند . ضمن اینکه اگرچه صاحبنظران متاخر در زمینه مد معتقدند زنان بیش از اینکه مردان را در انتخاب مد و لباس در نظر بگیرند خود را از چشم زنان دیگر می نگرند و به قضاوت آنها اهمیت بیشتری می دهند ، در جامعه ما با فرهنگ مردسالار حاکم بر آن کماکان باور غالب بر این است که اولین هدف زنان در انتخاب مد های مختلف هدایت نگاه های جنسی مردان است . به همین دلیل هم هست که نحوه پوشش زنان و دختران در جامعه ما براحتی بد تفسیر می شود و به راحتی بدترین تفسیر ها را می پذیرد . البته برای یک قضاوت منصفانه نباید این نکته را از نظر دور داشت که برخورد زنان ما با مد همیشه هم از یک موضع منفعلانه صورت نگرفته است . در موارد زیادی زنان ما علی رغم فشار بازار در مقابل مد هایی که آن را در تعارض با فرهنگ ما یا شان خودشان می دیدند مقاومت نشان داده اند و تسلیم جو بازار نشدند .<br />
مد نقش مهمی در بیان هویت قومی و منطقه ای در محیط های روزمره کنونی دارد . اگرچه در دنیای امروز معرفی هویت های اجتماعی ذاتی دشوار و حتی ناممکن شده است . جوانان و به ویژه زنان غیر غربی - به فراخور زمان و مکان - با ایجاد خلاقیت هایی تلاش کرده اند تا بدون اینکه مجبور باشند میان پوشش غربی و پوشش سنتی خود یکی را برگزینند طرح هایی نو و جدید ارائه کنند که مزایا و نشانه های هر دو را داشته باشد . در کشور ما هم تلاش هایی در این خصوص صورت گرفته است که متاسفانه به دلایل مختلف از جمله کاربردی نبودن به لحاظ جنس و رنگ و مدل ، راحت نبودن ، فرمایشی و سفارشی بودن ، دخالت ندادن سلایق جوانان و ... ناکام مانده اند . من فکر می کنم زنان و دختران جوان ما در قدم نخست خودشان باید برخوردی فعالانه تر با این مقوله داشته باشند و سعی کنند بیش از پیش انتخاب کننده مد و لباسی که می پوشند باشند . مد و لباس ( اعم از انواع چادر و مانتو و روسری و اقسام آرایش ها و پیرایش ها ) در زمان ها و مکان های مختلف همگی کد های اجتماعی گوناگونی با خود حمل می کنند و نخستین نشانه هایی هستند که از خودمان در معرض دید قرار می دهیم . ما باید بتوانیم خودمان را از چشم دیگران اعم از زن و مرد ببینیم و از مد و لباسی پیروی کنیم که بیانگر هویت ، سرمایه فرهنگی ، شخصیت ، تربیت ، تحصیلات و سلیقه واقعی خودمان باشد . ما باید بتوانیم با لباس هایی که می پوشیم برخورد تاملی داشته باشیم و اهمیت بدهیم به اینکه این لباس ما را در انظار دیگران چگونه تفسیر می کند و آیا مایلیم اینگونه تفسیر بشویم .]]>
      volume53/image1(2).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بررسی جایگاه مد از دید جامعه شناسی: </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001215.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1215</id>
   
   <published>2009-10-24T09:33:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T10:02:09Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[واژه مد در لغت&rlm;به معنای سلیقه، اسلوب، روش و شیوه و&hellip; به کار می&rlm;رود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقه&rlm;ای موقتی که براساس ذوق و سلیقه افراد یک جامعه و سبک زندگی از جمله شکل لباس پوشیدن، نوع آداب پذیرایی و معاشرت و تزیین و معماری خانه و&hellip; را تنظیم می&rlm;نماید. <br />
بنابراین، می&rlm;توان گفت: مد به تغییر سلیقه ناگهانی و مکرر همه یا بعضی از افراد یک جامعه اطلاق می&rlm;شود و منجر به گرایش به انجام رفتاری خاص یا مصرف کالای به خصوصی یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی می&rlm;شود.<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="265" height="180" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image8.jpg" /><br />
مد، یک پدیده ای اجتماعی است که در گوشه و کنار جامعه به طور فراوان این پدیده دیده می شود. خیلی از افراد جامعه تقلید از مد را نشان پیشرفت می دانند و از آنها پرسیده می شود علت این گونه مد چیست؟ دلیل قانع کننده ای ندارند .<br />
وقتی صحبت از پدیده، مد می شود، ناخودآگاه ما را به سراغ جوانان سوق می دهد. آنچه مسلم است اینکه ماهیت مد چیز بدی نیست، به شرط اینکه به ضرر طرف مقابل نباشد و افراد را به سمت پوچ گرایی و بی هنجاری نکشاند.وقتی بعضی از جوانان به دلیل پوشیدن لباس&rlm;های غیرمعمول و یا اصلاح و آرایش خاص موی سر و صورت و انجام دادن برخی رفتارهایی که با فرهنگ و رسوم اجتماعی ما همخوانی ندارد مورد اعتراض قرار می&rlm;گیرند، عمل خود را به عنوان مد و مدگرایی توجیه می&rlm;کنند.<br />
شاید شما هم با این مساله روبرو شده&rlm;اید که وقتی بعضی از جوانان به دلیل پوشیدن لباس&rlm;های غیرمعمول و یا اصلاح و آرایش خاص موی سر و صورت و انجام دادن برخی رفتارهایی که با فرهنگ و رسوم اجتماعی ما همخوانی ندارد مورد اعتراض قرار می&rlm;گیرند، عمل خود را به عنوان مد و مدگرایی توجیه می&rlm;کنند.<br />
بعضی افراد علت تقلید مد را جلب توجه و جذب افراد می دانند چون کمبود توجه و عقده روانی دارند وبا اینکار می خواهند خود را نشان دهند و بعضی ها نشان از پیشرفت و توسعه می دانند چون نمی توانند الگو و روش پیشرفت آنها را کسب کنند ادای آنها را در می آورند. چه خوب است به این گفته پیامبر اعظم (ص) عمل كنیم كه می فرمایند: &laquo;علم اگر درچین هم بود بروید یاد بگیرید&raquo;. بزرگی هم در این باره می گفت: چون راه ترقی حتی به روش غربی آن هم سخت است بسیاری از ما برای این كه خود را غربی و روشن فكر نشان دهیم از ظاهر آنها پیروی می كنیم؛ مثلا فردی به غرب رفته بود وقتی برگشت به دوستانش گفت: ما كه نمی توانیم مانند آنها تحقیقات انجام دهیم كار سختی است، ولی می توانیم ادای آنها را در بیاوریم و مثل آنها لباس بپوشیم، سیگار برگ بكشیم و... در همین افكار بودم كه خود را جلوی در خانه دیدم.<br />
با وجود تاکیدات &quot;کارل مارکس&quot;، درگير شدن غرب در دو جنگ جهانى پياپى و تجربه ركود اقتصادى پايان دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ مانع از آن شدند كه جامعه شناسان به پديده &quot;مصرف&quot; به قدر كافى توجه كنند.<br />
با پايان گرفتن جنگ جهانى دوم بود كه اهميت مصرف ناگهان به چشم آمد و جامعه شناسان و فلاسفه بيش از اقتصاددانان به آن توجه كردند. انجام اين مطالعات كه در دهه های ۷۰ و ۸۰ به اوج خود رسيد، در عين حال از تغيير اساسى در ارتباط میان مصرف، اقتصاد و جامعه حكايت مى كرد. به نظر &quot;رابرت باكاك&quot; در كتاب &quot;مصرف&quot; (۱۹۹۳)، در پايان قرن ۲۰ ديگر مصرف فقط يك روند اجتماعى- فرهنگى نبوده و به مرامى تبديل شده است كه مى توان از خلال تاثيرات آن بر جامعه وخرده فرهنگ هاى اجتماعى، به برآمدن دوران جديدى در تاريخ كشورهاى اروپايى پى برد، دورانى كه به دليل پايان دادن به دوره پيشين كه &quot;مدرنيسم&quot; نام داشت توسط بسیاری &quot;پست مدرنيسم&quot; خوانده مى شود.<br />
در اين دوران جديد به گفته &quot;بورديو&quot; مصرف ديگر تنها ارضاى يك دسته از نيازهاى - از نظر زيستى، ريشه دار- نيست، بلكه متضمن نشانه ها، نمادها، ايده ها و ارزش ها است (۱۹۸۹). همچنين به تعبير &quot;بودريار&quot; مصرف در دوران جديد روندى است كه در آن خريدار كالا از طريق به نمايش گذاشتن كالاهاى خريدارى شده، به طور فعالى مشغول تلاش براى خلق و حفظ يك حس &quot;هويت (Identity) &quot;است (۱۹۸۸). به عبارتى ديگر افراد، هويت چه كسى بودن خويش را امروزه از طريق آنچه كه مصرف مى كنند، توليد مى نمايند يا بهتر بگوييم &quot;جعل&quot; مى كنند.<br />
اين روند تا جايى ادامه يافته كه شهرها را امروزه به بازارهايى بزرگ تبديل كرده است. بازار (كه در گذشته نوعى محدوده مكانى داشت) به تمامى نقاط شهر سرايت كرده، و در حومه خيابان هاى شهرهاى بزرگ به جاى خانه، نشسته است. آئین قدم زنی یا &quot;پرسه زنی&quot; در حاشیه خیابان ها،محصول همین سرایت مراکز خرید به همه جاست.<br />
تجربه جدید نشان می دهد، فرد ایرانی از طريق كالاهايى كه او را به هويتى كه دوست دارد نزديك مى كند، سعى مى كند به همان كسى تبديل شود كه مايل است. يعنى&quot;سليقه&quot; از جايگاه مهمترى برخوردار شده است. شرايط جديد كه مى توان آن را در پرسه زنى در خيابان هاى بزرگ و پاساژها و مغازه ها به خوبى ديد، هويت هاى جديدى ساخته كه خود را در قالب مصرف و نمايش اين مصرف توسط پوشش، آرايش، مد، اتومبيل، موبايل و... نشان مى دهد. <br />
تئوری های جامعه شناسانى همچون بورديو و بودريار نیز بر این مساله تاکید کرده اند كه مصرف و سبك زندگى انسان جديد را نه در يك تقسيم بندى طبقاتى- اقتصادى ماركسيستى كه در تحليلى فرهنگى می توان فهمید. فى المثل بورديو در كارى جامعه شناسانه - تجربی، مصرف عطر و ادكلن را به عنوان يك امر نمادين &quot;تشخص بخش&quot; در ميان طبقات گوناگون فرهنگى فرانسه، در وضعيتى انضمامى تحليل كرد و سعى نمود نشان دهد كه مصرف عطر و انتخاب نوع و مارك آن، راهى است نمادين براى ايجاد تمايزات بين گروه هاى اجتماعى.<br />
اما تفاوتی وجود دارد. بى شكلى جامعه ما و تبديل&quot;جامعه&quot; society ايران به نوعى&quot;توده&quot; mass از تفاوت هاى جدى بينامتنى ميان فرهنگ مصرفى ايرانی و فرهنگ مصرفى غربى است. در حالى كه تحليل گر اجتماعى همچون بورديو مى تواند پروژه خود در باب مصرف را در ميدان (field)هاى اجتماعى گوناگون فرانسه پيگيرى كند، تحليلگران ايرانى نمى توانند به همان طریق و با همان متدی که غرب شناخته می شود، كار انضمامى دقيقى را برروی ایران انجام دهند؛ زيرا كه طبقات مختلف فرهنگى و اجتماعى در درون پروژه فراگیر مصرف در مركزى (center) هضم شده اند و تكثر سبك زندگى، اساساً در حال از بين رفتن است. <br />
مثلاً بورديو از طبقه كارگر يا طبقه متوسط پائين يا متوسط بالاى فرانسه صحبت مى كند و تمايزات ساختارى آنها را- كه البته فرهنگى نیزمى داند و نه صرفا اقتصادى- در مصرف يا مد نشان مى دهد؛ طبقه كارگرى كه مثلاً لباس جين مى پوشد و به تعطيلات اهميت فراوان مى دهد، موسيقى خاصى را گوش مى دهد، به تيم ورزشى مشخصى علاقه دارد و... اما در ايران سبك هاى زندگى جديد گوياى هيچ تمايز فرهنگى نيستند. همه به نوعى شبيه هم هستند. تمایزات میان افراد در خلال مصرف &quot;گم&quot; شده و این گمگشتگی امکان شناخت را سخت می کند.<br />
منابع: <br />
1. وب سایت جامعه شناسی ایران به نشانی www.iraan-society.blogfa.com<br />
2. سایت باشگاه اندیشه به نشانی http://aminbozorgian.blogfa.com<br />
3. مقاله راضيه خاوري در سایت http://social-me.blogfa.com]]>
      volume53/image1(8).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مد ومد گرایی و تاثيرات آن در تغييرات فرهنگي جوامع</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/cat-53/001213.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1213</id>
   
   <published>2009-10-24T09:32:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T10:03:08Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" vspace="5" align="left" width="180" height="210" alt="" src="/UserFiles/Image/volume53/image4.jpg" />مد پدیده ای است خاصه جامعه انسانی که با مفهوم مدرنیسنیم ارتباط تگاتنگی دارد.به عبارتی مد با مدرن شدن جوامع پدید آمده است چرا که در اعصار گذشته پدیده ای به نام مد و مدگرايي در بین مردم جایگاه محسوس امروزين خود را نداشته است هر چند با نگاهي به تاريخ شايد بتوان اين پديده را در ميان تمدنهاي بزرگ دنيا مشاهده نمود. همچنان كه در مورد زنان سومري گفته شده، استفاده از بسياري زينت آلات و پوشش هاي تجملي در ميان زنان قشرهاي مرفه رونق به سزايي داشته است.(رضايي:1387، 217)<br />
ويل دورانت در مورد زنان مصري معتقد است&lsaquo;&lsaquo;اگر زنان قديم مصر اكنون دوباره به دنيا مي آمدند ، از لحاظ رنگ كردن،روغن زدن به سر و صورت و آراسته شدن با جواهر، نياز به آن نداشتند كه چيزي از زنان معاصر بياموزند&rsaquo;&rsaquo;(ويل دورانت، پيشين،256 )<br />
دكتر عبدالعظيم رضايي مي گويد بيشتر وقتها ديده مي شود كه زن ساده ابتدايي از لباس همان چيزي را مي خواست كه زنان پيشرفته بعد از آن مي خواستند.به اين معني كه مقصد وي آن نيست كه برهنگي او را بپوشاند بلكه چنان مي خواهد كه لباس لطف اندام او را در نظر ديگران آشكار تر نمايد.(رضايي:پيشينه ايرانيان،216)<br />
اگر از ديدگاه موشكافانه قوم شناختي و مردم شناسانه نيز نگاهي به نوع پوشش و آدات زندگي مردمان اعصار پيشين بياندازيم به آساني به اين واقعيت خواهيم رسيد كه شايد مد و مدگرايي ريشه هايش در گذشته تاريخ بشر باشد ، به عنوان مثال نوع پوشش قوم آريا و يا نوع پوشش روميها و يونانيها و يا مصري ها در ميان همان اقوام همگون اما در مقايسه با اقوام ديگر متفاوت بوده است و شايد مردمان آن زمان نيز كاركرد متمايز كننده مد و مدل ها را به نوعي مي دانستند.<br />
اما بعد از عصر رنسانس در اروپا و بوجود آمدن انقلاب صنعتی با تحول در نوع و شیوه زندگی مردمان به مرور این پدیده در زندگی انسانهای شهری پدیدار و به آهستگی خود را به عنوان نوعی خرده فرهنگ در تفکر و زندگی متمدنین شهرنشین رسوخ داده است. این پدیده نو ظهور که هنوز در حال تطور و تکامل می باشد تا جایی پیشرفت کرده که در برخی جوامع مقلد نبودن از آن به منزله عقب ماندن از زندگی محسوب می شود.در جوامع قبل از انقلاب صنعتی و کمی دورتر نیازهای اولیه بشر شامل خوراک، پوشاک و مسکن بودنداما در جوامع امروزی و با پیچیده تر شدن ساختارهای اقتصادی و اجتماعی نیازهای دیگری همچون مدگرایی به آنها اضافه شده اند. می توان ریشه بوجود آمدن پدیده مد را در آسوده شدن ذهن بشر از نیازهای اولیه (خوراک ،پوشاک و مسکن) دانست، چرا که در گذشته دغدغه های اصلی انسانها تامین این سه اصل اساسی برای خود و خانواده هایشان بوده است ولی با پیشرفت و تغییر درساختارهای اقتصادی و متعاقبا تغییر در سبک زندگی انسانها ذهن بشر کمی آسوده تر گردیده است. امروزه شاهد هستیم در جوامع پیشرفته غربی(دولتهای رفاه) افراد دغدغه زیادی بابت تهیه نیازهای اولیه خود ندارند و دولتها موظفند این نیازها را در حد امکان بر آورده نمایند و نیازهای دیگری همچون شغل،جایگاه اجتماعی، متمایز شدن،مد و.. براي آنها مطرح گردیده است.<br />
در همین جاست که ذهن بشر فرصت تفکر بیشتری پیدا می کند و به گفته لوی اشتروس دانشمند انسان شناسی بعد از مرتفع شدن نیازهای اولیه در میان انسانها يك نياز اساسي ديگر به نام (نیاز مورد توجه واقع شدن) مطرح می گردد. یعنی اینکه انسانها به هر طریقی می خواهند مورد توجه دیگر همنوعان خود قرار بگیرند و برای رسیدن به این نیاز سعی در ایجاد تفاوت و گاهی همرنگی با دیگران دارند. به عبارتی مد یکی از روشهایی است که به انسانها کمک می کند تا خود را در جامعه و فعالیتهای اجتماعی وارد کرده و با همگونی با سایر انسانها به سمت یک زندگی اجتماعی حرکت کنند، ضمن اینکه در اوج این همگونی دوست دارند از آنها متمایز هم باشند.<br />
تنوع طلبی و تغییر جزو اساسی زندگی و فرهنگ انسانی است چرا که اگر انسانها تغییر نمی کردند ما نمی توانستیم از عصر حجر و سنگ چخماق هم فراتر رویم و به جایگاه فعلی برسیم. پس می توان مد و مدگرایی را در راستای یکی از نیازهای انسانها که همان مورد توجه واقع شدن است قرار دهیم. به گفته گئورگ زیمل جامعه شناس آلمانی مد و مد سازی فرایندی است که بر اثر کشمکش میان طبقات متضاد بر سر دستیابی به منابع بیشتر با تکیه بر فراگرد تماییز حاصل می شود.<br />
دکتر فرامرز رفیع پور معتقد است مد سازی ریشه در نابرابری های اجتماعی دارد و از آنجا که منابع اقتصادی و منزلتی محدود و پایان یافتنی هستند، افراد همواره به دنبال به حداکثر رساندن سود واتخاذ رفتاری مناسب برای جذب این منابع می باشند.<br />
پس می توان مد و پیروی کردن از آن را یکی از راههای رسیدن به ابن منابع دانست .چرا که مدها همیشه برای ذائقه و سلیقه طبقات بالای جامعه طراحی می گردد و اولین کسانی که از مد ها برای متمایز شدن استفاده می کنند طبقات مرفه می باشند. حال طبقات پایین تر جامعه که اکثرا نیم نگاهی به نوع و شیوه زندگی آنها دارند در جهت همرنگی با آنها حرکت کرده و با پیروی کردن از نوع زندگی آنها سعی در از بین بردن این فاصله ها دارند و در این مرحله یعنی وقتی آن مد و شیوه خاص همه گیر شد جذابیت خود را از دست داده و ارزش آن به سرعت در نزد طبقه مرفه تنزل پیدا کرده و طراحان مد نیز در چنین بازار آشفته ای به این موضوع دامن زده و به سرعت مدلهای جدیدی از انواع لوازم مصرفی را طراحی و وارد بازار کرده و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند و بیشترین منفعت و سود عاید طراحان و عرضه کنندگان مدها می گردد و تا وقتی این چرخه ادامه دارد صحنه گردانان این عرصه از بازار و درآمد خوبی برخوردار خواهند بود چرا که همیشه چیزهایی برای عرضه کردن خواهند داشت.<br />
مارکوزه یکی از متفکرین مکتب انتقادی به این نکته اشاره می کند که نظام سرمایه داری با استفاده از شیوه های نادرست به دنبال ایجاد کردن همبستگی اجتماعی و پیوند میان افراد است. از این حیث نظام برای اینکه بقا و دوام کارکردی خویش را تضمین نماید به توده سازی و همانند نمودن افراد بر اساس خلق نیازهای کاذب و طفره رفتن از ارضای نیازهای راستین و حقیقی آنان دست میزند. نیازهای حقیقی نیازهایی هستند که ارضای آنها به رشد و شکوفایی استعدادهای فردی منجر شده و موجب تقویت استعدادهای انسانی درخور می گردد.اما در چرخه مدگرایی انسانهایی که کمتر به چرایی علت اعمال خود می اندیشند، بلکه چگونگی انجام عمل برای دستیابی به هدف در نزد آنان اولویت دارد، استفاده از مدلهای لباس ،اجناس لوکس و حتی افکار خارج از عرف و ارزشهای جامعه از جمله مواردی هستند که در این میان به نحو فزاینده ای بروز می کنند.<br />
اما نکته مهمی که در این چرخه قابل توجه است لطمه های وارد شده بر فرهنگ می باشد.در این چرخه همانگونه که طبقات پایین تر جامعه از نوع و شیوه زندگی طبقات بالاتر جامعه پیروی می کنند در بعدی وسیع تر کشورهای در حال توسعه نیز از کشورهای پیشرفته تر پیروی می کنند و همین جا است که لطمات جبران ناپذیری بر فرهنگ ملتها وارد خواهد آمد. پیروی از این مدها جوامع را به سوی مصرف گرایی سوق میدهد و زندگی مصرفی هم فرهنگ خاص خود را به دنبال خواهد داشت که ریشه در فرهنگ همان کشورهای مبدا دارد و بتدریج باعث ایجاد تغییرات اساسی فرهنگی در سبک و شیوه زندگی کشورهای مقصد مي گردد. به عبارتی این چرخه باعث از بین رفتن اعتماد بنفس، قدرت تصمیم گیری و خلق نوآوری در کشورهایی که از مد گرایی پیروی می کنند می گردد، زيرا هميشه چشم به این دارند که کشورهای صاحب مد چه مدهای جدیدی از انواع کالاها عرضه خواهند نمود تا آنها تهیه نمایند.<br />
مثل معروف ایرانی که می گوید مرغ همسایه غاز است در اینجا مصداق پیدا می کند.<br />
پیروی کردن صرف از مد گرایی با از بین رفتن تولیدات داخلی و بومی و بی علاقگی برای خرید و استقبال از آنها همراه خواهد بود. همانگونه که در دهه گذشته و با ترویج واشاعه بیشتر مد و مدگرایی در کشور شاهد از بین رفتن بسیاری از تولیدات داخلی به دلیل عدم استقبال و به تبع آن بروز پدیده دیگری به نام بیکاری بوده ایم.<br />
مارکوزه جامعه شناس آلمانی معتقد است که در گذشته زمینه های بیشتری برای خلق انسانهای قوی و استوار فراهم بود: افرادی که برای خود تصمیم گرفته و سبک زندگی مورد علاقه خود را انتخاب می کردند. آنها درون دارتر از انسانهای ضعیف امروزین بوده اند، در مقابل انسانهای امروزي از توان لازم برای مقابله با جبرهای اجتماعی و تحرکات بیرونی برخوردار نیستند و بسته به میزان اثرگزاری و شدت عوامل اجتماعی ، سبک ها و شیوه های زندگی بعضا ضد و نقیضی را پیش می گیرند.<br />
او می گوید امروزه فرهنگ توده ای، عوام گونه،مصرف گرا، غیر خلاق و منفعل در جامعه رشد می يابد و بدین ترتیب فرد مبدل به ابزاری برای برآوردن اهداف نظامهای مدگرا می گردد.<br />
نمونه این نیازهای کاذب را میتوان در مصرف و بهره گیری از اجناس و کالاهای لوکس خانگی مشاهده نمود.<br />
افراد با داشتن وسایل لازم جهت رفع نیازهای ضروری به تلاش بیشتری برای به دست آوردن کالاهای لوکس مشابه مبادرت می ورزند و پس از به دست آوردن آن کالاها به سرعت به فکر داشتن نوع بهتر آن بر می آیند در حالی که تفاوت این اجناس ممکن است بسیار ناچیز و به لحاظ کارکردی هم بسیار نزدیک باشند.<br />
همین موضوع باعث به وجود آمدن نوعی چشم و هم چشمی در جامعه شده است و پیامد آن عدم آرامش روحی برای افراد است چرا که خود نمی توانند برای زندگی خود تصمیم بگیرند و این جامعه مصرفی و مد گرا است که برای آنها تصمیم گیری می کند که حال چه بخرند و چه کاری انجام بدهند و آنها را تبدیل به انسانهای منفعل ساخته که درون این کشتی طوفان زده گرفتار شده اند و ناآگاهانه راهی جز پیروی کردن از تصمیمات صحنه گردانان مدگرایی که همان شرکت های بزرگ چند ملیتی می باشند ندارند، آنها با تبلیغات وسیع و فراگیر و ایجاد القائات درونی باعث منفعل شدن افراد جامعه و سود روز افزون خود شده اند. به گفته مارکوزه اینکه نتوانیم برای خود تصمیم بگیریم و زندگی خود را با انتخاب خود تعیین کنیم موجب از بین رفتن آرامش روانی و احساس سرخوردگی است. لذا نظام مد گرایی سعی دارد با ایجاد محصولاتی مشابه در عرصه های گوناگون یک زمینه مشابه و واحد را پایه ریزی نمایند به طوری که شالوده و بنیان اشیا از یک جوهر بوده اما در ظاهر تفاوتهای مشخصی میان آنها وجود داشته باشد، به عنوان مثال این افراد هستند که با انتخاب از بین لباسهای مختلف حس آزادی و توانایی انتخاب را یافته و بدین طریق آرامش دروغینی را در خود باز می یابند در حالی که در تمام این اوقات افراد از میان گزینه های مشابه انتخاب می کنند و در واقع به لحاظ محتوایی انتخابی در کار نیست بلکه تفاوتها تنها در صورتهاست، بدین ترتیب نظام سرمایه داری تاثیر شگرفی در بازار تولید مد و سبک های زندگی جدید برای امنیت بخشی کاذب و مصرفی کردن جامعه دارد.<br />
مثال بسیار بارزی که می توانیم راجع به از بین رفتن گونه های فرهنگی در کشورهای هدف مدگرایی بیان کنیم از بین رفتن موسیقی سنی آن کشورها می باشد.<br />
اشاره کردیم که در چرخه مد گرایی کشورهای توسعه نیافته از کشورهای توسعه یافته و پیشرفته تقلید می کنند و این تقلید تا جایی ادامه دارد که مولفه های اساسی فرهنگ کشور هدف را مورد لطمه قرار می دهد. در بحث تاثیر مد گرایی در فرهنگ می توانیم به موسیقی اشاره کنیم .امروزه شاهد هستیم که پیروی کردن جوانان کشورهای توسعه نیافته و یا به عبارتی شرقی از سبک های موسیقی غربی بسيار شایع شده ، سبک هایی چون RAP, METALو PAPوBLUوPUNKو.. که روز به روز بیشتر خود را درونی کرده و مورد استفاده جوانان قرار می گيرند. پیروی کردن از این سبکها باعث پیروی و استفاده کردن از سازهای غربی در بین جوانان شده است و این در حالی است که سبکها و سازهایی که در فرهنگ اصیل کشورهای مورد هدف موجود می باشند از بعد تاریخی دارای سابقه بسیار طولانی تر بوده اند مورد بی توجهی و عدم استقبال قرار گرفته و به نوعی موسیقی اصیل آن کشورها در ورطه فراموشی و انزوال قرار گرفته است.<br />
با نگاهی ژرفاتر دریافت خواهیم کرد که پیروی کردن از دیگر مدها ی فرهنگ مدگرایی مانند (نوع لباس پوشیدن ، طرز غذا خوردن ،نوع تفکر و اندیشه و...)چقدر در فرهنگ خودی تاثیر گذاشته است، تا جایی که تاثیر این تقلیدها باعث ایجاد نوعی بی هویتی و از خود بیگانگی جوانان با فرهنگ اصیل خودی گردیده است.<br />
از دیدگاه بوردیو جامعه شناس معاصر، جامعه به منزله فضای اجتماعی بازنمایی می شود (SOCIAL SPACE) وی فضای اجتماعی را جایگاه رقابتی شدید و بی پایان می داند که در جریان این رقابتها تفاوتهایی ظهور می کند که ماده و چهارچوب لازم برای هستی اجتماعی را فراهم می آورند.<br />
بوردیو فضای اجتماعی را به میدانهایی تشبیه می کند مانند میدان سیاسی ، میدان علمی و معتقد است میدان فضای روابط میان کنشگران است. میدانها به واسطه اعمالی که در آنها پی گرفته می شود شناسایی شده و از بقیه میدانها متمایز می شوند. او میدان را اصولا به عنوان پهنه نبرد در نظر می گیرد و معتقد است که میدان، میدان کشمکشها است.<br />
او می گوید میدان قدرتی است که تصمیمات مشخص خود را بر کسانی که وارد آن می شوند تحمیل می کند و در مرحله دوم میدان صحنه کشاکشی است که کنشگران و نهادها از طریق آن در پی حفظ یا بر اندازی نظام موجود توزیع سرمایه هستند (واکووانت 1379:336)<br />
بوردیو فضای اجتماعی را با چند محور ترسیم می کند :1-سرمایه اقتصادی 2-سرمایه فرهنگی3-سرمایه اجتماعی 4-سرمایه نمادین (فاضلی ،1382:37)<br />
بوردیو سرمایه را به میدان ربط میدهد و معتقد است آنچه به میدان معنا می دهد ،سرمایه است.از نظر بوردیو سرمایه هر گونه خواستگاه و سرچشمه در عرصه اجتماعی است که در توانایی فرد برای بهره مندی از منافع خاصی که در این صحنه حاصل می گردد موثر می شود.(واکووانت،1379:335)<br />
سرمایه ها اساسا به چها ر صورت دیده می شوند : اقتصادی (دارایی ، مالی و مادی ) فرهنگی (کالا ، مهارت و عناوین نمادین کمیاب ) و اجتماعی (منابعی که به صرف عضویت در گروه به فرد تعلق می گیرد ) و سرمایه هایی هم وجود دارد که افراد متوجه تاثیرات آن آنگونه که هست نیستند و آن را درک نمی کنند و این نوع سرمایه که به نام سرمایه نمادین مشخص می شود ، چهارمین نوع سرمایه است .پرستیژ ، غرور و افتخار نماینده سرمایه نمادین هستند.(بن فاین، 1385 : 103)<br />
اما با برسی و تامق در نظریه بورديو می توانیم اینگونه تصور کنیم که مد و مدگرایی می تواند به عنوان یک نوع سرمایه نمادین در عرصه فعالیتهای اجتماعی مطرح باشد .به عبارتی از دیدگاه بوردیو پرستیز ،غرور و افتخار جزو گونه های سرمایه نمادین قرار دارند که از منظری می توانند با مد گرایی ارتباط تنگاتنگی داشته باشند و به صورت متقابل بر یکدیگر تاثیر بگذارند. چرا که در نوع تفکر امروزی مد و مدلهای روز می توانند باعث پرستیژ، غرور و افتخار اشخاص شود و به دنبال آن در متمایز کردن جایگاه اجتماعی آنها نقش به سزایی داشته باشد، اما بوردیو مفهومی دیگر را نیز در عرصه اجتماعی به چالش می كشد که می تواند ارتباط ویژه ای با مد و مدگرایی داشته باشد و آن سلیقه است.<br />
بوردیو معتقد است که سلیقه یک عملکرد است که یکی از کارکردهایش این است که به افراد ادراکی از جایگاهشان در نظام اجتماعی می دهد. به عبارتی سلیقه آنهایی را که ترجیه های همسانی دارند به هم نزدیک می سازد و این افراد را از افراد دیگری که سليقه های متفاوت با آنها دارند متمایز می سازد، بدین سان انسانها از طریق کاربردها و دلالتهای عملی سلیقه چیزها را طبقه بندی می کنند و دراین فراگرد خودشان را نیز طبقه بندی می کنند.(ریتزر ،1379 :727 )<br />
بورديو معتقد است که سلیقه امری اجتماعی است و معتقد است که سلیقه به حیثیت اجتماعی و جایگاه افراد در جامعه بستگی دارد (دوریته ،1382: 138)<br />
او معتقد است که جدایی از برخی حس پذیریهای درونی منحصر بفردی و شخصی ،سلیقه یک توانایی اجتماعی است که از تربیت و پرورش طبقاتی ناشی می شود . او معتقد است که سلیقه نشان دهنده پیوند میان بعضی محصولات و مصرف کنندگان آنها در یک فضای اجتماعی طبقه بندی شده را نشان می دهد.(جن کینز ،1385 :215)<br />
پس به عبارتی با بررسی نظریه بوردیو در مورد سلیقه که آن را امری اجتماعی و مربوط به طبقه بندی اجتماعی می داند می توان به نگاه طراهان مد به ذائقه طبقات بالای جامعه معتقد تر شد چرا که از منظر دیگر طبقات جامعه، ذائقه و یا سلیقه افراد طبقات بالا از مطلوبیت بيشتري برخوردار است و به همین جهت نگاه طراهان مد و مد گرایی بیشتر به سلیقه طبقات مرفه و بالای جامعه معطوف خواهد بود.<br />
اما بوردیو نظریه ای را در مورد پدیده مصرف مطرح می کند و در کتاب تمایز می گوید (اقتصاد جدید طالب دنیای اجتماعی است که در آن مردم به همان اندازه که بر اساس ظرفیتشان در تولید ارزیابی می شوند ،بر حسب ظرفیتشان در مصرف نیز ارزیابی خواهند شد)(فاضلی ،1382 :43)<br />
اگر مفهوم مد گرایی را با مصرف گرایی مترادف فرض کنیم به نظریه بوردیو در باره مصرف گرایی بیشتر نزدیک خواهیم شد چرا که بوردیو می خواست مفهوم منزلت اجتماعی و استفاده ای که گروههای منزلتی از الگوهای خاص مصرف به مثابه راهی برای مجزا کردن روش زندگی یکی از دیگری کنند را با این ایده ترکیب کند که مصرف متضمن نشانه ها ،نمادها ،ایده ها و ارزشهاست. بوردیو معتقد است که مصرف را نباید به عنوان ارضائ یک دسته از نیازهای از نظر زیستی ریشه دار تحلیل کرد.(باکاک :1381 :97)<br />
او در نظر داشت تا تحلیل کند که چگونه گروههای خاص به ویژه طبقات اجتماعی و اقتصادی از میان سایر چیزها، انواع کالاهای مصرفی، روشهای ارائه خوراک و غذا خوردن ، مبلمان و تزیین داخلی منزل را به کار می گیرند تا روش زندگی مجزای خود را مشخص کنند و خود را از دیگران متمایز سازند.<br />
از نظر بوردیو مبارزه برای شناسایی اجتماعی ، بعدی اساسی از کل حیاط اجتماعی است . بوردیو معتقد است که کالاها اشیایی هستند که چیزهایی را بیان می کنند و طبقات مختلف کالاهای مختلف را می خرند تا جایگاه خود را در ساخت اجتماعی نشان دهند به عبارتی طبقات در رقابتند و کالاها اسلحه این رقابت است. لذا تنشی دائمی بین استفاده از کالاهای خاص و عمومی شدن استفاده از آنها که موقعیت تمایز یافته آنان را به خطر می اندازد وجود دارد . لذا کالاها درگیر بی پایان تعریف و باز تعریف موقیت اجتماعی اند. <br />
اما در آخر میتوان اینگونه متصور شد که مد و مد گرایی به عنوان حقیقتی اجتناب ناپذیر و جزئی لاینفک از جامعه مصرفی و ماشینی می باشد و تنها جوامعي از این پدیده نو ظهور آسیب جدی خواهند دید که جوامعی تقلید کننده و یا به عبارتی جوامع هدف خواهند بود. چرا که مدها و تولیدات جامعه مدگرا جزئی از فرهنگ همان جوامع به حساب می آیند و در واقع آنها در حال طي كردن مسیر فرهنگی خود مي باشند، اما مصرف این مدلها و مدها در جوامع تقلید کننده در بعضی مواقع ضد ارزش و باعث تخریب هویتی و فرهنگی آن جوامع در همه ابعاد خواهد شد. <br />
لذا جوامع تقلید کننده از مصرف گرایی و یا به عبارتی مد گرایی باید با شناسایی دقیق و صحیح ارزشهای فرهنگی و اجتماعی جامعه خود و شناسايي كالاها و مدلهایی که باعث آسیب جدی و تخریب فرهنگی خواهد شد از ايجاد فضاي تخریبي هویتی و فرهنگی خود جلوگیری نمایند .چرا که تقلید بی چون و چرا از مدگرايي در دراز مدت باعث از بین رفتن بسیاری از جنبه های فرهنگی آن جوامع خواهد بود و يكي از راههاي ديگر جلوگيري از تاثير فرهنگ مدگرايي بر فرهنگ خودي ،تقویت ارزشها و تولیدات ارزشمند مقبول داخلی است که به عنوان شناسنامه تاريخي و فرهنگي باعث قوام و دوام یک قوم یا ملت خواهد شد كه نهاد هاي آموزشي و رسانه اي مي توانند در تقويت اين بنيانها نقش به سزايي داشته باشند. جامعه ای که هویت فرهنگی و ریشه های خود را فراموش کند و برای آنها ارزش قائل نباشد به راحتی متاثر از جامعه مصرف گرایی و مد گرایی قرار خواهد گرفت و متعاقب آن دچار يك نوع بي ارزشي و دگرگوني فرهنگي عظيم خواهد گرديد كه مي تواند در تعيين سرنوشت فرهنگي نسلهاي بعدي آن جامعه اثر نامطلوبي بجا گذاشته و باعث احساس دوري و نا آشنايي جوانان نسلهاي بعدي آن جامعه با ريشه هاي فرهنگي خود گردد و متعاقبا باعث منفعل شدن جوانان و از كار افتادن قوه ابتكار و نو آوري و بروز مشكلات عديده خواهد گرديد.<br />
<br />
<br />
منابع:<br />
1. كرايب،يان،نظريه اجتماعي كلاسيك،تهران،1382<br />
2. رفيع پور، فرامرز،كندو كاوها و پنداشته ها،تهران،1380<br />
3. ماركوزه ،هربرت،انسان تك ساحتي،اميركبير ،تهران<br />
4. توسلي ،غلامعباس،نامه علوم اجتماعي ،دانشگاه تهران،شماره 23 جلد دوم<br />
5. جنكينز،ريچارد(1385)پير بورديو،تهران، نشر ني<br />
6. باكاك، روبرت، 1381 ، مصرف ،تهران، انتشارات شيرازه<br />
7. ريتزر ،جورج،1379،نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر، تهران علمي<br />
8. فاضلي ، محمد، 1382 ،مصرف و سبك زندگي ،قم ،انتشارات صبح صادق<br />
9. فاين، بن 1385، سرمايه اجتماعي و نظريه اجتماعي ، تهران،پژوهشكده مطالعات راهبردي<br />
10. واكووانت،لوئيك،1379،پير بورديو ،متفكران بزرگ جامعه شناسي، ترجمه مهرداد مير دامادي،تهران،نشر مركز<br />
11. مقاله مد گرايي در فرهنگ ايراني www.modgerai.blogfa <br />
12. انسان شناسي و پسا مدرنيسم (سميه جيراني) http://anthropology.ir/node/872<br />]]>
      volume53/image1(4).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حقیقت مد و مدگرایی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives/weekly_issues/editorial/001218.php" />
   <id>tag:78.110.165.40,2009:/~fasleno//1.1218</id>
   
   <published>2009-10-24T09:31:00Z</published>
   <updated>2009-11-04T10:08:51Z</updated>
   
   <summary>مد و مدگرایی یکی از مسائل مهم و روز جامعه است. این موضوع از جنبه ‏های گوناگون اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روانی بررسی و دیدگاه‏های متفاوتی درباره آن بیان شده است. افرادی، آن را نشانه رشد و تمدن بالا می‏دانند. در مقابل نیز افرادی به شدت با آن مخالفت می‏کنند و آن را نوعی خودباختگی و بی ‏هویتی می‏دانند. در این میان، افرادی می‏کوشند با جداسازی مدهای خوب و بد و یافتن اشتراک میان این دو گروه، آنها را آشتی دهند، ولی خود به سردرگمی در تعریف «مد خوب» و «مد بد» دچار شده ‏اند.</summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
         <category term="سر مقاله" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="مطالب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<img hspace="5" alt="" vspace="5" align="left" width="300" height="208" src="/UserFiles/Image/volume53/image5.jpg" />مد و مدگرایی یکی از مسائل مهم و روز جامعه است. این موضوع از جنبه &rlm;های گوناگون اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روانی بررسی و دیدگاه&rlm;های متفاوتی درباره آن بیان شده است. افرادی، آن را نشانه رشد و تمدن بالا می&rlm;دانند. در مقابل نیز افرادی به شدت با آن مخالفت می&rlm;کنند و آن را نوعی خودباختگی و بی &rlm;هویتی می&rlm;دانند. در این میان، افرادی می&rlm;کوشند با جداسازی مدهای خوب و بد و یافتن اشتراک میان این دو گروه، آنها را آشتی دهند، ولی خود به سردرگمی در تعریف &laquo;مد خوب&raquo; و &laquo;مد بد&raquo; دچار شده &rlm;اند.<br />
مدگرایی را به طور مطلق نمی &rlm;توان رد کرد و از سویی، پذیرش کامل و بی&rlm; چون و چرای آن نیز عاقلانه نیست، بلکه میانه&rlm; روی در مدگرایی و مراقبت داشتن بر هماهنگی آن با فرهنگ و مذهب و ملیت خویش، مناسبت &rlm;ترین راه برخورد با مد و مدگرایی است.<br />
برخی، مدگرایی را نشانه تمدن و گروهی، آن را دلیل بی &rlm;هویتی فرد می&rlm;دانند. حال آنکه با میانه روی در این امر و در نظر داشتن فرهنگ و مذهب سرزمین خود، می&rlm;توان از مدگرایی سود جست و نگرانی خویش را از رواج مدگرایی برطرف ساخت.<br />
مد و روان&rlm;شناسی<br />
میان روح و جسم آدمی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و این دو، تأثیر متقابلی بر یکدیگر می&rlm;گذارند و میان آنها کنش و واکنش&rlm;های مختلفی شکل می&rlm; گیرد. نمادها ودگرگونی&rlm; های مادی و معنوی پیرامون انسان، بر روح و روان او تأثیر مستقیم دارند و هر اثرپذیری روحی، پی&rlm;آمدهای رفتاری ویژه &rlm;ای دارد. برای مثال، گاهی انسان از شنیدن نوعی موسیقی و آهنگ به آرامش می&rlm;رسد و از شنیدن نوعی دیگر از موسیقی، پرخاش&rlm;گر می&rlm;شود. همچنین رنگ&rlm;ها به تنهایی یا در کنار دیگر رنگ&rlm;ها تأثیر ذهنی ویژه &rlm;ای بر فرد می&rlm;گذارند. رنگ&rlm;های گرم و رنگ&rlm;های سرد، پیام&rlm;های روانی متفاوتی را به افراد منتقل می&rlm;کنند. انواع خط&rlm;های موجود در طبیعت و چگونگی نمایان شدن آنها در برابر دیدگان بیننده، معانی قراردادی غیرمستقیمی را به روان آدمی القا می&rlm;کنند.<br />
طراحان مد نیز معمولاً با بهره&rlm; گیری از این نکته &rlm;ها می&rlm;کوشند هدف&rlm;های مورد نظر را در بیننده اجرا و این افراد نیز با تأثیرپذیری روانی، بنا بر خواسته&rlm; های آنان رفتار کنند.<br />
طراحان مد به کمک &laquo;روان&rlm;شناسی مد&raquo;، قصد تأثیرگذاری بر مخاطب و تحریک او به انجام دادن کاری معین را دارند. بنابراین کسی که به دنبال مدگرایی است نباید از این نکته غفلت کند.<br />
چیستی مد<br />
در بیشتر موارد، مفهوم واژه &laquo;مد&raquo; با &laquo;شعار&raquo;، ارتباطی نزدیک دارد. امروزه در جامعه ما واژه شعار به معنای سخن بی عمل به کار می &rlm;رود، در حالی که معنی واقعی آن &laquo;فهماندن&raquo; و &laquo;اعلان خلاصه&raquo; است. برای مثال گاهی می&rlm;شنویم: کنگره فلان با شعارِ فلان بر پا شد یا شعار انجمن فلان این است. پس شعار؛ یعنی اعلان خلاصه هدف&rlm; ها و باورها. <br />
شعار همیشه در قالب لفظ نیست، بلکه گاهی نوعی از طرح، رنگ و لباس ویژه می&rlm;تواند حامل پیام یک شعار باشد. یک پلیس با لباس مخصوص خود، به بیننده می &rlm;فهماند که: &laquo;من یک پلیس هستم.&raquo; نشانی که بر سربرگ نوشته &rlm;ای قرار می &rlm;گیرد، وابستگی آن را به یک شرکت، ادراه یا نوعی انجمن خبر می&rlm;دهد. بنا براین، مد نیز نوعی شعار است و پیامی را آگاهانه به مخاطب منتقل می&rlm;کند.<br />
1 مد و مدگرایی، نوعی شعار به شمار می&rlm;آید. <br />
2. شعار، به معنای فهماندن خلاصه هدف&rlm;ها و باورها یا آشکار کردن وابستگی به چیزی است.<br />
3. شعار می&rlm;تواند یک جمله، طرح، رنگ ولباس ویژه&rlm;ای باشد.<br />
<br />
<br />
شعار و مخاطبان<br />
افرادی که مخاطبان شعارها قرار می&rlm;گیرند و با آن ارتباط سمعی یا بصری می&rlm;یابند، معمولاً بدون تحقیق و بی&rlm; اختیار، پیام نهفته در شعار را دریافت می &rlm;کنند و با حرکت ذهنی معین براساس آنها، استدلال&rlm;های عقلی خود را سامان می&rlm;دهند. البته این کار، از سوی افراد نکته&rlm; سنج، کم &rlm;دقتی به شمار می &rlm;آید.<br />
در روایت&rlm;های امامان معصوم علیهم&rlm;السلام به نکته&rlm; های ارزنده&rlm;ای دراین باره اشاره شده است. امام صادق علیه&rlm; السلام می&rlm;فرماید:<br />
لا تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ وَ لاتُجالِسُوهُمْ فَتَصیرُو عِنْدَ النّاسِ کَواحدٍ مِنْهُمْ.<br />
با اهل بدعت هم&rlm;صحبت نشوید و با ایشان هم&rlm;نشینی نکنید؛ زیرا نزد مردم، یکی از آنها شمرده می&rlm;شوید.<br />
رسول اکرم صلی &rlm;الله &rlm;علیه &rlm;و&rlm;آله نیز فرموده است: &laquo;مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ؛ هر کس خودش را به گروه خاصی شبیه سازد، جزو آنها شمرده می&rlm;شود&raquo;.<br />
این سخنان، بازگوکننده یکی از حقیقت&rlm;های رفتاری انسان&rlm;ها در جامعه است و با توجه به آنها درمی&rlm;یابیم. اگر از کسی شعاری دیده یا شنیده شود، بیننده و شنونده، ناخودآگاه، پیام موجود در شعار را دریافت می&rlm;کند. سپس با قضاوت کردن بر اساس آن، حکمی را برای خود، صادر و با آن ارتباط برقرار خواهد کرد. این ارتباط می&rlm;تواند از نوع هم&rlm;فکری، تقلید، عضویت، پیروی، علاقه &rlm;مندی و وابستگی باشد و چه بسا خود شعاردهنده از این ارتباط و قضاوت، بی &rlm;خبر باشد.<br />
مد، به طور پنهانی و سریع بر شخص مدگرا تأثیر می&rlm;کند. بنا براین، انسان باید در استفاده از مد، هوشیار باشد.<br />
مد و تبلیغات<br />
هر مد، درواقع، تابلوی تبلیغاتی یک فرهنگ یا خرده فرهنگ است. پس استفاده&rlm; کننده از یک مد، باید به مثبت یا منفی بودن فرهنگ آن مد توجه کند و زمام فکر و عمل خود را بدون بررسی دقیق، در اختیار آن مد و صاحبان فرهنگی آن قرار ندهد.<br />
بسیاری از شرکت&rlm;های تجاری و تولیدی برای اینکه تعدادی از مردم، محصولات نشان&rlm;دار آنها را مصرف کنند، هزینه&rlm; های هنگفتی می &rlm;پردازند. برای نمونه، در ساخت فیلم&rlm;ها و سریال&rlm;ها و مسابقات ورزشی، به عنوان حامی مالی برخی اشخاص حقیقی و حقوقی سرمایه&rlm; گذاری می&rlm;کنند تا برای چند لحظه، نشان آن شرکت به نمایش درآید.<br />
جریان&rlm;های فکری، بیشتر از راه مد و تبلیغ باورهای خاستگاه خود، حضور و گسترش می&rlm;یابند. در کشورهای غربی، حزب&rlm;ها، جمعیت&rlm;ها و گروه&rlm;های فراوانی با باورهای گوناگون دینی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارند که اعتقادهای آنها در بیشتر موارد با هویت اسلامی و ایرانی ما سازگار نیست، به&rlm; ویژه گروه&rlm;هایی مثل: شیطان&rlm; پرستان، هم&rlm;جنس&rlm; گرایان و فمینیست&rlm;ها. این گروه&rlm;ها برای خود شعارهایی در نوع لباس، نوع دوخت، ترکیب رنگی، طرح خاص، آرایش مو و چهره، دست&rlm;بندها و گردن &rlm;آویزها فراهم آورده&rlm; اند. از این رو، استفاده از نشانه&rlm; های مد آنان می&rlm;تواند به معنی وابستگی به آن جمعیت&rlm;ها، پذیرش آنها، علاقه به آنها، هم&rlm;فکری و هم سویی با آنها و تبلیغ&rlm;شان باشد. کار منطقی آن است که پیش از پیروی کردن از این مدها، به شناخت کافی درباره آن گروه، هدف&rlm;ها و باورهای آنها دست یابیم. در غیر این صورت، حرکتی انفعالی و بی&rlm; پایه و تقلیدی کورکورانه شکل خواهد گرفت.<br />
1. جریان&rlm;های فکری، از راه مد، حضور و گسترش می&rlm;یابند.<br />
2. استفاده از هرگونه مد، تبلیغ جمعیتی است که این مد از آنجا برخاسته است.<br />
3. پیروی بدون تحقیق از یک مد، نوعی تقلید کورکورانه است.<br />
4. اجرای مد، قرار گرفتن در سیاهی لشکر پیروان اندیشه مد است.<br />
مد و اتهام<br />
انسان&rlm;ها در زندگی خود گاه با مسائل تخصصی روبه &rlm;رو می&rlm;شوند که در این حالت، بنا بر نظر کارشناس آن فن رفتار می&rlm;کنند. برای مثال، هنگام بیماری، با نظر و دستور پزشک و صلاح&rlm;دید او عمل می&rlm;کنند یا در مسائل فقهی، از مرجع خاصی تقلید می&rlm;کنند. در مقابل، برای مواردی چون نوع لباس، آرایش و مد، عملکرد شخص باید برخاسته از باورها، نیازها و شرایط فرهنگی و بومی او باشد، نه بر اساس تقلید کورکورانه از دیگران. بی توجه بودن به این نکته&rlm; ها در انتخاب مد، نشان &rlm;دهنده سستی فرد در حفظ اعتقاد و منش اخلاقی اوست و درواقع، چنین شخصی، خود را در معرض نوعی اتهام قرار داده است. در کلام پیشوایان معصوم علیهم&rlm;السلام نیز در این باره سخنانی آمده است، چنان که در حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه&rlm; السلام می&rlm;خوانیم:<br />
مَنْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلتُّهْمَةِ فَلایَلُومَنَّ مَنْ أَساءَ بِهِ الظَنُّ.<br />
هر کس خودش را در معرض اتهام قرار دهد، کسی را که به او گمان بد برد، سرزنش نکند.<br />
آن امام همام در جای دیگر فرموده است: &laquo;وَ ایّاکَ وَ مَواطِنَ التُّهْمَةِ؛ از جایگاه&rlm; های تهمت دوری کن&raquo;.<br />
پس با توجه به این حقیقت عرفی، نسنجیده استفاده کردن از مدهای نامناسب، به معنی ایجاد بهانه اتهام است. برای مثال، اگر فردی، ناآگاهانه از مدی که نماد &laquo;شیطان&rlm;پرستی&raquo; است، استفاده کند، در صورتی که بیننده او بدون پرس&rlm;وجو، او را یک &laquo;شیطان &rlm;پرست&raquo; بپندارد، در اینجا آن&rlm;که سزاوار سرزنش است، فرد مدگراست، نه بیننده؛ زیرا آن شخص با استفاده از چنین مدی، خود را در معرض تهمت دیگران قرار داده است.<br />
همچنین به کارگیری این نمادها، به معنی بالا بردن تعداد طرفداران و علاقه &rlm;مندان آن جمعیت خواهد بود. به عبارت دیگر، سیاهی لشکر آن نگرش به شمار می&rlm;رود و مانور تبلیغاتی گسترده &rlm;ای را برای آنها فراهم می&rlm;آورد. یکی از شاخص&rlm;های رسانه &rlm;های غربی در تجزیه و تحلیل باورهای ما، استفاده از همین نمادهاست. شاید تعجب کنید اگر در رسانه&rlm; ای بشنوید: &laquo;گرایش جوانان ایرانی به گروه فلان افزایش یافته است و این مطلب را می&rlm;توان در شیوه پوشش و آرایش آنها می&rlm;توان دید&raquo;.<br />
1. معمولاً انسان&rlm;ها براساس آنچه می&rlm;بینند، قضاوت می&rlm;کنند.<br />
2. با استفاده و اجرای مد، مواد خام قضاوت بینندگان فراهم می&rlm;شود.<br />
3. انسان حق ندارد مقدمات متهم شدن خودش را فراهم کند.<br />
4. اجرای مد، قرار گرفتن در سیاهی لشکر پیروان اندیشه مد است.<br />
<br />
منبع: hawzah]]>
      volume53/image1(5).jpg
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>همکاران شماره 52</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.fasleno.com/archives//001210.php" />
   <id>tag:www.fasleno.com,2009://1.1210</id>
   
   <published>2009-08-15T11:45:13Z</published>
   <updated>2009-09-01T09:14:19Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>هیئت تحریریه</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.fasleno.com/">
      <![CDATA[<p>صاحب امتیار: <br />
انجمن نوانديشان علوم اجتماعي فصل نو <br />
زیر نظر شورای سردبیری <br />
مدیر اجرایی:محدثه بزرگی<br />
------------------------- <br />
نویسندگان:<br />
ایمان علمدار <br />
مهدی علاقبند <br />
میریام آقازاده <br />
سارا جعفری <br />
آرزو آقایی <br />
محمد الياس قنبري <br />
مرسده آزاده <br />
مهدي ميراخوري<br />
علی امجدیان<br />
------------------------------- </p>]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
