دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ - سال پنجم - شماره 54 - 16صفحه
فصل شما
شنبه، ۱۴ مرداد ۱۳۸۵
رخداد گاه (طنز هفته)
[ هیوا سعید پور ]
شخصیتها:

دومی : یک آدم که مدتهاست عقد کرده و قرار است به زودی دست زنش را بگیرد و بروند سر خانه وزندگیشان وبه دلایل نامعلومی سبیل کلفتی گذاشته است.

هفتمی: یک آدم دیگر که او هم از بد روزگار قرار است زن بگیرد ولی به دلایل نامعلومی سبیل نگذاشته و همچنان شکل سیرابی است.

نوزدهمی: یک آدم دیگر که از بد روزگار عقد کرده و چندین ماه است که ناپدید گشته( به یابنده مژدگانی داده خواهد شد) روحش شاد و یادش گرامی و راهش کم رهرو باد.

پنجمی: یک آدم که زن گرفته و حتی یک فروند رنوی پی کی هم دارد اما به دلیل فاصله گرفتن از آرمانهایش دچار یاس فلسفی میباشد.

سومی: یک آدم دیگر که او هم قرار است زن بگیرد و در حال حاضر در حال نوشتن پایان نامه و فروختن تک سی دی های غیر مجاز در یکی از میادین بالای شهر است.

چهل و ششمی: یک آدم دیگر که او هم قرار است زن بگیرد ولی او هم مثل بقیه نه پول دارد ،نه کار دارد ، نه خانه دارد ، حال و حوصله ی سبیل گذاشتن هم ندارد. به شدت جویای کار.

شانزدهمی: این یکی واقعاً نمیخواهد زن بگیرد، و بزرگترین آرزویش این است که به کوبا برود و در جامعه ی بی طبقه زندگی کند، به موسیقی کلاسیک غربی هم علاقمند میباشد.

سی و سومی (یا به قول خودش شی و شومی) : آدم خوشبختی است و خیلی وقت است که بقیه از نزدیک با او در ارتباط نیستند و ممکن است خوشبختی اش به همین دلیل باشد که از بقیه جدا شده، اما اگر اوضاع همین طوری پیش برود دیگران هم به او پناه خواهند برد. پیکنیکی یکی از اصلی ترین ابزارهای اوست.

چهاردهمی: یک آدم دیگر که عقد کرده و در حال رایزنی با عمویش میباشد که برود با پدرش رایزنی کند و او را راضی کند که سور و سات عروسی را ردیف بنمایند، اما پدر زیر بار نمیرود، وی (یعنی پدرش) معتقد است که چهاردهمی یک سال از درسش مانده و بقیه ی مشکلات دیگران را هم دارد.

نهمی: یک آدم دیگر که میخواهد زن بگیرد و در حال حاضر زیر دست پدرش در کاشان مشغول کارگری است و سعی میکند که کم کم قضیه را به اطلاع پدرش برساند.

هژدهمی: یک آدم دیگر که او هم میخواهد زن بگیرد، البته او برخی از مشکلات دیگران را ندارد و در عوض مشکلات دیگری دارد، او آدمهایی مانند بیست و یکمی و پانزدهمی و هفتاد و ششمی و چند نفر دیگر را دور خودش جمع کرده که مثلاً "جریده ی علوم اجتماعی اینترنتی راه انداخته ایم".

هشتاد و دومی: یک آدم دیگر که فعلاً حرفی از زن گرفتنش در میان نیست، او عقل به خرج داده و دانشگاه نرفته و سربازی هم رفته و در حال حاضر در جاجرود کارگر است و مشکل این است که مقداری دچار از خود بیگانگی شده.

اولی: یک آدم که زن گرفته ، بچه دار هم شده ، خوشبخت هم هست، ولی معلوم نیست چرا همیشه هشتش گرو نهش است ، وی تقریباً در شش شغل مشغول خدمت به جامعه است.

سی و پنج میلیون و هشتصد و چهل و یک هزار و نهصد و شصت و هفتمی: این این یکی نه قصد ازدواج دارد و نه قصد ادامه ی زندگی.

سایر اعداد: به دلیل وفور آدمهای از این دست و پیشگیری از اطناب از ذکر بقیه خودداری به عمل می آید ، تازه اگر بتوانیم همین ها را هم جمع کنیم هنر کرده ایم. در ضمن به این دلیل از برشمردن اعداد نسوان خودداری کردیم که بعداً بعضیها به دلایل نامعلوم یقه مان را نگیرند.


رخدادگاه:
جایی سرسبز در ارتفاع بالا با درختان ، گلها و گیاهانی که نویسنده نامشان را نمیداند. مه در زیر پاهایشان مشاهده میشود. بساط چایی و آب یخ پهن است. شخصیتها در حال ورق زدن نیازمندیها و بخش کاریابی و اجاره ی منزل یک روزنامه ی ناشناس. از دور چند پری در حال پرواز دیده میشوند در حالی که چند کوزه پر از عسل و ... در دست دارند.

توضیح:
به دلیل ممانعت از ورود نویسنده به رخدادگاه ، وی موفق به نگارش نمایشنامه ی فوق نشد. لذا نویسنده با آرزوی موفقیت برای شخصیتهای مذکور. از خوانندگان عذرخواهی به عمل می آورد.
قربون شما.
مطالب مرتبط :
همکاران شماره 54
مصاحبه اي جذاب با استاد حميد كاظمي هنرمند و پژوهشگر
لزوم توجه به مبلمان شهری
بررسی عوامل بزه دیدگی در خانواده
خليج عربي يا توطئه غربي







مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۴ مرداد ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :طنز و کاریکاتور
تعداد بازدید :606
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


عضویت در فصل نو:
به خانواده انجمن نواندیشان علوم اجتماعی فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه:
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .
نام و نام خانوادگی:

موبایل:

ایمیل: