.jpg)
از زمان بر پایی نمایشگاه تبلیغات گسترده ای برای" اولین نمایشگاه پوشش اسلامی ریحانه "انجام گرفت ،بر خلاف نمایشگاه دیگری که با موضوع پوشش زنان برگزار شد ، منظورم نمایشگاه " زنان سرزمین من " است .شرق سه شنبه تنها تیتر یکی در این زمینه داشت ، همینطور امید جوانان . تو ضیحاتی همراه با عکس از نمایشگاه داده شده بود اما زمان اختتامیه ذکر نشده بود!!! به همین خاطر من نمایشگاه دوم را از دست دادم و از نمایشگاه ریحانه می گویم :
در اصلی نمایشگاه _ در شمالی آن _ فاصله ی زیادی تا محل نمایشگاه داشت ، فاصله ای که باید در آفتاب بدون هیچ سایه ای طی می شد .اکثر بازدید کنندگان نمایشگاه همان لباس رایج را بر تن داشتند اغلب با رنگهای تیره !! قبل از آنکه مطالبی در باره ی این نمایشگاه بخوانم سعی می کردم خوشبینانه به مصلی بروم ، اما چه حیف که آنچه گفته و نوشته شده بود را به عینه دیدم ... از در و دیوار نمایشگاه عجله و بی برنامه گی می بارید .نمی توان گفت بی نظمی موجود حاکی از نظم و هنر آن بود که آشکارا بی توجهی ، بی حو صلگی و بی سلیقه گی را فریاد میزد و چه جالب که زنان غرفه داران بودند .
غرفه ها را گشتی زدم تا بتوانم طرح خاصی پیدا کنم اما هیچ لباسی با الگوی برجسته ای ندیدم اگرچه غرفه هایی بودند که با الهام از الگو های قدیمی ( دوران قاجار ) لباسهایی را در معرض نمایش قرار داده بودند و تنها سفارش می گرفتند و چه خلوت بود این غرفه ها و چه گران بود قیمت آنها برای اینکه استفاده ی عمومی داشته باشد و چه ناراحت بود بر تن ... البته غرفه فروش چادر ، سربند های رنگی ، روسری و مانتو شلوغ بود ، چادر های ملی ، دانشجویی علاوه بر تن مانکن به تن عروسک هم رفته بود.
رادیو نمایشگاه مردم را دعوت می کرد به دیدن غرفه ها و شعارهای آشنایی می داد برای مصرف محصولات نمایشگاه .در کنار لباس هایی که قرار است ملی شود و یا ملی نامیده شود غرفه هایی هم بود برای فروش جوراب ، کتاب های کودکان و پارچه های " چادری چینی " ، اگر بیش از 5000 تومان خرید می کردید کارت غرعه کشی به شما می دادند و اگر خوش شانس می بودید می توانستید جوایز ارزنده و به خصوص پژو 206 را از آن خود کنید.در کنار این جوایز، مسابقه ی کتابخوانی ریحانه هم جوایز مخصوص خود را داشت . دیدنی های نمایشگاه متنوع بود: ماکتهای آموزنده ی واحدهای مقاومت بسیج ،غرفه ی شیطان شناسی و غرفه میراث فرهنگی ( که مثل بخش پوشش موزه مردم شناسی کاخ گلستان بود )برای نمایش لباس های اقوام مختلف از دیگر بخشهای نمایشگاهی بود که نیروی انتظامی در هفته زن آن را برگزار کرده بود .
انتقادات زیادی به این نمایشگاه در زمان برپایی اش وارد شد و بعد از آن نیز وارد است و وارد خواهد بود ، چه آنچه در این نمایشگاه دیده شد متناسب با واقعیت حاکم در جامعه ی ایران نبود ، ناراحت بودن لباسها بر تن ، گرم بودن آنها و در نظر نگرفتن ارتباط فصلها ، آب و هوا و رنگ در آنها و از همه مهمتر برگزار کننده نمایشگاه _ نیروی انتظامی _ از انتقادات اصلی به شمار می آید.برداشتن حجاب از سر زنان با قوه ی قهریه ی پهلوی اول و ارائه الگو های برتر ، مناسب و ملی از جانب نیروی انظامی ( مانند نمایشگاه ریحانه ) و سایر نهادهای دولتی ( مانند وزارت کشور در نمایشگاه " زنان سرزمین من " ) به خصوص بدون در نظر گرفتن آنچه مردم می خواهند و می پسندند به نظر می آید موفق نباشد و واقعیتی است که گویا نمی خواهد تجربه شود و راه تکرار را در پیش گرفته است...!
آن سو تر در کانون پروش فکری " زنان سرزمین من " با حرکتی آرام و کم سرو صدا پنج روزه به کار خود خاتمه داد .این نمایشگاه سمت و سویی متفاوت از "ریحانه" داشت ، مانکن های آن زنده و از جنس خودمان بودند، با لباسهای ارائه شده هر روز از ساعت 6 تا 8 راه می رفتند و از "ریحانه " رنگین تر بودند .چه حیف و نا عادلانه که تنها ده خبرنگار خارجی و چهار خبرنگار ایرانی مسئول تهیه خبر از این نمایشگاه دیگرگون شدند، نمایشگاهی که جمعه 30/5/85 سه لباس را به عنوان برگزیده در مراسم اختتامیه انتخاب کرد.
طراحی لباس یک هنر بشمار می آید و با توجه به گفته " لوکاچ "هنر جزیی از آن کلیتی است که آن را سبک زندگی یک عصر می نامیم و بدین ترتیب بخشی از جهان بینی و شیوه عمل یک عصر محسوب می شود ." (1)" لیکن اگر هنرمند برای مخاطبان کار می کند و هم آنان درباره ی آثار او داوری می کنند پس نمی توان مطا لعه ی هنر را از مطا لعه مخاطبان آن مجزا کرد." از این روست که معتقدم حضور کم رنگ جامعه شناسان و آرای مخاطبان – مصرف کنندگان – در این دو نمایشگاه محسوس است ." م،لالو " بنیان گذار زیبایی جامعه شناسانه معتقد است هنر ممکن است " توصیف یک جامعه باشد ، یا شگردی فنی برای فراموش کردن یک جامعه ،یا در اغلب موارد واکنشی باشد بر ضد جامعه و یا تقریبا بازی باشد در حاشیه جامعه ". (2) در این حالت پذیرش یا عدم پذیرش اثر هنری از طرف مخاطبین( به شکل پراکنده : عقیده عمومی و یا سازمان یافته : دانشگاه ها و کانون های هنری ) به صورت افتخارات ، موفقیت ها ، فراموش شدن یا مورد استهزا قرار گرفتن در می آید. رابطه ی میان هنر و جامعه پیچیده تر از آن است که زولا می پندارد.لذا با توجه به ابعاد امروزی جامعه شناسی هنر ،دریافت ، مخاطب و یا مصرف کننده اهمیت می یابد، دستاورد این نگاه" شناخت رابطه ای است که کنشگر با پدیده ی هنری بر قرار می کند و این دستاورد کمی نیست." (3)
بنابراین انتظار می رود در نمایشگاه های بعدی برگزار کنندگان ضمن بازگشت به متن جامعه و مخاطبان ، تقاضای آنان را در گروه های سنی مختلف مد نظر قرار دهند و از دیدگاه جامعه شناسان و طراحان لباس در جهت هر چه بهتر و موفق تر برگزار شدن اینگونه نمایشگاه ها بهره برند، تا در آینده ای نه چندان دور این حرکت نه از بالا که از درون جامعه سربرآورد.
(1) باستید، روژه.1374. هنر و جامعه ، دکتر غفار حسینی، تهران، انتشارات توس،
(2) همان
(3) هینیک، ناتالی.1384.جامعه شناسی هنر،عبدالحسین نیک گوهر،تهران، نشر آگه
