”با استفاده از رويكرد اميل دوركيم به دين ، با فرض سكولار بودن دين ارائه شده در فيلم“
چكيده:
در ابتدا تعريفي از دين براساس ديدگاه دوركيم و تعريفي از دين سكولار ارائه خواهم كرد، سپس سئوالات تحقيق را مشخص كردهام، در ادامه به بررسي و تحليل جزئيتر عناصر و نمادهاي موجود در فيلم براساس نظريه انتخاب شده خواهم پرداخت و در جمعبندي نهايي از ديد اسلام و خصوصاً مسيحيت به تأييد يا رد سكولار بودن فيلم ميپردازم.
مقدمه:
دين از ديد دوركيم كليتي از اعتقادات و مناسك است كه به امور مقدس سروكار دارد. هرگاه اعضاي يك جامعه با تكيه بر امر قدسي به شيوهاي مشابه فكر و عمل كنند به ديني مشترك اعتقاد دارند و عضو يك دستگاه ديني (كليساي) مشترك هستند. دوركيم مينويسد: ”بنابراين دين، نظامي دائمي از باورها و مناسك مرتبط با امر قدسي، يعني مستقل از امور مادي و غيرقدسي است. اين باورها و اعمال، همه كساني را كه پيرو آنها هستند در يك اجتماع اخلاقي واحد بنام كليسا متحد ميكند“.
دوركيم پس از مروز چندين تعريف و پيدا كردن نواقص آنها،تعريف خود را پيشنهاد ميكند. همه اديان شناخته شده اعم از ابتدايي و تاريخي در يك چيز مشتركند، و آن تقسيم جهان به دو بخش قدسي و غيرقدسي است. دوركيم در پاسخ به سئوالاتي راجع به جدا شدن امور قدسي و غيرقدسي به 3 مورد، موقعيت متفاوت، فضيلت و قدرت اشاره ميكند.
يكي از ابزارهاي جامعه مدرن، رسانه است، در عصر سكولار چه اتفاقي براي دین ميافتد؟
من در اين مقاله تلاش ميكنم طبق اين تعريف از سكولار به تحليل فيلم موردنظر بپردازم.
سكولاريسم يعني زميني كردن عناصر آسماني و مقدس، شخصي شدن دين و تقدسزدايي آن.
همانطوريكه مشاهده ميشود طبق اين تعريف از سكولار يعني زميني شدن (غير مقدس) شدن عناصر مقدس و آسماني (تقدسزدايي) و عقلاني شدن آن شباهت بسيار زيادي به ديدگاه دوركيم راجع به تقسيم جهان به دو بخش قدسي و غيرقدسي وجود دارد و از اين باب شباهت زيادي نيز با فيلم موردنظر و تحليل آن پيدا خواهد كرد.
سئوالي كه در ارتباط با نشانهشناسي و نظريه انتخاب شده با فرض سكولار بودن دين ارائه شده در فيلم، در پي پاسخ به آن هستم، اين است: آيا اين فيلم (رسانه) ديني سكولار را ارائه كرده است؟ (طبق تعريف انتخاب شده) و به عنوان يك رسانه سكولار چگونه و چطور مباحث دينياش را تبليغ كرده است؟ تقدسزدايي در فيلم چگونه صورت گرفته است و آيا براي رسيدن به مرحله خدايي از كتاب مقدس و كليسا و به طور كلي اعمال و مناسك بهره ميبرديا خير؟
به طور كلي همانطور كه مشاهده خواهد شد در فيلم مورد نظر هم عناصر مقدس به كار رفتهاند و هم عناصر غيرمقدس اعمال و مناسك مربوط به كليسا نيز به ميزان كمي مورد توجه قرار گرفته و از كتاب مقدس و بهرهگيري از آن نيز به صورت مستقيم ياد نشده است.
در ابتدا فيلم را به مقولات مختلفي تقسيم كردهام تا با ريزتر شدن مقولات و زير مقولات بتوانم به تحليل جامعتر و دقيقتري دست بزنم، سپس وارد عناصر و نمادهاي مقدس و غيرمقدس فيلم خواهم شد.

1- اعتقادات و باورهاي ديني (مقدس و غيرمقدس) مقدس مثل: صحبت با خدا (ذكر و ياد خدا)، دعا كردن، معجزه، توبه و .. غير مقدس: اعتراض به خدا و ناديده انگاشتن او، كفرگويي و ...
2- مسائل و مشكلات اقتصادي و شغلي.
3- شورش و آشوب و بينظمي اجتماعي.
4- مسائل اخلاقي نظير كمك و ياري رساندن به ديگران و مضاميني از قبيل عشق.
براي اينكه تحليل موردنظر دقيقتر و بر مبناي بخشهاي مشخص فيلم باشد فيلم بروس آلمايتي را به 4 بخش اصلي تقسيم كردهام و عناصر و نمادهاي ديني موجود در آن را به تفكيك ارائه خواهم كرد:
• بخش اول فيلم:
ـ بدشانسيهاي متعددي كه در زندگي بروس اتفاق ميافتد.
ـ اعتراضش به خدا بابت ايجاد مشكلات و گرفتاريها و بدشانسيها
ـ از دست دادن شغل (كار) و كفرگويي و توهين به مقام خدا و اظهار بيتوجهي و بيعلاقگي خدا نسبت به او.
ـ درخواست بروس از خدا براي نشان دادن يك نشانه (مبني بر عدم بيتوجهي خدا به زندگي بروس)
نشانههاي موجود در اين بخش:
1. حضور پيرمرد فقيري كه در خيابان و در مكانهاي كه بروس تردد داشت و پلاكاردهاي مختلفي كه با مضاميني از قبيل ”آيا توكوري (نميبيني)“ / و زندگي عادلانه است“. به بروس نشان ميداد.
2. نشانهها و علائم كنار جادهاي با مضامين ”ادامه بده“ و نشانههاي موجود در كاميوني كه حامل علائم كنار جادهاي از قبيل ”رعايت حق تقدم“ (تسليم شدن)/ ”راه غلط و اشتباه“/ ”متوقف شدن و وارد نشدن“ بود.
3. جريان آلارم دادن بيوقفه پيجر بروس با نشان دادن شمارهاي كه دو رقم اول آن هفت بود.
4. اهداي تسبيحي ”مهرههايي“ كه دعا و آرزوهايي بر روي آن خوانده شده بود، توسط گريس به بروس با اين مضمون كه تو را حفظ ميكند.
• بخش دوم فيلم:
ـ تماس بروس با شمارهاي كه دو رقم اول آن 7 است (پيشنهاد كاري استثنايي به بروس).
ـ ملاقات بروس با خدا.
ـ قدرت گرفتن بروس و رسيدن به مرحله خدايي.
نشانههاي موجود در اين بخش:
1. نام ديني ساختمان ”حضور جهاني“
2. رنگ داخلي ساختمان (تماماً سفيد)
3. پلاكاردهاي راهنماي طبقات: 1. پرسنل طبقه هفت . 2. حسابرسي طبقه هفت، 3. آفرينش طبقه هفت و نابودي طبقه هفت.
4. رنگ لباس خدا (سفيد).
5. فايلي كه حاوي تمام پروندههاي اعمال و گفتار بروس بود.
6. نشان دادن عدد 7 توسط بروس به خدا و اضافه شدن 2 انگشت به دست او.
7. تسبيح و مهرههاي دعا خوانده شده. / 8. راه رفتن روي آب.
9. صحبت كردن بروس با خدا .
• بخش سوم فيلم:
ـ پايين آوردن ماه و اضافه كردن ستارهها و اتفاقات ناشي از اين كار در سونامي.
ـ شهاب سنگ، جرم و جنايت، جسد و مواد مخدر
ـ دعا و صحبت كردن گريس با خدا / ـ حق خوري و پايمال كردن حقوق ديگران.
ـ برهم زدن نظم جهان / ـ تنهايي و پشيماني بروس.
نشانههاي موجود در اين بخش:
1. نوشتن اسم گريس و بروس بروي تمامي درختان
2. شكلگيري ابرها مثل صورت يك زن و مرد.
3. حركت پرندهها به نوعي كه حاوي اين پيام بود كه با بروس تماس بگير.
4. نشانههاي پيرمرد فقير: ”بادا كه سلطنت الهي تو فرا رسد“.
5. نشانههاي پيرمرد فقير: ”نبرد بين نيكي و بدي“
• بخش چهارم فيلم:
ـ از دست دادن قدرت خدايي بروس
ـ بازگشت به حالت عادي و معجزه شدن خود بروس
ـ ايمان قويتر و شروع مجدد بروس
نشانهها:
1. نشانههاي پيرمرد فقير: ”دست به دست براي برنده شدن“
2. پختن كيكي صليبي شكل براي سازمان اهداي خون.
همانطوري كه مشاهده شد در اكثر بخش هاي فيلم تاكيد زيادي بر عدد هفت شده است در اينجا لازم ميبينم مختصري از عدد هفت و تفسيرهاي ديني و مقدس موجود از آن در دينهاي مختلف بياورم و سپس اختصاصاً راجع به تفسير عدد هفت در دين مسيح خواهم پرداخت.
هفت مسير معنوي به سوي خدا:
اززمان هاي بسيار قديم رنگين كمان نماد اميد بوده است، چون نور سفيد از منشور قطرات باران عبور مي-كند و هفت رنگ مشخص آشكار مي¬شود. من رنگين كمان را به هفت مسير براي رسيدن به خدا تشبيه مي¬كنم كه گرچه هر مسير جدا از ديگري است، به نظر مي¬رسد تفكيك ناپذير از كل است زيرا هريك انعكاسي تمام عيار از يكي از جنبه هاي هوشياري الهي است آن نقطه¬ي طلايي در انتهاي رنگين كمان نقطه¬ي ارتباط ما با خداوند است، شادي و سپاس و آگاهي از اينكه به موهبتي خاص عطا شده است كه با تمسك به آن مي¬توانيم خدمتگزار باشيم.
عدد هفت در بيشتر آيينهاي كهن خصوصيات خاص خود را دارد. رز ماري شيمل تاريخ نويس مذهبي، مراجعي متعدد را در مورد عدد هفت در هر دو دنياي طبيعي و ماوراء الطبيعي معرفي مي¬كند، مانند هفت دريا، هفت آسمان، هفت سياره¬ي منظومه شمسي، هفت روز هفته، هفت نت موسيقي، با هفت گام رسيدن به معبد سليمان كه در عرض هفت سال ساخته شد، ضرب المثلي كه هفت ستون عقل و خرد را مي¬ستايدو عدد هفت به عنوان نماد قدرت در رساله¬ي عهد عتيق در رساله¬ي عصر جديد مي¬خوانيم، حضرت مسيح (ع) امر فرمود كه از هفت بار تا هفتاد بار ببخشاي، همچنين در اين رساله آمده است عيسي مسيح هفت ستاره را در دست نگه داشت هفت مهروموم گشوده شد و نامه¬ها به هفت كليسا ارسال شد، روز رستاخير را هفت شيپور اعلام مي¬كند و هفت فرشته هفت عذاب نازل مي¬كنند. هفت سوگند، هفت گناه مرگبار و هفت عطيه¬ي الهي وجود دارد.
در دين يهود درخت زندگي هفت شاخه دارد. يكي از جنبههاي تصوف در دين اسلام اظهار مي¬دارد كه هفت مرحله درك و فهم خداگونه در عقل و خرد بشر آشكار مي¬گردد، هفت مرتبه دور خانه خدا طواف مي¬كنيم. در مراسم ختم هفتم داراي اهميت است بودا هفت سال در جستجوي روشن بيني بود و هفت بار دور درخت بودي گشت و سپس براي رسيدن به روشن بيني در زير آن درخت به مراقبه نشست هندوها هفت نظام جداگانه دارند كه شامل مفهوم پزشكي – فلسفي نيروي حيات يا پرانا ”prana“ است كه باعث قدرت بدني فرد مي¬شود. پرانا در ناديها ”nadis“ گردش مي¬كند. مانند مدار نصف¬النهار در طب سوزني كه در هفت چرخه¬ي انرژي به نام چاكرا ها جريان دارد در مراسم ساحري بوميان امريكا هفت مسير مقدس وجود دارد: مادر يا مادربزرگ زمين در زير پاي ما، پدر يا پدربزرگ آسمان در بالاي سر ما، قدرت خورشيد در مشرق، وفور و خلاقيت در جنوب، دگرگوني و تحول در غرب، عقل و خرد در شمال و هفتمين مسير جايي كه كل انرژي ها به هم مي¬رسند، درون قلب ماست.
در اين بخش از تحليل به امور مقدس و غيرمقدس استفاده شده در فيلم مي¬پردازيم و سپس از لحاظ مقدار و اهميت آنها را با هم مقايسه مي¬¬كنيم تا ببينيم تقدس زدايي بيشتر در فيلم استفاده شده يا تقدس زايي، اگر چه اين تحليل جامع نيست در بخش نتيجه¬گيري ازلحاظ كلي نيز به نتيجه و فرجام و پيام هاي فيلم نيز خواهيم پرداخت، تا نتايج دقيقاً مطابق خواسته¬ي تحقيق باشد علاوه بر اين در اين بخش ديدگاه دوركيم كه جدايي امور مقدس و غيرمقدس است نيز خواهم پرداخت.
امور مقدس موجود در فيلم:
-تأكيد بر عدد 7 : 7 طبقه آن ساختمان/ 7 روز / ساعت7 / 7 روز خدايي كردنش / عدد 7 با انگشت¬هاي بروس / تابلوي روي ديوار كه عدد 7 را نشان مي¬داد: پرسنل، حسابرسي، آفرينش و نابودي. (طبق دين اسلام: همه چيز در طبقه هفتم اتفاق مي¬افتد. جايگاه و عرش خداوند، آفرينش انسان در بالاترين رتبه و طبقه صورت گرفته است (اشرف مخلوقات)/ طبقه 7
- تسبيح : نماد ذكر و ياد خداست.
- سفيد بودن رنگ سالن كه جنبه¬ي مقدس و عرفاني دارد و معصوميت را با آن به نمايش مي¬گذارند.
- آيه ها و نشانه هاي موجود در فيلم : پيرمرد فقير با پلاكاردهاي هدايت كننده (هادي، امام و راهبر) / ماشين بزرگي كه حاوي تابلوهاي رعايت حق تقدم / مسير اشتباه / توقف / واردنشدن و ... بودو ساين ادامه بده.
- نردباني كه به سمت نور مي¬رفت و جايگاه و مقامي حتي برتر ازطبقه 7 كه عرش خداوند است.
- روي آب راه رفتن: روايتي در دين اسلام مبني بر بسم¬اله گفتن و روي آب راه رفتن )
- نداشتن ظرفيت و گنجايش يك انسان در برابر قدرت و تواناييهاي مطلق و لايتناهي خداوند (محدوديت ظرفيت انسان ).
- صداي پيجري كه حتي بعد از زير ماشين رفتن هم صدا مي¬كرد (دورقم اول آن هفت بود / و آدرس مورد نظر هم در خيابان هفتم بود، در فيلمنامه ).
- توبه كردن / نزديك بودن قيامت / روز رستاخيز / اهميت توبه و گفتگويي مبني بر اينكه هر چيزي هر چقدر كثيف باشد قابل تميز شدن است.
- اطلاع خداوند از همه زندگي بروس حتي بخشهاي مخفي و پنهان آن.
- اهداي خون به نيازمندان / كمك به مستمندان و دستگيري آنها.
- كفر نگفتن / گناه نكردن.
- مفهوم love و charity كه در دين مسيح تأكيد زيادي به آن شده است.
- دعا كردن آرزو و خواسته از خدا داشتن / تمام نشدن خواسته¬ها و نيازهاي انساني
- صحبت خدا مبني بر يكتايي، اول و آخر بودن، خالق آسمانها و زمين بودو به اسرار آگاهي داشتن.
- معجزه (خودت معجزه باش).
- انجام كارهاي فرامادي توسط خدا – باز كردن فايل بدون تماس دست / روشن و تاريك شدن فضاي داخلي تنها با دست زدن / آگاهي از عددهاي مخفي كه توسط بروس نشان داده مي¬شد.
- آخرت
ـ قادر مطلق (تواناي مطلق، ويژگي خدايي)
- صليب(كيك صليبي و ارتباطش با سازمان اهداي خون) و (ارتباط بين اعتقاد و عمل )
- آرامش ،عشق ، شادي
- كسيكه توانايي آوردن لذت و خنده را به زندگي ديگران دارد، علامت و نشانه آسماني دارد. (زيبا بيني).
- نشانه¬هاي پيرمرد هادي و راهنما (نشانه¬هايي از كتاب مقدس كه به صورت مكتوب در زمينه به نمايش گذاشته مي¬شد).
1- آيا نمي¬بيني ؟ 2- دست به دست براي برنده شدن (اتحاد و همبستگي) 3- خدا خوب است.
4- بادا كه سلطنت الهي تو فرا رسد 5- زندگي عادلانه است 6- نبرد بين نيكي و بدي.
- نشانه¬هاي عجيب و پرمفهوم ديني: 1- صداي پيجر/ 2- عدد 7 و تأكيد بروي آن / 3- نام ساختمان (حضور جهاني) omni presents .
4- پلاكاردهاي راهنماي طبقات: پرسنل، حسابرسي، آفرينش و نابودي همگي در طبقه 7.
امور غيرمقدس (تقدس زدايي هاي فيلم):
در برابر اين همه امور مقدس ذكر شده عناصرو نشانه¬هاي بسيار كمي براي تقدس زدايي و امور غيرتقدس داريم:
1- از ديد اسلام، تجسم خدا در قالب يك انسان و اطلاق ويژگي¬هاي انساني از قبيل : خنديدن يا خسته شدن ، شانس نياوردن ، آزار ديدن ،ترساندن ، ندانستن و تفريح و به تعطيلات رفتن.
اما از ديد مسيحيت تجسم خدا و تاكيد به حضور تنديس در كليسا نه تنها مانعي ندارد بلكه امري مقدس نيزذكر مي¬شود، اما از ديد اسلام تجسم خدا نامطلوب و ناپذيرفتني است، ولي بهرحال ديد ما در اين فيلم از ديد مسيحيت نشأت ميگيرد همچنين از ديدي ديگر خداي بازنمايي شده در فيلم خدايي با معيارها و شعارهاي امريكايي است جاييكه او مشغول كار است كلاهي آفتابي با مارك” Ny “ New york به سر دارد، علاوه بر اين در جايي ديگر به تفريح vacation تأكيد مي¬كند و مي¬گويد حالا كه تو جاي من كار مي¬كني من به تعطيلات مي¬روم كه شعار كار و تفريح شعاري امريكايي است. به نوعي در اين بخش فيلم خدا را از ديد سكولاريسم شخصي (ملي ) كرده است و عناصر فرهنگي و نمادهاي ملي نيز براي آن بكار برده است.
2- دست بردن به جايگاه ماه و تغيير محل آن 3- خودخواهي كردن 4- خودپرستي 5- شهاب سنگ و مواد مخدر 6- آزار و اذيت 7- پايمال كردن حقوق ديگران 8- سالهاي سياه و 9- كفر گفتن .
جمع¬بندي:
همانطوريكه مشاهده شد امور مقدس موجود در فيلم بسي بيشتر از امور غيرمقدس و تقدس زدايي فيلم هستند علاوه بر اين براي پاسخ دقيق¬تر به سوالات تعداد نماهاي موجود در فيلم را نيز محاسبه كردم كه ميزان توجه و زمان و مقدار اختصاص داده شده به بخشهاي مقدس رانيز محاسبه كنم. كه توجه به امور مقدس دو برابر زمان و توجه به امور غيرمقدس بود و حدود 3/2 نماها به امور مقدس و تنها 3/1 به امور غيرمقدس تعلق گرفت.
اگر از ديد مسيحيت و اعتقاد آنها به فيلم مورد نظر نگاه كنيم تقدس زدايي در ارتباط با تجسم خدا صورت نگرفته است چرا كه اساساً تجسم در دين مسيح موردي ندارد، همچنين در جهت زميني شدن عناصر آسماني بايد بگويم در اين مقوله هم تقدس زدايي صورت نگرفته است تنها بخش هايي كه مربوط به ويژگي هاي انساني خدا بود ويژگي¬هايي نظير خستگي، آزار ديدن، خنديدن و ... بود كه نوعي تقدس زدايي صورت گرفته بودكه از نظر من فيلم ساز يا كارگردان وقتي خدا را در قالب انسان به تجسم درمي¬آورد ناچار است براي درك و فهم بيشتر مخاطب از الزامات و ويژگي¬هاي انساني نيز استفاده كند. اما در بخش شخصي شدن دين بايد بگويم ملي شدن خدا در اين فيلم به طرزي زيركانه صورت گرفته است و خدا كلاهي با مارك نيويورك بر سر دارد و از شعار كار و تفريح امريكايي به صورتي زيركانه استفاده مي¬كند كه اين مسأله هم در قالب فهم فرهنگي فيلم مي¬گنجد و طبق تعاريف استفاده شده در اين مقاله از سكولاربخش بسيار ناچيزي از فيلم به صورت دين سكولار ارائه شده است،فيلم به صورت كلي جنبه ديني بسيار قوي و معتبري دارد و مفاهيمي نظير آخرت ، توبه ذكر و ياد خدا، كمك كردن به نيازمندان، در نظر گرفتن حقوق ديگران و .. بسيار زيبا و بجا بكار رفته است.
علاوه براين در اين فيلم براي تبليغ و بيان مباحث دينياش بيشتر ازروش باورها و عقايد و كمتر از مناسك و شيوه¬هاي كنش (طبق تعريف دوركيم) بهره برده است، مباحث مربوط به اعمال و مناسك و كنش¬ها نيزبسيار غيرمستقيم و در پرده بيان شده است. در نهايت بايد بگويم امور مقدس بسيار پررنگ¬تر و مستقيم تر از امور غيرمقدس است و نه تنها جايگاه دين را در قالب ساير نهادها پائين و كوچك نياورده بلكه امر ديني را مافوق ساير بخشها و نهادهاي اجتماعي آورده و تمامي آنها را زير سلطه دين و باورها و اعتقادات ديني قرار داده است و كنترل خدا را در همه عرصه ها شاهد هستيم. بحث اراده و اختيار خداوند به جا و مناسب به كار نرفته است طبق اعتقاد ديني ما كه تسليم اراده خدا باشيم نيز مورد توجه است همچنين اين شخص براي نزديكي به خدا به صورت غيرمستقيم پيام¬هايي از كتاب مقدس كه توسط پيرمرد فقيري كه در گوشه خيابان مي¬نشيند به او ارائه مي¬شد كه در نهايت پيرمرد تغيير شكل مي¬دهد و در آخرين صحنه تبديل به خدايي مي¬شود كه ما او را در طول فيلم مي¬ديده¬ايم. در نهايت بايد بگويم نقاط مشتركي بين اعتقادات مسيحيت و اسلام وجود دارد اعتقادبه آخرت توبه، كفر نگفتن ، روز رستاخيز، تسليم اراده خدا بودن، ناتواني هاي انسان در برابر قدرت خدا و قدرت لايتنهاي او، رنگ سفيد و معصوميت آن، تقدس عدد هفت و ... وجود دارد. از نظر من و با در نظر گرفتن دين سازندگان اين اثر تقدس زدايي مستقيم و علني صورت نگرفته است. نكته جالب مشترك ديگر وجود تابلوي راهنماي طبقات بود كه همه چيز خصوصا پرسنل حسابرسي آفرينش و نابودي را به طبقه 7 ارجاع داده بود در آنجا تصور مي¬رفت جايگاه خدا باشد اما در آن صحنه نيز شاهد نردباني بوديم كه به سمت طبقه ديگري مي¬رفت كه بروس از رسيدن به آن طبقه ناتوان بود درواقع آن جايگاه خداست (عرش اوست) كه مشهود نيست و جايگاهي است كه انسانها قادر به درك و فهم آن نخواهند بود و در نهايت رفتن به كليسا و حضور فيزيكي در آنرا مورد توجه قرار نداده بلكه توجه به نشانه-هاي كوچك از كتاب مقدس و استفاده و بكارگيري از آنها را بسيار مهمتر و در مركز توجه قرار داده است مفاهيم ساده اما در عمل حياتي و بسيار مهم است.
«اميد است توانسته باشم حق مطلب را ادا كنم».
منابع و مآخذ
1- بوریسنكو، جوآن (1378) هفت مسير معنوي به سوي خدا، ترجمه نفیسه معتكف، تهران، انتشارات راد.
2- جزوه و پاورپوينتهاي دكتر بهار، (1385) كلاس دين و رسانه
3- دوركيم، اصيل (1385) صور بيناني حيات اجتماعي
4- فيلمنامه فيلم مورد نظر
5- ضيمران، محمد (1382) در آمدي بر نشانه شناسي هندي، انتشارات قصه.
