دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ - سال پنجم - شماره 54 - 16صفحه
فصل شما
شنبه، ۲۶ آذر ۱۳۸۴
بهشت زهرا : تنها راه ارتباط با رفتگان یا اوقات فراغت؟
[ دکتر علی اصغر سعیدی ]

بهشت زهرا : تنها راه ارتباط با رفتگان یا اوقات فراغت؟
در این نوشته با ذکر مشاهداتم که بارها صورت گرفته است در پی بیان این مساله هستم که بهشت زهرا چه جور جایی است ؟ چرا مردم ساعت ها از بهترین زمانهایشان را آنجا صرف می کنند؟ آیا این زمان اوقات فراغت محسوب می شود؟ یعنی اینکه فرد در قبال آن دستمزدی دریافت نمی کند و به علاوه از رفتن به آنجا لذت هم می برد!

در مقابل تراکم عمودي که در نواحي مختلف تهران و بويژه شمال مشاهده مي شود، يعني برج هايي که چهره شهر را کور کرده و شهري ايجاد کرده که نه به جهان سوم مي ماند و نه به مراکز شهري کشورهای توسعه یافته ( downtown ) مانند امريکا و اروپا، تراکم و تمرکز افقي در جنوب مشاهده مي شود که شايد در هيچ کجاي دنيا سابقه نداشته باشد: بهشت زهرا را مي گويم. از همه مهمتر هر هفته بويژه شبهاي جمعه صدها هزار نفر در آنجا جمع مي شوند تا رفتگانشان را تنها نگذارند. اين شايد از وفادري ايرانيها حکايت کند، يا نقش مرگ در زندگي ما و يا چيزهاي ممکن ديگر . البته تفاوت هاي زيادي در جوامع بين حرمت رفتگان و تذکر و برگزاري مراسم عزاداري مشاهده شده است، در ايران نه تنها اجراي مراسم در نواحي مختلف مهم است گورستان نيز اهميت خاص دارد و در آن ميان بهشت زهرا در ايران شايد منحصر بفرد باشد. اين امر به دلايل مختلف است. بهشت زهرا نسبت به دو دهه پيش متمرکز تر ، گسترده تر، مهم تر، مدرن تر شده است. اتفاقا بهشت زهرا در اواخر دهه 40 شمسي ساخته شده يعني اوج مدرنيسم رژيم گذشته (معماري درب شرقي مربوط است به سال 1349) .


بهرحال بهشت زهرا پديده اي است . بر خلاف تراکم عمودی شهرها غربت در آن کم است. به این معنی که افراد با اشتیاق به آنجا می روند تا اتفاقا غریبان را تنها نگذارند. اما در شهرهای ما افراد روز بروز از همه غریبه تر شده و لذا به درون خانه هایشان پناه می برند.
شايد بتوان نسبت مدرنيسم و سنت را در بين ايرانيها و يا تهراني ها با اين شاخص هم سنجيد. ديدن منظره شب جمعه ها واقعا انسان را در بهت فرو مي برد. گويي که ما تنهايي هايمان را مي خواهيم پر کنيم یا تنهایی رفتگان را يا وفاداري مان را به خودمان اثبات کنيم يا ... اگر با گورستان های غرب مقایسه کنید واقعا جالب است. آنها معمولا گورستانها را در داخل محلات قرار می دهند اما باز هم هنگامی که در کنار آن می گذرید کسی را مشاهده نمی کنید نه روز نه شب نه شنبه نه یکشنبه.

برخلاف اکثر گورستان هاي شهرهاي مختلف در کشورهاي مختلف تمرکز رفتگان در يک مکان ويژگيهاي خاصي به آن داده است. شبهاي جمعه هيچ جاي اين تهران بزرگ ديدني تر از اين مکان نيست. بهشت زهرا و بيرون بهشت زهرا. براي اطلاع شمنا بگويم که گفته مي شود زني زمين هايش را که پشت بهشت زهرا بوده به شهرداري بخشيده است تا با قيمت ارزان در اختيار مردم قرار گيرد. مهندسي مي گفت شهرداري براي آماده سازي زمين 40 هزار تومان به پيمانکار مي دهد. قبرهاي دو طبقه ساخته مي شوند و به فروش مي رسد. مثلا مادرم را در قبري دفن خواهدن کرد که پدرم 4 خرداد 1382 بخاک سپرده شد چون ما هردو قبر را خريديم و يکي را به نام مادرم به ثبت رسانديم. هزينه اين قبر دونفره 200 هزار تومان بود. يعني بهشت زهرا 60 هزار تومان بابت هزينه هاي آباداني از قبيل سنگ و غيره دريافت مي کند. البته برخي هزينه هاي شستشوي و نماز گذاري و ... را هم در بر مي گيرد.

همين ساخت قبر دو نفره چه چيزهايي را ايجاد نمي کند. وقتي يکي از نزديکان مي ميرد خيلي ها شايد احساس کنند که دوست دارند با او بروند. ازدست دادن نزديکان سخت است. بي تاب مي شوند. اينجاست که تجارت وارد مي شود و از همين مساله سود مي برد. در مقابل تنها شما تنها تسکینی دریافت می کنید. حتما ارزشش را دارد که در قبالش پرداخت می کنید. آیا اینجا ما عقلانی رفتار می کنیم آنطور که اقتصاددانان می گیند. اگر از أانیل کنمن بپرسید می گید خیر.
بگذریم که برخی این را پيامی می دانند به بازماندگان متوفي که تو هم مي روي و در کنار يا در بالاي عزيزت دفن مي شوي.

بنظر مي رسد که بهشت زهرا رو پايان است. اما بازديدکنندگانش روز بروز بيشتر مي شوند. بسيار کسان هستند که چندين ساعت در بهشت زهرا سر قبر بازماندگانشان مي روند. فکر مي کنم سرانه بازديد از قبور سالانه افزايش مي يابد. انگليسي ها در مورد رفتگانشان مي گويند OUT OF SIGHT OUT OF MIND ( از ياد رود هرآنکه از ديده رود) اما اين در مورد بسياري تهراني ها بنظر نمي رسد صدق نمي کند. چرا؟ آیا این نوعی اوقات فراغت نیست. ما در بررسی اوقات فراغت هیچ گاه نمی پرسیم که شما چند ساعت به مراسم عزاداری می روی یا به هیت های مذهبی ویا به گورستان. در حالیکه مردم ساعتها در هفته آنجا می روند. آیا نباید تعریفی جدید از اوقات فراغت داد؟ روژک می گوید بله باید هر زمانی را که فرد از آن لذتی حاصل می کند یا غم را کنار می گذارد و تسکین می یابد به حساب اوقات فراغت بحساب آورد.

بهشت زهرا و قشر بندی اجتماعی مردگان

زمين هاي بهشت زهرا گران شده. اگر در قطعه اي که پر شده جايي بخواهي تا 3 ميليون قيمت دارد. اما قطعات بيرون بهشت زهرا ارزان تر است. بنظرم مي رسد که سازمان بهشت زهرا همان کار برج سازان را انجام مي دهد. تعدادي آپارتمان در هر طبقه را مي گذارند در پيان ساخت کامل به بهاي بيشتر مي فروشند. در هر قطعه اي چند قبر خالي مي ماند براي اينده.
قبرهاي قطعه 47 بيش از دو ميليون ارزش دارد . قطعه 219 که پشت ديوار بهشت زهرا است تنها 200 هزار تومان . بنابر اين نماد فاصله طبقاتي يا قشربندي اجتماعي را در همين جا هم مي توان ديد. تهران در تمام جنبه ها مي رود تا تمايزات بيشتري را در عرصه عمومي ايجاد کند و بهشت زهرا هم يکي از آنهاست. سنگ قبرهاي بعضي قطعات سنگهاي قيمتي است که مي درخشد، مثل سنگ گرانيت و غيره.
قطعات و محل هاي مشخص در بهشت زهرا عبارتند از قطعه هنرمندان، قطعه شهدا، مسجد هفتادو تن – يادبود شهداي مکه سالن ندبه –مزار مرحوم طالقاني – جلوس – ميدان شهداي گمنام –خانه شهيد، سالن هاي سوگواري گلخانه، مقابر خانوادگي
اما در کنار همه اين تمايزات توده هاي کثيري هستند که تنها مي توانند در زمين هاي ارزان پشت بهشت زهرا
جايي را بگيرند.

در بهشت زهرا عده اي هستند که ( اسم تخصصي اش را نمي دانم شاید قران خوانها) اگر کسي را به تازگي از دست داده باشيد و مجبور باشيد معمولا در هفته اول يا چهل روز اول مرتبا به سرقبر براي انجام مراسم برويد تا بر سر قبر مي نشينيد اينها مي ايند و شروع به قران خواندن مي کنند. بقول مدرنيستها خلوتتان PRIVACY ا را مي گيرند. تا شما به خاطر متوفي يا خلوت خودتان پول ندهيد بعيد است که بروند . در ميان خود آنها اين مناطق يعني تازه درگذشتگان را منطقه فعال مي نامند. يکي از آنها که مرا شناخته بود مي گفت شما خيلي از منطقه فعال دور شده ايد. يعني ماه ها از درگذشت پدرت مي گذرد.

مسائل مهم ديگري که مي توان بيشتر در مورد آن نوشت مساله زنان و شيون و فغان آنهاست.

مدرن شدن بهشت زهرا را در مورد انعکاس آمار و اطلاعات در آنجا مي توان ديد که شايد حضور کامپيوتر در کمترين قبرستاني سابقه داشته باشد.

در باره گورگن ها و گورها، مراسم ها و مداحان ، خيرات و خوردني ها و ... بويژه خيرات جمع کن ها از مسائلي هستند که مي توان درباره اش هر هفته چيزها ديد و ساعتها نشست و نوشت.

سازمان اداري بهشت زهرا همه کار را مي کند از فرستادن ماشين براي حمل جسد تا شستشوي متوفي، انجام مراحل شرعي نماز ميت ، حمل ميت به سر قبر و غيره اينجا همه چيز در انحصار شهرداري است. تنها اجراي مراسم در مساجد به بخش غير دولتي واگذار شده است. در حاليکه در بيشتر کشورها بويژه در اقتصادهاي مبتني بر مکانيسم بازار موسسات خصوصي ( مورتيشن ها ) انجام اين کارها را به عهده مي گيرد.

انجام مراحل شرعي بخاک سپاري مانند احکام بعداز مرگ – احکام غسل و نماز و دفن ميت – احکام غسل مس ميت – احکام خاک کردن زن حامله، احکام نماز ميت – احکام نماز وحشت يا نماز شب اول قبر از ويژگيهاي بهشت زهرا و مرگ در سر زمين اسلامي است.

دانستن احکام بخاک سپاري امتيازي خاص است. يعني اينکه نگهبان سنت بودن ويژگي ممتازي است. بطور مثال در خارج از کشور ايرانيهايي که اين احکام را بلدند بويژه حاضرند غسل را انجام دهند مورد تقاضاي بسياري قرار گرفته اند.


مرگ در جوامع مختلف

در تمامي جوامع چيزي که قطعي است مرگ. البته بنجامين فرانکلين روزي گفته بود هيچ چيز قطعي نيست جز مرگ و ماليات. اما با وجود اين قطعيت جوامع در طول زمان رفتارهاي مختلف و متغيري در مقابل اين پيده قطعي داشته اند. يعني يک واقعيت با چهرهاي مختلف.
مراسم تشيع در جوامع و اجتماعات مختلف نشان دهنده کارکرد هاي اجتماعي مختلف اين پيده بود.
در چين تقريبا مراسم تشيع مانند برگزاري جشن است شايد جشن آزادي و رهايي روح از بدن و رنگ سفيد نشانه آن است و نه رنگ هاي تيره به نشانه حزن و اندوه.
در مکزيک شب مراسم تشيع جشن و سرور واقعي است و جوک هاي زيادي در باره جشن گفته مي شود.
در بعضي از قبايل افريقايي که شغل اکثر افراد ماهيگيري است تابوت متوفي را به شکل قايق يا ماهي درست مي کنند و در مراسم تشيع جنازه رقص و پايکوبي مي کنند.

در يکي از برنامه هاي آموزشي بي بي سي ديدم که وقتي يک راننده تاکسي در افريقا مرده بود تابوتي به شکل تاکسي بنز ساخته بودند و با رقص تابوت را به کليسا مي بردند. با رسيدن به کليسا ريتم رقص کند مي شد و در صف هايي مانند دسته هاي سينه زني خودمان وارد کليسا مي شدند. بنظر مي آمد که برخي ويژگيهاي شخصي و فردي را در آداب کالتوليکي منطبق يا تلفيق کرده باشند. اين جامعه گويا برخي چيزهاي قديمي و جديدي را بهم پيوند داده و دائما اين آداب را فرمول بندي جديد مي کند. پس اگرچه مرگ يک واقعيت جهان طبيعي است ، واکنش ما به آن يک نوع ساخت اجتماعي است که در طول زمان و مکانها مختلف است.
اين دو گانگي مرگ به عنوان يک پديده طبيعي و واکنش اجتماعي به آن را در نقاشي هاي مختلف نيز مي توان ديد. در برخي نقاشي هايي که اين فيلم نشان مي داد مردان روحاني هنگام مرگ در آرامش خوابيده بودند و روح آنها به همراه ملائکه به طرف اسمان در حرکت بود. در حاليکه مردان جنگ و عمل با بدنهاي تنومندشان در خشم خوابيده اند و روح آنها در کشاکش و خشم به بالا مي رود.

 
آدرس دنبالک: http://www.aa-saeidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/19
لینک ثابت: http://www.aa-saeidi.com/course/archives/000048.php

مطالب مرتبط :
همکاران شماره 54
مصاحبه اي جذاب با استاد حميد كاظمي هنرمند و پژوهشگر
لزوم توجه به مبلمان شهری
بررسی عوامل بزه دیدگی در خانواده
خليج عربي يا توطئه غربي
هیئت تحریریه






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۶ آذر ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :جامعه شناسی دین
تعداد بازدید :824
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


عضویت در فصل نو:
به خانواده انجمن نواندیشان علوم اجتماعی فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه:
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .
نام و نام خانوادگی:

موبایل:

ایمیل: