[ دکتر شهرام پرستش، خدیجه شیرخانلو ]
چکیده
رمان زاده جامعه مدرن است وازسویی تحولات اجتماعی در آنها منعکس می شود رمانها به تحولاتی که انسانها در جامعه مدرن روبرو مشوند تجربه انسان مدرن در جامعه مدرن شهری می پردازد در این مقاله سعی شده به این مسئله پرداخته شود که زنان نویسنده به عنوان کنش گران اجتماعی در جامعه ایرانی تحولات ایجاد شده در نقش مادر را چگونه در رمانها منعکس میکنند وآیا این تصویر ساخته شده تصویری واقعی از مادری در جامعه است یا اساسا بازنمای نادقیقی ارائه میدهد پس ما میخواهیم از طریق بررسی تغییر نقش های مادری در رمانها به امکان وجود تحول در جامعه میرسیم .
کلید واژه: رمان نقش مادری زنان نویسنده جامعه مدرن
مقدمه:
چه تحولی درمفهوم مادری در دوره اخیر جامعه ایرانی رخ داده است ما به دنبال بررسی این مسئله در رمانهایی که توسط زنان نوشته شده است هستیم . مادری یعنی چه؟ ونگاه زنان به مادری با چه عنصری گره خورده است ؟ از گدشته تا به امروزمادری به عنوان یک نقش کاملا زنانه در هاله ای ازتقدس در نهاد های اجتماعی وازجمله ادبیات قرار داشته است مادر نماد عشق محبت وایثار مطلق بوده مادر میمیرد در ساختار خانواده ایرانی چون استعلایی میشود وغیر قابل دسترس کسی میشود که تنها منبع غنی محبت وعشق بدون اینکه به نیازهایش توجه شود .در ادبیات کهن (اشعار فردوسی کلیله ودمنه و..)توجه به زن در قالب معشوقه یا به عنوان مادر در ساختار خانواده وجدا ازحوزه سیاسی واقتصادی به نمایش در آمده ولی در حال حاضر با شکسته شدن برخی از ساختار های سنتی جامعه ایرانی(مدرن شدن) امکان حضور زنان در سظح جامعه در مراکز تحصیلی مراکز هنری (سینما تاترموسیقی )افزایش یافته وموجب بازنگری در نقش زنانه ومادرانه توسط خود زنان شده . توجه به خود به جدا از انتظاراتی که جامعه از انها دارد وتوجه به فردیت وهویت های زنانه باعث شده زنان به نیازها خواسته ها آرزوها واهدااف خود را بتوانند بازگوکنند ودر پی تحقق آنها باشند که بعه واسطه خود آگاهی صورت گرفته در جامعه روبه مدرن شدن ایران موجب شکل گیری آن شده است حالا خود اوتعیین میکند که چگونه مادری شود و چه زمان ودر اینجا مفهوم مادر به عنوان یک ابژه فرهنگی زپیستی دچار تحول میشود یعنی از نگاه استعلایی وآسمانی فرو کشیده میشود وبه رابطه ای زمینی بدل میشود وآگاه به حقوق خود ورابطه اش را دوباره با همسر وفرزندان وکل جامعه تعریف میکند .
جایگاه زن در جوامع انسانی در طول تاریخ
با بررسی مجموعه ادوار تاریخی واجتماعی بشر تا پیش از دوران مدرن به نکات زیر دست میابیم:
1-جایگاه ومنزلت زن به عنوان مادر در همه جوامع والاست واین کارکرد زنانه- مادری تقریبا در تمام تاریخ مورد احترام ودر هاله ای از تقدس ورمز وراز بوده است.
2-درجاتی از نگاه تحقیر آمیز نسبت به زن در نمام جوامع دیده می شود یعنی زنان صرف نظر ازبعد مادری به علت داشتن ویژگی های خاص زنانه –زنانگی تحقیر شده اند .
3-وضعینت زنان در جوامع مختلف در دوره های مختلف تاریخی یا در دوره های خاص تاریخی در جوامع هم عصر ونیز در یک جامعه در میان قشر های گوناگون متفاوت است. درجاتی از قدرت وبی قدرتی حضور در عرصه های عمومی یا عدم حضور محدودیت های اخلاقی ورفتاری یا عدم محدودیت به چشم میخورد پس تصودری واحد ویک پارچه از وضعیت زن در تمام طول تاریخ نمیتوان ارائه کرد.
4-در طول تاریخ زنانی بوده اند که به صورت انفرادی از درجات بالایی از قدرت مثلا قدرت سیاسی برخوردار بودند اما این مسئله به معنای قدرتمندی زنان به عنوان یک گروه نیست.
5-وجود تفاوت های حقوقی بین زنان ومردان کم وبیش در تمام جوامع بشری مشهود است ممکن است درجات این تفاوت در جوامع گوناگون مختلف باشند ولی اساسا اینکه تفاوتی بین حقوق زن ومرد وجود دارد در همه جوامع به چشم میخورد به گونه ای که در نظم قدیم سنتی ودر حوزه های خصوصی وعمومی نظام جنس وجنسیتی وجود دارد
6-در این دوران شواهدی دال بر حرکت جمعی زنان یا وجود جنبش اجتماعی زنان دیده نمی شود یعنی به رغم وجود مواردی از مشارکت زنان در حرکت ها وشورش های اجتماعی وسیاسی به زنان بر مبنای هویت زنانه ودر راه اهداف زنان اجازه اقدام نمی دادند.(مقدمه ای برمطالعات زنان 26)
تاریخ نویسندگان زن ایرانی
در دهه چهل شمسی که دوران شکوفایی ادبیات ایران به شمار میرود فقط 25 زن نویسنده فعال بوده اند در آن سالها به ازای یک زن نویسنده پنج نویسنده مرد داستان مینوشتند حسن میر عابدین یژوهشگر ادبیات داستانی در ایران میگوید "در سالهای اخیر زنان به طور چشمگیری پشرفت کرده اند ودر حال حاضر به ازای دو نویسنده زن سه نویسنده مرد در حوزه ادبیات فعال هستند" در سالهای 1370تا1380حدود 370زن نخستین اثر خود را منتشر کردند این میزان 13برابر دهه قبل است چراکه تا سال1310 که داستان نویسی ایران در مراحل نخست است مردان کمی در این حوزه قلم میزنند ونام هیچ زنی در تاریخ داستان نویسی نیانده است از 1310تا1320تنها دو زن داستان نوشته اند ایران دخت وزهرا خانلری البته در این دوره فاطمه سیاح در زمینه نقد ادبی فعال است وبه عنوان نخستین زن ایرانی برکرسی استادی دانشگاه تهران نشسته است گلی ترقی نویسنده زن ایرانی مقیم فرانسه معتقد است که زنان برای رهایی از فضای بسته به نوشتن پناه آوردند وادبیات بهترین فرصت بود تا خود را مطرح کنند (سایت کانون ادبیات ایران)
مفهوم مادر در لغت نامه فرهنگ صبا
مادر:ا.(به فتح دال ) زنی که فرزند دارد مام وماما هم گفته شده
مفهوم مادریت :تعریف وارزش مادریت یکی از منابع جدل میان فمنیست ها ی معاصر بوده است دوبووار وفایرستون معتقدند از میان بردنشکل فعلی مادریت جامعه وبازتولید اجتماعی را متحول خواهد ساخت .{گروهی معتقدند} مادریت به خودی خود مشکلی نیست بلکه مسئله در شیوه نهادی کردن آن در جامعه است .پژوهشهای مارگارت مید نشان داده است که رفتارومنش واحساس هایی که در فرهنگهای مختلف به مادر نسبت داده میشود با شرایط گوناگون اجتماعی تغییر میکنند بنابر این مادریت مقوله ای است ساخته اجتماع ومتاثر از الزامات فرهنگی که با پایین میزان زادوولد مشارکت زنان در تولید وانزوای خانواده هسته ای تغییر میکند لیبرالها مادریت را در ساخت اجتماعی آن وتقدسی که جامعه به این نقش میدهد میدانند سوسیالیست ها میگویند مادریت ازآن رو مسئله ساز است که در متن قدرت اقتصادی مردانه جریان میابد رادیکال ها مادریت را سرچشمه ارزشها وویژگی های خاص زنانه و پایه یک فرهنگ زنانه میدانند ودر عین حال معتقدند مردسالاری آن را راهی برای سرکوب زنان قرار داده است به نظر آنها تجربه مادری رابطه بالقوه هر زن با توان باروری خویش وبا کودکان است ولی آنچه این توان بالقوه را زیر سلطه ی مردانه قرار میدهد نهاد مادریت است آن گاه که این نهاد از میان برداشته شود مادریت تجربه دگرگون کننده برای زنان خواهد بود (زن وسینما1376)
در آثار ادبی گدشته گان ونسلهای پیشین قهرمان داستان بیشتر مادری فداکار وبا گدشت را تصویر میکردند که برای پرورش فرزند از همه چیز چشم میپوشید یا برای سعادت فرزند خوشبختی وحتی جان خود را فدا میکرد در آثاری مثل بینوایان که ویکتور هوگو در بینوایان یک مادر سرگردان وبی سرپرست وتنها وبی نام به نام فانتین تصویر میکند که برای زندگی فرزندش حتی گیسوان ودندانهای خود را به فروش می رساند ولی در دنیای امروز خبری ازمادرقهرمان نیست برعکس اغلب عقیده دارند :"مادر شدن در نیای امروز بسیار دشوار است بیشتر وقتها شرایط مادی و اقتصادی واجتماعی وروانشناسی به طور وحشت انگیزی برای مادری نامساعد است (ماردوکله ران/روان شناسی مادران)
جایگاه مادری در آثار ادبی گدشته
وضعیت اجتماعی زنان به صورت سنتی آنها را تبدیل به پاسداران وتعدیل کنندگان نطرات گوناگون کرده است زنان در اجتماع همواره براساس جنسیتشان به صورت همسر مادر ودخترایفای نقش کرده وفعالیتهای انان به عنوان زن در سطوح سیاسی اقتصادی دینی ودانشگاهی چندان چشمگیر نبوده است وتجربه زنان در زندگی اجتماعی به صورت نقش های منفک ومجزاست به این معنی که آنها در نقش های اجتماعی خود دست به توازن وتعدیل میزنند و با ایفای نقش های ترکیبی به صورت مادر همسر کدبانو پرورش دهنده نسل جدید ونان اور را عمل میکنند واز دیدگاهی دیگر زنان تولید کننده ی نیروی کار وحامیان ومحافظ ان هستند.(مردم شناسی جنسیت155-157)
بین مادر ومادری تمادز وجود دارد به گونه ای که بین زن وننانگی تمایز وجود دارد مادر از دید زیستی بر وجود زنی که قابلیت باروری داشته وصاحب فرزند شده گفته میشود مادری مفهومی اجتماعی –فرهنگی است وشامل تمام ویژگی های است که جامعه از مفهوم مادر در حافظه اجتماعی خود دارد یعنی مفهوم مادری شامل تمام الگوهای زایشی تربیتی حمایتی ایثار فداکاری ویا برعکس الگو های قدرتمندی تاثیر گداری میباشد یعنی نوع برداشت هر گروه(دختران مادران مردان و..)از مادری به نوع تعریفی که هر جامعه ای ازمفهوم مادر دارد برمیگردد پس در هر جامعه ای نسبت به جامعه دیگر متفاوت است وامری قراردادی است پس میتوان گفت که در طول زمان دچار تغییر وتحول میشود که متاثر از تغییر جایگاه زنان در سطح جامعه و ورود آنها به فضاهای عمومی وهم تغییر نگرشهای سنتی نسبت به زنان که تنها نقش زنان را در قالب مادرشدن ومادری در چارچوب خانواده تعریف میکنندوپدیرفتن نقشهای جدید(معلم پزشک نویسنده نقاش و..)در کنار نقش مادری که باعث ایجاد میدانهای متفاوتی برای زنان شده که در هر میدان بر اساس قواعد حاکم بر آن زنان نقش خود را ایفا میکنند ودر نتیجه کوچک شدن حوزه مادری وارتباط آن با سایر حوزه ها به عنوان یک نقش مستقل ونه حاشیه ای مطرح شده است وموجب ایجاد یک نوع خود اندیشی زنان نسبت به خود به عنوان مادر شده واینکه مادر بودن بخشی از هویت انها را تشکیل میدهد نه تمام آن را در نتیجه مادران توانسته اند به آرزوها وخواسته های خود بپردازند انها را مطرح کنند ونظام حاکم بر روابط خانواد گی که آنها را در فضای خصوصی خانه وبا یک نقش ثابت محدود کرده نقد کنند وخواستار ایجاد تغییرات اساسی برای شکل گیری برابری در فضای خانه که کانونی ترین واصلی ترین نقطه در ایفای نقش های زنانه مادری است تلاش کنند.
اشتغال هنری وپرورش هنرمندان طریقه هنرمند شدن مردم امری است ساختمند برا ی مثال نویسنده تمام وقت شدن مستلزم داشتن سواد (برخورداری از آموزش وپرورش)ونیاز به اوقات فراغت (داشتن درآمد وپشتوانه مالی) دارد به همین دلیل درقرن 19 بیشتر نویسندگان در طبقه متوس به دنیا آمدند یا تعداد زیادی از داستان نویسان آن قرن زن بودند یعنی همسران طبقه ثروتمند متوسط که به تازگی اوقات فراغت پیدا کرده بودند{از سویی} سازمانهای اجتماعی تولید هنری قرنهاست که به گونه ای روشمندانه زنان را از شرکت در تولید هنر برکنار نگاه داشته اند در مورد نویسندگی هم که مسائل آموزشی وگرفتن اجازه ورود به فرهنگستان های مردسالار ومحدود ساخته مردان وجود نداشت پیوستن زنان به جرگه نویسندگان کار ساده ای نبود وشرایط آن به هیچ وجه با شرایط مردان مساوی نبود وموفق ترین داستان نویسان زن قرن 19(خواهران برونته /جرج ایوت/ژرژساندره)برای خود اسم مستعار مردانه انتخاب میکردند(تولید اجتماعی هنر53)
کار رمان ودیگر هنر های کلامی کشف منطق متضاد وغامض واقعیت تودر توی اجتماعی وبیان عواطف واندیشه های ژرف مردمان در دوره معین تاریخی است (دستغیب عبدالعلی)مفهوم خانواده در اکثر رمانهای ایرانی نقش کلیدی دارد وهمواره نقش اصلی داستان در درون خانواده معرفی میشود از سویی پرداختن به نقش های که انسانها در خانواده به خود میگیرند نقش مادر همسر پدر فرزندحاکی از واقعیت های موجود در جامعه است ومیتوان با مطالعه وبررسی نقش مادر در رمانها به نوهع نگاه جامعه به نقش مادر وزن پی برد در این تحقیق رمانهای زیادی هم از نویسندگان مرد(محمود دولت ابادی ومشفق کاظمی و..)وهم نویسندگان زن (زویا پیزاد/نسرین ثامنی و..) در ده های اخیر مورد مطالعه قرار گرفت در نهایت چهار رمان انتخاب شد دو رمان از نویسندگان مرددر دو دوره تاریخی متفاوت ودو رمان از نویسندگان زن با رویکرد رمانهای سطح بالا وسطح پایین:
1-جای خالی سلوچ محمود دولت آبادی
2-تهران مخوف مشفق کاظمی(1304)
3-دنیای پر امید نسرین ثامنی
4-چراغها را من خاموش میکنم
رمان"تهران مخوف"آینه تمام نمای جامعه آن روزگار وسوگ نامه زن ایرانی است مشفق کاظمی باتصویر شهر مسموم ودر حال گدار تهران عشق دختر وپسری جوان را دستمایه قرار میدهد وباتکنیک داستان در داستان به شیوه داستان نویسی کهن به سزگدشت چهار زن روسپی میپردازددر این رمان زنان قربانیان بیچاره ای هستند که بهترین بهانه وتصویر برای پرداختن به فقر وجهل وفساد وفحشا میباشنددر واقع یک تصویر از دنیای بسته زنانی که که تنها به یک چهار دیواری محدود است در این دنیای بسته تنها انگیزه دختران برای ادامه حیات یافتن شوهر وسپس خدمت کردن به اوست این دراستان که در دوران مشروطعه وآغاز تحولات در جامعه ایرانی نوشته شده بیشتر به چهره سیاه شهر تهران (در حال تحول )مینگردنقش مادر در قالب های سنتی آن بیان شده الگوهای حمایت از فرزند بیوه بودن فقر در انتظاربودن و...
داستان "جای خالی سلوچ "در سال1358به چاپ رسیده وتا کنون سیزده بار تجدید چاپ شده داستان زنی است که با رفتن ناگهانی وبدون اطلاع شوهرش تمام سعی خود را میکند تا زندگی وفرزندانش را حفظ کند مادری که نتنها تمام ظرافتها ی زنانه ومادری را برای رهایی از فقر وگدران زندگی در جامعه خشن روستا از دست میدهد وبیشتر نقش یک مرد را میابد سیمایی از زنان روستایی ایرانی که زن بودن مادر بودن ومرد بودن را با هم تجربه میکنند چون حضور در جامعه هرچند کوچک روستا نیاز به پزیرش قواعد مردسالارانه وبازی بر اساس آن قواعد را می طلبدمادری در این فضا فرا رفتن از ساختار زنانگی ومردانگی است ودر واقع تلاش برای ادامه حیات عنصری که با عنصر زایندگی مادر پیوند میخورد
نسرین ثامنی در رمان دنیای پر امید داستان زندگی زنی بیوه با فرزندانش را توصیف میکند پهره ای که او ازنقش مادر نشان میدهد در همان قالبهای سنتی جای میگیرد.اولین توصیف"مادر سر سجاده نماز ومشغول دعا / توصیف دوم:مادر پای سفره /در آشپزخانه /مادر بیمار /بیوه /حامی فرزند/آرزوی مادر ازدواج پسر وخترانش/زنی متقی عاشق فرزند/بساز با فقر زندگی/پخت وپز نظافت وتربیت فرزندان و..چنین تصویری از زن همان مادری است که توسط جامعه در تک تک افراد جامعه درونی میشود وتوسط نویسندگان دوباره بازتولید میشود در این گونه داستانها نویسنده آگاهانه یا ناآگاهانه به ارا.ه تصودری از مادر میپردازد که توسط جامعه تولید میشود این داستان نشان میدهد که هنوز در این دوران جامعه ایرانی همان نگرش را نسبت به زنان دارد
زویا پیرزاد در "چراغها را من خاموش میکنم " اولین بار در سال 1380 به چاب رسید وجایزه بهتریت رمان سال 1380بنیاد هوشنگ گلشیری شد وتاکنون به چاپ سی ودوم رسیده است به زبانهای آلمانی ترکی ویونانی ترجه شده است.
چراغها را من خاموش میکنم داستان زنی ارمنی با دو دختر دوقلویش وهمسرش را بیان میکند این زن خانه دار است وتنها به ایفای نقش مادری میپردازدویژگی نوع رمان به گفتگوی درونی زن با خود برمیگردد زنی که اطرافیان به عنوان یک مادر خوب وزن قابل اعتماد به وی مینگرند ووی را زنی موفق میدانند ولی خود احساس رضایت درونی نمکند و به طور دائم با همسرش دچار مشکل میشودبچه ها در دنیای کودکانه خود غرق هستند ومرد در کار خود هیچ کس تنهای زن را درک نمیکند تمام وقت در خدمت خانواده بودن وتمام اعضا از زن به عنوان نقش مادر همسر دختر خواهر انتظار داشتن واز این طرف بیان نکردن خواسته ها ونادیده گرفتن نیاز های زن او را اسیر یک دور بسته کرده بااین حال اونه خانه را ترک میکنه رابطه صمیمی با مرد همسایه برقرار میکند .در رمان پیزاد زن به یک خود اگاهی رسیده است چون احساسات خود را بیان میکند در حالی که در رمان ثامنی آرزوهای زنان همان خواسته های جامعه است یعنی مادر خوب همانی است که جامعه معرفی میکند.
منابع :
1-مشیرزاده حمیرا, مقدمه ای بر مطالعات زنان , (دفتر برنامه ریزی اجتماعی ومطالعات فرهنگی)پاییز1383
2-جانات ولف ,تولید اجتماعی هنر(نیره توکلی)چاپ اول 1367 تهران نشر مرکز
3-منیژه نجم عراقی ,زن وادبیات ,سلسله پؤوهشهای نظری درباره مسائل زنان تهران نشرچشمه 1382
4-نرسیسیانس,امیلیا,جزوه مردم شناسی جنسیت 1383
5-زن وسینما, سلسلله پژوهشهای نظری درباره مسائل زنان دفتر اول انتشارات روشنگران ومطالعات زنان چاپ اول 1376
6-سایت کانون ادبیات ایران www.ksnoonweb.com
7- سایت شورای گسترش ادبیات فارسی www.persian-language.org
