دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ - سال پنجم - شماره 54 - 16صفحه
فصل شما
شنبه، ۲۳ مهر ۱۳۸۴
در آمدی بر سرمایه اجتماعی Social Capital
[ مهدی علاقبند ]

 پیشگفتار

در نگاه طبیب ، آینده هرگز نباید تاریک باشد تنها کسی می تواند طبیب باشد که در نظر او یک در صد احتمال شفا پر رنگ تر از نود و نه درصد احتمال مقابل آن باشد . چراکه تا ، کسی به آن یک درصد دل نبندد ، طبابت نخواهد کرد . ناگریز ، کسی طبیب است که امیدوار باشد و امیدوار کند و البته این منافاتی با تحذیر بیمار و توجه به واقعیت خطر ندارد . پس از هشدار به بیماری و چشم گشودن به واقعیت ها آنچه بر ذهن و دل پزشک حاکم می شود ، امید به بهبودی است ، هر چند احتمال آن بسیار کم است تفاوت همین جاست بین روشنفکرمثبت اندیش و روشنفکر منفی نگر.
روشنفکر منفی نگر معمولا ناامید و آینده را بسیار نگران کننده و تاریک می بیند و همین سبب می شود که هرچند آنها پاره ای از دردهای جامعه را می بیند ، نتواند درمان کنند ، بلکه حتی رشته ارتباط آنها با جامعه بریده می شود .
تلاش ما این است که بگوییم که بدون سرمایه اجتماعی ( Social Capital  )  ، سرمایه گذاری اقتصادی نتیجه قابل توجهی نخواهد داشت . سرمایه اجتماعی شرط لازم اما نه کافی برای نتیجه بخشی سرمایه ها و سیاستهای اقتصادی است . اما درهه های اخیر تمام تلاش مقامات کشور معطوف به افزایش سرمایه اقتصادی بوده است . در حالیکه همانان بارفتارها و نحوه عمل خود ، سرمایه اجتماعی را به نابودی کشانده اند .
می خواهیم بگوییم که آنچه بیش از هر چیز باید رقابتی شود بازار مدیران عالی کشور است نه بازارهای اقتصادی . وقتی سیاستگذاری ها در انحصار عده محدودی است  ( حتی اگر جمع آنها دوهزار نفر باشد ) و جابجایی در هرم مدیریتی کشور به سختی و باکندی و با معیارهای غیر رقابتی صورت می پذیرد. سیاستهای حاصل از تصمیمات اینان نمی تواند به یک اقتصاد رقابتی بینجامد .
می خواهیم بگوییم که ای اصحاب قدرت بس است از این همه نخوت ، فرود آیید و فروتنی پیشه کنید . این دیوار که بر آن نشسته اید و خشت می کنید و پرتاب می کنید ، با خون دل نسلها ساخته شده است تا مارا در مقابل سیلابها محافظت کند . اگر فرو ریزد و سیلابی در گیرد ، نه  تومانی ، نه من !
اما علیرغم همه این نگرانی ها نظام سیاسی _ اجتماعی ، در مرحله گذار از دوره رشد سریع به دوره بلوغ است که اگر این دوره گذار را خوب مدیریت کنیم و از آن به سلامت عبور کنیم ، در مرحله بلوغ بسیاری از آنچه از سرمایه اجتماعی از دست رفته است ، قابل بازیابی است . تعریفی مختصر از سرماه اجتماعی ارائه می دهیم . با این مثال که شما فرض کنید گروهی از قاچاقچیان حرفه ای تصمیمی گرفته اند برای انجام یک قاچلق بزرگ با هم همکاری کنند . آنها علاوه بر داشتن دانش و تجربه کافی برای این کار ، تمامی تجهیزات و لوازم مورد نیاز را نیز فراهم کرده اند . این گروه یک سازمان اقتصادی یا اجتماعی کوچک محسوب می شود که برای انجام هدفی مشترک بوجود آمده است . تا اینجا دو دسته شرایط مهیا شده است : نخست افرادی که دارای آگاهی و تجربه کافی جهت انجام قاچاق هستند و دوم ابزارهای مادی مورد نیاز از قبیل خودرو و اسلحه و تجهیزات ارتباطی و نظایر آن .
شرایط دسته اول  " سرمایه انسانی " مورد نیاز جهت قاچاق است و شرایط دسته دوم " سرمایه اقتصادی یا مادی " انجام قاچاق را فراهم می آورد .
اما آیا با این دو دسته شرایط یا سرمایه قاچاق بزرگ انجام خواهد شد ؟ جواب منفی است . تا زمانی که گروه قاچاقچیان در میان خودشان اعتماد متقابلی نداشته باشند و تازمانی که قواعد جدی و آهنینی برای همکاری برقرار نباشد و حق یا سهم هریک از افراد پیشاپیش مشخص نباشد ، اقدام مشترک برای قاچاق آغاز نخواهد شد . طایفه قاچاقچیان نیز برای همکاری و موفقیت در کار خویش باید علاوه بر توافق بر یکسری اصول رفتاری کلی ( که قانون اساسی آنان محسوب می شود و عدول از ان می تواند مجازات مرگ داشته باشد ) ، در میان خود نیز دارای سطح قابل قبولی از اعتماد متقابل باشند . بدون توافق بر سر اصول رفتاری و اعتماد متقابل میان قاچاقچیان ، هیچ قاچاق موفقی شکل نخواهد گرفت .این اعتماد متقابل میان دزدان و پایبندی به قواعد مورد توافق ، محیط کاری یا " سرمایه اجتماعی " سازمان قاچاقچیان محسوب می شود . پس برای انجام موفقیت آمیز غیر اخلاقی ترین امور ، رفتار اخلاقی لازم است وبرای موفقیت دسته جمعی در انجام امور غیر قانونی ، قانونمندی و قانون مداری شرط است وبرای کامیابی در اقدامات غیر ممطقی نیز منطق نیاز لازم است . برای موقعیت غیر قابل اعتمادترین گروهها ، اعتماد لازم است .
بنابراین ، اگرچه قاچاقچیان برای موفقیت خویش نیازمند رفتارهای اخلاقی ، قانونمداری ، منطق ، خطر پذیری و اعتماد یعنی نیازمند سرمایه اجتماعی است ، بی گمان جامعه و روشنفکران برای رشد و دستیابی به اهداف بزرگ بیشترین نیاز را به سرمایه اجتماعی دارد. بدون " سرمایه اجتماعی " هیچ اجتماعی به هیچ سرمایه ایی نمی رسد .
در سازمانها و جوامع انسانی ، سرمایه اقتصادی از نظر درجه اهمیت پایین ترین مرتبه قرار دارد . به دیگر سخن بسیاری از گروهها ، سازمانها و جوامع انسانی بدون سرمایه اقتصادی و صرفا با تکیه بر سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی توانسته اند به موفقیت  دست یایند ، اما هیچ مجموعه انسانی بی سرمایه اجتماعی نمی تواند اقدامات هدفمند و مفیدی انجام دهد.

مقدمه

انسان بطور ذاتی در تعامل و تقابل با دیگران نیازهای خود را بر طرف ساخته و گذران امور می کند . اثرات این کنشها و متقابل و نقش آنها تا حدی است که حذف آن ، زندگی را غیر ممکن می سازد . اما در این میان دانشمندان علوم اجتماعی با نگرشی کنجکاوانه در جوامع ، به شناسایی این کنش ها پرداخته و به مجموع عواملی پی برده اند که آنرا سرمایه اجتماعی _ Social Capital _ نامیده اند . مفهوم سرمایه اجتماعی در برگیرنده مفاهیمی همچون اعتماد ، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می دهند و آنها بسوی دستیابی به هدف ارزشمند هدایت می کند . از این رو شناخت عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی می تواند جوامع در گسترش ابعاد سرمایه اجتماعی کمک نموده و موجب افزایش عملکرد اجتماعی و اقتصادی افراد در جوامع می گردد.
از دیگر مقوله های مطرح در این حوزه ، سنجش میزان سرمایه اجتماعی است ، زیرا جوامعی که در جهت بهبود و تقویت سرمایه اجتماعی خود گام بر میداند نیازمند ارزیابی اقدامات خود می باشند و این ممکن نخواهد بود مگر آنکه ، بتوانند روند صعود یا سقوط اجتماعی را در اجتماع خود تخمین بزنند.
در این مقاله ابتدا به معرفی سرمایه اجتماعی پرداخته و در این رابطه ، نظریات مختلف دانشمندان مطرح در این حوزه را ارائه می نماییم . سپس با استفاده از نظریات دانشمندانی چون فرانسیس فوکویاما ، _     جیمز کلمن ، رابرت پوتنام و پیر بوردیو ، روشهایی را که می توانند بطور غیر مستقیم معیاری از درجه و میزان سرمایه اجتماعی به دست دهند ، بر می شمریم .
در بخش آخر با هدف ارائه یک شناخت کلی در رابطه عواملی که می تواند موجب ساخت سرمایه اجتماعی گردد تنظیم گردیده است . با تکیه بر نقش دولت در جامعه با استفاده از نظریات آنتونی گیدنز و فرانسیس فوکویاما . با این نگرش که معتقد باشیم که ارتباط بین روند افزایشی سرمایه اجتماعی و بهبود عملکر در همه ابعاد یک ارتباط مثبت است . بطور قطع شناسایی عوامل موثر در ساخت سرمایه اجتماعی یکی از موارد ضروری در هر جامعه بشمار میرود.
 

سرمایه اجتماعی چیست ؟

در دو دهه اخیر سرمایه اجتماعی در زمین و اشکال گوناگونش به عنوان یکی از کانونی ترین مفاهیم در علوم اجتماعی ظهور و بروز یافته استن . هرچند شور و شوق زیادی در میان صاحبنظران و پژوهشگران به مثابه یک چهارچوب مفهومی و ابزار تحلیلی ایجاد نموده ، لیکن نگرشها ، دیدگاهها و انتظارات گوناگونی را نیز دامن زده است . افزایش حجم قابل توجه پژوهش ها در این حوزه بیانگر اهمیت و جایگاه-           سرمایه اجتماعی در سپهرهای متفاوت اجتماعی است . برخی از پژوهشگران بر یک ارتباط وثیق میان میزان سرمایه اجتماعی و کیفیت حکومت _ به معنای دقیق حکومت دموکراتیک _ تاکید می نمایند و      عده ای دیگر بر میزان سرمایه اجتماعی در رشد اقتصادی تاکید دارند . به اعتقاد آنان بین آن دو یک رابطه همبستگی برقرار است . گروه دیگر از پژوهشگران بین میزان سرمایه اجتماعی و سلامت ارتباط روشنی میان میزان سرمایه اجتماعی و خوشبختی ، رفاه فرد و امید به اینده برقرار نموده اند بطور کلی صاحبنظران و پژوهشگران  از چند منظر به موضوع سرمایه اجتماعی پرداخته اند . برخی از پژوهشگران در آثارشان به دلایل و علل شکل گیری سرمایه اجتماعی در جامعه اشاره کرده و برخی دیگر به توصیف و تبیین ابعاد سرمایه اجتماعی نموده اند و نهایتا عده ای دیگر بر نتایج و پیامدهای سرمایه اجتماعی در سپهر زندگی اجتماعی و سیاسی تاکید ورزیده اند .
در دودهه اخیر دو سنت فکری در مورد سرمایه اجتماعی در عرصه جامعه شناسی شکل گرفته و مجادلاتی را دامن زده است : سنت فکری همگرایی و سنت فکری ستیز .
_ سنت فکری همگرایی نقطه عزیمت خودرا بر فرد قرار می دهد ، به مفاهیم روابط اجتمای و اعتماد معطوف است ، به پرسشهایی در مورد مکانیسم هایی که همگرایی ارزشهای جامعه ما همبستگی و همزیستی را تقویت می کنند و مکانیسمهایی که اجماع بوجود می آورند و توسعه جامعه را تداوم می بخشند تاکید می ورزند. در سنت فکری وفاق و همگرایی دو نکته بچشم میخورد :
1_ چگونه افراد در روابط اجتماعی سرمایه گذاری می کنند ؟
2_ چگونه افراد منابع موجود در روابط را برای تولید یک سود بدست می آورند ؟
_ سنت فکری ستیز نقطه عزیمت خود را برگروه و جمع قرار می دهد و بررسی منازعات اجتماعی بر سر منافع در عرصه های مختلف نظیر اشکال قدرت ، خشونت و اشکال سلطه و محرومیت می پردازد . در سنت جامعه شناختی ستیز بر دو مبحث تاکید می ورزند :
1- چگونه گروههای سرمایه اجتماعی را بعنوان یک دارایی جمعی ایجاد و حفظ می کنند ؟
2- چگونه یک چنین دارایی جمعی فرصتهای زندگی اعضای گروه را افزایش می دهد ؟

خواه به سرمایه اجتماعی در سطح گروه و جمع نگاه کنیم و خواه در سطح فردی ، بهر حال همه محققان به ایده ، اعتقاد دارند که اعضای تعامل کننده در شبکه های مشارکت هستند که حفظو بازتولید این دارایی اجتماعی را ممکن می سازند.

زمینه تاریخی سرمایه اجتماعی
در این رابطه توافق چندانی وجود ندارد بطور کلی تعریفی نیز که ارائه می شود ، چندان همگون نیستند . اما اگر بخواهیم کاربردها ، مقاصد و تعاریفی که در علوم اجتماعی از این مفهوم میشود دسته بندی کنیم و پیشینه این مفهوم را در آرای اندیشمندان متاخر و کلاسیک جستجو کنیم ، شاید در چند حیطه بتوان در ردیابی آن پرداخت . دسته ایی  ردیابی این مفهوم را از کارل مارکس آغاز می کنند .او در کتاب "سرمایه " به مسئله همبستگی از روی اجبار و ضرورت که در آن قرار می گیرند مانند وضعیت مهاجران و پناهندگان در یک جامعه ، بدین معنی که شرایط منفی و بحرانی افراد را بسوی استفاده از انرژی جمعی ، توانایی های بالقوه جمعی ، اتکا به یکدیگر و توسل به پشتیبانی یکدیگر و استفاده از پتانسیلهای گروهی ترغیب می کند . این خاصیت ، امروز نیز به نوعی در مفهوم سرمایه اجتماعی مطرح است . یعنی همان استفاده از  انرژی جمعی و اتکا به پشتیبانی افراد در مناسبات جمعی به نحوی که با نتایج مثبت یا منفی افراد را گرد هم جمع می آورد .
رویکرد دیگر در آرا جورج زیمل قابل باز شناسی است . یعنی جایی که او از مفهوم " بده بستان " یا           " دادوستد" صحبت می کند. مبنای بده بستان هنجارها و قواعد رفتاری است که افراد برای سامان دادن به مناسبات بین فردی ، مبادلات و تعاملاتی که برای بقای خود ضروری می دانند وضع می کنند . البته با توجه به کدام سود و منفعت در مقابل چنین سرمایه گذاری که می تواند هر شکلی به حوزه خود بگیرد ، افراد توقع دارند ، کمک و لطفی که نشان می دهند جبران شود ؟
برخی چنین تعبیر می کنند که این مطلب سود و نفع که ضرر تا پاداش و سود انی و زود هنگام را در برنمی گیرد ، ، در مقابل ایثار و دگر خواهی قرار دارد . در این رویکرد مفهوم سرمایه اجتماعی به دادوستدهایی که افراد در زندگی اجتماعی صورت می دهد تقلیل می یابد. البته با ملاحظات مشخص و منفعتی که دیر یا زود ف انتظار برآورده شدن ان می رود ، این نگاه به مبادلات اجتماعی امروز رواج بیشتری دارد . به عنوان مثال این نگاه ، در ادبیات اقتصادی که با نئوکلاسیک ها آغاز شد و وجوه فلسفس آن از مکتب اصالت سود ریشه گرفته ، وجود دارد.
یا بطور کلی و مشخص در نظریه مبادله و کنش متقابل به آن پرداخته شده است . این گروه ها و گرایشها به سرمایه اجتماعی به نگاه دوم برمبنای دادوستد اجتماعی می پردازد .
رویکرد سوم که اثرات عمیق و نسبتا فرگیری برجای گذاشته مباحثی است که با " امیل دورکیم " آغاز و پس از او با " تالکوت پارسونز " پیگیری شد.
این افراد با نگاهی انتقادی و در پاسخ به بینشها و رویکردهایی که مفهوم سرمایه را به مبادلات اقتصادی تقلیل می دادند ، به طرح مفهوم ارزش پرداختند و تغییر خود را به نوعی بر درون فکنی ارزشی استوار کردند . یعنی تعهداتی که بر مبنای آنها ، ارزشها و هنجارهای اجتماعی است . این روابط ، تعاملات و همکاریها که بطور عام به آن سرمایه اجتماعی می گوییم ریشه در هنجارها و ارزشهای جامعه دارند . چنین هنجارها و ارزشها یی افراد را فارغ از دغدغه های مثبتی برقرارداد به ایفای نقش ها و اعمال خود ترغیب می کند.
این نگاه نگرشی ارزشی به مسئله شکل گیری سرمایه اجتماعی دارد . یعنی رویکردی که مسائل ساختی ، فرهنگی و تاریخی را در شکل گیری سرمایه اجتماعی دخیل می داند و در تفاسیری که ارائه می دهد ارز این مسائل بهره می جوید .
از جریانات فکری تاثیر گذاردیگر  باید از "ماکس وبر" نام برد . مباحثی که وبر مطرح می کند مفاهیمی  است که به مفهوم اعتماد معطوف است . این سوال که اعتماد در متن رسمی و غیر رسمی چگونه ساخته می شود ودر یک متن اجتماعی چه ملازماتی برای افراد به همراه دارد ، در مفهوم سازی سرمایه اجتماعی موثر بوده است . این اعتماد ، قرار دادی است که به سوی خطر پذیری که به نوعی سود متقابل را برای آنها در بر دارد سوق دهد. این خطرپذیری در روابط اجتماعی ، برای کارهای فردی و جمعی چیزی جز اعتماد نیست . اعتماد یعنی آمادگی افراد برای اینکه در یک متن اجتماعی و در روابط اجتماعی بپذیرند که باید به سایر افراد اطمینان داشته باشند و البته به همان نحوه در مقابل سایرین نیز اطمینان نشان بدهند .
بدین ترتیب میبینیم که در ریشه یابی این مفهوم زمینه های متنوعی تاثیر گذار بود . چنین برداشت هایی اصولا مانعی در جهت ارایه تعریفی دقیق از مفهوم سرمایه اجتماعی به شمار می آیند .
« در تعاریف سرمایه اجتماعی و ابعاد و مسایل پیرامون آن توافق و همگونی چندانی وجود ندارد ، اما بطور کلی این زمینه هی نظری گسترده و کلی را می توان به عنوان ریشه های نظری سرمایه اجتماعی در نظر گرفت که هموز هم هر یک هوادارانی دارد ، با توجه به سوگیری هیی که در ههر یک از این نحله ها و جریانهای فکری و جود دارد ، تعاریف نیز متفاوت خواهد بود . [ سرمایه اجتماعی و مشارکت مدنی (1381) ص؟] »
ولی فرانسیس فوکویاما علم سیاسی اجتماعی آمریکایی تبار عقیده ایی دیگر دارد . فوکویاما در کتاب معروف  " پایان نظم ( سرمایه اجتماعی و حفظ آن ) " مبنای نخستین اصطلاح سرمایه اجتماعی را بدین صورت شرح می دهد که « اصطلاح سرمایه اجتماعی تا انجا که من از آن آگاه شدم ، نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب : مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی ( 1961) بکار رفته است ، که در آن او توضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های قدیمی و مختلط شهری ، صورتی لز سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت ،عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی ، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی ، مسئولیت بیشتری از خود نشان دهند .
گلن لوری _ اقتصاددان _ نیز همچون  ایوان لایت _ جامعه شناس _ اصطلاح سرمایه اجتماعی را دهه 1970 برای توصیف مشکل اقتصاد درون شهری بکار برد : آمریکاییهای آفریقایی الاصل در محدوده اجتماعات خود فاقد اعتماد و همبستگی بودند ، در حالی که برای آمریکایی های آسیایی الاصل و دیگر گروههای قومی این اعتماد و همبستگی وجود داشت . همین فقدان اعتماد و همبستگی در میان سیاهان مبین نبود دادوستد جزئی در میان سیاهان بود .
در دهه 1980 این اصطلاح توسط جیمز کلمن جامعه شناس در معنای وسیعتری مورد استفاده قرار گرفت و رابرت پوتنام دانشمند علوم سیاسی نفر دومی بود که بحثی قومی و پر شور را در مورد نقش سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی در ایتالیا و هم ایالات متحده بر انگیخت [ پایان نظم _سرمایه اجتماعی و حفظ آن _ (1379) ص 10] » .
فرض بنیادین که پشت ایده سرمایه اجتماعی قرار دارد نسبتا ساده و روشن است  یعنی "سرمایه گذاری در روابط اجتماعی با پیوندهای مورد انتظار " این تعریف کلی با تغییرهای گوناگونی که بوسیله صاحبنظران و پژوهشگران سرمایه اجتماعی بیان شده سازگار است ، افراد برای تولید سود در تعاملات و شبکه های اجتماعی شرکت می کنند و منابع موجود در شبکه های مشارکت ، باعث افزایش سود می شود در تعاملات و شبکه های مشارکت به چند دلیل منجر به افزایش سود در جامعه می گردند :
• شبکه های اجتماعی جریان گردش و مبادله اطلاعات را تسریع و تسهیل می کنند و آنان اطلاعات مفیدی در مورد فرصتها و گزینهای مختلف در احتیار فرد قرار می دهند و هزینه های را به مقدار زیادی در تعاملات اجتماعی کاهش می دهند.
• شبکه ها پیوند های اجتماعی را تقویت می کنند ، منجر به انباشت قدرت اجتماعی می شوند . این امر نقش مهمی در تصمیمات و گزینش خط مشی بازیگران اجتماعی دارد بعضی از پیوندهای اجتماعی بواسطه موقعیتهای استراتژیک خود در بردارنده منابع با ارزشی هستند که قدرت تصمیم گیری و تاثیر گذاری فرد را افزایش می دهند .
• شبکه از فرد در مقابل تهاجمات و تجاوزات دفاع می کند ، همچنین شبکه های اجتماعی هویت و شناخت فرد را تقویت می کنند . دسترسی افراد به منابع از طریق شبکه ها امکان چذیر است و فرد بوسیله پیوندهای اجتماعی شایستگی خود را تقویت می کند .


تعریف سرمایه اجتماعی از نگاه صاحبنظران

سرمایه اجتماعی واژه ای است که در سالهای اخیر وارد حوزه علوم اجتماعی گردیده و از این منظر دریچه تازه ای را در تحلیل و علت یابی مسائل اجتماعی گشوده است در این زمینه مطالعات وسیعی توسط صاحبنظران و دانشمندان این علوم صورت گرفته و نظریه پردازانی همچون پیر بوردیو ، جیمز کلمن ، _    رابرت پوتنام ، و فرانسیس فوکویاما تعاریف متعددی را از سرمایه اجتماعی ارائه کردند .

سرمایه اجتماعی از نگاه پیر بوردیو :
« بوردیو سه نوع سرمایه را شناسایی نموده : این اشکال سرمایه عبارت است از شکل اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ؛ شکل اقتصادی سرمایه بلافاصله تبدیل به پول است مانند دارایی های منقول و ثابت یک سازمان . سرمایه فرهنگی نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان که این نوع سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و سرانجام شکل دیگر سرمایه ، سرمایه اجتماعی است که به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه های اقتصادی باشد [ سرمایه اجتماعی : مفاهیم و نظریه ها / ص 5و 4 ]  »
همانگونه که ملاحظه می شود ، از دیدگاه بوردیو سرمایه اقتصادی شکل غالب سرمایه گذاری است و انواع دیگر سرمایه که شامل سرمایه فرهنگی و اجتماعی است ، به عنوان ابزاری برای حصول سرمایه اقتصادی مفهوم پیدا می کند . از نظر بوردیو ، سرمایه اجتماعی در ممالک سرمایه داری به عنوان ابزاری برای تقویت و تثبیت جایگاه اقتصادی افراد بشمار می رود.
در این ممالک ، سرمایه اقتصادی پایه است و سرمایه اجتماعی و فرهنگی ابزاری برای تحقق آن محسوب می شود . میتوان نتیجه گرفت که دیدگاه بوردیو در زمینه سرمایه اجتماعی یک دیدگاه ابزاری صرف است . به عبارتی اگر سرمایه اجتماعی نتواند موجب رشد سرمایه اقتصادی شود کاربردی نخواهد داشت .

سرمایه اجتماعی از نگاه جیمز کلمن :
بر خلاف بوردیو ، کلمن از واژگان مختلفی برای تعریف سرمایه اجتماعی کمک گرفت . وی مفهوم سرمایه اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی از نقش کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه دهد و نه تعریف ماهوی . بر این اساس   « سرمایه اجتماعی شی واحد نیست ، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دوویژگی مشترک دارند : همه آنها شامل     جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند ، و کنشهای معین افرادی را که که در درون ساختار هستند تسهیل می کنند . سرمایه اجتماعی ، مانند شکل های دیگر سرمایه مواد است و دستیابی به هدف های معینی را که در نیودن آن دست یافتنی نخواهد بود امکان پذیر می سازد . سرمایه اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و انسانی کاملا تعویض پذیر نیست ، اما نسبت به فعالیتهای بخصوصی تعویض پذیر است . شکل معینی از سرمایه اجتمای که در تسهیل کنشهای معینی ارزشمند است ممکن است برای کنشهای دیگر بی فایده یا حتی زیانمند باشد . سرمایه اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیکی تولید قرار دارد [ بنیادهای نظریه اجتماعی ( 1377) ص 462 ] »
تعاریف بوردیو و کلمن تا حدودی شبیه هم هستند . هم بوردیو وهم کلمن قائل به مشارکت و عضویت فرد در گروه بودند و ماحصل آنرا بعنوان سرمایه تلقی می نمودند . بوردیو برای این مفهوم از واژه  " چسبندگی " و کلمن از واژه " ساختار اجتماعی " کمک گرفتند .
بر خلاف بوردیو که سرمایه اقتصادی را به عنوان هدف نهایی در نظر گرفت ، کلمن سرمایه انسانی را به عنوان هدف نهایی مطرح و سرمایه اجتماعی را به عنوان ابزاری برای حصول به سرمایه انسانی بکار می برد . به عباراتی کلمن با استفاده مفهوم سرمایه اجتماعی سعی در شناخت نقش هنجارها در داخل خانواده یا شبکه های اجتماعی بود تا از این طریق بتواند موجب تقویت سرمایه های انسانی شود .

سرمایه اجتماعی از نگاه رابرت پوتنام :
 پوتنام از متخصصین اخیر سرمایه اجتماعی است . تاکید عمده وی به نحوه تاثیر سرمایه اجتماعی بر رژیم های سیاسی و نهادهی دموکراتیک مختلف است . پوتنام ، سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از مفاهیمی مانند اعتماد ، هنجارها و شبکه ها می دان که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه  اعضای یک اجتماع شده ودر نهایت منافع متقابل آنان را تامین خواهد کرد . از نظر وی اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شیکه به عنوان منابعی هستند که در کنش های اعضا جامعه موجود است . پوتنام سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستمهای مختلف سیاسی می دانست .
تاکید عمده وی بر مفهوم " اعتماد " بود و به زعم وی همین عامل بود که می توانست با جلب اعتماد میان مردم و دولتمردان و نخبگان سیاسی موجب توسعه سیاسی شود . بنابراین اعتماد منبع با ارزشی از سرمایه محسوب می شود که اگر در حکومتی به میزان زیاد اعتماد وجود داشته باشد به همان اندازه رشد سیاسی و توسعه اجتماعی بیشتر خواهد بود.


سرمایه اجتماعی از نگاه فرانسیس فوکویاما:
فوکویاما از متفکرین هم عصر ما اعتقاد دارد بر وجود هنجارها و ارزشهای غیررسمی در یک گروه و تعریف او از سرمایه اجتماعی چنین است : « سرمایه اجتماعی  رابه سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تهاون میانشان مجاز است ، در آن سهیم هستند ، مشارکت در ارزشها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد ، چرا که این ارزشها ممکن است ارزشهای منفی باشد [ پایان نظم _ سرمایه اجتماعی و حفظ آن _ (1379) ص 11و 10  »
او از هنجارهای منفی در گروه هنجار موجود در مافیای ایتالیا را مثال می زند و داستانی را تعریف می کند که پدری به فرزند خردسال خود را ، با آگاهی ترس فرزند از در بالای ارتفاعی از دیوار قرار می دهد و فرزند را ترغیب به پریدن به سوی خود می کند فرزند به امید افتادن در بقل پدر می پرد اما پدر جاخالی می دهد و فرزند با صورت به زمین می خورد . فوکویاما با بیان این داستان نتیجه می گیرد که هنجارموجود در مافیا این است که حتی به پدر و مادرت هم اعتماد نکن این هنجار ممکن است هنجار منفی باشد ولی باعث انسجام گروه مافیا است .
فوکویاما اعتقاد دارد که در ارتباط با سرمایه اجتماعی باید دو نکته را روشن کرد :
1. « سرمایه اجتماعی به این دلیل زیر مجموعه سرمایه انسان نیست چرا که این سرمایه متعلق به گروههاست و نه به افراد ، هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند ، در صورتی معنی دارد که بیش از یک فرد در آن سهیم باشد .
2. سرمایه اجتماعی با توجه به علم سیاست و علم اقتصاد لزوما چیز خوبی نیست . در این علوم همکاری و همیاری برای تمام فعالیتهای اجتماعی خواه خوب یا بد ، ضروری است . [ همان ص13. »
 
جدول ذیل خلاصه ای از تعاریف مختلف و سطوح تحلیل آنها را مورد مقایسه قرار گرفته است :

    محورهاصاحبنظران

                  

 

 

تعریف سرمایه اجتماعی

 

هدف

(رسیدن به..)

 

سطح تجزیه و تحلیل

پیر بوردیو

 

منابعی هستند که منافع عمومی را مورد ارزیابی قرار میدهند

 

 

سرمایه اقتصادی

 

افراد در حالت رقابت با هم     ( فرد با فرد )

 

 

جیمز کلمن

 

جنبه هایی از ساختار اجتماعی است که اعضا از آن به عنوان منبعی برای رسیدن به منافع خود استفاده می کنند . 

 

 

سرمایه انسانی

افراد در گروههای فامیلی و اجتماعی( فرد با گروه )

 

رابرت پوتنام

 

اعتماد ، هنجارها و شبکه هایی که تسهیل کننده همکاری اعضا برای رسیدن به منافع مشترک است.

 

دموکراسی و        توسعه اقتصادی

 

حکومتهای سیاسی در سطح ملی

( گروه با حکومت ملی )

 

فرانسیس فوکویام

 

مجموعه معنی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی که شامل ارزشهای مثبت و منفی می باشد

 

 

روشهای اندازه گیری سرمایه اجتماعی :

سرمایه اجتماعی چگونه اندازه گیری می شود ؟ روشهای مبتکرانه ای برای اندازه گیری سرمایه اجتماعی وجود دارد . با این حال اندازه گیری واقعی آن به دلایل مختلف امکان پذیر نیست.
اول اینکه ، جامع ترین تعریف سرمایه اجتماعی ، تعریفی چند بعدی است که چند واحد تحلیل زا شامل می شود ، دوم آنکه برای اندازه گیری مشخصات مفاهیم غیر ملموس مانند جامعه ، شبکه و ارگانهای اجتماعی مشکلات زیادی وجود دارد و سومین دلیل این است که روش های علمی اندکی برای اندازه گیری سرمایه اجتماعی وجود دارد که در درازمدت از آن استفاده می شود و این باعث شده محققین معاصر مجبور شوند به شاخص هایی نزدیک به آنچه واقعیت است را در نظر بگیرند . مثل اعتماد به دولت ، تمایل به رای دادن ، نرخ رشد شرکت مردم در انتخابات ، عضویت در نهادهای مدنی ، ساعتهایی که مردم فعالیتهای داوطلبانه کرده اند و ......
با این وجود ابزارجدید اندازه گیری در حال حاضر در حال آزمون است و امید است که شاخص های دقیق تر و سیستمهای قابل اعتمادی بوجود بیاید.
بنابراین اگرچه اندازه گیری سرمایه اجتماعی سخت است ولی غیر ممکن نیست . ولی برای رابرت پوتنام شاخصهایی را برای سنجش اندازه گیری سرمایه اجتماعی ارائه داده است که بدین ترتیب است :
1. مشارکت عمومی مشابه رای گیری
2. اجتماعی شدن غیر رسمی  ( دیدو بازدید های دوستانه )
3. سطح اعتماد بین اشخاص
 
مهمترین انتقاد به شیوه پوتنام این است ترکیب شاخص های اعتماد و مشارکت پذیری را نا صحیح دانشتند ، آنها این ابعاد سرمایه اجتماعی را متفاوت می دانند _ عضویت گروهی _ مشارکت پذیری برای تساهل و وحدت اجتماعی مهم است ولی اعتماد بیشتر برای نتایج اقتصادی اهمیت دارد.
« به نظر می رسد کاملترین سنجش سرمایه اجتماعی این که در تمامی ابعاد سرمایه اجتماعی سنجش صورت می گیرد :
الف _ سنجش ساختاری : میزان ارتباطات و شبکه های موجود بین افراد می تواند یک شاخص اندازه گیری باشد . مشارکت پذیری و شدت برقراری ارتباط می تواند جزء این شاخص باشد . البته باید توجه کرد که مشارکت اجتماعی مورد توجه است و مشارکت سیاسی که طی پنج سال اخیر تبلیغ شده ( منظور ایران است ) تنها یک جزء کوچکی از این مشارکت اجتماعی است .
ب_ سنجش محتوایی : میزان اعتماد پذیری در جوامع شاخص دیگر سرمایه اجتماعی است .
پ _ سنجش کارکردی : میزان فداکاری و ایثار گری و تعاونی و عمل متقابل که بین مردم یک دوره زمانی صورت گرفته است می تواند شاخص سوم باشد . [ سرمایه اجتماعی (شماره 15) ص؟ ] »

لذا میتوان معیار سه شاخص فوق را بعنوان یک معیار سنجش سرمایه اجتماعی بکار برد . هر سطحی از اندازه گیری سرمایه اجتماعی بیانگر سرمایه اجتماعی در لحظه سنجش می باشد که دخود بیانگر برآیند تمامی آثار مثبت و منفی بر سرمایه اجتماعی در آن لحظه است که اگر سرمایه اجتماعی را بیان دو لحظه (t 0) و (t 1) محاسبه کنیم مقدار بدست آمده برابر تغییرات در سرمایه اجتماعی و یا به تعبیر دیگر سرمایه اجتماعی است که نشان می دهد میزان خالص افزایش و یا کاهش سرمایه اجتماعی طی دوره زمانی معینی ( دلتا t  ) چه مقدار بوده است .


مشکلات اندازه گیری و سنجش سرمایه اجتماعی از نگاه فوکویاما :
او سه دلیل را برای موانع دقیق سرنایه اجتماعی در کتاب " پایان نظم " بیان می کند:
1. بعد کیفیتی سرمایه اجتماعی
2. چگونگی برخورد با اثرات مثبت خارج از گروه
3. منفی نگری در قبال افراد غیر عضو .

فوکویاما درمورد روش جایگزین اندازه گیری سرمایه اجتماعی در جوامعی که سنجش اندازه گیری ندارند می گوید باید انحرافات اجتماعی محسبه شود « در هر صورت برای تخمین ذخیره سرمایه اجتماعی ملت  ، در مقیاس گروه هایی که مشکلات سنجش و اندازه گیری کمتری برای انها وجود دارد ، یک روش جایگزین وجود دارد . بجای سنجش و اندازه گیری سرمایه اجتماعی به عنوان یک ارزش مثبت ، می توان نبود سرمایه اجتماعی به عبارت دیگری انحرافات اجتماعی از قبیل میزان جرم و جنایت ، فروپاشی خانواده ، مصرف مواد مخدر ، طرح دعاوی و داد خواهی ، خودکشی ، فرار از پرداخت مالیات و موارد مشابه را به روشهای مرسوم اندازه گیری کرد . فرض براین که چون مالیات موارد مشابه را به روش های مرسوم اندازه گیری کرد .
فرض بر این است که چون سرمایه اجتماعی وجود هنجارهای رفتاری مبتنی بر تشریک مساعی را منعکس می کند،انحرافات اجتماعی نیزبالفعل بازتاب نیود سرمایه اجتماعی نخواهد بود [پایان نظم  (1379) ص19 تا 19]»


ادامه دارد...


منابع استفاده شده در  قسمت آخر مقاله اعلام می شود
ولی دوستانی که خواهان منبع استفاده شده هستند خواهشمندم در قسنت

مطالب مرتبط :
همکاران شماره 54
مصاحبه اي جذاب با استاد حميد كاظمي هنرمند و پژوهشگر
لزوم توجه به مبلمان شهری
بررسی عوامل بزه دیدگی در خانواده
خليج عربي يا توطئه غربي







مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۳ مهر ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی
تعداد بازدید :674
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


عضویت در فصل نو:
به خانواده انجمن نواندیشان علوم اجتماعی فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه:
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .
نام و نام خانوادگی:

موبایل:

ایمیل: