دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ - سال پنجم - شماره 54 - 16صفحه
فصل شما
دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۹
مصاحبه اي جذاب با استاد حميد كاظمي هنرمند و پژوهشگر
گفتگو ومصاحبه يكي از بخش هاي جذاب وسايل ارتباط عمومي است . بنابراين در شماره جديد فصل نوبايكي از استادان هنر اين مرزوبوم به گفتگوئي با هدف آزمايش ميزان جذابيت مصاحبه پرداختيم كه البته تنها با جمع بندي نظرات شما خوانندگان عزيزوارجمند امكان دستيابي به نتيجه را درخواهيم يافت.
خوانندگان محترم و فرهيخته فصل لازم به ذکر است که این مصاحبه در دو بخش تنظیم گردیده،قسمت دوم در شماره آینده تقدیم خواهد شد.


استادگرامي با تشكراز جنابعالي كه دراين مصاحبه شركت نموديد. از آنجا كه شما از استادان هنر ميباشيد اميدواريم بتوانيم كه سئوالها را به گونه اي جذاب طرح نمائيم تا با پاسخهاي جذاب تر حضرتعالي مصاحبه اي مورد پسند خوانندگان فراهم گردد،لذا خواهشمندم دراغازضمن معرفي خويش قدري درباره ((جذابيت )) بفرمائيد؟
ج :درودبرشما الحمد... كه نمرديم وكلمه زيباي جذب وجذابيت را شنيديم،اگراجازه بفرمائيدخودم را در پايان معرفي كنم تا با عمل زيباي خلاف عادت ، به سوي جذابيت حركت كنيم.
نو ونوآوري هميشه جذاب است مثل نشريه شما كه فصل نو است وجذابيت به همراه مي آورد، زيرا نو، پديده ايي است بي سابقه، بي مانند وتازه ،اينها مواردي است كه روح تنوع طلب انسان را تغذيه ميكند وطراوات مي بخشد ،لازم به ذكر است كه پديده نو ونوآوري هميشه نزد جوانان نوجوانان طرفداران بيشتري دارد چون مثل خودشان نو وتازه است.

س: استاد به نظر شما اگر پديده هاي نو بدليل تازگي ،بي مانندي وبي سابقه گي موجب جذابيت مي شوند. پس مدها وگرايش هاي كهن راچگونه ميتوان پذيرفت ؟
ج،احسنت نكته سنجي بسيارخو ب و زيركانه اي طرح كرديد، به شما عرض كنم كه اموركهن ، كهنگي ، قديم و قدم ، آثارباستاني وعتيقه حتي آداب و رسوم باستاني نه به دليل كهنگي و گذشت عمر و زمان مد ميشوند و دل انگيز و جذاب كه اگرچنين بود بايستي همه عناصر طبيعي براي عموم بشرجذاب بودند، عناصري چون آب ،خاك ،هوا حتي نفت وگاز و زغال سنگ كه ميليون ها سال عمردارند اما جداي ازاهميت ، براي كسي جذابيت نداشته وكسي الا متخصصين و متفكرين باديدي خاص بدانها نمي نگرند،پس تنها گذشت زمان وقدمت ، جذابيت نمي اورد مطلب جاي ديگر است
بله گرايش هاي كهن علت عمده اش به همان حس تنوع طلبي وجذابيت موجود درارائه تازه آثار كهن برميگردد.
وقتي شيئي وآئيني را ازمكان و زمان خود جدامي سازيم وبه مكان وزمان ديگري انتقال مي دهيم كارتازه و نويي كرده ايم كه موجب جذابيت مي گردد ، بطورمثال عكاسي سياه وسفيد نسبت به رنگي قديمي تر است. با امدن تكنيك نو (عكاسي رنگي ) به بازار، عكاسي سياه وسفيد كهنه شد و دل آزار. اما پس ازگذشت چنددهه دوباره عكاسي سياه وسفيد در دل عكاسي رنگي جابازكرد و مد شد و دردل عكس هاي رنگي نشست . اين خروج اززمان وبازگشت غيرمترقبه ، خود ،تنوعي جذاب است .

س - ممنون روشن شدم يعني حضورپس از غيبت طولاني نوعي تازگي است ،اما بعضي ازآثار كهن از اين قاعده مستنثي هستند، نه تنها غيبتي نداشته بلكه مستمرا موردتوجه بوده اند وجذاب مثل اشعار حافظ وسعدي ويا بناهاي تاريخي نظر حضرتعالي در اين خصوص چيست ؟....
ج- اينگونه آثارفاخر واستثنايي فرهنگي وهنري نيز بدليل نو به نو شدن ذاتي ودروني، جذاب مانده و روز به روز هم برجذابيت انها اضافه مي شود. اينگونه آثار ،خصوصا اشعارخواجه شيراز از چنان درون مايه قوي وصنايع شعري عجيبي برخودار است كه باتوجه به شرايط وعوامل مختلف ،تعابير متنوع وگوناگون بدست ميدهد. از طرف ديگرآثار كهن از اين دست ،بدليل فرامكاني وفرا زماني بودنشان هيچگاه رنگ يكنواختي وكهنگي بخود نخواهد گرفت .بلكه هرزمان جلوه اي نو وتازه ارائه ميدهند.

با صدهزارجلوه برون آمدي كه من
با صدهزار ديده تماشاكنم تو را

س: استاد در همين باب نظرتان راجع به بناهاي تاريخي وكهن چيست؟
ج : بناهاي معروف وجاودان باستاني به دلايل رمزجاودانگي، بنايي در قديم وحضور درحال كه خود يك نوع انتقال ازگذشته به حال مي باشد به علاوه رعايت حدود تناسبات واندازه هاي دقيق وزيبا همراه با تفكر وانديشه ناب، از اين بناهاي تاريخي آثاري ساخته استثنايي، شگفت انگيز ومعجزه آسا كه هرلحظه بيننده را به انديشه وتلاش متفكرانه وا مي دارد وزايش انديشه يعني نو شدن فكر ، يعني جذابيت. كهنساليِ پديده اي انساني، درمقايسه با عمركوتاه ادمها وعمر اندك بناهاي معاصر، موجبات خلاف توقع واقع وخلاف رسم موجود را نزد انسانهاي معاصر فراهم مي آورد كه اين خلاف آمدِعادت، خود موجب تضاد وتضاد هم از موارد مهم جلب توجه و جذابيت مي باشد

در خلاف آمدعادت بطلب كام كه من
كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم

س.ازادبيات ماگفتيد و خاصيت نوبه نوشدنش .اين ادعا را چگونه ميتوان دريافت واثباتش كرد؟
ج:خاصيت نو به نوشدن، تازگي وطراوات وبه روز بودن ادبيات ما نياز به سند واستدلال نداردچون چيزي است كه بارها و بارها ثبت شده و اثباتش درقرون و اعصارجاري است .
به اين فرمول هاي خلاق توجه كنيد كه چگونه امروزه درهمه زمينه هاي علمي ،فرهنگي ،هنري واجتماعي وسياسي موردبهره برداري قرارمي گيرد (البته توسط ديگران...!)
1-اصل خلاقيت وعادت گريزي
درخلاف امد عادت بطلب كام كه من
 كسب جمعيت از ان زلف پريشان كردم

خلق را تلقيد شان برباد داد
اي دوصد لعنت براين تقليد باد.

بله ،يكي از مهمترين اصول و فرمول هاي خلاقيت ، پرهيز ازعادت ومخالفت با آن است كه امروزه سخت بدان نيازمنديم وبيش ازگذشته به انجام ميرسد (البته درجوامع پيشرفته)!
2-اصل حق طلبي ، حقيقت جويي ،جستجوگري وتحقيق

زندگي بي جستجو افسردگي است
ناشكفتن خود يكي پژمردگي است


ادبيات جستجوگر، شكوفاست و نو به بازار مي اورد بنابراين دواي ركود، كهنگي ،پژمردگي وافسردگي است ، ،
هردم از اين باغ بري مي رسد
تازه تر از تازه تري مي رسد

باغ و بوستان فرهنگ ما كه ادبيات، بري از برهاي هميشه تازه آن است نه تنها تازه بلكه دائم درحال زايش تازه تر از تازه است.
بله اين ادبيات زاينده ، رهبري است كه درمواجهه بالشكرهاي ناهنجار و مخرب دائما درحال طراحي وطرح نو درافكندن است
بياتاگل برافشانيم ومي درساغر اندازيم
فلك راسقف بشكافيم وطرحي نودراندازيم

بنابراين انكه طرح وبرنامه دارد آنهم ازنوع نو، قطعا پيروزاست

اگرغم لشكرانگيزد كه خون عاشقان ريزد
من وساقي بهم سازيم وبنيادش براندازيم.

اين ادبيات، قادر است و شجاع و رشيد پرور و در هر زمان به مراد خود خواهد رسيد ولو اينكه يك نفر آن را به كار بندد.
چرخ برهم زنم ار غير مرادم گردد
من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك

مشاهده مي فرمائيد چه قدرت شگفت انگيزي درايجاد تغيير دارد وباچه شجاعتي در پي مراد خويش است!
ادبيات پويا ست كه دشمن زبوني است و ادبيات زنده است كه قدرت دارد و فعال و نه منفعل ،‌عنصر و ارگان زنده در تاريخ ،‌دفن نمي شود بلكه جاري است در همه زمان ها و همه مكان ها.
و باز هم اين ادبيات ماست كه از خود ما زنده تر ، به روز تر ، طرح وبرنامه دار تر ، داناتر وشجاع تر ، قدرتمندتر ، معاصر تر وآينده نگر تر است. براي همه ترفندها،‌فشارها ،‌تهديد ها وتحريم ها راه حل دارد تا بر مسند آقايي خويش بماند وحقير نشود.اگر درِنان وآب به رويش ببندندازمنظري بلند مرتبه با راه حلي مناسب و كارساز ، آمرو عامل راتحقير مي كند.

ماآبـــــروي فقر و قناعت نمي بريم
بـــا پادشه بگوي كه روز مقرر است

گرچه گردد آلودفقرم شرم باد از همتم
گر به آب چشمه خورشيد دامن تر كنم

آري ادبيات ما وصل است وصل به مركز وجود بنابراين همانند وجود جاري است و جاودان. سراسر فرمول و نسخه شفابخش است واين مائيم كه با تلقي غلط از شعر، و امانده از آن ولاجرم غريب و سرگشته وحيران.! واين تلقي عقيم از شعر و ادب ما را از استفاده كاربردي و راهبردي از ادبيات محروم و به وادي قناعت جاهلانه زيبايي فانتزي وكهن كشانده و متاسفانه تاكنون هيچ برداشتي از اين گنج بي پايان نكرده و هيچ ابزاري از ان بر نداشته ايم. ببخشيد مثل اينكه زياده گويي كردم.



س. اتفاقا بسيار بهره برديم اما ببخشيد از ويژگي تحقيق وجستجوگري ادبيات گفتيد، مي شود مثالي بياوريد؟
ج) البته ادبيات ما ادبياتي محققانه است و سراسرمتون ان پر از تحقيق و به همين دليل نوراني است و آگاهي بخش، اگر گذري بر ان كنيم همه جا سئوال وانگيزه جستجو وترغيب به دانايي و معرفت طلبي خواهيم ديد از خود گرفته تا خدا.!
كه باشم من ؟ مرا از خود خبــر كن
چـه معني دارد اندر خودسفركن

از كجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
 به كجا مي روم آخر؟ تنهايي وطنم

چيست اين سقف بلند ساده بسيار نقش؟
زين معما هيچ دانا درجهان آگاه نيست

س) استاد در صورت امكان شاهدي جزئي تر وشايدعملي تريا .... روشن تر.؟
ج) خواهش ميكنم، بله بگذاريد باز هم از خواجه شيراز بگويم، ايشان درجايي اشاره ميكندكه ،.......هزار بار من اين نكته كرده ام تحقيق!!
مصراع اول را خودتان تحقيق كنيد، مزه داردتا ببينيد كه دامنه تحقيقاتش تاچه اندازه بزرگ و نتيجه اش چقدر واضح و قاطع است، اماجالب است بدانيد كه در چگونگي ساخت و پرداخت و به قول امروزي ها در كار توليد اشعارش چگونه محققانه و دقيقا شبيه دانشمندان علوم تجربي يا يك شيميست محقق ، دست به ازمايش، پرورش و توليد وتكثير زده است. واقعا فكر مي كنيدديوان اشعارش را چگونه به وجود آورده ؟ بگذاريد جهت تحريك فكرتان زودبه جواب نرسيم.اتفاقا در يكي از برنامه هاي تلويزيوني خودمان به اسم طلوع ماه، مجري ازجناب آقاي علي معلم شاعر معاصر همين پرسش را كرد وپرسيد شما كه شاعريد در لحظه افرينش شعر چه حسي دارد، چه اتفاقي برايتان مي افتد و چگونه مي شودكه مي سراييد؟ آقاي معلم در پاسخ ، نزديك به اين مضمون فرمودند : به قول عرب هر شاعري جني دارد كه در لحظه موعود در وعده گاه حاضر ميشود و شاعر هم اسباب كتابت دردست منتظر مي ماند تاالهامات ... رابه قيد قلم در كشد...!
بگذريم آنچه كه ديديم وشنيديم، حتما فيلمش موجوداست.
واما خواجه درشرح افرينش اشعارش ميگويد:

چومن ماهي كلك آرم به تحرير
 تو از نون والقلم مي پرس تفسير

روان را با خرد درهم سرشتم
و ازآن تخمي كه حاصل بودكشتم

تااينجا مشاهده كنيد كه دارد با قلم چالاكش تفسيرقران تحرير مي كند،‌چرا اين ادعا را ميكند؟ چون درشاهراه تحقيق و مطالعه قدم مي زند،‌ زيرا (دربيت دوم) مي گويد در روند توليد اشعار ،گرانبهاترين عناصر را بهم دراميختم يعني روان+ خردرا ،‌دوعنصري كه براي تحقيق وپژوهش دروجودما نهاده شده ، سپس ازتركيب اين دو عنصر ناب روان و خرد تخمي بوجود اورده ان را كشت داده، تكثيرش كرده. خب ،نتيجه چه شد آقاي حافظ؟ نتيجه؟ عنصر جديدي توليد شد به نام دستگاه فرح بخشي جان آدمها.( بيت بعدي)
فرح بخشي دراين تركيب پيداست
كه نغز شعر و مغزجان اجزاست

بسيار خوب حالا ما چه كنيم؟

بيا و زنكهت اين طيب اميد
مشام جان معطر ساز جاويد

يعني ما براي استفاده از اين توليد محققانه و فرح بخش بايد اولا ، حركت كنيم و برويم به سويش ،‌گفته بياديگه، نه؟ بله اگر برويم مشام جانمان معطر مي شود جاويد، براي هميشه . اين جاري نيست؟ اين امروز براي ما حاضر نيست؟ براي ايندگان موجودنيست؟! اين همان ويژگي جاري بودن و نو بودن وتازگي هميشگي ادبيات ماست. والخ... ببخشيدكه هرچه درخلاصه گويي مي كوشم نمي شود.



س) سپاسگزارم نمونه جالبي مطرح نموديد كه برايمان بسيار تازگي داشت اما سئوال بعدي ، به نظر ميرسد كه جنابعالي باتوجه به اينكه در رشته نقاشي تحصيل نموده ايد ، اما سالهاي زيادي از عمر خود را روي ديوان خواجه شيراز صرف كرده ايد ،‌چه رابطه اي بين نقاشي وشعر مي بينيد؟
خيال روي تو دركارگاه ديد كشيدم
 به صورت تو نگاري نديدم و نشنيدم

ديشب به سيل اشك ره خواب مي زدم
نقشي به ياد خط تو بر اب مي زدم

همه شاعران ما نقاشند آن هم نه نقاش معمولي يا حرفه اي ،نقاشان بي بديل ! نقاشان صورت ومعني. خواجه كه دراين زمينه عجيب مدعي است.)( باز مي ترسم طولاني شود)
بله ادعايي فوق تصورهمگان دارد در نقاشي البته براي ادعايش هم شاهد اورده وهم ناباوران رانشاني داده وتوصيه به تحقيق دراين زمينه كرده مي فرمايد من شاعرنقاشم.

نه هر كونقش نظمي زد كلامش دلپذيرافتد
تذرو طرفه من گيرم كه چالاك است شاهينم

اگر باور نميداري رو از صورتگر چين پرس
 كه ماني نسخه مي خواهد زنوك كلك مشكينم!!

بله چنين نقاشي است كه به ماني سرمشق و مدل ميدهد. البته ماني از او ميخواهد انهم ازنوك قلمش !
بگذريم مطلب زياد است وهرچه پيش رويم عميق تر و برامدن دشوارتر...
س) بله واقعا همينطور است با اين تفاوت كه ما تشنه تر ،‌اما اگر اجازه بفرمائيد سئوال اخر را مطرح کنم وآن اينكه چقدر و چه كارهايي در اين سالهاي متمادي بر روي ادبيات يا ديوان خواجه كرده ايد؟
ج) بايد بگويم كار كه نه ،انچه بوده سير بوده و اسارت و لذت ، به قول شاعر ،من ازادي نمي خواهم كه با يوسف به زندانم. واقعا فرهنگ وادبيات ما به گونه اي از فطرت خلقت چكيده كه به زيباترين وجهي همه نيازهاي مارا پاسخگوست وروح تشنه وجستجوگرما را سيراب مي كند. من هم در پي رفع نيازها و پاسخگويي به ذهن جستجو گرم به درياي هنر و ادبيات افتادم ودارم به قدر تشنگي مي چشم ومي چشم. دراثناي اين سير واين چشيدن ها تحفه هاي فراواني نصيبم كردند كه هنوزدرحيرتم ،نايافته يافته هايي بس ارزشمندكه البته يك موردان به نام رنگ دراشعار حافظ چاپ وبقيه كه حدود بيست مورد مي باشد شايد انشاءالله به مددشمادوستان نوانديش فصل نو به دست دوستداران ادب و هنر برسد وشريك شويم همه با هم درانتشار گنج حسن بي پايان خواجه رحمه الله عليه.

س) با عرض پوزش، پاسخ اول راكه فرموديدبخاطر جذابيت بيشتر اين گفتگو باعمل زيباي خلاف عادت زمانه به پايان مصاحبه موكول نماییم، هنوز مانده؟
ج) گفتم شايد يادتان رفته ! بسيار خوب سئوال چه بود؟

س) معرفي خويش؟
ج) حميد كاظمي هستم دانش اموخته رشته نقاشي ازدانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران.
ازابتدايي تامركزتربيت معلم واموزش عالي فرهنگيان بمدت31 سال تدريس داشته ام. تعدادي رسالات وپايان نامه هاي دانشجويي را راهنما بوده و مدتي هم در جزيره كيش به تدريس وتحقيق براي نهادهاي فرهنگي وهنري از جمله اموزش وپرورش، دانشگاه و صداوسيماي كيش كاركرده ومطلب نوشته ام. تعداد قابل ملاحظه اي پژوهش درزمينه هاي فرهنگي وهنري انجام داده ام كه يكي ازانها رنگ درفرهنگ است كه جلد اول ان از7 جلد،رنگ دراشعار حافظ به چاپ رسيده وبقيه درخانه محبوسند و منتظر عنايت صاحبدلان (‌5 تحقيق درفرهنگ و هنر-7 تحقيق درادبيات و14 تحقيق درديوان خواجه)
درحال حاضر هم درخانه هنر شهرستان گرمسار درخدمت شاگردان بسيارعزيز ديروز ودوستان فرزانه امروز از درعيش برائيم وبه ره عيب مپوئيم،ان شاءالله.

باتشكر از فرصتي كه به من وهمكاران فصل نو داديد. اين مطالب، افق تازه اي نسبت به ادبيات وهنر بويژه شعر به رويمان گشود،اميدوارم اجازه بفرمائيد چنانچه موافقيد بخشي خاص درفصل نو به مباحث جنابعالي اختصاص دهيم تابتوانيم خود وخوانندگان محترم را به قول شما بيش از پيش از گنج حسن بي پايان دوست بهره مند سازيم ،‌نظرتان چيست؟
ج) پيشنهاد بسيارخوبي است اما بهتر است اول نظر خوانندگان ارجمند را به مطالب مصاحبه جويا شويد بعد تصميم خواهيم گرفت ،‌چنانچه مقبول طبع خوانندگان ومراجعين محترم قرار گرفت سلسله بحث هايي خاص وكاملا بديع در زمينه هاي فرهنگي ،هنري ،ادبي و اجتماعي بصورت كاركردي درخدمتتان خواهم بود.
طوطيان درشكرستان كامراني مي كنند
و ز تحسر دست برسرميزندمسكين مگس

خواهان كامراني تان

با تشكر فراوان از پژوهشگر گرانقدر و فرهيخته ادبي كشور عزيزمان ايران جناب آقاي استاد حميد كاظمي كه قبول زحمت نمودند و با فروتني خود براي حضور در اين مصاحبه وزني بر ارزشهاي فصل نو افزودند.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
همکاران شماره 54
مصاحبه اي جذاب با استاد حميد كاظمي هنرمند و پژوهشگر
لزوم توجه به مبلمان شهری
بررسی عوامل بزه دیدگی در خانواده
خليج عربي يا توطئه غربي
هیئت تحریریه






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۹
موضوع مرتبط :مطالب برگزیده
تعداد بازدید :1713
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


عضویت در فصل نو:
به خانواده انجمن نواندیشان علوم اجتماعی فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه:
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .
نام و نام خانوادگی:

موبایل:

ایمیل: