.jpg)
تور Tour (فرانسه) به معني چرخ، گردونه، دوران، دورگردي، گردش و سياحت است. (فرهنگ عميد)
Tour (فرانسه) را دورة مأموريت ـ گردش نيز معني كردهاند.
Tourism گردشگري
Tourist گردشگر
Tour nament دورة گردش مسابقات
در تمام معاني فوقالذكر مفهوم گردش لحاظ شده است صرفنظر از مفهوم عاميانة گردش به معني تفريح و گلگشت، در واقع مفهوم Tourism يعني گردشگري مانند چرخ دوار يعني حركتي كه از يك نقطه آغاز و در همان نقطه به پايان رسد. حركت چرخشي حول يك محور و بازگشت به نقطه شروع. اين مفهوم كه در چرخ صادق است، در سياحت نيز صادق است، يعني سياح يا جهانگرد يا گردشگر، در اكثر مواقع حركتي را از نقطهاي آغاز و پس از مدتي به محل نخست باز ميگردد. اما آنچه جالب است تشابهات هجايي و لغوي است كه البته اينگونه شباهتها در ادبيات جهان بسيار زياد است.
ريشه بسياري از لغات با يكديگر داراي شباهتهاي قابل توجهي هستند. مثلاً واژه ديوار كه در برخي ادبيات عاميانه (ديفال) نيز تلفظ شده، شباهت زياد به معادل انگليسي آن Thewall دارد.
از آن جمله است Tour ـ در ادبيات فارسي واژهاي به همين معني و با همين هجا و آوا وجود دارد، كه طور تلفظ ميشود (به فتح ط)
به معني پيرامون سراي و يا طوران(به فتح ط) به معني پيرامون چيزي گرديدن، گرد بر چيزي گشتن (دهخدا)
اين لغت براثر استفاده متمادي دَور و دَوران نيز تلفظ ميشود و در ادبيات امروزي دور (به ضم دال) و دوران(به فتح دال) معني گشتن و چرخيدن ميدهد. با قدري توجه تشابه آوايي فيمابين دور و Tour در فرانسه قابل درك است.
اينكه Tour از دَور گرفته شده يا بلعكس، فاقد اهميت است. مهم ميزان تأثيرگذاري ادبيات ملل بر يكديگر است ك در فرصتي مناسب به آن ميپردازيم.
بحث فوق به منظور اشاره به ميزان تشابه فرهنگي ملل و مفاهيم مشترك بين ملتها بيان گرديد.
در زبان لاتين با مصدرسازي و تغييرات در آن دامنه لغات گستردگي قابل توجهي پيدا ميكنند كه اين بحث در مقوله زبانشناسي قابل پيگيري است.
و اما صنعت توريسم. پس از تجزيه لغوي توريسم، بايد به جزء ديگر اين كلمه تركيبي يعني صنعت پرداخت:
صنعت در لغت از ريشه صنع به معني ساختن چيزي، كار و پيشه كردن، كاركردن و آفريدن است.
صنعت به معني پيشه و هنر، حيلهگري، ظاهرسازي و جملهپردازي است.
به راستي برگزيدن پيشوند صنعت براي گردشگري حاوي چه مفهومي است؟ و چگونه ميتوان عمل گردش و سياحت را صنعت به حساب آورد؟ گردشگري در تاريخ بشر سابقه چند هزار ساله دارد، البته مفهوم گردشگري با مفهوم مهاجرت كاملاً متفاوت است چون همانگونه كه از نام آن برميآيد گردش برگشت به نقطة شروع را در معني خود مستتر دارد. در اسناد مكتوب و بجامانده در تاريخ جايگاه گردشگري مشخص است. انبوه سفرنامهها، سياحتنامهها كه از قرون گذشته بجا مانده است بيانگر اهميت جهانگردي در فرهنگ بشر است.
جهانگردان دوران گذشته قالباً به دو دسته تقسيم ميشدهاند جهانگردان انفرادي كه به منظور كشف مجهولات، كسب تجربه و ارضاي كنجكاوي خود با سرمايه شخصي و همت خود جهان را درمينورديدند و برخي از جهانگردان در استخدام حكومتها بودهاند و با پشتيباني مالي و برنامهاي مشخص اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي به گردشگري مشغول ميشدهاند.
كشف سرزمينهاي جديد، تبادل آداب و رسوم و فرهنگ ، توسعه علوم و توسعه تجارت تنها بخشي از فوايد گردشگري است.
امروزه شايد بتوان توريسم را به دستههاي مختلفي تقسيم كرد. توريسم فرهنگي، سياسي، تجاري، تفريحي،علمي و ... و اين يعني ساماندهي يك گردش با برنامه.
در تفكر ديني اسلام براي جهانگردي كاركردي خاص مورد توجه قرار گرفته است. در قرآن حداقل 6 بار جهانگردي توصيه شده اما با هدف مشخص عبرتآموزي و آموزشي.
فسيروا فيالارض فانظرو كيف كان عاقبهالمكذبين (آل عمران 137)
در آيات ديگر نيز سفارش شده است كه در زمين بگرديد و ببينيد كه عاقبت مشركين، مجرمين، دروغگويان و تكذيبكنندگان خداوند چگونه بوده است. (الانعام 11 ـ النحل 36 ـ النحل 69 ـ عنكبوت 20 و الروم)
اين سفارش توسط بسياري از سيّاحان مورد توجه قرار گرفته و حاصل جهانگردي آنان به صورت سفرنامه چراغ راه مردم گرديده است. بسياري از دستاوردهاي رشتة مردمشناسي امروزه مديون اين سفرنامههاست. بسياري از مطالعات تاريخي و حتي مكاشفات باستانشناسي ريشه در اطلاعات برخي از سفرنامهها دارد.
متون بجامانده از جهانگردان بسيار كاربردي و دقيق ثبت شده است و امروزه بعنوان يك گنجينه با ارزش تمدن بشري است.
جهانگردي در دوران گذشته يك عمل خاص محسوب ميشده و افرادي خاص كه از لحاظ اجتماعي و اقتصادي در شرايط مناسب بودند توان جهانگردي را داشتند كه اين افراد اكثراً مشاهدهگران قدرتمندي بودند و وقايع و شرايط را به دقت ثبت ميكردند.
امروزه بخش عمدهاي از جهانگردي مشتمل بر سفرهاي تفريحي مردم عادي است كه به منظور استفاده از امكانات و مواهب مناطق مختلف جهان و كسب لذت، هزينههاي گردشگري را متقبل ميشوند. البته هنوز تعداد قابل توجهي توريست حرفهاي و اهل مطالعه و بررسي و علاقهمند به توسعه دامنه اطلاعات وجود دارد كه سفرهاي توريستي خاصي را پيگيري ميكنند.
توريسم امروزه به يك ركن تجارت بدل شده است و درآمد سرشاري براي كشورهايي كه جاذبه توريستي دارند به همراه دارد. امروزه كشورهاي مختلف دنيا با بهرهگيري از مواهب طبيعي، آثار باستاني، تمدن كهن يا حتي تكنولوژي جديد، شهركهاي توريستي و امكانات تفريحي قطب توريسم شده و هر ساله از چهار گوشه جهان افرادي را به خود فرا ميخوانند تا با فروش كالا و خدمات سيل درآمد را به كشورشان جاري كنند. كشورهايي مانند چين، هند، تركيه، ايتاليا و ... امروزه به شدت در اين تجارت كه خود آنرا صنعت مينامند، سرمايهگذاري ميكنند.
كشور ما نيز داراي جاذبههاي فوقالعاده توريستي است. جاذبههاي باستاني مانند تخت جمشيد، بيستون، شهرهايي مانند اصفهان، شيراز، شهر سوخته كاشان و جاذبههاي طبيعي مانند شمال كشور و حتي كويرهاي بكرو زيباي مركزي از جاذبههاي توريستي كشور محسوب ميشوند.
با اينهمه امروز جايگاه كشور ما در توريسم جايگاه درخور شأن و تمدن و قدمت آن نيست. آسيبشناسي اين پديده موضوع اين نوشتار نيست و نياز به بررسي و مطالعه دقيق و عميقي دارد. اينقدر ميتوان گفت كه به قول معروف توريست مانند آهو است و دشتي آرام را براي گلگشت انتخاب ميكند. هرگونه ناامني و سختي آهو را فراري ميدهد. محدوديتهاي ناشي از اختلافات فرهنگي، ناامني منطقه خليج فارس (جنگهاي منطقهاي) و عدم وجود امكانات در حد استانداردهاي بينالمللي، برخي از عوامل عدم استقبال توريست از كشورمان است.
اما در اين ميان عدم وجود ساختاري منسجم و متولي مشخص، عدم رسيدگي به مراكز جذب توريست، عدم وجود كادر مجرب و متخصص در پايگاههاي هدف مانند مراكز باستاني و تاريخي، عدم ارائه سرويس مناسب به بازديدكنندگان، عدم امكان تعامل و ايجاد ارتباط با توريست، بدليل تفاوتهاي فرهنگي و زباني و از همه مهمتر عدم وجود درك صحيح از اهميت اين پديده در كشور برخي از تنگناهاي موجود فراروي توريسم در ايران است كه هريك از اين عوامل نياز به بررسي و پاتولوژي دقيق دارد و اين درصورتي ممكن است كه مسئولين امر در مرحلة نخست نقش و اهميت پژوهشهاي اجتماعي را درك كنند. براي اين مهم سرمايهگذاري نمايند تا بتوانيم عليرغم محدوديتهاي خاص موجود از ظرفيتهاي موجود حداكثر بهرهوري را براي كشورمان حاصل نماييم.
از اين رو معتقدم كه توريسم به هيچ عنوان صنعت محسوب نميشود و به دليل لزوم ايجاد ارتباط با انسانها و فرهنگهاي مختلف و ساماندهي يك تعامل چندجانبه با جهان زنده پيرامون در واقع توريسم يك هنر است و نگاه به آن بايد در قالب توسعة يك هنر انساني باشد.
.jpg)
در جلسه این هفته فصل نو حضور داشتم صحبت از این بود که موضوع نشریه این هفته درباره موضوع توریسم و گردشگری است. هریک از دوستان نظراتی ارائه میکرد و طبق معمول متوجه شدم که با نظر اکثریت توافق ندارم و مطالبی را عنوان کردم و قرار بر این شد که این مطالب را در مقاله ای به نشریه ارائه کنم اما چون بحث توریسم نه موضوع مورد علاقه من و نه در تخصص من می باشد این نوشتار یک مقاله علمی و مبتنی بر نظرات علمی و تخصصی نیست بلکه مطالبی است از جنس بحث هایی که در گوشه وکنار مانند مهمانی ها و تاکسی ها صورت می گیرد و هیچ وقت هم به نتیجه نمیرسد.
بارها در حین بحث و گفتگو با دیگران در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به این نکته اشاره کرده ام که بحث از این موضوعات رو بنایی بدون رجوع به مبناهای فکری کار هوده بخشی نیست. به طور مثال 3 نفر را فرض کنید که مشغول بحث سیاسی هستند یکی از دموکراسی غربی حرف میزند دیگری از نظام سلطنتی و شخص سوم از مدل جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه دفاع میکند هر سه این افراد در مبنای فکری خود درست حرف میزنند و اختلاف آنها ریشه در مبنای فکری آنها دارد. حال برای اینکه این بحث دقیق تر و مفید تر باشد هریک از آنها باید دیدگاههای کلی تر خود راجع به هستی و معرفت را تبیین کند و روشن کند چه برداشتی از هستی دارد و چه نوع دستگاه معرفتی را پذیرفته که در نتیجه آن مثلا نظام سلطنت را کارامد تر میداند.
باید ابتدا روشن کنیم که آیا زندگی انسانی را موقتی می دانیم یا ابدی. در درجه بعد باید مشخص کنیم که انسان را چه جور موجودی میشناسیم و چه برنامه و قانونی برای انسان داریم و منشا این برنامه را کجا میدانیم. خیر و سعادت انسان در چیست؟ دین چیست؟ عقل چه جایگاهی دارد؟ و سوالاتی از این قبیل.
البته در اینجا مجالی برای این بحثها نیست و امیدوارم اگر با محتوای این نوشته مخالف هستید متوجه باشید که اختلاف ما بر سر پوشش و آزادی توریست نیست بلکه اختلاف دیدگاه ما به موضوعات اساسی تری بر میگردد.
در مورد توریسم 2 سوال بسیار مهم وجود دارد:
1- اصولا و به طور عام توریست برای چه می آید؟
2- به طور خاص دلیل آمدن و یا نیامدن توریست به کشور ما چیست؟ ( کشوری که از لحاظ طبیعی و باستانی دارای رتبه ای یک رقمی در جهان است)
اینکه توریست برای چه می آید سوالی است دو وجهی. یعنی هم باید ببینیم که انگیزه شخصی توریست از سفر چیست و هم باید بدانیم ما به عنوان کشور ایران از توریست چه میخواهیم. جواب به این سوال که شخص توریست به دنبال چیست کار ساده ای نیست ولی به طور کلی میتوان توافق کرد که توریست به دنبال کسب تجربیات جدید است توریست میخواهد حواس پنجگانه اش احساسات تازه ای را از دنیا تجربه کنند. میخواهد مناظر جدیدی ببیند صداهای جدیدی بشنود بوهای تازه ای را به مشام برساند و مزه های دیگری را بچشد.
در مورد سوال بعدی ( اینکه ما از توریست چه میخواهیم) به نظر میرسد نگاه ما به توریست فقط یک نگاه اقتصادی صرف است. توریست میخواهیم چون با خود پول می آورد. در واقع ما عاشق توریست نیستیم بلکه عاشق بند کیف او هستیم. از این دید گاه اقتصادی صرف نتیجه می گیریم که ما باید مواظب باشیم تا به هیچ وجه ایرانیان توریست نشوند چون پولهایشان را با خود به کشور های دیگر میبرند و از میزان نقدینگی داخلی می کاهند. در نتیجه کشور هایی سود برده اند که توریست پذیر باشند نه توریست فرست. درست مانند دو مغازه دار که همواره با هم در حال رقابت هستند تا مشتری بیچاره را شکار کنند و جیبش را خالی کنند این دو مغازه دار از اجناس خود تعریف می کنند و بر ضد مغازه بغلی تبلیغات منفی می کنند و این دقیقا همان بلایی است که بر سر ما آمده. کشور های ثروتمند و قدرتمند و صاحب رسانه که زر و زور و تزویر را در اختیار خود دارند بر ضد ما تبلیغ می کنند تا مردم جهان پولهایشان را به ایران نیاورند و همچنین مردم جهان نباید با فرهنگ اسلامی و انقلابی و خدا محورانه حاکم در ایران آشنا شوند. مردم جهان نباید جنایات امریکا و اسرائیل را در تلویزیون ایران مشاهده کنند. مردم جهان نباید حرف هایی بر ضد مستکبران و زور گویان بشنوند و مردم جهان نباید با اسلام آشنا شوند. اصولا توریست ها علاقمند به مشاهده تفاوتهای فرهنگی هستند و دنبال مسائل جدید هستند. ما نباید برای خوشامد آنها دست از آرمانهای خود بر داریم وبرایشان مشروب و استخر مختلط فراهم کنیم و بگوییم عیبی ندارد توریست باید راحت باشد!!! این دقیقا مثل این است که بگوییم توریست ایتالیایی به این دلیل نمی اید که اینجا اسپاگتی پیدا نمیشود!!! اتفاقا توریست می آید تا کوفته و کله پاچه بخورد می آید تا شاهد یک کشور آرمانگرا و خدا پرست باشد. حجاب زنان ایرانی برای توریست بسیار جذاب است. او میتواند یک هفته برهنه نبودن را در ایران تجربه کند او میتواند یک هفته مست نشدن را تجربه کند و به طور خلاصه یک هفته ایرانی زندگی کند.
توریستی که به دنبال خوشگذرانی و شهوترانی و میخوارگی است لزومی ندارد اینهمه رنج سفر و خطرات را تحمل کند و اینقدر هزینه کند تا به ایران بیاید که شاهد زنان با حجاب باشد و در هتل آب معدنی بخورد!!!!!!
توریست محترمی که به این دلیل می آید می تواند در کشور خود از این مواهب الهی!!! بیشتر بهره مند شود. اصولا آدم خوشگذران چرا باید رنج و خطر سفر را تحمل کند؟ بسیاری از گردشگران خارجی برای کویر نوردی به ایران می آیند پس چرا باید اینطور بیندیشیم که توریستها همه به دنبال عیاشی هستند؟ در ضمن توریستهایی که برای عیاشی و خوشگذرانی سفر میکنند به هیچ وجه عامل تبادل فرهنگی نیستند آنها با خود فرهنگ علم و کار و پیشرفت نمی آورند بلکه آنها حامل زباله های فرهنگی خود هستند. آنها مانند کسی هستند که غذایشان را جای دیگری خورده اند و آروغش را برای ما میزنند.
در واقع نیامدن چنین توریستی هم به نفع خود اوست و هم به نفع ما. به نفع اوست چون متحمل رنج و خطر و هزینه و اتلاف وقت نمیشود و هم به نفع ماست که همواره سعی میکنیم علیرغم تبلیغات وجذابیت های دنیاپرستی و لذت گرایی و شهوترانی الگویی از انسانیت را ارائه کنیم و انسان را متوجه عالم والا نماییم. من با این موضوع به هیچ وجه موافق نیستم که توریست نمی آید چون آزادی ندارد. توریست میتواند به ایران بیاید و با نوع جدیدی از آزادی آشنا شود که همان آزادی معنوی است. آزادی معنوی بالاترین درجه آزادی است. در این نوع آزادی انسان نه تنها آزاد است بلکه آزاده است یعنی حتی از دست شهوات و هوای نفس خود نیز رها شده و همانطور که حقوق دیگران را رعایت میکند به حقوق انسانی خود نیز احترام میگذارد و با گناهان و رذایل اخلاقی حقوق خود را پایمال نمیکند.
توریست محترمی که سالیان سال در چنگال نظام سرمایه داری و اومانیستی زیست کرده است می تواند ببیند که انسانهایی هستند که اسیر شهوت خود نیستند و حقوق انسانی هم را رعایت میکنند. آنها در ایران شاهد آزادی های جدیدی خواهند بود مثلا آزادی بصری.
این آزادی به این معناست که انسانها مجبور نیستند تصاویر شهوت آلود را در جامعه مشاهده کنند و چشم و گوش و زبان و پوستشان از قید انجام کارهای حیوانی معاف اند.
حال از این بحث های ایدئولوژیک و آرمانگرایانه که بگذریم به دنیای واقعیات قدم خواهیم گذاشت. به راستی چه طور میتوان هم آرمانگرا بود و هم واقعگرا؟ به نظر میرسد که اینجا نیازمند سیاستهای درستی هستیم برای موازنه بین واقعیت و آرمان. واقعیت این است که ما هم به دلیل مسائل اقتصادی و هم تبادلات فرهنگی و هم صدور مفاهیم اسلامی و انقلابی خود نیاز به توریسم داریم. البته نگاه به توریسم نباید یک بعدی باشد و فقط انتظار داشته باشیم که توریست بیاید بلکه توریسم یک جریان دو طرفه است جریانی مبادلاتی بین ما و جهان. و عنصر مهم در باره توریسم همین تبادل فرهنگی است و نه آنطور که نظام سرمایه داری تعریف کرده است یک کاسبی اقتصادی. اصولا سرمایه داری مایل است به همه مفاهیم یک پسوند صنعت بچسباند و دائم دم از صنعت توریسم بزند.
پس مساله توریسم باید تبدیل به یک جریان سیال فرهنگی شود اما چرا وقتی صحبت از سفر توریستی می شود همه ما به یاد آنتالیا و جزیره پاتایا یا موناکوی فرانسه می افتیم؟ این مایه خجالت یک مسلمان اندیشمند است. پاتایا و آنتالیا به خاطر برهنگی و فحشا برجسته است. ما باید موقعیتی را ایجاد کنیم که در وهله اول با کشورهایی که با ما در یک حوزه فرهنگی قرار دارند این جریان سیال را برقرار کنیم. به نظر من کلیدی ترین مساله مساله زبان است که به طور خاص 3 کشور ایران و تاجیکستان و افغانستان 3 کشور همزبان هستند که توریست فارسی زبان می تواند به راحتی و با هزینه اندک به آنجا سفر کند. همچنین کشورهایی مثل هند و پاکستان هم می توانند در این جریان وارد شوند. این کشورها در زمینه مبادلات دانشجو و در زمینه مسائل رسانه ای می توانند بسیار همپوشانی داشته باشند و یک حوزه فرهنگی متحد را تشکیل دهند در درجه دوم کشورهای عرب زبان می توانند وارد این جرگه شوند و زبان عربی به عنوان زبان اسلام میتواند باعث ایجاد این پیوند شود و در وهله آخر وسعت یازده هزار کیلومتری جهان اسلام از اندونزی تا مراکش و از چچن تا تانزانیا میتوانند این حوزه را تکمیل کنند. جالب اینجاست که ایران میتواند مرکز و قلب این حوزه فرهنگی متحد باشد. درهای ایران به روی همه توریست هایی که ایرانیان را وحشی و تروریست نمی دانند باز است. درهای ایران به روی همه توریستهایی که به فرهنگ خاص ایران مانند پوشش ایرانی و غذاهای ایرانی و معماری ایرانی علاقمندند باز است. سر کردن یک روسری کار سختی نیست.

امروزه تماشاي آثار برجاي مانده از فرهنگ كهن ، بناهاي تاريخي و باستاني ، موزه هاي اشياء قديمي و جلوه هاي زندگي قرون گذشته حتي براي پيروان جنبش هاي رمانتيك (مكتب رمانتيسم ) كه شعراي انگليسي ويليام بليك و لردبايرون بيش از ديگران الهام بخش آن بودند تا مردم را به نظاره كردن شهرهاي ساخته شده به سبك گوئيك ، رشته كوه هاي زيبا ، رودخانه هاي خروشان و مناظر ديدني بكشاند ، چندان جذاب و جالب بنظر نميرسد. ورزشهاي تفريحي مثل ماهيگيري و قايق راني يا ورزشهاي زمستاني كه انگليسيان در روستاي زيباي رزمات سوييس ابداع كننده آن بودند به تنهايي آمار گردشگر زيادي را به خود جلب نمي كنند . امروزه مردم در هر كجاي اين كره خاكي به راحتي فشردن چند دكمه كامپيوتر يا ماهواره خود دنياي زيبا و روح نواز مناظر دور دست را در سينماهاي خانگي خود به نظاره مي نشينند . اما با تمام اين تفاصيل بزرگترين صنعت جهان ، صنعت توريسم يا گردشگري است .
كشورهاي اروپايي ابعاد گسترده اين صنعت را از نظر توليد اشتغال و ايجاد درآمد درك كرده اند و از چند دهه پيش به شدت به توسعه اين صنعت پرداخته اند . تبليغات تلوزيوني گردشگري موضوعي است كه تمام كشورهاي توسعه يافته اين صنعت از آن بهره برده و مي برند ، تبليغاتي گسترده كه علاوه بر پخش آگهي و تيزر ، دامنه آن به فيلم هاي سينمايي ، فيلم هاي مستند ،سريالهاي تلوزيوني و فراتر از آن كانالهاي مخصوص تلوزيوني كشيده شده است . تهيه كنندگان و كارگردانان اين برنامه ها ضمن شناسايي مكانهاي گوناگون اعم از طبيعي ، تفريحي ، فرهنگي ، اقتصادي و ... اطلاعات كامل و جامع اي از قيمت ها ، كالاها و محصولات هنري و .. به مخاطبان خود ارائه داده و تشويق به بازديد از اين محل ها و حضور در جشوارهاي خريد مي نمايند ، چرا كه يكي از انگيزه هاي قوي توريست ارضاء انگيزه خريد است .
برگزاري نمايشگاه هاي بزرگ در ابعادي فوق تصور ابزار ديگري است كه كارگردانان زبردست در يك نمايش زنده و مبهوت كننده از نور ، صدا ، دكور هاي مجلل و به واقع عيني در راستاي اهداف توريستي خود استفاده ميبرنند . كشورهاي توسعه يافته براي بالا بردن اطلاعات وآمار گردشگران خود با برگزاري سمينارهاو جمع آوري اطلاعات از طريق نظر خواهي و پرسشگري از گردشگران به بهترين چارچوبهاي ارائه خدمات در زمينه گردشگري رسيده و بدنبال حضوري موفق تر در حوزه تخصصي صنعت گردشگري از جمله مسائل اكوتوريسم ، توريسم طبيعت گردي و يا تورهاي ماجراجويانه هستند.
كشور هاي پيشرفته در اين صنعت با برداشتن گامهاي فراتر از زمان بدنبال ايجاد مناسبتهاي تاريخي هستند تا با برگزاري فستيوالهاي چند منظوره كه بيشتر شبيه پديده جلوه گر است با ارتقا صنعت توريسم خود يا تاريخي كردن اماكن و مناسبت ها ، موقعيت هاي اقتصادي بهتري براي خود خلق نمايند.كشورهاي فرانسه با بيش از 80 ميليون نفر توريست خارجي ، اسپانيا 60 ميليون نفر، آمريكا 55 ميليون نفر ، چين 52 ميليون نفر، ايتاليا46 ميليون نفر وباگذشت تجربه چند با نگاه ي تازه ، بدنبال بازارهاي جديد توريست و توريسم نوين هستند، آنها به خوبي مي دانند كه هر توريست به منزله ورود حداقل 1000 دلار به چرخه اقتصاد و اشتغال است براي مثال كشور تركيه با حفظ ميراث فرهنگي و محيط زيست و با اتكا بر روزنه هاي تاريخي و مكان هاي توريستي صنعت و اقتصاد خود را به پيش ميبرد . يكي از اين جلوه ها آيين بزرگداشت 10 روزه مولانا و شب عروس در شهر قونيه است كه شاهد حضور 5 هزار نفر در هر برنامه سماع مي باشد . واقعيت اين است كه بسياري از كشورها مثل ترك ها براي توريست هاي ايراني سرمايه گذاري كرده اند و به جاي سرگرمي با آمار خيالي و اخبار غير واقعي براي اذهان عمومي به واقع كار كرده اند در تركيه با يك مقبره بيش از 200 هزار نفر ميتوانند بشكل مستقيم ارتزاق كنند در حالي كه آمار كل گردشگران خارجي و يا آمار شاغلين مستقيم اين صنعت در كشور به اين رقم نمي رسد و ما هنوز بدنبال توسعه هتل داري و گسترش شبكه ها و موسسات توريستي هستيم. البته تبليغات سوء برعليه ايران و شناسايي ايران به عنوان كشوري نا امن يكي از دلايل كاهش فاحش آمار توريست خارجي به ايران است .
در دهه 1990 روند رشد صنعت توريست با شتابي بي سابقه نسبت به قبل سير صعودي داشته و بر اهميت آن در سراسر جهان بطور روز افزون افزوده شد تا جاي كه با سرمايه گذاري هاي مستقيم بيش از 300 ميليارد دلاري سالانه ، 8 درصد كل سرمايه گذاري هاي جهان و 7 درصد نيروي كار جهان را بطور مستقيم به خود مشغول كرده است . دليل چنين رشد چشم گيري افزايش درآمدها و اوقات فراغت ، توسعه و پيشرفت در صنعت حمل و نقل جهاني و بالا رفتن سطح عمومي آگاهي ها و دانش مردم نسبت به ساير نقاط جهان بود كه اين خود مرهون پيشرفت هاي قابل ملاحضه در زمينه فن آوري ارتباطات و تاثير شگرف تبليغات و رسانه ها است . توريست هاي فضايي عصر نويني در اين صنعت است كه معدود كشورها مي تواننددر اين وادي اجازه فكر كردن به آن را داشته باشند چراكه تكنولوژي برتروتوان اقتصادي فوق العاده اي را مي طلبد.
توريست در ايران
ايران سرزميني با گستره جغرافيايي وسيع ، تنوع آب و هوايي و شرايط اكوزيستي متفاوت ، تنوع قومي و فرهنگ غني ، كشوري با 30 استان در اشكال شهري و روستايي و جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي بسيار همچون قاره پهناوري است كه در قالب يك كشور جاي داده شده است . متاسفانه علي رغم استعدادها و توانايي هاي زياد، هنوزبراي مردم خود ايران ناشناخته مانده است . توريست يا گردشگري در ايران پديده اي فصلي با قطبهاي محدود و تقريبا درون زا است ودر قسمت توريست خارجي بيشتر بعنوان بازاري براي كشورهاي همسايه محسوب ميشود تا جلب توريست براي بازارهاي داخلي . چرخه داخلي اين صنعت تحت تاثير عوامل بسياري هنوز نتوانسته نگاه اقتصادي و درآمد زاي را به بازارهاي بين المللي و تبادلات عظيم و تاثيرات سازنده آن داشته باشد .
حفظ محيط زيست و ميراث هاي فرهنگي و ارزش نهادن و احترام به ارزشهاي انقلاب اسلامي از معيار هاي است كه توريستها براي ورود به كشورمان بايد رعايت نمايند ، واقعيت اين است كه كاهش فاحش توريست خارجي ناشي از اين عوامل نيست بلكه تبليغات سوء عليه ايران طي دو دهه گذشته از طرفي و عملكرد ضعيف ما در جهت تبليغات و جلب سرمايه گذاريها ي داخلي و خارجي در راستاي زيرساختهاي صنعت پر رونق توريسم از دلايل آن ميباشد. ما اگر بخواهيم راه طولاني ساير كشورها را در كوتاه ترين مدت بپيمائيم بهتر است از مشاركت و همكاري آنها استفاده كنيم بدون مشاركت و سرمايه گذاري ساير بخشها توان رقابتي از بين خواهد رفت ، سرمايه گذاري بخش خصوصي در صنعت توريسم و گردشگري و توجه دولت به زير بناهاي اين صنعت باعث رونق و شكوفايي آن در كشور خواهد شد .
پيشنهاد
اقدامات به دو دسته داخلي و خارجي تقسيم مي شود كه اقدامات داخلي اصل و پايه كارهاي خارجي بوده و بنوعي تضمين كننده موفقيت آن ميباشد( اقدامات انجام شده در قسمت داخلي ، زير ساختهاي تجارت و بازرگاني بين الملل است.)
داخلي :
1-جمع آوري اطلاعات كامل و جامعي از تمام اماكن تاريخي ، مذهبي ، فرهنگي ، اقتصادي ، طبيعي و ... در قالب فيلم ،عكس ، تاريخچه و... توسطسازمانهاي مربوطه ( محيط زيست ، ميراث فرهنگي و گردشگري ، فرهنگ و ارشاد اسلامي و ...) در قالب فيلم ،كتابهاي راهنما ، بروشورو مجلات عكس و تبليغاتي .
2-ارائه خدمات لازم به سرمايه گذاران بخش خصوصي و دولتي در اين صنعت و امور زيربناي مربوط به آن.
3-برگزاري تورهاي گردشگري با موضوعاتي مثل تورهاي طبيعت گردي ، مذهبي ، و ....
4-تبليغات گسترده و همه جانبه .
خارجي :
بهترين و موثرترين شيوه براي جلب توريست كه به منزله تبليغات حضوري و فروش محصولات و صنايع داخلي است برگزاري نمايشگاههاي بزرگ در كشورهاي توريست پذير آنهم در مقاطع زماني تراكم توريستي با بكارگيري جلوهاي تاثيرگذار هنرهاي نور و تصاوير معماري و طراحي برگرفته از آثار هنري ، تاريخي و جلوه هاي زيباي با مجريان آشنا به زبان بين الملل و بومي در قالب مردمان هر منطقه باپوشش لباسهاي محلي و...
اميدواريم با سياست گذاريها و اقدامات موثر نه تنها به پيشرفت در اين صنعت برسيم بلكه از بازار عظيم مبادلات بين الملل سهمي را به اقتصاد كشورمان اختصاص دهيم . انشاءالله

میان ماه من تا ماه گرد ون تفاوت از زمین تا آسمان است
نگاهی اجمالی به اصول اخلاقی صنعت جهانی توریسم و جایگاه ایران
پنجشنبه هفته پیش با دوستان در باب اخلاق در صنعت توریسم بحثی داشتیم. اینکه آیا ما باید خودمان و فرهنگمان را برای ورود توریست ها تغییر دهیم و شرایط مناسب را برای آن ها فراهم کنیم یا نه محافظ سر سخت فرهنگمان باشیم و گروه خاصی از توریست ها را پذیرا شویم .نظرات موافق و مخالف رد و بدل شد اما بحث بی نتیجه ماند.
این موضوع ذهنم را به شدت مشغول کرد. به نظر می آید کشور ما هنوز نتوانسته این مسئله را به درستی تعریف کند و از توریسم همچون سایر کشورها به عنوان یک صنعت بهره برد. آشنایی با قانون جهانی گردشگری یکی از راه های پرداختن به این معضل است :
" قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت گردشگری چهار چوبی از منابع رابرای توسعه ی مداوم و پر بار توریسم جهانی تنظیم می کند . این قانون فکرهای بکر را ازبسیاری از اعلامیه ها و قوانین ثابت و محدود کننده ای که قبلا وجود داشته بیرون می کشد و افکار جدید را که منعکس کننده ی جامعه ی در حال تغییرما در آغاز قرن 21 است به آن می افزاید... "
فرانچسکوفرانجیالی ، دبیرکل سازمان توریسم جهانی
1997 – استانبول
بخش توسعه توریسم جهانی سازمان ملل متحد در قطعنامه ای ضرورت وجود مجموعه قواعد اخلاقی را برای گردشگری مدنظر قرار داد. هدف این قطعنامه راهنمایی سازمان هایی بود که در پیشرفت این صنعت نقش داشتند.طی دو سال کمیته ی ویژه ای توسط دبیرکل و مشاور قانونی سازمان عهده دار آماده ساختن پیش نویس این مجموعه قوانین شد.
27 آوریل 1999 – نیویورک
سازمان ملل با مجموعه قوانین موافقت کرد و خواستار حضور بخش های خصوصی و سازمان های غیر دولتی بیشتری در این طرح شد.
اکتبر 1999 – سانتیگو
بیش از هفتاد عضو سازمان توسعه توریسم جهانی شرح و تفسیری در باره ی مجموعه قوانین ارائه کردند و سرانجام در این تاریخ این طرح به اتفاق آرا پذیرفته شد.
بدین ترتیب با شکل گیری صنعت توریسم چهارچوب مشخصی از جانب کشورها برای آن ساخته شد که در آن نه کشور میزبان و نه توریست ضرری متحمل نمی شود .
اصولی از مجموعه قوانین مذکور در پی می آید :
1- کمک ( صنعت ) توریسم به فهم و احترام متقابل میان مردم و جامعه :
1- فهم وارتقا ارزش های اخلاقی که میان نوع بشر مشترک است از یک سو ، و نگرشی همراه با تساهل، شکیبایی و احترام به باورهای دینی، اخلاقی و فلسفی متکثر از سوی دیگراساس و اعتبار توریسم مسئولیت پذیر است. دست اندرکاران توسعه ی توریسم و همینطور توریست ها باید عرف ها و سنت های اجتماعی و فرهنگی همه مردم از جمله اقلیت ها و مردم بومی را مراعات کنند و ارزش های آن ها را به رسمیت بشناسند.
2-فعالیت های توریستی باید با ویژگی ها و سنت های مناطق و کشورهای میزبان و با قوانین ، عرف و آداب و رسوم آن ها سازگار باشد .
3- جوامع میزبان و متخصصین محلی آن باید با موضوع فوق الذکر آشنا باشند و به توریست های بازدید کننده از محل که به دنبال کسب اطلاعاتی در باره ی سبک زندگی ، ذائقه و انتظارات آن ها هستند احترام بگذارند. تعلیم و تربیت و آموزش محلی ها به خوش آمدگویی مهمان نوازانه کمک می کند.
4- این وظیفه ی مقامات دولتی است که وسیله ی حفاظت از توریست ها ، بازدید کنندگان و متعلقات آن ها را فراهم کنند .آن ها باید به ایمنی توریست های خارجی که ناشی از حساسیت ویژه ی آن هاست توجه خاصی مبذول دارند .مقامات دولتی باید نسبت به تسهیل عرضه ابزار ویژه ی اطلاعات رسانی ، پیشگیری ، ایمنی ، بیمه و کمک رسانی هماهنگ با نیاز توریست ها اقدام نمایند.همانطور که بر اساس قوانین خاص ملی، نابودی تعمدی تسهیلات توریسم یا کلیت میراث طبیعی و فرهنگی به طور جدی محکوم و مجازات می شود، هرگونه برخورد ، حمله ، آدم ربایی یا تهدید علیه توریست ها یا کارمندان صنعت توریسم هم باید محکوم و مجازات شود.
5- هتگام سفر ، توریست ها و بازدید کنندگان نباید هیچ فعالیت مجرمانه یا فعالیتی که از نظر کشور میزبان جرم محسوب می شود مرتکب شوند ، آن ها باید از هر نوع رفتاری که نزد ساکنان محلی برخورنده( آزاردهنده) تعبیر میشود وممکن است به محیط محلی آسیب برساند اجتناب کنند. آن ها باید از هرگونه معامله غیر قانونی دارو ، نیرو ،آنتیک ، گونه های محافظت شده ، محصولات و موادی که در قوانین ملی قدغن شده است خودداری کنند.
6- توریست ها و بازدیدکنندگان موظفند حتی قبل از عزیمت با ویژگی های کشوری که قصد سفر به آن را دارند آشنا شوند . آن ها با ید از خطرات موجود که سلامت و امنیت هر سفر خارج از محیط همیشگی شان را تهدید می کند آگاه باشند و به شیوه ای رفتار کنند که این مخاطرات را کاهش دهند.
2- توریسم ، منتفع میراث فرهنگی بشریت و عاملی برای ارتقا :
1- منابع توریسم به میراث مشترک بشر متعلق است ، جوامعی که این منابع در قلمروشان قرار گرفته قوانین و وظایف خاصی در قبال آن ها دارند.
2- سیاست ها و فعالیت های توریستی باید با احترام به میراث هنری ، باستانی و فرهنگی اجرا شود، میراثی که برای رسیدن به نسل های آینده محافظت می گردد .شایسته است برای حفظ و نگهداری آثار تاریخی ، زیارتگاه ها و موزه ها همچون محل های تاریخی و باستانی، که به طور گسترده مورد بازدید قرار می گیرد، مراقبت ویژه اختصاص داده شود. راه های اجتماعی خصوصی کردن دارایی های فرهنگی و آثار تاریخی ، با احترام به حقوق صاحبانشان ، ،همچون عمارت دینی است که بدون تعصب نسبت به ضروریات متعارف عبادی می بایست مورد حمایت قرار گیرد .
3- حداقل باید بخشی از منابع مالی بدست آمده از بازدید محل ها ی فرهنگی و آثار تاریخی برای نگهداری ، توسعه و پیراستن این میراث صرف شود ..
4- فعالیت های توریستی باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که به محصولات فرهنگی، سنتی ، حرف و فرهنگ مردم اجازه برجای ماندن و شکوفا شدن بدهد بیش از آنکه باعث زوال و یکدست ساختن آن شود.
3- توریسم ، فعالیتی سودمند برای کشورها ومردم (گروه های) میزبان :
1- مردم محلی باید به فعالیت های توریستی بپیوندند و در سودهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی که تولید می کنند و به خصوص در ایجاد مستقیم و غیر مستقیم مشاغلی که از آن ناشی می شود عادلانه سهیم باشند.
2- سیاست های توریستی باید به شیوه ای اعمال گردد که استانداردهای زندگی مردم مناطق توریستی را بالا برد و نیازهایشان را برآورده سازد.رویکرد عمرانی و تمهیدی به فعالیت آمد و شد و مسکن توریستی ، در حد امکان ، باید به ادغام آن ها در اقتصاد محلی و بافت اجتماعی کمک کند ، جاییکه مهارت ها برابرند و تفوق و برتری باید به نیروی انسانی محلی داده شود.
3- باید برای مشکلات خاص مناطق ساحلی و محدوده های جزیره ای و نواحی حساس روستایی و کوهستانی که توریسم اغلب برای رشد آن در برابر رد فعالیت های اقتصادی سنتی یک موقعیت بی نظیر را ترسیم می کند، توجه ویژه ای قائل شد.
4- متخصصین صنعت توریسم ، به خصوص سرمایه گذاران، که با مقررات وضع شده توسط مقامات دولتی کنترل می شوند، باید تاثیرگذاری توسعه پروژه هایشان را بر محیط زیست و محیط پیرامونی مورد مطالعه قرار دهند. آن ها همچنین باید اخبارمربوط به برنامه های آینده شان و نتایج قابل پیش بینی آن ها را ، با بالاترین میزان شفافیت و عینیت ، گزارش دهند و گفت و گو را با افراد ذیصلاح پیرامون محتویات آن گسترش دهند .
4- تعهدات دست اندرکاران در توسعه ی صنعت توریسم :
1- متخصصین صنعت توریسم ، تا جاییکه به آن ها مربوط می شود ،باید علاقه خود را ، در همکاری با مقامات دولتی ، برای ایمنی و امنیت ، پیشگیری از سانحه ، حفظ سلامت و سلامت غذایی توریست هایی که به دنبال خدمات هستند، نشان دهند .همچنین ( متخصصان ) باید وجود سیستم های مناسب بیمه و مساعدت را تضمین کنند، آن ها باید قواعد خبر رسانی معین در مقررات ملی را بپذیرند و برای رعایت مقررات پیمانیشان در رویدادهایی که منجر به ضرر می شود خسارت قابل ملاحظه ای بپردازند.
2- متخصصین توریسم ، تا آنجا که به آن ها مربوط می شود ، باید به احساس رضایت فرهنگی و روحی توریست ها کمک کنند و در طول سفرهایشان به آن ها اجازه دهند تکالیف مذهبیشان رابه جا آورند .
3- مقامات دولتی کشورهای میزبان ، در همکاری با افراد ذیصلاح و موسسات آن ها ، باید اطمینان دهند که برای بازگرداندن توریست ها هنگام بروز ورشکستگی شرکت سازمان دهنده ی سفر، مکانیزم های لازم وجود دارد.
4-مطبوعات ، و به خصوص مطبوعات ویژه ی مربوط به مسافرت ، و سایر رسانه ها، که شامل وسایل جدید ارتباطی الکترونیکی می شود ،باید اخبار صحیح و معقول را درباره رویداد ها و موقعیت هایی که می تواند بر جریان توریسم اثر بگذارد منتشر کند. همینطور آن ها باید اخبار درست و قابل اعتماد را در اختیار مصرف کنندگان خدمات توریستی قرار دهند .تکنولوژی های جدید تجاری الکترونیکی و ارتباطی باید برای این هدف ،مورد استفاده قرار گیرند و توسعه یابند ، این امر برای رسانه ها هم مصداق می یابد ، آن ها به هیچ وجه نباید توریسم جنسی را تشویق کنند .
5- حقوق صنعت توریسم :
1- دور نمای بی واسطه و شخصی دسترسی به کشف و برخورداری از منابع کره ی زمین حقی را پایه گذاری می کند که برای همه ی ساکنان جهان به طور مساوی قابل استفاده است. مشارکت گسترده و فزاینده در توریسم ملی و جهانی ، باید به عنوان بهترین ترجمان ممکن استمرار رشد اوقات فراغت محسوب شود، و موانع نباید در مسیر آن قرار گیرند .
2- حقوق جهانی توریسم باید نتیجه ی طبیعی حق استراحت کردن و فارغ بودن به شمار آید ، که محدودیت منطقی ساعات کار و تعطیلات دوره ای با حقوق را شامل می شود ، بند 24 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و بند 7د میثاق جهانی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آن را تضمین می کند.
3- توریسم اجتماعی ، به ویژه توریسم اتحادیه ای ، که دسترسی گسترده به اوقات فراغت ، سفر و تعطیلات را آسان می سازد ، باید با حمایت مقامات دولتی توسعه یابد.
4- باید توریسم آشناسازی ، جوانان ، محصلین ، پیران و مردم ناتوان و از کارافتاده تسهیل شود و مورد حمایت قرار گیرد.
6- تحقق اصول قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت توریسم :
1- دست اندرکاران خصوصی و دولتی در توسعه ی صنعت توریسم باید درتحقق این اصول همکاری کنند و بر کاربرد موثر آن نظارت داشته باشند.
2- با توجه به اصول کلی قوانین بین الملل ، دست اندرکان در توسعه توریسم باید نقش موسسات بین المللی را مشخص کنند ، از جمله ی این سازمان ها : سازمان توریسم جهانی است که در مرتبه ی اول قرار می گیرد و سازمان های غیر دولتی که دارای کارایی در زمینه ی حمایت و رشد توریسم ، حفاظت از حقوق بشر ، محیط زیست یا سلامت می باشند ،
3- همان دست اندرکاران باید نیت شان را ازارجاع هر اختلاف نظری برای رسیدن به توافق که به کاربرد یا تفسیر قانون جهانی نظام اخلاقی برای توریسم مربوط می شود به مرجع سوم منصفی که به عنوان کمیته ی جهانی اخلاق گردشگری شناخته شده است توضیح دهند .
مروری اجمالی بر این قوانین دیدگاه مناسبی برای ارزیابی شرایط فعلی ما در مقایسه با آنچه در جهان حاکم است به دست می دهد. تا چه حد با این قوانین جهانی همراه شده ایم ؟ پرسه زدن در سایت های توریستی هم ، در مورد شرایط توریستی ایران اطلاعات خاصی به ما نمی دهد ... ! حتی سایت سازمان توسعه توریسم جهانی در بخش اعضای توریسم خاورمیانه در کنار همسایه های ایران جایی برای ما در نظر نگرفته است ! در صفحه مروری بر توریسم ایران هم ، از فعالیت ها ، وظایف و پروژه های توریستی مان خبری نیست . زمانی قرار بود ابزار تبلیغات را برای رشد این حوزه در اختیار بگیریم ، قرار بود مانند بسیاری دیگر از کشورها : مالزی، سنگاپور ، امارات ، ترکیه ، مصر و... که تبلیغات شان در حوزه ی گردشگری گوش فلک را کر می کند ، ما هم با شبکه های بزرگ خبری وارد مذاکره شویم ، تبلیغ کنیم و ایران را با ظرفیت های بالقوه ی بالای توریستی اش به جهانیان معرفی کنیم .
" ايران جاذبههاي بسياري دارد. جاذبههايي كه ميتواند آن را به اولين مركز گردشگري خاورميانه و چه بسا آسيا تبديل كند. اگر روند اصلاحات گردشگري در كشورتان ادامه پيدا كند، ميتوانيد خود را به آن جايگاه برسانید. گرچه با سياستهاي اقتصادي و سياسياي كه بر كشور شما حاكم است این كار بسيار مشكلي است. ايران براي رسيدن به رونقي حداقل در حد دبي نيازمند سرمايهگذاري بسياري در صنعت گردشگري خود است. " ابن سائق مشاور امور صنعتی و بازرگانی امیر امارات متحده عربی که خود در گذشته دانشجوی دانشگاه شیراز بوده در ادامه ی مصاحبه ی خود از زیر ساخت های گردشگری در ایران می گوید : " من بعد از مدتها چندي پيش به شيراز سفر كردم. در گذشته مكانهاي پذیرایی از مسافر در شيراز بسيار زياد بود. به خصوص در تخت جمشيد. اما الآن نه تنها بر تعداد آنها افزوده نشده بلكه بسياري نيز كهنه و غير قابل استفاده شدهاند اين وضعيت در استانهاي ديگر مانند بوشهر، كرمان، لرستان و ديگر جاها بدتر است. در حالي كه اين مكانها از جاذبههاي بسيار بالايي برخوردارند. اگر وسايل تفريحي و گردشگري در آنها ساخته شود، ميتوانم به جرات بگويم دیگرهيچ عربي براي گذران تعطيلات به سوئيس و اروپا نميرود. به خصوص اكنون كه عربها از اروپا رانده شدهاند و نسبت به آنجاها نگاه خصمانهای به خود گرفتهاند. چندي پيش من به شهرهاي شمالي ايران مانند رينه و از آنجا به چند شهر دیگر مثل گرگان رفتم متاسفانه اگر کسی در آنجا خانه نداشته باشد ، هیچ جایی برای سکونت او وجود ندارد .در کل این مسیر یک هتل خوب ندیدم که بتوانیم در آن اقامت کنیم ... هیچ چیز گردشگری و تفریحی در کار نیست.در حالیکه بازارهای محلی ایران خود می تواند یکی از بهترین جاذبه های گردشگری ایران شود . " (1 )
" قانون جهانی نظام اخلاقی توریسم در نظر دارد سند محکمی باشد ؛ آن را بخوانید ، به طور گسترده منتشرش کنید و در اجرای آن شرکت کنید ، چرا که ما تنها با همکاری شما می توانیم از آینده صنعت توریسم محافظت کنیم و همکاری بخش ها در رفاه اقتصادی ، صلح و همدلی را بین همه ی ملت های جهان توسعه دهیم ." ( فرانچسکو فرانجیالی )
با این اوصاف به نظر می آید خدمت محسوس ایران به توریسم جهانی همان عدم سرمایه گذاری در توریسم و ناشناخته ماندن و در نتیجه کمک به رشد گردشگری کشورهای همسایه است.
شوپنهاور معتقد است قرن بیستم هر روز خود را به شناخت دنیای کهن شرق مدیون است ، چنانچه همه چیز قرن شانزدهم مرهون دنیای باستانی یونان و روم است . (2)
حال این سوال مطرح است که ایران امروز در کجای تپه ی باستانی شرق قرار گرفته ؟
منابع :
http://www.world-tourism.org/code_ethics/eng/global.htm - ترجمه از سایت
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara 1-
2- مارتینو ، پیر .1381 . شرق در ادبیات فرانسه قرون هفدهم و هجدهم ، جلال ستاری ، تهران ، نشر مرکز چا پ او

بی گمان با انجام هر گونه تحقیق ساده پی خواهیم برد که تجارت الکترونیکی دارای رشد بسیار شتابان در عرصه فعالیتهای گردشگری است و تغییرات در این عرصه با سرعت غیر قابل تصور در حال انجام است، در این میان شبکه جهانی اینترنت در عین حالیکه فرصت های جدیدی را در اختیار موسسات و استفاده کنندگان دیگر قرار داده است، سیستمهای توزیع را دچار تحول و دگرگونی نموده است. بایستی اذعان نمود که هیچ صنعتی به اندازه صنعت گردشگری تحت تاثیر تحول تکنولوژیک و انقلاب اطلاعات نبوده است و فرایند ایجاد اطلاعات و تبادل آن، روز به روز در صنعت گردشگری توسعه بیشتری می یاید.
Holloway معتقد است که صنعت گردشگری یکی از آشکار ترین بهره مندان و بهره برداران از تکنولوژی و فن آوری اطلاعات است. صنعت گردشگری همیشه پیشتاز در عرصه تکنولوژی اطلاعات (IT) بوده است. سابقه فعالیت بازارهای الترونیک به دهه 1960 باز می گردد، به زمانیکه شرکتهای هواپیمایی آمریکایی سیستمهای نگهداری جا را با هدف اعمال کنترل های ترافیکی مرتبط با مسافرین مورد استفاده قرار دادند.
سیستمهای کامپیوتری برای ذخیره جا(Computerized Reservation System-CRS) مانند سیستمهای آمادئوس و گالیلیو تنها نمونه هایی از سیستمهای مورد استفاده در صنعت هواپیمایی هستند که سبب تحولات تعیین کننده در عرصه فعالیتهای گردشگری شده اند. سیستمهای کامپیوتری ذخیره جا، راه دسترسی مشتریان را برای کسب اطلاعات مربوز به قیمتهای بلیط را آسانتر کرد و بهره برداری از شبکه های اینترنت نیز راه تهیه و ذخیره جا بصورت مستقیم برای مشتریان را میسر ساخت .
از مزیتهای مهم توسعه تجارت الترونیک در عصر حاضر این است که مشتریان بالقوه، اینک این امکان را دارند، که با حذف واسطه بطور مستقیم نسبت به تهیه بلیط خود در شبکه جهانی اینترنت اقدام کنند. این تحولات نه تنها سبب سهولت در دسترسی به خدمات شده است، بلکه با بوجود آمدن امکان دسترسی به عرضه کنندگان و فروشندگان خدمات، قدرت انتخاب مشتریان نیز افزایش یافته است. کاهش قیمت خدمات نیز رویدادی متاثر از توسعه روز افزون تجارت الکترونیک و افزایش پایگاههای اینترنتی و گسترش فضاهای رقابت بین المللی است.
از دیدگاه مشتریان این تحولات، تحولاتی مثبت و در مسیر تامین رضایت مشتریان است. در عین حال بایستی در نظر داشت عدم آشنایی تمامی مشتریان با سیستمهای رزرواسیون در شبکه جهانی اینترنت، یکی از دلایل عدم مراجعه مشتریان برای بهره مندی از خدمات مستقیم قابل تهیه در اینترنت است.
صنعت گردشگری، صنعت پیچیده ای است که مملو از مقررات و قوانین متعدد است. عدم اطلاع مشتریات از قوانین و مقررات و محدودیتهای با اهمیتی که ناظر بر نحوه اقدام، برای ذخیره جا و یا خرید خدمات است، از موانع بهره برداری از تسهیلات مهیا شده در اینترنت محسوب می شود و چه بسا همین امر، سبب بروز دشواریهایی در مسیر استفاده از خدمات خریداری شده می گردد. امروز مشتریان با پیشنهادات متعددی مواجه هستند که در عین حالیکه راحتی و آسایش را برای آنان به ارمغان می آورد، فرصتهای مناسبی را نیز برای انتخاب آزادانه فراهم می کند. نتیجه تحقیقات دانشگاهی نشام می دهد که در عین حالیکه استفاده از سیستم مستقیم ذخیره جا منافع قابل ملاحظه ای را نصیب مشتریان می کند، در عین حال ممکن است آنان را با مشکلات غیر مترقبه ای نیز مواجه سازد.
آژانس های خدمات مسافرتی یکی از بازیگران اصلی در زنجیره توزیع خدمات هستند. از دیرباز کلیه فعالیتهای خرده فروشی در زمینه های بلیط های پروازی، بوسیله آژانسهای مسافرتی کماکان جایگاه خود را حفظ کرده اند. در این میان، بعضاً شرکتهای سازمان دهنده تور(Tour Operators) و شرکتهای هواپیمایی ترجیح می دهند بجای پرداخت کمیسیونهای غیر ضروری نسبت به فروش خدمات خود بطور مستقیم اقدام کنند. این اقدام در افزایش میران سود نهایی حاصل از فعالیتهای آنان موثر بوده است .
بنت و اوردبرن (1991) معتقدند که سیستمهای پیشرفته ذخیره جا قبل از آنکه بنحو گسترده ای در شبکه جهانی اینترنت پدیدار شود، بوسیله آژانس های مسافرتی می داد تا بتوانند ضمن برقراری تماس مستقیم با مشتریان نسبت به ذخیره و یا فروش بلیط اقدام کنند. نقش واسطه ای که آژانسهای مسافرتی در سیستمهای سنتی توزیع قبل از ورود به عصر ارتباطات و انقلاب الکترونیک برجسته تر بوده است و ورود به عصر جدید به نوعی سبب تغییراتی در زنجیره توزیع گردیده است.
دشواریهای ذخیره مستقیم جا:
برای انجام کلیه اقداماتی که با استفاده از اینترنت به ذخیره جا در یک هتل و یا خرید سایر خدمات مانند حمل و نقل و مشابه ان منجر می شود، مشتریان نیازمند بهره برداری از دانش و تجربه خود برای استفاده از اینترنت هستند. مشخص است که همه مشتریان دارای چنین دانش و تجربه ای نیستند و این امر بخودی خود یکی از دشواریهای اصلی در اقدام برای ذخیره جا محسوب شده و در واقع از مهمترین موانع در مسیر تجارت الترونیک است. در عین حال بروز مشکلات فنی، محدودیتهای سیستمی، ضعیف بودن سرویسهای اینترنتی و مشابه آن از دیگر عوامل محدودیت زاست. بدلیل وسعت و گستردگی شبکه اینترنت دسترسی به اطلاعات مورد نظر علاوه بر دانش نیازمند صرف وقت است. در عین حال داشتن شانس در کسب موفقیت برای ذخیره جا نیز مهم است، چراکه در مواقعی پیدا کردن یک صندلی خالی در یک پرواز داخلی و یا سفر به یک مقصد دور دست چندان آسان هم نیست. برای کسانیکه در جستجوی دسترسی به خدمات معینی مانند بلیط مسافرتی، هتل و امکانات اقامتی و مشابه آن هستند اقدام برای ذخیره جا، بصورت جداگانه برای هر یک از این خدمات دشواریهایی را در بر خواهد داشت که از آن جمله می توان به موجود نبودن سازمانهای ارائه دهنده خدمات(Suppliers) اشاره کرد. این دیدگاه بوسیله "استینرو وپینگنویر بلوچ " مورد تایید قرار گرفته است .
.jpg)
سفرهای من و گروه
پنجشنبه اون یکی هفته، ساعت 4:30 بعدازظهر. دفتر نشریه
داستان از جایی شروع شد که توی جلسه تحریریه (ر. جلسه تحریریه یک نشریه مذکور) من از دهنم پرید که ما قرار بود تور بزاریم برای بچه ها و ببریمشون مسافرت و چی شد و تابستون تموم شد و قرار بود تور یه بخش ثابت فعالیتهای جنبی باشه و اینا (که شاعر می گه وای از دهانی که بی موقع باز شود)
مدیرمسئول گرام هم این وسط بدون معطلی گفت که شما و آقای علمدار مسئول تورهای تفریحی بودین. من که نباید همه کارها رو انجام بدم. خودتون درستش کنید و بعد خبرش رو به من بدید.
مسئول روابط عمومی و معاون مدیرمسئول در امور همایشی و مسئول سفرهای تفریحی گروه مستر علمدار هم فرمودند که: بله، منم موافقم. ما که کارهاش رو کردیم. من این هفته صحبت می کنم و بعد یه فراخوان می زنیم تو نشریه و اینا.
ناگفته نماند که دوستان تحریریه هم به شدت!! استقبال کردند و قرار شد ما جمعه هفته پیش تور بذاریم. اینطوری بود که قرار شد ما بریم تور.
جمعه این هفته. ساعت 5:30 صبح. میدان ونک
صبح من به اتفاق خانم کریمی و آقای ال.جی (الیاس قنبری) با کوله بار راهی ونک شدیم. وقتی رسیدیم با یه مشت بچه های فصل نوی خواب آلود و به هم ریخته و پف کرده و طفلکی مواجه شدیم که هر کدوم کوله به بغل یه جای میدون کز کرده بودند و منتظر بودن یکی بیاد جمعشون کنه. البته جناب سردبیر اسبق طبق معمول به هزار و یک دلیل من درآوردی در برنامه حضور نداشتن که این البته عادی شده ـ تا حالا دو تا مراسم ختم داشتن و سه تا عروسی و یه دوست از فرنگ برگشته یه اقوام در خطر افتاده ـ. لودر گروه (پوزش می طلبم، لیدر گروه) خودش با 10 دقیقه تاخیر رسید و مدیرمسئول هم با اون ساک نارنجی اش مثل یه مسیحای واقعی از وسط آبنمای میدون ونک پدیدار شد و لبخند به لب و شادمان اومد که: چرا دیر کردین؟ مینی بوس کو؟ بچه ها کوشن؟ چرا سوار نشدین؟ علمدار کو؟ چرا دیر کردین؟ همه چی حاضره؟ خانم جعفری کو؟ اینا کین؟ . . . تا اینکه ما موفق شدیم بالاخره آرومش کنیم و بهش بگیم خانم جعفری (عکاس گروه) تو راهه و داره میاد و ماشین گیرش نیومده و عیب نداره میرسه. مدیرمسئول هم با عصبانیت گفتن: معلومه. منم تا ساعت دو نصفه شب تو اینترنت بودم الان خواب می موندم. که یک دفعه دیدم خانم کریمی ابروهاش رفت تو هم که: شما خودت تا اون وقت شب تو اینترنت چکار می کردی؟ و منم که البته هیچ وقت قصد دخالت ندارم به این موضوع اشاره کردم که اینترنت جای خوبی نیست و خطرات زیادی برای یک پسر تنها در کمین نشسته. . .
خانم جعفری دقیقا با سی و یک دقیقه تاخیر و درست قبل از اینکه دعوا بشه به محل قرار رسیدن و قضیه اینترنت ختم بخیر شد. سرانجام ما با رعایت شئونات اسلامی تحت نظر برادر ال.جی سوار مینی بوس شدیم و با سلام و صلوات راه افتادیم.
بعد از اینکه بچه ها خودشون رو با ارائه یک فقره کپی شناسنامه و به همراه اسم پدر و مادر و جد و آباد معرفی کردن لیدر گروه برنامه رو توضیح داد و ما اول بسم الله گیر کردیم تو ترافیک جاده.
در اولین توقف که 20 دقیقه بعد از حرکت بود همچنان به تعداد کشفهای ما اضافه می شد: آقای راننده امروز روز تعطیلش بود و تصمیم گرفته بودن خانم بچه ها رو هم با خودشون (یعنی با ما) بیارن نمک آبرود. سرانجام پس از توقفی نیم ساعته و رسیدن خانم بچه ها ما حرکت کردیم تا دوباره در ترافیک گیر کنیم.
در این بین آقای راننده با گذاشتن آهنگ (از نوع مجازش) جوی شاد ایجاد کرده بود و بچه های ما هم به انجام تفریحات سالم (گل یا پوچ. نون بیار کباب ببر. بازی سرنخ . غیبت و سبزی پاک کردن. آمار بچه های جدید رو گرفتن و آشنا شدن) مشغول بود. بعضی ها هم همکار در اومده بودن (خانم جعفری و آقای میرآخوری هر دو تو شرکت ایران ول کار می کنن. تازه آقای میرآخوری کنکور فوق لیسانس هم قبول شده!). اینطوری بود که رسیدیم به محل صبحانه ـ که یه رستوران خوشگل و سرسبز کنار رودخونه به انتخاب آقای لیدر بود (که عکسهاش رو مشاهده می کنین) ـ بعد از نیم ساعت توقف دوباره راه افتادیم.
ترافیک بعضی جاها سنگین بود و سفر کمی بیشتر از حد معمول طول کشید، اما بچه ها بقدری بگو بخند کردن و جو گروه بقدری صمیمی بود که واقعا متوجه گذر زمان و خستگی راه نشدیم. البته لازم به ذکره به خاطر شرایط جاده و تعطیلی روز سه شنبه یه کمی راه بندون بود و ما بیشتر روز توی ماشین بودیم. اما به عقیده همه و به لطف آقای ال.جی با شوخی ها و خنده ها و شیطنت هاش و چشم غره های مدیر مسئول و غرزدنش بخشی که تو ماشین بودیم بیشتر خوش گذشت ـ البته غیر از کنار دریاش ـ.
نزدیکای ظهر رسیدیم مجتمع نمک آبرود. به محض اینکه از ماشین پیاده شدیم اینقدر هوا شرجی بود انگار رفتیم زیر دوش. دو ساعتی وقت داشتیم و تصمیم گرفتیم سوار تله بشیم ـ آقای میرآخوری یه نموره ترس از ارتفاع داشت و برگشتنی هر وقت کابین از روی اتصالات رد می شد یه آه جانگدازی می کشید و کم مونده بود بپره بغل اقای شمیمی. همه اش هم لطف می کرد یاد ما می انداخت اگه یه وقت تله سقوط کنه تا لب ساحل قل می خوریم و چه شیب خفنی داره و ای خدا خودت ما رو حفظ کن ـ.
بعد از تله سواری دوباره سوار ماشین شدیم و رفتیم رستوران برای نهار و از اونجا هم رفتیم کنار دریا و این یه قسمت کوتاه به کل ماشین سواری و ترافیک موندنش می ارزید.
دریا به قدری صاف و قشنگ بود که از دیدنش سیر نمی شدی. خورشید دیگه کم کم داشت غروب می کرد و ماسه ها و آب هنوز از آفتاب ظهر گرم بود. ما سعادت داشتیم غروب افتاب روی دریا رو ببینیم. بچه ها بعد از کمی آب بازی و خیس شدن اجباری ـ با یک نقشه پلید همه جماعت ذکور غیر از جناب مدیرمسئول که در نهایت خباثت تمام موبایلها و دوربین ها رو توی جیبهاش گذاشته بود خیس شدن ـ نشستن تا چایی بخورن.
بعد از اونهمه سرو صدا و شیطنت، انگار همه رو برای یک مدت کوتاه سکوت و آرامش دریا گرفت. برای مدت یک ربع همگی روی ساحل نشسته بودیم و فقط به غروب خورشید نگاه می کردیم و به صدای موجها روی ساحل گوش می دادیم. بعد هم آتیشی پیدا کردیم و کنارش ایستادیم تا نم کشیده های گروه خشک بشن. بوی دود و بوی نمک و بلالی که روی آتیش کباب می کردند واقعا آدم رو از خود بیخود می کرد.
وقتی لیدر گروه گفت وقت رفتن رسیده آه از نهاد همه بلند شد. اگر می تونستیم شاید روزها اونجا کنار دریا می موندیم. اما بالاخره هر آمدنی یه رفتنی هم داره. سوار ماشین شدیم تا برگردیم سمت تهران.
برگشتنی ترافیک زیاد سنگین نبود و غیر از یکبار که کنار تونل کندوان ایستادیم تا بچه ها آش بخرن توقفی نداشتیم. بعد کنار اتیش نشستیم و آش رشته داغ هورت کشیدیم که توی اون هوای یه نموره سرد خیلی بهمون چسبید.
آخرای شب بود که رسیدیم تهران و شاید وقت خداحافظی هیچ کدوم باور نمی کردیم سفر به این زودی تموم شده . . .
اینم یکی دیگه از خاطرات من کنار گروه صمیمی و دوستانه فصل نو با بچه های فوق العاده اش بود که هیچ وقت فراموش نمی کنم. مخصوصا از طرف همه بچه ها از آقای علمدار که هماهنگی های لازم رو انجام داد و لیدر گروه بود ـ و الحق که کارش رو عالی انجام داد ـ تشکر می کنم.
بچه های فصل نو در حال حرکت به سمت نمک آبرود


تله کابین نمک آبرود

نمایی از نمک آبرود

جنگل های نمک آبرود


بچه های فصل نو در کنار دریا


بچه های فصل نو در حال برگشت و خسته ...

تا تور بعدی ...

.jpg)
فیلم آفساید آخرین ساخته "جعفر پناهی" جایزه"خرس نقره ای" جشنواره برلین را به خود اختصاص داده است. این فیلم تا به حال به 10 کشور جهان فروخته شده که از این میان 3 پخش کننده آن امریکایی هستند. پناهی درباره همکاری مشترکش می گوید
نام فیلم به ما به صراحت می گوید که فیلم در مورد فوتبال است. پناهي بر متن يك واقعه ملي يعني حضور تيم ايران در جام جهاني فوتبال 2006، یکی از مسائل روز جامعه را به تصویر می کشد.
فیلم آفساید روز بازی ایران و بحرین است که سرانجام با پیروزی ایران و راهیابی به جام جهانی و شور و شعفی که میان همه اقشار به چشم می خورد. داستان زنان و دخترانی است كه برای ورود به استادیوم آزادی دست به هر كاری می زنند
مرد مسنی که در اتومبیلی در راه استادیوم آزادی است تا شاید بتواند دخترش را که به دروغ گفته به مدرسه می رود ولی به استادیوم رفته پیدا کند. پیرمردی را می بینیم که می خواهد به استادیوم برود و وقتی از او می پرسند چرا در خانه فوتبال را از تلویزیون تماشا نمی کنی جواب می دهد : استادیوم فضای دیگری دارد و می توانی هر کاری می خواهی انجام بدهی و هر چی می خواهی بگویی...!!
یك اتوبوس حامل پسران جوان برای دیدن مسابقه فوتبال راهی استادیوم آزادی می شوند.دختری روی یكی از صندلی های اتوبوس نشسته. او با تن پوشی پسرانه، مضطرب و نگران به بیرون از اتوبوس خیره شده تا شاید كسی متوجه دختر بودن او نشود، تا شاید بتواند به استادیوم راه یابد.هر قدر اتوبوس به استادیوم آزادی نزدیك می شود، او مضطرب تر و نگران تر می شود كه آیا می تواند از ورودی استادیوم بگذرد.انتخاب چهره ای كه هم در آن معصومیت دیده می شود و هم بیننده هیچ نشانی از بی اخلاقی در او نمی تواند پیدا كند. او به ورودی استادیوم نزدیك می شود به آن قسمتی كه تماشاگران باید بازدید بدنی شده و سپس وارد استادیوم شوند.با نگرانی به مامور سرباز می گوید: «آقا تو را خدا به من دست نزن.» گفتن این جمله همان و بازداشت او توسط آن سرباز نیز همان.دختر را به مكانی منتقل می كنند و او كه تا آن لحظه فكر می كرد تنها دختر در بین خیل پسران تماشاگر این بازی است، ناگهان می بیند، دختری چادری، چادرش را برداشته و با پوششی پسرانه وارد استادیوم شده و جزء بازداشتی ها است.دختر دیگری با پوشیدن لباس سربازی و موهای پسرانه توانسته وارد استادیوم شود ولی موفق به دیدن بازی نشده است. او با روحیه ای زمخت كه تقلیدی ماهرانه از گفتار لمپنی برخی پسران است، سعی می كند به بقیه بازداشتی ها روحیه دهد. بدنه اصلي فيلم در همین زندان کوچک می گذرد.
التماس این دختران به نگهبانان سرباز برای دیدن بازی از لابه لای نرده های محل بازداشت، دیالوگی را بین آنها و آن چند سرباز برقرار می كند. اما لحظاتی كه دیالوگ آنها با دختران جدی می شود، پای استدلال سربازها سست می شود و فقط سكوت و مكث می كنند و عصبانی می شوند و دائما یك جمله را تكرار می كنند: «مگر دختر هم به ورزشگاه می آید.» زمانی كه دخترها می پرسند: «مگر چه ایرادی دارد كه ما هم بازی را ببینیم» آنها جواب دندان شكنی برای دختران ندارند.آرام آرام همدلی سربازها با دخترانی كه حاضر بودند خود را با هر مشكلی مواجه سازند ولی بازی را از نزدیك ببینند، آغاز می شود. خصوصيات مختلف, روحيات مختلف, از خانواده هاي مدرن و سنتي. اما همه جوان. همه معترض اما متحد.
سرود ای ایران در قسمت پایانی فیلم به نوعی هویت همه ایرانیان را بیان می کند و در همین لحظه شاهد هستیم که همگی از داخل مینی بوس که به سمت منکرات در حرکت بود خارج شده و به جشن پایکوبی با بقیه مردم همراه می شوند و به نوعی همگی آزاد شده اند. این سرود ای ایران به قدری به جا قرار داده شده که پتانسیل ایجاد شده در تماشاگر را در طول فیلم به فوران وا می دارد و گویی همه می خواهد از جا برخیزند و با هم این سرود را بخوانند.
از آنجا که آفساید به یکی از مسائل روز جامعه پرداخته با نقطه نظرهای متفاوتی روبه رو بوده است و شاید همین امر موجب شد که این فیلم اکران عمومی نشود، سینمای اجتماعی می تواند تبدیل به فیلمی کاملا انتقادی شود , فیلمی که بتوان آنرا ساعت ها نقد کرد و در مورد آن ساعت ها بحث کرد. جعفر پناهی این بار موضوعی را محور فیلم قرار می دهد که قبلا به آن پرداخته نشده و بسیار جدید است و اما نمی توان نکات قابل توجه این فیلم را نادیده گرفت در شرایطی که تبلیغات بسیار منفی علیه ایران وجود دارد این فیلم به گونه ای توانسته همبستگی میان مردم را به زیبایی به تصویر کشد و نوعی اعتبار را برای ایران به ارمغان آورد. دوربين در ميني بوس هاي مملو از جوانان پرچم به دست و صورت رنگ كرده مي چرخد و اينجا و آنجا دختراني را شكار مي كند كه خود را شكل پسرها كرده اند تا از سد نيروي انتظامي و حراست بگذرند و وارد ورزشگاه شوند. تقريبا همه پسران متوجه هويت اين دختران هستند و با گوشه و كنايه اين را به رخ مي كشند. ولي نكته مهم اينجاست كه حتي يك نفرشان به فكر آدم فروشي و لو دادن آنان نيست. اينجا يك نوع همبستگي "جوانانه" شكل گرفته است.از خصوصیات سینمای اجتماعی است که بیننده تقریبا می داند که چه چیزی قرار است ببیند و حتی گاهی می داند که فیلم چه پیامی دارد ولی نمی توان گفت چنین برداشتی چیزی از ارزش فیلم می کاهد.
منابع مرتبط:
www.film-review.blogfa.com
www.tik.ir
خلق و خو و اندیشه ها و آرای انتقادی است، سی رایت میلز Charles right mills می باشد. امروز در سالروز ۹۰ سالگی او، نگاهی به بخش هایی از اندیشه های این متفکر بزرگ که رشته جامعه شناسی در بسیاری از حیطه ها مدیون اوست، خالی از لطف نیست. میلز در 28 آگوست (ششم شهریور) ۱۹۱۶ در شهر ویکو ایالت تگزاس متولد شد. لیسانس و فوق لیسانس فلسفه و دکترای جامعه شناسی از دانشگاه ویسکانسین در سال ۱۹۴۱ مدارج علمی اوست. میلز بعد از تحصیل ضمن آن که در نیویورک با همکاری ((دانیل بل)) مقالات مختلفی را در مجلات علمی منتشر می کرد، به تدریس هم روی آورد: با آن که علاقه ای به محیط بسته دانشگاهی نداشت، در کلاسها با لباس غیر رسمی حاضر می شد و گفتگو و مجادله با دانشجویان را بر تدریس ترجیح می داد، در عین حال بیش از ۱۷ سال در دانشگاه کلمبیا در آمریکا (خصوصا و ترجیجا در مقطع لیسانس) تدریس کرد. 
بانك اطلاعات گردشگري ايران
www.iran-tourism.ir
توريست مجازي ( شامل اطلاعات گردشگري از كليه نقاط دنيا و آشنايي با ديگر جهانگردان و دريافت عكس و مطالب جذاب و خواندني )
www.virtualtourist.com
سازمان جهاني توريسم و گردشگري
www.world-tourism.org
سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران
www.iranmiras.org
حبرگزاري ميراق فرهنگي و گردشگري
www.chtn.ir
مركز گردشگري علمي - فرهنگي دانشجويان ايران
www.istta.ir
تخت جمشيد
www.persepolis.ir
باغات ايران
www.persiangarden.ir

• پیام سیاحت؛ نشریه سازمان سیاحتی و مراکز تفریحی بنیاد مستضعفان و جانبازان
• پیام کاسپین؛ ماهنامه خبری-آموزشی، صاحب امتیاز شرکت هواپیمایی کاسپین، تلفن تماس:88757696، نشانی اینترنتی:www.caspianairlines.com
• نشریه منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدبد(ضمیه مجله مناطق آزاد)- تلفن :8884291
• ماهنامه ایرنا، تلفت :66904401-6 ، ایمیل؛ irannamag@yahoo.com
• ماهنامه گردشگری و توریستی Travelers ، تلفن؛66707140
• نشریه داخلی انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی ایران، تلفن:88762889-88758731- نشانی اینترنتی؛www.iran-travel-tourism-association.com
• روزنامه آساره ، نخستین روزنامه تخصصی گردشگری در ایران

کلمه شیطان را بسیار شنیده اید ، هم او که در کمین آدمیان نشسته است تا آنها را از مسیر اصلی خود که همانا صراط مستقیم است دور نمایدمسیری که اگر موفق به طی آن شویم در جوار رحمت الهی آرام خواهیم گرفت و این خود مستلزم داشتن معرفت نسبت به خودمان وهدف خلقتمان است ولی باید توجه داشت در این مسیر شیطان وافراد شیطان نما نیز منتظرهستند.
کلمه « شیطان» ازماده « شطن» گرفته شده به معنی خبیث وپست است ،شیطان به موجود سرکش ومتمرد گفته می شود. بایدگفت که «شیطان» اسم عام(اسم جنس)است، در حالی که «ابلیس» اسم خاص (علم)می باشدوبه عبارت دیگر« شیطان» ،به هر موجود موذی ومنحرف کننده و طاغی وسرکش،خواه انسانی وغیر انسانی می گویند وابلیس نام آن شیطانی است که آدم را فریب داد واکنون هم بالشکر و جنود خود در کمین آدمیان است.
شیطان ،به موجود موذی ومضر گفته می شود، موجودی که از راه راست برکنار بوده ودرصدد آزار دیگران است، موجودی که سعی می کندایجاد دو دستگی نماید و اختلاف و فساد به راه اندازد، چنانکه در آیه 91سوره مائده می خوانیم:« انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء 000شیطان میخواهد بین شما ، دشمنی و بغض و کینه ایجادکند000». شاید بپرسید شیطان که موجوداغواگراست ،اصلا چرا آفریده شدوفلسفه وجود اوچیست؟
اولا خداوند شیطان را، شیطان نیافرید، به این دلیل که سالها همنشین فرشتگان و بر فطرت پاک آفریده شد وانحرافش براثر خواست خودش بود.
ثانیا از نظر سازمان آفرینش ، وجود شیطان ،برای افراد با ایمان وآنها که می خواهند راه حق رابپویند، زیان بخش نیست، بلکه وسیله پیشرفت وتکامل آنها است،چه اینکه پیشرفت و ترقی وتکامل ، همواره در میان تضادها صورت می گبرد.
باید توجه داشت شیطان در مسیر منحرف کردن انسانها به صورت تدریجی گام برمی داردو سعی می کند آنها رادر انحرافات غرق نماید.
تاثیر شیطان در وجود انسان ، یک نوع تاثیر خفی و نا آگاه است که در بعضی ازآیات از آن به «ایحاء» شده است.
در آیه 121سوره انعام می خوانیم « وان