
همايش سه روزه ي فوتبال و جامعه از منظر علوم اجتماعي صبح سه شنبه9/3/1385در دانشگاه آزاد اسلامي _واحد تهران مركز،مجتمع وليعصر(عج)_ و به همت نشريه ي الكترونيكي فصل نو گشايش يافت. در اين مراسم كه با حضور نماينده فرهنگي سفارت آلمان در ايران آغاز شد؛ صاحبنظران و كارشناسان فن در حيطه ي علوم اجتماعي، روان شناسي، مردم شناسي، ورزش و نيروي انتظامي به بيان نظرات و ديدگاه هاي خود مقارن با برگزاري رويداد مهم مسابقات جام جهاني فوتبال پرداختند.
پس از افتتاحيه همايش و سخنان آقاي كامبد (دبير همايش)، دكتر محمودي ( رياست مجتمع وليعصر عج و مسئول برگزاري همايش )، دكتر والتر ( نماينده فرهنگي سفارت آلمان )و جناب سرهنگ محمودي ( معاونت اجتماعي ناجا)، دكتر قريب مديرعامل باشگاه استقلال در مورد فوتبال و انسجام اجتماعي به ايراد سخنراني پرداختند.دكتر قريب گفت: همانطور كه اعتبار در اقتصاد مؤلفه اي مهم است؛ غرور ملي نيز به منزله اعتباري براي انسجام اجتماعي است. وي افزود: ورزش مي تواند به عنوان نماد يك ملت و همچنين نماد پيروزي يا شكست آن باشد و بر روي انسجام اجتماعي تأثير بگذارد. با شروع مسابقات فوتبال جام جهاني كانون توجهات تمامي كشورها معطوف به آن خواهد بود و يقينا تحريك حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ... را در پي خواهد داشت.
دكتر آزاد ارمكي عضو هيأت علمي دانشگاه تهران شروع توسعه و نوسازي در ايران را با ورود و غلبه تكنولوژي توصيف كردند كه بعد از سپري اين مرحله دغدغه نوسازي و توسعه، روشنفكران علوم انساني را به تكاپو واداشت. اين جامعه شناس افزود: سه پديده ي مصرف، مد و فوتبال بر نوسازي ايران تأثير گذاشته است. ايشان همچنين تجربه نوسازي در ايران را تضادگونه دانستند كه در پرتو برخورد و كشمكش بين روشنفكران توسعه ايجاد مي وشود. در ذات فوتبال نيز اين برخورد و كشمكش ديده مي شود و بدين گونه فوتبال با نوسازي ملازمه مي يابد. ايشان با اشاره به اينكه توجه همزمان مردم ،سياستمداران و روشنفكران به پديده ي فوتبال معطوف شده است تاكيد كردند كه فوتبال يك پديده ي جمعي است و مي تواند روزنه ي ورود ما به جامعه ي جهاني باشد. دكتر محمد صادق فربد عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد به سهم 51 درصدي ورزش در پر كردن اوقات فراغت جوانان اشاره كردند كه 3/49 درصد آن به فوتبال اختصاص دارد. وي توصيه كرد با ايجاد زمينه هاي مناسب براي جذب جوانان و كنترل هيجانات آنان در ميادين ورزشي مي توان كاركردهاي مثبت ورزش را افزايش داد. دكتر فربد گفت: در ورزش قابليت تبديل توانائيهاي بالقوه انسان به صورت بالفعل وجود دارد و مي تواند ارزش هاي فرهنگي بي نظيري را در خود پرورش دهد. بخش دوم همايش در روز اول با سخنراني جناب سرهنگ مقصودي معاونت اجتماعي ناجا آغاز شد. ايشان گفتند: رويكرد جديد ناجا با تشكيل واحد مطالعات اجتماعي،پيشگيري آسيبهاي اجتماعي است و اين رويكرد جايگزين مقابله با بحران ها و حوادث شده است. وي در ادامه گفت: فوتبال به عنوان نماد اجتماعي يك كشور مي تواند رفتار اجتماعي ايرانيي را به جهانيان معرفي كند. دكتر آقاجاني عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد بحث جريان جهاني شدن و فوتبال را تشريح كردند و گفتند فوتبال مي تواند انسان ها را از دو منظر ذهنيت فردي و فرهنگي به هم نزديك كند. هنگاميكه احساسات و عواطف انسان ها به هم نزديك مي شود گامي مثبت در جهت جهاني شدن برداشته شده است. مدير گروه علوم اجتماعي تأكيد كرد: تماشاگر فوتبال اوباشگر نيست و عده ي قليلي هم كه مبادرت به تخريب امكانات عمومي مي كنند عمدتا از طبقات پائين اجتماع بوده كه فرصت هاي محدودي براي تخليه ي هيجانات خود در زندگي شهري داشته اند. دكتر ابراهيم حاجياني رئيس مركز افكار سنجي دانشجويان ايران (ايسپا )در صحبت هاي خود به تحليل نظر سنجي فوتبال از سه منظر جهان سياست، اهميت ورزش و فوتبال در جهان معاصر و ظهور و بروز جنبش هاي اجتماعي در ورزش پرداختند.
وي گفت: در عرصه ي سياسي گروه ها هميشه در پي اعمال قدرت خود در تمامي حوزه ها هستند و حوزه ي ورزش هم از اين امر مستثني نيست.در باب اهميت فوتبال و ورزش هم آمارها حاكي از اين است كه 7/43 درصد جوانان ورزش را براي پركردن اوقات فراغت خود انتخاب كرده اند و 2/79درصد مسابقات جام جهاني فوتبال را دنبال خواهند كرد. وي افزود: ظهور و بروز جنبش هاي اجتماعي محملي براي معرفي نهادهاي اجتماعي و همچنين آئينه اي براي انعكاس مشكلات جامعه است. ايشان در ادامه گفتند: واكنش نيروي انتظامي و بهره برداري عامدانه همراه با عكس العمل طبيعي افراد در اثر برد يا باخت تيم خود و برانگيخته شدن احساسات ساير ناظرين حاضر در صحنه باعث تشديد درگيري مي شود. جناب آقاي مجيد جلالي يكي از كارشناسان شناخته شده در عرصه فوتبال در موردچالش هاي بعد از قهرماني صحبت كردند و عوامل متعددي را نظير : فشارسنگين براي قهرماني، محدود بودن هدف هاي مرحله اي، بالا رفتن سطح توقع بازيكن و ... در افت موفقيت بعد از قهرماني مؤثر دانستند. دكتر الستي آخرين سخنران اولين روز همايش با عنوان فوتبال، پديدار شناسي زباني جهاني شده به بيان نقطه نظرات خود پرداختند و گفتند: فوتبال به عنوان پديده اي جذاب با حذف عامل قدرت بدني انسان يعني دست مبادرت به بازتوليد تقريبا تمامي كاركردهاي بشري كرده است. در روز چهارشنبه، دومين روز همايش با سخنراني دكتر آقامحمدي رئيس شوراي مركزي فوتبال ايران آغاز شد. از نظر ايشان بازي فوتبال مقدمه اي براي روش زندگي جمعي و كسب مهارت هاي زندگي جمعي است. دكتر محمودي رياست محترم دانشگاه آزاد واحد تهران مركز در مورد فوتبال، روانشناسي و حوزه هاي كاربردي مطالب شيوايي را بيان داشتند و گفتند: روانشناسي فوتبال تمامي حوزه هاي تماشاچيان، مديريت باشگاهي، بازيكن و مربي راپوشش مي دهد و براي هريك توصيه هايي كاربردي بسيار مفيدي خواهد داشت. دكتر عنبري عضو هيأت علمي دانشگاه تهران از منظر سنت و مدرنيسم به فوتبال پرداختند و تأكيد كردند ايرانيان در عصر سنتي خود بازيگراني بودند كه در جمع حضور مي يافتند ولي در عصر مدرنيسم تبديل به تماشاگراني شده اند كه از بيرون به نظاره يك جمع مي پردازند و در كنار يكديگر قرار مي گيرند و در اين زمان است كه فوتبال در جامعه ايراني شكل گرفته است. جناب آقاي مهندس قاسمي از اصحاب رسانه و ورزش در مورد فوتبال و رسانه سخنراني كردند. از نظر ايشان رسانه در جهت جذب و گسترش دامنه ي مخاطب، هدايت، شكل گيري رفتارهاي جديد و سرگرمي او و همچنين تحكيم پيوندهاي اجتماعي، رونق صنعت و... حركت مي كند. سركار خانم سپنچي نائب رئيس فدراسيون فوتبال در امور ورزش بانوان با ارائه كليپي از فوتبال بانوان در سطح ملي و آسيايي به شفاف سازي اين نقطه ي مبهم در ورزش بانوان پرداختند و زمينه را براي حضور بانوان ايراني با شخصيت و هويت اسلامي-ايراني مساعد ارزيابي كردند. در پايان روز دوم جناب آقاي دكتر مهاجري عضو شوراي وزارت كشور و هيأت علمي دانشگاه آزاد در باب فوتبال بدون جامعه شناسي سخن راندند و اثرات منفي دور ي از جامعه شناسي را از ورزش گوشزد كردند و گفتند: بدون ورود جامعه شناسي در حوزه ورزش بخصوص فوتبال بايد شاهد درجازدن در مرحله فردگرايي در كشورهاي در حال توسعه و نيز ايران باشيم.
قابل ذكر است كه در روز اول همايش تأتر قلب مرغابي و در روز دوم نمايش فيلم معجزه برن محصول كشور آلمان به نمايش درآمد.
روز سوم همايش در حالي آغاز شد كه تعداد مدعوين و دانشجويان شركت كننده در همايش افزايش بيشتري يافته است.دكتر پيروز نيا سردبير علمي نشريه ي فصل نو در مورد از خودبيگانگي در فوتبال حرفه اي بحث كردند. ايشان آغاز بيگانگي را از هنگام تحت تسلط قرار گرفتن انسان توسط خود ساخته هايش دانستند كه خود به نوعي شروع از خودبيگانگي مي شود. دكتر پيروز نيا افزودند: هر مفهومي مي تواند ابزاري براي رسيدن به تكامل باشد اما هرگز نمي تواند هدف غايي تلقي شود. هدف شدن ابزارها نوعي بيگانگي است و اين اتفاقي است كه دقيقا در ورزش حرفه اي مي افتد . سردبير علمي نشريه ي فصل نو در ادامه گفتند: ورزش فوتبال در جوامع سرمايه داري از قالب اصلي خود خارج شده و پيروزي و برد به هر قيمتي جاي آن را گرفته است و اينچنين است كه تقلب، دوپينگ و... رواج مي يابد و بازيكنان همچون برده گاني خريد و فروش مي شوند و اين ورزش فوتبال به اين شكل در دست سرمايه داران ابزاري براي انقياد مردم مي شود.
دكتر رحمتي عضو هيأت علمي دانشگاه گيلان با مقاله ي خشونت و فوتبال در اين همايش شركت كردند. ايشان نتايج تحقيقي را كه در طول سال 80 و از شروع ليگ برتر كشور و در تهران، تماشاگران و علل خشونت آنان را مورد بررسي قرارر داده بودند؛ ارائه دادند.طبق يافته هاي ايشان سن، ميزان كنترل خانواده و پايگاه اقتصادي اجتماعي رابطه ي معكوسي با خشونت و پرخاشگري داشت و سابقه ي دعوا و نزاع، سابقه ي تنش در فعاليت هاي در سي و يا در محيط كار ، مصرف الكل و سيگار، ناسازگاري اهداف و وسايل با خشونت و رفتارهاي پرخاشگرانه رابطه ي معني دار داشتند.
در بخش دوم روز آخر اين همايش ميزگردي با هدف بررسي مسائل فوتبال در جامعه ي ايراني و نيز پاسخگويي به سؤالات دانشجويان و با حضور آقايان دكتر محمودي، دكتر رحمتي، دكتر قريب و دكتر مهاجري تشكيل شد. پس از اين همايش سردار صومي فوتبال را جزيي محوري در جامعه و دنياي امروز دانستند و گفتند كه در كنار جوانان و بخصوص دانشجويان در ورزش و فوتبال خواهند بود.
محمود خوردبين سرپرست تيم پيروزي كه در ساعات پاياني اين همايش به جمع مهمانان پيوستند و طي سخناني كوتاه خوشحالي خود را از شركت در اين همايش و نيز حضور بانوان در ورزشگاه ابراز داشتند.
دكتر مرادي ميزبان اصلي اين همايش برگزاري سمینار فوتبال و جامعه را پاسخي در راستاي استراتژي و رسالت واقعي دانشگاه دانستند و گفتند: دانشگاه مي تواند در فعل و انفعالات جامعه و حتي جامعه ي بين الملل در ابعاد مختلف نقش بسزايي را ايفا كند.
خانم ريگاف نماينده ي محترم سفارت آلمان در مراسم اختتاميه همايش فوتبال و جامعه شركت كردند و هدف از شركت در اين همايش را تبادل علمي بين دو كشور و نيز آوردن مقداري از شادي و هيجان موجود در جهان به ايران و رساندن اين شعار كه همه ي حهان مهمان آلمان هستند اعلام كردند.همچنين لوح يادبودي به سه زبان فارسي، آلماني و انگليسي از طرف برگزاركنندگان به خانم ريگاف اهدا شد تا از اين طريق در نمايشگاه جام جهاني فوتبال در آلمان به نمايش گذاشته شود.
در پايان اين همايش سه روزه از سخنرانان، ميهمانان، دست اندركاران و نيز اعضاي نشريه ي الكترونيكي فصل نو با اهداء لوح سپاس، يكسال اينترنت رايگان اهدايي شركت سپنتا، CD جام جهاني فصل نو و نماي هفتم تقدير شد.
شايان ذكر است كه كليه ي مقالت و سخنراني هاي ارائه شده و نشده در اين همايش در آينده به صورت كتاب در اختيار علاقمندان قرار خواهد گرفت.
در آخر خاطر نشان مي كنيم نمایشگاهی با شرکت تعدادی از سازمان ها و شرکت های دولتی و غیر دولتی در کنار این سمینار دایر بود.

به نام خدای مهر و خرد
خاموشی و مرگ آیینه ی یک سرودند
نشنیدی این راز دل
از زبان مرغ مرده
که درقفس جان سپرده
بودن یعنی سرودن
سرودن
رنگ سکون را زدودن
تو ناله ی خویش در بیابان رها کن !!
* * *
سخنم را با یادی از کفشهای کتانی پاره و شلوارهای وصله بر زانویی که در کوچه های محله های قدیمی یا حاشیه ای شهرهای این سرزمین همراه با توپهای پلاستیکی ارزان قیمت و پاره آجرهایی که به راحتی در جای دروازه های کوچک بازیهای دوستانه می نشینند و زیباترین صحنه های رقابتهای رفیقانه و رفاقتهای رقیبانه را می آفرینند ، آغاز می کنم . سخنم را آغاز می کنم با یاد کردن از کودکان و نوجوانان وطنم که با دیدن یک گل ملی در صحنه های مختلف رقابتهای جهانی در صفحه ی کوچک تلویزیونهای سیاه و سفید ارزان قیمت حاصل رنج پدران خسته و رنج کشیده شان فریاد شوق سرمی دهند و با فریاد عاشقانه ی ایران ایران ، وطن پرستی را شوری و معنایی مافوق تصور می بخشند آنها که بر سر سفره شان نفت نمی خواهند که نانشان را هم برای عزت سرزمینشان می دهند وتاریخ این سرزمین گواه این مدعاست . همان وطن پرستان کوچک سرزمینم که ایتار دستهای کوچکشان و شادیهای بزرگ قلبهای آکنده از مهرانسانیشان ، انگیزه ی اصلی برگزارکننددگان این همایش و حضور همه ی ما پشت این تریبون یا در صندلیهای این سالن است . شاید آنها بسیار بیش از آنکه ما تصور می کنیم ارزش ومعنای فوتبال به عنوان یک ورزش ، ارزش افتخارات واقعی ملی و هدفهای اصلی ورزش ملی را دریافته باشند شاید آنها بسیار آشناتر به اهداف اصلی ورزش از همه ی آنانی باشند که هدف غایی از ورزش را در خود ورزش یا ورزش حرفه ای در قالبهای تحمیلی سرمایه داری جهانی و ورزش حرفه ای تعریف شده در فرهنگ سرمایه داری جستجو می کنند .
اما قرار است در باره ی بیگانگی در ورزش حرفه ای یا در فوتبال حرفه ای صحبت کنیم بیگانگی و از خود بیگانگی هرچند واژه هایی هستند تعریف شده در اندیشه های مارکسیستی اما این مفاهیم اساسا" در فرهنگ سرمایه داری شکل می گیرند و مختص آن هستند . شیئ وارگی ، بیگانگی و ازخودبیگانگی بیماریهای اساسی انسان محصور در جامعه ی سرمایه داری و ساختهای آن می باشند . بیماریهایی که مختص یک یا دو بخش خاص نیست خوره ای است که تمامی ابعاد زندگی انسانی را به تدریج مبتلا می کند .اما شاید در جو فوتبال زده ی امروز این پرسش در ابتدای این بحث در ذهن پیش آید که اساسا" انگیزه ی طرح این بحث چیست ؟ فوتبال به عنوان یک ورزش گروهی ، می تواند بسیار فرح بخش باشد می تواند آموزه ای برای کار گروهی ، همکاری یا رقابت سالم باشد می تواند به سلامت جسم و جان کمک و یاری رساند .
حتی تماشای یک مسابقه ی فوتبال می تواند فراز و فرودهای هیجانی و نوعی نرمش ذهنی روحی روانی باشد اما همینکه همین ورزش و تفریح سالم وارد محدوده ی ورزش حرفه ای شود وقالبهای سرمایه داری و اقتصاد سرمایه از آن یک کالای معطوف به سود و بهره مادی بسازد تمامی ارزشهایش دگرگون شده به پدیده یا معضلی تبدیل میگردد که می تواند منشائ بسیاری از انحرافات و آسیبهای انسانی و اجتماعی شود .
شاید به جرئت بتوان ادعا کرد که ازخودبیگانگی در ورزش حرفه ای علت العلل قریب به اتفاق انحرافات و تخلفات در ورزش است . یک نمونه ی آن دوپینگ و استفاده ی نابجا از داروها یا drug abuse برای بالا بردن توان لحظه ای جسم یا ساخت کاذب عضله و بدن سازی که سوای بر هم زدن تعادل و عدالت و برابری شرایط مسابقات ورزشی ، خطرات جسمی و روحی فراوانی برای استفاده کننده وجامعه دارد . خطرات و آثاری که از اعتیاد به مواد روانگردان چندان کمتر نیست . ورزش اگرچه همواره به عنوان راهی برای مبارزه و پیشگیری از اعتیاد مطرح شده نباید از خاطر برد که آلودگیهای روزافزون کنونی دارویی در ورزش حرفه ای یا به عبارت بهتر ورزش تحت تاثیر ورزش حرفه ای معضل و خطری کمتر از اعتیاد و افیون زدگی نیست
علاوه بر آن بیگانگی با روح ورزش و اهداف اصلیی که ورزش به دلیل آن ارزش می یابد در ورزش حرفه ای که با چاشنی فرهنگ سرمایه داری و نگرش کالاوار به ورزش و ورزشکار حرفه ای زمینه ساز بسیاری از سرخوردگی ها و بیماریهای روحی و روانی و افسردگیهاست و ورزش که اساسا" برای ایجاد نشاط و سلامت روان به و جود آمده است به عاملی برای افسردگی تبدیل می شود و همه ی این آثار حاصل بیگانگی ، از خودبیگانگی و شیئ وارگی یا کالاانگاری است که فرهنگ سرمایه داری در ورزش حرفه ای ایجاد می کند . اما اساسا" از خودبیگانگی چیست و چگونه ایجاد می شود و چگونه می توان با آن مبارزه کرد یا مانع ایجاد آن شد .
ازخودبیگانگی گذشتن از مرز بیگانگی است و برای شناختن آن نخست باید بیگانگی را تعریف کرد . انسان موجودی است آفریده شده توسط خالق بی همتا یی که بارزترین توصیف او بخشنده بودن اوست خالقی که انسان را قدرت خلق کردن و آفریدن بخشیده است قدرت زندگی بخشی
و اینچنین است که انسان می آفریند خلق می کند و پدیده ها را حیات می بخشد اوست که می سازد خراب می کند و در تجربه های نو به نو ، ساخته های اندیشه و دست خود را تکامل می بخشد و در این تجربه های خود هردم به آگاهی خود می افزاید و با انباشت آگاهی در فرایندی دیالکتیکی - کوانتیک به معرفتی بالاتر و بالاتر دست می یابد . این اوست که می سازد و بی وجود او هیچ واقعیتی هیچ مفهومی و هیچ پدیده ی اجتماعی را معنایی نیست همچون آفریدگاری که با دمیدن حیات در وجود انسان به او حیات می بخشد و بی وجود او انسان را معنایی و حیاتی نیست بدون هنر و فن به کلام بهتر بی اندیشه ی انسانی هیچ مصنوع ساخته ی انسان اعم از مصنوع مادی یا مفهوم مجردِ ساخت اندیشه انسانی را وجودی نیست و تمامی تجربه ی آفرینش هنری فنی ذهنی و اندیشه ای انسان یا حتی آنچه درتجربه و پراکسیس اجتماعی حاصل می شود را وجودی و دوامی نیست .
خلاقیت ، هنر انسان سالم است انسانی خودآگاه یا انسانی که در طی مسیر کسب آگاهی به مرز خودآگاهی رسیده است اما آیا ساختهای جامعه ی بشری همواره این اجازه را به انسان می دهند که کسب آگاهی و رسیدن به خودآگاهی میسر شود . گاه انسان چنان تحت تسلط خودساخته هایش قرار می گیرد که خودساخته هایش را بر خود مسلط می یابد و چنان با آن بیگانه می شود که قدرت آفرینش خود را از یاد می برد و این آغاز مرز بیگانگی و بدتر از آن ازخود بیگانگی است
اما چگونه است که مفهومی که خود تنها یک وسیله یک ابزار برای ایجاد سلامت فیزیولوژیک و رسیدن انسان به معرفت و شناخت است خود سبب توقف و فرو ماندن و در جازدن در خود ابزار می شود هر مفهومی می تواند ابزاری برای رسیدن به تکامل باشد اما هرگز نمی تواند خود هدف غایی تلقی شود هدف شدن ابزارها خود نوعی بیگانگی است و این اتفاقی است که دقیقا" در ورزش حرفه ای می افتد تبدیل ابزار به هدف !!
انسان سالم چگونه انسانی است ؟ انسانی قرار گرفته در مسیر تکامل ،واجد قدرت خلاقیت ، توانای فاعلیت و دارای توان عاشق شدن و ورزش می تواند ابزاری باشد در جهت سلامت جسم به جهت بخشیدن توانایی تفکر و اندیشه سالم ؛ یک ابزار در راه رسیدن به هدف تکامل و تکامل انسان با تکامل اندیشه ی انسان و با مفهوم یافتن نمادها و توانایی شناخت و کسب معرفت انسانی در کنش های متقابل روزمره در جامعه ی انسانی در مسیر تجربه های اجتماعی هر لحظه مفهومی نو می یابد . تکامل معرفت انسانی خود نمادی است که در مسیر تجربه های اجتماعی و شناختی و کسب آگاهی هرلحظه به مفهوم غایی خود نزدیکتر می شود و ورزش ابزاری است که با بخشیدن سلامتی فیزیولوژیک به تفکر ِدرست یاری می رساند ابزاری همچون خود اندیشه که هرگز هدف نیست تنها یک ابزار است و بس ابزاری است که اگر درجایگاه هدف قرار گیرد خود آفتی است برای سلامتی انسان و بازدارنده برای تکامل و شدن انسان . افیونی است نامرئی
اما جامعه ی سرمایه داری با این ابزار چه کرده است . در فرهنگ سرمایه داری حتی در مارکسیسم محدود به مفاهیم سرمایه داری همه چیز تنها در قالب سرمایه مفهوم می یابد
نمادواژه ی تولید در فرهنگ سرمایه داری مفهوم جدیدی می یابد نخست هر چیزی نه بر اساس نیازانسان بلکه بر اساس مفاهیم عرضه و تقاضا ارزشگذاری می شود یک فکر چقدر می ارزد چند واحد پولی و سپس مولد چند واحد پولی دیگرمی تواند باشد همه چیز به شیئ تبدیل می شود و شیئ خود تبدیل به سرمایه اینچنین است که نماد- واژه ها دگرگون می شوند کار موثر در ساخت انسان و تکامل بخش تواناییهای انسان به شغل یعنی فعالیتی که مولد پول برای گذران زندگی و تداوم حضور و ادامه ی حیات در جامعه ی سرمایه داری است، تبدیل می شود و بسیاری از فعالیتهای کاذب بر کارهای سازنده ی انسان و جامعه ارجحیت می یابد تلاش برای ارتقای دانش و معرفت به واژه ی تولید علم تغییر شکل می دهد و لابد تا چندی دیگر واژه هایی همچون زایمان به تولید بچه و ورزش به تولید بازوتبدیل خواهد شد و در تمامی حالات تنها یک چیز مهم است یک مفهوم یک مقوله به عنوان یک کالای سرمایه ای چقدر ارزش افزوده چقدر بازده ی ارزشی کاذب با ارزشگذاریهای جامعه ی سرمایه داری دارد .
و اینچنین در قاموس فرهنگ سرمایه داری ورزش حرفه ای متولد می شود ورزشی که دیگر ابزاری برای سلامتی انسان و افزایش توان اندیشه و کسب شناخت و معرفت در مسیر تکامل انسان یا رسیدن به مفهوم انسان سالم با قدرت خلاقیت نیست ورزشی که خود هدف است و انسان را در خود متوقف می کند . ورزشکار محبوب در جامعه ی سرمایه داری و در قاموس ورزش حرفه ای ورزشکار پیروز است و این چنین در بستر ورزش حرفه ای فرزند خلفی به نام تقلب متولد می شود و ورزش حرفه ای آلوده به انواع زدوبندها و آلودگیها می شود دوپینگ متولد می شود و صدها هزار نفر برای فوتبالیستی که دور از چشم داور با دست گل می زند یا ساق پای حریف را با هدف محروم کردن او از بازی هدف می گیرد هورا می کشند و از حرفه ای بازیهای دیگر لذت می برند تیم های با توان مالی بالاتر داروهای آنابولیزان جدیدتر به کار می برند و بردن در ورزش هدف قرار می گیرد و فوتبالیست چون برده ای خریدو فروش می شود و جامعه چشم بر تمام حرفه ای بازیها و زدوبندها فرومی بندد فوتبالیست حرفه ای به نمایش گذارده می شود و ورزشکار حرفه ای کعبه ی آمال هزاران نفر می شود که ورزش را هدف قرار می دهند و ورزشکار از مرز بیگانگی با ورزش عبور می کند و خود را تحت انقیاد و تسلط ورزش حرفه ای قرار می دهد به از خود بیگانگی می رسد و با خود هزاران طرفدار را نیز به مرز بیگانگی و از خود بیگانگی می کشاند .
پشت پرده ی ورزش حرفه ای بنگاههای اقتصادی به سودهای کلان دست می یابند و همچون بولدوزری بسیاری از ورزشکاران و تماشاچیان خودباخته ی بازیهای حرفه ای را له می کنند
بنگاههای سرمایه داری و دولتهای استثمارگر نگاههای مردم را از مسائل اصلی جامعه منحرف می کنند ابزار ورزش برای بسیاری از مردم ناآگاه هدف می شود و برای بازیگردانهای پشت صحنه ی سیاست و اقتصاد ابزاری برای تحت انقیاد قرار دادن مردم .
ورزش حرفه ای ملی که می تواند گاه اسباب انسجام ملی شود ، بسیاری از صحنه ها ی زشت و نژادپرستانه می آفریند و بسیاری به جای ورزش کردن به تماشاچیان حرفه ای متعصب و متعارض تبدیل می شوند میلیونها سرمایه ی ملی که می تواند در جهت عمومی کردن ورزش و سلامت تن و روان هزینه شود در جهت سرگرم کردن و بازداشتن مردم از تفکر و اندیشه سالم هدر می رود در یک کلام ورزش هدف می شود و کسی نمی اندیشد که ورزش تنها ابزاری برای سلامت فیزیولوژیک برای درست اندیشیدن و به کارانداختن تفکر و اندیشه است راه است نه هدف
ازخاطر نبریم اینکه انسان متفکر زاده شده است پس وظیفه دارد بیاندیشد و تسلیم مفاهیم القایی نشود انسان آگاه رفتارهای القایی از سوی ساختهای جامعه و سناریونویسهای پشت صحنه را نمی پذیرد انسان ، تنها در تلاش برای دستیابی به آگاهی درحرکت بر اساس تفکر و اندیشه به کلام دیگر در کنش آگاهانه و خودآگاه است که به مفهوم انسان بودن دست می یابد او برای هر قدم و هر حرکتی ناگزیر از تفکر است . اما ورزش حرفه ای تفکر را از انسان می گیرد برای رسیدن به شهرت بیشتر و به سرمایه های کلانتر انسان خود به کالا تبدیل می شود و به تمامی خود را به راههای پیروزی به هر قیمتی وامی گذارد و مقهور چیزی می شود که خود آن را آفریده به جای آنکه ورزش ابزاری در دست ورزشکار باشد این ورزشکار است که به ابزاری تحت تسلط ورزش حرفه ای در می یابد .
فشارهای روانی حاصل از خواست تماشاچیانی که اهداف اصلی ورزش را گم کرده اند و هدف ورزش را در خود ورزش و پیروزی جستجو می کنند بر ورزشکار، او را به سوی هدف بردن به هر قیمتی رهنمون می کنند و اینچنین شاهد آن هستیم که هر روز آمارهای دوپینگ و زدوبندها و تقلبها در ورزش حرفه ای بالاتر و بالاتر می رود . فشارهای روانی و تاثیرات منفی حاصل از باخت دریک بازی ، سبب ایجاد افسردگیهای فلج کننده و گاه ماندگار در ورزشکار و تماشاچیان و طرفداران می شود و لذت و نشاط ورزش به کسالتهای روحی و ضربات روانیی تبدیل می شود که گاه ماهها در یک جامعه باقی می ماند و اثرات مخرب خود را به جا می گذارد . قهرمان پروری که از ابتدایی ترین محصولات ورزش حرفه ای است منجر به ایجاد الگوهای کاذب برای افراد جامعه می شود و توان بسیاری از جوانان را هرز می برد وبسیاری هدف غایی ورزش که بالارفتن توان تفکر از طریق سلامت جسم است را از یاد می برند و ورزش سازنده ی جسم و روان به عاملی برای رسیدن به شهرت و مقام وپول می شود ابزار در جای هدف می نشیند و بیگانه شدگان با ورزش تنها رسیدن به ظاهر یک ورزشکار را هدف قرار می دهند آمار روزافزون استفاده از داروهای آنابولیزان در سالنهای ورزشی که متاسفانه گاه از سوی مربیان ورزشی باشگاهها توصیه می شود در جامعه ی ما خود حاکی از به انحراف کشیده شدن ورزش است بسیاری این بیراهه را راه میانبر تلقی می کنند و تاثیرات مخرب این روش بر سلامت جسمی و روحی را به جان می خرند تا هر چه زودتر به رویاهایی دست پیدا کنند که در واقع خوابهای القایی از سوی سناریو نویسان و سودجویان اقتصادی و سیاسی پشت صحنه ی نظام جهانی سرمایه و فرزند خلف آن یعنی ورزش حرفه ای همانند فوتبال حرفه ای است .
برای همه ی آنها که دراسارت بیگانگی و جذبه های سناریستهای حرفه ای ورزش حرفه ای ،ورزش را به جای ابزار، هدف می بینند این جمله ی نیما شاعر بزرگ ایرانی مصداق پیدا می کند که : ای نی زن که تو را آوای نی برده است دور از ره کجایی ؟
هنگامی که از پدیده بودن فوتبال صحبت می کنیم به این پرسش فکر کنیم که آیا همچنانکه بسیاری از پدیده های احتماعی مثل هنرهای گوناگون حتی مثل رقص که متاسفانه پشت چراغ قرمز های متعدد جامعه ی ما متوقف مانده یک پدیده ی تکوینی و همراه جامعه ی بشری است به عبارت دیگر یک پروسه ی طبیعی و واقعی است یا آنکه یک پروژه است . پروژه ای ساخته ی همان تفکر سناریو نویسی که در دنیای سرمایه داری عقلانیت ابزاری را در جای عقلانیت جامعه نشانده است و با همان منطق ابزاری همه ی جوامع باید فوتبال حرفه ای را بپذیرند .
اما چه باید کرد ؟
اگر مفاهیم و فدرتهای موجود ومُبلغ ورزش حرفه ای و ساختهای آن را در قالب بردارهای دارای نیرو و جهت مطرح کنیم ،نگاهی به بردارهای نیروی سوق دهنده به سوی ارزشهای کاذب ورزش حرفه ای درجوامع اسیریا تحت تاثیر نظام سرمایه ، به خوبی حاکی از شرایطی است که تعادل مفاهیم در جامعه را برهم زده ، توان تفکر را از انسان گرفته و با تحت تاثیر قراردادن احساسات انسان اورا از کنش آگاهانه باز داشته و در جهت رفتار های معطوف به قهرمان پروری و گریز از آزادی و معرفت قرار می دهند . برخی از بردارهای معطوف به قهرمان پروری و هدف شدن ارزشهای کاذب ورزش حرفه ای در جوامع سرمایه داری را می توان چنین فهرست کرد :
1- تبلیغات رسانه ای در جهت تشویق و الگو کردن قهرمانهای ورزش حرفه ای
2 - پاداشهای کلان مادی حاصل از پیروزی در ورزش حرفه ای در مقایسه با پاداشهای اختصاص داده شده به زحمتکشان واقعی جامعه ، اندیشمندان هنرمندان و دیگر تلاشگرانی که خدماتشان برای جامعه اساسا" حتی قابل مقایسه با قهرمانهای ورزشی هم نیست .
3- نظامهای سرمایه داری که اساس آن بر سلطه بر انسانها استوار است انسانهای تحت انقیاد را بیش از انسانهای منتقد می پسندند چنین نظامهایی همواره انسانها را تشویق می کنند تا با پذیرش ساختهای جامعه و پرهیز از هرگونه نقد ، زندگی بی دغدغه و راحت تری برای خود فراهم کنند آنها که بیش از پرورش اندیشه و ذهن تنها به پرورش جسم می پردازند را آسانتر می توان تحت انقیاد درآورد چنین نظامهایی از ورزش برای کنترل و سلطه بر انسانها استفاده می کنند وهمواره با سعی در افزایش روحیه ی خودبزرگ بینی در میان قهرمانان ورزشی و استفاده ی ابزاری از آنها و الگو قرار دادن آنها برای جامعه در واقع با تبلیغات پرهیاهو و نشان دادن زندگی راحت و بی دغدغه ی الگوهای اینچنینی ، سعی در گسترش سلطه بر انسانهای جامعه دارند در جامعه ی جهانی نیز نظامهای سلطه گر راهکار مشابهی را با هدف گسترش سلطه بر مردم سایر جوامع در پیش می گیرند .
اما چگونه می توان از فشارهای بردارهای نیرویی که در جامعه و خصوصا" در ورزش ، قصد حاکم کردن ارزشهای کاذب ورزش حرفه ای و تبدیل مقوله ی ورزش و رقابتهای ورزشی از شکل یک ابزار به هدف را دارند و سبب پدیدآمدن بیگانگی و نهایتا" ازخودبیگانگی انسانها می شوند کاست ؟
برای نیل به این هدف در دو بخش می توان راهکارهایی را به کاربست بخش اول در درون جامعه و بخش دوم در تعامل با جامعه ی جهانی .
در درون جامعه :
از دیدگاه فیزیک اجتماعی برای هدایت جامعه به سوی اهداف و ارزشهای واقعی می توان از یکی از این راهها استفاده کرد :
1 - برای ایجاد تعادل یا هدایت بردار برایند نیروهای ایجاد کننده ی ارزشها برای جامعه می توان با ایجاد بردارهایی معطوف به هدفهاو ارزشهای واقعی انسانی ، بردار برآیند مولفه های نیروی موجود در جامعه را به سوی هدف تکامل و تعالی انسان و جامعه هدایت کرد . به عنوان مثال در ورزش می توان با عام کردن ورزش و معرفی ضررهای جسمی ورزش های حرفه ای و تفهیم تاثیرات مطلوب ورزش موجد سلامتی جسم و نقش آن در بالابردن توان مغز و ذهن در کسب آگاهی و شناخت می توان بردار برایند مولفه های نیروی مُبلغ ورزش را به سوی گذر از فرورفتن و ماندن در باتلاق ورزش به عنوان هدف به سوی ورزش به عنوان ابزاری برای کسب سلامت فیزیولوژیک برای بالابردن توان تفکر و کسب آگاهی و تعالی جامعه هدایت کرد .
2- می توان بردارها و مولفه های موجود را تغییر داد و با ایجاد تغییر در قدرت و سویه های بردارهای موجود از آنها در جهت اهداف حقیقی تر وارزشی تر استفاده کرد که نتیجه ی این کار طبیعتا" قرار گرفتن جامعه و انسانها درمسیر تکامل و تعالی خواهد بود . در این بخش نیز با وضع قوانین خاص و حذف بسیاری از روشهای رایج در ورزش حرفه ای همانند خرید و فروش بازیکنان و دلالهای حرفه ای تجارت بازیکنان همچنین ارزش گذاردن و معرفی ورزشکاران با اخلاق تر و ساعی در پرورش قوای ذهنی و معرفتی می توان قدمهای موثری برداشت .
3 بردارهای موجود در خلاف بردارهای قدرت معطوف به ارزشهای ایجاد شده از سوی ورزش حرفه ای را قدرت بیشتری بخشید تا توان آن بر بردارهای ارزشهای کاذب ، غالب شده و بردار برایند درجهت مطلوب قرار گیرد در این بخش نیز با معرفی و تشویق اندیشمندان و فراهم آوردن شرایطی که پاداشهای مادی و معنوی درخوری به اندیشمندان و عالمانی که تاثیرات مطلوبی برای رشد و ارتقای کیفیت جامعه دارند اعطاشود الگوهای واقعی تر و بهتری برای همگان ایجاد کرد و نیز بر نقش کسب آگاهی در ایجاد زندگی بهترتاکید کرد ـــــــــــــــ
شناسایی معرفی و و بها دادن به قهرمانان و خدمتگذاران واقعی جامعه آنها که حضورشان در کنار مردم و فعالیتهایشان برای جامعه حتی بسیار مهمتر از نفتی شدن سفره های مردم است همچنین هزینه کردن برای ایجاد زمینه ها و بستر راحت تر تحصیل و کار به جای هزینه های هنگفت خرید بازیهای لیگ اروپایی در یک کلام ایجاد رضایت و لذتهای واقعی زندگی به جای هیجانها و لذتهای کاذب تسکین بخش های موقتی
به این سوال بیاندیشیم که چه چیزهایی باید در حامعه تحرک عمودی را در نظام قشربندی میسر کند و اکنون در وضعیت فعلی جامعه ی ما چه چیزهایی قادربه ارتقا سطح رفاهی آدمهاست ؟
اما در بخش دوم یعنی تعامل با جامعه ی جهانی و تقابل فرهنگی با فرهنگ جوامع دیگر خصوصا" جوامع سلطه طلب که قصد القا و تحت تاثیرقرار دادن جوامع دیگر را دارند و هم اکنون استفاده ی ابزاری آنها از ورزش حرفه ای کاملا" مشهود است ، باید گفت جامعه ی ایرانی همواره و در طول تاریخ نشان داده که گرایش به سوی کسب معرفت و شناخت دارد ارزشهای کاذب موجود در ورزش حرفه ای که عمدتا" حاصل نظام سرمایه داری و محصول اندیشه ی سناریونویسان نظام سرمایه داری جهانی و مرحله ی امپریالیستی نظام کاپیتالیستی است و با هدف گسترش سلطه بر حوامع دیگر طراحی شده ناگزیر است که در تقابل فرهنگی با فرهنگ این جوامع قرار گیرد . آنچه امروز به غلط با واژه ی تهاجم فرهنگی مطرح می شود در نگرش دقیق تر چیزی نیست جز تلاش فرهنگ نظامهای سلطه در قدرت بخشیدن به مولفه ها و بردارهای فرهنگی که در تقابل فرهنگی با فرهنگ تمدنهای دیگر قرار می گیرد ناگفته پیداست که فرهنگ هر جامعه نیز در همین تقابلهای فرهنگی است که رشد می کند و مولفه های خود را پررنگتر و شاخص تر نشان می دهد .گریز از تقابل فرهنگی حاصلی جز مهجور ماندن و انزوا و توقف رشد فرهنگی جامعه ندارد باید در این تقابل با قدرت ظاهر شد تقویت مولفه ها و بردارهای فرهنگی جامعه و تکیه بر مولفه هایی که می تواند در این تقابل فرهنگی ارزشهای جامعه را تعالی بخشد می تواند نه تنها به رشد فرهنگی جامعه و قرار گرفتن در مسیر تکامل جامعه یاری رساند که می تواند فرهنگ جهانی را نیز تحت تاثیر قرارداده و به رشد ارزشهای انسانی و اخلاقی در جامعه ی جهانی و تصحیح و تغییر مولفه های فرهنگی جامعه ی جهانی یاری رساند غنای فرهنگی و معرفتی تمدن تاریخی ایرانی و تکیه و معرفی آن نحست در درون جامعه ایران و سپس در تعاملات و تقابلهای جهانی می تواند در این مسیر نقش بسزایی ایفا کند .
به این سوال بیاندیشید آیا در برابر جامعه ی جهانی باید دچار خودباختگی شویم و مقهور گردانندگان اقتصادی پروژه ی جهانی کردن گردیم آیا باید تنها تاثیر بپذیریم و ارزشهای برنامه ریزی شده از سوی آنان را در جامعه ی خود نهادینه کنیم یا آنکه همچنانکه در سراسر تاریخ تمدن ایرانی در تکامل هنر و فلسفه و تفکر و شناخت و فرهنگ جهانی تاثیر گذارده اکنون نیز آنچه در تقابل با معرفت انسانی است را نفی کنیم آیا ما باید تمامی ارزشهای ورزش حرفه ای و فوتبال حرفه ای را پذیرا باشیم آیا ما امکانات و ابزارهای کنش فعال در صحنه ی جهانی را در اختیار نداریم ؟
اما پیش از به پایان بردن این گفتار چند کلمه ای از ورزش ملی یا فوتبال ملی بگوییم . گردهماییهای ورزشی که شاخص ترین آنها را می توان در بازیهای المپیک و اکنون شاید پررنگتر از آن دربازیهای فوتبال به عنوان مهمترین پدیده ی قرن حاضر و جام جهانی فوتبال دید فارغ از ارزشهای القا شده از سوی برنامه ریزان ورزش حرفه ای مانند رده بندیهای کاذب ملتها و جوامع و تحلیل آنها براساس شاخص پیروزی در زمین فوتبال و مکانشان در جدول رده بندی مسابقات ، صحنه ی پرشوری است از تعامل جهانی . صحنه ی زیبایی از صلح و دوستی و گفتگو میان ملتها صحنه ای که دیدگان میلیونها انسان در سراسر جهان به آن معطوف است و جایگاهی است برای معرفی تمدنها و تعاملات و تقابل فرهنگهای مختلف جهان . این صحنه می تواند آموزه ای باشد برای تمام انسانها ، تجربه ای که در آن توان انسان در ایجاد عدالت و برخورداری همه ی انسانها از شرایط برابر محک زده شود فارغ از هرگونه برد و باخت در این گردهمایی است که فرهنگ ملل مختلف اخلاقیات و شناخت و معرفت ملل مختلف زیر ذره بین نگاه میلیونها انسان قرار می گیرد و بی شک برنده ی واقعی در این صحنه نمایندگان ملتهایی هستند که فارغ از هرگونه ناجوانمردی ، نژاد پرستی و رفتارهای نادرست پرده ای از تمدن و فرهنگ خود را به نمایش بگذارند .
فوتبال ملی می تواند در عین انسجام بخشی در درون کشورها و جامعه به یگانگی و انسجام و رشد معرفت انسانی در جامعه ی جهانی کمک شایانی کند . بازیهای جام حهانی گفتگوی نمادینی است میان تمدنها رقابتی است سازنده و رفیقانه میان انسانهایی که در عین به نمایش گذاردن روحیه ی میهن پرستی به تلاش برای نیل به جامعه ای جهانی فارغ از جنگ و سلطه طلبی می اندیشند به وطن بزرگی به نام کره ی زمین که متعلق به تمام انسانهاست جام جهانی فوتبال اثبات گر این حقیقت است که انسانها می توانند در فضایی آکنده از مهر و دوستی در کنار یکدیگربه تکامل و تعالی مفاهیم انسانی بیاندیشند و در کنار یکدیگر در عین رقابت به تلاش برای ساختن جهانی متحد و فارغ از جنگ بپردازند حضور در این صحنه فرصتی است مغتنم تا ملتها یکدیگر را بشناسند و بر آنچه سودجویان نظام سلطه ی جهانی می خواهند بر مردم دنیا تحمیل کنند و با تبلیغات سوء انسانها و تمدنها را در تعارض با یکدیگر نشان دهند فائق آیند بی شک آینده ی جهان متعلق به تمامی انسانهای مهرورز اندیشمند آزاد عدالتجو و خودآگاه خواهد بود انسانهایی که دریافته اند تحقق دستیابی به مفهوم انسان کامل در تعامل میان تمامی انسانها به دست خواهد آمد
انسان کامل و کمال انسانی میسر نیست جزبا مفهوم یافتن جامعه ای جهانی متشکل از تمام انسانهای کره ی خاکی در کنار هم ودر صلحی پایدار و عادلانه که توان اندیشه ی سالم آزادی و خودآگاهی را ایجاد خواهد کرد امروز و در قرن جدید رشد آگاهی در میان جوامع و ملتها فارغ از تعارض میان دولتها چشم انداز امیدوارکننده ای از اتحاد ملتها و انسانها را به نمایش می گذارد مایلم سخنم را با ابراز امید به تحولات جامعه ی انسانی در قرن حاضر به پایان ببرم قرنی که حاکی از تلاش و مبارزه ی هرروزه ی انسانها ، برای رسیدن به آزادی آگاهی شناخت و معرفت است
قرن ما صدف نیست ماسه است غزل نیست حماسه است

دکتر محمد قریب مدیر عامل باشگاه استقلال تهران در صحبتهای اولیه خود با اشاره به مقوله اعتبار گفتند: اگر در اقتصاد اعتبار وجود داشته باشد بالطبع فعالیتهای پایین دستی با سهولت و هزینه کم انجام خواهد شد، و اگر فاقد اعتبار لازم باشیم مطمئنا به دنبال هویت اعتباری خواهیم رفت.
ایشان در ادامه به مقوله اعتبار در عرصه مسائل اجتماعی پرداختند و آن را عامل همبستگی اجتماعی دانستند، که در این صورت جامعه ای منسجم وجود خواهد داشت که فعالیتها در آن به راحتی دنبال خواهد شد و در غیر این صورت تهدیدی برای کشور محسوب می شود و آن جامعه بیمار بوده و آسیب پذیر خواهد بود.
مدیر عامل باشگاه استقلال گفت که در دوره کنونی مولفه هایی که حیثیت و غرور ملی را تحریک می کند سطح انسجام اجتماعی را ارتقا می دهد. یکی از بحثهای تعیین کننده در ورزش تیمی انسجام است. دو تیم که در مقابل هم قرار می گیرند، هر کدام نماد جمعیت آن کشور بوده و ورزش به عنوان یک مولفه تاثیر گذار همیشه مورد توجه است. در کشور ما فوتبال یکی از ورزشهای تاثیرگذار بوده، و تمامی گروههای سنی به آن توجه داشته اند. دکتر قریب گفتند؛ در عرصه کنونی فوتبال زبان واحد در بین اقشار مختلف و یک عامل غرور ملی شده است. فوتبال قهرمانی یکی از آن محورهاست. جام جهانی عرصه قدرت کشورهاست و در مدت یکماه کشورها کانون توجه هستند. فوتبال به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده و به دنبال خود صنعتی پیچیده را یدک می کشد. فوتبال قهرمانی بخصوص در عرصه ملی می تواند غرور ملی جامعه ای را تحت الشعاع قرار دهد و باعث انسجام اجتماعی شود.

تاریخچه نوسازی در ایران با ورود و غلبه تکنولوژی آغاز شده و از آن پس روشنفکران در حوزه علوم انسانی به نو سازی روی آوردند. دارلفنون تجلی عصر نوسازی است. دکتر آزاد ارمکی گفتند در نوسازی یک سری پدیده ها مهم هستند. مصرف از یک سو، مد از سوی دیگر و در نهایت فوتبال. این سه در جامعه ایران مهم هستند. تجربه نوسازی در ایران تضاد گونه است. ایرانیان در تضاد به جایی رسیده اند که حتی همبستگی ایرانی در کانون خود تضاد دارد. فوتبال به طور خاص پدیده ای است تضاد گونه که ذات نوسازی را دنبال می کند و در ذات خود تنش و شادی دارد. رفتارها خشن و نامناسب را رقم می زند. در ادامه دو سوال مهم را مطرح کردند؛ فوتبال از چه زمانی فوتبال شد؟ و چرا امروزه مهم است؟
فوتبال سه دوره زمانی را طی کرده است. زمانی که وارد زندگی مردم و هنگامی که وارد عرصه سیاست شد (انتخابات) و بعد از سیاستمداران نوبت حضور روشنفکران است (مانند چنین همایشی) فوتبال پدیده ای جمعی است. حدود سی نفر بازیکن دارد و در عین حال افراد در آن مهم هستند. ولیکن در ذات فوتبال رقابت وجود دارد، قاعده دارد، و با قاعده پیروزی حاصل می شود. در فوتبال شادی و شکست با هم است. ایشان در پایان سخنان خود گفتند فوتبال اساسا نماد رابطه کنشگر در ساختارهاست. نتایجی که از فوتبال کسب می شود در همه جا حوزه نقد ـ نقدی مدرن ـ را داغ می کند، قهرمان تولید می کند و پس از مدتی قهرمان خود را له می کند. در نهایت فوتبال یک داعیه فرهنگی دارد. فوتبال راهی است برای نوسازی تا ما را به عرصه جامعه جهانی برسانی

دكتر محمودي رياست محترم دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز دانشكده علوم اجتماعي و روانشناسي پيرامون فوتبال، روانشناسي، حوزه هاي كاربردي در همايش سه روزه فوتبال و جامعه از منظر علوم اجتماعي به ايراد سخنراني پرداختند و سخن خود را با اين سوال آغاز كردند كه اساسا مقوله روانشناسي چه ارتباطي مي تواند با فوتبال و حوزه ورزش داشته باشد؟ ايشان در ادامه ضمن توضيح پاره اي از مقدمات جايگاه روانشناسي در حوزه ورزش و فوتبال را تشريح كردند.
ايشان در بيان مقدمه گفتند: تاريخچه روانشناسي نسبت به ساير علوم حتي در بخش علوم انساني نيز كوتاه است اما در همين عمر كوتاه خود حوزه هاي متنوعي از زندگي بشر را پوشش داده است. به عنوان مثال در امريكا روانشناسي جايگاه مشخص خود را در زندگي روزمره پيدا كرده است. تحقيقات به عمل آمده در اين خصوص بسيار خرد است و حتي جزئي ترين امور زندگي را در بر مي گيرد.ويژگي هاي رواني يك راننده اتوبوس، مطالعه بازارهاي چيني و... و مواردي از اين دست با وجود كوچكي ابعاد موضوع مورد توجه روانشناسان است. در حوزه روانشناسي رفتارگراها بيشتر درگير زندگي روزمره ي افراد هستند و سعي در ارائه ي راهكارهايي براي بهبود زندگي انسان ها دارند. پيرو همين نگرش بود كه در جنگ جهاني دوم سه هزار روانشناس در ارتش خدمت كردند تا قابليت هاي روالنشناسي را به منصه ظهور بگذارند. جنگ جهاني دوم تاثير زيادي در رشد و نمو روانشناسي و شاخه هاي متنوع آن گذاشت. بعد از پايان جنگ برتري روانشناسي به اثبات رسيده بود و روانشناسان سعي در حفظ و تداوم آن داشتند و بدين منظور به تدوين برنامه هاي كوتاه مدت و بلند مدت در حوزه هاي مختلف ورزش، صنعت، مديريت و ... پرداختند.
آنچه كه سد راه رشد و كمال ديگر حوزه هاي روانشناسي تا دهه ي 1950 ميلادي بود روانشناسي تربيتي بود اما بعد از جنگ جهاني دوم و تغيير شرايط ، روانشناسان با علاقه ي تمام به معرفي كارهاي خود پرداختند و در شاخه هاي مختلف بخصوص ورزش خود را نشان دادند تا آنجا كه در اروپا امروزه 2500 نفر روانشناس در خدمت فوتبال هستند.
دكتر محمودي با بيان اينكه حوزه ي ورزش ميدان رقابت و تبلور اعتماد به نفس است تاكيد كردند روانشناسان بايد در اين مورد راهكارهاي عملي ارائه دهند و كيفيت آن را بالا ببرند.
ايشان در ادامه گفتند: روانشناسان در حوزه ي فوتبال تمام پديده ها از تماشاچيان گرفته تا خود بازيكن را مورد بررسي قرار مي دهند. در ايران نيز از دوماه قبل از شروع بازي هاي جام جهاني تحقيقي آغاز شده و تماشاچيان را به عنوان واحد تحليل در نظر گرفته است. در اين تحقيق رابطه ي تماشاي فوتبال با بهداشت رواني مردان سنجيده مي شود. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد از گروه نمونه ي 1000 نفري مردان 64درصد اظهار داشته اند كه در خلال بازي فوتبال احساسات خود را راحتتر بيان مي كنند؛ 70 درصد دچار نوعي تنش آرام و 58 درصد عصبي مي شوند؛ 76 درصد از بيان احساسات خود و 59 درصد هم از گريه كردن خجالت مي كشند و 75 درصد هم گفتند كه هرگز به خاطر فوتبال گريه نخواهند كرد. تحقيقي نيز در همين راستا در انگلستان، اسكاتلند، ايتاليا و ديگر كشورهاي اروپايي در حال انجام است. طبق گزارش فيفا كه مسئول اجراي اين پروژه است نتايج در انگلستان اينگونه گزارش شده است:
76 درصد از جمعيت نمونه ترجيح مي دهند به جاي كار به تماشاي فوتبال بپردازندو تنها 27 در صد نقش كاري خود را انجام مي دهند. 86 درصد بين تماشاي فوتبال و يا حاضر شدن در بيمارستان براي تولد نوزاد اول خود ترديد دارند. 70 درصد با لذت حاصل از تماشاي فوتبال بيشتر فوتبال بازي مي كنند. 34 درصد هم گفتند: با شروع جام جهاني اشتياق آنان نسبت به فوتبال بيشتر شده است. 67 درصد ترجيح مي دهند به جاي خانواده با دوستان خود به تماشاي فوتبال بپردازند. همچنين نتايج اين تحقيقات نشان داده است آمار اورژانس هاي روان پزشكي در هنگام برگزاري مسابقات فوتبال جام جهاني به 1/0 خواهد رسيد.
دكتر محمودي كار روانشناسان را بيان اثرات مثبت تماشاي فوتبال دانستند و گفتند تماشاي فوتبال مي تواند با انسجام،هويت و عزت نفس رابطه داشته باشد.
رئيس دانشكده علوم اجتماعي و روانشناسي دانشگاه آزاد گفت: روانشناسي پس از بررسي تماشاگر در حوزه ي ديگر به سراغ مديريت باشگاهي مي رود. به عنوان مثال در انگلستان و ايتاليا و سريA مسابقات ليگ برتر اين كشورها تحقيقي در خصوص مديريت باشگاهي و تاثير آن بر بازيكنان صورت گرفت و نتيجه اينگونه اعلام شد: در تيم هايي كه نقل و انتقال بازيكن در آن كمتر است ثبات جمعي و اعتماد به نفس بيشتري در بازيكن ديده مي شود. چون فوتبال يك تكليف جمعي پيچيده است بنابراين يك بازيكن نه تنها بايد قابليت هاي خود را بشناسد بلكه بايد فضاي رواني ديگر بازيكن ها و حريف را هم بشناسد و در صورت جابجايي هاي مكرر اين فرصت از بازيكن گرفته مي شود. روانشناسان براي مديريت باشگاهي نيم رخ رواني ترسيم مي كند كه يقينا با نيم رخ رواني مديريت صنعتي و يا نظامي تفاوت خواهد داشت.
در حوزه ي سوم روانشناسي فوتبال به مربي توجه مي كند. روانشناسان توصيه هاي مهمي براي بالا بردن دانش مربيان نسبت به بازيكن دارند. بهترين بازيكن ها بايد 3 مؤلفه را دارا باشند: جسم، تكنيك و كيفيت هاي ذهني كه روانشناسان اعتماد، تمركز، اطمينان و آرامش را در مؤلفه ي سوم به مربي و بازيكن خواهن بخشيد. تدريس شيوه هاي درست ادراك، سيستم تمركز، توجه انتخابي، روش هاي افزايش انگيزش و معرفي ويژگي هاي يك بازيكن با انگيزش از مهمترين وظايف يك روانشناس است. در گام چهارم روانشناسان با توصيه هاي ارزنده ي خود در زمينه ي تصويرسازي ذهني و آموزش هدفمندي به بازيكن خدمت مي كنند.تصوير سازي ذهني و شيوه هاي مختلف آن چيست؟ نوع تصويرگري ذهني بازيكنان حرفه اي چگونه است؟ آيا تصويرسازي ذهني با رؤياپردازي متفاوت است؟ آموزش هدفمندي چيست؟ هدف تيمي و هدف هاي فردي هر بازيكن متناسب با توانائيهايش چگونه بايد باشد؟ اينها تماما سؤالاتي است كه يك روانشناس براي بازيكن فوتبال روشن و وي را در ارائه ي يك بازي بهتر ياري خواهد كرد. در حوزه ي روانشناسي بازيكن روانشناسان دو مقوله اصلي را از هم تفكيك كرده : 1- خودكارآمدي بازيكن و 2- كيفيت و مهارت هاي زندگي. بحث خودكارآمدي از دهه ي 70 توسط روانشناسي كانادايي مطرح شد. خودكارآمدي باور افراد به عمل و دست يابي به بازآوردهاي مورد انتظار آن است. از 500 تحقيق در اين زمينه اين نتيجه حاصل آمد كه بين عملكرد بالا و خودكارآمدي همبستگي مثبت وجود دارد. كارشناسان همين مقوله را در فوتبال پياده كردند يعني فرآيندي را تعريف كردند كه در آن اولا بازيكن مفهوم خودكارآمدي را بفهمد و همچنين آنچه كه زير مجموعه مفهوم خودكارآمدي است را كسب كند تا خود را آزمون كند. روانشناسان براي رسيدن به اين ويژگي آزمون topsرا كه مهارت هاي روانشناختي بازيكن در حين بازي را مي سنجد اجرا كردند. اين آزمون معمولا سه روز قبل از نخستين بازي گرفته مي شود. در گام دوم يك هدف فردي براي بازيكن تعريف مي شود و سپس از وي خواسته مي شود بر روي يك مقياس 9 درجه اي ميزان اطمينان خود براي دستيابي به هدف،احساس خود از عملكرد در بازي قبل،رابطه ي عملكرد فعلي با انتظار قبلي در دوره ي پيشين را مشخص كند تا غايت انگيزش دروني فرد مشخص شود. بازيكني كه حداكثر انگيزش دروني را دارد حداكثر تلاش خود را خواهد كرد و از آن لذت خواهد برد و اين بازيكن ديگر دربند نتيجه نخواهد بود.
دكتر محمودي در پايان سخنراني خود به مشكلات و موانع بر سر راه روانشناسي حتي در اروپا و آمريكا اشاره كردند و گفتند هنوز روانشناسي و حوزه هاي مختلف آن به جايگاه محكم خود را دست نيافته اند.

دکتر محمد صادق فربد در سخنان آغازین خود پیرامون مسئله ورزش، و اجتماعی شدن به تعریف فعالیتهای فراغتی پرداختند و گفتند: فعالیتهای فراغتی فعالیتهایی هستند که بصورت گروهی انجام می شوند، مانند ورزشهای تیمی (فوتبال، والیبال، بستکتبال . . .) که از جنبه دیالکتیک اجتماعی این نوع رفتارها اکتسابی تلقی می شود، به این علت که در این گونه فعالیتها افراد می آموزند که چگونه در موقعیتهای خاص به چه صورت با دیگران رفتار متقابل و کنش همسو و سنجیده و در عین حال ارزشها و جهت گیریهای خاصی داشته باشند که در تحقق نیازهای روانی، عاطفی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرد موثر باشند و حرمت آنها محفوظ بماند.
دکتر فربد گفتند که فوتبال و هر ورزش رسمی فرایند جریان انقلاب صنعتی می باشد و ورزش یک ابزار فراغتی جمعی نامیده می شود. ورزش به دنبال خود مبادله را دارد، مبادله توانایی ها و قوتها، و در نهایت انتقال فرهنگ صورت می گیرد. ایشان در تعریف مجازی ورزش آن را به فریب تعبیر کردند، اما در معنای واقعی کلمه (کارکردی) آن را اجرای مرتب تمرینات بدنی به منظور تکمیل قوای جسمی و روحی دانستند.
ایشان گفتند ورزش در زمانهای گذشته پهلوان پرور بوده و امروز قهرمان پرور است. پهلوانان به دنبال خود مفاهیم ارزشی را میاوردند و بصورت نماد متجلی می شدند، ولیکن امروز یک تیم ورزشی از قوانین و مقررات خاص باشگاه ورزشی پیروی می کند و رفتارها و نگرشهای یکسانی نسبت به سازماندهی، هماهنگی و احیانا فرامین مربیان خود ندارد. این پدیده وقتی بیشتر عینیت پیدا می کند که اعضای یک تیم ورزشی از لحاظ فرهنگی یکسان و یکدست نباشند. به همین علت مربیانی که عهده دار هدایت یک تیم ورزشی دیگر را به عهده می گیرند باید تا حدودی به خصوصیات فرهنگ و آداب و رسوم و ارزشهای آن کشور آشنا شوند. فوتبال یک فراغت رسمی است در شرایطی که بصورت دلخواه انتخاب شود نه در شرایط اجبار.
و فهم پيچيدگيهاي حيات اجتماعي فراهم ميآورد. ورزش فعاليتي است كه درجهاي از اشتغال اوليه يا ثانويهاي را در بر دارد كه ديگر شرايط نهادي قادر به پيشي گرفتن از آن نيستند. ورزش چنان فرصتي براي تحقيق در مورد «اشكال بسيار شفاف ساختار اجتماعي فراهم ميآورد كه در ديگر نظامها يا موقعيتها نميتوان يافت.» به عبارت ديگر، بعنوان مثال تحقيق ميداني در ورزش امكان تضاد ساخت يافته و رقابت را در شرايط كنترل شده فراهم ميآورد، چيزي كه به سختي ميتوان در ديگر ابعاد حيات اجتماعي يافت. پويايي گروهي، نيل به هدف از طريق سازمانهاي اجتماعي، خرده فرهنگها، فرآيندهاي رفتاري، پيوستگي اجتماعي، نابرابري ساخت يافته، جامعهپذيري و شبكههاي سازماني، فقط تعداد معدودي از موضوعات جامعهشناختي هستند كه ميتوان در محيطهاي ورزشي آنها را مطالعه كرد. پيش فرض اين نگرش اين است كه ساختار يا اشكال رفتار و تعامل موجود در محيطهاي ورزشي شبيه رفتار و تعامل موجود در ساير زمينههاي اجتماعي هستند. به عبارت ديگر، ورزش همانند ديگر نهادها جهان كوچكي از جامعه است.در عين حال كه ورزش، محصول واقعيت اجتماعي است، منحصر به فرد نيز هست. هيچ يك از ديگر نهادها، البته شايد به استثناي دين، داراي آن رمز، احساس غم توأم با شادي، فكر كردن به حادثهاي، تثبيت فرهنگي انگاره رمانتيك كه ورزش آنها را داراست، نميباشند. هيچ فعاليت ديگري اين چنين تناقضآميز، امر جدي را با امر غیرجدي، تفريح و نشاط را با شدت و قوت، و امر ايديولوژيكي را با امر ساختاري، تركيب نميكند. مطلبي را كه در پائين مطالعه خواهيد کرد از كتاب"فرهنگ گفته هاي طنز آميز" است،خانم رضي خداداد گرداورنده و
مترجم اين گفته ها قبل از هرچيز براي خوانندگان كتابشان نكته اي را بيان داشته اند كه تكرار دوباره آن در اينجا خالي از لطف نيست؛مهمترين دفاع اين فرهنگ در برابر همه بلاهاي زميني و آسماني آراسته بودن آن به زره طنز است.طنز در بسياري از موارد دو پهلو است و لطيفه دو پهلو بيش از يك منظور ندارد.بر اين اساس از خوانندگان عزيز و نظرسنجان اهل تمييز اعم از مرد و زن و غيره استدعاي عاجزانه دارم كه هيچ يك از گفته هاي گوشه دار را به خود نگيرند و در تعميم معاني و مصاديق آن سعي بليغ نفرماييد و به عبارت خودماني در كش دادن قضيه تلاش بي فاييده نفرماييد زيرا اگر قرار باشد از خواندن اين گفته ها بر خاطر هر صاحب شغل و حرفه اي و دارنده هر جنس و صفتي اعم از پسنديده و ناپسند گرد ملالي بنشيند،خود اين گردارنده نيزاز تيرهاي آن بي نصيب نخواهد بود.
هر جدي هزل است پيش هازلان هزلها جدّ است پيش عاقلان
مولوي
از جمله موضوعات ديگري كه در كتاب "فرهنگ گفته هاي طنز آميز" موجود مي باشد،و شما مي توانيد گفته هاي طنزآميز بزرگان را در ارتباط با آن مطالعه بفرماييد عبارتند از:آزادي،انتخابات و راي دادن، الكل، ابلهان، ترس،ترجمه،ثروت وثروت اندوزي ،زنان، مردان،شهرت،طبقات اجتماعي، جواني،خدمت و خيانت،نيايش،خبر و روزنامه نگاري،خدا و خداشناسي، هنر و هنرمند،....... .
پيش از اين در شماره 36 از همين مجموعه گفته هاي بزرگان جهان در ارتباط با عشق را براي خوانندگان علاقمند قرار داديم.
ورزش و ورزشکاران
تام استاپارد:داريم راجع به اخلاق لاتي فوتباليست هاي حرفه اي بحث فلسفي مي کنيم.
تام استاپارد:شايد ناپلئون اشتباه مي کرد که مي گفت کشور ما،کشور دکاندارهاست.انگلستان امروز به کشور دروازه بان ها شباهت دارد.
بيل شانکلي:بعضي از مردم گمان مي کنند فوتبال مسئله مرگ و زندگي است... مطمئن باشيد موضوع جدي تر از اين حرفهاست.
تام کانتربوري:عيب داورها اين است که برايشان مهم نيست کدام طرف برنده مي شود.
دبليو.جِي گريس:(از نصايح هميشگي اش به بازيکنان خود)
هيچ وقت مطالب چاپي را نخوانيد.چشم را براي ديدن توپ ضعيف مي کند.
فِردي پاچگو:مسخره است.نوار ويديوئي بازي محمد علي کلي و اسپينکز را 95/89 دلار مي فروشند.با اين پول اسپينکز خودش خانه آدم مآيد.
اچ.ال.منکن:من به همان شدت از ورزش بيزارم که دوستداران ورزش از عقل سليم.
ام.بِل:
گلف باز:اين دور خيلي عجيب بود!تا به حال اينقدر افتضاح بازي نکرده بودم.
حريف:جداً؟پس قبلاً بازي کرده بودي.
اِس.لي:گلف باز دست و پاچلفتي:کسي که با رئس اش بازي مي کند.
جان اسناگ:(در مسابقه قايقراني بين آکسفورد و کمبريج)
نمي تونم ببينم کي جلوتره.يا آکسفورد يا کمبريج.
فرانک موران:(وقتي تئودور روزولت از دندان پزشکي که مشت زن شده بود پرسيد:"چرا تغيير شغل دادي؟" در جواب گفت:)
چون شکستن دندان درآمدش بيشتر از گذاشتن دندان است.
اريک مورکامب و ارني وايز:
ارني:مسابقه چطور بود؟
اريک:ميدوني،يکي دو دقيقه اول شانس با من بود.بعد که مسابقه شروع شد مثل شير از گوشه رينگ حرکت کردم دفتم جلو.اوّل يک ضربه چپ،باز يک ضربه ديگر به چپ و بعد يک هوک راست.
ارني:چه عالي!
اريک:آن وقت حريفم از گوشه خودش جلو آمد.امّا تو همان يک دقييقه اوّل چنان حالش را گرفتم که نگو.
ارني:چطوري؟
اريک:هيچي.فکر کرد منو کشته.

در طول سه روز برگزاری همایش فوتبال و جامعه از منتظر علوم اجتماعی همکاران ما در مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران (ایسپا) زحمات بسیاری متحمل شدند و مسئولیت نظر سنجی از بازدید کنند گان همایش را بر عهده داشتند . طبق آمار ارسالی این دوستان نظر سنجی های همایش به شرح زیر بوده است :
1- میزان تاثیر گزاری همایش بر بهبود وضعیت فوتبال در ایران :
الف ) زیاد ــ : 57.8%
ب ) متوسط : 34.6 %
ج ) کم : 3.4%
2- میزان رضایت شرکت کنندگان از همایش در مقایسه با همایش های دیگر :
الف ) زیاد ــ : 68.1%
ب ) متوسط : 32 %
ج ) کم : 0.4%
3- نحوه اطلاع رسانی و آگاهی از برگزاری همایش :
الف) تبلیغات دانشگاه : 88.3 %
ب) دعوت نامه ها : 4.9%
ج) روزنامه ها و مجلات : 4.2%
د) اینترنت : 1.9%
هـ ) رادیو و تلویزیون : 0.8%
4- ارزیابی شرکت کنندگان از سطح علمی همایش :
الف ) خوب : 86.5%
ب ) متوسط : 8.6 %
ج ) ضعیف : 5%
5- میزان تسلط سخنرانها بر موضوع سخنرانی :
الف ) خوب : 82.6%
ب ) متوسط : 15 %
ج ) ضعیف : 2.4%
6- ارزیابی شرکت کنندگان از نمایش گاه جانبی همایش :
الف ) خوب : 86.5%
ب ) متوسط : 8.6 %
ج ) ضعیف : 5%
انتخاب بهترین غرفه از نظر شرکت کنندگان :
شرکت اینترنتی سپنتا : 21.6 %
شرکت نمای هفتم : 18%
باشگاه استقلال و پاس : 13.5%
باز هم از دوستان خوبمان در مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران سپاس گزاریم و امید داریم در همایش های بعدی نیز در کنار ما باشند

دست اندرکاران برگزاری همایش فوتبال و جامعه ، یک هفته قبل از برگزاری همایش فوتبال و جامعه از منظر علوم اجتماعی ، کنفرانس مطبوعاتی را در رابطه با همایش مذکور ترتیب دادند و بازتاب خبری این همایش در سطحی بی سابقه در نشریات و رسانه های تصویری کشور و خارج از کشور کاملاً آشکار بوده است .
در عین حال به دلیل آنکه برای ما مقدور نبود کلیه مطالبی را که در رابطه با این همایش در سایت های اینترنتی منتشر گردیده است باز نشر نماییم ، تصمیم گرفتیم تعدادی از لینک های این سایت ها را در این قسمت قرار دهیم شما هم می توانید اگر لینک جدیدی از مطالب مرتبط با این همایش ملاحظه نمودید ، در قسمت نظر سنجی پایین صفحه اضافه نمایید.
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-3/8503119300224241.htm
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-3/8503116509225803.htm
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-3/8503115718224256.htm
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-3/8503117098223711.htm
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-3/8503092501225805.htm
http://www.footballdoostan.com/
http://server30.irna.com/index2.php?option=com_news&task=popup&code=8503027530144209&pindex=&pfrom=0&no_html=1&lang=fa
http://www.footballdoostan.com/News.aspx?id=253
http://www.aftabnews.ir/vdccxiq2b1qm0.html
http://www.footballdoostan.com/
http://www.sharghnewspaper.com/850302/html/end.htm#s416859
http://www.snn.ir/index.asp?newsid=47150&Service=45&Date=&Search=&Page=
http://www.pasejavan.ir/newsite/index.asp?number=585&page=10
http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=5061&Number=98
http://www.parsfootball.com/php/index.php?op=articulos&task=verart&aid=26080
http://www.chn.ir/news/Print/?Section=1&id=17183
http://www.isna.ir/Main/PicView.aspx?Pic=Pic-727920-1&Lang=P
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-727920&Lang=P
http://www.isna.org.ir/main/NewsView.aspx?ID=News-727344&Lang=P
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8503100453
http://www.yjc.ir/Negaresh_Site/FullStory/?id=108560
http://www.chn.ir/News/?section=1&id=17214
http://www.chn.ir/news/?section=1&id=17214
http://www.farsnews.net/newsH.php?hoz=47
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8503110239
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8503110231
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8503110224
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8503110224
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8503110130
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8503090566
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8503090575
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8503110147
http://www.esteghlalclub.org/pages.php?do=news&id=70
http://www.esteghlalclub.org/pages.php?do=news&id=100
http://www.esteghlalclub.org/pages.php?do=news&id=82
http://www.esteghlalclub.org/pages.php?do=news&id=74
http://www.esteghlalclub.org/newsarchive.php
http://www.ana.ir/viewnewsdetails.aspx?newsid=34625
http://www.iran-varzeshi.com/1385/850225/html/footbal5.htm
همچنین در هفته جاری می توانید مشروح بسیاری از مقالات را در روزنامه های اعتماد ملی ، همشهری ، کارگزاران ، شرق و تعدادی از روزنامه های ورزشی مطالعه نمایید
متن صحبت در نشست گروه علمی-تخصصی دین 13 اردیبهشت. 
در همایش مسائل علوم اجتماعی ایران
موضوع این نشست را موانع رشد جامعه شناسی دین در ایران ﭙیشنهاد کرده اند. جسارتا اما می خواهم نه در موانع رشد بلکه از ناممکن بودن جامعه شناسی دین در ایران سخن بگویم.
حدودا دو سال ﭙیش، گروه جامعه شناسی دین در انجمن جامعه شناسی شکل گرفت و من مصمم بودم که در شکل گیری این گروه و شکل گیری رویکردی جامعه شناسانه به دین سهم کوچکی داشته باشم. برایم غریب بود که در ایرانی که مسائل اجتماعیش چنین با دین ﭘیوند خورده است، جامعه شناسی دین جایگاهی تا بدین حد کوچک و ضعیف در آموزش و ﭙژوهشهای ما داشته باشد. تجربه تشکیل این گروه البته که تجربه ی موفقی بود. یکی از فعالترین گروههای انجمن است و به یمن تلاشهای مسئولین گروه، تا به حال سخنرانیها و مباحث بسیاری را برنامه ریزی کرده است اما، تجربه ی چند ساله من در کار جامعه شناسی دین در ایران، بارها مرا به بن بست کشانده و به اینجا رسیده ام که جامعه شناسی دین را امروز و در ایران گاه ناممکن بدانم. جامعه شناسی که اغلب یا به تاریخ نظریات جامعه شناسان در خصوص دین و موقعیت دین در جهان امروز تقلیل می یابد و یا زمانی که ﭙایش به ایران کشیده می شود تبدیل می شود به ﭘژوهشی جامعه نگارانه در خصوص انواع دینداری ها. و در هر دو حال در تحلیل دینامیسم حیات دینی در جامعه ی امروز، در برابر تکثر، تجزیه، باز ترکیب و تحولات این حوزه در جامعه ما، ناتوان یا خاموش می ماند. این ناتوانی یا خاموشی به دلیل موقعیت ویژه ی جامعه شناسی، موقعیت ویژه ی دین، موقعیت خاص جامعه شناس دین، و خصوصا به دلیل شرایط و زمینه ی دینی جامعه و قدرت در شرایط ملتهب امروزست. همه ی این مفاهیم بار عاطفی سنگینی دارند که ناخودآگاه عمل می کنند و کار را بر جامعه شناس دین بسیار سخت اگر نگویم ناممکن می کند. توضیح می دهم:
جامعه شناسی خود به عنوان یک رشته علمی در ایران موقعیت شکننده ای دارد. جامعه شناسی به عنوان علمی که فرزند مدرنیته است، سرنوشتش با مدرنیته، با جوامع مدرن، با فرهنگ غربی و با نامهایی چون مارکس و وبر و دورکهیم و زیمل و... بیوند خورده است. رشته ای جوان است، و از هر سو مورد سوال. برخی از منظر سیاست و دین جامعه شناسی را به عنوان یک رشته غیر خودی، غربی مورد سوال قرار می دهند، و برخی دیگر از منظر آکادمیک به عنوان رشته ای که مختص جوامع ﭙیچیده ی مدرن است و در اجتماع سنتی ما ناکارآمد است و برخی دیگر با رویکردی فلسفی، تاریخی یا روانکاوانه... جامعه شناسی را تقلیل گرا و نزدیک بین می خوانند. این مجموعه جامعه شناسی را در صف مقدم رشته هایی در علوم انسانی قرار می دهد که باید اصلاح و تربیتش نمود و این شرایط موقعیت جامعه شناسی را به عنوان یک رشته ی علمی شکننده کرده است و جامعه شناس را ناگزیر که مدام در موقعیت دفاع از رشته قرار بگیرد.
دین به نوبه خود، تعبیر دورکهیم، هنوز در ایران در زمره ی محرمات و در قلمرو ممنوعه است. نمی تواند موضوع علم قرار گیرد. به تفسیر خود از خود بسنده می کند و در برابر تفسیر بیرونی از خود مقاومت می کند. هر بار که با رویکردی جامعه شناسانه کارکرد و سازمانها و گروهبندیهای دینی را در جامعه تحلیل می کنیم، ناگزیریم که تفسیر دین از خودش را نیز همزمان ارائه دهیم. نمی توانیم به کار جامعه شناسانه بسنده کنیم. گویی رویکرد جامعه شناسانه یا کافی نیست و یا شبهه زاست و در نتیجه برای تکمیل و رفع شبهه از آن می بایست قرائت دین را نیز از موضوع مورد مطالعه ارائه داد. و از اینروست که در برابر یک اثر جامعه شناسی دین، ناگزیر ﭘاورقی می زنیم. به ترجمه جامعه شناسی ادیان ژان ﭘل ویلم که یک کتاب درسی جامعه شناسی دین در اروﭙا ست نگاه کنید.
این موقعیت خاص در خصوص جامعه شناس دین نیز مصداق می یابد. جامعه شناس دین، به گفته ی بوردیو، یا دیندار است و یا دیندار سابق. اگر دیندار است، متهم است که نمی تواند فاصله ی انتقادی را که شاخصه یک رویکرد علمیست با موضوع مورد مطالعه خود ایجاد کند و در نتیجه جامعه شناسی دین در کار علمی دیندار، به نوعی صورتبندی عالمانه از ایمان مذهبی خویش بدل می شود که به جامعه شناس اجازه می دهد تا "مزایای یک روشن بینی علمی را با مزایای یک ایمان مذهبی" با هم جمع کند. و اگر دیندار سابق است، همواره شائبه سونیت داشتن و اینکه نمی تواند غیر جانبدارانه با موضوع کار خود برخورد کند بر سرش هست و اینکه تحقیق علم