مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۱۵ بهمن ۱۳۸۴ - سال اول - شماره 29 - 16 صفحه / ویژه نامه محرم و آشورا
حسین وارث آدم /  فاطمه چراغعلی
موضوع مرتبط :دین

شب عاشورا بود، عاشورای سال 49 چه دردناک شبی بود.
در زندگی توده مردم ما که زندگی اش توده ای انباشته از عقده ها و رنج ها و جراحت ها است و آرزوهای مرده و امید های برباد رفته و خواستن های سرکوفته و عشق های بی سرانجام و خشم های فرو خورده، هم نباستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نگفتن و نرفتن و نه و نه و نه! ، عاشورا زانوی مهربان سر نهادن و بر دامان محرم گریستن نیز هست و در این فاجعه هولناک چشم هایی که نه نگاه، که حق اشک، و حلقوم هایی که نه فریاد، که حق ناله نیز ندارند، از عاشورا است که حق های از دست رفته خویش را هر ساله می ستانند. و نیز غرورهای مجروحی که به نالیدن محتاجند، اما شرم دارند، و تحمل لبخند بر لب هایی که در پس آن ضجه ها پنهان است و تحمیل آرامش بر چهره هایی که طغیانه را در آن خویشکتمان می کنند، آنان را (( شهید می ساخته است که بر روی زمین گام بر می دارند )) و به هر جا که می گریزد کربلا است، و هر ماهی که به او می رسد محرم، و هر روزی که بر او می گذرد عاشورا... .

عاشورا یک مدل است

چگونه می توانیم در دنیای بدون خدا زندگی کنیم؟ این پرسش از قرن هجدهم به بعد، هنگامی که متفکران اجنماعی و علمای دینی تصور کردند که نفوذ دین به شدت رو به زوال می رود، در فرهنگ غرب طنین افکند.
در میان نهادها و پدیده های اجتماعی دین (( یکی از قدیمی ترین و در عین حال پویا ترین نهادهایی است که توجه جامعه شناسان را به خود جلب کرده است. بنیانگزاران جامعه شناسی توجه ویژه ای را به نقش دین در جامعه عصر جدید مبذول کرده اند)).                     ( توسلی، 50:1380)
ارزش های اجتماعی از اساسی ترین عناصر یک نظام اجتماعی هستند که از طریق کنترل و هدایت آن ها می توان موجب تعالی یا زوال یک جامعه شد. این ارزش ها تا زمانی که دارای کارکرد مثبت هستند مورد توجه مردم خواهند بود و اگر نتوانند به ارضای     نیاز های اساسی مردم کمک کنند و یا مانع ارضای آن نیاز ها شوند در آن صورت ارزش خود را از نظر مردم از دست خواهند داد .  (( ذات دین از نظر دورکیم عبارت است از تقسیم جهان به دو دسته نمودهای مقدس و غیر مقدس.)) .(آرون،85:1363)
دورکیم معتقد است (( همه ادیان متضمن اعمال تشریفاتی و شعائری منظم هستند که در آن گروهی از مؤمنان گرد هم می آیند. در مراسم های جمعی ، حس همبستگی گروهی تأئید و تقویت می شود. در واقع تشریفات و شعائر از نظر دورکیم برای پیوند دادن اعضای گروه ضروری است از این رو است که آن ها نه تنها در وضعیت های عادی پرستش، بلکه در بحران های گوناگون زندگی که در آن تغییرات و گذرهای عمده اجنماعی تجربه می شوند، مانند تولد، ازدواج و یا مرگ یافت می شود )).( گیدنز،504:1382)
((تشریفات مذهبی مردم را گرد هم می آورند و بدین سان پیوند مشترکشان را دوباره تصدیق می کنند و در نتیجه، همبستگی اجتماعی را تحکیم می بخشند )). (کوزر،198:1382)
هرچند که دورکیم معتقد بود مذهب رو به زوال خواهد رفت و اعمال و تشریفات بخش کوچکی از زندگی انسان ها را خواهد گرفت، نه تنها اینچنین نشد بلکه شاهد آن هستیم که دین در جوامع مدرن ظهوری دوباره یافته است. علاوه بر این هم در جوامع اسلامی دین همواره در متن زندگی اجتماعی مردم حضور داشته است.
یکی از مراسم هایی که در پیوند همبستگی اجتماعی شیعیان و به خصوص ایرانیان نقش اساسی را ایفا می کند  ایام محرم است . یکی از چندین کارکرد مراسم اام محرم، کارکرد ایجاد همبستگی است.(( علاوه بر این، به عقیده مردم مراسم دینی چون عاشورا از مهمترین عوامل بازدارنده ناهنجاری ها است و به عنوان الگوئی برای انجام اعمال صواب می باشد، در واقع عاشورا یک مدل است، مدلی از مقابلۀ یک دسته کوچک اما، با ایمان بزرگ در مقابل ظلم و پایمردی تا مرز شهادت)).( باقی،76:1379)
مراسم مذهبی همچون عاشورا باعث پیوند بین نسل ها شده و از دورافتادگی و جدایی انسان ها از همدیگر جلوگیری می کند. پیوستگی و استمرار فرهنگی کارکرد دیگری است که این مراسم انجام می دهد چرا که در مراسم ایام محرم افراد متعلق به نسل های مختلف در کنار یکدیگر جمع گشته و با یکدیگر در رابطه و تعامل قرار می گیرند. در نهایت باید بیان داشت که مراسم عاشورا با تحمیل انظباط بر افراد شرکت کننده آن ها را برای زندگی بهتر اجتماعی آماده می کند.

از کتاب حسین وارث آدم: دکتر علی شریعتی

منابع:

1- آرون، ریمون(1362) مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی، تهران:نشر سازمان انتشارات و آموزش انقلاب.
2- باقی، عمادالدین(1379) جامعه شناسی قیام امام حسین و مردم کوفه، تهران: نشر نی.
3- توسلی، غلام عیاس(1380) جامعه شناسی دینی، تهران:نشر سخن.
4- کوزر، لوئیس(1382) زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران:نشر علمی.
5- گیدنز، آنتونی(1382) مبانی جامعه شناسی، ترجمه محسن صبوری، تهران: نشر نی.




مذهب و عاشورا ، الهام‏دهنده هنر در جامعه /  بهناز خسروی
موضوع مرتبط :دین

دكتر محمدصادق فربد عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز است. او در اردیبهشت ماه سال گذشته در نشستی که در گروه علمی تخصصی دین انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد، به ارائه نتايج پژوهش خود با عنوان ”تحليل اجتماعي عزاداري‏هاي مذهبي در ايران“ پرداخت؛ وي در سخنرانی خود ابتدا به ابعاد كاركردي رسوم و تأثير آنها در هنر، شعر، موسيقي، نهضت‏هاي اجتماعي و ... اشاره كرد و گفت: به رسوم اجتماعي بايد به عنوان يك ابزار فرهنگي، مدرسه و يا به بيان ديگر، وسيله‏اي كه در فرهنگي و اجتماعي كردن ما نقش دارد، نگاه كرد. علاوه بر آن در تحليل علمي مباحث مذهبي و سوگواري‏ها، لازم است نظامي از روش‏ها و احكام وجود داشته باشند كه از طريق آنها اين رسوم، آداب و نظام ارزشي آنها مورد پشتيباني قرار گيرند.

فربد در بيان زمينه‏هاي اجتماعي به وجود آمدن عزاداري‏هاي مذهبي گفت: ايراني‏ها با روي آوردن به شيعه، در واقع براي به دست آوردن استقلال خود تلاش كردند. يزيد نماد ظلم و ستم و امام حسين نماد حق و عدالت شد و از آن پس، شكوه و شكايت درباره هر نوع ظلمي در فضاي اختناق، تنها از طريق اجراي اين مراسم و مناسك مذهبي انجام مي‏شد. در اين راه، ناله و اشك و فرياد، تبديل به ابزارهاي همبستگي و اشعار حماسي مي‏شوند كه اينجا اوج ظهور هنر است.

وي افزود: زمينه‏هاي اجتماعي پس از سقوط ساسانيان در ايران و ستم روا شده به ايرانيان سبب شد آنها عزاداري امام حسين را راهي براي ايجاد همبستگي و استقلال خواهي در جامعه قلمداد كنند البته در شرايط امروز اين مراسم، گاهي جنبه توده‏اي دارد و اصالت‏هاي خاص خود برخوردار است و گاهي هم از سوي سازمان‏هاي رسمي حمايت مي‏شود.

دكتر فربد معتقد است: حمايت دولت‏ها و حكام ايراني از مراسم سوگواري موجب شده در بسياري از مواقع از برگزاري اين مراسم به عنوان ابزار سياسي و حمايت دولت داخلي استفاده شود.

وي در بخش ديگري از سخنان خود، به تأثير دين و اين آيين مذهبي در پيدايش هنر نقاشي، شعر و به ويژه موسيقي پرداخت و گفت: حركت زنجير زنان، يك حركت ريتميك از رقص دست و پاست كه شايد اگر اين حركات با موسيقي و صدا هماهنگ نباشد، تأثيرگذاري چنداني هم نداشته باشد. از سوي ديگر، جالب است كه همين موسيقي و حركت رقص پا باعث مي‏شود گاهي افراد از ساعت هشت صبح تا دو بعدازظهر با پاي برهنه روي زمين داغ حركت كرده و احساس خستگي نكنند چرا كه اين حركات انرژي‏زا و در عين حال، هماهنگ و موزون است و برگرفته از آيين‏هاي خاصي است كه فقط در قالب آن آيين قابل اجراست.

به اعتقاد وي، مهم‏ترين عامل پيوست افراد به يكديگر، رعايت اين اصول هماهنگ است كه نظاره‏گران را به خود جلب كرده و حتي غير مسلمانان را نيز تحت تأثير قرار مي‏دهد. گاه اين تأثير در كودكان و نوجوانان به حدي است كه آنها تا مدت‏ها بعد، آن را تكرار مي‏كنند اما مهم‏ترين عامل اين سازمان‏دهي حركت موزون و ريتم است كه با موسيقي چند برابر مي‏شود. وجود ابزارهايي مانند سنج، طبل، ني، سورنا و ... اثر زنجيرزني و سينه‏زني را چندين برابر مي‏كند كه حتي در جبهه‏هاي جنگ نيز براي تهييج افراد از آن‏ها استفاده مي‏شده است.

وي اظهار داشت:‏ در تمام اين امور، مذهب الهام‏دهنده شكل‏هاي هنري است كه براي بيان و كشف دوباره يك واقعه مذهبي مورد استفاده قرار مي‏گيرد.

دكتر فربد تأكيد كرد: بين خلاقيت هنري و اعتقادات رابطه دو طرفه‏اي وجود دارد كه گاه با تمثيل و نماد و گاه از راه‏هاي ديگر بيان مي‏شود. براي يك محقق تشكيك، امري طبيعي است اما شرح آن براي عوامل مي‏تواند خطرناك بوده و موجب از ميان رفتن بسياري از مسائل شود.

پژوهش دكتر صادق فربد به تازگي در كتابي با عنوان ”تحليل اجتماعي عزاداري‏هاي مذهبي در ايران“ به چاپ رسيده است.




آيت‌الله يوسف صانعي:مخالفت با ترور، اولين درس حادثه كربلا /  گروه خبری
موضوع مرتبط :دین

صانعي: مخالفت با ترور، اولين درس حادثه كربلا


آيت‌الله يوسف صانعي، از مراجع عظام تقليد قم گفت: اولين و عاليترين درس حادثه كربلا اين است كه اسلام با ترور و تروريسم مخالف است و همه ما وظيفه داريم كه اين مطلب را به گوش جهانيان برسانيم.

به گزارش ايرنا، وي در پايان درس خارج خود به مناسبت ماه محرم با تاكيد براينكه اسلام دين آسايش و سهولت است، خاطرنشان كرد: متاسفانه امروز دنياي اسلام گرفتار افراد متحجري است كه به نام اسلام ترور مي‌كنند.

وي گفت: اين افراد مردم را زير شكنجه و فشار قرار مي‌دهند و مراكز را منفجر مي‌كنند تا مردم را وادار به سكوت كنند.

وي از همه مبلغان، سخنوران وروزنامه نگاران خواست كه دردفاع از مظلوميت اسلام اولين و عاليترين درس حادثه كربلا را مبتني بر اين‌كه اسلام با ترور، خشونت و تروريسم مخالف است، به گوش جهانيان برسانند.

آيت‌الله صانعي بااشاره به حادثه كربلا وبيان ماجراي طرح ترور «عبيدالله بن زياد» توسط برخي از نزديكان «مسلم بن عقيل» سفير امام حسين (ع) در كوفه و مخالفت ايشان با اين اقدام تروريستي، گفت: به رغم اين‌كه همه چيز براي ترور عبيدالله ابن زياد فراهم بود اما مسلم ابن عقيل از اين كار امتناع كرد.

اين مرجع تقليد گفت: وقتي علت سرباز زدن مسلم را از ترور عبيدالله ابن زياد پرسيدند، ايشان پاسخ داد: «الايمان قيد الفتك» (ايمان جلوگيري‌كننده از ترور است).

آيت‌الله صانعي از متحجرين ، واپس گرايان و كساني كه مردم را بي‌ارزش تلقي مي‌كنند و كساني كه به نام اسلام دست به ترور مي‌زنيد و افرادي كه اسلام را دين خشونت مي‌دانندخواست تا قدري در اين عمل مسلم ابن عقيل تامل كنند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود به مبلغان توصيه كرد كه هدف از قيام امام حسين (ع) را به خوبي براي مردم بيان كنند.

آيت‌الله صانعي اظهار داشت: امر به معروف و نهي از منكري كه به عنوان فلسفه قيام امام حسين (ع) ذكر شده است معنايش اين نيست كه ايشان مي‌خواست مردم را مجبور كند تا به معروف عمل كنند.

اين مرجع تقليد خاطرنشان كرد: هدف امام حسين (ع) ازامر به معروف و نهي از منكر مقطعي نبود، بلكه هدف اساسي ايشان بوجود آوردن فرهنگ معروف از نظر علمي و عملي بود يعني جامعه را طوري بسازند كه خود به خود معروف را انجام دهند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به ‌اين‌كه در جامعه بشري هر انساني براي خود ركني است و داراي احترام و منزلت مي‌باشد، گفت: سرنوشت بشر در اعمال حاكميت و حكومت قانون در دوران غيبت دست خود مردم است.

وي اين سخنان را كه مردم در اسلام سياهي لشكرند ، اشتباه دانست و گفت: اين سخنان مردم چه بيايند يا نيايند فايده‌اي ندارد يا اين سخن كه ما به مردم كاري نداريم ومردم در زمان غيبت مجبورند كه بيايند، سخن اشتباهي است.

آيت‌الله صانعي خاطرنشان كرد: عزاداري ابي عبدالله معنايش اين است كه به ظالم احترام نگذاريم و از ظلم و ظالم تبري بجوييم واو را در جامعه بايكوت كنيم.

وي ياد آور شد: ظالم هر كسي كه مي‌خواهد باشد و يا هر كجا كه باشد وظيفه ما به عنوان عاشقان ابي عبدالله حسين (ع) تبري جستن از اوست.

منبع : بازتاب




حماسه حسینی را افسانه حسینی نکنیم /  مصاحبه با حجت الاسلام رسولی محلاتی
موضوع مرتبط :میز گرد و مصاحبه

سوابق  تحصيلي و اجرايي:

دارای تحصیلات در حوزه و استاد دانشگاه های تهران

مدیر گروه معارف در سازمان صدا و سیما در سال های 79 الی 81

مبلغ فرهنگی ایران در کشور های آمریکایی و اروپایی

در حال حاضر مسئول مجتمع فرهنگي مسجد فرشته .

 

در طول تاریخ یکی از مهمترین نهاد های اجتما عی که به علت مسائل مربوط به خود همیشه کانون توجه بوده است ، نهاد دین می باشد. مسلما بسیاری از ادیان و فرقه ها در طول حیات بشری به وجود آمده و از بین رفته اند و لی مذهب شیعه و فرامین آن سالهای متمادی است که در بین پیروان اهل بیت  گسترش داشته است و شاید یکی از مهمترین مناسک و نماده های آن مراسم عاشوراست . امروزه  صاحب نظران حوزه اجتماعی در کیفیت و کمیت برگزاری مراسم عاشورا و کارکرد آن در جامعه امروز بحث ها ی متفاوتی ارائه می نمایند . حضرت عالی به عنوان یکی از مسئولان فرهنگی لطفا در این باب توضیحاتی ارائه نمایید

بسم الله الرحمن الرحيم

بنده من باب تيمن و تبرك بحثم را با روايتي از پيامبر اكرم آغاز مي كنم ،كه آن حضرت فرمودند كه“ ان للحسين حرارة في قلوب المومنين و لا تبرد ابدا ” براي امام حسين (ع) حراراتي را خدا در دل مومنان و انسانهاي با ايمان قرار داده است كه هرگز رو به سردي و نقصان نمي گرايد. آن چيزي را كه ذر رابطه با نهضت عاشورا و  قيام امام حسين مي توان بيان نمود،  آن است كه اين نهضت از آنجاييكه دارای يك مبدا الهي بوده و يك انسان الهي پايه گذار و معمار اصلي ان قرار گرفته است ، هيچگاه پويا يي خود را از دست نمي دهد،اگرچه ممكن است كه در طول زمان  و به فراخور  حال ادوار مختلف تغييرات ظاهري پيدا نموده باشد ، ولي با اين وجود در قوام و دوام آن هرگز خللي وارد نيامده  است .

 همانطور كه قران داراي بطون مختلفي است ،اين بزرگواران نيز داراي ابعاد مختلف شخصيتي هستند كه از زواياي مختلف مي تواند مورد بحث و بررسي قرار گيرد ،لذا اين دريا گوهر هاي مختلفي دارد كه هر چقدر انسان بتواند در آن تعمق نمايد، تعداد بيشتري از اين گوهر ها صيد خواهد نمود .

به نظر من جهت رسيدن و درك واقعي هدف و نيت امام حسين (ع) مي توان از لابلاي فرمايشات و بيانات ايشان  نكات ارزنده اي را دريابيم ،كه در جاي جاي سخنان ايشان به صراحت  مي بينيم كه حضرت هدفي جز اصلاح امور امت اسلام و مبارزه با جهل و ناداني مردم نداشتند و قيام امام حسين يك قيام اصلاحي بود .

امام حسین، اولين رگه هاي انحراف ،كه همان جهل و ناداني است را در ميان مردم مشاهده نمود و تلاش كرد تا به نحوي در مقابل اين انحرافات بايستد، چراكه اگر چنين نمي شد مي رفت تا دين اسلام تحريف  گردد و اسلام اصيل مخدوش  شود.

بنابر اين به اعتقاد من  يكي از مهمترين ثمرات حركت و قيام امام حسين ،مشخص نمودن رگه هاي انحرافي و  تبيين اسلام ناب محمدي بود .

فلذا علما تعبيري دارند كه معتقدند ،حدوث اسلام بوسيله  پيغمبر  انجام گرفت ولي بقاي آن بواسطه قيام عاشورا و حركت انقلابي و حماسي امام حسين (ع) بود. حضرت خود و یارانشان  را نثار اسلام نمودند و آنچه در توان داشتند در راه هدف مقدس خود در طبق اخلاص گذاشتند ،تا بشريت را از جهالت و ناداني نجات دهند و يك خط راستين نه تنها براي مسلمانان ،بلكه براي همه انسانهاي آزاده جهان مشخص سازند.

در خصوص اين جهل ستيزي كه بيان داشتيد ،متاسفانه بعضاَ شاهد هستيم كه برخي اعمال صورت گرفته در اين آيين ها گاهاَ مصداق كامل جهل است ، و يا در نگاه بعضی از افراد، صرفاَ با انجام نذورات و شركت در اين قبيل مراسم مي توانند اعمال نامشروع و نامطلوب گذشته خود را تطهير و تشريع نمايند ، در وهله نخست  سوال اينجاست كه اين  خرافات چگونه وارد ابن  آيين مذهبی گرديده و چطور مي توان به اهداف واقعي نهضتي كه براي جهل ستيزي شكل گرفته بود برگردیم ؟

مسلماً اصل زنده نگاه داشتن ياد و سيره ائمه معصومين و پيشوايان ديني ما امر بسيار مهم و حياتي است ،و اين اصل براي همه مسلمانان و خصوصاَ شيعيان پذيرفته شده است .

اما به موازات اين اعمال و تهييج احساسات افراد فلسفه نهفته ديگري وجود دارد كه ما بايد تعمق و تدبر بيشتري در اين خصوص نماييم .و اگر ما تنها بخواهيم بر روي جنبه هاي ظاهري مراسم و آيين هاي محرم تكيه نماييم از ساير ابعاد باطني اين حركت غافل مانده ايم .

بله ما در روايات و احاديث ديني به كرات به اين نكته بر مي خوريم كه كسي كه در مصائب ائمه معصومين بگريد و با آنها همدردي نمايد مورد مغفرت و بخشش خداوند قرار مي گيرد ،ولي از آن طرف هم موكداَ توصيه شده است كه محب ائمه بايد چه ويژگي ها و صفاتي داشته باشد . امام حسين در مقابل تفكر يزيدي ايستاد واگر كمي دقيق تر به اعمال و رفتار خود نگاهي بياندازيم براحتي خواهيم دريافت كه متاسفانه برخي اعمال و رفتارهاي ما در تفكر ات يزيدي مي گنجد تا در سيره علوي ،چون منشاءجاهلانه دارد تا اساس عقلاني ،فلذا در قاموس امام حسين و يارانش چنين چيزي را نخواهيم يافت .

از امام حسين روايت داريم كه بايد فاتحه جامعه اسلامي را كه كسي بخواهد با تفكر يزيدي بر آن حكومت كند خواند .بدين لحاظ وقتي خواسته باشيم به باطن و ظاهر واقعه عاشورا بصورت توامان نگاهي داشته باشيم به فراصت به عمق معنا و بطن موضوع پي خواهيم برد. متاسفانه اين گونه حوادثي كه باعث وهن موضوع و مخدوش شدن متعالي ترين تفكرات انساني و اخلاقي مي گردد ،دست آويز دشمنان فرصت طلب و سودجويي مي گردد كه مي خواهند اساس دين و شريعت مقدس را كه با قدرت طلبي و تماميت خواهي آنها منافات دارد را زير سوال ببرند.

به نظرم مشكل از اينجا ناشي مي شود كه ما نسبت به فلسفه وجود ي عزاداري و ضرورت برپايي مراسم ايام محرم چندان توجه نكرده ايم و تنها به ظاهر امور پرداخته ايم

حركت سرخ امام حسين و يارنش مبين و مميز جبهه حق و باطل بود ،ايشان با آگاهي و بصيرت الهي خود  رگه هاي انحرافي در رفتار متدینین آن زمان را يافته  و به دنبال بيان حقايق ناب محمدي بودند و اين كار  را جز در سايه رسوايي دستگاه جبار و عوامفريب يزيد امكانپذير نمي ديدند .امام حسين به دنبال نابود كردن تفكرات افراطي جاهلانه برخي افرادي بودند كه حتي ظاهري موجه و دين دار بخود گرفته بودند و بسياري از آنها به قصد قربت شمشير بدست گرفته و به ميدان نبرد با فرزند رسول خدا آمده بودند .

 در اينجا به عنوان يك فرد مسلمان ،شيعي ، وظيفه ما در گام نخست مبارزه كردن با همين تفكرات جاهلانه و ناپخته برخي افرادي است كه در مجالس عزاداري حضرت صورت مي دهند ،كه مصداق بارز آن همين مسئله قمه زني است كه باعث وهن شديد مذهب مي گردد. كه  شخصاَ درطی تجارب سفرهاي تبليغي كه به خارج از كشور داشته ام كاملا اين امر را احساس نمودم ، فلذا دشمن با حيله و ترفندهاي خاص خود از همين اعمال خرافي و جاهلي برخي افرادسو ء استفاده نموده ام و آن را دستاويز تبليغاتي عليه مسلمانان خصوصا شيعيان قرار مي دهند .

با وجود آنكه انديشمندان و و متفكرين غربي خود متوجه اسلام ناب محمدي هستند ولي به خاطر عدم روحيه ي حق پذيري و عدالت خواهي به دنبال معكوس جلوه دادن موضوع مي باشند.

همانگونه كه حضرتعالي فرموديد ارتكاب افراد به اينگونه اعمال سبب ايجاد خوراك تبليغاتي مسموم عليه حركات آزاديخواهانه و حق طلبانه مسلمانان خواهد گرديد .و حال سوال اينجاست كه چگونه مي توان این جریانات انحرافی را خنثی نمود ؟

به نظر من بهترين راه برخورد عالمانه و انديشمندانه با اين واقعه آن است كه ما بياييم و آن جنبه هاي معرفتي و انساني اين واقعه را نشر و گسترش دهيم ، اصل ماجرا آن است كه ما مي بايست به سيره و شيوه زندگي آن بزرگوار و مكتبي كه اين ياران رشيد و آزاده را تربيت مي كند شناخت پيدا نماييم .

بدين لحاظ تصور من آن است كه بزرگترين درسي كه از رسول خدا و ائمه معصومين عليهم السلام مي گيريم همين شناخت خصوصيات و ابعاد شخصيتي و منش و روش زندگي آنان است . چنانچه قرآن كريم مي فرمايد لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة  ، بهترين الگوي زندگي براي شما رسول الله است .

متاسفانه يكي از آسيب هايي كه بعضا در مجالس عزاداري امام حسين با آن مواجه مي شويم تقديس گرايي افراطي برخي از وعاظ و مداحاني است كه به سبب ارادت قلبي و عشق وافر خود نسبت به ائمه معصومين روا مي دارند كه اين عمل افراطي آنها سبب مي گردد كه مردم عادي بين خود و اين الگوهاي عيني و نمونه هاي اخلاقي فاصله ي بسيار بسيار زيادي احساس نمايند و بدين جهت نمي توانند با اين شخصيت هاي معنوي ارتباط معنايي برقرار نمايند . به عبارت دیگر تبدیل ناخاسته حماسه حسنی به افسانه حسینی است. درست است كه امام حسين در عرش الهي سير مي نمايد وليكن بر همين فرش مادي زندگي نموده اند و با مردم زمانه خود حشر و نشر داشته است. و بزرگنمایی های کاذب و دروغ به جز ضربه زدن به اصل فلسفه عاشورا سود دگری ندارد.

اگر مهاتما گاندي هندو مي تواند از واقعه عاشورا درس آزاديخواهي و مبارزه با ظلم و ستم را فرا بگيرد ، يقينا من مسلمان هم مي توانم به مفاهيم عرفاني و معارف ارزشي اين نهضت دست يابم . يقيناَ آنان اين امر را در يافته اند و بزرگترين درس انسان دوستي ، آزاديخواهي و توجه به روابط بین حاكم و محكوم را در كلام ائمه معصومين و سيره پيامبر اكرم فراگرفته اند .

در حال حاضر برخي از صاحب نظران حوزه های اجتماعی بيان مي دارند كه عزاداريهاي هيئات و دسته جات سينه زني و زنجير زني به نحوي همان كارناوالها و كاروانهاي نمادين ساير مناطق جهان هستند كه آنها نيز  به نحوي متاثر از اساطير و يا فرامين ديني و مذهبي شكل گرفته اند ، نظر حضرتعالي در اين خصوص چيست و آيا تصور نمي كنيد كه اگر تنها صرفا به جنبه هاي نمادي توجه كنيم از ابعاد باطني و معنايي عاشورا غافل خواهيم ماند ؟

بنده فكر مي كنم كه در جريان اجراي اين گونه مراسم مي بايست همواره تلاش نماييم تا اين شور با شعور همراه گردد چراكه برآيند اين دو علت، تداوم بخش نهضت عاشورا و فرهنگ علوي بوده است . به اعتقاد بنده قالب ظاهري، چندان اهميتي ندارد و تا زمانيكه در چارچوب نصوص ديني و حدود شرعي ما قرار گيرد محدوديتي نخواهد داشت ما با احياي اين آيين به دنبال بيان آنيم كه  ارائه دهنده ي راه آزادي خواهي و حق طلبي امام حسين و ياران با وفايش هستيم .

در همين زمينه دو سال قبل ضمن سفري كه به كانادا داشتم در ايام محرم عده اي از مسلمانان مقيم اين كشور ،طي      اعلاميه اي بيان داشتند كه تمايل دارند در روز عاشورا به سبب داشتن چنين امام آزاده اي جشن بزرگي بر پا سازند. بنده تصور مي كنم كه اين افراط و تفريط هاست  كه به محتواي اصلي ضربه مي زند  وبدين سبب بايد تلاش گرد، كه  حريم  مقدس اين بزرگواران از آلوده شدن به اين عقايد انحرافي مصون ماند. و مداحان عزيز نيز توجه نمايند كه از غلو كردن و مبالغه ي بعضاَ كفر آميز بپرهيزند .

 همينطور مقوله  دروغ بافي كه متاسفانه امروز در برخي مجالس عزاداري ديده مي شود و عموماَ  از روي ساده دلي و برای ايجاد شور در ميان عزاداران صورت مي گيرد معزلي است كه گريبانگير اينگونه مجالس مقدس و با صفا مي گردد . اما آيا واقعا هدف وسيله را توجيه مي كند ، خداوند دروغگو را دشمن خود مي داند پس ما هرگز نبايد دروغ را با هر نيتي به ساحت مقدس ائمه منتسب بدانيم و آن را  وسيله ايجاد شور حسيني در ميان محبان و عزاداران آن حضرت قرار دهيم .

 در عين حال ،يكي ديگر از نكاتي كه به اصل موضوع و اساس مفاهيم و معارف نهضت، خدشه وارد مي كند وارد شدن موضوعاتي مثل خواب و رويا توسط وعاظ و سخنران در مجالس عزاداري امام حسين (ع) است كه گاهي چنان به اين مقوله پرداخته مي شود كه اصل ماجرا از ياد مي رود. بسياري از افراد با هدف اوليه ي قيام آن حضرت نا آشنا هستند و اگر ما مدعي محب اهل بيت بودن هستيم بايد به دنبال پاسخ گويي به اين سوالات باشيم . يكي ديگر از آفات و آسيبهاي وارده به اين مجالس به درازا كشيدن اين مجالس است چرا كه گاهی در برخي از اين مجالس به اندازه اي مجلس به طول مي انجامد كه نماز صبح خيلي از افراد قضا مي شودو يا به خاطر طولاني شدن آن بسياري از  حظار را خسته مي نمايد .

در نهايت اگر بخواهيم يك جمعبندي كلي از آسيب شناسي برخي مراسم عاشورا كه ذكر آنها رفت داشته باشيم مطالبي را مختصرا بيان نماييد ؟

من اينگونه تصور ميكنم كه بايددر دنياي امروز با استفاده از رسانه هاي جمعي و با ابزار مدرن به اطلاع رساني و آگاهي بخشي در اين خصوص پرداخته شود و اين امر نه فقط وظيفه سازماهاي اجرايي و دولتي  و بلكه وظيفه تك تك ما مسلمانان است كه در اين آگاه سازي نقشي فعال داشته باشيم .

همينطور انديشمندان حوزه هاي مختلف ديني،جامعه شناسي و هنري با اشراف به بخش هاي مربوطه الگوهاي مناسبي را جهت اجراي مناسب و مطلوب اين قبيل مراسم فراهم سازند تا هم به لحاظ محتوايي و مفهومي غناي خاص به مجالس اهل بيت بخشيده شود  و هم به جهت تنوع و جذابيت شكلي و ساختاري به آن توجه گردد .

در گذشته محوريت مجالس ، با واعظ و خطيب بود ولي امروزه تاكيد اصلي بر روي مداحان صورت مي گيرد كه خود جاي تامل دارد .همينطور ما روحانيون نيز مي بايست تعمق و تدبر بيشتري در خصوص سيره اهل بيت و معارف قرآني صورت دهيم تا  بتوانيم مردم را در ايجاد  پيوند ناگسستني ميان شور و شعور حسيني بهتر ياري نماييم .




دين و تجدد: يك نظريه جديد /  بهناز خسروی
موضوع مرتبط :دین

”مدرنيته يا تجدد تجربه‏اي جديد براي جهان بود كه از قرن 18 ميلادي با عنوان‏هاي مختلف موضوع بحث و گفتگو قرار گرفت. نظريات متفاوت بسياري در اين زمينه وجود دارد به گونه‏اي كه حتي شايد بتوان همه نظريات جامعه‏شناسان كلاسيك را به نوعي بحث در اين باره تلقي كرد اما در مجموع اين نظريات، كمتر به جايگاه دين در شكل‏دهي اين تحول تاريخي پرداخته شده است گرچه در اين ميان نبايد سهم فيلسوف و متفكر اجتماعي آلمان، ”ماكس وبر“ را در پرداختن به رابطه ميان دين و تجدد در كتاب اخلاق پروتستانيسم ناديده گرفت“.
دكتر حسين كچوئيان عضو هيأت علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، با اين مقدمه، سخنراني خود را در یکی از نشست های گروه علمي ـ تخصصي جامعه‏شناسي دين انجمن جامعه شناسی ایران، در قالب موضوع دين و تجدد آغاز كرد.
به گفته او، در باب ماهيت تجدد و چگونگي ظهور و بروز آن، دو دسته نظريه وجود دارد كه نخستين صورت‏بندي از اين مسأله را فلسفه تاريخ در قرن 18 ارائه مي‏دهد كه تفسير ”اگوست كنت“ نيز مي‏تواند نمونه‏اي از آنها باشد.
تفسيرهاي دسته نخست به تعبير دكتر كچوئيان، تفسيرهاي معرفت‏شناسانه از تجدد است كه چيزي شبيه نظريه پيشرفت و ترقي قرن 18 را مطرح كرده و اين تحول را به عنوان يك تحول تاريخي به تطور در عقل و انديشه ربط مي‏دهد و ارائه دهندگان اين نظريه بر اين باورند كه كل تاريخ تحت تأثير تحولات انسان شكل مي‏گيرد. به عبارت ديگر مطابق با اين ديدگاه، كل تاريخ در جهالت و ظلمت قرار داشته و پيدايش تجدد نقطه خروج از آن است.
از نقطه نظر اين تئوري، بشر در كليت خود، عالمي است كه در جستجوي روشنايي عقل يا علم است و اين تلاش ادامه دارد تا به مرحله نهايي تجدد يعني همان خرد روشن شده، دست يابد. به بيان ديگر، در اين ديدگاه، تجدد حاصل كوششي حقيقت يابانه است.
دكتر كچوئيان نوع ديگر تفسير از تجدد را كه اخيراً غالب شده، با نمونه كاملي از آن، يعني تفسير فوكويي از تاريخ و تجدد معرفي كرد و گفت: در اين تفسير ظهور تجدد به هيچ وجه به عقل مربوط نمي‏شود بلكه مي‏توان گفت تفسير فوكويي در واقع تفسير وجود شناسانه تاريخ است. يعني آنچه واقع شده تحول در ذهن معرفت نبوده است و ظهور تجدد به يك فعاليت بي‏غرض حقيقت يابانه ربطي ندارد. بنا بر نظر كچوئيان، در مجموعه اين تفسيرها، تفسيري نداريم كه جايگاهي ماهوي و اساسي براي دين قائل باشد و از اين منظر او تفسير نوع سومي درباره موضوع تجدد را ارائه داد كه مسأله را در يك تحول وجود شناسانه جستجو مي‏كند و به عبارتي كل تاريخ را در چنين چارچوبي قرار مي‏دهد و در همان قالب هم تجدد را چنين مي‏بيند.
به گفته وي، ”اريك وگلين“ فيلسوف آلماني قرن بيستم، ارائه دهنده اين نوع تفسير بوده و معتقد است: تطورات تاريخي، تطورات وجود شناسانه‏اي است. كچوئيان يادآور شد كه نگاه او در زمينه فهم تاريخ و انسان تا حد زيادي هايدگري است، با اين تفسير كه از نقطه نظر اين متفكر، هايدگر اوج الحاد غرب را بيان مي‏كند و او از اين منظر به هايدگر نگاه مي‏كند يعني هر چيزي كه اتفاق مي‏افتد با مضموني شبه فوكويي بيرون از اراده انسان‏هاست.
در واقع تطورات مختلف تاريخي از ديدگاه وگلين، حاصل دريافت‏هاي تجربي انسان‏ها در مقاطع خاص تاريخي از تجليات وجود است. كچوئيان در كتاب اخير خود، با عنوان ”تجدد از نگاهي ديگر“ نيز بيان مي‏كند كه ”براي وگلين سير تاريخ در صورت كلي‏اش، مسيري از اجمال و بساطت به گشودگي و تفصيل وجود مي‏باشد و اين مسير عيناً در آگاهي منعكس است، زيرا آگاهي دقيقاً از درون تجربه وجود سر برمي‏آورد. اگر مسأله را به اقتضاي ماهيت موضوع در قالب زباني عرفاني و يا حتي هگلي بيان كنيم، تاريخ بشري، تاريخ تجليات مختلف وجود و ظهور اين تجليات از طريق آگاهي در عينيت نظم جامعه، فرهنگ و حيات انساني است“.
وي در توضيح اين بحث، در سخنراني خود نيز گفت: به تعبير هايدگري، ما در وجود و حيات و هستي شناوريم و در قلمرو و ساحت هستي بازيگريم البته با اين تفاوت كه واجد چيزي به نام آگاهي هستيم و اين امكان را داريم كه نسبت به بازي فهم پيدا كنيم و دركي نسبت به هستي بيابيم. دوره‏هاي تاريخي حاصل اين تجليات و درك‏هاي ماست. يعني هر دوره تاريخي با يك درك معنايي آغاز مي‏شود كه معناي كانوني هر تمدن و عصري را مي‏سازد و آدم‏ها با دستيابي به معناي خاصي كه در تجلي شخصي ظاهر شد، به شكل‏دهي ساخت تاريخي و تمدن جديد مي‏پردازند.
وي افزود: وگلين انواع مختلف تجربيات تاريخي را مطرح كرده ولي از يك منظر هستي شناسانه كه بخشي از آن به هستي انساني و بخشي به تجليات باطن آدم ربط مي‏يابد، سه مرحله از گونه‏هاي مختلف معنا يا صورت‏هاي تاريخي را معرفي كرده است؛ به تعبير او، يك مرحله همان مرحله‏اي است كه با عنوان هستي اسطوره‏اي مي‏شناسيم و در اين مرحله نوع تجربه انسان از وجود آدم اجمالي و بسط نيافته است. انسان در اين مرحله بخش مادي، فيزيكي و متعالي‏اش از هم جدا نشده و حتي خدايان در كنار او زندگي مي‏كنند.
كچوئيان در سخنان خود، مرحله دوم را در ديدگاه وگلين مرحله هستي متافيزيكي شمرد و ادامه داد: مهم‏ترين مرحله، مرحله دوم و مرحله‏اي از ظهورات هستي است كه محصول تاريخي آن مربوط به 2000 سال پيش است. روش‏شناسي اين متفكر رجوع به نمادهايي است كه در هر دوره تاريخي ظاهر مي‏شود. به نظر او معرف تجربه، وجود نمادها و سمبل‏هايي است كه در قالب انديشه‏هاي مختلف ظاهر مي‏شود. او دليل اهميت مرحله سوم را در اين مي‏داند كه مفاهيمي مثل نفس و روح و عقل در تفكرات بشر ظاهر مي‏شود و اين دوره را دوره ظهور اديان بزرگ، امپراطوري‏هاي بزرگ و فلاسفه بزرگ معرفي مي‏كند.
كچوئيان افزود: تفسيري كه در اين نظريه براي توضيح مسأله ارائه شده، اگزيستانسياليستي است يعني همه چيز در تحولات تاريخي به تجربيات وجودي انسان مربوط مي‏شود. مشخصاً از نظر اين متفكر، تجدد با ظهور فلسفه‏ها يا جريانات اجتماعي كه ما تحت ”غنوسيه“ (Gnosticism) مي‏شناسيم، آغاز مي‏شود.
وي ادامه داد: به نظر وگلين، تجدد با پيامدهايي ربط پيدا مي‏كند كه با تجربه اخير انسان از معناي وجود مرتبط مي‏شوند. در واقع هم از نظر فلسفي و هم جامعه‏شناختي، تجدد تداوم جريان غنوسيه در صورت‏هاي متفاوت است. در واقع به عقيده وگلين، حاصل تجربه تاريخي خاص كه در اين تمدن‏ها و اديان مختلف ظهور يافت، يك اضطراب وجودشناسانه بود. به اين دليل كه در پي اين تحول، انسان فهميد هستي‏اي برزخي و متعالي دارد و صرفاً محدود به بعد مادي و فيزيكي نيست. پيامبران نيز درك تازه‏اي از الوهيت يافتند كه خدايان را خارج و ماوراء تجربه بشري قرار دادند و از همين جا مسأله معنا پيدا شد چرا كه اين مسأله زماني پيدا مي‏شود كه انسان هستي گسترده و وسيعي داشته باشد (از خاك تا افلاك) و براي او اين پرسش مطرح شود كه من كيستم، چيستم و كجا هستم. به نظر وگلين اين تجربه اضطراب‏آوري براي بشر بوده و وضعي تحمل‏ناپذير براي او به وجود آورده است. اما در عين حال، فرقه‏هاي غنوسيه را داريم كه عكس‏العمل تلاش براي عدم قبول اين تفسير از عالم و هستي هستند.
كچوئيان تأكيد كرد: غنوسي‏گري در واقع تلاش براي رهايي از اين تفسير اضطراب‏آور وجود است و ويژگي اصلي آن اعتقاد به اين اصل است كه عالم ما ظلماني است. البته اين تفكر معتقد به وجود يك خداي واحد است ولي در يك مرحله كه به خلقت اين عالم مربوط مي‏شود. اعتقاد اصلي آن، اين است كه ما دو خدا داريم خداي خيرات و خداي شرور و اين جهان توسط خداي شرور پديد آمده است چرا كه اگر خداي خير قادر بود، بايد عالم بدون نقصاني مي‏آفريد.
وي افزود: در مقابل تجربه وجودي كه عالم انساني را عالم ظلماني مي‏كرد، دو نوع واكنش مي‏توانست وجود داشته باشد؛ يك واكنش تفسير مسيحي غنوسي‏گري و ديگري واكنش صوفيانه. در اين زمينه واكنش غنوسي‏گري براساس تفسيري بود كه به وسيله دانش متحول كردن عالم را ممكن مي‏دانست كه البته با تخريب جهان حاصل مي‏شد.
كچوئيان در فصل دوم كتاب تجدد از نگاهي ديگر، به تفصيل، انديشه وگلين را در ربط ميان تجدد و غنوسيه براساس نوع فلسفه تاريخ بيان مي‏كند اما در نشست گروه جامعه‏شناسي دين نيز به صورت اجمالي در اين باره گفت: به نظر وگلين، تمدن مسيحي قبل از تجدد نيز حاصل چالش با اين فكر بود كه نتيجه آن نوعي تقويت ساختاري در تمدن مسيحي قرون وسطي بود كه بخش جسماني عالم را به دست قيصر و بخش روحاني آن را به دست كليسا مي‏داد. اين ثنويت راوي جايگاه برزخي انسان در بازي وجود است و همين جايگاه برزخي است كه معناسازي و تفكر را براي انسان ضروري مي‏سازد.
دكتر كچوئيان افزود: تفكر ديگر فرقه‏هاي بدعت‏گراي مسيحي اين بود كه در طلب برقراري سلطنت مسيحي در اين دنيا تلاش كنند و اين در مقابل فكر غنوسي‏گري مسيحي، فكر هزاره گرايانه، مطرح شد كه مي‏گفت در رأس هزاره مسيح مي‏آيد و عالم متعالي و بهشت اخروي را در همين دنيا محقق خواهد كرد. به نظر وگلين در واقع از همين نقطه شكل‏گيري جديد تجدد به لحاظ اجتماعي و نظري شروع مي‏شود يعني بعد از مأيوسي از آمدن مسيح حوالي قرن 11 و 12 كه چيزي به عنوان بهشت دنيايي مطرح مي‏شود.
كچوئيان در پايان اين نشست گفت: در نظريات قبلي راه نجات عالم تخريب آن بود و دانش مورد نياز براي اين منظور دانش رمزي و سري شناخته شد ولي در تجدد، عالم ظلماني است اما اصلاح آن از طريق تخريب آن نيست بلكه نجات و رهايي از طريق تسلط بر اين عالم و مبدل كردن آن است و راه دستيابي به اين امر نيز دانش است اما دانشي كه در دوران خود اين عالم گذاشته شده است.



نگاه جامعه شناختی به نهضت حسينی /  سيـد على نـاظـم زاده
موضوع مرتبط :دین

درآمد
عاشورا و نهضت اصلاحی امام حسین (ع) همچون کوهی است عظیم به وسعت تاریخ و به رنگ خون سیدالشهدا  که نگاه کردن به آن از هر سو، درس و نتیجه متفاوتی عاید آدمی می کند. قیام او علل و جنبه های مختلف و نتایج و کارکردهای گوناگونی داشته است. از یک سو اقدامی مذهبی و عقیدتی است، از جنبه ای حرکتی سیاسی است و از نگاهی، هویتی اجتماعی دارد. در این مقال سعی شده است  نگاهی جامعه شناختی به این نهضت داشته باشم. نهضتی ماندگار که از حیث اجتماعی، هم هدف مقابله با ظلم و تشکیل حکومت داشت و هم در غایت در پی اصلاح و تغییر بود. جنبشی جاودان که کارکردهای اجتماعی فراوانی در نتیجه داشت و تا امروز نیز زنده است. دلیل جاودان و ماندگار و زنده بودن آن نیز، همین روزها و شب ها ست! شب هایی که میلیون ها شیعه در کوی و برزن در جای جای جهان با هر تعدادی، با هر زبانی و با هر شیوه ای، ندای یا حسین سر می دهند.  کارکردهای اجتماعی این قیام هنوز نیز باقی است و در جای  جای زندگی اجتماعی ما ایرانیان و دیگر شیعیان نقش فراوانی داشته است! این مقال فقط نگاهی کوتاه و فهرست وار به علل و کارکردهای اجتماعی نهضت اصلاحی امام حسین (ع) دارد و خود، این نوشته را مقدمه و پیش زمینه ای برای تحقیقات وسیع تر و همه جانبه تر می دانم. 

علل اجتماعی
در بررسی قیام حسینی از جنبه های مختلف سیاسی، فرهنگی، عقیدتی و معنوی و دینی و اجتماعی و...، علل مختلف و اثرگذاری قابل بررسی است اما از جنبه اجتماعی علل ذیل چشمگیر ترند.
1 - انحراف جامعه اسلام
اسلام دینی است که خصوصا در هنگام تولد، بیش از دیگر ادیان، اجتماعی بوده است و فارغ ازارزشگذاری این مسئله و مطلوبیت یا عدم مطلوبیت، مناسک جمعی (نماز جماعت، نماز جمعه، نماز اعیاد، حج و...)، اعیاد، احکام و اخلاق جمعی و... همگی اسلام را از عرصه فردی و حیطه خصوصی انسان بیرون آورده و به حیطه اجتماع کشانده است.  از این حیث می توان جامعه مطلوب اسلامی را نیز انتزاع نمود. جامعه مطلوب اسلامی و جامعه ای که نبی اسلام و دیگر ائمه معصومین در پی آن بودند، دارای ساختار، شرایط و ویژگی های خاصی است. در این جامعه، نهاد مذهب و دین، استحکام و گستره فراوانی دارد؛ روابط اجتماعی بر اساس احکام دینی تبیین می شود، قواعد و اوامر و نواهی خاصی غیر از حوزه خصوصی در عرصه عمومی نیز جاری است؛ حق محوری و آزادی های عمومی و عدالت محوری و... در این جامعه پذیرفته و مطلوب است، تساهل و تسامح و تکثر پذیری تا حدی که به اصل و بنیان دین آسیبی نرسد، تضمین می شود؛ حقوق اقلیت ها و زنان محترم است؛ و انسان، خدا ودین سه بنیانی است که در جامعه دینی اسلامی محترم و دارای حقوق است و نزد دولت و مردم باید محفوظ باشد. قابل ذکر است که این ویژگی ها نه شعار و ظاهر که جزو اصول اساسی اسلامی است و در کلام و عمل نبی اکرم و امیرالمومنین که حکومت تشکیل دادند و نیز احادیث دیگر ائمه به آشکاری قابل تشریح و تبیین است.
اما کمتر در طول تاریخ پیش آمده که چنین ایده ها و آرمان هایی عملی شود و به تبع دیگر فرهنگ ها، ادیان، مکاتب و ایدئولوژی ها که درگیر انحراف شده اند،  انحراف در جامعه اسلامی نیز از ابتدا وجود داشته است، عده ای مخالف و نابهنجاربوده و خلاف اصول و ارزشها و هنجارهای رایج و پذیرفته شده عمل می کرده اند. جالب است که از ابتدای اسلام و حتی زمان نبی اسلام نیز این مسئله وجود داشته و عده ای که اکثرا دین داریشان نه از روی اعتقاد که از روی زور و تزویر بوده است، با اعمال منافقانه، مشکلاتی را برای جامعه اسلامی ایجاد می کردند. اهمیت مسئله منافقان که حتی سوره ای در قرآن به این نام آمده و در 300 آیه آن به این مسئله اشاره شده و آن هنگام که در جنگ احد بر خلاف دستور نبی اکرم، عده ای به طمع غنائم، میدان جنگ را رها کردند یا اعتراض نسبت به صلح حدیبیه، نقشه های قتل پیامبر یا حتی مقابله  و انتقاد مقابل برخی احکام دینی از جمله حجاب یا شکسته بودن نماز در سفر و... که همگی ناشی از باقی ماندن فرهنگ جاهلیت در مردم شبه جزیره می باشد، نمونه هایی از وجود انحراف درجامعه اسلامی است. اما   بعد از پیامبر نیز آنگونه که شیعه معتقد است، انحراف خلافت و خصوصا خلافت عثمان و باندبازی و انحرافات و فسادهای عمال او، هر یک جامعه اسلامی را از مسیر مستقیم خویش و ایده آل ها دور کرده است. در این میان اولا حضور امیرالمومنین و اقدامات و سخنرانی ها و مبارزات سیاسی او و ثانیا حکومت 5 ساله آن حضرت، مسیر اساسی و صراط جاودان اسلامی را به مسلمانان سراسر تاریخ نشان داد. اما بعد از آن حضرت، معاویه و آثار و اعمالش باز بسیار به دین ضربه زد تا جایی که لعن به علی (ع) از واجبات دین شمرده می شد و احکام و مناسک دینی به آشکاری زیر پا نهاده شده، از نقل احادیث جلوگیری شده و روایات جعلی فراوان شد.و از دین جز امری قسری و ظاهری چیزی باقی نماند. امام حسن و امام حسین به عنوان رهبر دینی، در مقابل معاویه بارها موضع گیری کردند و به مقابله ایستادند. لیکن خلافت یزید، انحرافی جبران ناپذیر بود. یزید بن معاویه اگر بدون مخالف و هر گونه درگیری، حکومت را به دست می گرفت، بی شک امروز هیچ چیز از اسلام باقی نمی ماند. در آن هنگام که یزید خلافت را از پدرش به ارث برده بود و نخبگان جامعه نیز با تطمیع و تهدید  هر یک به طریقی، در مقابلش سکوت کرده بودند یا در میان مردم بر خلافت یزید صحه گذاشتند، از خطرات اساسی برای جامعه اسلامی به شمار می رفت که قیام حسین بن علی(ع) برای مقابله با این انحراف بزرگ در جامعه اسلامی به روشنی  تبیین پذیر است. امام حسین آشکارا با این انحراف به مبارزه برخاست و قیام جاودانش کمک فراوانی به حفظ شیعیان به عنوان فرقه ای اسلامی کرده است.

2 - تشکيل حکومت و مقابله با حا کم ظالم
بی شک یکی از اهداف سیاسی و اجتماعی نهضت امام حسین،مبارزه و مقابله با حاکم ظالم و به تبع آن تشکیل حکومت بوده است. در پی انحرافات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ارزشی درجامعه اسلامی، امام در پی آن بود حکومتی صالحانه  و عادلانه تشکیل دهد. از همین رو بود که هنگام خروج از مکه به سمت کوفه ای حرکت کرد که نامه های فراوانی به عنوان بیعت دریافت کرده بود. اباعبدالله به این نامه اکتفا نکرد، نماینده ای به کوفه اعزام نمود تا از بیعت مردم مطمئن شود و بعد از نامه مسلم بن عقیل مبتنی بر حمایت همه جانبه کوفیان، به سمت کوفه حرکت کرد. بر همین اساس نیز بود که وقتی لشکر کوفه راه را به امام و یارانش بست، آن حضرت فرمود: من به دعوت شما آمدم اما اگر به عهدتان پایبند نیستید، بر می گردم.. این مسئله نیز بیشتر ناشی از حکومت ظالم و سلطان جائر بود  که خود حضرت نیز به این مسئله اشاره کرده است.... ایشان تصریح کرده اند که به خدا قسم اگر هیچ ماوا و پناهگاهی پیدا نکنم با یزید بیعت نمی کنم.در ابتدای قیام خویش نیز فرموده اند کسی که سلطان جائری را ببیند که به بندگان خدا با گناه و ظلم حکومت می کند و حرام خدا را حلال می کند، لازم است علیه او قیام کند.
لذا مقابله با ظلم و ستم یزید و در نتیجه آن تشکیل حکومت از اهداف امام بود. البته باید به این نکته توجه کنیم که هدف غایی امام، تشکیل حکومت نبود و این مسئله به عنوان وسیله ای برای اجرای حق به شمار میرفت و اگر مردم و بیعت آنان نبود، فقط به مبارزه با ظلم و ستم ادامه می دادند، چنان چه دیگر ائمه معصومین تنها به مبارزه سیاسی و اجتماعی و مذهبی پرداختند و هیچ یک گامی قوی برای تشکیل حکومت برنداشتند.

3 - ا صلاحات و امربه معروف و نهی از منکر
امام حسین هنگام خروج و قیام به آشکاری  هدف خویش را اصلاحات برشمرده است؛ آن امام در این زمینه فرموده است: ((همانا من برای تجاوز و طغیان و خودداری از قبول حق و ایجاد ستم خروج نکردم، بلکه برای اصلاح امت جدم محمد (ص) می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و سیره و روش جدم پیامبر و پدرم علی (ع) را اجرا کنم)).
باید توجه داشته باشیم که نگاه امام حسین در نهضتش چند وجهی است. آن حضرت هم حال را می بیند و هم آینده  را! لذا از یک سو با توجه به انحرافات و معضلات فراوان جامعه اسلامی در آن زمان و از دیگر سو برای زنده نگه داشتن اصلاح و امر به معروف در اسلام، قدم در این عرصه نهاد.
امر به معروف و نهی از منکر از اصول مترقی اسلام است که امروزه در جایگاه احزاب و مطبوعات و روشنفکران نمود و بروز یافته است. این هنجار فراموش شده، امری انتزاعی و شعاری نیست. معروف و منکر  نیز تنها امور عبادی و مذهبی نیست. معروف در هر جامعه ای حق و عدالت و آزادی و عقیده؛ و منکر، ظلم و تزویر و انحراف دین است و امر به معروف و نهی از منکر از این حیث، راهکاری برای اصلاحات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، مشارکت مردم در جامعه اسلامی، بهبود وضعیت رابطه اجتماعی میان مردم و دولت – مردم، برقراری صلح و عدالت و آزادی در جامعه است. در کل امر به معروف و نهی از منکر جنبه های متفاوتی از زندگی فردی، مذهبی و اجتماعی را فرا می گیرد و می تواند به حفظ انسجام اجتماعی و جلوگیری از تخطی از اصول و ارزشها و هنجارهای اجتماعی مدد فراوانی رساند. امام حسین نیز با نهضت فراگیرش هم گامی بلند در اصلاح وضع موجود آن روز برداشت و هم به زنده نگه داشتن این فریضه سیاسی و اجتماعی و دینی پرداخت.
بنابر کلام خود امام و آثار و تبعات این نهضت، در این مسئله شکی نیست که علت اصلی واقعه عاشورا، اصلاح  و امر به معروف و نهی از منکر است. دورویی ها، خیانت ها، چاپلوسی و دورغ، وارونه جلوه دادن دین، حکام فاسق و نالایق، نخبگان ساکت و خموش و منحرف و رواج ظلم و فساد و... آن قدر در جامعه اسلامی بروز و ظهور یافته بود که نیاز بود یک نخبه و چه بهتر که از خاندان نبی اکرم باشد، ایثار کند و با قیام خود و به تبع آن روشنگری های اسرا وظیفه اصلاحی خود را انجام دهد. این شاید در میان اعراب نیز تا آن روز کم بود که فردی به همراه خانواده اش نه برای مال و ثروت و مقام که برای آزادیخواهی، مبارزه با ظلم و اجرای عدالت یک تنه قیام کند و به شهادت برسد.

کارکردهای اجتماعی
به تبع علل مختلفی که برای بروز و ایجاد قیام حسینی قابل تبیین است، کارکردهای مختلفی نیز برای آن متصور است که بسیاری از آنان تا امروز نیز باقی است. این کارکردها آن قدر در مکتب و فرهنگ شیعی مهم بوده که ائمه معصومین بعد از آن حضرت نیز تاکید فراوانی بر عزاداری و زنده نگه داشتن یاد و نام اباعبدالله و نهضت او در کربلا داشته اند و در عمل نیز این مسئله به خوبی آشکار است. آشنایی هر فرد شیعه با حسین و قیام او بی شک بیش از آشنایی با زندگانی دیگر ائمه بعد از اوست و به بیانی می توان حیات مکتب شیعه با عاشورا را به هم گره خورده دانست. از همین رو در اینجا سعی می شود به برخی از کارکردهای اجتماعی این قیام اشاره گردد.

1 - حس همبستگی
 همبستگی اجتماعی، اعتقادات، باورها و گرایشهای گروهی از مردم است که به صورت رسم یا هنجار باعث ایجاد رفتار مشترک و توافق میان آنان می شود و مردم را به ارزشها و احساسات واحدی پایبند می کند. این وابستگی اعتقادی میان شیعیان به عنوان یک گروه اجتماعی بزرگ، بعد از واقعه عاشورا شکل و حالت خاصی یافته است. اقدام امام حسین به خروج از مکه در روز عرفه، عدم بیعت او با یزید، حرکت به سمت تشکیل حکومت، مبارزه با کوفیان که حتی یاران دیرین امیرالمومنین نیز در میان آنان بود و تراژدی بزرگ روز عاشورا، همگی ایده بخش شیعیان در طول تاریخ بوده است. روز عاشورا و قیام حسینی در کربلا از کودکی برای شیعیان امری درونی شده و مقدس و مهم است واین مسئله به همبستگی اجتماعی میان شیعیان کمک وافری کرده است. اکثر قاطع شیعیان با هر زبان در هر زمان و در هر مکانی گرچه ممکن است ملیت، زبان و خرده فرهنگ های متفاوتی داشته باشند اما  عاشورا و حسین (ع) را مقدس و مهم می شمارند و عزاداری ها و حسینیه و تکیه ها و نوارها و وعظ و خطابه ها و مداحی ها و... همگی به بخشی از مذهب شیعیان مبدل شده است. لذا همبستگی اجتماعی از جنس انسجام مکانیکی از تبعات بارز نهضت حسینی است که فارغ از مطلوبیت ها و یا آسیب شناسی آن، آثار فراوانی در زندگی شیعیان در طول تاریخ چه همان زمان و چه امروز و در کشورهای مختلف چه ایران، عراق، لبنان، پاکستان، ترکیه و... داشته است.

2 - مقابله با ظلم به عنوان يک ارزش
مقابله با ظلم و ظالم هماره در تعالیم انبیا  و مصلحان اجتماعی حضور روشن داشته است. این حضور به شکل های مختلف بروز و ظهور داشته است و در طول تاریخ به عنوان یک اصل و اساس دینی و الهی پذیرفته شده است. یکی از کارکردهای اجتماعی مهم قیام اباعبدالله در نهضت جاودانش، شکل تازه دادن به این مسئله و ارزشمند کردن آن است.  آن حضرت در مظلومیتی بسیار درام و تکان دهنده با خانواده خود و حتی فرزندان خردسال خویش، مبارزه با ظلم و فساد را به عنوان اصلی اساسی پیش روی قرار داد.  اولین فساد و انحراف یزید را جور و ستم او عنوان کرد و مقابله با سلطان جائر را وظیفه هر انسانی برشمرد؛ آشکارا ندای هیهات منا الذله سرداد و به مقابله با ظلم پرداخت.
درکل،اگر بخواهیم  ارزش اجتماعی را بشناسیم باید اذعان کنیم که ارزش به عنوان اعتقادات و اهداف مشترک یک جامعه ، نمایانگر عقاید اصولی ای هست که از نظر فردی و اجتماعی برتر شمرده شده و داوری خوب و بد را برای انسان در حیطه اجتماع و حتی حوزه خصوصی میسر می سازد. از این منظر تبدیل مسئله مقابله با ظلم و ظالم به عنوان یک ارزش،که از کارکردهای قیام حسینی است،  دارای اهمیت فراوانی می باشد.  آن هنگام که برای یک جامعه مقابله با ظلم و حاکم ظالم تبدیل به ارزش و حتی امری قدسی گردد، این برای آن جمع، تبعات و آثار مطلوب فراوانی دارد و بی شک به رشد و کمال مادی و معنوی آن مدد می رسد. القای این مسئله در جامعه صدر اسلام که با انحرافات صورت گرفته، ارزشهای متناقض و باطل و پوچ را مد نظر قرار داده بود و نیز بسط این مسئله در طول تاریخ برای شیعیان، کارکرد اجتماعی مهم و اثر گذاری است که امام حسین به نیکی آن را ماندگار کرد.

3 -  احيای نهاد دين
نهضت حسینی در گام اول، به نهادینه شدن دین اسلام کمک فراوانی کرد چرا که با وجود انحرافات و کاستی ها، فساد و تبعیض و حکام نالایق و انبیای کذاب نوظهور، منع احادیث واقعی و کتابت احادیث جعلی و کم و زیاد کردن مناسک و احکام و اوامر و نواهی دینی، اسلام نوپا به مشکلات هویتی و ساختاری فراوانی روبرو بود. گرچه علل دیگری نیز در ثبات و نهادینه شدن دین در طول تاریخ نقش داشته است، اما نهضت حسینی نه فقط در میان شیعیان که در میان فرقه های مختلف به احیای دین کمک فراوانی کرد. از دیگر سو به نهادی شدن دین در میان اجتماع شیعیان منجر شد و الگوها و قواعد مورد نظر اسلام را با همین نهضت در میان شیعیان زنده کرد و در نهایت تبعات مختلف آن، زنده نگه داشتن یاد عاشورا و نهضت حسینی و عزاداری ها و... به طور کلی، نهاد دین را از آن روز تا امروز نیرومند و مستحکم ساخته است.

4- ا لگوی ديگر نهضت ها
الگوی اجتماعی، ترکیبی از ویژگی های رفتاری، مادی و معنوی  یک  جامعه است که به صورت یک نمود انتزاعی از واقعیت، راهنما و رهنمون ساز جامعه است.  یکی از کارکردهای اجتماعی نهضت حسینی الگو بودن است که از جنبه های مختلف، راهنمای شیعیان و یا هر انسانی است. بسیاری از نهضت ها و جنبش ها و قیام های اجتماعی اسلامی یا به تبع این نهضت (چون قیام مختار) یا برگرفته و الگو پذیرنده از آن بوده اند. این قیام، راه شهادت و ایثار و قیام و مبارزه برای عقیده را تا نهایت برای انسان باز گذاشته است و از نگاه دیگر، خط ها و الگوهای پراکنده و البته مهمی را نیز به دیگر نهضت ها  و اصلاح گران فرایاد داده است. عنصر اختیار و نه اجبار در بیعت و همراهی در مبارزه امر مهمی است که بارها از سوی امام حسین در این نهضت صورت پذیرفت. عدم پذیرش ذلت تا آنجا که خود آن حضرت فرموده است: ((آگاه باشید که این فرومایه فرزند فرومایه مرا میان دو راهی شمشیر و خودخواهی قرار داده است و هیهات که ما تن به ذلت و خواری دهیم))، از همین سخن این استنتاج نیز می شود که اصل، جهاد و مبارزه و شمشیر نیست، اما اگر لازم شد و آزادی و عدالت و عقیده و انسانیت زیر پا ی نهاده شد، مبارزه و جهاد تنها راهکار است، اهمیت نماز و احکام دینی حتی تا آنجا که ظهر عاشورا در گیرودار جنگ نیز از آن تخطی نشد؛ اصل تسامح و بخشش خصوصا در مورد حر بن یزید ریاحی و... تنها گوشه ای از الگوهای نهضت حسینی است که هر یک می تواند به عنوان یک هدف و کارکرد اجتماعی این قیام مورد بحث و نظر قرار گیرد.

5 - ايجاد خرده فرهنگ عزاداری
اگر جامعه بزرگ اسلامی را دارای فرهنگی مشترک و فراگیر در نظر گیریم. عزاداری های حسینی نوعی خرده فرهنگ محسوب می شوند که در عین سهیم بودن شیعیان در فرهنگ عمومی اسلامی، آنان را  دارای ارزشها، هنجارها،  عقاید و شیوه های خاصی کرده که همگی ناشی از همین نهضت حسینی است. احترام وافر به شخصیت امام حسین (ع) از سوی عامه مردم حتی بیش از دیگر ائمه و شاید نبی اکرم، و اهمیت شخصیت هایی چون ابالفضل العباس ، 1400 سال عزاداری، دهه اول محرم، اربعین،زیارت نامه ها در مکان ها و زمان های مختلف، ساخت حسینیه ها، تکیه ها، شیوه های مختلف عزاداری، سینه زنی، قمه زنی، دسته های عزاداری، تعزیه خوانی، کتیبه و کتاب و داستان و نقاشی و فیلمنامه و فیلم  و نوارها و سی دی های مداحی و عزاداری مختلف  و به روز و پویا و حتی امروزه سایت و وبلاگ و...  همگی خرده فرهنگ عزاداری و یادبود نهضت حسینی هستند تا آنجا که به زعم عده ای عزاداری امام حسین بیش از هر چیز دیگر برای برخی شیعیان مقدس و مهم است!  لذا این مسئله نیز می تواند به عنوان یک کارکرد اجتماعی این نهضت اصلاحی محسوب شود که البته به آسیب شناسی دقیقی نیز نیازمند است.




تعزيه در ايران (قسمت اول) /  محسن مباهي
موضوع مرتبط :میز گرد و مصاحبه

گويد : پس عمربن سعد سوي حسين روان شد و چون پيش وي رسيد حسين بدو گفت :" يكي از سه چيز را بپذير يا مرا بگذاري كه از همانجا كه آ مده ام باز گردم يا بگذاري كه پيش يزيد روم يا سوي مرزها روم."
گويد : عمر اين اما عبيدالله بدو نوشت :" نه و حرمت نيست تا دست در دست من نهد."
حسين گفت :" به خدا هرگز چنين نخواهد شد."
گويد : پس با وي بجنگيد و همه ياران حسين كشته شدند كه از آن جمله ده و چند جوان از خاندان وي بود از خاندان وي بودند تيري به فرزند وي خورد كه در دامنش بود ، خون وي پاك مي كرد و مي گفت :"خدايا ميان ما و قومي كه دعوتمان كردند كه ياريمان كنند اما مي كشندمان داوري كن."
گويد : آنگاه بگفت تا پارچه سياهي بياوردند كه آنرا شكافت و به تن كرد و با شمشير برفت و بجنگيد تا كشته شد.صلوات الله عليه.
گويد : يكي از مردم مذحج اورا كشت و سرش را بريد و پيش عبيد الله و شعري به اين مضمون خواند :
" ركابم را از نقره و طلا سنگين كن
كه شاه پرده دار را كشته ام
كسي را كشته ام كه پدر و مادرش
از همه كسان بهتر بود
و به هنگام انتساب
نسبش از همه والاتر."(تاريخ طبري)
ايران سرزمين فرهنگ ، سرزمين فرهنگ هاي گونه گون ، سرزمين همزيستي فرهنگ ها ، سرزمين كثرت ، سرزمين وحدت.ايران به لحاظ گستردگي قلمرو و قرار گرفتن در موقعيت جغرافيايي خاص دچار گستردگي و پراكندگي فرهنگي و در نتيجه برخورد اين فرهنگ ها داراي فرهنگي پويا ، رو به گسترش ودر مسير تحول بوده است.صرف نظر از تغيراتي كه به دليل ظهور و سقوط حكومت هاي گوناگون و بروز جنگ هاي مختلف در فرهنگ مردم ايران بوجود آمد ، ايران و ايراني همواره داراي جايگاه خاصي در عرصه جهاني بوده است.تعدد عناصر فرهنگي در ايران فرصت مناسبي را در اختيار پژوهشگران مي گذارد تا در اين ميدان تحقيق به وسعت ايران زمين به بررسي ابعاد مختلف اين عناصر و سير تحول و تغييرات آن بپردازند.
يكي از اين عناصر ارزشمند فرهنگي تعزيه و شبيه خواني است.كه طي ساليان جايگاه خود را در فرهنگ ايرانيان حفظ كرده.
همه ما از كودكي خود روز هايي از سال را به خاطر مي آوريم كه در كنار پدرانمان به تماشاي مراسم خاصي ايستاده ايم كه با عزاداري،سينه زني و سياهپوشي همراه بوده است.پس از گذشت چند سال خود را نيز در درون دسته هاي عزاداري ديده ايم، و خود نيز جزو شركت كنندگان يا حداقل همان تماشاگران ساده آن بوده ايم.
اين مراسم ،مراسم سوگواري براي شهادت امام حسين (ع) امام سوم شيعيان است ، كه هر سال به مدت ده روز برگذار ميشود. در اين ميان بحث ما مسئله تعزيه و شبيه خواني است ،كه به ابعاد مختلف آن مي پردازيم.اما در ابتدا به تاريخچه اي كوتاه از پيشينه ي تعزيه:
"در دوره اشكانيان سورنا سپهسالار ايراني كه در بارگاه اشك سيزدهم ميزيست به جنگ كراسوس رفت و پيروز شد و سر او را به ارمغان به بارگاه اشك سيزدهم فرستاد و براي آنكه مژده پيروزي خود را بگوش همگان برساند و بر ملا كند و كراسوس را نيز تحقير نمايد و او را خوار سازد شخصي را با لباس و آرايش جنگي او بياراست و بر اسب نشاند و سپاهي به تمسخر برايش روبراه كرد و چون او را صدا ميزدند مانند زنان با ناز و غمزه خودش را تكان ميداد و با صداي ظريف و زنانه اي صدا را پاسخ ميگفت كه در اين شبيه سازي هزاران تن زن و مرد شركت داشتند و سالها در روز واقعه بصورتي اجرا ميشد كه هم تجليلي باشد از سورنا و هم تحقيري نسبت به يك سردار دشمن."(همايوني1368)
نمونه هاي بسياري همانند نمونه بالا وجود دارد كه نشان مي دهد در ايران نوعي نمايش وجود داشته كه براي نشان دادن بخشي از اتفاقات رخ داده در تاريخ به اجرا در ميامده است، كه به نوعي از ريشه هاي تعزيه وشبيه خواني در ايران محسوب مي شود.
البته نبايد نقش رجز خواني ها و اشعار حماسي كه در جنگهاي تن به تن خوانده ميشد را در پيدايش اين نوع از نمايش ناديده گرفت.در قسمت بعدي اين مقاله به ريشه هاي تاريخي اين موضوع بيشتر خواهيم پرداخت.
ماخذ:
1- تاريخ طبري ترجمه پاينده نشر اساطير چاپ1362
2- تعزيه در ايران،صادف همايوني،نشر نويد،چاپ1368
3- اردبيل در گذرگاه تاريخ،بابا صفري،نشر دانشگاه آزاد اسلامي-واحد اردبيل،چاپ1370




نزول جنبش سبز در ايران /  سیاوش.م
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

اين خبر كه كاشت اين همه سرو خمره اي در سال هاي اخير اشتباه بوده، البته قابل تأمل است، اما قطعا سرو خمره اي همه مشكل سياست هاي توسعه فضاي سبز در ايران نيست.

در متن «خبر اول» همين صفحه جز سرو خمره اي به مشكلات ديگري هم اشاره شده: اينكه از نهال هايي كه پارسال كاشته شده اند، دست كم ۵۰ درصد خشك يا سوزانده شده اند، و اينكه ديگر حتي تشكل هاي زيست محيطي هم رغبتي به حضور در مراسم درختكاري ندارند.

در اين باره مي توان احتجاجات متعددي را برشمرد، از جمله نبود سياست گذاري هاي كلان، كارشناسي نبودن طرح  ها، دفع كارشناسان مجرب از بدنه سازمان هاي مرتبط و نيز خسته كننده شدن نمايش هاي نماديني كه تكرار و تكرار و تكرار آنها را ملال آور كرده است.

اما شايد بتوان همه اين عوامل را در چارچوب انگاره  جامعه شناختي «سيكل انحطاط پديده هاي اجتماعي» واشكافت. نكته اين است كه حتي جذاب ترين جنبش هاي اجتماعي سرانجام روزي ناچار به فرود از بلندي فواره سربلندي و پانهادن به دوره انحطاط هستند. از جمله ويژگي هاي دوره انحطاط، گزافه گويي افراطي در شعارها، گريز جوانان و ديگر نقاط ثقل تحرك اجتماعي و البته تكراري و كسالت آور شدن همه طرح ها و برنامه هايي است كه پيش از اين بسيار جذاب مي نمودند و با صرف هزينه بسيار كمتر، مورد اقبال توده مردم قرار مي گرفتند.

به نظر مي رسد جنبش سبز در ايران، كه از ابتداي دهه هفتاد، با تحول مديريت شهري در تهران، توسعه نگاه زيست محيطي در مطبوعات و راه اندازي  ده ها تشكل هوادار محيط زيست، آغاز شده بود، اكنون دارد اين دوره را مي گذراند.

جوانان ديگر آنچنان كه انتظار مي رود از فعاليت هاي زيست محيطي استقبال نمي كنند، فعاليت تشكل هاي زيست محيطي به كمترين حد ممكن رسيده است، و حتي مطبوعات هم سازمان ها و نهادهاي مسئول رابه حال خود واگذاشته اند و چندان كاري به كار آنها ندارند.

بي ترديد نقد تاريخ ظهور و نزول جنبش سبز در ايران، نيازمند مجالي فراخ تر است و اين وجيزه را فرصت آن نيست. اما بايسته است كه همگان بپذيريم اين جنبش اگر مي خواهد از نو برخيزد و پيش برود نيازمند انگاره ها و اهداف نو، والبته منابع جديد انرژي است

تعداد تشکل يافت شده : 375

 

ليست تشکلهای زيست محيطی

رديف       نام مدير                                                  نام تشکل              

1              دنيدا زردوست                       انجمن حاميان طبيعت ايران

2              مهدي حسامي مغانج               انجمن سبز انديشان سهند مراغه

3              مريم عزيزي                         انجمن سبز انديشان زاگرس

4              دكتر برهان الديني     انجمن سبز اورامان- آسا

5              ذبيح ا...زارع                             جمعيت انجمن وحدت سبز

6              ويدا مكاني                                انجمن محيط و معماري

7              آقاي سروري                            ميشو سبز

8              رضا پرتوي سنگي     انجمن حيات سبز

9              هادي زارعي                             جمعيت نداي كوير

10            مهين عباسي                           جمعيت زنان پيشگام در مهار بيابان زدايي

11            دكتر اكبر طالبي                         انجمن حمايت از محيط زيست خوزستانيها

12            محمد رضا جنگجو                      جمعيت طليعه سبز

13            حسين دلشب                           انجمن فرداي سبز

14            ميرزا سرهنگي                         انجمن ياران سبز خرم آباد

15            ليلا موسوي نيا                         انجمن اتحاد كارون

16            سيد جواد بني كمالي                موسسه پرديس گلستان

17            دكتر پدرام موسوي    انجمن تنظيم خانواده

18            پولاي رشيدي                           جبهه مشاركت سبز

19            سيد عباس هاشمي                 جمعيت واقفين سبز

20            شاهين شادمان                        انجمن جوانان سبز ايران                                            

21            فاطمه مصدق مهر جودي           جمعيت پرستوي كوير

22            مسعود نقشبندي                     انجمن جوانان حامي محيط زيست

23            محرم يوسفي                           جمعيت جوانان فرهيخته

24            نسرين خمر                              جمعيت مرواريد

25            رمضانعلي داداشي   انجمن پاسداران سبز ايران

26            محمد رضا گل هميشه بهار        انجمن دوستداران محيط زيست فارس

27            مجيد شمس                             جمعيت دوستداران محيط زيست لنجان

28            علي محمد خورشيد دوست      انجمن دوستداران محيط زيست ايران

29            فرشته فرهنگي                        خط سبز

30            پرويز خمر زاده علي آبادي          جمعيت صدف

31            فائزه جمالي                              انجمن سوز

32            علي منصوري راد      انجمن اسب و فرهنگ اسب داري

33            كامران مظهري                          موج سبز

34            دكتر ايرج ملك محمدي              موسسه همت سبز

35            علي علمي                              گروه صلح سبز

36            بابك محمد نسب نژاد سرابي     نبض سبز

37            خانم جلالي                              نقش سبز