مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۴ - سال 24 - شماره اول - 16 صفحه / جهان در سال 2005
افسانه انقلابهای رنگی در سال 2005 /  مهدی علاقبند
موضوع مرتبط :انقلابات و جنبش های اجتماعی

برای بررسی وقایع سال 2005 یک واقعه ای می پردازیم که انسانها حدود  دو دهه بود با آن خداحافظی کرده بودند و شاهد آن وقایع نبودند و آن هم انقلاب . انقلاب را یک پدیده ایی جمعی که دارای هدف و برای دگرگون ساختن ساختارهای مسلط سیاسی ، اجتماعی و تغییر دادن اسطوره های مسلط در یک جامعه بوسیله خشونت جمعی را انقلاب می نامند و این انقلابها دارای ایدئولوژی ها سوسیالیستی و مارکسیستی  بود ولی ما در دوسال اخیر شاهد انقلابهای هستیم که دیگر دارای خشونت نیست  و دیگر آن ایدئولوژی حاکم انقلابیون سوسیالیسمِ نیست بلکه جامعه باز و دموکراسی  ارزش قلمداد می شود . در جوامع سوسیالیستی دموکراسی وسیله ای است برای سعادت جامعه  ولی در ایدئولوژی های جنبشهای اجتماعی  در دو دهه اخیر شاهد این هستیم دموکراسی وسیله نیست بلکه دیگر دموکراسی ارزش و هدف است و این انقلابها رنگی که دو سال پیاپی است در کشورهای آسیای میانه آغاز شده است همراه با نوعی نمادهای تلطیف کننده عاری از خشونت های انقلابیون و دولت مورد انتقاد و همراه با مدارا و تساهل است .
با این روال حرکتهای انقلاب رنگی در گرجستان با اعتراض مردم به نتیجه انتخابات مجلس آغاز شد . و این خود آگاهی جمعی و حضور در صحنه داشتن مردم و روحیه هم گرایانه حاکمان بر اریکه قدرت باعث مشی که از نبرد با مردم سعه صدر بخرج دهند و با رای مردم همراه شوند و نگذارند حرکتهای آزادیخواهی مردم با خون همین آغشته شود نسبت به انقلابهای دیگر دنیا  سریعتر قدرت جابجا شده است . از هر نگاهی که به این انقلاب نظاره شود باید تئوری های جدید ساخته شود و دیگر تئوریهای موجود پاسخگو نیستند و باید این تئوری های کلاسیک را با تئوریهای موجود تلفیق نمود تا بتوان راهگشای تحلیلگران سیاسی و اجتماعی جهان باشد .
با این مقدمه کوتاه به بررسی و بیان انقلابهای رنگی سال 2005 می پردازیم که یکی پیروز شد و دیگر شکست خورد ، در 24 مارس 2005 بعد از انتخابات در قرقیزستان احزاب مخالف ادعا کردند که این انتخابات تقلب صورت گرفته و با تظاهرات خیابانی نظم عمومی کشور را در اختیار گرفتند و باعث سقوط دولت آقایف در قرقیزستان شدند و نماد این انقلاب گل لاله بود خیلی از مفسران معتقدند که کشور قرقیزستان از لحاظ شاخصهای سیاسی در میان کشورهای مشترک المنافع از نظر آزادی های سیاسی در رتبه های اولی قرار می گیرند و ناظران معتقدند که تنها دلیلی که می تواند علتهای انقلاب مخملین در این کشور باشد فساد ها اداری و فامیل سالاری و رشد فزاینده جوانهای تحصیل کرده  بیکار که فقر موجود را ناشی از              بی برنامگی و فساد حاکمان می پندارند. ودر آن طرف قضیه در کشور ازبکستان حزب التحریر بعد از آنکه در انتخابات می ازبکستان شکست خورد دولت را متهم به تقلب در انتخابات سراسری کرد و حتی باعث برهم زدن نظم عمومی و حتی این حزب کنترل شهر اندیجان را در دست گرفت ولی به دلیل اینکه دولت بر عکس سران کشورهای دچار عرضه انقلاب رنگین شده کوتاه نیامد و به جنگ با مخالفان پرداخت طبق آمارهای رسمی بین 100تا 150 کشته برجاماند ولی مخالفان دولت معتقدند که حدود بیش از 500 نفر در شورشهای ازبکستان به قتل رسیدند واز آن طرف رسانه های غربی مانند انقلابهای رنگین گرجستان و اوکراین و قرقیزستان از این  رنگی دیگر حمایت نکردند و مهمترین دلیل آنکه سردمداران شورش بینادگرایان مذهبی بودند که خواهان اجرای احکام اسلامی در نهاد سیاست و قدرت بودند واین می توانست خطری بزرگ در منطقه آسیای میانه باشد که نظم منطقه را برهم زند و مهم ترین علت این انقلاب را می توان بازهم احساس فقر در جامعه بیان کرد . که درآمیخته شدن با تعصبات و عقاید مذهبی این جنبش بنیاد گرایانه را بوجود آورد ولی این انقلاب شکست خورد اما برای دولتهای آسیای میانه زنگ خطری بصدا درآورد که بی برنامگی و دولت زدگی و فساد اداری و فامیل سالاری در این حکومتها و ملعبه دست قدرتمندان جهانی بودن در این حکومتها عامل مهم در انقلابهای رنگین می باشد . و باید گفت این انقلابها با صورت و فرم حاضر تمامی ندارد و خیلی از کشورهای دنیا و بخصوص منطقه آسیای میانه را مانند آذربایجان و قزاقستان و حتی روسیه را تهدید می کند و ممکن است در سال 2006 یک یا چند خبر بشنویم که فلان رنگ یا یک نماد دگرگونی در کشور بشود .


منابع :
سایت فارسی بی بی سی
افسانه انقلابهای رنگی / به کوشش دکتر الهه کولایی / انتشارات موسسه فرهنگی و مطالعات تحقیقات ابرار معاصر ( تهران ) / چاپ اول مرداد 1384




سونامی و تبعات جهانی آن در سال 2005 /  محمد کامبد
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

سونامی و تبعات جهانی آن در سال 2005

حادثه سونامی یکی بزرگترین وقایع طبیعی جهان  بود که در روز اول سال 2005 بسیاری از نگاه های را با سوی خود جلب کرد. این حادثه عظیم و خسارت بار علاوه بر اینکه جان هزاران نفر را گرفت تاثیرات اجتماعی بسیاری از خود به جا گذاشت
در این مقال سعی دارم به اختصار به بعضی از وقایع اشاره نمایم

معنای سونامی:

سونامی، آبلرزه یا غریاله [1] یکی از پدیده‌های جغرافیایی است. غریاله به لرزش شدید آب دریا گفته می‌شود که در پی زمین‌لرزه‌های زیر دریا پدید می‌آید. آبی که به لرزه در آمده به شکل موج‌های عظیم به کرانه‌ها رسیده و ویرانی به بار می‌آورد. غریاله واژه‌ی فارسی بومی برای این پدیده در استان بوشهر است و پدیده‌ی غریاله در کرانه‌های خلیج فارس نیز دارای پیشینه است. غریاله‌ها معمولاً پس از یک زمین‌لرزه بزرگ (با حرکت رو به بالا)، فعالیت آتشفشانی زمین‌لغزه و یا برخورد شهابسنگ‌ها پدید می‌آیند. بسیاری از غریاله‌ها در کرانه‌های ژاپن رخ می‌دهند و از اینرو واژه ژاپنی مربوط به این پدیده یعنی (津波 تسونامی) به زبان انگلیسی و از آن راه به بسیاری زبان‌های دیگر نیز راه یافته است.

سونامی و تاثیرات اقتصادی آن :

باید به این نکته توجه داشت بلایای طبیعی و غیر طبیعی در هر محیطی آثار مستقیم و غیر مستقیمی بر روی منطقه بحران زده از خود به جا می گزارد . منطقه که در سال گذشته شاهد بروز واقع سونامی بود از بعد جهانگردی بسیار برای کشور اندونزی و دیگر کشورهای آسیب دیده حائز اهمیت بوده است، علاوه بر تاثیراتی مستقیمی واقع سونامی بر اقتصاد جهانگردی این منطقه داشته است می توان به موارد دیگری نیز اشاره نمود
در جهان امروز که بيشتر از هر زمان ديگری کشورها در اقتصادی جهانی شده عمل می کنند و به يکديگر وابستگی متقابل پيدا کرده اند، زمين لرزه اخير و هجوم سهمگين امواج ناشی از آن به خشکی، بلايی طبيعی بود با ابعادی واقعا جهانی.
برای ارزيابی آنچه اتفاق افتاده، صرفا توجه به حوادث وحشتناکی که رخ داده يا آمار کشته شدگان که به طرز نگران کننده ای در افزايش پیدا کرد کافی نیست. اين تراژدی در سراسر يک منطقه عظيم کمانی شکل باعث بدبختی فراوان شده، منطقه ای که از مرکز زلزله در آبهای اندونزی شروع شده و تا سومالی در آنسوی اقيانوس هند کشيده می شود. فاجعه اخير بخوبی وابستگی متقابل کشورهای غنی و در حال توسعه را به نمايش گذاشته است.
زلزله ای برای آسيايی و اروپايی
هزاران توريست از کشورهای غرب اروپا که در هوای آفتابی اين مناطق، در حال گذراندن تعطيلات کريسمس خود بودند، درست مانند مردم ساکن دهکده های کوچک ماهيگيری و ديگر مناطق ساحلی فقير نشين به دام اين بلای طبيعی گرفتار آمدند.
همين وابستگی متقابل اکنون که عمليات گسترده کمک رسانی در جريان است به بوته آزمايش گذاشته شده است. کمک رسانی به اين همه کشور آسيب ديده در منطقه ای با اين وسعت، کاری بس دشوار است. اما مشکلات بسی فراتر از اقدامات فوری است که در جهت جلوگيری از شيوع بيماری ها و کمک رسانی به آسيب ديدگان صورت می گيرد.
ديپلماسی و پيشگيری
اکنون فرصت های زيادی برای تک تک کشورها يا سازمان های بين المللی بوجود آمده تا نقش پيشرو ايفا کنند. سئوال مطرح اين است که آيا وجود يک سيستم هشدار دهنده، شبيه آنچه در منطقه اقيانس آرام وجود دارد می توانست جان عده ای را نجات دهد؟
به این ترتیب واقع سونامه علاوه بر تاثیرات مستقیمی که بر روی اقتصاد کشورهای آسیب داده داشته است با به تاثیرات غیر مستقیم ما بر اقتصاد جهانی توجه خاصی نمود

سونامه و تبلیغات جهانی :

بعد از حاثه سهمگین جنوب غربی آسیا بسیاری از سازمان و گروه های بین الملی برای کمک و یا تبلیغات خود دست به کار شدند. یکی از اولین سازمان هایی که سریعاً در این حادثه فعال شد سازمان ملل متحد بود.

به گزارش بی بی سی رئيس اجلاس سازمان ملل برای امداد به سونامی زدگان می گويد کمک های عينی به سطح 717 ميليون دلار رسيده که 73 درصد مبلغ مورد تقاضای دبيرکل برای امداد فوری است.
يان اگلان هماهنگ کننده عمليات امداد سازمان ملل متحد پيشتر گله کرده بود که تنها بخش کوچکی از کمک های وعده شده بين المللی برای سونامی زدگان تا کنون دريافت شده است.
آقای اگلان که در آغاز اجلاس در مقر سازمان ملل در ژنو، ميزان کمکهای دريافت شده را تنها 300 ميليون دلار اعلام کرد، در يک کنفرانس خبری پس از اجلاس گفت که از پاسخ کشورهای کمک کننده دلگرم شده است.

آقای اگلان اظهار اميدواری کرد که بقيه مبلغ مورد نياز تا سقف يک ميليارد دلار نيز بزودی تامين شود. وی گفت که هرگز چنين کمک گشاده دستانه و سريعی سابقه نداشته است.
مجموعه کمک وعده شده به سازمان ملل 3 ميليارد و 400 ميليون دلار است.
اجلاس ژنو از طرف سازمان ملل برای بررسی نحوه کمک رسانی فوری و بلند مدت به آسيب ديدگان سونامی اقيانوس هند تشکيل شد
يکی از مهمترين هدف های اجلاس ژنو اين است که برخلاف موارد قبلی بروز حوادث مرگبار طبيعی، از جمله زلزله بم در ايران، اطمينان حاصل شود که کشورهای مختلف به تعهدات مالی خود برای کمک به آسيب ديدگان عمل می کنند و منابع مالی به دست کسانی می رسد که به آن نياز دارند.
پيشتر يان اگلان که رياست اجلاس ژنو را بر عهده دارد تاکيد کرد که منابع مالی برای کمک به سونامی زدگان بايد تازه باشد و نه آنکه با کاستن از کمک به کشورهای نيازمند ديگر تامين شود.
آقای اگلان هشدار داد که کشورهای کمک کننده نبايد ديگر بحران های انسانی در جهان را ناديده بگيرند.
   
سازمان ملل می کوشد مانع از تکرار وضعيت زلزله بم و عمل نکردن کشورها به تعهدات مالی خود برای کمک شود

به همين دليل، نمايندگان سازمان های فعال در چهارده نقطه بحران زده جهان - از جمله دارفور در سودان، بروندی و چچن - نيز به اجلاس ژنو دعوت شده اند.
دست کم 25 ميليون نفر در ديگر مناطق جهان از آنچه آقای اگلان "سونامی جنگ و ايدز" ناميد در رنج اند.
ضرورت ادامه کمک رسانی به ساير نقاط جهان از سوی يک مقام آمريکايی نيز مورد تاکيد قرار گرفته است.
آندرو ناتسيوس، مدير آژانس توسعه بين المللی ايالات متحده که در اجلاس ژنو شرکت دارد، در سخنانی گفته است که ادامه کمک به بازماندگان سونامی اقيانوس هند نبايد مانع از کمک مردم و دولت اين کشور به ساير نقاط جهان از جمله جنگ زدگان دارفور شود.

سونامی و هنرمندان

در طول سال 2005 در بسیاری نقاط جهان کنسرتها و برنامه های هنری بسیار زیادی به بهانه سونامی و کمک به آن اجرا شد . بسیاری از هنر مندان از جمله مدونا، جورج کلونی، کويی اسپيسی، دايانا راس و اوما ترمن ، سود حاصل از اين برنامه تلويزيونی از طريق صليب سرخ آمريکا به منظور امدادرسانی به بازماندگان سونامی اختصاص دادند.

ريکی مارتين، خواننده آمريکای لاتين نيز روز چهارشنبه، 12 ژانويه به تايلند سفر کرد و به مدت چهار روز در مناطق آسيب ديده اين کشور حضور داشت.
خيريه 'مردم برای کودکان' که بخشی از بنياد ريکی مارتين است در خصوص مقابله با قاچاق کودکان و سوء استفاده جنسی از آنها فعاليت می کند.
   
در بريتانيا نيز کنسرتی که عوايد آن صرف امور خيريه برای کمک به قربانيان سونامی خواهد شد، روز 22 ژانويه با حضور "مانيک استريت پريچرز"، "جولز هلند" و "اريک کلاپتون" در ورزشگاهی در کارديف، مرکز ولز برگزار شد.
بليتهای اين کنسرت در طی چند روز به فروش رسيد و بيش از 65 هزار نفر در اين کنسرت شرکت کردند.
پيشتر نيز هنرمندان ديگری مانند استيون اسپيلبرگ، ساندرا، بولاک و لئوناردو دی کاپريو به فاجعه ديدگان سونامی در آسيا کمک کرده بودند.
استيون اسپيلبرگ، کارگردان سينما مبلغ 1.5 ميليون دلار و ساندرا بولاک، بازيگر سينما، يک ميليون دلار جهت کمک به سونامی زدگان اهدا کرد.
همچنين تعدادی از ستارگان سينمای هند، باليوود، از جمله شاهرخ خان، ميليونها روپيه به بازماندگان زلزله اقيانوس هند کمک کردند.
پانوم ديلون ستاره سينمای باليوود و دختر شايسته هند در سال 1977 نيز شخصا به مناطق آسيب ديده از امواج سونامی سفر کرده است.

این های تماما اخباری است که رسانه های بین المللی در مورد ستارگان خود و انسان دوستی آنها منتشر می گردد ، ولی باید در نظر گرفت این ملیون ها دلاری که برای انسان های نیازمند جهان جمع آوری شده و می شود ، نمی توان برای پیشگیری از این گونه وقایع مصیبت بار صرف گردد . شاید نه دنیای سرمایه داری امروز چیز دیگری می خواهد ...

سونامی و مذهب :

همزمانی حادثه سونامی  و عید مسیحیان جهان شاید به نوبه خود بیش از پیش نقش مذهب و کارکرد آن در بلایای طبیعی را مرد توجه قرار داد . تا آنجایی که حتی بسیاری از مسلمانان به این نکاته اشاره داشتن که اماکن مذهبی آنان در این واقعه از خطر موسوم مانده است.

روان ويليامز، اسقف اعظم کليسای کانتربری، بالاترين مقام کليسای اسقفی انگلستان در مقاله ای که در هفته نامه ساندی تلگراف به چاپ رسانده، از زاويه ای روحانی و اعتقادی، به بررسی فاجعه زمين لرزه بستر اقيانوس هند که به مرگ بيش از يکصد و پنجاه هزار تن در کشورهای حاشيه اين اقيانوس انجاميد پرداخته است.
روان ويليامز، در اين مقاله نوشته است: هر مرگ غير منتظره ای، برای دين آميخته با آرامش و جوابهای از پيش حاضر، مسئله ساز است، چه برسد به حادثه ای در ابعاد گستردگی حادثه اخير (زلزله اقيانوس هند) که تنها به انسان احساس خشم توام با ناتوانی القا می کند.
اين ناتوانی به حدی است که به اعتقاد آقای ويليامز، ما نه می دانيم چطور با آن برخورد کنيم و نه اينکه چطور شرايط را بهتر کنيم و درنهايت امری اجتناب ناپذير خواهد بود که نه گريزی از آن وجود دارد و نه می توان احساس خوبی نسبت به آن داشت.
اسقف اعظم کليسای کانتربری اذعان می کند که در چنين شرايطی، در وجود خدايی که در نظرش رنج و عذابی به اين گستردگی رواست، ترديد ايجاد می شود و به اعتقاد آقای ويليامز، شگفت انگيز يا حتی اشتباه بود اگر چنين ترديدی بوجود نمی آمد.
روان ويليامز می نويسد ديدگاه سنتی اين است که خدا نه مسئول رفتار ماست و نه مسبب اتفاقاتی که در جهان رخ می دهد. اتفاقات يا معلول ها، همه بواسطه دليل يا علتی رخ می دهند که می توان در يک نمودار رابطه آنها را ترسيم کرد و درواقع راهی برای رويارويی با آن يافت. بنابراين به اعتقاد آقای ويليامز انتظار اينکه خدا هميشه در مواقع خطر وارد صحنه شود و از آن جلوگيری کند غيرمعقول به نظر می رسد، اما او اين سوال را مطرح می کند که بالاخره تا چه حد تلفات و خطر را می توان برای اين جهان قابل قبول دانست؟
اسقف اعظم کليسای کانتربری می پرسد اگر قرار نيست خدا به کمک انسان بيايد پس چرا مومنان دعا می کنند و از خدا درخواست کمک يا شفا دارند؟ نويسنده در توضيح می نويسد اگر آنها با خود صادق باشند، دعا را ابزاری برای ايجاد راه حل های جادويی، که جهان را برای همه امن کند، درنظر نخواهند گرفت.
روان ويليامز می نويسد حقيقت شگفت آور اين است که دين از چنين آزمونهايی بارها و بارها موفق بيرون آمده، نه بخاطر اينکه شفابخش و آرامش دهنده يا قادر به توضيح حادثه رخ داده است، بلکه به اين دليل که افراد مومن هيچگاه نمی توانند آنچه را که به آنها نشان داده شده انکار کنند.
آقای ويليامز اعتقاد دارد مومنان آموخته اند که جهان را هديه ای بدانند و در حوادثی که تنها در موردشان می توانند سکوت کنند يا با حيرت شاهد وقوع آن باشند، حقيقتی نهفته است. گرچه اينگونه اعتقاد به شدت با حوادثی که بر اساس تجربه انسان حاکی از وجود جهانی قراردادی هستند در تضاد است.
اما مهمتر از همه، نظر اسقف اعظم کليسای کانتربری اين است که افراد مذهبی، ديگر انسانها را با شگفتی توام با سکوتی نگاه می کنند که خدا آنرا در وجودشان هويدا ساخته است و در واقع ارزش بسيار زياد حيات را می بينند و اين همان احساسات تندی است که به اعتقاد آقای ويليامز، باعث می شود افراد مومن و معتقد، در هنگام بحث در مورد سقط جنين يا مرگ اختياری افراد مبتلا به بيماری های لاعلاج، افرادی لجباز و غير منطقی به نظر برسند، چرا که از نظر آنها در اين جهان، جان اضافی وجود ندارد.
روان ويليامز اعتقاد دارد افراد مومن بايد الان بجای تلاش برای درک حادثه رخ داده، واکنشی را نشان دهند که شرايط را برای افراد زنده مانده در اين حادثه به هر نحو تغيير دهد.
او درباره خصوصيات افرادی که در حال حاضر در اين حادثه، چه بعنوان آسيب ديده و چه بعنوان امدادگر دخيل هستند می نويسد: آنها کمترين ميزان انرژی را برای خشم از نبود توجيه منطقی و مذهبی تلف می کنند و نسبت به سوال فلسفی يا اعتقادی مهم ما، بی اعتنا هستند.
از نظر آقای ويليامز آنها از قدرت و ديد صحيح برای عبور از اين بحران برخوردارند و خود را موظف به خدمت و ابراز عملی عشق می دانند و در اين بين خداوند به شکلی بسيار ساده، همراه با آنها نمودار خواهد شد.

شاید بسیاری از رهبران مذهبی جهان نیز عقاید مشابهی داشته باشند و گروهی دیگر این واقعه را نتیجه گناهان بشر می دانند و بسیاری از موارد دیگر، که می توان جداگانه و مفصل در مورد آن مقاله های متعددی به نگارش در آورد .

درسهایی که می توان از این واقعه آموخت

می توانست مباحث کنونی در مورد سونامی، ماه ها و شاید سالها پیش از وقوع سانحه مهیب اقیانوس هند مطرح شود. این درست نیست که منتظر ماند تا سانحه ای رخ دهد و سپس راههای مقابله با آن را آموخت. تا کنون چندین تحقیق سطحی و گذرا در مورد سونامی انجام شده که همه آنها به مدت ها قبل باز می گردد. در نهایت می بایست تحقیقات تازه ای در این خصوص صورت گیرد و نتایج این تحقیقات در همه جای دنیا در قالب یک مساله بین المللی عنوان شود. در این جا پنج مورد ذکر می شود:
     
سیستم های اخطار دهنده
سالها پیش، کشورهای حاشیه اقیانوس آرام یک سیستم اخطار دهنده در این اقیانوس نصب کردند که حرکت های عمقی آب که توسط امواج زلزله ایجاد می شد را گزارش می داد. جزایر اقیانوس آرام پیش از نصب این دستگاه بارها متحمل خسارات بسیاری در هنگام وقوع سونامی شدند. تجربه سونامی سال 1946 در جزایر هاوایی ضرورت وجود یک سیستم اخطار دهنده را هویدا کرد. این دستگاه که در اعماق اقیانوس بصورت شناور باقی می ماند با مساعدت کشور های پیشرفته در این زمینه در اقیانوس آرام نصب شد و کشور های حاشیه اقیانوس را از خطر احتمالی وقوع سونامی مطلع می کرد.
سونامی از موج هایی نسبتا آرام شروع می شود که با سرعت سرسام آوری در اقیانوس به پیش می روند و برخی اوقات هزاران مایل مسافت را این امواج در حالی طی می کنند که سرعت آنها کم است و اما بطور مداوم بر ارتفاع این امواج افزوده می شود این روند ادامه دارد تا امواج به نقاط کم عمق تر می رسند. گاهی ارتفاع این امواج به بیش از 6 متر می رسد و تمامی خانه ها را با نیرویی اعجاب انگیز ویران می سازد.این امواج گاهی ساعت ها طول می کشد تا به ساحل برسد که بستگی به مسافتی دارد که امواج طی می کنند و مساله مهم این است که این ساعات برای قربانیان احتمالی این حادثه بسیار حایز اهمیت خواهد بود.
متاسفانه سیستمی که در اقیانوس آرام مورد استفاده قرار می گیرد، در اقیانوس هند نصب نشده است بدین ترتیب میلیون ها نفر از مردم بدون اطلاع از این زلزله مهیب دریایی در این فاجعه خسارات جانی و مالی بسیاری را متحمل شدند. اگر چه عامل اصلی که باعث شد تا این دستگاه در اقیانوس هند نصب نشود فقر مالی کشور های منطقه بود اما عدم همکاری دولت های منطقه کرانه اقیانوس هند و کم اهمیت پنداشتن احتمال وقوع این حادثه، باعث شد که اقدامات به موقعی صورت نگیرد.(آخرین سونامی در این منطقه در سال 1886 رخ داد.) این حادثه می تواند درس عبرتی برای جهانیان باشد تا دیگر چنین حوادث ناگواری تکرار نشود. طبق گزارشات یکی دیگر از معضلات این حادثه این بوده که مردم نمی دانستند پس از وقوع سونامی باید از چه دستگاه و یا ارگان دولتی کمک بگیرند.
     
بازنمایی
آب با سرعتی سرسام آور به سمت ساحل پیش می رود بنابراین بطور قطع امکان بازیابی و نقشه کشی مسیر احتمالی آب در یک سونامی احتمالی ممکن می باشد. در نتیجه سونامی دیواری از آب پدید می آید و به سوی ساحل پیش می رود که با توجه به آن می توان وزن احتمالی و جای نگاری موج را پیش از آنکه دوباره به خط ساحلی برگردد، محاسبه کرد. بدین ترتیب برنامه ریزان می توانند از این طریق مناطق پر خطر را شناسایی کرده و محدودیت هایی را برای ساخت و ساز در این نواحی اعمال کنند.
آنچه دراین جا مشکل ساز است علاقه مردم به ساخت و ساز در نواحی ساحلی است که احتمال خطر بیشتری مردم را تهدید می کند. ترسیم بستر سونامی به برنامه ریزان نواحی این امکان را می دهد که چگونگی ساختار ساخت و ساز ایمن منطقه در مقابل سونامی را شناسایی کنند و الگوهای شهری را به همان ترتیب توسعه دهند و در نتیجه مشخص می گردد که مردم به چه منطقه ایی نقل مکان کنند تا از سونامی در امان باشند. این برنامه ریزی اگر با سیستم هشدار دهنده همراه باشد می تواند میزان کشته شدگان و مجروحین این حادثه به حداقل ممکن کاهش دهد.
      
قوانین ساختمان سازی
این قوانین با توجه به خطرات ناشی از سونامی تدوین شده هم اکنون در هاوایی کاربرد دارد. مدیریت آژانس حوادث غیر مترقبه در ماده قانونی از پیش تعیین شده ای خسارات سونامی راهم لحاظ کرده است. اگر چه تدوین و اجرای این قوانین در کشور های فقیرتر بسیار مشکل است اما با توسعه تسهیلات در این زمینه می توان جان هزاران نفر را نجات داد و جلوی خسارات مالی هنگفتی را گرفت.
در سال 2002 قانونی تصویب شد که در آن به خطرات ناشی از سونامی توجه بسیاری شده بود که طی آن هفت اصل برای برنامه ریزان و طراحان شهری برای مقابله با خسارات سونامی وضع شد که این هفت اصل بهترین راهنمای طراحان شهری برای حل معضل سونامی است. یکی از این هفت اصل به طراحی ساختمان ها می پردازد. علاوه بر شناختن نواحی پر خطر و ممانعت از ساخت و ساز در این نواحی، با توجه به این اصول می توان به ابزاری که ساختمان را در برابر سونامی ایمن تر می سازد پی برد، مثلا ساختمان چقدر از سطح زمین بالاتر باشد تا سطح آب پیش بینی شده در سونامی به آنجا نرسد، فضای زیر ساختمان هم می تواند بیهوده رها نشود مثلا از آن بعنوان پارکینگ، فضای سبز و غیره استفاده کرد. خسارات سونامی از آنجا منشا می گیرد که امواج می خواهند آزادانه به پیشروی ادامه دهند ولی موانعی در سر راه آنهاست که امواج این موانع را در هم می کوبد.
     
طراحی شهری برای مقابله با سونامی
این امر میسر است که در اقدامی آگاهانه بخش اعظم ساخت و ساز های نواحی کرانه دریا در نقاطی که امکان رسیدن امواج سونامی به آنجا کمتر است صورت پذیرد. طراحی شهری با لحاظ کردن مساله سونامی در آن، توجهی خاص به چگونگی استفاده از اراضی و اقدامات مربوط به طراحی شهری را می طلبد. استفاده از اراضی ساحلی می تواند با کمترین اتلاف زمین صورت گیرد همانطور که بسیاری از کشور های پیشرفته با استفاده از این روش علاوه بر اهداف ایمن سازی به اهداف زیباشناختی مناطق ساحلی هم دست پیدا کرده اند. راه حل بهتر و کم هزینه تر و ایمن تر این است که موقتا استفاده از پارک ها و تفرجگاه های ساحلی به حال تعویق در بیاوریم تا اینکه به ساخت و ساز هتل های چند طبقه و خانه های مسکونی پرداخته شود.
بستر هایی که پتانسیل وقوع سونامی در آنها بالا است باید طوری طراحی شوند که مردم کمترین میلی به سکونت در آنجا نداشته باشند. از این گذشته می توان به جذابیت های زیباشناختی کناره های دریا و اقیانوس ها ،که پتانسیل بالایی برای مواجه با سونامی دارند، پرداخت و در این نواحی فضاهای زیبایی را پدید آورد تا در صورت وقوع سونامی خسارات کمتری به منطقه وارد شود مانند شهر"هیلو" که میان ساحل دریا و مرکز اصلی شهر(ساختمان ها و محل سکونت مردم) جنگل سونامی طراحی شده و بدین طریق هم فضای زیبایی در شهر پدید آمده و هم تا حدودی شهر را در مقابل سونامی احتمالی محافظت می کند.
     
تخلیه محل
مهم ترین و غیر قابل انکارترین عامل در تخلیه کردن محل اطلاع از وقوع سونامی و داشتن زمان کافی است. مساله دیگر این است که اگر وسایل حمل و نقل به اندازه کافی در دسترس نباشد همچنان افرادی در محل حادثه و در ساحل دریا باقی خواهند ماند. در بیشتر موارد نیاز نیست که تمام شهر را خالی از سکنه کرد چراکه سونامی بیش از چند صد متر نمی تواند پیشروی کند و اگر بتوان نیم کیلومتر مردم را به عقب کشید تقریبا می توان گفت که جان همه مردم حفظ می شود ، این کار در بسیاری از کشور های کرانه اقیانوس هند میسر می باشد اما مشکل ازدحام بیش از حد جمعیت و عدم وجود وسایل حمل ونقل به تعداد کافی در این مناطق است. اما با این حال اگر سیستم اخطار دهنده ای اقیانوس هند وجود داشت بسیاری از مردم می توانستند به طبقات بالایی هتل ها و ساختمان ها و به مناطق مرتفع پناه برند.
نکته اساسی در این جا این است که دولت بتواند این همکاری را داشته باشد که مردم را ازاین حادثه مطلع کند که اگر در حادثه سونامی هند این اتفاق می افتاد بسیاری از مردم و حتی کودکان می توانستند در مدت زمان 15 دقیقه نیم کیلومتر راه را بدوند.

منابع :
وب سایت بی بی سی
وب سایت ویکی پدیا
هفته نامه ساندی تلگراف
سالنامه منابع طبیعی ایران 1385




وضعيت آلودگي هوا در سال 2005 /  سارا جعفری
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

جاي هيچگونه شكي نيست كه يكي از عوامل اساسي مهم حيات انسان و حيوانات و بطور كلي هر موجود زنده اي هواست و بدون آن زندگي غيرممكن است. بنابراين بايد دانست كه هوا فقط اختصاص به تنفس و تأمين زندگي موجودات ندارد، بلكه همه آنها را از خطرات زيان آور اشعه مختلف آفتاب حفظ ميكند.
در هوائي آلوده اي كه تنفس ميكنيم از زمانهاي گذشته آغاز شده است هر اندازه جمعيت و صنعت پيشرفت كرد، مقدار بيشتري از ذرات زغال سنگ و نفت مصرف شده در فضا باقي ماند و در نتيجه باعث شد كه ميزان آلودگي هوا بالا برود و سبب وجود مواد آلوده كننده جامد و بخار در هوا افزايش يافت.
از آنجا كه ميدانم تأثير هواي آلوده، كند و بتدريج متراكم و جمع شونده است، عده كثيري از مردم و مسئله آلودگي هوا را جدي نمي گيرند. بنابراين كاملا مشخص است كه ضرر آلودگي هوا بمراتب بيشتر از كاسته شدن ميزان ديد مي باشد. در هر بار، كه نفس مي كشيم، هوا هزاران هزار مواد نامطبوع را با خود به داخل ريه هايمان فرو مي برد.
تأثير آلودگي بوسيله دود ممكن است كاملا مهم و جدي باشد و در اين مدت دود غليظ كه در هوا پخش ميشود، ممكن است در سطح پايين بماند و تنفس را براي مردمان دشوار سازد.
از روي مطالعات و مشاهداتي كه به عمل آمده است، متوجه شده اند كه معمولا مقادير زيادي از ذرات جامد و مايع در فضا پراكنده اند، و تعداد كثيري از مردم عمر طولاني تري دارند بدون آنكه توجهي نسبت به اين موضوع داشته باشند، البته اين امر به شرط آنست كه غلظت آلودگي چندان زياد نباشد، در غير اينصورت ايجاد گرفتاري و اختلال براي ما ميكند. موقعي كه ميزان آلودگي نسبت به مقدار هوا به يك بيليون برسد به هيچ وجه مورد توجه ما واقع نمي گردد. ولي هنگامي كه نسبت آن به ميليون برسد بدن ما نسبت به آن واكنش نشان ميدهد و تعداد زيادي از مواد خاصي كه داخل ذرات هوا وجود دارند گاهي اوقات باعث آسيب و موجب دردهاي غير قابل علاج در انسانها ميشود.
همه انسانها ميداند كه بهاي آلودگي هوا از چندين نظر بسيار زياد است. يكي از آثار آشكار آن كثيف كردن آسمان و پوشانيدن زيبائيهاي طبيعي و ساخته دست آدمي است و همچنين باعث ميشود كه كوهها بوسيله آلودگي ها زيبايي و شكوه خود را از دست بدهد.
هواي آلوده باعث از بين بردن نظافت عمومي، آسيب رساندن به گياهان و حيوانات و انسان ميشود، و حتي آنها را از بين مي برد.  ما ميدانيم كه در هواي آلوده شهرهاي بزرگ صنعتي تعداد زيادي گازهاي مختلف و ذرات وجود دارد كه پاره اي از آنها به حالت بسيار ريز و بمقدار جزئي هستند كه همان مقدار كم قادر به آسيب هستند و گاهي براي انسان مضرر و زيان آور مي باشند.
تصور كنيد وقتي كه هوا تميز و خشك است شما مي توانيم حدود يكصد متر جلوتر را هم بخوبي ببينيم ولي هنگامي كه بعلت آلودگي دود و مه همه جاي شهر را گرفته و از شفافيت هوا كاسته شده است ديگر قابل ديدن نيست. موقعي كه ذرات در هوا وجود داشته باشند قابليت ديد كاهش پيدا مي كند.
اما ميتوان گفت بهترين طريق اندازه گيري درجه آلودگي هوا رنگ يقه پيراهن شما و يا سرآستين لباس شماست، كه هميشه در معرض اين آلودگي ها قرار مي گيرند و يكي از آثار مهم و پرخرج آلودگي هوا بطوري كه گفتيم كثيف كردن لباسها، خانه، و غيره است.
شايان ذكر است كه آلودگي هوا مصيب هاي بزرگ ديگر نيز به بار آورده است و همچنين انسان از دست آلودگي هوا رنج مي برد و به ناراحتي خود ادامه ميدهد و جاي هيچگونه ترديدي نيست كه مسئله آلودگي هوا روز بروز مهمتر و مشكلتر مي گردد. تعداد افراد دچار بيماريهاي ريوي مرتبا رو به افزايش است و آلودگي هوا يكي از علل ايجاد آنها محسوب مي شود.
.
سارا جعفري
منبع : آلودگي هوا لوئي باتان ترجمه دكتر سياوش آگاه



صنعت جهانگردي در جهان /  ایمان علمدار
موضوع مرتبط :جهانگردی و توریسم

صنعت جهانگردي در جهان :
بر اساس آخرين داده هاي سازمان جهاني جهانگردي ،كه در ژانويه سال 2000 گردآوري و در ماه مارس 2000 انتشار يافته است، تعداد گردشگران در سطح جهان در سال 1999 براير با 657 ميليون نفر بوده است ،كه  نسبت به سال قبل ،رشدي برابر با 3.2% داشته است .در همين سال نيز درآمد جهاني حاصل از جهانگردي برابر با ،حدود 455 بيليون دلار آمريكا بوده است.
طبق آخرين داده ها (در سال 1999) فرانسه درصدر كشور هاي توريست پذير جهان قرار داشته و بعد از  آن به ترتيب كشور هاي اسپانيا،آمريكا،ايتاليا،چين،انگليس،مكزيك،كانادا،لهستان و اتريش قرار داشته اند .
در سال 99 ايالات متحده آمريكا بيشترين درآمد ارزي رااز صنعت جهانگردي جهاني با درآمدي بالغ بر 73 بيليون دلار به خود اختصاص داده است .همينطور بشترين هزينه پرداخت شده در صنعت جهانگردي نيز توسط ايلات متحده آمريكا برابر با 56.1 بيليون دلار در سال 1998 بوده است  .
صنعت جهانگردي در ايران :
صنعت جهانگردي در ايران از نيم قرن پيش با تشكيل اداره اي به نام “امور جهانگردي” در وزارت كشور شكل گرفت، تا فعاليت هايي در زمينه ايجاد تسهيلات مربوط به اين صنعت را انجام دهد.اداره“امور جهانگردي” در سال 1320 جاي خود را به “شوراي عالي جهانگردي” داد .اين سازمان كه به عنوان متولي بخش جهانگردي در كشور محسوب مي شود، در طي ساليان متمادي ،كه بيش از هفتاد سال از عمرآن ميگذرد، دستخوش تغييرات و تحولات گوناگوني گرديد.
نهايتاَ در سال 1383 با ارائة لايحه دولت وبا تصويب مجلس شوراي اسلامي با عنوان سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري و زير نظر رياست جمهوري شكل تازه اي به خود گرفت.تا بتواند با ايجاد راهكارهاي مناسب،جهت بهرهبرداري از ظرفيتها و قابليتهايبالقوه گردشگري در كشورمان سالانه پذبراي تعداد زيادي جهانگرد باشد .
درطي سالهايي كه از زمان تشكيل اين سازمان مي گذرد ،همواره برنامه هاو طرح هاي متعددي جهت توسعة جهانگردي كشور،مطرح و گاهي نيز اجرا شده است.
يك از برنامه هايي كه در اواسط دهه 40 و در اوابل دهة 50 با توجه به درآمد هنگفت ناشي از فروش نفت و روياي تبديل شده ايران به جرگة كشورهاي پيشرفتة صنعتي جهان مطرح گرديد.
اين برنامه كه در قالب برنامه عمراني پنج ساله چهارم كشور(51-46)جهانگردي به عنوان يك بخش مستقل در نظر گرفته شد. در سال 1350،يك سال قبل از پايان برنامه عمراني چهارم،قرارداد طرح جامع توسعه جهانگردي ايران،بين سازمان برنامه و شركت خارجي توريست كنسولت منعقد شد .
طبق اين قرارداد توريست كنسولت ابتدا به مطالعه همزمان بازارهاي موجود تقاضا براي جهانگردان در كشور و بررسي سياست ها،منابع،اولويتهاو تسهيلات جهانگردي ايران مي پرداخت و سپس نتايج حاصله را با منابع موجود كشور براي جذب جهانگردان و ايرانگردان تطابق مي داد.انجام اين طرح حدود دو سال و نيم (از مهر 1350تا1352)به طول مي انجاميد.
اين طرح يك ار مهمترين طرح هاي ارائه شده در صنعت گردشگري ايران در قبا از انقلاب محسوب مي شود، كه متاسفانه طرح فوق كه شامل چندين مجلد و بالغ بر 2000 صفححه و نقشه است،متاسفانه هيچگاه امكان اجرا را نيافت.
همچنين در طي همان سالها،چندين طرح مطالعاتي انجام گرفت،ولي هرگزبه مرحلة اجرا و عمل درنيامد ،كه موارد زير ازآن جمله است :
• طرح جامع جهانگردي كرانه هاي درياي خزر
• طرح ايجاد مراكزجهانگردي در كلاردشت و دشت نظير
• طرح ايجاد مراكز جهانگردي در كرند
• طرح جامع آبهاي معدني سرعين و لاريجان
• طرح جامع جهانگردي جزاير كيش ومينو
• طرح جامع جهانگردي سد لتيان

صنعت جهانگردي ايران بعد ازانقلاب :
در سال 1358 به منظور جلوگيري از تداخل وظيفه و هماهنگ نمودن فعاليت هاي مسائل مربوط به امرجهانگردي در جهت اعمال سياست صرفه جويي ،طبق مورخ 11/8/58 شوراي انقلاب چهار شركت(شركت سهامي گشتهاي ايران،شركت سهامي مركز خانه هاي ايران،شركت سهامي مراكز جهانگردي براي ورزشهاي زمستاني،شركت سهامي تاسيسات جهانگردي)در يكديگر ادغام گرديدو تحت عنوان سازمان مراكز ايرانگردي و جهانگردي با ساختار وخط مشي هاي جديدو هدف متمايزاز گذشته شكل گرفت.(دبيرخانة شوراي عالي ايرانگردي و جهانگردي،1373: 33)
اساساَ پس از پيروزي انقلاب اسلامي،ورود جهانگردان در سطح بين المللي به كشورافت شديدي پيدا كرد و علل عمدة اين كاهش شديد پس از انقلاب را بايد دگروني ارزش هاي حاكم بر جامعه،وقوع جنگ تحميلي و عوارض وابسته بدان و عوامل ديگري دانست كه در ذيل فهرست واربه برخي از آنها اشاره مي شود:
• مشخص و مصوب نبودن اهداف و سايتهاي جهانگردي
• تبليغات استكبار جهاني به منظور مخدوش نمودن چهرة انقلاب اسلامي و ايجاد مشكلات سياسي واجتماعي در سطح بين المللي براي به انزوا كشيدن جمهوري اسلامي
• عدم تطبيق و هماهنگي جهانگردان برخي از كشورهابا فرهنگ اسلامي
• كمبود امكانات مال براي توسعه و تجهيز تاسيسات مورد نياز صنعت جهانگردي
• عدم هماهنگي و همكاري ميان سازمان هاو نهاد هاي مرتبط با اين مسئله
• بي ثباتي قيمتها،تورم و چند گانگي قيمتها
ب)عوامل دروني:
• كمبود نيروي انساني متخصص به لحاظ خروج اين دسته كاركنان از اين بخش
• كمبود تاسيسات اقامتي براي پذيرايي ازگردشرانداخلي و خارجي
• فقدان نيروي كارآمد متخصص و با تجربه در سطح مديدريت و راهبرد صنعت ايرانگردي و جهانگردي.
بطور كلي در سالهاي اخير سعي شده است كه مشلات موجود در راه توسعه صنعت گردشگري ،نظير وجود قوانين مختلف دست و پاگيرو موازي، مشكلات صدور ويزا،گمركات،مشكلات اقامتي و غيره مرتفع شود و يا اينكه دسته كم تخفيف يابد ،كه نتايج اين اقدامات تا حدودي مثبت بوده است.
بدين ترتيب در سالهاي اخير تعداد گردشگران خارجي و ورودي (گردشگران فرهنگي)و درآمد ارزي حاصل نيز روندي افزايشي داشته است،اگرچه تا دستيابي به سطح آمارهاي جهاني موجود،فاصله زيادي وجود دارد .

جدول آمار تعداد توريست هاي ورودي و درآمد ارزي حاصل از آن طي يك دورة 10 ساله

متغييرها

74

75

76

77

78

79

رشد سالانه

توريست هاي ورودي به ايران

48.9

57.3

76.4

100.8

132.1

134.2

23.5

هزينه يرانه (دلار آمريكا)

455.8

460.3

460.3

461.3

443.4

576.3

1.08

ميليون دلار

205.1

261.2

351.7

464.5

585.7

773.5

27.62

منبع :سازمان ايرانگردي و جهانگردي(1380)،خلاصه اي بر يافته هاي سند ملي توسعه گردشگري، ص 11،جد.ول1-2




گزارش تحولات اجتماعی سال 2005 /  سازمان ملل متحد
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

سازمان ملل اعلام كرد: فقر مطلق در خاورميانه و شمال افريقا از سال 1981 تا 2001 كاهش زيادي يافته است، اما نابرابر‌ي، بيكاري، رشد بيماري ايدز و مشكلات اجتماعي همچنان تهديدهاي بالقوه عليه تلاش‌هاي توسعه‌اي باقي مانده‌اند.
به گزارش گروه اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران بر اساس گزارش وضعيت اجتماعي جهان در سال 2005 كه اخيرا از سوي سازمان ملل متحد انتشار يافته است، شمار مردمي كه در اين مناطق با درآمدي كمتر از يك دلار زندگي مي‌كنند، از 5 درصد در 1981 به 2 درصد در سال 2001 و تعداد كساني كه با درآمدي كمتر از دو دلار در روز به سر مي‌برند، از 29 درصد به 23 درصد در همين دوره كاهش يافته است.
بر اساس اين گزارش، سطوح درآمد سرانه در خاورميانه و شمال آفريقا به گونه‌اي ثابت در مقايسه با ميانگين درآمد سرانه در كشورهاي ثروتمند‌تر عضو سازمان توسعه و همكاري‌هاي اقتصادي (OECD) در حال كاهش بوده است.
به گزارش ايسنا در سال‌هاي 1980 تا 2001 سطح درآمد در خاورميانه و شمال آفريقا از 7/9 درصد به 7/6 درصد و ميانگين درآمد سرانه در مقايسه با كشورهاي عضو سازمان توسعه و همكاري‌هاي اقتصادي كاهش نشان داده است.
سازمان ملل اعلام كرد: تعداد افرادي كه ناقل ويروس ايدز هستند، در شمال آفريقا و خاورميانه افزايش يافته است و شمار افراد بالغ و كودكان ناقل اين ويروس در سال 2004 به رقم 540 هزار نفر رسيده كه علت عمده آن استفاده از سرنگ‌هاي آلوده به وسيله معتادان تزريقي و عدم استفاده از كاندوم به وسيله افراد تن‌فروش است. بر اين اساس نظر به اين كه گسترش ويروس ايدز در ميان افراد بالغ 3/0 درصد است، اين اپيدمي هنوز در مراحل اوليه خود در مناطق ياد شده و شانس خوبي براي تلاش‌هاي باز دارنده است تا بتوان از گسترش بيماري ايدز جلوگيري كرد.




تقویم زمانی تحولات اجتماعی سال 2005 /  محمد کامبد
موضوع مرتبط :سیاست و تاریخ

01 ژانويه:آغاز سال نو ميلادی در ميان سوگواری جهانيان به علمت حادثه سونامی
30 ژانويه: برگزاری نخستين انتخابات آزاد عراق پس از سقوط صدام
22 فوريه: زمين لرزه در زرند کرمان
02 آوريل: رهبر کاتوليکهای جهان درگذشت
25 آوريل: سانحه قطار در ژاپن بيش از صد کشته بر جای گذاشت
01 مه: جسد صدها 'کرد عراقی' در يک گور دسته جمعی کشف شد
28 مه : عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی
29 مه: رای منفی فرانسويان به قانون اساسی اروپا
08 ژوئن: توافق کشورهای ثروتمند برای بخشش بدهی ملتهای فقير
24 ژوئن: محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران شد
02 ژوئيه:برگزاری بزرگترین کنسرت دنیا برای مبارزه با فقر در جهان LIVE8
07 ژوئيه: بمبگذاری در لندن
23 ژوئيه: انفجارهای مصر دهها کشته برجای گذاشت
29 اوت : توفان کاترینا و رسیدن قیمت جهانی نفت به 70 دلار و 84 سنت
31 اوت: مرگ بيش از يکهزار زائر شيعه در عراق
18 سپتامبر: آلمانی های دولت خود را انتخاب می کنند
19 اکتبر: دادگاه رسيدگی به اتهامات صدام حسين آغاز شد
06 دسامبر: سقوط هواپيما در تهران بيش از صد نفر کشته برجای گذاشت
22 دسامبر: اعتصاب کارکنان حمل و نقل شهرهای تهران و نیویورک




اعتیاد به روابط جنسی و پورنو /  دکتر فرهاد همایون
موضوع مرتبط :اخبار


   اعتـيـاد بـه روابط جنسی  به عدم توانايي در كنترل و يا به تعويق انداختن تمايلات و فــعاليتهاي جنسي اطلاق مي گـردد. در واقـع روابط جنسی  و انديشدن به آن افكار معتاد را تحت سيـطره خـود قرار ميدهـد و نـيـاز بـه انـگيـخـتـگـي جنـسي جـاي نـــياز بـه صميمت را ميــگيرد. علت آن معمولا بدرفتاري با معتادين در سنين كودكي اينگونه افراد ميباشد. استرس يـك عامل برانگيزنده و تشديد كننده اين اختلال است. در واقــع فـــرد مـــعتاد از طريق روابط جنسی  آلام عاطفي و عـقـده هـاي روانــي خود را تسكين مي دهد. بايد توجه داشت كه نبايد اعتياد بــه روابط جنسی  را بـــا شــهــوت جنسي قوي اشتباه گرفت. فرد معـتاد به روابط جنسی  ممكن است داراي شـهـوت جـنـسـي اندكي باشد. اعتياد به روابط جنسی  در هر دو جنس زن و مـــرد مشاهده مي گردد. در واقع با ارضـاء جــنسي به فرد احساس سرخوشي در پي آزادسـازي آدرنـالـيـن و آنـدومـرفيـنـها دست داده و وي را موقتا تسكين مي دهد. مـعــمولا فرد معتاد از رابـطـه جـنـســي خود لذت چنداني نمي برد زيـرا پــس از آن دچــار احساس گناه و شرمساري ميگردد. علايم اعتياد به روابط جنسی  به قرار زير است:  دارا بودن شريك جنسي متعدد بدون تعهد.  رابطه جنسي بطور همزمان با چندين نفر و يا تعويض مرتب شريك جنسي.  خود ارضايي وسواسي و مفرط.  آزار جنسي و تجاوز جنسي ديگران.  روسپيگري و يا استفاده از آن.  اقدام به برقراري روابط جنسي مخاطره آميز .  استفاده مداوم از تصاوير، مجلات و فيلمهاي پورنو .  بي اعتـنـايي و يـا قـربـانـي كـردن فـعــــاليتهاي مهم اجتماعي، خانوادگي، شغلي و تفريحي بخاطر فعاليتهاي جنسي.  تلاش بي وقفه و بي ثمر در محدود كردن افكار محرك جنسي.  كاهش معنويت و نقض مداوم سيستم ارزشي فرد.  شهوت جنسي مفرط. بيش از اندازه به مسايل جنسي انديشدن.  ارضاء جنسي از طريق مشاهده ديگران، عريان گرايي و ارتـكاب بـه كــــودك آزاري و تجاوز جنسي. تداوم به اعتياد بدون توجه به عواقب منفي همچون مشكلات مالي، بــخطر افتادن سلامتي و از هم گسستگي روابط فرد. مراحل اعتياد به سكس: اشتغال فكري مداوم: تـفـكـرات، تـجـسـمات و خـيـالبــــافي هاي پيوسته در مورد موقعيتها، منظره ها و فعاليتهاي جنسي.  ارجحيت بخشيدن: يك فعاليت و يا موقعيت جنسي مرجح مـعـمـولا الـگـو و بـصورت رفتار كليشه اي در مي آيد. وسواس: اقدام به فعاليت جنـسي مـرجـح بـدون تـــوجه به عواقب منفي و تمايل به متوقف ساختن آن.  احساس ندامت: احساس گناه و شرم بر سر نـاتـوانـي در كنـترل رفتار خود. درمان اعتياد جنسي شامل آموزش نحوه ارضاء تمايلات جنسي بطور سالم و طبيعـي، مشاوره فردي، بازسازي روابط از هم گسسته فرد و آمــوزش تكنيكهاي غلبه بر استرس ميباشد. اما گام نخست درمان پذيرش فرد به اعتياد و تمايل فرد به ترك آن ميباشد.  اعتياد به پرنوگرافي ( تصاوير و نوشته هاي پورنو )... يكي ديگر از نوع اعتياد، اعتياد به پرنوگرافي ميباشد. پرنوگرافي با بهره گيري از تمايلات جنسي مردان در واقع كسب درآمد مي كنـد. امـا ايـن پـــديده سبب بي ارزش گشتن و تحقير زنان در جامعه مي گـردد. در زير به دروغها و بدآموزيهايي كه پورنوگرافي بر جامعه تحميل ميكند توجه كنيد:  رابطه زن و مرد بر پايه روابط جنسی  بنا مي شـود- خير، رابطه سالم ميان زن و مرد بر پايه تعهد، علاقه و اعتماد دو جانبه بنا بايد گردد.  زنان مادون بشريت مي باشند. مـعمـولا در سـايـتـها و مـنـابـع پـــرنوگرافي از زنان با نامهاي :همبازي، خرگوش و حيوان دست آموز ياد مي شود.  زنان يك نوع تفريح بشمار ميـــروند. به زنان به ديد يك نوع بازي و سرگرمي نگريسته ميشود. هرچه تعداد شريك جنسي يك مرد بيشتر باشد، نشـانه مــوفق بودن و پيروزي وي قلمداد مي گردد. چون داراي امتياز بيشتري در بازي خواهد بود.  زنـان دارايـي و مـايـملك شما هستند. به زنان به ديد يك كالا مي نـگرنـد. تصـويـر زن زيبايي كه در كنار يك ماشين لوكس و زيبا ايستاده است را زياد ديده ايد. مـفـهـوم ايــن تبليغ آن است كه شما هرگاه ماشين مذكــور را خـــريـداري كنيد هر دوي آنها يعني هم مــاشــين و هم زن زيبا را خواهيد داشت. پـرنوگرافي به ما مي آمـوزد كــه زنــان قــابــل خريداري هستند. مصداق آن را در اجتماع زماني كه مـردي بــراي يك زن پول زيادي خرج ميكند را ميتوان يافت. مرد مي پـنـدارد بـا پـــــول خرج كردن براي زن ميتواند با وي رابطه جنسي برقرار كند.  ارزش يك زن به جذابيت و زيبايي اندامهاي اوست. از ديد پرنو زنان با زيبايي متوسط نيز زشت و ناكامل مي باشند. آنها تنها به جسم زن بها ميدهند و انديشه، شخصيت و آگاهي زن را ناديده مي گيرند. مـعـمـولا زنان نـازيبا از جانب آنـها ســگ و يا خوك ناميده ميشوند.  زنان سزاور تحقير ميباشند. زنان در اين پديده مرتبا تحقير شده و مـورد اهانت و ابراز نفرت قرار ميگيرند. معمولا دختران زيبا در اين پديده لباسها و كفشهاي كودكان را تــن ميكنند و يا خرس عروسكي به دست مي گيرند و اين عقيده را القاء مي كنند كه كـودكـان و نــوجوانان نيز ميتوانند رابطه جنسي داشته باشند و بزرگسالان ميتوانند با آنـــها رابطه جنسي برقرار كنند.  رابطه جنسي نامشروع يك نوع خوشگذراني مي باشد. و شما از يك رابطه جنسي كه مخاطره آميز، نامشروع و ماجراجويانه نباشد لذت چنداني نخواهيد برد.  روسپيگري افتخار آميز وسعادتمنديست. مـعمولا تـصـاويـر دختـران و زنــان روسپي را خوشحال و مهيج نمايش مي دهـنـد. امـا اغـــلب آنها دختران فراري ميباشند كه در دام بردگي جنسي گرفتار گشته اند. و يا سابقه تجاوز جنسي داشته و يا دچــار يك بيماري لاعلاج مقاربتي مي بـاشند و معمولا اغـلب آنـها به مشروبات الكلي و مواد مخدر بــراي تحمل شرايط خود روي مي آورند.   زنان از آنكه مورد تعدي و تجاوز قرار گيرند لذت ميبرند. حتي اگر دختري به پيشنهاد رابطه جنسي نه گفت، منظورش همان بله است. در فـيـلمـهاي پورنو ابـتـدا دخـتر امتناع مي كند اما در نهايت راضي به برقراري رابطه مي شود. و يـا در فيلمها زنان مورد شكنجه و يا تحقير قرار ميگيرند. اين حركت به مردان مي آموزد كه ميتوانند براي تفريح و سرگرمي زنان را كتك زده و يا آزار دهند. 



تبعيض مثبت /  دکتر ناصر فکوهی
موضوع مرتبط :انسان شناسی

خلاصه‌اي از سخنراني در همايش مطالعات زنان، دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاه تهران ، 23 آذر ماه 1384

تبعيض مثبت (Positive discrimination) كه گاه آن را ”عمل مثبت“ (Positive action Affirmative action-) نيز ناميده‌اند، به گروهي از  ساختارها، چارچوب ها و دستورالعمل هاي قانوني و اشكال اجرايي و عملي آنها اطلاق مي شود كه مي توانند به طور دائم و يا در دوره هايي خاص به كار گرفته شوند تا يك گروه اجتماعي، سياسي، ديني ، جنسيتي و ... ويژه را از موقعيتي نامطلوب نسبت به كل جامعه مربوطه خارج كرده و به صورتي شتاب يافته امكانات رشد و شكوفايي بيشتري به آن گروه بدهند. از اين لحاظ تبعيض مثبت را بايد كاملا از اقدامات و برنامه ريزي هاي معطوف به ايجاد برابري اجتماعي متمايز كرد زيرا در اقدامات اخير، هدف صرفا فراتر رفتن از هويت هاي گروهي افراد و يافتن مكانيسم هايي است كه اين هويت ها را ”ناديده“ گرفته و بدون توجه‌ به آنها شانس برابري به ايشان بدهند، در حالي كه در تبعيض مثبت درست برعكس، تعلق به يك هويت خاص است كه امكان استفاده و بهره بردن از يك ”شانس ويژه“ يا يك ”امكان خاص“ را فراهم مي كند.
تبعيض مثبت مكانيسمي است كه براي جبران وضعيت هاي پيشين و حاصل از تبعيض هاي گوناگون اجتماعي (اغلب عليه گروه هاي اقليتي، اما در برخي موارد نيز عليه گروه هاي اكثريتي نظير تبعيض هاي طبقاتي  و استعماري، يا گروه هاي برابر جمعيتي نظير تبعيض عليه زنان) ابداع شده است. بنابراين همواره بايد پيش از بحث دربارة لزوم و چگونگي مكانيسم هاي تبعيض مثبت، از توصيف و ارائة تاريخچه‌اي از تبعيض هاي موجود دربارة گروه اجتماعي مورد نظر آغاز كرد و به همان ميزاني كه بتوان شدت و گسترش تبعيض ها را نشان داد و به اثبات رساند نيز مي توان اقدامات تبعيض مثبت را توجيه كرد.
افزون براين در بحث تبعيض مثبت بايد بر روندها و چگونگي شتاب ”متعارف“ آنها در جبران تبعيض مورد نظر تامل كرد. به عبارت ديگر بايد بر اين نكته انگشت گذاشت و آن را به اثبات رساند كه تبعيض مربوطه نمي تواند با مكانيسم هاي متعارف برابري اجتماعي در زماني معقول و لازم از ميان برداشته شود. در اين صورت شايد بتوان گفت كه تبعيض مثبت بهر سو و به طور نسبي جزو اقدامات و رويكردهاي استثنايي تلقي مي شود و نه آنچه بتوان آن را در دراز مدت متصور شد، زيرا در اين صورت با اصل هدايت كنندة آغازين خود در تناقض قرار مي گيرد.
در تاريخ معاصر جوامع انساني از مكانيسم تبعيض مثبت در چند مورد به طور خاص استفاده شده است: نخست در مورد گروه هاي نژادي و به ويژه سياه پوستان در امريكا؛ دوم در مورد گروه هاي اقليت ديني-قومي به ويژه در كشورهاي با ساختار موزائيكي فرهنگي ( خاور ميانه، آسياي جنوب شرقي، برخي از كشورهاي افريقايي) ؛ سوم در مورد گروه هاي قرباني معلوليت هاي جسماني و ذهني مادرزاد و يا حادثه اي؛ و چهارم در مورد زنان كه به دليل زيستن در جوامع پدرسالار و بسيار خشن كنوني، قربانيان اصلي( در كنار كودكان) قدرت و خشونت رايج هستند و در اين حال براي خروج از مدارهاي اين تبعيض در وضعيت بسيار نامطلوبي به سر مي برند.
ريشة برنامه هاي تبعيض مثبت يا عمل مثبت را بايد در مبارزات مدني سياهان امريكا در دهة 1960 دانست كه در سال 1964 به‌ تصويب نخستين قانون در حمايت از استخدام سياه پوستان در اين كشور انجاميد. بنابر اين قانون كه در سال 1970  با پاره‌اي قوانين ديگر تكميل شد، بنگاه هاي صنعتي تجاري موظف مي شدند كه گزارشي از نرخ استخدام برخي از گروه هاي قومي به نسبت كل كاركنان خود را به مقامات فدرال ارائه داده و استخدام هاي خود را با سهميه بندي هاي اعلام شده قانوني انطباق دهند. در طول چهار دهه گذشته اين قوانين كه به تدريج چنان رايج شدند كه به صورت متعارف و داوطلبانه به اجرا در آمدند سبب شكل گيري قشري متوسط از سياه پوستان و اسپانيايي تبارها(هيسپانيك ها) در امريكا شده هر چند كه هنوز بيش از 25 در صد از سياهان در فقر به سر مي برند.
استفاده از مكانيسم هاي عمل مثبت به سود زنان از سال 1984 در اروپا با تصويب گروهي از قوانين در سطح اتحادية اروپا براي تقويت اشتغال زنان آغاز شد. در بريتانيا قانون دربارة تبعيض جنسيتي‌ سبب شد كه تبعيض عليه زنان و فشار بر آنها در محيط‌هاي كاري كاهش يافته و امكانات بيشتري براي زنان داراي فرزند براي كاركردن ايجاد شود. در كشورهاي در حال توسعه و از جمله كشور ما، قوانين كار تا اندازه ‌اي  در همين جهت و در حمايت از زنان وارد عمل شده‌اند اما اين قوانين و در مجموع كل اقدامات انجام شده بسيار ضعيف تر از حد مطلوب و موقعيت كنوني جامعه ما قرار دارند.
با اين وصف گروهي از كارشناسان نيز با  فرايندهاي عمل مثبت مخالفت مي كنند و در مقابل آنها چندين  استدلال را  به ميان مي كشند: نخست انكه به باور آنها، يازوكارهاي عمل مثبت سبب به كنار رفتن سازوكارهاي شايسته سالاري شده و به آنجا خواهد كشيد كه افرادي بدون برخورداري از مهارت ها و سطح قابل قبول براي  موقعيتي خاص به ان موقعيت دست يافته و از اين طريق آن موقيعت را نازل كنند؛ استدلال ديگر آن است كه سازوكارهاي  عمل مثبت سبب مي شود كه افراد بهره‌مند از آنها به نوعي  ضعف و  وضعيت فروتر اجتماعي خود را پذيرفته و ان را دروني كنند و از اين راه به بازتوليد آن  دست زنند؛ و سرانجام اينكه  سازوكار عمل مثبت  به افزايش تعارض و برخورد ميان گروه هاي مختلف اقليتي و اين گرو.ه ها با گروه هاي اكثريتي دامن مي زند زيرا هر گروهي بر آن است كه در حقش  ظلم شده و به مهارت هاي واقعي  آن توجه نشده است. با اين وصف برغم تمام اين استدلال ها تجربة عملي  سازوكارهاي عمل مثبت در طول سه دهه گذشته در اغلب كشورها و به ويژه ايالات متحده امريكا  در مجموع مثبت بوده است و امروز هيچ كس نمي توان نقش اين سازوكارها را در به وجود امدن يك طبقة متوسط سياه پوست در امريكا و يا بهبود موقعيت زنان در اروپا انكار كند.  
در اين ميان و در رابطه با موقعيت ايران بايد توجه داشت كه كشور ما در حال حاضر به سرعت در حال افزايش مشاركت اجتماعي زنان خود است و از اين لحاظ شايد بتوان بدون مبالغه ادعا كرد كه وضعيت زنان ايران با هيچ يك از كشورهاي خاور ميانه و شمال افريقا يعني با اكثريت قريب به اتفاق ساير كشورهاي اسلامي  قابل مقايسه نيست و توسعه يافتگي از اين لحاظ نرخ بالاتري را نشان مي دهد. البته بايد بلافاصله اضافه كرد كه مشاركت اجتماعي زنان در ايران در حوزه هاي مختلف شكل يكسان و نرخ همانندي را نداشته است براي نمونه در حالي كه زنان ايراني حضور بسيار فعالي را در عرصه هاي فرهنگي ( سينما، نشر، رسانه ها) دارند اما در عرصة اشتغال صنعتي و به ويژه در سطوح مديريتي حضور آنها بسيار كم رنگ و حتي در برخي از موارد پايين تر از سه دهه پيش است. حضور گستردة زنان در دانشگاه ها كه امروز با نرخ هاي بالاي 50، 60 و حتي 70 درصد نسبت به كل پذيرفه شدگان در حال تحصيل هستند، گوياي اين حضور اجتماعي قدرتمند اما نابرابر در بخش هاي مختلف است.
تداوم اين وضعيت بي شك نمي تواند مناسب بوده و از ابعاد گوناگون كشور و روند توسعة پايدار را چه در رابطه با موقعيت خود زنان و چه در ساير  زمينه ها به خطر انداخته و حتي ممكن است امكان پس رفت هاي اجتماعي و از ميان رفتن دستاوردهايي كه در طول سه دهة اخير براي زنان حاصل شده است را همراه داشته باشد. تاثير اين امر نيز  پس رفت عمومي جامعه خواهد بود، بايد  تاكيد كرد كه موقعيت زنان مهم ترين شاخصي است كه در  ارزيابي  وضعيت توسعه جوامع كنوني مي توان بر آن اتكا كرد و در كشوري همچون ايران سرنوشت اينده جامعه ما به دلايلي بي شمار با موقعيت زنان پيوند خورده است: زنان ايراني در واقع در حال حاضر نه تنها در  حال دگرگون كردن و بهبود وضعيت خود هستند  بلكه در همين راه جامعه ايراني را نيز به سوي دگرگوني كاملي پيش مي برند.  از اين رو بايد هر چه سريع تر و در قالب بالاترين اجماع ممكن، دربارة مكانيسم هاي عمل مثبتي كه بتواند  اين وضعيت را اصلاح كند به انديشيدن پرداخت و با اين وصف اين نكته اساسي را نيز نبايد از ياد برد كه استفاده از عمل مثبت، كاري بسيار حساس است كه بايد آن را با موقعيت جامعة ايراني با تمام تضادهاي متفاوتي كه در آن وجود دارد انطباق داد؛ تضادها و موقعيت‌هايي از جمله درعرصه روابط پيچيده و متناقض ميان سنت و مدرنيته، تحول وضعيت جمعيتي، دگرگوني ساختارهاي خانوادگي و رفتارهاي مربوط به آنها، نقش گستردة جوانان در عرصه هاي اجتماعي و فرايند عمومي جهاني شدن كه ما نيز خواسته يا ناخواسته بخشي  از آن هستيم، و در كنار همة اينها، سير شتاب گيرنده‌اي كه جامعه به دليل ورد آن در يك فرايند انقلابي و تحولات ناشي از آن . همه اين مواردرا بايد  به مثابة چارچوب هاي تودرتويي در نظر گرفت كه الزامات بحث ما را مي سازند و ما را وا مي دارند كه هر گونه تصميم گيري و برنامه ريزي و عملي در اين زمينه را با دقت و ابتكار بالايي انجام دهيم.
به كار گيري برنامه هاي عمل مثبت پيش از هر چيز بايد  در بعد و  با رويكردي بسيار جدي پيگيري شود و تنها در حد  تصويب و اجراي چند قانون حمايتي  براي مثال از اشتغال زنان خلاصه نشود. اما آنچه از اين امر باز هم مهم تر است اينكه اين سازوكارها لااقل با چهار خصوصيت جامعه ايراني كنوني انطباق يابند. نخست آنكه  ايجاد سازوكارهاي عمل مثبت را با ساختار نظام خويشاوندي و روابط زنالشويي در ايران انطباق دهيم به صورتي كه  از شوك هاي احتمالي  در اين زمينه  جلوگيري كنيم. سپس آنكه اين سازوكارها را با  فاصلة طبقاتي  زيادي كه در حال حاضر در جامعه ايراني مشاهده مي شود و  يكي از خصوصيات عمومي جوامع در حال توسعه است انطباق دهيم و تلاش كنيم كه با اين اقدامات  تعارض هاي ناشي از اين فاصله افزايش نيابد. سوم آنكه بتوانيم وجود سبك هاي زندگي بسيار متفاوت ايراني را كه عموما در تعارض هر چه اشكارتري ميان  سنمت و مدرنيته در جامعه ما به چشم مي خورد سازگار كنيم و سرانجام آنكه بتوانيم خاص گرايي هاي محلي – قومي را با اين اقدامات سازگار نمائيم. هر يك از اين موارد  نياز به گشودن  حوزه‌هاي فكري‌اي دارد كه بتوانند به  بحث و تبادل نظر ميان كارشناسان و انديشمندان آن حوزه امكان دهند و در اين ميان شايد كي از مهم ترين اقداماتي كه نبايد از ان غافل شد تججربه ساير كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه هاست.
اميد ما اين است كه اين بحث اغازي باشد براي دامن زدن به بحثي گسترده تر درباره ارزش و كارايي سازوكارهاي  عمل مثبت زيرا از اين طريق  كمي توان موضوع را نه فقط در رابطه با موقيعت زنان بلكه در بسياري موارد ديگر  و مورد نياز در جامعه ايران كنوني برايمثال در رابطه با ج.انان، قوميت ها و غيره نيز به كار برد. 




جهان نگري حمل ونقل /  مرضيه سالکي
موضوع مرتبط :جهانگردی و توریسم

جهان نگري /فرا ملي گرائي : نوعي بينش و نگاه گسترده / جهاني / فراملي مي باشد که اين بينش ممکن است در ذهن همه افراد چه در گذشته و حال وجود داشته باشد ولي 1) اين بينش با استفاده از وسايل و تکنولوژيهاي پيشرفته و افزايش اگاهي و اطلاعات موجب بوجود آمدن مرحله و فرايند جهاني شدن در دنيا مي شود 2) ممکن است براي ايندگان مرحله جهاني شدن موجب بوجود امدن بينش جهاني يا جهان گرائي شود .

جهان گرائي وجهاني شدن حمل ونقل : در ابتدا انسان کالاهاي خود را خود حمل مي کرد ولي با آگاهي از اينکه مي تواند حيوانات را رام کند توانست با کمک گاو ، شتر ، اسب ، الاغ و...  به حمل کالا و مواد خود يا سوار شدن بر انها و... بپردازد . اما در اين مراحل افراد ديد بومي داشتند وديد بومي انها به خاطر نداشتن ارتباط با ديگر مناطق و غلبه نکردن بر شرايط خاص فيزيکي خود  بود يعني اروپائيان فقط از اسب استفاده مي کردند ،يا عرب ها در مناطق کويري و خشک با شتر و الاغ و..  و مناطق آسيايي جنوبي با فيل و گاو و.. حمل ونقل مي کردند .
ولي با اختراع چرخ وتوسعه ان  ديد جهاني در افراد بوجود امد يعني با ساخت مثلا گاري ، درشکه و... و انتقال ان ازيک منطقه به منطقه ديگر ( اگرچه با يک روند کند بود ولي ) باعث فرا محلي کردن ديدگاه ها شد يعني باعث شد که افراد بدانند که استفاده از يک چيز مختص ان گروه يا قوم نمي باشد .يعني به نظر من افراد بومي بر اساس توسعه حمل ونقل وارتباطات در ابتدا ، ديد وبينش فرا محلي پيدا کردند .
بعد از اين موقعيت است که افراد و دانشمندان ديد جمعي پيدا کردند و سعي در برقرار کردن  ارتباط با دانشمندان و متخصصان ديگر کردند که اين امر موجب شد تا وسايل پيشرفته ديگر مثل ماشين ويا کشتي و...ساخته شود .استفاده از ماشين براي مردم مختلف جهان گروه ماشين سوار و.. را بوجود اورد که اين گروه علاوه بر ديد جمعي خود ديد فرامحلي وفراملي تر دارند که مثلا ماشين ساخته ديگران را استفاده کنند .
بعد از سلخت ماشين و با انقلاب صنعتي کم کم همه وسايل حمل ونقل  چه قديمي چه جديد رشد کردند کشتي ، هواپيما ، قطار، مترو ، انواع اتومبيل هاي پيشرفته و فني و....که اين انقلاب بر اثر جهاني تر شدن ديدگاه مردمان قبلي و توسعه اطلاعات و ارتباطات محلي و جهاني آنها بوجود آمد . ودر ادامه ي اين انقلاب ذهني ، فرهنگي ، صنعتي  اينترنت بوجود آمد که توانست به حمل ونقل گذشته که هزينه زياد و سرعت کم داشت کمک کند  تا جهان به حمل ونقلي با هزينه و وقت کم و سرعت بسيار بالا برسد و يک حمل ونقل جهاني شده بوجود آيد .
اما در همه اين مسائل حمل ونقلي ، صنايع گوناگون و حرفه ها بوجود آمد که نقش هاي اجتماعي وصنعتي متفاوتي رادر افراد در همه سطوح پديد آورد . که زير بناي اين امر همان ديد جهاني داشتن است که تنها براي قوم وملت خود کار نکنند بلکه براي تمام جهانيان فعاليت کنند .و براساس اين ، ذهنيت افراد گسترده شد يعني به سوي مسائل متفاوتي رفتند واز علوم وفنون باخبر شدند و در عين حال بسوي جمع گرا بودن رفتند وبا حفظ فرديت خود ذهنيت جمعي داشتند و ذهنيت منعطف پيدا کردند که اين ذهنيت منعطف منجر به قبول يا رد نظرات افراد و گروه ها در نقاط مختلف دنيا مي شود .
در مورد توسعه اگاهي فرا ملي بايد گفت افراد تحت تاثير ارتباطات و حمل ونقل به نوعي اگاهي جديد در تمام زمينه ها مي رسند يعني سعي در توسعه اگاهي هاي سياسي ، تاريخي ، زباني ، جغرافيائي ، فني ، اجتماعي ، هنري و... در مورد ديگران داشتند  . يعني فرقي بين کوچک وبزرگ و.. نيست ، تفاوت اطلاعاتي و ديدگاهي بين افراد است .
در اينجاست که جامعه چند محوري و چندفرهنگي بوجود مي ايد.  به نظر من اين مقوله تمام مقوله هاي ديگر رادر خود جمع کرده است يعني براي توجه به جهان بايد ديد فرامحلي ، نگاه جمعي ، اگاهي زياد و ديدگاه نقش منعطف داشت . و مي توان با مقايسه اينکه در گذشته افراد فقط فرهنگ خود را فرهنگ برتر مي دانستند ، ولي امروزه با اگاهي از فرهنگ هاي ديگر يا فرهنگ هاي برتر ، گفت که افراد در همه سطوح و سنين ديدگاه جهاني پيدا کرده اند . مثلا در حمل ونقل ورانندگي ، در گذشته افراد رانندگي رافقط مخصوص مردان مي دانستند و ديد جامع تري نداشتند ولي امروزه علاوه بر اينکه همه قشر و گروهي رادر جامعه چه زن ، چه پسر ، چه دختر و... را در نظر دارند فرهنگ هاي مختلف را نيز مد نظر دارند .يا ميتوان با در نظر گرفتن توريست و جهان گرد گفت، توجه و احترام به فرهنگ هاي مختلف ،در نتيجه جهان نگري مردمان کشور هاي مختلف ، به توسعه فرهنگي و فني حمل ونقل دانست . 
در واقع مي توان حمل ونقل را چنين در نظر گرفت که به انتقال داده ، کالا ، انسان و... از يک نقطه به نقطه ديگر دانست که امروزه مقوله بسيار بزرگي شده و همه بخش هاي جامعه را به هم وصل مي کند بنابراين براي اينکه بتوان به نوعي ديد جهاني و بعد از ان به مرحله جهاني شدن رسيد بايد برنامه ريزي صحيح با توجه به قوانين واستانداردهاي  جهاني ، توسعه خدمات اموزشي وتکنيک هاي مديريتي وصنعتي و... را در نظر داشت .يعني مي توان گفت که حمل ونقل تنها يک مقوله صنعتي وعلمي نيست بلکه مقوله فرهنگي ، اجتماعي ، تاريخي ، و...و مخصوصا زيستي مي باشد و مخصوص کشور يا قاره اي خاص يا نسل خاصي نمي باشد .




برنامه موضوعات هفته نامه فصل نو تا پایان سال 1384 /  هفته نامه فصل نو
موضوع مرتبط :خبر

به اطلاع کلیه علاقمندان علوم اجتماعی می رسانیم محوریت برنامه های هفته نامه فصل نو تا پایان سال 1384 به شرح زیر می باشد . از تمام علاقمندان و صاحب نظران حوزه علوم اجتماعی دعوت می کنیم با ارسال مقالات و مطالب خود ما را در انتشار این هفته نامه یاری نمایند


10 دی      : تحولات اجتماعی جهان در سال 2005 (شماره 24)
17 دی      : تحولات مدرنیته در ایران و یادی از امیر کبیر (شماره 25)
24 دی      : جامعه شناسی خشونت و یادی از زاد روز آگوست کنت و آنتونی گیدنز (شماره 26)
01 بهمن   : جامعه شناسی خانواده (شماره 27)
08 بهمن   : جامعه شناسی شهری (شماره 28)
15 بهمن   : مذهب و نگاهی به عاشورا (شماره 29)
22 بهمن   : جامعه شناسی انقلابات و گرامیداشت انقلاب اسلامی ایران (شماره 30)
29 بهمن   : جامعه شناسی علم و تکنولوژی(شماره 31) 
06 اسفند : اقتصاد و یادی از سالروز تولد زیمل (شماره 32)
13 اسفند : روانشناسی اجتماعی و نیکوکاری (شماره 33)
20اسفند  : فرهنگ عامه و بررسی مراسم باستانی و تاریخی مانند چهارشنبه سوری در ایران و زاد روز کارل مارکس (شماره 34)
27 اسفند : جامعه شناسی اوقات فراغت و یادی از 29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت (شماره 35)

ما منتظر مقالات شما عزیزان هستیم




فصلنامه فرهنگی _ فلسفی " مدرسه " منتشر شد /  مهدی علاقبند
موضوع مرتبط :گزارش

این نشریه در دومین شماره خود نگاه ویژه ایی به مبحث ملت _ دولت  با بررسی مقولات هویت ملی ، مبانی اخلاقی حق دخالت بشر دوستانه بوسیله جنگ ، کژ کارکردهای ناسیونالیسم ، دولت ملی و مدرنیته ، جهانی شدن و دولت ، دارالسلام و دارالکفر که نویسندگان این ناگه ویژه داریوش آشوری ،    مایکل والستر ، آرش نراقی ، یورگن هابرماس ، حمید رضا جلایی پور ، رضا خجسته رحیمی ، موسی غنی نژاد ، محمود سریع القلم ، محمد ضمیران ، حسن یوسفی اشکوری و سعید حجاریان است .
در بخش دیگر این شماره گزارش مولف پیرامون سفر جان هیک به تهران و نقد وبررسی نظریات وی در فلسفه دین و تکثرگرایی دینی که در همین بخش مباحثه عبدالکریم سروش با جان هیک پیرامون تکثرگرایی دینی منتشر شده است .  و همچنین در بخش یادها به مناسبت نخستین سال درگذشت ژاک دریدا به بررسی آثار و عقاید دریدا با مطالبی از توشی هیکو ایزوتسو و یورگن هابرماس پرداخته شده است .
در بخش از میان رویدادها ، به بررسی مباحثه و مجادله پرفسور عبدالکریم سروش و مخالفان او ، در باب تلقی از مهدویت و نسبت آن با دموکراسی می پردازد . سروش  طی یک سخنرانی در پاریس و در مباحثات بعدی ، به انتقاد از مهدویت سیاسی پرداخته و تاکید می کند که شیعه غالی نیست . نظر او در باب مهدویت نه تنها با مخالفت سنت گرایان ، که با نقد نواندیشان دینی نیز مواجه شد .
این نشریه با صاحب امتیازی حسین خسرو شاهی و سردبیری جلال توکلیان با همکاری موسسه معرفت و پژوهش با قیمت 800 تومان منتشر شده و بر روی دکه مطبوعات عرضه شده است .
نشریه الکترونیکی فصل نو بدون هیچ پیش داوری ارزشی  نسبت به نشریه مطالعه فصلنامه " مدرسه " را به علاقمندان مباحث فلسفی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی توصیه می کند .



باز باران بی ترانه (قطعه ادبی) /  محمد کامبد
موضوع مرتبط :قطعه ادبی

باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم
 

من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست

 

نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست
نمی فهمم

 

کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
نمی دانم

 

نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست
نمی فهمم