مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۳ دی ۱۳۸۴ - سال اول - شماره 23 - 21 صفحه / ویژنامه موسسات غیر دولتی (NGO)
سازمانهای غیردولتی Non governmental organizations /  دکتر مهدی پیروز نیا
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

آنچه در وهله ی اول در باره ی سازمانهای غیردولتی می توان گفت ، آن است که این سازمانها ریشه در مفاهیمی بنیادین دارند مفاهیمی که از دل ِ تفهم و خواستِامروز  انسان ها و جوامع انسانی برمی خیزند . بخشی از تبعات این خواست که : « مرا نیازی نیست به کسی تا به جای من بیاندیشد تصمیم بگیرد و عمل کند » اگردر جوامع انسانی امروز مفهوم نهادهای جایگزین ونمایندگی ، جای خود را به تلقین احساس قیمومیت داده است ؛  سازمانهای غیردولتی اعتراضی است آگاهانه به عملکرد دولتها و نهادهای رسمی که در چارچوبِ بندهای قانونی خود تنیده گرفتار آمده اند و روزبروز از قدرت و کارایی شان برای حل مسائل و معضلات بشری کاسته شده است واکنون بخشهایی عظیم در درون آنها تنها به حل معضلات درونی خود آن نهادها مشغولند . در چنین فضایی سازمانهای غیردولتی با جمع شدن انسانهایی که با درک عمیق مشکلات خاص جامعه شان سازمان می یابند ، باهدف حل معضلات اجتماعی بدور از حمایت ، هدایت و تحکمات آمرانه ِ نهادهای رسمی و دولتهایی که اغلب نمی خواهند به ضعف عملکرد و توان خود اعتراف کنند ،پدید می آیند . « سازمان غیردولتی مفهومی است که نه می توان تعریف خاص ، دقیق و جامعی برای آن قائل شد و نه تاریخچه ی پیدایش معینی دارد . با این حال رشد بی سابقه ی این گونه سازمانها و کارکرد خارق العاده ی آنها در حل معضلات و ناهنجاریهای بشری خاصه در شهرها ، باعث شده است تا این نهاد جامعه ی انسانی ، از مفهومی تقریبا"  ناشناخته با حیطه ی وظایفی ثابت و محدود ، به گونه ای شگفت آور تغییر یافته و به بازیگری قدرتمند در عرصه ی ملی و بین المللی و توانایی تاثیر گذار - گاهی همدوش دولتها و سازمانهای بین المللی و فعال جهانی - تبدیل شود . »( 1  ) هر چند از عمر سازمانهای دولتی در شکل مطروحه ی امروزی زمان زیادی نمی گذرد و هنوز بسیاری از جنبه های حقوقی آن بخوبی تشریح و موشکافی نشده است ، اما کارایی این سازمانها بطور نظری و عملی کاملا" به اثبات رسیده است . ثابت شده که سازمانهای غیردولتی می توانند با فعالیت در حوزه ی عمومی Public Sphere و با داشتن یک رفتار کنشمند ارتباطی ، شرایط را برای نیل به مفاهیمی همچون شهروندی جهانی  و آشکارسازی ابعاد مسئولیت و حوزه ی کنش آن که در روند جهانی سازی Globalization   ، حضور آن برای ممانعت از تضییع حقوق انسانی و پایمال شدن حقوق ملل کمتر توسعه یافته توسط قدرتمداران اقتصاد و سیاستهای جهانی لازم است ، فراهم سازند . در یک نگاه واقع گرایانه ، اما ،  سازمانهای غیردولتی هنوز بیشتر یک مفهوم نظری در حال تکامل اند . هنوز یک تعریف جامع و کامل از سازمانهایغیردولتی ، که مورد قبول همگان باشد ، وجود ندارد و حدود استقلال و دامنه ی مجاز فعالیتهای آن مورد توافق همگان نیست . هر سازمانی از دیدگاه کارکردی و با توجه به زمینه های اشتراک در کار از بعد خاصی این سازمانها را تعریف می کند . سازمانهای رسمی ترحیح می دهند تنها در ارتباطهای کاری و اشتراکات عملی و در حد رفع نیازسازمانهای غیردولتی را مورد بررسی نظری قرار دهند . به نظر می رسد که سازمانهای رسمی و خصوصا"  دولتی اینگونه سازمانها را رقیب قدرتمندی در آینده می دانند و از این نظر جندان تمایلی به بسط حیطه ی عمل این سازمانها ندارند.
می توان از سوی دیگر گفت که این سازمانها یک مفهوم پویای ذهنی است که ذهن بسیاری از اندیشمندان رابه خود مشغول داشته وبسیاری ازنهادهای اجتماعی را برآن داشته تا برای کارآمد تر شدن در حوزه ی عمومی و فعالتر شدن کنشهای ارتباطی شان ، با تغییرات سازمانی،  خود را به آن نزدیکتر کنند وبرای نیل به این هدف به بررسی های نظری و فعالیت برای بازترشدن حوزه ی عمل این نهاد کارآمد اجتماعی بپردازند .مفهوم سازمانهای غیردولتی بدینگونه رشد کرده و تکامل یافته است .
شاید بتوان یکی از دلایل عمده ی رشد و تکامل  سازمانهای غیردولتی  را در بارور شدن  مفهوم «  جامعه ی مدنی جهانی  » در سالهای اخیر جستجو کرد . بسیاری معتقدند نفرت و دلزدگی ناشی از فجایع جنگهای جهانی بویژه جنگ جهانی دوم _ و جنگهای محدودِ منطقه ای پس از آن و نیز احتمال هرازچندگاه بروز جنگهای فراگیر که مایه ی سلب آسایش و احساس امنیت فکری و روحی است - ونیز ناکارآمدی نهادهای سیاسی و ایدئولوژیک سبب شده تا ملتها همپای نوسازی خویش به تدریج به ضرورت مشارکت و نظارت بر دولنهای خویش در امور مربوط به کشور ، حکومت و روابط بین المللی پی برده و با سازماندهی خویش در چارچوبهایی همانند سازمانهای غیردولتی ، نوع همکاری و تعامل با دولتها را نهادینه سازند . بعدها این ساختارها تکامل یافته و به اهرمی تبدیل شد که می توانست با بهره گیری تام از مهمترین عامل قدرت یعنی مشروعیت یافتن از سوی مردم به اعمال فشار بر دولتها برای تغییر در وضعیتهای نامطلوب ، توجه به اموری خاص و یا انجام فعالیتی ویژه بپردازند . حیطه ی عمل آنچنان گسترده شده است که گاه یک سازمان غیردولتی در برابر چندین دولت یا اتحادیه ای از دولتها قرار گرفته و آن دولتها را ناگزیر به تغییر در تصمیمات یا لااقل پاسخگویی به مردم و این نهادهای جامعه ی مدنی جهانی ساخته است . در پی این رشد و توسعه ، هم دولتها و هم سازمانهای بین المللی برآن شدند تا با ارائه و تدوین سازوکارهای خاص ، انرژی سرشار سازمانهای غیردولتی را نهادینه ساخته ، در جهت اعتلای اهداف حود یا جامعه ی ملی و بین المللی به کار گیرند . تدوین قطعنامه ی
E/1996/31  در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل که ناظر بر روابط مشورتی میان سازمانهای غیردولتی و سازمان ملل متحد و ارگانهای تابعه ی آن است ، اوج موفقیت سازمان ملل در نهادینه سازی این روابط به شمار می آید . دولتها نیز در سطوح ملی تلاش نموده اند تا با تصویب قواعدی ویژه برای ثبت و دسته بندی سازمانهای غیردولتی، آنها را در رسیدن به اهدافشان یاری کنند .
تلاش برای یافتن یک تعریف جامع از سازمانهای غیردولتی :
نخستین تعریفی که براساس نام این سازمانها می توان ارائه داد ، تعریف فراگیر « هر سازمان یا هر گروه منسجم و سازمان یافته ای است که تحت نظارت و تاسیس دولت قرار ندارد غیردولتی خوانده می شود » ، این امکان را ایجاد می کند تا کلیه ی تشکل های خیریه ، امدادرسان ، تجاری ، بازرگانی ، فرهنگی ، اجتماعی ورزشی ، معنوی توریستی ، فنی ، علمی حقوقی ، اداری ، سیاسی و نظایر آن را در این مجموعه گردهم آوریم . اما تاکنون با توجه به ساختار و هدف سازمانهای غیردولتی و نیز به دلیل آنکه این سازمانها بر اساس قوانین حقوقی درونی دولتها به وجود می آیند ، امکان دستیابی به یک تعریف جامع جهانی فراهم نیامده است . با این وجود تعاریف مختلف و بسیاری از سوی نهادهای بین المللی و محققان ارائه شده است . به بخشی از این تعاریف در اینجا اشاره می شود ( 1 ) :
دایان اتو Dianne Otto   می گوید : یک سازمان غیردولتی ، شخصیتی غیرانتفاعی است که اعضای آن شهروند یا مجموعه ای از شهروندان یک یا چند کشورند که نوع فعالیت آن به منظور پاسخگویی به احتیاجات افراد جامعه و یا جوامعی که سازمان مذکور با آن همکاری می نماید تعیین می شود . ( و البته مستقل از دولت یا دولتها عمل می کند . )    
سالامون لستر و هلموت آنهی اِر Salamon Lester & Helmut Anhier  چنین تعریفی ارائه کرده اند : سازمان غیردولتی ؛ تشکلی مستقل ، منعطف ، دموکراتیک و غیرانتفاعی است که فعالیتها ی خود را جهت کمک به تقویت بنیه های اقتصادی و اجتماعی گروههای حاشیه ای ، حل معضلات عامه و گاه رفع مسائل قشری خاص متمرکز کرده اند .
جک پلانو و ری التون  Jack Plano & Ray Olton   نیز چنین تعریفی ارائه می کنند : سازمان غیر دولتی سازمانی است با سازو کاری برای فراهم ساختن زمینه ی همکاری میان گروههای ملی در باره ی مسائل بین المللی به ویژه در زمینه های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، انسان دوستانه و تکنیکی .
اما تعاریف نهادهای جهانی :
نهادهای مختلف سازمان ملل  هریک تعریفی ارائه می دهند شامل :
اداره ی اطلاعات عمومی سازمان ملل :  به هر سازمان غیردولتی و داوطلبانه ای اطلاق می شود که درسطح محلی ،ملی یا بین المللی فعالیت دارد و افرادی با علائق مشترک آن را ارائه می کنند . خدمات انسان دوستانه ، توجه دادن مردم به اعمال دولت ، نظارت بر سیاستهای اتخاذ شده از سوی دولت و تشویق به مشارکت سیاسی در امور خارجه ، در شمار فعالیتهای این سازمانها قرار می گیرد . سازمانهایی از این دست ، با تحلیل و کارشناسی امور ، نقشی مشابه سازوکارهای هشدار دهنده را ایفا می کنند .
شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در قطع نامه ی E/1996/31  ماده ی 12 :
هر سازمانی که بر اساس نهادهای دولتی یا موافقت نامه های بین دولتها شکل نگرفته باشد ، از دیدگاه تنظیم کنندگان این قطعنامه ، غیردولتی محسوب می گردد .
تعاریف ارائه شده از سوی بانک جهانی :
1 - سازمان غیردولتی سازمانی است متشکل از افراد خاصی که با پایبندی به برخی اصول اساسی اجتماعی ، فعالیتهای خویش را بر پایه ی توسعه بخشیدن به جوامعی که در آنها زندگی می کنند قرار می دهند .
2 - سازمان یا گروهی از مردم که مستقل از هرگونه کنترل خارجی فعالیت نموده و اهداف آنها در راستای ایجاد تغییرات مورد نظر در یک جامعه ، فضا یا موقعیت خاص است .
3 - سازمانی است با ساختار غیرانتفاعی ، که ماهیتی داوطلبانه ، خدماتی و توسعه محور دارد و در راستای اهداف اعضا حرکت می کند یا به دنبال منافع سایرین است . سازمانهای عام المنفعه در شمار این سازمانها قرار می گیرند .
4 - نوعی سازمان توسعه ی اجتماعی محسوب می شود که به منظور تقویت مردم شکل گرفته است
5 - سازمانی مستقل ، دموکراتیک و نامنسجم است که در آن تلاش در جهت تقویت بنیه های اقتصادی و یا اجتماعی گروههای حاشیه ای صورت می پذیرد .
6 - سازمانی که به احزاب سیاسی وابستگی نداشته باشد و غالبا"  درگیر فعاللیتهایی برای کمک ، توسعه و بهداشت و سلامت جامعه است .
7 - سازمانی متعهد به علل ریشه ای مشکلات و مسائل ، که تلاش دارد کیفیت زندگی افراد فقیر ، مستضعف و حاشیه ای را در مناطق شهری و روستایی بهبود بخشد .
8 - سازمانهایی که برای جامعه و از سوی آن تشکیل یافتهو دولت در آنها دخالتی ندارد یا میزان دخالت آن اندک است . این سازمانها هم می توانند حالت خیریه ای داشته باشند و هم می توانند در فعالیتهای اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی داخل گردند .
9 - سازمان غیردولتی سازمانی است  که در درون خود حالت منعطف و دموکراتیک داشته و تلاش می نماید تا بدون قصد منفعت طلبی برای خویش ، به مردم خدمت کند .
تعریف اتحادیه ی اروپا یا The council of Europe  :
سازمان غیردولتی ، جمعیتها ، جنبش ها و یا گروههایی هستند که با استقلال کامل از دولت ، بدون قصد منفعت طلبی و در جهت دفاع از منافع خاصی همچون مسائل شغلی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تجاری ، سیاسی ، علمی ، انسان دوستانه ، مذهبی و یا ... تشکیل گردیده اند .
و اما تعریف ارائه شده در بانک اطلاعات سازمانهای غیردولتی ایران ارائه شده در جریان همایش نقش وجایگاه سازمانهای غیردولتی درعرصه ی فعالیتهای ملی وبین المللی ( مهر 1379 )
سازمانی غیردولتی محسوب می شود که تشکیلات و ساختاری مشخص داشته باشد همچنین عمده ی اعتبار آن از بخش غیردولتی تامین شود نیز غیرانتفاعی و داوطلبانه بوده ، پاسخگوی تمام یا بخشی از نیازهای جامعه ی خود باشد .  
تمامی تعاریف فوق دلالت بر یک نکته دارند و آن اندیشه ی ایجاد رویه ای جدید در به انجام رسیدن امور جوامع انسانی است. رویه ای به دور از کنترلهای نهادین از یکسو و کاهنده یانگیزه ی منفعت طلبی شخصی درانجام امور که رکن اصلی جامعه ی سرمایه داری در جهان امروز است .اما آیا در جهانی شتابان خیز برداشته به سوی سرمایه داری و منطق سود سود و سود می توان بخشی انسانها را از دیدگاه و خواست منفعت طلبی شخصی منع کرد ؟
نکته آخر آنکه انسان همواره برای کسب امنیت و ایجاد قوای روانی ِ تحمل قدرت در جوامع نابرابر و یا نامتعادل از نظر توزیع قدرت ، خود را با چیزی تجهیز می کند که فشار روانی ناشی از عدم تعادل را در او به حداقل برساند که نمونه های آن را می توان در ایجاد گروههای نژادی ، قومی ، مذهبی در میان مهاجران ، انسجام در میان اقلیتهای قومی و مذهبی ، گرایش به لمپنیزم گروهی در جوانان دید. یکی از راههای هدایت منطقی این مسئله و ایجاد تعادل و موازنه میان انسانها و مراکز تمرکز قدرت ، ایجاد نهادها ی اجتماعی یا سازمانهایی است که با ایجاد اتحاد و قدرت گیری از اجتماع انسانها و استفاده از قدرتها و استعدادهای آنها ایجاد نوعی توانایی روانی و اعتماد به نفس در انسان می کنند . سازمانهای غیردولتی در بخشهای مختلفی که برای انسان در آن بخشها نوعی عدم تامین و احساس ترس و نگرانی وجود دارد مانند محیط زیست می تواند ایجاد گردد .  همچنین شاید این سازمانها بتوانند جایگزین مناسبی برای نهادهای کهنه ی جامعه ی انسانی در کسب اهداف برابری جویی و عدالت اجتماعی باشند . 
منابع :
1 - گلشن پژوه محمودرضا - راهنمای سازمانهای غیردولتی - موسسه ی فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران  
آنچه در وهله ی اول در باره ی سازمانهای غیردولتی می توان گفت ، آن است که این سازمانها ریشه در مفاهیمی بنیادین دارند مفاهیمی که از دل ِ تفهم و خواستِامروز  انسان ها و جوامع انسانی برمی خیزند . بخشی از تبعات این خواست که : « مرا نیازی نیست به کسی تا به جای من بیاندیشد تصمیم بگیرد و عمل کند » اگردر جوامع انسانی امروز مفهوم نهادهای جایگزین ونمایندگی ، جای خود را به تلقین احساس قیمومیت داده است ؛  سازمانهای غیردولتی اعتراضی است آگاهانه به عملکرد دولتها و نهادهای رسمی که در چارچوبِ بندهای قانونی خود تنیده گرفتار آمده اند و روزبروز از قدرت و کارایی شان برای حل مسائل و معضلات بشری کاسته شده است واکنون بخشهایی عظیم در درون آنها تنها به حل معضلات درونی خود آن نهادها مشغولند . در چنین فضایی سازمانهای غیردولتی با جمع شدن انسانهایی که با درک عمیق مشکلات خاص جامعه شان سازمان می یابند ، باهدف حل معضلات اجتماعی بدور از حمایت ، هدایت و تحکمات آمرانه ِ نهادهای رسمی و دولتهایی که اغلب نمی خواهند به ضعف عملکرد و توان خود اعتراف کنند ،پدید می آیند . « سازمان غیردولتی مفهومی است که نه می توان تعریف خاص ، دقیق و جامعی برای آن قائل شد و نه تاریخچه ی پیدایش معینی دارد . با این حال رشد بی سابقه ی این گونه سازمانها و کارکرد خارق العاده ی آنها در حل معضلات و ناهنجاریهای بشری خاصه در شهرها ، باعث شده است تا این نهاد جامعه ی انسانی ، از مفهومی تقریبا"  ناشناخته با حیطه ی وظایفی ثابت و محدود ، به گونه ای شگفت آور تغییر یافته و به بازیگری قدرتمند در عرصه ی ملی و بین المللی و توانایی تاثیر گذار - گاهی همدوش دولتها و سازمانهای بین المللی و فعال جهانی - تبدیل شود . »( 1  ) هر چند از عمر سازمانهای دولتی در شکل مطروحه ی امروزی زمان زیادی نمی گذرد و هنوز بسیاری از جنبه های حقوقی آن بخوبی تشریح و موشکافی نشده است ، اما کارایی این سازمانها بطور نظری و عملی کاملا" به اثبات رسیده است . ثابت شده که سازمانهای غیردولتی می توانند با فعالیت در حوزه ی عمومی Public Sphere و با داشتن یک رفتار کنشمند ارتباطی ، شرایط را برای نیل به مفاهیمی همچون شهروندی جهانی  و آشکارسازی ابعاد مسئولیت و حوزه ی کنش آن که در روند جهانی سازی Globalization   ، حضور آن برای ممانعت از تضییع حقوق انسانی و پایمال شدن حقوق ملل کمتر توسعه یافته توسط قدرتمداران اقتصاد و سیاستهای جهانی لازم است ، فراهم سازند . در یک نگاه واقع گرایانه ، اما ،  سازمانهای غیردولتی هنوز بیشتر یک مفهوم نظری در حال تکامل اند . هنوز یک تعریف جامع و کامل از سازمانهایغیردولتی ، که مورد قبول همگان باشد ، وجود ندارد و حدود استقلال و دامنه ی مجاز فعالیتهای آن مورد توافق همگان نیست . هر سازمانی از دیدگاه کارکردی و با توجه به زمینه های اشتراک در کار از بعد خاصی این سازمانها را تعریف می کند . سازمانهای رسمی ترحیح می دهند تنها در ارتباطهای کاری و اشتراکات عملی و در حد رفع نیازسازمانهای غیردولتی را مورد بررسی نظری قرار دهند . به نظر می رسد که سازمانهای رسمی و خصوصا"  دولتی اینگونه سازمانها را رقیب قدرتمندی در آینده می دانند و از این نظر جندان تمایلی به بسط حیطه ی عمل این سازمانها ندارند.
می توان از سوی دیگر گفت که این سازمانها یک مفهوم پویای ذهنی است که ذهن بسیاری از اندیشمندان رابه خود مشغول داشته وبسیاری ازنهادهای اجتماعی را برآن داشته تا برای کارآمد تر شدن در حوزه ی عمومی و فعالتر شدن کنشهای ارتباطی شان ، با تغییرات سازمانی،  خود را به آن نزدیکتر کنند وبرای نیل به این هدف به بررسی های نظری و فعالیت برای بازترشدن حوزه ی عمل این نهاد کارآمد اجتماعی بپردازند .مفهوم سازمانهای غیردولتی بدینگونه رشد کرده و تکامل یافته است .
شاید بتوان یکی از دلایل عمده ی رشد و تکامل  سازمانهای غیردولتی  را در بارور شدن  مفهوم «  جامعه ی مدنی جهانی  » در سالهای اخیر جستجو کرد . بسیاری معتقدند نفرت و دلزدگی ناشی از فجایع جنگهای جهانی بویژه جنگ جهانی دوم _ و جنگهای محدودِ منطقه ای پس از آن و نیز احتمال هرازچندگاه بروز جنگهای فراگیر که مایه ی سلب آسایش و احساس امنیت فکری و روحی است - ونیز ناکارآمدی نهادهای سیاسی و ایدئولوژیک سبب شده تا ملتها همپای نوسازی خویش به تدریج به ضرورت مشارکت و نظارت بر دولنهای خویش در امور مربوط به کشور ، حکومت و روابط بین المللی پی برده و با سازماندهی خویش در چارچوبهایی همانند سازمانهای غیردولتی ، نوع همکاری و تعامل با دولتها را نهادینه سازند . بعدها این ساختارها تکامل یافته و به اهرمی تبدیل شد که می توانست با بهره گیری تام از مهمترین عامل قدرت یعنی مشروعیت یافتن از سوی مردم به اعمال فشار بر دولتها برای تغییر در وضعیتهای نامطلوب ، توجه به اموری خاص و یا انجام فعالیتی ویژه بپردازند . حیطه ی عمل آنچنان گسترده شده است که گاه یک سازمان غیردولتی در برابر چندین دولت یا اتحادیه ای از دولتها قرار گرفته و آن دولتها را ناگزیر به تغییر در تصمیمات یا لااقل پاسخگویی به مردم و این نهادهای جامعه ی مدنی جهانی ساخته است . در پی این رشد و توسعه ، هم دولتها و هم سازمانهای بین المللی برآن شدند تا با ارائه و تدوین سازوکارهای خاص ، انرژی سرشار سازمانهای غیردولتی را نهادینه ساخته ، در جهت اعتلای اهداف حود یا جامعه ی ملی و بین المللی به کار گیرند . تدوین قطعنامه ی
E/1996/31  در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل که ناظر بر روابط مشورتی میان سازمانهای غیردولتی و سازمان ملل متحد و ارگانهای تابعه ی آن است ، اوج موفقیت سازمان ملل در نهادینه سازی این روابط به شمار می آید . دولتها نیز در سطوح ملی تلاش نموده اند تا با تصویب قواعدی ویژه برای ثبت و دسته بندی سازمانهای غیردولتی، آنها را در رسیدن به اهدافشان یاری کنند .
تلاش برای یافتن یک تعریف جامع از سازمانهای غیردولتی :
نخستین تعریفی که براساس نام این سازمانها می توان ارائه داد ، تعریف فراگیر « هر سازمان یا هر گروه منسجم و سازمان یافته ای است که تحت نظارت و تاسیس دولت قرار ندارد غیردولتی خوانده می شود » ، این امکان را ایجاد می کند تا کلیه ی تشکل های خیریه ، امدادرسان ، تجاری ، بازرگانی ، فرهنگی ، اجتماعی ورزشی ، معنوی توریستی ، فنی ، علمی حقوقی ، اداری ، سیاسی و نظایر آن را در این مجموعه گردهم آوریم . اما تاکنون با توجه به ساختار و هدف سازمانهای غیردولتی و نیز به دلیل آنکه این سازمانها بر اساس قوانین حقوقی درونی دولتها به وجود می آیند ، امکان دستیابی به یک تعریف جامع جهانی فراهم نیامده است . با این وجود تعاریف مختلف و بسیاری از سوی نهادهای بین المللی و محققان ارائه شده است . به بخشی از این تعاریف در اینجا اشاره می شود ( 1 ) :
دایان اتو Dianne Otto   می گوید : یک سازمان غیردولتی ، شخصیتی غیرانتفاعی است که اعضای آن شهروند یا مجموعه ای از شهروندان یک یا چند کشورند که نوع فعالیت آن به منظور پاسخگویی به احتیاجات افراد جامعه و یا جوامعی که سازمان مذکور با آن همکاری می نماید تعیین می شود . ( و البته مستقل از دولت یا دولتها عمل می کند . )    
سالامون لستر و هلموت آنهی اِر Salamon Lester & Helmut Anhier  چنین تعریفی ارائه کرده اند : سازمان غیردولتی ؛ تشکلی مستقل ، منعطف ، دموکراتیک و غیرانتفاعی است که فعالیتها ی خود را جهت کمک به تقویت بنیه های اقتصادی و اجتماعی گروههای حاشیه ای ، حل معضلات عامه و گاه رفع مسائل قشری خاص متمرکز کرده اند .
جک پلانو و ری التون  Jack Plano & Ray Olton   نیز چنین تعریفی ارائه می کنند : سازمان غیر دولتی سازمانی است با سازو کاری برای فراهم ساختن زمینه ی همکاری میان گروههای ملی در باره ی مسائل بین المللی به ویژه در زمینه های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، انسان دوستانه و تکنیکی .
اما تعاریف نهادهای جهانی :
نهادهای مختلف سازمان ملل  هریک تعریفی ارائه می دهند شامل :
اداره ی اطلاعات عمومی سازمان ملل :  به هر سازمان غیردولتی و داوطلبانه ای اطلاق می شود که درسطح محلی ،ملی یا بین المللی فعالیت دارد و افرادی با علائق مشترک آن را ارائه می کنند . خدمات انسان دوستانه ، توجه دادن مردم به اعمال دولت ، نظارت بر سیاستهای اتخاذ شده از سوی دولت و تشویق به مشارکت سیاسی در امور خارجه ، در شمار فعالیتهای این سازمانها قرار می گیرد . سازمانهایی از این دست ، با تحلیل و کارشناسی امور ، نقشی مشابه سازوکارهای هشدار دهنده را ایفا می کنند .
شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در قطع نامه ی E/1996/31  ماده ی 12 :
هر سازمانی که بر اساس نهادهای دولتی یا موافقت نامه های بین دولتها شکل نگرفته باشد ، از دیدگاه تنظیم کنندگان این قطعنامه ، غیردولتی محسوب می گردد .
تعاریف ارائه شده از سوی بانک جهانی :
1 - سازمان غیردولتی سازمانی است متشکل از افراد خاصی که با پایبندی به برخی اصول اساسی اجتماعی ، فعالیتهای خویش را بر پایه ی توسعه بخشیدن به جوامعی که در آنها زندگی می کنند قرار می دهند .
2 - سازمان یا گروهی از مردم که مستقل از هرگونه کنترل خارجی فعالیت نموده و اهداف آنها در راستای ایجاد تغییرات مورد نظر در یک جامعه ، فضا یا موقعیت خاص است .
3 - سازمانی است با ساختار غیرانتفاعی ، که ماهیتی داوطلبانه ، خدماتی و توسعه محور دارد و در راستای اهداف اعضا حرکت می کند یا به دنبال منافع سایرین است . سازمانهای عام المنفعه در شمار این سازمانها قرار می گیرند .
4 - نوعی سازمان توسعه ی اجتماعی محسوب می شود که به منظور تقویت مردم شکل گرفته است
5 - سازمانی مستقل ، دموکراتیک و نامنسجم است که در آن تلاش در جهت تقویت بنیه های اقتصادی و یا اجتماعی گروههای حاشیه ای صورت می پذیرد .
6 - سازمانی که به احزاب سیاسی وابستگی نداشته باشد و غالبا"  درگیر فعاللیتهایی برای کمک ، توسعه و بهداشت و سلامت جامعه است .
7 - سازمانی متعهد به علل ریشه ای مشکلات و مسائل ، که تلاش دارد کیفیت زندگی افراد فقیر ، مستضعف و حاشیه ای را در مناطق شهری و روستایی بهبود بخشد .
8 - سازمانهایی که برای جامعه و از سوی آن تشکیل یافتهو دولت در آنها دخالتی ندارد یا میزان دخالت آن اندک است . این سازمانها هم می توانند حالت خیریه ای داشته باشند و هم می توانند در فعالیتهای اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی داخل گردند .
9 - سازمان غیردولتی سازمانی است  که در درون خود حالت منعطف و دموکراتیک داشته و تلاش می نماید تا بدون قصد منفعت طلبی برای خویش ، به مردم خدمت کند .
تعریف اتحادیه ی اروپا یا The council of Europe  :
سازمان غیردولتی ، جمعیتها ، جنبش ها و یا گروههایی هستند که با استقلال کامل از دولت ، بدون قصد منفعت طلبی و در جهت دفاع از منافع خاصی همچون مسائل شغلی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تجاری ، سیاسی ، علمی ، انسان دوستانه ، مذهبی و یا ... تشکیل گردیده اند .
و اما تعریف ارائه شده در بانک اطلاعات سازمانهای غیردولتی ایران ارائه شده در جریان همایش نقش وجایگاه سازمانهای غیردولتی درعرصه ی فعالیتهای ملی وبین المللی ( مهر 1379 )
سازمانی غیردولتی محسوب می شود که تشکیلات و ساختاری مشخص داشته باشد همچنین عمده ی اعتبار آن از بخش غیردولتی تامین شود نیز غیرانتفاعی و داوطلبانه بوده ، پاسخگوی تمام یا بخشی از نیازهای جامعه ی خود باشد .  
تمامی تعاریف فوق دلالت بر یک نکته دارند و آن اندیشه ی ایجاد رویه ای جدید در به انجام رسیدن امور جوامع انسانی است. رویه ای به دور از کنترلهای نهادین از یکسو و کاهنده یانگیزه ی منفعت طلبی شخصی درانجام امور که رکن اصلی جامعه ی سرمایه داری در جهان امروز است .اما آیا در جهانی شتابان خیز برداشته به سوی سرمایه داری و منطق سود سود و سود می توان بخشی انسانها را از دیدگاه و خواست منفعت طلبی شخصی منع کرد ؟
نکته آخر آنکه انسان همواره برای کسب امنیت و ایجاد قوای روانی ِ تحمل قدرت در جوامع نابرابر و یا نامتعادل از نظر توزیع قدرت ، خود را با چیزی تجهیز می کند که فشار روانی ناشی از عدم تعادل را در او به حداقل برساند که نمونه های آن را می توان در ایجاد گروههای نژادی ، قومی ، مذهبی در میان مهاجران ، انسجام در میان اقلیتهای قومی و مذهبی ، گرایش به لمپنیزم گروهی در جوانان دید. یکی از راههای هدایت منطقی این مسئله و ایجاد تعادل و موازنه میان انسانها و مراکز تمرکز قدرت ، ایجاد نهادها ی اجتماعی یا سازمانهایی است که با ایجاد اتحاد و قدرت گیری از اجتماع انسانها و استفاده از قدرتها و استعدادهای آنها ایجاد نوعی توانایی روانی و اعتماد به نفس در انسان می کنند . سازمانهای غیردولتی در بخشهای مختلفی که برای انسان در آن بخشها نوعی عدم تامین و احساس ترس و نگرانی وجود دارد مانند محیط زیست می تواند ایجاد گردد .  همچنین شاید این سازمانها بتوانند جایگزین مناسبی برای نهادهای کهنه ی جامعه ی انسانی در کسب اهداف برابری جویی و عدالت اجتماعی باشند . 
منابع :
1 - گلشن پژوه محمودرضا - راهنمای سازمانهای غیردولتی - موسسه ی فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران  



نفوذ سازمانهاي غيردولتي در جامعه کنوني /  سارا جعفری
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

از آنجا که ميدانيم سازمانهاي غير دولتي از دهه 1950 ميلادي هر ساله بيشتر و پررنگتر شده است و بيشترين عملکرد آنها در عرصه حقوق بشر، محيط زيست، توسعه و زنان مي باشد که اکثر آنها هدفشان مشترک و به سوي يه عملکرد هدايت ميشوند. سازمانهاي غير دولتي به عنوان يک بازيگر جديد جهاني منعکس کننده منافع انسانهاي هستند که غير دولتي به شمار مي آيند اما نقطه اشتراک همه سازمانهاي غير دولتي اين است که خارج از حوزه فعاليت دولتها عمل مي کنند و در حالي که گاه با چالشهاي در مقابل دولت ها بشمار ميروند و گاهي نيز هم تکميل کننده عملکرد دولتها حساب ميشوند. سازمانهاي غيردولتي هرگز رابطه خود رو با دولت قطع نميکنند و مي کوشند تا براي خود نظام فعاليت ونفوذي جدا از محدوده فعاليتهاي دولتها بيافزايند.
در سالهاي اخير نفوذ سازمانهاي غير دولتي و نقش آنها پر اهميت تر و از حيث بالاي برخوردار بودند و همچنين توقعات مخلتفي در مورد مسائل گوناگون از دولتها داشته اند. سازمانهاي غير دولتي هميشه به موضوعات خاصي اشاره دارند و محور کاري آنها بر موضوعات محدودي تکيه دارد در حالي که دولتها بايد عملکردهاي متفاوتي داشته باشند. ولي در جايي ديگر سازمانهاي غير دولتي به اصول خود پايبندتر هستند و در سطوح ملي افکار عمومي را درباره موضوعات مختلف تهييج مي کنند تا قدرتمندانه تر عمل نمايند. و از طرفي ديگر سازمانهاي غير دولتي در مقايسه با دولتهاي نسبت به امور و عملکردشان از تعهد بيشتر برخوردارند هستند، چونکه دولتها و حکومتها با مسائل گوناگوني در جدال هستند ولي سازمانهاي غير دولتي تنها با يک و چند موضوع و محوريت کار دارند. اما در جايي کار سازمانهاي غير دولتي محدودتر است و افراد که داخل اين سازمانها هستند در مقايسه با شهروندان کشورها از لحاظ ايدئولوژيکي و مسائل گوناگون تنوع کمتري دارند. البته ميتوان گفت اعضا و افرادي که در سازمانهاي غيردولتي مشغول به کار هستند چونکه داوطلبانه به اين سازمانها پيوسته هستند عملکرد کاريشان بالاتر و بازده کاري بهتري دارند.
بارزترين محدوديت عملکرد سازمانهاي غير دولتي اين است که دولتها در حيطه کاري خود تنها مجري هستنند و بي شک سازمانهاي غير دولتي از طريق افکار عمومي و با ايجاد روشهاي مختلف بطور مستقيم يا غير مستقيم از گروههاي بالا بردن سطح افکار عمومي و آگاهي مردم هستند. و از طرف ديگر دولتها به طوري محدوديتهاي بيشتري براي سازمانهاي غيردولتي ايجاد مي کنند.
اما ضرورت شکل گيري سازمانهاي غير دولتي در ايران با توجه به نقش و تاثير بسزايي که سازمانهاي غير دولتي در عرصه روابط بين الملل و در شکل دهي و ساماندهي افکار عمومي در سطح جهان داشته است، کشورهاي مستقل و حتي کشورهاي جهان سوم نيز درصد تقويت سازمانهاي غير دولتي در راستاي دفاع از منافع ملي و بين المللي خويش پرداخته اند تا آنها هم نيز از فرصتهاي براي استفاده از رسانه هاي گروهي و مجامع بين المللي براي مقابله با سطله بيگانگان و دفاع از حقوق خود بهره ببرند.
همچنين در دهه اخير اطلاعات و آگاهي هاي زيادي در عرصه ايجاد سازمانهاي غير دولتي در موارد مختلف چون حقوق زنان، کودکان، نويسندگان، جوانان، خشونت و ... در ايران بعنوان دفاع از آرمانهاي جهاني اسلام در پيشبرد اهداف و عملکردهاي سازمانهاي غيردولتي از طرف دستگاههاي دولتي در دسترس افکار موجب اين ميشود که سطح آگاهي مردم در عرصه هاي مختلف بالا برود.
البته ناگفته نماند که سازمان غير دولتي زنان جمهوري اسلامي ايران، و همچنين سازمان دفاع از قربانيان خشونت دو سازمان فعال و موفق در اين عرصه هستند.
سارا جعفري
منبع : سازمانهاي غير دولتي – دبيرخانه شوراي اطلاع رساني دولت



نقش سازمانهای غير دولتی در مبارزه با ايدز /  جمعیت حلال احمر
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

   همانگونه که اطلاع دارید  اززمان شناسایی بیماری ایدز، بیش  از  22 میلیون نفر بعلت این کسالت جان خود را از دست داده اند. و انتظار میرود تاسال 2010 این تعداد  به دوبرابر افزایش یابد .
 قابل ذکر است که ازحدود سه میلیون موارد جدید آلودگی ایدز دردنیا بصورت  سالانه، سهم جوانان 24- 15  ساله تقریباً 50% است درسالهای اخیر بیش از15 میلیون نفر کودک  زیر 15 سال بواسطه HIV/AIDS  بی سرپرست شده اند که شمار کودکان بی سرپرست بواسطه این بیماری تا سال 2010  به 25  میلیون نفرخواهد رسید .
کشورهای زیر صحرای آفریقا بدترین نقطه تحت تاثیر بیماری هستند ودرچهارکشوراین منطقه ، یک سوم افراد بالغ ، آلوده میباشند . بنا بر این باید بپذیریم که هم اکنون HIV/AIDS یکی از رنج های جانکاه جامعه بشری است و وضعیت بدتری را در آینده پیش رو داریم . 
اپیدمی جهانی ایدز و ویروس آن ، باتوجه به مقیاس وتاثیر ویرانگری که دارد یک مورد اضطراری جهانی ویکی از وحشتناک ترین چالشها را دربرابر زندگی وحیثیت انسان وهمچنین دربرابر برخورداری موثر ازحقوق بشر تشکیل می دهد ، که رشد اجتماعی واقتصادی را درسراسر جهان تضعیف می کند وبر تمامی سطوح جامعه ملی ، اجتماعی ، خانوادگی وفردی تاثیر می گذارد .
           همه افراد ، فقیر وغنی ، بدون تمایز ازنظرسن ، جنسیت ، یا نژاد تحت تاثیر اپیدمی ایدز وویروس آن قراردارند وباید توجه داشت  که مردم درکشورهای درحال توسعه بیشتر تحت تاثیر آن هستند وایدز میتواند زائیده فقر باشد ، با فقر ادامه یابد ،  در زمینه فقر منتشر شود وبه فقر بیشتری منجر شود .
  زنان ، کودکان ونوجوانان بویژه دختران در مقابل آلودگی و بیماری  آسیب پذیر ترند . توانمند سازی زنان عنصر اساسی درکاهش آسیب پذیری زنان ودختران دربرابر ایدز وویروس آن میباشد.
شیوع مداوم بیماری ایدز وویروس آن مانعی جدی  درراه تحقق هدفهای توسعه جهانی هزاره جدید میباشد. فقر، توسعه نیافتگی وبیسوادی ازجمله عوامل مساعد کننده اصلی شیوع ایدز وویروس آن هستند وایدزمانع ویاباعث معکوس شدن روند توسعه دربسیاری ازکشورهاست .
     مناقشات مسلحانه وبلایای طبیعی نیز شیوع اپیدمی راتشدید می کنند. این وقایع بواسطه فروپاشی نظام خانواده ، اجتماع ، و تخریت نظام مراقبت ، بهداشت و ارایه خدمات وهمچنین ایجاد آسیب های فردی ، روانی و  اجتماعی مساعد کننده شرایط گسترش آلودگی و بیماری می باشند. 
دربرخورد ومبارزه موثر با HIV/AIDS  تقویت توانایی های ملی ، منطقه ای و زیرمنطقه ای اهمیت بنیادی داشته واین اقدام به منابع مالی ، فنی ونیروی انسانی مداوم وفراوان ازطریق همکاری واقدام ملی جدی وهمکاری روز افزون منطقه ای وبین المللی نیاز دارد.
 
       برای نشان دادن واکنش موثر به اپیدمی ایدز ، هدایت و رهبری نیرومند در تمامی سطوح جامعه ضروری است .
 رهبری دولتها درمبارزه با HIV/AIDS ضروری و قطعی است ولی تلاشهای آنها باید بامشارکت کامل وفعالانه جامعه مدنی ، محافل وجوامع بازرگانی ، سازمانهای غیردولتی وبخش خصوصی تکمیل شود.
     بخشهای مختلف جامعه باید درتعیین خط مشی های چند بخشی وبرنامه ریزی واجرای برنامه ها وهمچنین تامین بودجه برنامه ها سهیم گردند .
    حداکثر تلاش ممکن برای گسترش وتقویت مشارکتها ، ائتلاف وشبکه های منطقه ای وبین المللی باید صورت گیرد.
 
احترام به حقوق کسانی که باایدز و ویروس آن زندگی می کنند یک واکنش موثرهمگانی را میطلبد.بدیهی است   درنشان دادن واکنش باید به آسیب پذیرها اولویت داده شود.
باید به خاطر داشت که دین اسلام ، افراد را از هرگونه تبعیض برحذر می دارد و رهبران اسلامی معتقدند که صرف نظر از نوع ابتلای افراد ، باید به حقوق آنها احترام گذاشت و از سرکوب و تمسخر آنان پرهیز نمود.
      توانمند سازی زنان برای کاهش آسیب پذیری آنان ضروری است . کودکانی که براثر ایدز وویروس آن یتیم شده وتحت تاثیرآن قراردارند  نیازمند کمک ویژه هستند.
  
• محروم کردن یک کودک از آموزش وتحصیل بخاطر ایدز تجاوز به حقوق اولیه اوست
        

از مصوبات حقوق بشر _ اجلاس ویژه ایدز 1989 ژنو و 1991 نیویورک
کوفی عنان ، دبیر کل محترم سازمان ملل متحد درمورد ایدز حرفهای شنیدنی دارد، او میگوید : 
  درجنگ با HIV/AIDS  چیزی به نام  ما وآنان ، کشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه ، ثروتمند وفقیروجود ندارد ، فقط یک دشمن مشترک است که هیچ مرزی نمی شناسد وهمه مردم راتهدید می کند . اما همه ما باید به خاطر داشته باشیم درحالی که ایدز وویروس آن فقیروغنی رامبتلا می سازد ، فقیران دربرابرآن به مراتب آسیب پذیرترو پس ازابتلا ، برای مبارزه باآن به شدت ناتوان ترند . 
 
     اگر چه امروز HIV/AIDS بعنوان یکی از تهدید کننده های اصلی زندگی و سلامت انسانها خصوصاٌ در کشورهای در حال توسعه مطرح می باشد، اما راهکار "پاسخ همگانی" امید مقابله با این تهدید را زنده نگه داشته است.
 
      هرجا که مدیران تمایل سیاسی قوی وتعهد راازخودنشان داده اند ، درکاهش شیوع HIV/AIDS وپایین آوردن میزان صدمات ناشی ازآن موفق بوده اند این مورد چه درسطح محلی وچه درسطح ملی به یک اندازه درست است.
  و نیز این مورد چه درکشورهای فقیر ، چه کشورهای بادرآمد متوسط وچه درکشورهای ثروتمند به یک اندازه صحیح است.
     همچنین این مورد چه درآفریقا وآسیا وچه درکارائیب وآمریکای لاتین به یک اندازه موثر بوده است .
قاطعیت درعمل ومصمم بودن رهبران سیاسی عامل اساسی والزامی است . موفقیت تایلند وسنگال واستان تامیل نادو درهند درفرونشاندن میزان شیوع HIV  شاهدی براین گفته است .
موفقیت اوگاندا درمعکوس سازی جریان کامل اپیدمی شاهدی دیگر برادعای بالاست .
آنها شاخص های آلودگی دربین بزرگسالان را ازحدود 14% درسالهای ابتدایی دهه 1990 به 8% درسال 2000 آوردند.
 
      سازمانهای غیر دولتی  میتوانند نقش حیاتی در ادامه و پیشبرد برنامه های مبارزه با ایدز در جوامع داشته باشند . همانگونه که تا امروز نیز این سازمانها در این جهت از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند. 
این سازمانها از ویژگی هایی برخوردارند که آنان را از سازمانهای دولتی متمایز مینماید.اهم این ویژگی ها به شرح زیر است:
1.   این سازمانها عموماً بر اساس اهداف اجتماعی  و رسالتهای بشر دوستانه تشکیل میگردند. بنا بر این انساندوستانه هستند.
2.   این سازمانها صرفاً براساس نیازهای جوامع خود تشکیل گردیده اند. بنا بر این بومی هستند.
3.   دسترسی  و امکان ارتباط این سازمانها با اقشار مختلف و آسیب پذیر جامعه به مراتب بیشتر از ارگانهای رسمی است. بنا بر این برای نیازمندان قابل دسترس ترند.
4.   به مراتب این سازمانها از  انعطاف پذیری بیشتری برای تغییر و پاسخگویی سریع به پیشآمد های جوامع خود بر خوردارند. بنا بر این انعطاف پذیر و مبرا از بوروکراسی اداری هستند
5.   سازمانهای غیر دولتی دارای تنوع فعالیت هستند
 
در ده سال گذشته تعداد و انواع متعددی از سازمانهای غیر دولتی در امر HIV/AIDS  درگیر شده اند .این سازمانها دارای طیف وسیعی از اهداف از جمله اجتماعی، بشر دوستانه ، توسعه ای  ، بهداشت باروری ، حقوق بشر ، علمی پژوهشی، و ...  میباشند که هر یک به نوعی نقشی را در زمینه مقابله با ایدز به عهده گرفته اند.
اما نباید فراموش کنیم که سازمانهای غیر دولتی دچار کاستی هایی نیز هستند که عبارتند از
 
1.   اغلب دارای منابع محدود مالی و اعتباری هستند.
2.   نیاز به کسب مهارتهای فنی تخصصی دارند
3.   درزمینه های برنامه ریزی، پایش و ارزشیابی تجربه اندکی دارند.
4.   در زمینه تحول و توسعه سازمانی تجربه کافی ندارند.
ولی در هر حال برایند های قوت و ضعف این سازمانها، همگان را بر نقش حیاتی سازمانهای غیر دولتی در اجرای برنامه های اجتماعی خصوصاً کنترل و مقابله با آسیب های اجتماعی از جملهHIV/AIDS متقاعد نموده است و تجارب موفق  جوامع درگیر در اجرای برنامه های جامع که سازمانهای غیر دولتی در طراحی واجرای آن مشارکت داشته اند ، دلیل این مدعا است.
 
فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر به عنوان یکی از  بزرگترین و اثر گذار ترین سازمان های  بین المللی  غیر دولتی با تعیین اهداف مربوط به مقابله و پیشگیری از ایدز و مطابق با رسالتهای تسکین  آلام بشری این شبکه جهانی  و اعلام اولویت بر آن است تا با بسیج امکانات و حمایت همه جانبه سهم اثرگذار، این نهضت را در پاسخ به خطر اپیدمی ایدز مطابق با توانایی جمعیت های ملی در جهان فزونی بخشد. در سالهای اخیر همواره برنامه مقابله با شیوع HIV توسط فدراسیون بین المللی بعنوان یک اولویت و در استراتژی 2010 بعنوان یکی از برنامه های اصلی نهضت به جمعیت های ملی اعلام گردیده است.
 
مشارکت فدراسیون بین المللی جمعیتهای هلال احمر و صلیب سرخ در مقابله با ایدز بر اساس اصول بنیادی این نهضت جهانی صورت میپذیرد. که برای تحقق این مشارکت در تخصیص منابع انسانی ، تجهیزاتی و مالی اهتمام داشته است. تا بتواند به رسالت های خود یعنی:
•       ارایه حمایت های بشر دوستانه به افراد متاثر از ایدز  بدون هر گونه تبعیض
•       بسیج داوطلبان برای همکاری با دولت ها و سایر سازمانها درمقابله با ایدز
•       همچنین آگاه سازی و ارایه خدمات پیشگیری به گروههای هدف به خصوص جوانان
 دست یابد.  
فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر شعار" زنان ، دختران HIV/AIDS " را برای این سال مورد توجه و تایید قرار داده است .
   در کشور ما سیاستهای مداخله جمعیت هلال احمر در امر مقابله با ایدز توسط بالاترین سطح و کمیته ای به رهبری رئیس جمعیت هلال احمر و عضویت روسای سازمانها و معاونتهای جمعیت تعیین می شود.
آموزش و اطلاع رسانی ، مشاوره و حمایت استراتژی های برگزیده جمعیت هلال احمر ایران در امر          مشارکت در کنترل ایدز درکشورهستند.
دستآوردهای این جمعیت با برخورداری از ارتباط نزدیک با جوانان و داوطلبان که بستری مناسب را برای اجرای برنامه های آموزشی و مشاوره ای فراهم آورده است ،آموزش پیشگیری از HIV بیش از یک میلیون و هشتصد هزار نفراز جوانان و داوطلبان کشور طی دو سال گذشته است.
آموزش ایدز ، راههای انتقال و پیشگیری این بیماری، درگروههای مرتبط با جمعیت هلال احمر بدین شرح است :
 
        1- آموزش جوانان: این آموزش در گروههای مختلف سنی، جنسی، شغلی بعنوان گروه در خطر بواسطه احتمال تجربه رفتارهای پرخطر توسط آموزش های سازمان جوانان هلال احمر به اجرا گذاشته میشود. قابل ذکر است که در حال حاضر جمعیت هلال احمر در 19280 مدرسه، کانون دانش آموزی  و در 460 دانشگاه و مدرسه آموزش عالی ، کانون  دانشجویی ودارای 380 مرکز امور جوانان در سطح کشور است
       2- آموزش امدادگران: امدادگران بعنوان گروه پرخطر بواسطه احتمال تماس با خون و ترشحات در فعالیتهای امدادی ، از طریق سازمان امداد و نجات آموزش لازم را دریافت میکنند.
       3- آموزش جامعه :اولیاء، مسئولین و داوطلبان  بعنوان موثرترین گروهها در کاهش بدنامی و تبعیض و تسهیل کننده اجرای برنامه های کنترلی در جامعه ، از طریق سازمان داوطلبان آموزش لازم داده میشوند.
 
مراکز مشاوره ایدز واعتیاد جمعیت هلال احمر که تعداد آنها امروز درکشور 22 مرکز است به ارایه خدمات مشاوره ای از جمله  مشاوره وآزمایش داوطلبانه -  مشاوره با گروههای در معرض خطر برای ساخت رفتار سالم و اجتناب از رفتارهای پرخطر و با گروههای پرخطر برای اصلاح رفتارها و ایجاد نگرش مثبت به زندگی، آینده و حس مسئولیت نسبت به خود، خانواده و جامعه ارایه میگردد.
 
       حمایت از اقشار آسیب دیده و آسیب پذیر از HIV بویژه خانواده هایی که بعلت ایدز فاقد سرپرست هستند و کودکان و زنان آلوده در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانی از سال گذشته بصورت قانونمند توسط سازمان داوطلبان این جمیت تعریف و توسط واحد های استانی به اجرا درآمده است .
تنها در سال گذشته بودجه ای معادل 6 میلیارد ریال از منابع اختصاصی این جمعیت به انجام فعالیت های مذکور که مرتبط با کنترل و پیشگیری HIV است تخصیص و هزینه گردیده است.
      جمعیت هلال احمر به منظور تقویت توانایی ها وجلب حمایتهای فنی ومالی با بخش بهداشتی فدراسیون بین المللی صلیب سرخ وهلال احمر، و با هدف تبادل اطلاعات وتجربیات با دیگر جمعیتهای ملی خصوصا در سطح منطقه ارتباط مستمر دارد ، که فعالیت های این جمعیت تحت نظارت فنی آن فدراسیون قرار داشته وهمواره فدراسیون ضمن تایید ، برنامه های این جمعیت را به عنوان نمونه ای موفق به کشورهای منطقه معرفی نموده  تا از این تجارب ارزنده الگو برداری نمایند .  
       بدون تردید جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران در راستای اهداف خود یعنی تسکین آلام بشری ، حمایت از زندگی وسلامت انسانها و تلاش در جهت تامین حقوق واحترام انسانها، وتامین نیاز جامعه ، پیشرو  جمعیتهای ملی منطقه خاور میانه و شمال آفریقا  پیشگیری ومبارزه با ایدز را یکی از اولویتها ی برنامه ای وکاری خود تعریف کرده است.
 این جمعیت که یک سازمان غیر دولتی است بواسطه فعالیتهای موثر و گسترده، بهره گیری از منابع ، امکانات و پتانسیل موجود، بعنوان یکی از شرکای اصلی اقدامات ملی مبارزه با HIV در کشور محسوب میگردد و در برنامه استراتژیک ملی کنترل ایدز نیز نقش و جایگاه تعریف شده ای درکنار دیگر ارگانهای در گیر که عموما وزارتخانه ها وسازمانهای دولتی می باشند را  پذیرفته است.
این جمعیت به عنوان بزرگترین و قدیمی ترین سازمان غیر دولتی در کشور ما که همواره در ارایه خدمات اجتماعی فعال و پیشرو بوده است و تا امروز با بهره گیری از امکانات داخلی به این مهم نیز پرداخته ، تنها جمعیت ملی درمنطقه MENA   (منطقه خاور میاته و شمال آفریقا)است  که با توجه به تجارب و توانایی های خود با حمایت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی توانسته است  قول کمک 10 میلیون دلاری Global Fund(صندوق جهانی کمک به پروژه های کنترل ایدز ، مالاریا وسل) را برای مبارزه با ایدز به خود اختصاص دهد  تا با همکاری دیگر سازمانهای غیر دولتی در اجرای برنامه های کنترلی ایدز در جامعه در ابعاد وسیع تر ظاهر گردد.
 همچنین جمعیت هلال احمر از شرکاء اصلی وزارت بهداشت ، درمان وآموزش پزشکی و وزارت آموزش پرورش در دریافت کمک  دیگری معادل 15 میلیون دلاراز  Global Fund(صندوق جهانی کمک به پروژه های کنترل ایدز ، سل و مالاریا ) برای مقابله با ایدز در کشور است . 
 
 
بر اساس مطالب پیش گفت لازمه پاسخ جامع به تهدید HIV/AIDS ، بسیج عمومی است و همه ارکان جامعه و سازمانهای غیر دولتی باید در مراحل تعیین خط مشی، برنامه ریزی و اجرا سهیم و از کلیه منابع خود در این راستا  بهره گیری نمایند و متقابلاً باید حمایت از سازمانهای غیر دولتی به عنوان یکی از شرکاء اصلی و یکی از استراتژی های کنترل همه گیری، مورد عنایت و اقدام سیاست گزاران جوامع باشد.
 
منبع : سایت جمعیت حلال احمر ایران




پیش آهنگی بعد از 27 سال در ایران /  محمد کامبد
موضوع مرتبط :دگرگونی جهانی

یکی از قدیمی ترین و معروف ترین سازمان های غیر دولتی ایران سازمان پيشاهنگي ايران می باشد
این سازمان قبل از انقلاب اسلامی فعالیت گسترده ای در سطح کشور داشته است که به تازگی و در تاریخ 29/03/84 و با مجوز رسمی وزارت کشور فعالیت های فرهنگی خود را از سر گرفته است.

در بخشی از معرفی این سازمان آمده است :
رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران در تاريخ 24/12/57  يعني يك ماه پس از پيروزي انقلاب در اجتماع چندين هزار پيش‌آهنگ و مربيان پيش آهنگي كه براي ديدار و بيعت با ايشان و كسب فيض از بياناتشان درمدرسه فيضيه قم گردآمده بودند فرمودند:« پيش‌آهنگي بايدباقي بماند و به نهضت خود ادامه دهد» اين در شرايطي بود كه بعضي از گروهها كه شايد هنوز ماهيتشان براي عموم شناخته نشده بود نغمه هايي را در مورد لزوم انحلال ارتش و بعضي از سازمان هاي ديگر مانند سازمان ملي پيش آهنگي ايران ، ساز كرده بودند. امام راحل با ژرف‌نگري و علم و بصيرتي كه خاصه رهبري انقلاب بود و با توجه به مطالعات و گزارش هايي نيز كه خدمتشان تقديم شده بود نظر خود را مبني بر لزوم حفظ و بقاي پيش‌آهنگي بيان كردند. اما متأسفانه دستور صريح و مؤكد ايشان يكي دو سال بعد تا حدود زيادي رنگ باخت و به دست فراموشي سپرده شد به طوريكه مجلس شوراي اسلامي در سال1361 سازمان پيش‌آهنگي ايران را با اختلاف تنها يك رأي مخالف بيشتر منحل نمود.

از همان زمان يكي ازعلاقمندان به فعاليت هاي پيش آهنگي كه در مدرسه فيضيه حضور داشت و شخصاً سخنان امام را شنيده بود تصميم گرفت دوباره فعاليت‌هاي مفيد پيش آهنگي را در ايران راه اندازي كند ، اين شخص كسي نبود جز محسن زنجاني مؤسس جديد فعاليت هاي پيش آهنگي. وي در سال 1330 در تهران به دنيا آمد ، دوران نوجواني و  جواني را همراه با پيش كسوتان  پيش آهنگ گذراند و از آنها نكات فراواني فراگرفت و به خاطر علاقه و ذكاوتي كه  داشت در فعاليت هاي گروهي به عنوان سرجوخه و پايور و در نهايت به سمت مربي و مشاور پيش آهنگي هوايي نائل شد.

در سال 1351 به استخدام مركز فنون هواپيمايي ايران درآمد و دوره‌هاي تخصصي و فوق تخصصي را در زمينه‌ هواپيماهاي مدل راديو كنترل (بدون سرنشين) و هواپيماهاي مدل قابل پرواز گذراند. عمده فعاليت‌هاي انجام شده ايشان در زمينه هاي مختلف آموزشي، پژوهشي و اجرايي به شرح ذيل مي باشد:
در بخش آموزشي:
 
تدوين كتاب آموزشي چگونه هواپيماي مدل بسازيم؟ (شامل 17 نقشه ساخت و پرواز هواپيماهاي مدل قابل پرواز ) ، برگزاري اردوهاي آموزشي دانش پرواز جهت مربيان آموزش و پرورش ، برگزاري دوره هاي آموزش تربيت مربي و راهنمايان اردو و گردشگري به تعداد 90 نفر معلمين آموزش و پرورش با همكاري اداره آموزش ضمن خدمت وزارت  آموزش و پرورش كشور در سال 1363 .

در بخش پژوهشي:

تهيه و اجراي «طرح تحقيقاتي پيش‌آهنگي درجمهوري اسلامي ايران ضرورت، امكان و الگوها»و عضويت در شوراي بازنگري فعاليت‌هاي پيشتازان و فرزانگان سازمان دانش‌آموزي از فعاليت هاي برجسته ايشان مي باشد.
در زمينه اجرايي:

تأسيس شركت پيش آهنگ كيش در سال 1375 و پس از آن تأسيس كانون آينده سازان پيش آهنگ (كاپ) ثبت سازمان ملي جوانان كه اين كانون در زمينه كارهاي فرهنگي و هنري، اجتماعي و توسعه گردشگري ارزان قيمت و گروهي تا كنون توانسته است تعداد000/200 نفر از جوانان و نوجوانان و خانواده هاي آنان را جهت برنامه‌هاي مختلف  گردشگري برنامه ريزي ، سازماندهي و اجرا  نمايد.

آقاي زنجاني پس از ماه ها تلاش شبانه روزي و صرف وقت و هزينه در سال 1382 موفق به اخذ مجوز سازمان پيش آهنگي ايران از وزارت كشور گرديد، با تأسيس مجدد اين سازمان، پيش آهنگي فعاليت‌هاي خود را در زمينه مشاركت در رشد نوجوانان و جوانان براي تبلور استعدادهاي جسمي، فكري، اجتماعي و معنوي آنان آغاز نمود.

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت های زیر مرجعه فرمایید :

http://www.scouting.ir/
http://www.iranscouting.org
http://www.pishahang.net/
http://pishahang.ir




گزاشی از ميزگرد انجمن جامعه شناسی ایران در زمینه فعالیت NGOهای زنان /  بهناز خسروی
موضوع مرتبط :اخبار

بحث دربارهNGO ها یا همان سازمان های غیر دولتی،کارکردها و مشکلات آنها یکی از مباحث روز حوزه های علوم اجتماعی و مشابه آن در چند سال اخیر بوده است. آنچه در این میان بسیار به چشم می خورد، فعالیت سازمان‏هاي غیر دولتی  در حوزه های مربوط به زنان است که شاید به جرات بتوان آنها را یکی از  آشناترین و فعال ترین NGO های شناخته شده در ایران معرفی کرد. چندی پیش گروه علمی – تخصصی مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران در دو نشست پیاپی فعالیت های تعدادی از این سازمان ها را در زمینه مساله خشونت علیه زنان از دید خود آنها مورد بازنگری قرار داد. آنچه می خوانید گزارشی از نخستین نشست در این زمینه است:

”خشونت عليه زنان در اكثر جوامع امروزي امري پذيرفته شده و متداول است. براي مثال در جنگ‏هاي چند دهه اخير شاهد آنيم كه تجاوز به زنان و خشونت عليه آنان به صورت يكي از پي‏آمدهاي جنگ مرتباً تكرار مي‏شوند. در زمان صلح نيز زنان وضعيتي بهتر از آن ندارند و به قول گزارشگر ديده‏بان حقوق بشر وضعيت زنان در زمان جنگ بازتاب وضعيت آنان در زمان صلح است. در ايران نيز هر روزه در اخبار و روزنامه‏ها از قتل زنان توسط پدران، برادران، شوهران، بستگان و مردان خيابان و غيره باخبر مي‏شويم. زماني اين جنايات تحت عنوان عشق، زماني پاسداري از عفت خانواده و زماني ديگر تحت عنوان حفظ عفت جامعه انجام مي‏گيرد. 16 زن در مشهد توسط مردي كشته مي‏شوند و روزنامه‏ها يا از موضع گرفتن مي‏پرهيزند و يا اينكه تعدادي علناً كار اين مرد را شجاعانه و قابل تقدير اعلام مي‏كنند و مي‏گويند كه او قصد پاكسازي گناهكاران را داشته است. در مقابل اين كشتار نه تنها اعتراض عظيمي برنمي‏خيزد بلكه اكثر مردم از جمله خود زنان سكوت اختيار مي‏كنند و شاهد بوديم كه حتي در مقابل درخواست ما براي حمايت از اين زنان، زنان تحصيل كرده نيز از دفاع از آنان خودداري كردند“.
 سيمين مرعشي از فعالان امور زنان و عضو مركز فرهنگي زنان در ميزگردی که روز سيزدهم تيرماه با عنوان بررسي فعاليت‏هاي سازمان‏هاي غيردولتي در مورد خشونت عليه زنان، به همت گروه علمي ـ تخصصي مطالعات زنان انجمن جامعه‏شناسي ايران برگزار شد، با بيان مطالب بالا، به طرح فعاليت‏هاي مركز فرهنگي زنان در رابطه با كاهش خشونت خانگي عليه زنان پرداخت. وي گفت: در غيبت چنين حساسيت‏هايي از سوي مسئولان و گاه افراد جامعه بود كه اين NGO تصميم گرفت تا خشونت عليه زنان را از حوزه خصوصي به حوزه عمومي بكشاند چرا كه مشكل ما زنان، تنها نگاه بخش‏هاي سنتي حاكم بر جامعه نبوده و نيست، خود زنان نيز نياز به آن داشتند كه حساسيت به مقوله خشونت را جدي‏تر گيرند. با وجود چنين نيازي، ارتقاء آگاهي خودمان و ديگران و ايجاد حساسيت درباره شكل، محتوا و بينشي كه در پس چنين خشونت‏هايي نهفته است و طرح اين مسئله در سطح جامعه، هدف ما قرار گرفت.
مرعشي با اين تحليل به مرور فعاليت‏هاي مركز فرهنگي زنان در مهرماه 1380 تا به امروز در رابطه با كاهش خشونت عليه زنان پرداخت. او در اين زمينه نزديك به 30 مورد از فعاليت‏هاي مركز اشاره كرد كه عمده آنها برگزاري كارگاه‏هاي آموزشي، برنامه‏هاي يك روزه در فرهنگسراها و مراكز فرهنگي، تجمع، صدور بيانيه، صدور نامه‏هاي سر گشاده به مجلس، قوه قضائيه و مراجع قانوني براي تغيير قوانين تبعيض‏آميز، طرح خواسته‏ها در رسانه‏ها، جمع‏آوري اسناد، مدارك و گزارش‏هاي مستند، اجراي تئاتر و ... بود.
وي در پايان تصريح كرد: مركز فرهنگي زنان اعتقاد دارد كه انواع خشونت‏ها ارتباطي بسيار نزديك به هم دارند و در اين زمينه خشونت‏هاي فرهنگي، اقتصادي، قانوني و سياسي را جدا از هم نمي‏بيند و با اين تفسير اعضاي اين مركز معتقدند كه نمي‏توان يك نوع خشونت را بررسي كرد، بدون آن كه تأثير مستقيم يا غيرمستقيم انواع ديگر در آن ديده شود. خشونتي سيستماتيك در كل جامعه رواج دارد كه اين خشونت نمادي از قدرت است و بي‏دليل نيست كه در اين بازي قدرت قربانيان اصلي خشونت عمدتاً زنان و كودكانند.
در ادامه اين ميزگرد، منصوره خاتم، فارغ‏التحصيل كارشناسي ارشد مددكاري اجتماعي از دانشگاه تورنتو، از زاويه‏اي ديگر به بررسي ابعاد مختلف پديده خشونت در كشور كانادا و به ويژه در ميان فارسي زبانان يا خانواده‏هاي مسلمان ساكن در شهر تورنتو پرداخت.
وي در آغاز بحث خود، در تعريف خشونت گفت: به طور كلي هر حركتي عليه خواست فرد كه باعث آسيب يا محدوديت براي او توسط فرد ديگري در گروه شود را مي‏توان خشونت ناميد.
خاتم افزود: گروهي بر اين اعتقادند كه نابرابري‏هاي اجتماعي دليل اصلي خشونت عليه زنان بوده و در صورت برقراري تعادل بين حقوق زنان و مردان مسئله خشونت قابل حل خواهد بود، در حاليكه در جوامع غربي هم كه نابرابري اجتماعي بين زنان و مردان كاهش يافته، ما هنوز شاهد خشونت عليه زنان هستيم و حتي در روابط هم‏جنس گرايان نيز اين مسئله به وضوح ديده مي‏شود. در نتيجه بايد توجه داشت كه خشونت عليه زنان در تمام نژادها، طبقات اجتماعي، بين خانواده‏هاي روستايي و شهري و در هر سطح از تحصيلات ديده مي‏شود.
وي تأكيد كرد: خشونت در خانواده غير از آسيب‏هاي روحي و رواني، تأثيرات عميقي در اقتصاد و سلامت اجتماع مي‏گذارد و به همين دليل رسيدگي و كاهش آن اهميت اساسي براي دولت دارد.
او در ادامه بحث خود به آمار خشونت در كانادا اشاره كرد و در اين باره گفت: يك چهارم جرائم خشن در كانادا خشونت‏هاي خانوادگي هستند كه البته نبايد فراموش كرد تمام خشونت‏هاي خانوادگي به پليس گزارش نمي‏شوند. در اين ميان، 85% قربانيان خشونت‏هاي خانوادگي را زنان تشكيل مي‏دهند. زنان جوان (34ـ25) سال بيشتر در خطر خشونت قرار دارند اما در كل، فقط 80% كساني كه خشونت انجام داده‏اند دستگير مي‏شوند. از سوي ديگر، جوانان در كانادا 23% جمعيت را تشكيل مي‏دهند و 61% خشونت‏هاي جنسي عليه آنان صورت مي‏گيرد كه 79% قربانيان خشونت‏هاي جنسي زنان و عمدتاً دختران 14ـ11 ساله هستند.
خاتم تأكيد كرد: البته اين آمار زنان مهاجر، زنان رنگين پوست، زنان معلول، زنان سالمند، زناني كه در مناطق روستايي زندگي مي‏كنند و زنان فقير را در بر نمي‏گيرد.
وي شيوة برخورد با مساله خشونت در خانواده را در كشور كانادا به 2 دسته تقسيم كرد؛ نخست پيشگيري از طريق آموزش به وسيله مدارس و رسانه‏ها و همچنين بررسي تأثيرات خشونت و پيامدهاي آن توسط سرويس‏هاي فراگير براي قربانيان خشونت و سپس برخورد با عاملان خشونت از طريق مراكز مشاوره بازپروري و گروه‏هاي درمان و در پايان زندان.
منصوره خاتم در بيان دلائل كاهش خشونت در كانادا، با استناد به گزارش سال 2004 در اين رابطه، به چند مورد اشاره كرد او گفت: سازمان حمايت از كودكان كانادا در صورتي كه زنان از رابطة خشونت‏آميز شديد بيرون نيايند كودكان‏شان را از آنها مي‏گيرند. علاوه بر آن، در صورت تماس با پليس، حتي اگر زن از ادعاي خود صرفنظر كند مدعي‏العموم يا دادستان از خشونت كننده شكايت خواهد كرد و او را به دادگاه خواهد برد.
به گفته وي، گسترش پناهگاه براي زنان خشونت ديده، افزايش سرويس‏هاي مشاوره‏اي براي زنان قرباني و استفاده از قانون restrain order مبتني بر اينكه زن در صورت احساس عدم امنيت مي‏تواند از دادگاه بخواهد كه مرد از فاصله 500 متري او رد نشود؛ از ديگر شيوه‏هاي به كار برده شده در كشور كانادا براي كاهش خشونت عليه زنان است.
خاتم همچنين گفت: براساس مشاهدات شخصي من در طول 10 سال گذشته مردان ايراني، در نتيجه شدت عمل قانون، كنترل بيشتري از خود نشان داده و بيشتر زنان را از نظر روحي و رواني آزار مي‏رسانند اما امروزه كمتر ما شاهد مواردي مانند كودك ربايي به ايران هستيم.
در ادامه اين ميزگرد، مرجانه سخاوتي عضو سازمان دفاع از قربانيان خشونت با تمركز بر بحث قاچاق انسان و به ويژه قاچاق زنان و دختران، آن را نمونه‏اي بارز از خشونت عليه اين افراد معرفي كرد.
وي در بيان فعاليت‏هاي سازمان دفاع از قربانيان خشونت در اين زمينه، به تحقيقات بين‏المللي اين مركز غيردولتي به سفارش مركز مشاركت زنان اشاره كرد و گفت: در اين تحقيقات به اين نتيجه رسيديم كه بحث قاچاق انسان و به ويژه زنان به دبي، پاكستان و ... بسيار جدي‏تر و فراگيرتر از آن چيزي است كه ما فكر مي‏كنيم.
او مهم‏ترين مشكل ايران را نبود قانون مدون در اين زمينه و نپيوستن ايران به كنوانسيون‏هاي مربوطه معرفي كرد و گفت: در تحقيقات به اين نتيجه رسيديم كه آمار دقيقي در اين باره در هيچيك از دستگاه‏هاي مسؤول كشور وجود ندارد و تنها وقتي تعداد 74000 خانه فساد شناسايي مي‏شود، عمق فاجعه تا حدي مشخص مي‏گردد چرا كه به نظر مي‏رسد بسياري از قربانيان از طريق همين خانه‏هاي فساد به آن سوي آب‏ها فرستاده مي‏شوند.
سخاوتي افزود: در سازمان دفاع از قربانيان خشونت، از طريق تحقيقات ميداني وارد عمل شديم و به اين نتيجه رسيديم فاجعه بسيار بزرگ‏تر از حدي است كه حتي فكرش را مي‏كرديم و در اين شرايط، راهكار حل مشكل فقط اصلاح قانون است چرا كه در بسياري از موارد حتي خانواده‏ها به دليل پايين بودن سن ازدواج. قيوميت و ... دختران را مجبور مي‏كنند كه ازدواج كنند و به آن سوي آب‏ها روند.
او ادامه داد: در مرحله اول در مورد باندها و گروه‏هاي حرفه‏اي قاچاق زنان نتيجه‏ي تحقيق خود را به همراه راهكار پيشنهادي به مجلس و كليه مراكز مسؤول داريم و اين امر سبب شد لايحه‏ي قاچاق انسان بعد از 5 ماه به تصويب رسد.
عضو سازمان دفاع از قربانيان خشونت گفت: در ادامه كار متوجه شديم برخلاف تصور، ايران صرفاً فرستنده نيست بلكه ايران تا حدي مسير ترانزيت قاچاق قرار گرفته است. از كشورهايي مثل فيليپين، تايلند، چين و تاجيكستان نيز افرادي وارد ايران شده و از اين مسير به دبي مي‏رفتند و بعد از مدتي به اين نتيجه رسيديم كه ايران حتي پذيرنده هم شده است و در همين راستا، عنوان تحقيق بعدي سازمان بحث روسپيگري در ايران اعلام شد.
مرجانه سخاوتي در نشست فعالان امور زنان در انجمن جامعه‏شناسي ايران تأكيد كرد: تحقيقات نشان مي‏دهند بحث فرار دختران، زنان روسپي و زنان خياباني در جامعه‏ ما بسيار جدي است و به نظر مي‏رسد بايد براي حل اين مشكل فعاليت‏هاي بيشتري صورت گيرد كه شايد نخستين گام بررسي علل ناكارآمدي طرح‏هاي پيشين مانند طرح سلامت و صيانت جنسي و حتي طرحي مانند خانه عفاف باشد.
آخرين سخنران اين ميزگرد يك روزه، رزا قراچورلو وكيل دادگستري و عضو كانون وكلاي ايران بود. وي در آغاز سخنان خود، بر اين موضوع تأكيد كرد كه خشونت نسبت به زنان يك پديده نابهنجار اجتماعي و جامعه‏شناختي است كه ريشه در علل و اسباب متعدد اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي دارد. مسئله رفتار با زنان در داخل خانه و خانواده كه زماني امري خصوصي محسوب مي‏شد، امروزه ديگر در حيطه مسائل مهم حقوق بشري وارد شده و از قلمرو خصوصي همسران و مردان خارج و مورد توجه و حساسيت دولت‏ها و نهادهاي بين‏المللي دولتي و غيردولتي و سازمان‏هاي تخصصي مرتبط قرار گرفته است.
او در عين حال خاطر نشان كرد كه خشونت عليه زنان هم ريشه در فقر اقتصادي و هم ريشه در فقر اخلاقي و فرهنگي دارد و برحسب گزارش صندوق كودكان ملل متحد (يونيسف) با عنوان پيشرفت ملت‏ها، خشونت عليه زنان و دختران، شايع‏ترين شكل نقض حقوق بشر در جهان است.
قراچورلو بحث خود را با تعريف و بيان مصاديق خشونت عليه زنان از نظر اسناد بين‏المللي (جهاني و منطقه‏اي) و طبقه‏بندي انواع خشونت عليه زنان براساس عامل خشونت و محيطي كه اين خشونت‏ها در آن اعمال مي‏گردد، آغاز كرد و سپس به بيان گزارش گزارشگر ويژه موضوعي سازمان ملل متحد در امر خشونت عليه زنان، خانم ”دكتر ياكين ارتورك“ پرداخت كه پس از بازديد دو هفته‏اي از ايران در خصوص وضعيت زنان ارائه كرده است.
او گفت: خانم دكتر ياكين ارتورك در ژانويه 2005 به ايران وارد شدند و در بازديد و ملاقات دو هفته‏اي خود از ايران با بعضي مقامات مرتبط دولتي، برخي سازمان‏هاي غيردولتي فعال در اين زمينه، با كانون وكلاي دادگستري تهران، بعضي از مسئولين و فعالان مطبوعاتي و روزنامه‏نگاران و برخي افراد و اشخاص به طور خصوصي گفتگو نمود، همچنين از دادگاه خانواده و برخي شعب آن بازديد كرد و از آن جمله با مسئولان شعبه 256 دادگاه خانواده گفتگو و ملاقات داشت. به گفته قراچورلو، اورتورك در گفتگوي خود با مسئولان مرتبط دولتي، از آنها خواست تا دولت جمهوري اسلامي ايران را به الحاق كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان، هرچه بيشتر ترغيب نمايند و نيز گزارش‏هاي موضوعي سالانه خود در اين زمينه را به كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه دهند. او همچنين، در ملاقات خود با مقامات قضايي دادگاه خانواده در تهران، بر ضرورت استمرار مذاكرات بين‏المللي در مورد زنان و وضعيت اجتماعي و سياسي زنان ايران و احراز پست‏هاي كليدي و مهم توسط آنها در كشور ايران تأكيد نمود. وي در ملاقات فوق با اشاره به بحث حضانت كودكان، از آن به عنوان يك بحث اصلي و كليدي ياد كرد و تقاضاي اصلاحاتي در اين زمينه را از دولت ايران نمود، چرا كه گرفتن حضانت طفل از مادر علي‏رغم خواست او يكي از مصاديق مهم خشونت عليه زنان در ايران است.
قراچورلو مهم‏ترين موارد مورد اشاره گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد را قاچاق زنان و دختران ايراني به كشورهاي حاشيه خليج فارس به خصوص به امارات متحده عربي (UAE) براي به كارگيري آنها در امر فحشاء و روسپيگري، تبعيض سازمان يافته و دولتي از طريق قوانين و مقررات اعم از مدني كيفيري و به ويژه در بخش‏هاي از قانون مدني در ارتباط با موضوع‏هاي خانوادگي و ارث، جداسازي زن و مرد در انجام معاينات پزشكي و درماني طبق قانون مصوب مجلس در سال 1377 (1998 ميلادي)، سن ازدواج دختران و اجازه ازدواج به آنها در حداقل سن يعني 9 سالگي و مغايرت اين امر با ماده‏اي از قانون مدني كه به موجب آن زنان بايد اجازه پدران يا خويشاوندان مرد خود (اقارب پدري) را براي ازدواج اخذ نمايند، مسئله ازدواج‏هاي موقت (نكاح منقطع) كه به زنان هيچ‏گونه حقوقي را اعطاء نمي‏كند مگر آنكه زنان خود به اين موضوع آگاهي كامل داشته باشند كه بايد حقوق مورد مطالبة خود را در هنگام اين گونه نكاح شرط نمايند و درج كنند و متأسفانه غالب زنان از اين امر آگاهي ندارند و همچنين سنگسار زنان (و مردان) به خاطر ارتكاب زنا معرفي كرد.
وي ادامه داد: موضوع حضانت اطفال در قانون مدني، مسئله عدم امكان ازدواج زنان مسلمان در ايران با مرد غيرمسلمان طبق قانون مدني، موضوع ارزش شهادت زن كه طبق قانون كيفري ايران نصف شهادت يك مرد در دادگاه محسوب مي‏گردد و در برخي جرايم و موارد نيز اساساً شهادت زنان پذيرفته نمي‏شود، ديه زنان كه طبق قانون كيفري ايران نصف مردان مي‏باشد، لزوم اخذ اجازه زنان از همسران خود و گرفتن رضايت كتبي آنها براي سفر به خارج از كشور، ممنوعيت زنان از ورود در عرصه برخي از ورزش‏ها و نيز در مكان‏هاي ورزشي، جداسازي زنان و مردان در جامعه و مكان‏هاي عمومي از جمله اتوبوس‏ها، فرودگاه‏ها و غيره، پوشش اجباري زنان در اجتماع كه به انتخاب خودشان نيست، ممنوعيت چاپ عكس زنان بدون پوشش در رسانه‏هاي عمومي و مجلات و ممنوعيت تصوير زنان خارجي و وجود مجازات‏هايي در قالب تعزيرات براي زناني كه بدون پوشش كافي بيرون از منزل مي‏آيند و در اجتماع ظاهر مي‏شوند و بالاخره حضور بسيار كمرنگ زنان ايران در پست‏هاي مهم و كليدي و يا سياسي؛ از مصاديق مورد اشاره ياكين اورتورك در رابطه با خشونت عليه زنان در ايران بوده است.
قراچورلو همچنين، ضمن بيان برخي آمار و مصاديق اين نوع خشونت‏ها عليه زنان ايراني، به سوء استفاده فيزيكي و جنسي برخي مردان از زنان اشاره كرد و يادآور شد: خشونت‏هاي جنسي عليه زنان از لحاظ بهداشتي نيز مشكلاتي را ايجاد مي‏كند كه اين مشكلات طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني عبارتند از افزايش حملات جنسي خطرناك ميان جوانان و نوجوانان، انتقال بيماري ايدز و ويروس HIV، حاملگي‏هاي ناخواسته، دردهاي زايد در روابط جنسي و مشكلات و بيماري‏هاي زنانه، افزايش ارزش و ارقام هزينه‏هاي درمان و بهداشتي كه صرف زنان مورد تجاوز يا خشونت قرار گرفته، مي‏شود؛ ايجاد فضاي ناامني و ترس در اجتماع به طوري كه حتي گزارش شده كه 30 درصد زنان مورد خشونت و حمله قرار گرفته، كار و فعاليت اجتماعي خود را متوقف كرده‏اند و 50 درصد آنها به جهت بيماري‏هاي ناشي از اين خشونت‏ها، مرخصي‏هاي كاري گرفته‏اند. علاوه بر آن، خشونت‏هاي جنسي عليه زنان حتي در برخي موارد منجر به ارتكاب قتل‏هاي عمد و صدمات شديد و نيز خودكشي زنان شده است.
وي افزود: خانم دكتر ياكين ارتورك، در گزارش خود مورخ 22 مارس 2005 كه آن را به شصت و يكمين اجلاس كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد و در 61 صفحه تحت عنوان خشونت عليه زنان و آثار و پيامدهاي آن تقديم نموده است، طي دو بخش مجزا به بررسي خشونت عليه زنان مي‏پردازد. او در بخش اول، فعاليت‏هاي خود در سال 2004 را توضيح مي‏دهد و در بخش دوم، ارتباط متقابل ميان خشونت عليه زنان و بيماري ايدز را تشريح مي‏نمايد و بر اين امر كه اين ارتباط متقابل نابهنجار، يك واقعيت غيرقابل انكار است، تأكيد دارد. ايشان در گزارش خود بيان مي‏دارد كه حمايت و ارتقاي حقوق بشر زنان مي‏تواند گسترش و شيوع بيماري ايدز و نيز آثار و پيامدهاي ناگوار آن را تقليل دهد.
قراچورلو گفت: خانم دكتر اورتورك در خاتمه گزارش خود، با تأكيد بر اين نكته كه خود او مسلمان بوده و به اسلام معتقد است، تنها راه نجات و رهايي زنان در ايارن را كنار گذاشتن اسلام سنتي و بنيادگرايي افراطي معرفي كرده است.
اين حقوقدان در ادامه سخنراني خود، به نظر كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در 8 آوريل 2005 در موضوع خشونت عليه زنان و وضعيت زنان خشونت ديده در جهان اشاره كرد و گفت كه در اهم مباحث مطرح شده از سوي اين كميسيون آمده است: شصت درصد از زناني كه در جهان تقاضاي طلاق مي‏كنند، در معرض خشونت قرار گرفته‏اند، اما تنها پنج درصد آنها عملاً به دادگاه‏ها مراجعه و اقامة دعوا مي‏نمايند و عدم مراجعة سايرين به دادگاه‏ها و يا استرداد شكايت آنها بيشتر بدين خاطر است كه آن زنان از لحاظ مالي و اقتصادي همسران خود وابسته هستند و در برخي موارد نيز به اين علت است كه آنها از لحاظ احساسي و فرهنگي ترجيح مي‏دهند كه قرباني خشونت يا سوء استفاده باقي بمانند ولي ساكت باشند و اين خشونت‏ها را تحمل نمايند و تقاضاي طلاق نكنند كه در اين رابطه ضروري است تا خانه‏هاي امن يا نهادهاي عمومي براي زناني كه در معرض خشونت قرار مي‏گيرند، تأسيس گردد تا زنان در صورت مراجعه با خشونت بتوانند به آن اماكن امن پناه ببرند و بدين ترتيب از لحاظ مالي وابسته به همسران خود نباشند و بودجه لازم براي ادارة مالي و تأمين اين تخصيص داده شود و ضمناً محاكم اختصاصي هم براي رسيدگي به شكايات اين زنان و پيگيري موضوع وجود داشته باشد.
وي افزود: وجود پليس و قضات زن كه به مسئله خشونت عليه زنان آشنايي و آگاهي و تخصص كافي داشته باشند نيز از نظر اين كميسيون مهم و ضروري است. علاوه بر آن، بحث آموزش زناني كه در معرض خشونت قرار مي‏گيرند و ارائه آگاهي‏هاي عمومي لازم در اين زمينه به آنها به ويژه در مورد خشونت خانگي و ترويج اين طرز تفكر كه زنان شهروند درجه دوم نيستند و بايد بتوانند هرچه بيشتر خود و توانائي‏هاي خود را باور دارند و تلاش نمايند، نيزاز ديگر موارد مورد اشاره در اين باره است. همچنين كميسيون حقوق بشر در يك عبارت و به طور خلاصه به ريشه كن كردن فقر اقتصادي، فقر اجتماعي و فرهنگي و محو سست شدن بنيان‏هاي سنتي خانواده و الگوهاي آن تأكيد مي‏كند.
قراچورلو در پايان تأكيد كرد: سازمان ملل متحد تاكنون با مجموعه‏اي از امكانات خود شامل تدوين اعلاميه، توصيه نامه، انتخاب گزارشگر ويژه، تشكيل صندوق‏هاي خاص و اعلام روز جهاني مبارزه و غيره در ارتباط با خشونت عليه زنان، تمامي كوشش خود را براي محو اين پديدة ناهنجار به كار گرفته است، ليكن امحاء كامل آن نيازمند آموزش بيشتر زنان و اجتماع و مسئولان دولتي و آگاهي فزاينده و تلاش دولت‏ها و همكاري عميق بين‏المللي آنها براي انجام تعهدات خود در جهت جلوگيري و مبارزه با اين پديدة شوم مي‏باشد كه در اين زمينه، به نظر مي‏رسد براي محو كامل خشونت عليه زنان، تا زماني كه قانونگذاران نخواهند بپذيرند كه زنان، شهروند درجه دوم نيستند و داراي ارزش برابر  با مردان جامعه هستند، اصلاحات جزيي در قانون تأثيري نخواهد داشت و تنها با اصلاح ديدگاه جنسيتي و مشاركت كامل زن و مرد در زندگي، مي‏توان قوانين خشونت‏آميز نسبت به زنان را حذف و اصلاح نمود.




خصوصيت خانه در گذشته و حال /  دكتر علي اصغر سعيدي
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

قبل از اينکه به بحث الگوي مسلط اوقات فراغت در غرب بپردازيم لازم است در مورد تحولاتي که خانه در غرب با آن روبرو بوده است صحبت کنيم تا روشن شود که صرف اوقات فراغت در خانه که تحت عنوان خصوصي سازي خانواده مطرح مي شود که تاثيري بر خانه داشته است.

 خانه در جامعه مدرن: محل خلق استراحت. چرا؟
 قبل از سرمايه داري : محل توليد كالا و خدمات و بيشتر فعاليت هاي اقتصادي
 خانه سنتي: توليد و مصرف
 خانه مدرن: تفكيك محل توليد و مصرف
 تاثير صنعتي شدن بر خانه : ايجاد هويتي جديد ( حداقل براي مردان) و محل مصرف خصوصي و ايجاد كارگر دستمزد بگير
 محل مصرف خصوصي یا بهشت مردان بعد از انجام كار روزانه در بيرون
 فضايي كوچك براي مردان در برابر فشار بيرون و كار دستمزدي ( فضاي بيان خود و استقلال)
 خانه به مثابه محل ابراز خود SELF خود واقعي
 خانه بخشي از اقتصاد غير رسمي است
خانه : نظريه فورتي
Forty 1986
 فورتي Forty 1986 : در صدسال گذشته كالاهاي خانگي نقش محوري در انتقال خانه از محل رفاه اخلاقي و زيبائي به محل رفاه فيزيكي با كارائي داشته اند
 در دهه 90 خانه محل ارتباطات و اجتماعي شدن
 انتقال خانه از محل كار به محل اقامت و استراحت يعني محل ناكار NON-WORK SITE
 محتوي محل ناكار يا خانه بايد به طروق مختلف طراحي شود
 مهم ترين اصل اساسي در طراحي خانه برداشتن تمام اشيايي است كه با كار رابطه دارند.
نظريه فورتي
 با جدا شدن كار ديگر خانه جاي كالاي كار نبود
 مثال: توليدگران كارخانه اي نخست ماشين دوزندگي را به كارخانه بردند
 سپس به اين نتيجه رسيدند كه مي توان ماشين هم ساخت و فروخت
 اول خانه ها ماشين ها را نخريرند. چرا؟
 چون خانه جاي ماشين ديگر نبود
 بعد: آگهي به داد رسيد تا قانع كند مي توان ماشين دوزندگي را در خانه گذاشت ( لذا تلقي فعلي: ماشين خياطي كالائي عمومي است)
فورتي
 آكهي چكار كرد؟
 Sewing machine is small, light, elegant, artistic and beautiful
 It is not a machine but ornament
 تبديل شي سخت و صنعتي به تزييني
 خانه قرن 19 با قرن 20 متفاوت است
 ما از house نمي گوييم بلكه از home مي گوييم یعنی منظورمان سرپوش shelter نیست که آن همان house است
 جنسیت و خانه ( sex و house ) به ویژگیهای فیزیکی اشاره دارد
 جنسیت و خانه ( Gender و home ) به شیوه هایی که sex و house به قالبهای فرهنگی با معنی تبدیل شده اند اشاره دارد.
 فورتی : بزرگترین تحول انتقال خانه از محل رفاه اخلاقی به رفاه فیزیکی .
 در نتیجه : خانه محل زیبایی
 برخی برای ساختن شهری زیبا به دنبال شهروندی هستند که خانه و شهر را یکی بداند.


خانه : نظريه
Csikszentmihalyi and Rochberg-Halton 1981
 كدام چيز در خانه مهم است؟
 اگر خانه آتش بگيريد يا زلزله بيايد چه چيز را اول نجات مي دهيد؟
 آلبوم‏، پول نقد، عكس قاب شده ،...
 چرا برخي كالاها و اشياء مهم ترند؟
 مفاهيم مبلمان، هنرهاي تزييني، و عكس ها به سوالات پاسخ مي دهند.
معنی اشیا خانه
 مهمترین اشیاء: مبلمان ، عکس و آثار هنری
 معنی مبلمان برای گروه های سنی مختلف است
 جوانان : راحتی؛ برای زنان مسن تر: خاطرات و بخشی از تاریخ خانواده
 تمایز طبقاتی بر حسب نگهداری تابلو ( نه اصیل)
 طبقات بالا تابلوهای بیشتر و گران قیمت تر
 طبقات پایین تر اشیایی مانند استریو . ..
 اینجا سرمایه فرهنگی مهم است نه سرمایه مادی
 عکس ها با خاطرات خانواده رابطه دارند.
 برای افراد جوان به بالا مهم هستند
 اهمیت به “خود” و رابطه خانوادگی را نشان می دهند
خانه : ريچارد
Richard 1990
 مساله مهم اين است كه ما چرا به دنبال مالكيت خانه خود هستيم؟
 Lyn Richards : زندگی خانواده و امنیت
 امنیت: کنترل و استقلال
 کسی شما را بیرون نمی کند
 هر کاری می خواهی می کنی: مهمانی و تغییر فضای فیزیکی
 امنیت برای مرد استقلال مالی؛ برای زن ثبات و آرامش

خانه كجاست؟
 كولين كمبل Colin Campbell : صنعتي شدن همزمان انقلاب مصرف و توليد را ببار آورد. اگرچه جامعه شناسي اول به توليد توجه كرده تا مصرف. لذا:
 مي توان گفت سرمايه داري صنعتي همزمان كارخانه و خانه ايجاد كرده
 اگر خانه قرن 19 بر مبنای drawing room است خانه قرن 20 بر اساس آشپزخانه است
 چرا اهمیت drawing room کم شد؟ چرا آشپزخانه مهم شد؟
 قرن 19 اهمیت به رفاه اخلاقی و قرن 20 رفاه فیزیکی و بهداشت
 تغییر اهمیت به فیزیک و بهداشت شاید از سر نیاز به انسان سالم برای رفتن به جنگ ها بوده باشد یا تلاش های مدنی بعدی برای انسان سالم در عصر مدرنیت مانند تلاش برای ممنوعیت سیگار و توجه به اعتیاد

تمیزی و کثیفی: خانه و بهداشت
 چرا رنگ یخچال یا فریزر شما عمدتا سفید است؟
 خانه با مفهوم تمیزی و بهداشت رابطه پیدا کرده
 ایده سلامتی، زیبایی و تمیزی خود را در طراحی خانه منعکس کرده
 ایده بهداشت در خانه مربوط به اول قرن بیستم است
 ظهور توالت و حمام مربوط به قرن جدید است
 رنگ های داخلی از قهوه ای به سفید تغییر کرده
 اینها به معنی این نیست که افراد تمیز تر شده اند بلکه ایده تمیزی وارد شده است
 خانه های روستائی نمونه خانه های قرن بیستم هستند: فقدان توالت و حمام و رنگ های باز و سفید
ایده تمیزی
 ماری دوگلاس: دلواپسی از آلودگی وقتی ایجاد می شود که مرزهای جامعه مورد خطرند ( رشد حاشیه نشینی، مهاجرت داخلی و خارجی ، تغییرات اجتماعی و اخلاقی و ...)
 اینها با ایده تمیزی و خالص بودن رابطه دارند.
 فورتی : رشد قدرت طبقه کارگر و تناقضات و تنازعات طبقات با ایده تمیزی و بهداشت رابطه دارد
تمیزی و معماری
 ایده تمیزی خانه با طراحی و معماری رابطه دارد
 خانه تمیز تهویه مناسب، هواکش و ... می خواهد
خانه دهه 1990
 چه ایدئولوژیهایی در دهه اخیر وارد خانه شده اند؟
 رشد خانه سازی در دهه 1990 ایران بر معماری داخلی تاثیر داشته؟
 مفهوم جهانی شدن و ارتباطات به خانه های ما وارد شده؟
 زیبایی، کارائی، اجتماعی شدن sociability و ارتباطات
 ورود وسایل جدید خانگی و اقلام و مارکهای مختلف به همراه نفوذ آگهی خانه های جیدی ساخته است
 زیبایی – خود self – کارکردی شدن – اهمیت نور – لذت بردن بیشتر از حمام – اجتماع پذیری sociability از چیزهای جدید است


مفاهیم جدید در خانه دهه 1990
 زیبایی
 کارائی
 اجتماع پذیری
 ارتباطات
نور
 اهمیت نور در خانه با تمایز خانه به عنوان محل استراحت و محل کار
 نور طبیعی مورد نظر خانه جیدی است. چرا نور طبیعی؟
 بیرون و طبیعت دیگر مورد ترس نیست
 در آگهی ها بر نور طبیعی تاکید می شود
 نور با آشپزخانه در ارتباط است
 نور پردازی در آشپزخانه حتی بیش از نور طبیعی مهم است

فرد
 چقدر خانه محل بیان “ خود” است؟
 چه تفاوتی با گذشته دیده می شود؟
 رشد اهمیت طراحی نشان رشد بیان “خود” در خانه جیدی است
اجتماع پذیری Sociability
 مرکز اجتماعی خانه اتاق نشیمنliving room
 خدمتکار تا حدی اتاق نشمین را مهم کرده بود.
 طبقات متوسط جیدی بدون خدمتکار آشپزخانه را مرکز اجتماعی کرد
 مجلات خانه Houseware magazine بر نقش آشپزخانه در خانه تاکید می کنند:
 جایی که نباید پنهان بماند ؛ مرکز اجتماعی و محل لذت از غذا؛ پخت و پز نباید از سایر فعالیت های اجتماعی جدا بماند
 تغییر فلسفه اهمیت “آشپزخانه به نوع دیگری رشد اهمیت نقش زن در اجتماع است
تغییر کارکردهای خانه




دين در آيينه جامعه شناسي /  بهزاد حکيمی نيا
موضوع مرتبط :دین

تعريف مفاهيم اساسي:
ايدئولوژي: انديشه ها يا باورهاي مشترکي که به توجيه منافع گروههاي مسلط خدمت مي کند با آگاهي دروغين و تحريف شده است که داراي جهت گيري به سمت منافع طبعاتي هستند،
جادو: مناسکي که درآن کوشش مي شود که ارواح يا موجودات فوق طبيعي را براي دست يابي به اهداف انساني تحت تاثير قرار دهند،
دين : مجموعه اي از اعتقادات که اعضاي يک اجتماع از آن پيروي مي کنند.
شعائر : شيوه هاي رسميت يافته ي رفتار که اعضاي يک گروه يا اجتماع به طور منظم به آن مي پردازند،
دنيوي شدن : فرايند کاهش نفوذ دين در زندگي اجتماعي انسان ،
همزادآئيني: اعتقاد به اينکه فعاليت ارواح وقايع را در جهان به جريان مي اندازند،
مذهب : فرقه اي ديني که پويايي احياگرانه ي خود را از دست داده و تعداد قابل توجهي از انسان ها از آن پيروي مي کنند،
توتميسم : نام اعتقادي ديني که به نوعي خاص از حيوان يا گياه ويژگي هاي مقدسي را نسبت مي دهند،
سکولاريسم : دنيا گرايي مفهومي است که هم ارتباط خويش را با ماوراي طبيعت و هم حيات پس از مرگ مي گسلد و نيز توجه خويش را منحصرا" معطوف به اين جهان مي دارد ،
مقدمه
دنياي امروز با پديده هاي جوامع چند فرهنگي  آشنايي کامل دارد ، مليت ها ، فرهنگ و اديان متفاوتي که وجود دارند  که هر کدام در آستانه ي ورود به جهاني شدن به سوي ادغام و يکپارچگي  پيش مي روند ، دين فرهنگ مليت و هويت در جهان آينده چه جايگاهي دارند و تا کنون چه جايگاهي داشته است ؟
عمده بحث ما بر سر دين و جامعه شناسي است که در اين مقاله سعي در پرداختن به اين موضوع و انعکاس نظر صاحبنظران در اين زمينه مي شود،
طي سال هاي متمادي که از عمر بشر و جامعه انساني مي گذرد  دين تنها گزينه ايي است که تقريبا تمام انسان ها را در اختيار خود داشته است ، جدا از ماهيت هاي متنوع و مختلفي که دين در جهان داشته ، تمامي مردم در ارتباط خود با جهان طبيعت و نيرو هاي موجود در آن انديشه اي را برگزيده اند، دين در عرصه ي اجتماع سال هاي متمادي حضوري چشمگيري داشته است ، روحانيون در کليساها و مسلمانان در مساجد تمام عرصه هاي زندگي بشري را در اختيار خود داشته اند ، آموزش و پرورش ، اقتصاد ، سياست ، توليد ، علم و اخلاق ، همگي در اختيار دين و شارعان آن بوده است ، در جريان پيشرفت علوم  مفاهيم ديني در معرض وا کاوي بيشتر قرار گرفته اند و علم و دين جبهه هايي عليه هم داشته اند که طي چند سال اخير جايگاه دين در جامعه دچار تحولات بحران آميزي شده است و حتي برخي برآنند که دين محکوم به فناست و همواره در اين مورد ديدگاه هاي مخالف و متضادي در رد و تاييد اين مساله وجود دارند، کساني که دين را محکوم به فنا مي پندارند  در اثبات مدعاي خود به فرايند سکولار شدن زندگي اجتماعي اشاره مي کنند،از ديدگاهي ديگر ، اين روند در حقيقت به معني نابودشدن دين و مذهب نيست بلکه حکايت ازتغيير آن دارد ، به هر حال چنين روندي در مناطق مختلف دنيا به يک ميزان پيش نرفته است ، بي شک نقش مذهب در جوامع غربي در مقايسه با قرون گذشته رو به کاهش گذاشته است و در کشورهاي ديگر سنتي، دين همچنان نيرومند و پايدار مانده و حتي در مواردي در برابر سکولارشدن واکنش نشان داده و تقويت شده اند ،
علم و دين در مذاهب  واديان مختلف متفاوت تعريف مي شوند و با تعاريفي که در متون اسلامي از علم مي شود نمي توان معتقد بود که دين و علم در مقابل هم هستند اما علم جديد امروزي با تفکرات ديني بعضي جوامع همخواني ندارد، در اروپا با انقلاب صنعتي موج جديدي از تفکرات و حرکت غير ديني بوجود آمد که دين را هر چه بيشتر از دخالت در امور مادي و طبيعي بر حذر داشته است و آنرا محدود به عرصه خصوصي هر فرد نموده است،
چگونه دين مسيحت مشروعيت خودرا در بين مسيحيان از دست داده و اروپاييان را در هر چه آسماني کردن دين و مفهوم آن کشانده است ؟ اين سوال را مي توان در نوع تفکرات اروپاييان و عمل کليسا و شرايط فکري ، اقتصادي و فرهنگي اروپاييان جستجو نمود، ولي در حال حاضر اکثريت عظيمي از جوامع بشري داراي دين مي باشند و خود را ملزم به دستورات ديني مي دانند ، در خاورميانه که مهد و محل تولد بزرگترين اديان الهي مي باشد ، در اعصار مختلفي از تاريخ ، چه در عرصه ي سياست و چه  در عرصه ي اقتصاد و همچنين در توليد علم بزرگترين و اکنش بشري را در برابر دين مي توان مشاهده نمود،
تعريف دين : انواع اعتقادات و سازمانهاي ديني آنقدر فراوان است که محققان رسيدن به يک تعريف عموما پذيرفته شده از دين را بسيار دشوار يافته اند ، در غرب اکثر مردم دين را با مسيحيت يکي مي دانند، اعتقاد ب