دارند مفاهیمی که از دل ِ تفهم و خواستِامروز انسان ها و جوامع انسانی برمی خیزند . بخشی از تبعات این خواست که : « مرا نیازی نیست به کسی تا به جای من بیاندیشد تصمیم بگیرد و عمل کند » اگردر جوامع انسانی امروز مفهوم نهادهای جایگزین ونمایندگی ، جای خود را به تلقین احساس قیمومیت داده است ؛ سازمانهای غیردولتی اعتراضی است آگاهانه به عملکرد دولتها و نهادهای رسمی که در چارچوبِ بندهای قانونی خود تنیده گرفتار آمده اند و روزبروز از قدرت و کارایی شان برای حل مسائل و معضلات بشری کاسته شده است واکنون بخشهایی عظیم در درون آنها تنها به حل معضلات درونی خود آن نهادها مشغولند . در چنین فضایی سازمانهای غیردولتی با جمع شدن انسانهایی که با درک عمیق مشکلات خاص جامعه شان سازمان می یابند ، باهدف حل معضلات اجتماعی بدور از حمایت ، هدایت و تحکمات آمرانه ِ نهادهای رسمی و دولتهایی که اغلب نمی خواهند به ضعف عملکرد و توان خود اعتراف کنند ،پدید می آیند . « سازمان غیردولتی مفهومی است که نه می توان تعریف خاص ، دقیق و جامعی برای آن قائل شد و نه تاریخچه ی پیدایش معینی دارد . با این حال رشد بی سابقه ی این گونه سازمانها و کارکرد خارق العاده ی آنها در حل معضلات و ناهنجاریهای بشری خاصه در شهرها ، باعث شده است تا این نهاد جامعه ی انسانی ، از مفهومی تقریبا" ناشناخته با حیطه ی وظایفی ثابت و محدود ، به گونه ای شگفت آور تغییر یافته و به بازیگری قدرتمند در عرصه ی ملی و بین المللی و توانایی تاثیر گذار - گاهی همدوش دولتها و سازمانهای بین المللی و فعال جهانی - تبدیل شود . »( 1 ) هر چند از عمر سازمانهای دولتی در شکل مطروحه ی امروزی زمان زیادی نمی گذرد و هنوز بسیاری از جنبه های حقوقی آن بخوبی تشریح و موشکافی نشده است ، اما کارایی این سازمانها بطور نظری و عملی کاملا" به اثبات رسیده است . ثابت شده که سازمانهای غیردولتی می توانند با فعالیت در حوزه ی عمومی Public Sphere و با داشتن یک رفتار کنشمند ارتباطی ، شرایط را برای نیل به مفاهیمی همچون شهروندی جهانی و آشکارسازی ابعاد مسئولیت و حوزه ی کنش آن که در روند جهانی سازی Globalization ، حضور آن برای ممانعت از تضییع حقوق انسانی و پایمال شدن حقوق ملل کمتر توسعه یافته توسط قدرتمداران اقتصاد و سیاستهای جهانی لازم است ، فراهم سازند . در یک نگاه واقع گرایانه ، اما ، سازمانهای غیردولتی هنوز بیشتر یک مفهوم نظری در حال تکامل اند . هنوز یک تعریف جامع و کامل از سازمانهایغیردولتی ، که مورد قبول همگان باشد ، وجود ندارد و حدود استقلال و دامنه ی مجاز فعالیتهای آن مورد توافق همگان نیست . هر سازمانی از دیدگاه کارکردی و با توجه به زمینه های اشتراک در کار از بعد خاصی این سازمانها را تعریف می کند . سازمانهای رسمی ترحیح می دهند تنها در ارتباطهای کاری و اشتراکات عملی و در حد رفع نیازسازمانهای غیردولتی را مورد بررسی نظری قرار دهند . به نظر می رسد که سازمانهای رسمی و خصوصا" دولتی اینگونه سازمانها را رقیب قدرتمندی در آینده می دانند و از این نظر جندان تمایلی به بسط حیطه ی عمل این سازمانها ندارند.
تعریف اتحادیه ی اروپا یا The council of Europe :
آنها در عرصه حقوق بشر، محيط زيست، توسعه و زنان مي باشد که اکثر آنها هدفشان مشترک و به سوي يه عملکرد هدايت ميشوند. سازمانهاي غير دولتي به عنوان يک بازيگر جديد جهاني منعکس کننده منافع انسانهاي هستند که غير دولتي به شمار مي آيند اما نقطه اشتراک همه سازمانهاي غير دولتي اين است که خارج از حوزه فعاليت دولتها عمل مي کنند و در حالي که گاه با چالشهاي در مقابل دولت ها بشمار ميروند و گاهي نيز هم تکميل کننده عملکرد دولتها حساب ميشوند. سازمانهاي غيردولتي هرگز رابطه خود رو با دولت قطع نميکنند و مي کوشند تا براي خود نظام فعاليت ونفوذي جدا از محدوده فعاليتهاي دولتها بيافزايند. همانگونه که اطلاع دارید اززمان شناسایی بیماری ایدز، بیش از 22 میلیون نفر بعلت این کسالت جان خود را از دست
داده اند. و انتظار میرود تاسال 2010 این تعداد به دوبرابر افزایش یابد .
قابل ذکر است که ازحدود سه میلیون موارد جدید آلودگی ایدز دردنیا بصورت سالانه، سهم جوانان 24- 15 ساله تقریباً 50% است درسالهای اخیر بیش از15 میلیون نفر کودک زیر 15 سال بواسطه HIV/AIDS بی سرپرست شده اند که شمار کودکان بی سرپرست بواسطه این بیماری تا سال 2010 به 25 میلیون نفرخواهد رسید .
کشورهای زیر صحرای آفریقا بدترین نقطه تحت تاثیر بیماری هستند ودرچهارکشوراین منطقه ، یک سوم افراد بالغ ، آلوده میباشند . بنا بر این باید بپذیریم که هم اکنون HIV/AIDS یکی از رنج های جانکاه جامعه بشری است و وضعیت بدتری را در آینده پیش رو داریم .
اپیدمی جهانی ایدز و ویروس آن ، باتوجه به مقیاس وتاثیر ویرانگری که دارد یک مورد اضطراری جهانی ویکی از وحشتناک ترین چالشها را دربرابر زندگی وحیثیت انسان وهمچنین دربرابر برخورداری موثر ازحقوق بشر تشکیل می دهد ، که رشد اجتماعی واقتصادی را درسراسر جهان تضعیف می کند وبر تمامی سطوح جامعه ملی ، اجتماعی ، خانوادگی وفردی تاثیر می گذارد .
همه افراد ، فقیر وغنی ، بدون تمایز ازنظرسن ، جنسیت ، یا نژاد تحت تاثیر اپیدمی ایدز وویروس آن قراردارند وباید توجه داشت که مردم درکشورهای درحال توسعه بیشتر تحت تاثیر آن هستند وایدز میتواند زائیده فقر باشد ، با فقر ادامه یابد ، در زمینه فقر منتشر شود وبه فقر بیشتری منجر شود .
زنان ، کودکان ونوجوانان بویژه دختران در مقابل آلودگی و بیماری آسیب پذیر ترند . توانمند سازی زنان عنصر اساسی درکاهش آسیب پذیری زنان ودختران دربرابر ایدز وویروس آن میباشد.
شیوع مداوم بیماری ایدز وویروس آن مانعی جدی درراه تحقق هدفهای توسعه جهانی هزاره جدید میباشد. فقر، توسعه نیافتگی وبیسوادی ازجمله عوامل مساعد کننده اصلی شیوع ایدز وویروس آن هستند وایدزمانع ویاباعث معکوس شدن روند توسعه دربسیاری ازکشورهاست .
مناقشات مسلحانه وبلایای طبیعی نیز شیوع اپیدمی راتشدید می کنند. این وقایع بواسطه فروپاشی نظام خانواده ، اجتماع ، و تخریت نظام مراقبت ، بهداشت و ارایه خدمات وهمچنین ایجاد آسیب های فردی ، روانی و اجتماعی مساعد کننده شرایط گسترش آلودگی و بیماری می باشند.
دربرخورد ومبارزه موثر با HIV/AIDS تقویت توانایی های ملی ، منطقه ای و زیرمنطقه ای اهمیت بنیادی داشته واین اقدام به منابع مالی ، فنی ونیروی انسانی مداوم وفراوان ازطریق همکاری واقدام ملی جدی وهمکاری روز افزون منطقه ای وبین المللی نیاز دارد.
برای نشان دادن واکنش موثر به اپیدمی ایدز ، هدایت و رهبری نیرومند در تمامی سطوح جامعه ضروری است .
رهبری دولتها درمبارزه با HIV/AIDS ضروری و قطعی است ولی تلاشهای آنها باید بامشارکت کامل وفعالانه جامعه مدنی ، محافل وجوامع بازرگانی ، سازمانهای غیردولتی وبخش خصوصی تکمیل شود.
بخشهای مختلف جامعه باید درتعیین خط مشی های چند بخشی وبرنامه ریزی واجرای برنامه ها وهمچنین تامین بودجه برنامه ها سهیم گردند .
حداکثر تلاش ممکن برای گسترش وتقویت مشارکتها ، ائتلاف وشبکه های منطقه ای وبین المللی باید صورت گیرد.
احترام به حقوق کسانی که باایدز و ویروس آن زندگی می کنند یک واکنش موثرهمگانی را میطلبد.بدیهی است درنشان دادن واکنش باید به آسیب پذیرها اولویت داده شود.
باید به خاطر داشت که دین اسلام ، افراد را از هرگونه تبعیض برحذر می دارد و رهبران اسلامی معتقدند که صرف نظر از نوع ابتلای افراد ، باید به حقوق آنها احترام گذاشت و از سرکوب و تمسخر آنان پرهیز نمود.
توانمند سازی زنان برای کاهش آسیب پذیری آنان ضروری است . کودکانی که براثر ایدز وویروس آن یتیم شده وتحت تاثیرآن قراردارند نیازمند کمک ویژه هستند.
• محروم کردن یک کودک از آموزش وتحصیل بخاطر ایدز تجاوز به حقوق اولیه اوست
از مصوبات حقوق بشر _ اجلاس ویژه ایدز 1989 ژنو و 1991 نیویورک
کوفی عنان ، دبیر کل محترم سازمان ملل متحد درمورد ایدز حرفهای شنیدنی دارد، او میگوید :
درجنگ با HIV/AIDS چیزی به نام ما وآنان ، کشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه ، ثروتمند وفقیروجود ندارد ، فقط یک دشمن مشترک است که هیچ مرزی نمی شناسد وهمه مردم راتهدید می کند . اما همه ما باید به خاطر داشته باشیم درحالی که ایدز وویروس آن فقیروغنی رامبتلا می سازد ، فقیران دربرابرآن به مراتب آسیب پذیرترو پس ازابتلا ، برای مبارزه باآن به شدت ناتوان ترند .
اگر چه امروز HIV/AIDS بعنوان یکی از تهدید کننده های اصلی زندگی و سلامت انسانها خصوصاٌ در کشورهای در حال توسعه مطرح می باشد، اما راهکار "پاسخ همگانی" امید مقابله با این تهدید را زنده نگه داشته است.
هرجا که مدیران تمایل سیاسی قوی وتعهد راازخودنشان داده اند ، درکاهش شیوع HIV/AIDS وپایین آوردن میزان صدمات ناشی ازآن موفق بوده اند این مورد چه درسطح محلی وچه درسطح ملی به یک اندازه درست است.
و نیز این مورد چه درکشورهای فقیر ، چه کشورهای بادرآمد متوسط وچه درکشورهای ثروتمند به یک اندازه صحیح است.
همچنین این مورد چه درآفریقا وآسیا وچه درکارائیب وآمریکای لاتین به یک اندازه موثر بوده است .
قاطعیت درعمل ومصمم بودن رهبران سیاسی عامل اساسی والزامی است . موفقیت تایلند وسنگال واستان تامیل نادو درهند درفرونشاندن میزان شیوع HIV شاهدی براین گفته است .
موفقیت اوگاندا درمعکوس سازی جریان کامل اپیدمی شاهدی دیگر برادعای بالاست .
آنها شاخص های آلودگی دربین بزرگسالان را ازحدود 14% درسالهای ابتدایی دهه 1990 به 8% درسال 2000 آوردند.
سازمانهای غیر دولتی میتوانند نقش حیاتی در ادامه و پیشبرد برنامه های مبارزه با ایدز در جوامع داشته باشند . همانگونه که تا امروز نیز این سازمانها در این جهت از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند.
این سازمانها از ویژگی هایی برخوردارند که آنان را از سازمانهای دولتی متمایز مینماید.اهم این ویژگی ها به شرح زیر است:
1. این سازمانها عموماً بر اساس اهداف اجتماعی و رسالتهای بشر دوستانه تشکیل میگردند. بنا بر این انساندوستانه هستند.
2. این سازمانها صرفاً براساس نیازهای جوامع خود تشکیل گردیده اند. بنا بر این بومی هستند.
3. دسترسی و امکان ارتباط این سازمانها با اقشار مختلف و آسیب پذیر جامعه به مراتب بیشتر از ارگانهای رسمی است. بنا بر این برای نیازمندان قابل دسترس ترند.
4. به مراتب این سازمانها از انعطاف پذیری بیشتری برای تغییر و پاسخگویی سریع به پیشآمد های جوامع خود بر خوردارند. بنا بر این انعطاف پذیر و مبرا از بوروکراسی اداری هستند
5. سازمانهای غیر دولتی دارای تنوع فعالیت هستند
در ده سال گذشته تعداد و انواع متعددی از سازمانهای غیر دولتی در امر HIV/AIDS درگیر شده اند .این سازمانها دارای طیف وسیعی از اهداف از جمله اجتماعی، بشر دوستانه ، توسعه ای ، بهداشت باروری ، حقوق بشر ، علمی پژوهشی، و ... میباشند که هر یک به نوعی نقشی را در زمینه مقابله با ایدز به عهده گرفته اند.
اما نباید فراموش کنیم که سازمانهای غیر دولتی دچار کاستی هایی نیز هستند که عبارتند از
1. اغلب دارای منابع محدود مالی و اعتباری هستند.
2. نیاز به کسب مهارتهای فنی تخصصی دارند
3. درزمینه های برنامه ریزی، پایش و ارزشیابی تجربه اندکی دارند.
4. در زمینه تحول و توسعه سازمانی تجربه کافی ندارند.
ولی در هر حال برایند های قوت و ضعف این سازمانها، همگان را بر نقش حیاتی سازمانهای غیر دولتی در اجرای برنامه های اجتماعی خصوصاً کنترل و مقابله با آسیب های اجتماعی از جملهHIV/AIDS متقاعد نموده است و تجارب موفق جوامع درگیر در اجرای برنامه های جامع که سازمانهای غیر دولتی در طراحی واجرای آن مشارکت داشته اند ، دلیل این مدعا است.
فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر به عنوان یکی از بزرگترین و اثر گذار ترین سازمان های بین المللی غیر دولتی با تعیین اهداف مربوط به مقابله و پیشگیری از ایدز و مطابق با رسالتهای تسکین آلام بشری این شبکه جهانی و اعلام اولویت بر آن است تا با بسیج امکانات و حمایت همه جانبه سهم اثرگذار، این نهضت را در پاسخ به خطر اپیدمی ایدز مطابق با توانایی جمعیت های ملی در جهان فزونی بخشد. در سالهای اخیر همواره برنامه مقابله با شیوع HIV توسط فدراسیون بین المللی بعنوان یک اولویت و در استراتژی 2010 بعنوان یکی از برنامه های اصلی نهضت به جمعیت های ملی اعلام گردیده است.
مشارکت فدراسیون بین المللی جمعیتهای هلال احمر و صلیب سرخ در مقابله با ایدز بر اساس اصول بنیادی این نهضت جهانی صورت میپذیرد. که برای تحقق این مشارکت در تخصیص منابع انسانی ، تجهیزاتی و مالی اهتمام داشته است. تا بتواند به رسالت های خود یعنی:
• ارایه حمایت های بشر دوستانه به افراد متاثر از ایدز بدون هر گونه تبعیض
• بسیج داوطلبان برای همکاری با دولت ها و سایر سازمانها درمقابله با ایدز
• همچنین آگاه سازی و ارایه خدمات پیشگیری به گروههای هدف به خصوص جوانان
دست یابد.
فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر شعار" زنان ، دختران HIV/AIDS " را برای این سال مورد توجه و تایید قرار داده است .
در کشور ما سیاستهای مداخله جمعیت هلال احمر در امر مقابله با ایدز توسط بالاترین سطح و کمیته ای به رهبری رئیس جمعیت هلال احمر و عضویت روسای سازمانها و معاونتهای جمعیت تعیین می شود.
آموزش و اطلاع رسانی ، مشاوره و حمایت استراتژی های برگزیده جمعیت هلال احمر ایران در امر مشارکت در کنترل ایدز درکشورهستند.
دستآوردهای این جمعیت با برخورداری از ارتباط نزدیک با جوانان و داوطلبان که بستری مناسب را برای اجرای برنامه های آموزشی و مشاوره ای فراهم آورده است ،آموزش پیشگیری از HIV بیش از یک میلیون و هشتصد هزار نفراز جوانان و داوطلبان کشور طی دو سال گذشته است.
آموزش ایدز ، راههای انتقال و پیشگیری این بیماری، درگروههای مرتبط با جمعیت هلال احمر بدین شرح است :
1- آموزش جوانان: این آموزش در گروههای مختلف سنی، جنسی، شغلی بعنوان گروه در خطر بواسطه احتمال تجربه رفتارهای پرخطر توسط آموزش های سازمان جوانان هلال احمر به اجرا گذاشته میشود. قابل ذکر است که در حال حاضر جمعیت هلال احمر در 19280 مدرسه، کانون دانش آموزی و در 460 دانشگاه و مدرسه آموزش عالی ، کانون دانشجویی ودارای 380 مرکز امور جوانان در سطح کشور است
2- آموزش امدادگران: امدادگران بعنوان گروه پرخطر بواسطه احتمال تماس با خون و ترشحات در فعالیتهای امدادی ، از طریق سازمان امداد و نجات آموزش لازم را دریافت میکنند.
3- آموزش جامعه :اولیاء، مسئولین و داوطلبان بعنوان موثرترین گروهها در کاهش بدنامی و تبعیض و تسهیل کننده اجرای برنامه های کنترلی در جامعه ، از طریق سازمان داوطلبان آموزش لازم داده میشوند.
مراکز مشاوره ایدز واعتیاد جمعیت هلال احمر که تعداد آنها امروز درکشور 22 مرکز است به ارایه خدمات مشاوره ای از جمله مشاوره وآزمایش داوطلبانه - مشاوره با گروههای در معرض خطر برای ساخت رفتار سالم و اجتناب از رفتارهای پرخطر و با گروههای پرخطر برای اصلاح رفتارها و ایجاد نگرش مثبت به زندگی، آینده و حس مسئولیت نسبت به خود، خانواده و جامعه ارایه میگردد.
حمایت از اقشار آسیب دیده و آسیب پذیر از HIV بویژه خانواده هایی که بعلت ایدز فاقد سرپرست هستند و کودکان و زنان آلوده در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانی از سال گذشته بصورت قانونمند توسط سازمان داوطلبان این جمیت تعریف و توسط واحد های استانی به اجرا درآمده است .
تنها در سال گذشته بودجه ای معادل 6 میلیارد ریال از منابع اختصاصی این جمعیت به انجام فعالیت های مذکور که مرتبط با کنترل و پیشگیری HIV است تخصیص و هزینه گردیده است.
جمعیت هلال احمر به منظور تقویت توانایی ها وجلب حمایتهای فنی ومالی با بخش بهداشتی فدراسیون بین المللی صلیب سرخ وهلال احمر، و با هدف تبادل اطلاعات وتجربیات با دیگر جمعیتهای ملی خصوصا در سطح منطقه ارتباط مستمر دارد ، که فعالیت های این جمعیت تحت نظارت فنی آن فدراسیون قرار داشته وهمواره فدراسیون ضمن تایید ، برنامه های این جمعیت را به عنوان نمونه ای موفق به کشورهای منطقه معرفی نموده تا از این تجارب ارزنده الگو برداری نمایند .
بدون تردید جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران در راستای اهداف خود یعنی تسکین آلام بشری ، حمایت از زندگی وسلامت انسانها و تلاش در جهت تامین حقوق واحترام انسانها، وتامین نیاز جامعه ، پیشرو جمعیتهای ملی منطقه خاور میانه و شمال آفریقا پیشگیری ومبارزه با ایدز را یکی از اولویتها ی برنامه ای وکاری خود تعریف کرده است.
این جمعیت که یک سازمان غیر دولتی است بواسطه فعالیتهای موثر و گسترده، بهره گیری از منابع ، امکانات و پتانسیل موجود، بعنوان یکی از شرکای اصلی اقدامات ملی مبارزه با HIV در کشور محسوب میگردد و در برنامه استراتژیک ملی کنترل ایدز نیز نقش و جایگاه تعریف شده ای درکنار دیگر ارگانهای در گیر که عموما وزارتخانه ها وسازمانهای دولتی می باشند را پذیرفته است.
این جمعیت به عنوان بزرگترین و قدیمی ترین سازمان غیر دولتی در کشور ما که همواره در ارایه خدمات اجتماعی فعال و پیشرو بوده است و تا امروز با بهره گیری از امکانات داخلی به این مهم نیز پرداخته ، تنها جمعیت ملی درمنطقه MENA (منطقه خاور میاته و شمال آفریقا)است که با توجه به تجارب و توانایی های خود با حمایت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی توانسته است قول کمک 10 میلیون دلاری Global Fund(صندوق جهانی کمک به پروژه های کنترل ایدز ، مالاریا وسل) را برای مبارزه با ایدز به خود اختصاص دهد تا با همکاری دیگر سازمانهای غیر دولتی در اجرای برنامه های کنترلی ایدز در جامعه در ابعاد وسیع تر ظاهر گردد.
همچنین جمعیت هلال احمر از شرکاء اصلی وزارت بهداشت ، درمان وآموزش پزشکی و وزارت آموزش پرورش در دریافت کمک دیگری معادل 15 میلیون دلاراز Global Fund(صندوق جهانی کمک به پروژه های کنترل ایدز ، سل و مالاریا ) برای مقابله با ایدز در کشور است .
بر اساس مطالب پیش گفت لازمه پاسخ جامع به تهدید HIV/AIDS ، بسیج عمومی است و همه ارکان جامعه و سازمانهای غیر دولتی باید در مراحل تعیین خط مشی، برنامه ریزی و اجرا سهیم و از کلیه منابع خود در این راستا بهره گیری نمایند و متقابلاً باید حمایت از سازمانهای غیر دولتی به عنوان یکی از شرکاء اصلی و یکی از استراتژی های کنترل همه گیری، مورد عنایت و اقدام سیاست گزاران جوامع باشد.
منبع : سایت جمعیت حلال احمر ایران

یکی از قدیمی ترین و معروف ترین سازمان های غیر دولتی ایران سازمان پيشاهنگي ايران می باشد
این سازمان قبل از انقلاب اسلامی فعالیت گسترده ای در سطح کشور داشته است که به تازگی و در تاریخ 29/03/84 و با مجوز رسمی وزارت کشور فعالیت های فرهنگی خود را از سر گرفته است.
در بخشی از معرفی این سازمان آمده است :
رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران در تاريخ 24/12/57 يعني يك ماه پس از پيروزي انقلاب در اجتماع چندين هزار پيشآهنگ و مربيان پيش آهنگي كه براي ديدار و بيعت با ايشان و كسب فيض از بياناتشان درمدرسه فيضيه قم گردآمده بودند فرمودند:« پيشآهنگي بايدباقي بماند و به نهضت خود ادامه دهد» اين در شرايطي بود كه بعضي از گروهها كه شايد هنوز ماهيتشان براي عموم شناخته نشده بود نغمه هايي را در مورد لزوم انحلال ارتش و بعضي از سازمان هاي ديگر مانند سازمان ملي پيش آهنگي ايران ، ساز كرده بودند. امام راحل با ژرفنگري و علم و بصيرتي كه خاصه رهبري انقلاب بود و با توجه به مطالعات و گزارش هايي نيز كه خدمتشان تقديم شده بود نظر خود را مبني بر لزوم حفظ و بقاي پيشآهنگي بيان كردند. اما متأسفانه دستور صريح و مؤكد ايشان يكي دو سال بعد تا حدود زيادي رنگ باخت و به دست فراموشي سپرده شد به طوريكه مجلس شوراي اسلامي در سال1361 سازمان پيشآهنگي ايران را با اختلاف تنها يك رأي مخالف بيشتر منحل نمود.
از همان زمان يكي ازعلاقمندان به فعاليت هاي پيش آهنگي كه در مدرسه فيضيه حضور داشت و شخصاً سخنان امام را شنيده بود تصميم گرفت دوباره فعاليتهاي مفيد پيش آهنگي را در ايران راه اندازي كند ، اين شخص كسي نبود جز محسن زنجاني مؤسس جديد فعاليت هاي پيش آهنگي. وي در سال 1330 در تهران به دنيا آمد ، دوران نوجواني و جواني را همراه با پيش كسوتان پيش آهنگ گذراند و از آنها نكات فراواني فراگرفت و به خاطر علاقه و ذكاوتي كه داشت در فعاليت هاي گروهي به عنوان سرجوخه و پايور و در نهايت به سمت مربي و مشاور پيش آهنگي هوايي نائل شد.
در سال 1351 به استخدام مركز فنون هواپيمايي ايران درآمد و دورههاي تخصصي و فوق تخصصي را در زمينه هواپيماهاي مدل راديو كنترل (بدون سرنشين) و هواپيماهاي مدل قابل پرواز گذراند. عمده فعاليتهاي انجام شده ايشان در زمينه هاي مختلف آموزشي، پژوهشي و اجرايي به شرح ذيل مي باشد:
در بخش آموزشي:
تدوين كتاب آموزشي چگونه هواپيماي مدل بسازيم؟ (شامل 17 نقشه ساخت و پرواز هواپيماهاي مدل قابل پرواز ) ، برگزاري اردوهاي آموزشي دانش پرواز جهت مربيان آموزش و پرورش ، برگزاري دوره هاي آموزش تربيت مربي و راهنمايان اردو و گردشگري به تعداد 90 نفر معلمين آموزش و پرورش با همكاري اداره آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش كشور در سال 1363 .
در بخش پژوهشي:
تهيه و اجراي «طرح تحقيقاتي پيشآهنگي درجمهوري اسلامي ايران ضرورت، امكان و الگوها»و عضويت در شوراي بازنگري فعاليتهاي پيشتازان و فرزانگان سازمان دانشآموزي از فعاليت هاي برجسته ايشان مي باشد.
در زمينه اجرايي:
تأسيس شركت پيش آهنگ كيش در سال 1375 و پس از آن تأسيس كانون آينده سازان پيش آهنگ (كاپ) ثبت سازمان ملي جوانان كه اين كانون در زمينه كارهاي فرهنگي و هنري، اجتماعي و توسعه گردشگري ارزان قيمت و گروهي تا كنون توانسته است تعداد000/200 نفر از جوانان و نوجوانان و خانواده هاي آنان را جهت برنامههاي مختلف گردشگري برنامه ريزي ، سازماندهي و اجرا نمايد.
آقاي زنجاني پس از ماه ها تلاش شبانه روزي و صرف وقت و هزينه در سال 1382 موفق به اخذ مجوز سازمان پيش آهنگي ايران از وزارت كشور گرديد، با تأسيس مجدد اين سازمان، پيش آهنگي فعاليتهاي خود را در زمينه مشاركت در رشد نوجوانان و جوانان براي تبلور استعدادهاي جسمي، فكري، اجتماعي و معنوي آنان آغاز نمود.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت های زیر مرجعه فرمایید :
http://www.scouting.ir/
http://www.iranscouting.org
http://www.pishahang.net/
http://pishahang.ir
بحث دربارهNGO ها یا همان سازمان های غیر دولتی،کارکردها و مشکلات آنها یکی از مباحث روز حوزه های علوم
اجتماعی و مشابه آن در چند سال اخیر بوده است. آنچه در این میان بسیار به چشم می خورد، فعالیت سازمانهاي غیر دولتی در حوزه های مربوط به زنان است که شاید به جرات بتوان آنها را یکی از آشناترین و فعال ترین NGO های شناخته شده در ایران معرفی کرد. چندی پیش گروه علمی – تخصصی مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران در دو نشست پیاپی فعالیت های تعدادی از این سازمان ها را در زمینه مساله خشونت علیه زنان از دید خود آنها مورد بازنگری قرار داد. آنچه می خوانید گزارشی از نخستین نشست در این زمینه است:
”خشونت عليه زنان در اكثر جوامع امروزي امري پذيرفته شده و متداول است. براي مثال در جنگهاي چند دهه اخير شاهد آنيم كه تجاوز به زنان و خشونت عليه آنان به صورت يكي از پيآمدهاي جنگ مرتباً تكرار ميشوند. در زمان صلح نيز زنان وضعيتي بهتر از آن ندارند و به قول گزارشگر ديدهبان حقوق بشر وضعيت زنان در زمان جنگ بازتاب وضعيت آنان در زمان صلح است. در ايران نيز هر روزه در اخبار و روزنامهها از قتل زنان توسط پدران، برادران، شوهران، بستگان و مردان خيابان و غيره باخبر ميشويم. زماني اين جنايات تحت عنوان عشق، زماني پاسداري از عفت خانواده و زماني ديگر تحت عنوان حفظ عفت جامعه انجام ميگيرد. 16 زن در مشهد توسط مردي كشته ميشوند و روزنامهها يا از موضع گرفتن ميپرهيزند و يا اينكه تعدادي علناً كار اين مرد را شجاعانه و قابل تقدير اعلام ميكنند و ميگويند كه او قصد پاكسازي گناهكاران را داشته است. در مقابل اين كشتار نه تنها اعتراض عظيمي برنميخيزد بلكه اكثر مردم از جمله خود زنان سكوت اختيار ميكنند و شاهد بوديم كه حتي در مقابل درخواست ما براي حمايت از اين زنان، زنان تحصيل كرده نيز از دفاع از آنان خودداري كردند“.
سيمين مرعشي از فعالان امور زنان و عضو مركز فرهنگي زنان در ميزگردی که روز سيزدهم تيرماه با عنوان بررسي فعاليتهاي سازمانهاي غيردولتي در مورد خشونت عليه زنان، به همت گروه علمي ـ تخصصي مطالعات زنان انجمن جامعهشناسي ايران برگزار شد، با بيان مطالب بالا، به طرح فعاليتهاي مركز فرهنگي زنان در رابطه با كاهش خشونت خانگي عليه زنان پرداخت. وي گفت: در غيبت چنين حساسيتهايي از سوي مسئولان و گاه افراد جامعه بود كه اين NGO تصميم گرفت تا خشونت عليه زنان را از حوزه خصوصي به حوزه عمومي بكشاند چرا كه مشكل ما زنان، تنها نگاه بخشهاي سنتي حاكم بر جامعه نبوده و نيست، خود زنان نيز نياز به آن داشتند كه حساسيت به مقوله خشونت را جديتر گيرند. با وجود چنين نيازي، ارتقاء آگاهي خودمان و ديگران و ايجاد حساسيت درباره شكل، محتوا و بينشي كه در پس چنين خشونتهايي نهفته است و طرح اين مسئله در سطح جامعه، هدف ما قرار گرفت.
مرعشي با اين تحليل به مرور فعاليتهاي مركز فرهنگي زنان در مهرماه 1380 تا به امروز در رابطه با كاهش خشونت عليه زنان پرداخت. او در اين زمينه نزديك به 30 مورد از فعاليتهاي مركز اشاره كرد كه عمده آنها برگزاري كارگاههاي آموزشي، برنامههاي يك روزه در فرهنگسراها و مراكز فرهنگي، تجمع، صدور بيانيه، صدور نامههاي سر گشاده به مجلس، قوه قضائيه و مراجع قانوني براي تغيير قوانين تبعيضآميز، طرح خواستهها در رسانهها، جمعآوري اسناد، مدارك و گزارشهاي مستند، اجراي تئاتر و ... بود.
وي در پايان تصريح كرد: مركز فرهنگي زنان اعتقاد دارد كه انواع خشونتها ارتباطي بسيار نزديك به هم دارند و در اين زمينه خشونتهاي فرهنگي، اقتصادي، قانوني و سياسي را جدا از هم نميبيند و با اين تفسير اعضاي اين مركز معتقدند كه نميتوان يك نوع خشونت را بررسي كرد، بدون آن كه تأثير مستقيم يا غيرمستقيم انواع ديگر در آن ديده شود. خشونتي سيستماتيك در كل جامعه رواج دارد كه اين خشونت نمادي از قدرت است و بيدليل نيست كه در اين بازي قدرت قربانيان اصلي خشونت عمدتاً زنان و كودكانند.
در ادامه اين ميزگرد، منصوره خاتم، فارغالتحصيل كارشناسي ارشد مددكاري اجتماعي از دانشگاه تورنتو، از زاويهاي ديگر به بررسي ابعاد مختلف پديده خشونت در كشور كانادا و به ويژه در ميان فارسي زبانان يا خانوادههاي مسلمان ساكن در شهر تورنتو پرداخت.
وي در آغاز بحث خود، در تعريف خشونت گفت: به طور كلي هر حركتي عليه خواست فرد كه باعث آسيب يا محدوديت براي او توسط فرد ديگري در گروه شود را ميتوان خشونت ناميد.
خاتم افزود: گروهي بر اين اعتقادند كه نابرابريهاي اجتماعي دليل اصلي خشونت عليه زنان بوده و در صورت برقراري تعادل بين حقوق زنان و مردان مسئله خشونت قابل حل خواهد بود، در حاليكه در جوامع غربي هم كه نابرابري اجتماعي بين زنان و مردان كاهش يافته، ما هنوز شاهد خشونت عليه زنان هستيم و حتي در روابط همجنس گرايان نيز اين مسئله به وضوح ديده ميشود. در نتيجه بايد توجه داشت كه خشونت عليه زنان در تمام نژادها، طبقات اجتماعي، بين خانوادههاي روستايي و شهري و در هر سطح از تحصيلات ديده ميشود.
وي تأكيد كرد: خشونت در خانواده غير از آسيبهاي روحي و رواني، تأثيرات عميقي در اقتصاد و سلامت اجتماع ميگذارد و به همين دليل رسيدگي و كاهش آن اهميت اساسي براي دولت دارد.
او در ادامه بحث خود به آمار خشونت در كانادا اشاره كرد و در اين باره گفت: يك چهارم جرائم خشن در كانادا خشونتهاي خانوادگي هستند كه البته نبايد فراموش كرد تمام خشونتهاي خانوادگي به پليس گزارش نميشوند. در اين ميان، 85% قربانيان خشونتهاي خانوادگي را زنان تشكيل ميدهند. زنان جوان (34ـ25) سال بيشتر در خطر خشونت قرار دارند اما در كل، فقط 80% كساني كه خشونت انجام دادهاند دستگير ميشوند. از سوي ديگر، جوانان در كانادا 23% جمعيت را تشكيل ميدهند و 61% خشونتهاي جنسي عليه آنان صورت ميگيرد كه 79% قربانيان خشونتهاي جنسي زنان و عمدتاً دختران 14ـ11 ساله هستند.
خاتم تأكيد كرد: البته اين آمار زنان مهاجر، زنان رنگين پوست، زنان معلول، زنان سالمند، زناني كه در مناطق روستايي زندگي ميكنند و زنان فقير را در بر نميگيرد.
وي شيوة برخورد با مساله خشونت در خانواده را در كشور كانادا به 2 دسته تقسيم كرد؛ نخست پيشگيري از طريق آموزش به وسيله مدارس و رسانهها و همچنين بررسي تأثيرات خشونت و پيامدهاي آن توسط سرويسهاي فراگير براي قربانيان خشونت و سپس برخورد با عاملان خشونت از طريق مراكز مشاوره بازپروري و گروههاي درمان و در پايان زندان.
منصوره خاتم در بيان دلائل كاهش خشونت در كانادا، با استناد به گزارش سال 2004 در اين رابطه، به چند مورد اشاره كرد او گفت: سازمان حمايت از كودكان كانادا در صورتي كه زنان از رابطة خشونتآميز شديد بيرون نيايند كودكانشان را از آنها ميگيرند. علاوه بر آن، در صورت تماس با پليس، حتي اگر زن از ادعاي خود صرفنظر كند مدعيالعموم يا دادستان از خشونت كننده شكايت خواهد كرد و او را به دادگاه خواهد برد.
به گفته وي، گسترش پناهگاه براي زنان خشونت ديده، افزايش سرويسهاي مشاورهاي براي زنان قرباني و استفاده از قانون restrain order مبتني بر اينكه زن در صورت احساس عدم امنيت ميتواند از دادگاه بخواهد كه مرد از فاصله 500 متري او رد نشود؛ از ديگر شيوههاي به كار برده شده در كشور كانادا براي كاهش خشونت عليه زنان است.
خاتم همچنين گفت: براساس مشاهدات شخصي من در طول 10 سال گذشته مردان ايراني، در نتيجه شدت عمل قانون، كنترل بيشتري از خود نشان داده و بيشتر زنان را از نظر روحي و رواني آزار ميرسانند اما امروزه كمتر ما شاهد مواردي مانند كودك ربايي به ايران هستيم.
در ادامه اين ميزگرد، مرجانه سخاوتي عضو سازمان دفاع از قربانيان خشونت با تمركز بر بحث قاچاق انسان و به ويژه قاچاق زنان و دختران، آن را نمونهاي بارز از خشونت عليه اين افراد معرفي كرد.
وي در بيان فعاليتهاي سازمان دفاع از قربانيان خشونت در اين زمينه، به تحقيقات بينالمللي اين مركز غيردولتي به سفارش مركز مشاركت زنان اشاره كرد و گفت: در اين تحقيقات به اين نتيجه رسيديم كه بحث قاچاق انسان و به ويژه زنان به دبي، پاكستان و ... بسيار جديتر و فراگيرتر از آن چيزي است كه ما فكر ميكنيم.
او مهمترين مشكل ايران را نبود قانون مدون در اين زمينه و نپيوستن ايران به كنوانسيونهاي مربوطه معرفي كرد و گفت: در تحقيقات به اين نتيجه رسيديم كه آمار دقيقي در اين باره در هيچيك از دستگاههاي مسؤول كشور وجود ندارد و تنها وقتي تعداد 74000 خانه فساد شناسايي ميشود، عمق فاجعه تا حدي مشخص ميگردد چرا كه به نظر ميرسد بسياري از قربانيان از طريق همين خانههاي فساد به آن سوي آبها فرستاده ميشوند.
سخاوتي افزود: در سازمان دفاع از قربانيان خشونت، از طريق تحقيقات ميداني وارد عمل شديم و به اين نتيجه رسيديم فاجعه بسيار بزرگتر از حدي است كه حتي فكرش را ميكرديم و در اين شرايط، راهكار حل مشكل فقط اصلاح قانون است چرا كه در بسياري از موارد حتي خانوادهها به دليل پايين بودن سن ازدواج. قيوميت و ... دختران را مجبور ميكنند كه ازدواج كنند و به آن سوي آبها روند.
او ادامه داد: در مرحله اول در مورد باندها و گروههاي حرفهاي قاچاق زنان نتيجهي تحقيق خود را به همراه راهكار پيشنهادي به مجلس و كليه مراكز مسؤول داريم و اين امر سبب شد لايحهي قاچاق انسان بعد از 5 ماه به تصويب رسد.
عضو سازمان دفاع از قربانيان خشونت گفت: در ادامه كار متوجه شديم برخلاف تصور، ايران صرفاً فرستنده نيست بلكه ايران تا حدي مسير ترانزيت قاچاق قرار گرفته است. از كشورهايي مثل فيليپين، تايلند، چين و تاجيكستان نيز افرادي وارد ايران شده و از اين مسير به دبي ميرفتند و بعد از مدتي به اين نتيجه رسيديم كه ايران حتي پذيرنده هم شده است و در همين راستا، عنوان تحقيق بعدي سازمان بحث روسپيگري در ايران اعلام شد.
مرجانه سخاوتي در نشست فعالان امور زنان در انجمن جامعهشناسي ايران تأكيد كرد: تحقيقات نشان ميدهند بحث فرار دختران، زنان روسپي و زنان خياباني در جامعه ما بسيار جدي است و به نظر ميرسد بايد براي حل اين مشكل فعاليتهاي بيشتري صورت گيرد كه شايد نخستين گام بررسي علل ناكارآمدي طرحهاي پيشين مانند طرح سلامت و صيانت جنسي و حتي طرحي مانند خانه عفاف باشد.
آخرين سخنران اين ميزگرد يك روزه، رزا قراچورلو وكيل دادگستري و عضو كانون وكلاي ايران بود. وي در آغاز سخنان خود، بر اين موضوع تأكيد كرد كه خشونت نسبت به زنان يك پديده نابهنجار اجتماعي و جامعهشناختي است كه ريشه در علل و اسباب متعدد اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي دارد. مسئله رفتار با زنان در داخل خانه و خانواده كه زماني امري خصوصي محسوب ميشد، امروزه ديگر در حيطه مسائل مهم حقوق بشري وارد شده و از قلمرو خصوصي همسران و مردان خارج و مورد توجه و حساسيت دولتها و نهادهاي بينالمللي دولتي و غيردولتي و سازمانهاي تخصصي مرتبط قرار گرفته است.
او در عين حال خاطر نشان كرد كه خشونت عليه زنان هم ريشه در فقر اقتصادي و هم ريشه در فقر اخلاقي و فرهنگي دارد و برحسب گزارش صندوق كودكان ملل متحد (يونيسف) با عنوان پيشرفت ملتها، خشونت عليه زنان و دختران، شايعترين شكل نقض حقوق بشر در جهان است.
قراچورلو بحث خود را با تعريف و بيان مصاديق خشونت عليه زنان از نظر اسناد بينالمللي (جهاني و منطقهاي) و طبقهبندي انواع خشونت عليه زنان براساس عامل خشونت و محيطي كه اين خشونتها در آن اعمال ميگردد، آغاز كرد و سپس به بيان گزارش گزارشگر ويژه موضوعي سازمان ملل متحد در امر خشونت عليه زنان، خانم ”دكتر ياكين ارتورك“ پرداخت كه پس از بازديد دو هفتهاي از ايران در خصوص وضعيت زنان ارائه كرده است.
او گفت: خانم دكتر ياكين ارتورك در ژانويه 2005 به ايران وارد شدند و در بازديد و ملاقات دو هفتهاي خود از ايران با بعضي مقامات مرتبط دولتي، برخي سازمانهاي غيردولتي فعال در اين زمينه، با كانون وكلاي دادگستري تهران، بعضي از مسئولين و فعالان مطبوعاتي و روزنامهنگاران و برخي افراد و اشخاص به طور خصوصي گفتگو نمود، همچنين از دادگاه خانواده و برخي شعب آن بازديد كرد و از آن جمله با مسئولان شعبه 256 دادگاه خانواده گفتگو و ملاقات داشت. به گفته قراچورلو، اورتورك در گفتگوي خود با مسئولان مرتبط دولتي، از آنها خواست تا دولت جمهوري اسلامي ايران را به الحاق كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان، هرچه بيشتر ترغيب نمايند و نيز گزارشهاي موضوعي سالانه خود در اين زمينه را به كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه دهند. او همچنين، در ملاقات خود با مقامات قضايي دادگاه خانواده در تهران، بر ضرورت استمرار مذاكرات بينالمللي در مورد زنان و وضعيت اجتماعي و سياسي زنان ايران و احراز پستهاي كليدي و مهم توسط آنها در كشور ايران تأكيد نمود. وي در ملاقات فوق با اشاره به بحث حضانت كودكان، از آن به عنوان يك بحث اصلي و كليدي ياد كرد و تقاضاي اصلاحاتي در اين زمينه را از دولت ايران نمود، چرا كه گرفتن حضانت طفل از مادر عليرغم خواست او يكي از مصاديق مهم خشونت عليه زنان در ايران است.
قراچورلو مهمترين موارد مورد اشاره گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد را قاچاق زنان و دختران ايراني به كشورهاي حاشيه خليج فارس به خصوص به امارات متحده عربي (UAE) براي به كارگيري آنها در امر فحشاء و روسپيگري، تبعيض سازمان يافته و دولتي از طريق قوانين و مقررات اعم از مدني كيفيري و به ويژه در بخشهاي از قانون مدني در ارتباط با موضوعهاي خانوادگي و ارث، جداسازي زن و مرد در انجام معاينات پزشكي و درماني طبق قانون مصوب مجلس در سال 1377 (1998 ميلادي)، سن ازدواج دختران و اجازه ازدواج به آنها در حداقل سن يعني 9 سالگي و مغايرت اين امر با مادهاي از قانون مدني كه به موجب آن زنان بايد اجازه پدران يا خويشاوندان مرد خود (اقارب پدري) را براي ازدواج اخذ نمايند، مسئله ازدواجهاي موقت (نكاح منقطع) كه به زنان هيچگونه حقوقي را اعطاء نميكند مگر آنكه زنان خود به اين موضوع آگاهي كامل داشته باشند كه بايد حقوق مورد مطالبة خود را در هنگام اين گونه نكاح شرط نمايند و درج كنند و متأسفانه غالب زنان از اين امر آگاهي ندارند و همچنين سنگسار زنان (و مردان) به خاطر ارتكاب زنا معرفي كرد.
وي ادامه داد: موضوع حضانت اطفال در قانون مدني، مسئله عدم امكان ازدواج زنان مسلمان در ايران با مرد غيرمسلمان طبق قانون مدني، موضوع ارزش شهادت زن كه طبق قانون كيفري ايران نصف شهادت يك مرد در دادگاه محسوب ميگردد و در برخي جرايم و موارد نيز اساساً شهادت زنان پذيرفته نميشود، ديه زنان كه طبق قانون كيفري ايران نصف مردان ميباشد، لزوم اخذ اجازه زنان از همسران خود و گرفتن رضايت كتبي آنها براي سفر به خارج از كشور، ممنوعيت زنان از ورود در عرصه برخي از ورزشها و نيز در مكانهاي ورزشي، جداسازي زنان و مردان در جامعه و مكانهاي عمومي از جمله اتوبوسها، فرودگاهها و غيره، پوشش اجباري زنان در اجتماع كه به انتخاب خودشان نيست، ممنوعيت چاپ عكس زنان بدون پوشش در رسانههاي عمومي و مجلات و ممنوعيت تصوير زنان خارجي و وجود مجازاتهايي در قالب تعزيرات براي زناني كه بدون پوشش كافي بيرون از منزل ميآيند و در اجتماع ظاهر ميشوند و بالاخره حضور بسيار كمرنگ زنان ايران در پستهاي مهم و كليدي و يا سياسي؛ از مصاديق مورد اشاره ياكين اورتورك در رابطه با خشونت عليه زنان در ايران بوده است.
قراچورلو همچنين، ضمن بيان برخي آمار و مصاديق اين نوع خشونتها عليه زنان ايراني، به سوء استفاده فيزيكي و
جنسي برخي مردان از زنان اشاره كرد و يادآور شد: خشونتهاي جنسي عليه زنان از لحاظ بهداشتي نيز مشكلاتي را ايجاد ميكند كه اين مشكلات طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني عبارتند از افزايش حملات جنسي خطرناك ميان جوانان و نوجوانان، انتقال بيماري ايدز و ويروس HIV، حاملگيهاي ناخواسته، دردهاي زايد در روابط جنسي و مشكلات و بيماريهاي زنانه، افزايش ارزش و ارقام هزينههاي درمان و بهداشتي كه صرف زنان مورد تجاوز يا خشونت قرار گرفته، ميشود؛ ايجاد فضاي ناامني و ترس در اجتماع به طوري كه حتي گزارش شده كه 30 درصد زنان مورد خشونت و حمله قرار گرفته، كار و فعاليت اجتماعي خود را متوقف كردهاند و 50 درصد آنها به جهت بيماريهاي ناشي از اين خشونتها، مرخصيهاي كاري گرفتهاند. علاوه بر آن، خشونتهاي جنسي عليه زنان حتي در برخي موارد منجر به ارتكاب قتلهاي عمد و صدمات شديد و نيز خودكشي زنان شده است.
وي افزود: خانم دكتر ياكين ارتورك، در گزارش خود مورخ 22 مارس 2005 كه آن را به شصت و يكمين اجلاس كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد و در 61 صفحه تحت عنوان خشونت عليه زنان و آثار و پيامدهاي آن تقديم نموده است، طي دو بخش مجزا به بررسي خشونت عليه زنان ميپردازد. او در بخش اول، فعاليتهاي خود در سال 2004 را توضيح ميدهد و در بخش دوم، ارتباط متقابل ميان خشونت عليه زنان و بيماري ايدز را تشريح مينمايد و بر اين امر كه اين ارتباط متقابل نابهنجار، يك واقعيت غيرقابل انكار است، تأكيد دارد. ايشان در گزارش خود بيان ميدارد كه حمايت و ارتقاي حقوق بشر زنان ميتواند گسترش و شيوع بيماري ايدز و نيز آثار و پيامدهاي ناگوار آن را تقليل دهد.
قراچورلو گفت: خانم دكتر اورتورك در خاتمه گزارش خود، با تأكيد بر اين نكته كه خود او مسلمان بوده و به اسلام معتقد است، تنها راه نجات و رهايي زنان در ايارن را كنار گذاشتن اسلام سنتي و بنيادگرايي افراطي معرفي كرده است.
اين حقوقدان در ادامه سخنراني خود، به نظر كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در 8 آوريل 2005 در موضوع خشونت عليه زنان و وضعيت زنان خشونت ديده در جهان اشاره كرد و گفت كه در اهم مباحث مطرح شده از سوي اين كميسيون آمده است: شصت درصد از زناني كه در جهان تقاضاي طلاق ميكنند، در معرض خشونت قرار گرفتهاند، اما تنها پنج درصد آنها عملاً به دادگاهها مراجعه و اقامة دعوا مينمايند و عدم مراجعة سايرين به دادگاهها و يا استرداد شكايت آنها بيشتر بدين خاطر است كه آن زنان از لحاظ مالي و اقتصادي همسران خود وابسته هستند و در برخي موارد نيز به اين علت است كه آنها از لحاظ احساسي و فرهنگي ترجيح ميدهند كه قرباني خشونت يا سوء استفاده باقي بمانند ولي ساكت باشند و اين خشونتها را تحمل نمايند و تقاضاي طلاق نكنند كه در اين رابطه ضروري است تا خانههاي امن يا نهادهاي عمومي براي زناني كه در معرض خشونت قرار ميگيرند، تأسيس گردد تا زنان در صورت مراجعه با خشونت بتوانند به آن اماكن امن پناه ببرند و بدين ترتيب از لحاظ مالي وابسته به همسران خود نباشند و بودجه لازم براي ادارة مالي و تأمين اين تخصيص داده شود و ضمناً محاكم اختصاصي هم براي رسيدگي به شكايات اين زنان و پيگيري موضوع وجود داشته باشد.
وي افزود: وجود پليس و قضات زن كه به مسئله خشونت عليه زنان آشنايي و آگاهي و تخصص كافي داشته باشند نيز از نظر اين كميسيون مهم و ضروري است. علاوه بر آن، بحث آموزش زناني كه در معرض خشونت قرار ميگيرند و ارائه آگاهيهاي عمومي لازم در اين زمينه به آنها به ويژه در مورد خشونت خانگي و ترويج اين طرز تفكر كه زنان شهروند درجه دوم نيستند و بايد بتوانند هرچه بيشتر خود و توانائيهاي خود را باور دارند و تلاش نمايند، نيزاز ديگر موارد مورد اشاره در اين باره است. همچنين كميسيون حقوق بشر در يك عبارت و به طور خلاصه به ريشه كن كردن فقر اقتصادي، فقر اجتماعي و فرهنگي و محو سست شدن بنيانهاي سنتي خانواده و الگوهاي آن تأكيد ميكند.
قراچورلو در پايان تأكيد كرد: سازمان ملل متحد تاكنون با مجموعهاي از امكانات خود شامل تدوين اعلاميه، توصيه نامه، انتخاب گزارشگر ويژه، تشكيل صندوقهاي خاص و اعلام روز جهاني مبارزه و غيره در ارتباط با خشونت عليه زنان، تمامي كوشش خود را براي محو اين پديدة ناهنجار به كار گرفته است، ليكن امحاء كامل آن نيازمند آموزش بيشتر زنان و اجتماع و مسئولان دولتي و آگاهي فزاينده و تلاش دولتها و همكاري عميق بينالمللي آنها براي انجام تعهدات خود در جهت جلوگيري و مبارزه با اين پديدة شوم ميباشد كه در اين زمينه، به نظر ميرسد براي محو كامل خشونت عليه زنان، تا زماني كه قانونگذاران نخواهند بپذيرند كه زنان، شهروند درجه دوم نيستند و داراي ارزش برابر با مردان جامعه هستند، اصلاحات جزيي در قانون تأثيري نخواهد داشت و تنها با اصلاح ديدگاه جنسيتي و مشاركت كامل زن و مرد در زندگي، ميتوان قوانين خشونتآميز نسبت به زنان را حذف و اصلاح نمود.
قبل از اينکه به بحث الگوي مسلط اوقات فراغت در غرب بپردازيم لازم است در مورد تحولاتي که خانه در غرب با آن روبرو
بوده است صحبت کنيم تا روشن شود که صرف اوقات فراغت در خانه که تحت عنوان خصوصي سازي خانواده مطرح مي شود که تاثيري بر خانه داشته است.
خانه در جامعه مدرن: محل خلق استراحت. چرا؟
قبل از سرمايه داري : محل توليد كالا و خدمات و بيشتر فعاليت هاي اقتصادي
خانه سنتي: توليد و مصرف
خانه مدرن: تفكيك محل توليد و مصرف
تاثير صنعتي شدن بر خانه : ايجاد هويتي جديد ( حداقل براي مردان) و محل مصرف خصوصي و ايجاد كارگر دستمزد بگير
محل مصرف خصوصي یا بهشت مردان بعد از انجام كار روزانه در بيرون
فضايي كوچك براي مردان در برابر فشار بيرون و كار دستمزدي ( فضاي بيان خود و استقلال)
خانه به مثابه محل ابراز خود SELF خود واقعي
خانه بخشي از اقتصاد غير رسمي است
خانه : نظريه فورتي
Forty 1986
فورتي Forty 1986 : در صدسال گذشته كالاهاي خانگي نقش محوري در انتقال خانه از محل رفاه اخلاقي و زيبائي به محل رفاه فيزيكي با كارائي داشته اند
در دهه 90 خانه محل ارتباطات و اجتماعي شدن
انتقال خانه از محل كار به محل اقامت و استراحت يعني محل ناكار NON-WORK SITE
محتوي محل ناكار يا خانه بايد به طروق مختلف طراحي شود
مهم ترين اصل اساسي در طراحي خانه برداشتن تمام اشيايي است كه با كار رابطه دارند.
نظريه فورتي
با جدا شدن كار ديگر خانه جاي كالاي كار نبود
مثال: توليدگران كارخانه اي نخست ماشين دوزندگي را به كارخانه بردند
سپس به اين نتيجه رسيدند كه مي توان ماشين هم ساخت و فروخت
اول خانه ها ماشين ها را نخريرند. چرا؟
چون خانه جاي ماشين ديگر نبود
بعد: آگهي به داد رسيد تا قانع كند مي توان ماشين دوزندگي را در خانه گذاشت ( لذا تلقي فعلي: ماشين خياطي كالائي عمومي است)
فورتي
آكهي چكار كرد؟
Sewing machine is small, light, elegant, artistic and beautiful
It is not a machine but ornament
تبديل شي سخت و صنعتي به تزييني
خانه قرن 19 با قرن 20 متفاوت است
ما از house نمي گوييم بلكه از home مي گوييم یعنی منظورمان سرپوش shelter نیست که آن همان house است
جنسیت و خانه ( sex و house ) به ویژگیهای فیزیکی اشاره دارد
جنسیت و خانه ( Gender و home ) به شیوه هایی که sex و house به قالبهای فرهنگی با معنی تبدیل شده اند اشاره دارد.
فورتی : بزرگترین تحول انتقال خانه از محل رفاه اخلاقی به رفاه فیزیکی .
در نتیجه : خانه محل زیبایی
برخی برای ساختن شهری زیبا به دنبال شهروندی هستند که خانه و شهر را یکی بداند.
خانه : نظريه
Csikszentmihalyi and Rochberg-Halton 1981
كدام چيز در خانه مهم است؟
اگر خانه آتش بگيريد يا زلزله بيايد چه چيز را اول نجات مي دهيد؟
آلبوم، پول نقد، عكس قاب شده ،...
چرا برخي كالاها و اشياء مهم ترند؟
مفاهيم مبلمان، هنرهاي تزييني، و عكس ها به سوالات پاسخ مي دهند.
معنی اشیا خانه
مهمترین اشیاء: مبلمان ، عکس و آثار هنری
معنی مبلمان برای گروه های سنی مختلف است
جوانان : راحتی؛ برای زنان مسن تر: خاطرات و بخشی از تاریخ خانواده
تمایز طبقاتی بر حسب نگهداری تابلو ( نه اصیل)
طبقات بالا تابلوهای بیشتر و گران قیمت تر
طبقات پایین تر اشیایی مانند استریو . ..
اینجا سرمایه فرهنگی مهم است نه سرمایه مادی
عکس ها با خاطرات خانواده رابطه دارند.
برای افراد جوان به بالا مهم هستند
اهمیت به “خود” و رابطه خانوادگی را نشان می دهند
خانه : ريچارد
Richard 1990
مساله مهم اين است كه ما چرا به دنبال مالكيت خانه خود هستيم؟
Lyn Richards : زندگی خانواده و امنیت
امنیت: کنترل و استقلال
کسی شما را بیرون نمی کند
هر کاری می خواهی می کنی: مهمانی و تغییر فضای فیزیکی
امنیت برای مرد استقلال مالی؛ برای زن ثبات و آرامش
خانه كجاست؟
كولين كمبل Colin Campbell : صنعتي شدن همزمان انقلاب مصرف و توليد را ببار آورد. اگرچه جامعه شناسي اول به توليد توجه كرده تا مصرف. لذا:
مي توان گفت سرمايه داري صنعتي همزمان كارخانه و خانه ايجاد كرده
اگر خانه قرن 19 بر مبنای drawing room است خانه قرن 20 بر اساس آشپزخانه است
چرا اهمیت drawing room کم شد؟ چرا آشپزخانه مهم شد؟
قرن 19 اهمیت به رفاه اخلاقی و قرن 20 رفاه فیزیکی و بهداشت
تغییر اهمیت به فیزیک و بهداشت شاید از سر نیاز به انسان سالم برای رفتن به جنگ ها بوده باشد یا تلاش های مدنی بعدی برای انسان سالم در عصر مدرنیت مانند تلاش برای ممنوعیت سیگار و توجه به اعتیاد
تمیزی و کثیفی: خانه و بهداشت
چرا رنگ یخچال یا فریزر شما عمدتا سفید است؟
خانه با مفهوم تمیزی و بهداشت رابطه پیدا کرده
ایده سلامتی، زیبایی و تمیزی خود را در طراحی خانه منعکس کرده
ایده بهداشت در خانه مربوط به اول قرن بیستم است
ظهور توالت و حمام مربوط به قرن جدید است
رنگ های داخلی از قهوه ای به سفید تغییر کرده
اینها به معنی این نیست که افراد تمیز تر شده اند بلکه ایده تمیزی وارد شده است
خانه های روستائی نمونه خانه های قرن بیستم هستند: فقدان توالت و حمام و رنگ های باز و سفید
ایده تمیزی
ماری دوگلاس: دلواپسی از آلودگی وقتی ایجاد می شود که مرزهای جامعه مورد خطرند ( رشد حاشیه نشینی، مهاجرت داخلی و خارجی ، تغییرات اجتماعی و اخلاقی و ...)
اینها با ایده تمیزی و خالص بودن رابطه دارند.
فورتی : رشد قدرت طبقه کارگر و تناقضات و تنازعات طبقات با ایده تمیزی و بهداشت رابطه دارد
تمیزی و معماری
ایده تمیزی خانه با طراحی و معماری رابطه دارد
خانه تمیز تهویه مناسب، هواکش و ... می خواهد
خانه دهه 1990
چه ایدئولوژیهایی در دهه اخیر وارد خانه شده اند؟
رشد خانه سازی در دهه 1990 ایران بر معماری داخلی تاثیر داشته؟
مفهوم جهانی شدن و ارتباطات به خانه های ما وارد شده؟
زیبایی، کارائی، اجتماعی شدن sociability و ارتباطات
ورود وسایل جدید خانگی و اقلام و مارکهای مختلف به همراه نفوذ آگهی خانه های جیدی ساخته است
زیبایی – خود self – کارکردی شدن – اهمیت نور – لذت بردن بیشتر از حمام – اجتماع پذیری sociability از چیزهای جدید است
مفاهیم جدید در خانه دهه 1990
زیبایی
کارائی
اجتماع پذیری
ارتباطات
نور
اهمیت نور در خانه با تمایز خانه به عنوان محل استراحت و محل کار
نور طبیعی مورد نظر خانه جیدی است. چرا نور طبیعی؟
بیرون و طبیعت دیگر مورد ترس نیست
در آگهی ها بر نور طبیعی تاکید می شود
نور با آشپزخانه در ارتباط است
نور پردازی در آشپزخانه حتی بیش از نور طبیعی مهم است
فرد
چقدر خانه محل بیان “ خود” است؟
چه تفاوتی با گذشته دیده می شود؟
رشد اهمیت طراحی نشان رشد بیان “خود” در خانه جیدی است
اجتماع پذیری Sociability
مرکز اجتماعی خانه اتاق نشیمنliving room
خدمتکار تا حدی اتاق نشمین را مهم کرده بود.
طبقات متوسط جیدی بدون خدمتکار آشپزخانه را مرکز اجتماعی کرد
مجلات خانه Houseware magazine بر نقش آشپزخانه در خانه تاکید می کنند:
جایی که نباید پنهان بماند ؛ مرکز اجتماعی و محل لذت از غذا؛ پخت و پز نباید از سایر فعالیت های اجتماعی جدا بماند
تغییر فلسفه اهمیت “آشپزخانه به نوع دیگری رشد اهمیت نقش زن در اجتماع است
تغییر کارکردهای خانه
تعريف مفاهيم اساسي:
ايدئولوژي: انديشه ها يا باورهاي مشترکي که به توجيه منافع گروههاي مسلط خدمت مي کند با آگاهي دروغين و تحريف شده است که داراي جهت گيري به سمت منافع طبعاتي هستند،
جادو: مناسکي که درآن کوشش مي شود که ارواح يا موجودات فوق طبيعي را براي دست يابي به اهداف انساني تحت تاثير قرار دهند،
دين : مجموعه اي از اعتقادات که اعضاي يک اجتماع از آن پيروي مي کنند.
شعائر : شيوه هاي رسميت يافته ي رفتار که اعضاي يک گروه يا اجتماع به طور منظم به آن مي پردازند،
دنيوي شدن : فرايند کاهش نفوذ دين در زندگي اجتماعي انسان ،
همزادآئيني: اعتقاد به اينکه فعاليت ارواح وقايع را در جهان به جريان مي اندازند،
مذهب : فرقه اي ديني که پويايي احياگرانه ي خود را از دست داده و تعداد قابل توجهي از انسان ها از آن پيروي مي کنند،
توتميسم : نام اعتقادي ديني که به نوعي خاص از حيوان يا گياه ويژگي هاي مقدسي را نسبت مي دهند،
سکولاريسم : دنيا گرايي مفهومي است که هم ارتباط خويش را با ماوراي طبيعت و هم حيات پس از مرگ مي گسلد و نيز توجه خويش را منحصرا" معطوف به اين جهان مي دارد ،
مقدمه
دنياي امروز با پديده هاي جوامع چند فرهنگي آشنايي کامل دارد ، مليت ها ، فرهنگ و اديان متفاوتي که وجود دارند که هر کدام در آستانه ي ورود به جهاني شدن به سوي ادغام و يکپارچگي پيش مي روند ، دين فرهنگ مليت و هويت در جهان آينده چه جايگاهي دارند و تا کنون چه جايگاهي داشته است ؟
عمده بحث ما بر سر دين و جامعه شناسي است که در اين مقاله سعي در پرداختن به اين موضوع و انعکاس نظر صاحبنظران در اين زمينه مي شود،
طي سال هاي متمادي که از عمر بشر و جامعه انساني مي گذرد دين تنها گزينه ايي است که تقريبا تمام انسان ها را در اختيار خود داشته است ، جدا از ماهيت هاي متنوع و مختلفي که دين در جهان داشته ، تمامي مردم در ارتباط خود با جهان طبيعت و نيرو هاي موجود در آن انديشه اي را برگزيده اند، دين در عرصه ي اجتماع سال هاي متمادي حضوري چشمگيري داشته است ، روحانيون در کليساها و مسلمانان در مساجد تمام عرصه هاي زندگي بشري را در اختيار خود داشته اند ، آموزش و پرورش ، اقتصاد ، سياست ، توليد ، علم و اخلاق ، همگي در اختيار دين و شارعان آن بوده است ، در جريان پيشرفت علوم مفاهيم ديني در معرض وا کاوي بيشتر قرار گرفته اند و علم و دين جبهه هايي عليه هم داشته اند که طي چند سال اخير جايگاه دين در جامعه دچار تحولات بحران آميزي شده است و حتي برخي برآنند که دين محکوم به فناست و همواره در اين مورد ديدگاه هاي مخالف و متضادي در رد و تاييد اين مساله وجود دارند، کساني که دين را محکوم به فنا مي پندارند در اثبات مدعاي خود به فرايند سکولار شدن زندگي اجتماعي اشاره مي کنند،از ديدگاهي ديگر ، اين روند در حقيقت به معني نابودشدن دين و مذهب نيست بلکه حکايت ازتغيير آن دارد ، به هر حال چنين روندي در مناطق مختلف دنيا به يک ميزان پيش نرفته است ، بي شک نقش مذهب در جوامع غربي در مقايسه با قرون گذشته رو به کاهش گذاشته است و در کشورهاي ديگر سنتي، دين همچنان نيرومند و پايدار مانده و حتي در مواردي در برابر سکولارشدن واکنش نشان داده و تقويت شده اند ،
علم و دين در مذاهب واديان مختلف متفاوت تعريف مي شوند و با تعاريفي که در متون اسلامي از علم مي شود نمي توان معتقد بود که دين و علم در مقابل هم هستند اما علم جديد امروزي با تفکرات ديني بعضي جوامع همخواني ندارد، در اروپا با انقلاب صنعتي موج جديدي از تفکرات و حرکت غير ديني بوجود آمد که دين را هر چه بيشتر از دخالت در امور مادي و طبيعي بر حذر داشته است و آنرا محدود به عرصه خصوصي هر فرد نموده است،
چگونه دين مسيحت مشروعيت خودرا در بين مسيحيان از دست داده و اروپاييان را در هر چه آسماني کردن دين و مفهوم آن کشانده است ؟ اين سوال را مي توان در نوع تفکرات اروپاييان و عمل کليسا و شرايط فکري ، اقتصادي و فرهنگي اروپاييان جستجو نمود، ولي در حال حاضر اکثريت عظيمي از جوامع بشري داراي دين مي باشند و خود را ملزم به دستورات ديني مي دانند ، در خاورميانه که مهد و محل تولد بزرگترين اديان الهي مي باشد ، در اعصار مختلفي از تاريخ ، چه در عرصه ي سياست و چه در عرصه ي اقتصاد و همچنين در توليد علم بزرگترين و اکنش بشري را در برابر دين مي توان مشاهده نمود،
تعريف دين : انواع اعتقادات و سازمانهاي ديني آنقدر فراوان است که محققان رسيدن به يک تعريف عموما پذيرفته شده از دين را بسيار دشوار يافته اند ، در غرب اکثر مردم دين را با مسيحيت يکي مي دانند، اعتقاد ب