مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۴ - سال اول - شماره 16 - 18 صفحه / آموزش و پرورش
ای هفت سالگی ، ای لحظه ی شگفت عزیمت /  دکتر مهدی پیروز نیا
موضوع مرتبط :سر مقاله

        

  «  ای هفت سالگی 
                                                 ای لحظه ی شگفت عزیمت
                                                 بعد از تو هرچه رفت ، درانبوهی ازجنون و جهالت رفت»
در زندگی ، کم نیستند خاطر ه هایی که تا عمر باقی است در ذهن انسان جایی برای خود باز می کنند و هرازگاهی به بهانه ی چیزی در یاد انسان زنده می شوند . بی شک خاطره ی اولین روز مدرسه یکی از آن خاطره هاست . خاطره ی اولین روز مدرسه ، با طعم گس دلهره ای کودکانه در دل ، با طعم شور آغاز تعهدی که دیگر هرگز به پایان نخواهد رسید ، با طعم شیرین دوستیها و همراهیها ، و با طعم تلخ پایان پذیرفتن آزادیها و برای «  خود  » بودن های خردسالی . حضور در مدرسه آغاز روندی است که به حضور در جامعه صورتی رسمی می دهد « اجتماعی شدن »
مجموعه ای از آموزشها و کسب تجارب که در صورت موفقیت در گذراندن آن شخص می تواند به موفقیتهای  اجتماعی یعنی درجه ی بالایی از تطابق با فرهنگ رایج یا غالب دست یابد .    واین حتی در صورت تن ندادن به فرهنگ غالب می تواند سرآغلزی باشد برای فهم جامعه و کسب توان و پتانسیل ایجاد تغییر . حرکت ی نو برای خود و دیکر « خود»ان .
  بسیاری از منتقدان سیستم هماهنگ و یکپارچه ی نهادی آموزش و پرورش ، معتقدند نهاد مدرسه فردیت را از شخص گرفته و او را به فردی در خدمت اجتماع تبدیل می کند و بنابراین با گرفتن و فردیت ،شخص را « نقش پذیر « کرده و از خلاقیتها و مشخصه های دیگر انسانی او با «در بند اجتماع کشیدن» او می کاهد . هرچند این تحلیل می تواند تا حدی در موردافزایش بار تحمیلی نقش اجتماعی بر فاعلیت فرد درست باشد ،اما هنوز انسان به نهادی برای جایگزینی مدرسه یا نهاد آموزش وپرورش دست نیافته است . مدرسه نظام و نهادی بی بدیل در اموزش فرهنگ و مفاهیم اجتماعی و جامعه به افراد جدید الورود به جامعه است ؛ عاملی برای هماهنگ کردن شناخت و عمل اعضای یک جامعه . مدرسه بیش از آن که کانونی برای علم اندوزی ،آموزش خواندن و نوشتن ، خط وکلام یا زبان و یا حتی کسب پایه های اولیه دانش آموزی با شد مکانی است برای تضمین آینده ی یک جامعه و تثبیت فرهنگی . هرگز نباید از یاد برد که آموزش و پرورش خصوصا" در مقطع ابتدایی بیش از آنکه در خدمت فرد باشد و برای او تضمین کننده ی آینده ای مرفه و کم مشکل تر باشد ، عاملی است برای جهت دادن به شناخت و رفتار آحاد اعضای تازه وارد به جامعه و هدایت آنها به سوی اهداف جامعه و بنابراین تضمین کننده ی فردایی کم تنش تر برای تمامی اعضا و کلیت جامعه . به همین دلیل است که یکدست بودن و هماهنگ شدن کلیه ی نهادهای نظام آموزشی خصوصا" در مقاطع اولیه ، در هر جامعه ای از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .
وازه ی آموزش و پرورش ( که پیش از این فرهنگ به آن اطلاق می شد ) در زبان فارسی برداشتی است از واژه ی  eduquer  فرانسه و education  انگلیسی که از ریشه ی لاتین و کلمه ی educere  به معنای هدایت موجودی غیر اجتماعی به اجتماعی شده گرفته شده است .
در این معنا این واژه مخصوصا" در شکل نهادی شده ی آن و به عنوان یک نهاد گستره ای وسیع و حتی نامحدود به خود می گیرد و شامل تمامی نهادهایی می گردد که در پی هدف اجتماعی کردن
تشکیل می شوند . اما این واژه در جامعه شناسی آموزش و پرورش Sociology of education در معنایی محدودتر به کار رفته است . جامعه شناسی آموزش و پرورش در واقع به معنای جامعه شناسی نظامهای آموزشی و بررسی و بازشناسی نهادهای آموزشی و نقش آنها در اجتماعی شدن افراد است . « البته تخصصی شدن علوم،تعیین حدود این میدان پژوهش را تا حدی تبیین می کند ، اما به توجیه کامل آن نمی پردازد . عاملی که از نظر دانش شناختی این رشته را به مثابه ی عرصه ی عقلانیت و برهان آوری مشخص و معین می سازد ، اصل دورکیم در باره ی استقلال نسبی است که بر اساس آن نظام آموزشی را نه تنها نمی توان به دیگر عوامل اجتماعی کاهش داد ، بلکه درک و تشریح آن نیز در تحلیل نهایی به متغیرهای برون زاد مربوط نمی شود . اگر چه جامعه شناسی آموزش و پرورش حول محور پدیده های درسی و تحصیلی متمرکز شده ، اما بررسی روابط میان مدرسه و دیگر نهادها ، به ویژه خانواده ، سیاست و اقتصاد را از حوزه ی توجهات خود کنار نگذاشته است . بنابه استعاره ی بسیار رسایی که در تحلیل سیستمها به کار می رود ، موضوع این رشته ساختکارهای تحصیلی ، ورودیها و خروجیهاست . مهمترین ورودیها عبارتند از : محصلین ، هیئت آموزشی و کارکنان اداری . دسته ی اول با فضایی از متغیرهای طبیعی ، روانشناختی و اجتماعی مانند سن ، جنس ، بهره ی هوشی ، خاستگاه اجتماعی و سطح فرهنگ تعریف میشود . دو دسته ی دیگر بیشتر




آموزش الکترونیکی - E-learning /  محمد کامبد
موضوع مرتبط :آموزش و پرورش

با ورود کامپیوتر به زندگی انسانها و به موازات آن گسترش شبکه اینترنت ، بسیاری از تعاریف و خدمات اجتماعی تغییر یافته و یا به سمت تحول بنیادی در حرکت است ، و هر روزه تاثیرات این دگرگونی ها در زندگی روزمره ما بیشتر نمایان می گردد. این جهان مجازی،که پدیده هزاره سوم تمدن بشری است ، در ابتدای راه خود دستاوردهای کم نظیری برای جوامع امروزی به ارمغان آورده است .
شبکه ای عظیم اطلاع رسانی ، فروشگاه و بنگاه های بزرگ اقتصادی ، موتور های قوی جستجوی اطلاعات ، موسسات و انجمن های مجازی و.... . به جرات می توان گفت یکی از بزرگترین دستاوردهای آن آموزش الکترونیکی (E-learning )  می باشد .
در این مقال سعی شده است با استفاده از آخرین مقالات و تحقیقات علمی ، مفهوم آموزش الکترونیکی و نقش آن در توسعه جوامع امروز برسی گردد.

آموزش الکترونیک چیست ؟
منظور از E-Learning یا آموزش الکترونیکی، بطور کلی بهره گیری از سیستم های الکترونیکی، مثل کامپیوتر، اینترنت، CD های    Multimedia ، نشریه های الکترونیکی و خبرنامه های  مجازی نظایر این هاست که با هدف کاستن از رفت و آمدها و صرفه جویی در وقت و هزینه و ضمنا یادگیری بهتر و آسانتر.
البته سیستم هایی که E-learning به حساب می‌آیند و امکان یادگیری از راه دور را فراهم می کنند متنوع هستند. ولی در وهله اول آنچه که مهم است آگاهی علاقمندان از نوع این سیستم ها و انتخاب صحیح و نحوه استفاده درست از آنها است. این سیستم ها بعضا میتوانند جایگزین کلاس های حضوری هم باشند. درعین حال برای افراد سخت کوش و علاقمند میتواند مکمل کتاب و کلاس باشد. در یک جمله می توان گفت E-Learning   آوردن یادگیری برای مردم است به جای آوردن مردم برای یادگیری .
در یادگیری الکترونیکی غیر از اینترنت، CD های آموزشی ، ویدیوهای آموزشی و همچنین ماهواره استفاده می شود .آماد نشان داده است که در سال 1999 بالاترین روش آموزش CD های آموزشی بوده است با 53% ولی در سال 2004 پیش بینی می شود که E-Learning  مقام اول آموزش را با 63% کسب کند .
در Synchronous این امکان وجود دارد در آموزش الکترونیکی استاد و شاگرد به صورت همزمان با هم گفتگو کنند و در اتاقهای Chat با هم مباحثه کنند ولی در Asynchronous شاگردان مباحث خود را می پرسند استاد در زمان دیگری که مشخص کرده است به پاسخ ها جواب می دهد .
روبرت مرداک (RUPERT Murdoch ) که بر روی آخرین تکنولوژی ها کار میکند می گوید:
I think education is going to be a very big part of the Internet
یعتی آموزش بخش عظیمی از اینترنت را به خود اختصاص خواهد داد.
این شخص هم اکنون در حال سرمایه گذاری در جهت درست کردن بزرگترین دانشگاه مجازی دنیا می باشد.
E-Learning  باعث رشد اقتصادری شرکت ها و مراکز تجاری در دنیا شده است:
مرکز IDC پیش بینی نموده است رشد اقتصاد در زمینه E-Learning در سال 2000 از 3/4 بیلیون دلار به 23/1 بیلیون دلار در سال 2004 برسد که یک رشد 68% را در هر سال نشان می دهد .

آموزش الکترونیکی و رابطه آن با آموزش سنتی :
آموزش الکترونيکي روشهاي آموزشي کنوني را تکميل مي کند و در بعضي از موارد جايگزين آن مي شود.يکي از رويکردهاي اصلي آموزش الکترونيکي ، آموزش ترکيبي به معني بکارگيري بيش از يک رسانه در امر آموزش است مانند ترکيب آموزش توسط معلم و ابزارهاي بر پايه وب که البته با اين روش ، آموزش الکترونيکي جايگزين آموزش کنوني نمي شود بلکه آن را تکميل مي کند هرچه که در موارد بسياري آموزش الکترونيکي به تنهايي مي تواند پاسخگوي نيازهاي آموزشي باشد.
در قرن جدید تنها چیزی که شما را می تواند از بقیه رقبا جلوتر بیندازد یادگیری سریعتر می باشد. همزمان و همراه با تحولات و تغییرات وسیعی که در جهان بوجود آمده است رویکردها و دیدگاه های اندیشمندان نسبت به آموزش و یادگیری نیز تحولاتی داشته است. در گذشته جهت آموزش Training  را به کار می بردند که به معنای آموزش دادن همراه است و اکنون واژه Learning  را به کار می بریم که به معنی آموزش گرفتن می باشد. در آموزش سنتی چون مبنای کار در آموزش دادن همراه بوده است در نتیجه آموزش به صورت اجبار، تنبیه و با زور همراه بوده و نتیجتا افت تحصیلی چه در کلاس درس و چه در خارج کلاس را به همراه داشته است اما در Learning چون خود فرد خواسته است که یاد بگیرد همراه با بازدهی بالایی می باشد. در سال 1995 شرکت IBM  در ژاپن بخش آموزش منابع انسانی خود را از نام Training  به نام Education  تبدیل کرد.

رویکرهای سنتی و مدرن در آموزش و یادگیری

 

رویکرد سنتی

رویکرد مدرن

تاکید بر

رقابت – خارج نمن رقیب از میدان

همکاری و مشارکت تشکیل تیم

وظیفه فراگیران

ذخیره سازی اطلاعات ، حفظ مطالب

مدیرین اطلاعات ، تولید دانش

روابط مدس و فرگیران

دوگروه مجزا – جاهل و عالم

یک گروه : جامعه فراگیران –یادگیری جمعی 

فرایند آموزش

استاندارد

سفارشی با توجه هر دانش پژوه

محیط آموزش 

مکانهای خاص ، مکتب ، مدرسه

هر کجا که باشید می توانید یاد بگیرید

زمان آموزش

زمان های خاص و تعریف شده مدارس

هز زمان که اراده کنید


 


آموزش الکترونیکی و اقتصاد :

افزایش ارزش سرمایه بشری در اقتصاد جدید، ضرورت شکلهای بیشتر و بهتر آموزش را ایجاد نموده است. آموزش الکترونیکی نیز راهی جدید برای ایجاد یک اقتصاد جدید می باشد. ضرورت صنعت آموزش الکترونیکی گسترده بعنوان ادغام خدمات آموزشی و تکنولوژی سبب پیشرفت و ترقی فراوان شرکتهای آموزشی با دانش الکترونیکی شده است. در این صنعت چهار بازار اصلی از قبیل محتویات یادگیری فاصله دار (distribuited learning content)، توانمند کننده آموزش از راه دور (distance education enablers)، محیطهایon line
(online communities) و شرکتهای ارائه دهنده خدمات (online education related services online) وجود دارد.
پیدایش چنین تکنولوژیهایی، شرکتها را قادر می سازد تا مطالب آموزشی زیادی را با هزینه های کمتر از آموزش به روش سنتی در سر تا سر جهان ارائه دهند. بازار "یادگیری فاصله دار"  آموزشی است که از طریق روشهای دیگر از قبیل اینترنت،سی دی رام، تلویزیون، نوار ویدئوئی و غیره ارائه می گردد. از لحاظ تاریخی رایج ترین روش، استفاده از CD-ROM است که کاربران می توانند توسط آن به محتویات امتحانات پاسخ گویند. با این وجود بازارهای زیادی در رابطه با آموزش از راه دور که در اینترنت فراهم می گردد ظهور نموده است. آموزش اینترنتی خود به دو دسته تقسیم می گردد یکی بطور همزمان (که مدرس کلاسهای online را با استفاده از تصویر یا ویدئو و چت تشکیل می دهد) و دیگری بطور غیر همزمان.
(که محتویات درسی از قبل ضبط شده است و هیچ واکنش یا عکس العمل زنده ای بین مدرس و دانشجویان برقرار نمی گردد اما تسهیلاتی فراهم می شود که دانشجویان بتوانند در هر زمان از روز در کلاسها شرکت نمایند). محیط های online ظهور یافتند تا بازارهای خاص مختلفی را در صنعت آموزش سرویس دهند. آموزش، زمینه ها و فرصتهای زیادی را برای رشد فراهم می آورد. اقتصاد جدید انگیزه های اقتصادی زیادی را ایجاد می نماید و موانع اساسی را برای آموزش در جهت اقتصاد پویا را از میان بر می دارد

آموزش الکترونیکی در ایران :
(برگرفته از مقاله با نام : چالش های چند میلیون تومانی آموزش الکترونیکی در ایران/علی محمد آقا زمانی)
داستان گسترش آموزش های مجازی در فضای آموزش عالی ، از تاسیس دانشکده مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه امیرکبیر www.aku.ac.ir آغاز شد . در این دانشکده که فعالیت مجازی دارد ، برخی از دوره های فنی و مهندسی مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت از راه دور تدریس می شود .
موفقیت های این دانشکده و برنامه های کلان دولت در جهت فراگیر تر کردن سطح آموزش عالی در استان های مختلف و ارائه امکانات بیش تر و بهتر به مراکز آموزش عالی استان ها و مراکز محروم ، رویکرد توسعه و راه اندازی سیستم های آموزش الکترونیکی را در دانشگاه های کشور گسترش داد.
ما حصل برنامه های تقویت آموزش از راه دور در مراکز آموزش عالی کشور که با کمک طرح تکفا www.takfa.ir نیز ، دنبال گردید ، ایجاد دوره های مختلف کارشناسی و کارشناسی ارشد به صورت از راه دور در چند دانشگاه مشهور تهران و شهرستان گردید . در این دانشگاه ها ، دانشجو می تواند بدون شرکت در آزمون ورودی یا کنکور سراسری ، و تنها بر اساس توان علمی و مالی دانشجو ، به انتخاب واحد در رشته مورد علاقه معرفی شده توسط دانشگاه مجازی ، پرداخته و پس از طی دوره دانش پذیری ، در صورت کسب حداقل های لازم ، به مرحله دانشجوی رسمی وارد شود و ادامه تحصیل دهد .
تحصیل در این دوره ها در هر مقطعی ، به صورت سایت اینترنتی و آموزش های الکترونیکی میسر شده است و امکان تعاملات الکترونیکی متنی و صوتی گسترده و فراگیری بین دانشجو و استاد برقرار شده است که نمونه های موفق آن را می توان در دانشگاه های مختلف مرتبط مشاهده کرد.

نمونه ها
دانشگاه علم و صنعت ایران ، یکی از نمونه های بارز برگزاری دوره های آموزش الکترونیکی تحصیلات عالی در کشور است که از سال گذشته در این باره فعالیت های ارزنده ای داشته است .
سایت این دانشکده که درنشانی : www.elearning-iust.ir قراردارد، در خصوص 3 رشته مقطع لیسانس و 2 رشته مقطع فوق لیسانس از راه دور این دانشگاه ، اطلاعات جامعی را ارائه کرده است .
هفته گذشته نيز ، برای نخستين بار ، فرم ها و جزئیات ثبت نام مقاطع فوق لیسانس این دانشگاه اعلام شد که متوسط هزینه های 2 سال یک دانشجو برای تحصیل در مقطع فوق لیسانس این دانشگاه ، 6 میلیون تومان محاسبه شده که به عقیده شمار زیادی از علاقمندان به این نوع تحصيلات عالیه ، رقم بالایی به شمار می آید .
این دانشگاه حتی سرویس خط اینترنت پر سرعت را نیز برای دانشجویان فراهم نکرده و معلوم نیست ، این هزینه بالا ، بر اساس چه صورت هزینه هایی از دانشجو در هر ترم دریافت می شود. آن هم در وضعیتی الکترونیکی که استاد و مکان آموزشی و کتاب و امکانات دیگر مانند روش سنتی ، قرار نیست در اختیار دانشجو قرار بگیرد و قطعا ، هزینه راه اندازی الکترونیکی دروس مقطع فوق لیسانس ، این قدر هزینه ندارد که برای هر دانشجو ، ترمی 1.5 میلیون تومان هزینه داشته باشد !
دکتر غلامی ، رئیس دانشکده مجازی دانشگاه علم و صنعت در مورد گسترش شبکه های اطلاع رسانی در عصر جدید معتقد است :
گسترش شبکه هاي رايانه اي در سراسر دنيا تا به امروز و تأثيرات شگرفي که فنآوري جديد اطلاع رساني بر توسعه و تحولات علمي، فني، اقتصادي، فرهنگي، آموزشي و اجتماعي داشته ، موجب سرعت بخشيدن به ارتباطات و تبادل اطلاعات بين ميليون ها انسان و هزاران سازمان ملّي و بين المللي گرديده است .
اما گویا ، شبکه های اطلاع رسانی به جای ان که سرعت و دقت و کیفیت را با هزینه به مراتب کم تر و بهتری نسبت به روش های سنتی در اختیار کاربران قرار بدهند ، در افزایش هزینه های سنتی (غیر الکترونیکی) افزوده اند. اکنون هزینه تحصیل در دانشگاه آزاد ، پیام نور و حتی شبانه دولتی ، کم تر از رقمی است که این دانشکده اعلام کرده است .
این در حالی است که وضعیت تحصیلی برای مقاطع لیسانس که طول دوره بیش تری دارند نیز ، زیاد تصور می شود . دانشگاه شیراز نیز که یک ماه پیش ، ثبت نام از متقاضیان تحصیل در دوره کارشناسی ارشد تجارت الکترونیک را آغاز کرده بود ، رقم حداقل 5 میلیون تومان را برای تحصیل از راه دور دانشجویان متقاضی در این رشته اعلام کرد .
این رقم نیز ، مورد اعتراض جمع کثیری از علاقمندان به تحصیل در رشته جدید e-commerce قرار گرفت ، به گونه ای که با وجود درج خبر ثبت نام در خبرگزاری ها و برخی رسانه های خصوصی ، استقبال خیلی گسترده ای از سایت http://www.reisu-fars.com نشد و این مسئله موجب نشد تا خیلی از جماعت کنکوری هایی که در اعلام اسامی اخیر ، جز پذیرفته شدگان قرار نگرفتند ، به دوره های کارشناسی از راه دور فنی و مهندسی این دانشگاه مراجعه کنند. در حالی که قبل از برپایی این دوره ها ، رقم پیش بینی استقبال عمومی از این دوره ها ، بسیار بیش تر انتظار می رفت .

بقیه ماجرا
مشخص است که کاهش استرس و فشار وارده بر دانش آموزان علاقمند به حضور در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی ، جز با ایجاد دانشگاه های نوین با روش های مبتنی بر ICT و فراگیر کردن این برنامه ها در سطح کشور ، امکان پذیر نیست و توجیه اقتصادی ندارد .پر واضح است دانشجویی که نمی تواند به ازای هر 6 ماه تحصیل ، 5/1 میلیون تومان هزینه حضور در کلاس های فوق لیسانس از راه دور را پرداخت کند ، قطعا باید به صف چندهزار نفری متقاضیان کنکور معمولی رفته و شاید سال های انتظار بکشد .
در این فاصله ، اگر وی فرد مستعد و علاقمندی برای رشته خاص باشد ، به دلیل گذشت چند ماه یا چند سال از عدم پذیرش وی به خاطر کمبود ظرفیت و مسائل این چنینی ، زمینه برای منصرف شدن وی فراهم می شود .
این مسئله زمینه و بستر مناسبی برای خروج نیروهای مستعد و زبده به سمت و سوی مراکز تحقیقاتی و آموزشی کشورهای غربی را فراهم می کند که نتیجه آن ، فقط خروج نخبگان از جامعه و فقدان کشور از سرمايه های انسانی غیر قابل بازگشت است .
ارزشی که امروز منابع انسانی human resources برای حوزه های مدیریتی کلان کشورها به ارمغان آورده است ، با هیچ ماده دیگری نمی توان جایگزین کرد . شاید کیمیایی که در هزاران سال پیش به دنبال آن بودند ، اکنون همین نیروی انسانی و مغز آدمیان است که بشر اکنون ان را درک کرده است . تلاش برای باروری همه جانبه ، فراگیر و گسترده و موثر مغزها ، قدرت و اقتدار ملی به ارمغان خواهد آورد و این مولفه ، رمز بقای کشورهای جهان اول در عرصه های صنعتی و اقتصادی به شمار می آید.
به هر حال کار کلان و مبتنی بر برنامه ریزی بلند مدت در عرصه فناوری اطلاعات و توجه به نیروهای پایه ، اساسی ترین اقدامی است که جامعه به آن نیازمند است در حقیقت بحث آموزش الکترونیکی در کشور باید به سمت و سویی حرکت کند که زمینه را برای نشاط و فعال سازی در جامعه تحصیلات عالی کشور فراهم آورد.

آموزش از راه دور در آموزش و پرورش
شاید چالش های میلیونی در آموزش عالی کشور نمایان باشد ، اما در حوزه های دیگر اموزش از راه دور ، وضعیت به این اندازه سخت نیست ! سعید آبادی ، مدیر موسسه آموزش از راه دور وزارت آموزش و پرورش اخیرا اظهار داشته است :
سال تحصیلی 85-84 آموزش از راه دور، همزمان با شروع سال تحصیلی از دوم مهرماه آغاز خواهد شد و 576 مركز در سراسر كشور در پایه‌های اول راهنمایی، دوم راهنمایی، اول متوسطه، دوم متوسطه، دوره پیش‌دانشگاهی آموزش از راه دور را به شیوه نیمه حضوری به 120 هزار نفر دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در داخل كشور و 3 هزار نفر در خارج از كشور ارایه می‌كنند.
این مطلب نشان می دهد که عزم وزارت آموزش و پرورش برای نهادینه کردن فراگیر آموزش الکترونیکی در مقاطع پیش دانشگاهی ، بسیار جدی است و زمینه برای تاسیس مدارس آموزش الکترونیکی کشور آرام آرام مهیا می شود

دانشگاه های مجازی و سایت های مرجع E-learning :
نزدیکترین دانشکده مجازی نزدیک ما در دهکده مجازی در دبی قرار داد جهت اطلاعات بیشتر می توانید به سایت www.kv.ae  مراجعه نمایید .
سایتی در جهت راهنمایی استادان و معلم ها در E-Learning :
اگر بر روی سایت www.turnitin.com  بروید این سایت در جهت راهنمایی اساتید و گرفتن تقلب های دانش آموزان می باشد، در این سایت اساتید جزوات تهیه شده  توسط دانشجویان را گرفته و پس از بررسی مشخص می کنند که آیا چند در صد از جزوات تهیه شده کپی برداری شده است و به ترتیب اگر 100% کپی برداری کرده باشید با رنگ قرمز نشان می دهد و اگر مراجع و منابع را دست کاری کرده باشید با رنگ سبز نشان میدهد. همچنین به استاد این امکان را میدهد که حتی 100 جزوه را به صورت همان جهت چک کردن به سایت بسپارد ضمنا جهت راحتی استاد این امکان را می دهد که مطالب نوشته شده از کدام منابع کپی برداری شده است و منابع مرجع را رنگ می کند تا استاد آنها را شناسایی کند.
سایت های مرجع جهت گرفتن امتحانات E-Learning 
بسیاری از دانشگاهها و مراکز آموزشی دنا امتحانات خود را به شرکت های دیگر می سپارند . به طور مثال دو شرکتی که در دنیا صدها مرکز جهت گرفتن امتحان دارند را بطور مثال می آوریم این شرکت ها امتحانات TOFFEL   ، MCSE  و ICDL و دیگر امتحانات تخصصی را در ازاء گرفتن مبلغی از شما می گیرند .
www.vut.com    www.prometrice.com  
 
مزایای کلی آموزش الکترونیکی به شرح زیر می باشد :
2- آموزش در هر زمان، در هر كجا و در هر مقوله‌اي 
3- آموزش بدون پيش نيازهاي يكسان 
4- آموزش فردي در كنار يادگيري مشاركتي 
5- انتخاب سرعت و روال آموزش با توجه به نيازهاي فردي  
6- کاهش 50% صرفه‌جويي در زمان  
7- کاهش 60% صرفه‌جويي در هزينه
8- آموزش برای عموم مردم
9- با Interactive به صورت دو طرفه می باشد
10- نتیجه آموزش و یادگیری شما سریعتر مشخص می شود.
11- با استفاده از امکانات Multimedia مطالب بیشتر در ذهن می ماند.
12- تبعیضات رایج کمتر اتفاق می افتد
13- موجب حفظ منابع طبیعی و کاهش آلودگی های محیطی و صوتی می گردد و ....
 
کلام آخر :

در پایان باید توجه داشت آموزش الکترونیکی و تعامل آن با آموزش سنتی ، مقوله ایست که می بایست بیش از پیش به آن توجه نمود. هر روزه در کلان شهر هایی مانند تهران هزینه های هنگفتی بابت رفت و آمد شهری  دانش جویان و دانش آموزان، آلودگی محیطی و صوتی ، مخارج تحصیل و ... پرداخت می گردد . همچنین اثرات مخرب مهاجرت بین شهری و بین المللی را نباید از ذهن دور داشت .
دولت می بایست با فراهم کردن زیر ساخت های مناسبی چون : خطوط اینترنت پر سرعت ،ارائه خدمات سخت افزاری و نرم افزاری مناسب و ارزان ، حمایت از افرادی  که موسسین این گونه پروژه های علمی هستند و تبلیغ آموزش الکترونیکی در بین مردم بستر مناسبی را برای  رشد و ارتقاء سطح علمی کشور با استفاده از امکانات روزبه وجود آورد.

منابع:

www.magfa.com
www.roshd.ir
www.ictna.ir

www.rayaco.com
مصاحبه با آقای مهندس مانی قاسم نیا همدانی مدیر فنی انتشارات کتاب های ارغوانی
برگرفته از مقاله با نام : چالش های چند میلیون تومانی آموزش الکترونیکی در ایران/علی محمد آقا زمانی




آموزش ،فرهنگ و جهاني شدن /  محسن مباهی
موضوع مرتبط :آموزش و پرورش

"انديشه و گفتار وكردار نيك جملگي نتيجه علم و معرفت است و انديشه و گفتار و كردار زشت همه نتيجه ناداني است"(ونديداد چهارم ش44)
لينتون(1936)فرهنگ را اينگونه تعريف مي كند:"تمامي گمان ها،پاسخ هاي عاطفي شرطي ، و الگوهاي عادي رفتار كه هموندان جامعه از راه آموزش فرا مي گيرند و كمابيش در آن مشتركند فرهنگ ناميده ميشود."
فرهنگ پديده اي فارغ از ارزش گذاري است. يعني نمي توان عده اي را صاحب و عده ديگري را فاقد آن دانست.نمي توان عده اي را داراي نوع خوب و عده اي را داراي نوع بد آن دانست.بتدايي ترين جوامع بشري نيز صاحب فرهنگ بوده اند و البته نمي شود به فرهنگ آنها نام فرهنگ بد داد زيرا فرهنگ داشته هاي رفتاري و نوع رفتار و عكس العمل اكثريت يك جامعه نسبت به موضوعات مختلف است كه به صورت سينه به سينه از نسلي به نسل ديگر (تحت شرايط زماني و مكاني خود) انتقال ميابد و در راه اين انتقال دچار دگرگوني هايي نيز ميشود.
فرهنگ پديده اي پوياست و روز به روز در حال تكامل است اين تكامل به نوعي هم ذاتي است و هم به صورت خارجي بر آن وارد مي شود. ذاتي بودن تكامل به دليل افزايش مناسبات بشري و افزايش توليدات مادي بشر و به واسطه  افزايش فرهنگ مادي آن مصنوع مي باشد. هر چه زمان مي گذرد فرهنگ ناگزير منبسط مي شود و عناصر جديدي به آن افزوده ميشود.
در عصر حاضر و در دنياي جديد با وجود فاصله هاي مكاني بسيار و تاثير محيط جغرافيايي بر تغييرات فرهنگي و نوع فرهنگ به واسطه وجود رسانه هاي فراگير مثل اينترنت و ماهواره؛ فرهنگ ها در حال حركت به سوي نوعي همشكلي هستند كه از آن با عنوان جهاني شدن ياد مي شود.در اعصار گذشته تغييرات عمده فرهنگي طي صدها و هزاران سال به وقوع مي پيوست زيرا كه عناصر و فاكتور هاي تاثير گذاري بسيار كمي وجود داشت به غير از محيط طبيعي و ابزار توليد شده اندك چيز ديگري براي باز توليد فرهنگ جديد وجود نداشت. نهايتا جنگهاي قبيله اي و يا اقتصاد بازرگاني  انتقال المان هاي فرهنگي را موجب مي شدند.اما با سپري شدن ساليان و در عصر جديد و دنياي مدرن به واسطه وجود ابزار قدرتمند رسانه سرعت اين تغييرات به سال يا حتا به صورت تاثيرات آني در آمد.رسانه ها با رسوخ و رخنه بر همه جوامع بشري با پوشش ظاهرفريب و دلپسند  مسئوليت انتقال فرهنگ را به عهده گرفته اند و در واقع به همسان سازي فرهنگي ميپردازند اين همسان سازي از برايند فرهنگهاي گوناگون در عرصه جهاني رخ ميدهد و مشابه قوانين فيزيك است به طوري كه همواره در يك سيستم ،سيالات از قسمت پرفشار به سمت قسمت كم فشار حركت مي كنند تا به وضع تعادلي برسند.فرهنگ ها نيز مانند اين سيالات از طرفي كه قوي تر است به سمت فرهنگي كه ضعيف تر است ميرود و فرهنگ ضعيف را تحت تاثير قرار ميدهد تا در سايشي دو جانبه به تعادل برسندكه همان همانند سازيست البته به نفع طرف قوي تر.
آگ برن و نيم كوف به اين موضوع فرهنگ پذيري ميگويند ايشان در كتاب زمينه جامعه شناسي مي آورند:
"اگر جريان  جامعه پذيري عميقا صورت گيرد و دوام آورد، افراد جامعه از مشابهت هاي فراواني برخوردار خواهمند شد. به بيان ديگر اعضاي جديد جامعه در جريان جامعه پذيري ، رفته رفته در زندگي مشترك جامعه خود سهيم مي شوند، راه و رسم آن را مي آموزند، خود را با آن سازگار مي گردانند و سر انجام با ساير اعضا همانندي مي يابند. به اين ترتيب همتايي اجتماعي يا مانندگردي فرهنگي يا فرهنگ پذيري رخ مي نمايد.
فرهنگ پذيري جرياني است كه فرد را عميقا و از جهات فراوان با فرهنگ جامعه همانند ميكند، چنانكه جامعه پذيري جرياني است كه فرد راصرفا با هنجارهاي اجتماعي سازگار مي گرداند.هر كودك از لحظه اي كه چشم به جهان مي گشايد ،بي اختيار در جريان فرهنگ پذيري قرار مي گيرد، و هر شخص بالغي كه از جامعه اي به جامعه اي مي كوچد با فرهنگ نويي مواجه مي شود مجددا خود را ناگزير از فرهنگ پذيري مي يابد.
فرهنگ پذيري در مورد كودك نوزاد جرياني ساده است و يك سو دارد.به اين معني كه فرهنگ به آرامي سلطه خودرا بر او تحميل مي كند و او را با ساير اعضاي جامعه همرنگ مي گرداند.اما يك شخص بالغ كه به جامعه تازه اي مي كوچد، بدان سبب كه رنگ فرهنگي معيي به خود گرفته است ،نمي تواند مانند كودك به آساني با مقولات فرهنگي جديد برخورد كند.از اين رو فرهنگ پذيري در مورد شخص بالغ جرياني پيچيده است و دو سو دارد: از يك سو فرهنگ جديد سلطه خود را در او استوار مي سازد،و از سوي ديگر فرهنگ پيشين او در فرهنگ نو تغييراتي بوجود مي آورد."
در واقع سايش حاصل از برخورد فرهنگ ها نوع سومي از اين پديده فراهم ميكند و در اين دياليكتيك فرهنگي سنتزي جهاني به دست مي آيد كه جوتمع در حال حركت به سمت آن هستند.
در اين ميان نقش رسانه ها را از دو منظر مي توان بررسي كرد : اول از ديدآموزشي
كه به عنوان يك پل بين فرستندگان عناصر فرهنگي و گيرندگان آن ودوم به مثابه يك ديدگاه فكري كه قصد و نيت قبلي براي مانند خود ساختن جوامع ديگر را دارد.
بحث جهاني سازي به گفته دكتر ناصر فكوهي در نقد كتاب جهاني شدن و فرهنگ :
"در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم مزمان با شكل گرفتن جهان جديد در يالتا(تقسيم جهان به دو حوزه نفوذ شوروي وآمريكاو ظاهر شدن جهان سوم از خلال تشكيل دولتهاي ملي ضعيف و توسعه نيافته در كنار دو مر كز توسعه يافته سرمايه داري و سوسياليستي )مطرح شد، در ابتدا به وسيله گروهي از جامعه شناسان و انديشمندان اروپايي و آمريكايي (عمدتا ريمون آرون،دانيل بل،ليپستو فون هايك)نمايندگي مي شد كه دعوي "پايان يافتن عصر ايدئولوژي ها " و آغاز "عصر فن سالاري را داشتند از نگاه اين انديشمندان، خصوصيت جهان جديد در آن است كه عصر صنعتي و تنش هاي ناگذير و ذاتي آن را پشت سر گذاشته و قدم در عصر پساصنعتي نهاده است كه محور آن دانش و فنون است .
پوزيتيويسم ادعايي اين انديشه كه نوعي جهت گيري خنثا ي سياسي را نيز به ناچار ايجاب مي كرد ، هم زمان با مقاومت"مكتب فراكفورت" و گروه بزرگي از ساير انديشمندان در علوم اجتماعي مواجه شد.اين روشن فكران با تاكيد بر قدرت ضروري و نقش حياتي "آرمان شهرها" در زندگي انساني به رغم فرو ريختن پي در پي آنها (با بحران استالينيسم پس از مرگ استالين در 1953 و شورش هاي اروپاي شرقي )، نسبت به خطر از دست رفتن كوركورانه باورهاي آرمان شهري به بهاي دست يافتن به جامعه اي به ظاهر منطفي هشدار مي دادند.سالها بعد ،حتا پس از فرو ريختن آرمانهايي باز هم بزرگتر، جمله زيبايي اين امر را متبلور مي كرد:"بهتر آن است كه همراه سارتر اشتباه كرد تا همراه آرون بر حق بود" در سالهاي بعدي ، نظريه هاي ارتباطات و در راس آنها مك لوهان و مفهوم "دهكده جهاني" راه را براي ليبراليسم نو هموار كردند. دو مفهوم "جامعه اطلاعاتي" از يك سو و"جامعه پسا صنعتي" از سوي ديگر چنان با يكديگر پيوند خوردند كه به نظر مي رسيد همه معما هاي توسعه از ميان بر داشته شده اند.و تنها كاري كه باقي مانده است "كاربردي كردن " برنامه هاي از پيش نوشته شده و تدوين شده است.با سقوط شوروي و اقمارش و با چرخش چين به سوي اقتصاد بازار، آرمانهاي نو ليبرالي هر چه بيشتر خودرا در سه محور مشخص مطرح كردند:نخست محور اقتصادي با بازار به مثابه تنها سازو كاد معتبر براي رشد و توسعه و پيشرفت و حركت به سوي "جامعه رفاه " ،دوم محور محيط شناختي- اجتماعي و فرهنگي با شهر نشيني به مثابه تنها شكل معتبر و متمدن زيستي: شهر به عنوان مركز تراكم ثروت (بانكها)،قدرت(مراكز تصميم گيري)وسبك زندگي مصرف گرا و الگو برداري شده از "شيوه زندگي آمريكايي"، و سر انجام محور سياسي با دولت ملي و نهادهاي فرو ملي و فرا ملي نشات گرفته از آن به مثابه تنها شكل موجوديت حقوقي و قانوني انسانها در هر نوع تجمع گروهي از آنها در تمامي رده ها و سطحها . با توجه به اين نكته ها بود كه مفهوم جهاني شدن هر چه بيش از پيش شروع به ظاهر شدن كرد و به خصوص از سوي بانيان ليبراليسم به عنوان راه حل معجزه آساي تمامي مشكلات بشر مطرح گرديد. در دو دهه 80و90 مفهومي كه در حوضه جهاني شدن با تاكيد بر موارد فوق ارائه مي شدند چنان بديهي مي نمودند كه كمترين انتقادي نسبت به آنها ، به سادگي با بر چسب "واپس گرايي "كنار زده ميشد.نه در عرصه علمي، نه در عرصه اجتماعي و سياسي و به خصوص به هيچوجه در عرصه اقتصادي كسي را توان مقابله با يكه تازي ليبراليسم نو نبود واز اين رو مفهوم پايان ايدئولوژي ،اين بار با شعاري باز هم بزرگتر يعني "پايان تاريخ"فوكوياما به ميدان آمد به ظاهر تنها كافي بود دولت هاي بزرگ و ثروتمند با ارتش هاي قدرتمند خود و با بانكهاي باز هم قدرتمند تر خود در همراهي با نهادهاي مالي بين المللي (بانك جهاني ، صندوق بين المللي پول و سپس سازمان تجارت جهاني ) راههاي لازم را به همه كشور هاي جهان ديكته كرده و جاده را براي عبور ماشين عظيم ودر حقيقت"جاده صاف كن" بزرگ جهاني شدن آماده كنند اما متاسفانه و در واقع خوشبختانه براي ضعيفترها، معادلات به اين سادگي قابل حل شدن نبودند، نظام جهاني به سرعت با بحرانهايي كوچك و بزرگ روبرو شد كه شرايط را به سوي توقف يا كند شدن دستگاه "جهاني سازي " در بنبست هايي هر چه پيچيده تر كشيدند .
ظهور چنين بن بست هايي تبلور خود را با افزايش هر چه بيشتر شكاف ميان كشور هاي فقير و ثروتمند ، و با ظاهر شدن آن چه"جهان چهارم" نام گرفت و منظور از آن قشر بزرگ فقيران شهري و طرد شدگان و مصيبت زدگان دنياي توسعه يافته  بود به نمايش گذاشت و سبب كه اطمينان به چشم انداز روشن پروژه جهاني شدن كم كم دچار تزلزل شود . اين امر هم زمان با قدرت گرفتن و مستدل شدن هر چه بيشتر گفتمان پسا مدرن در رابطه با پيامدهاي مدرنيته اتفاق مي افتادو طبعا انطباق دادن و ترسيم خط سيري كه بيش از پيش نو زايي را به انسان گرايي فاشيسم و ليبراليسم نو پيوند ميداد ساده تر مي شد.هر چند در اين زمينه ميان طرفداران پسا مدرن اتفاق نظرنبود و خوش بين ترين آنها بر آن بودند كه هنوز مي توان پروژه روشنگري را نجات داد.بدين ترتيب نياز به ادبيات منتقدانه نسبت به جهاني شدن ،ادبياتي كه بتواند جاي ادبيات تبليغاتي،فن سالارانه و گفتمان ساده انديشانه و در حقيقت بازار يابانه "جامعه اطلاعاتي" را بگيرد،احساس شد.""
در اين ميان بايد گفت كه در عصر جديد فرهنگ همواره بردوش رسانه ها به اينسو و آنسوي جهان سرك ميكشد و هر جايي كه فرهنگي ضعيف تر از خود يافت به آن نفوذ كرد وآن را همانند خود ميكند.
در دنياي جديد ديگر جنگ براي تغيير نگرش و فرهنگ يك جامعه مناسبنيست، رسانه ها ميتوانند با ارايه فرهنگ قدرتمندتر و يا با ارايه رنگ و لعاب فرهنگ قوي تر به فرهنگ هاي ضعيف تر نفوذ كنند و پروژه همانند سازي را اجرا كنند. در نهايت بايد توجه داشت كه آموزه هاي فرهنگي از كانال هاي مختلف به حواس جوامع بشري و عصر جديد مي رسند و اين فرهنگ هاي قوي و منطبق با خواسته هاي دنياي جديد اند كه ميتوانند در مقابل اين همانند سازي فرهنگي مقاومت كنند ويا حداقل در اين سايش بيشتر بسايند تا اينكه ساييده شوند. واين ميسر نيست الا در سايه آموزش از دريچه همان رسانه ها كه نقش اساسي را در اين پروسه ايفا ميكند.
ماخذ:
1. زمينه جامعه شناسي-آگبرن و نيم كف-ترجمه ا.ح.آرين پور-نشر گستره-1380
2. تعريفها و مفهوم فرهنگ-داريوش آشوري-نشر آگاه-1379
3. نامه انسان شناسي –دوره اول شماره سوم-دانشگاه تهران
4. جهاني شدن و فرهنگ-جان تاملينسون-ترجمه محسن حكيمي-نشر دفتر پژوهشهاي فرهنگي1381



آموزش جهانگردي : Tourism Training /  ایمان علمدار
موضوع مرتبط :جهانگردی و توریسم


توريسم  را بايد با زادگاهش معنا كرد ، زادگاه توريسم در مكان خود ( يعني دنياي بيرون) محصولي  عيني است ،نه ذهني و توريسم در معناي امروزيش طي سه يا چهار دهه اخير تغييراتي  بسيار زيادي پيدا كرده است .
پس زمان نيز به زادگاه توريسم احاطه دارد  ،مشخصه ديگر زادگاه توريسم دنيايي است كه آخرين دست آوردهاي دانش و فن در آنجا به شكل بهينه به كار گرفته مي شود ،پس با دنيايي سر و كار داريم كه ظرفيت به كارگيري آخرين پديده علمي و فني را دارد .توريسم  در واقع ميوه شهر نشيني پست مدرنيسم است .زندگي در تمدن  ،رفاه، در بالاترين حد فراغت ذهني بر آمده از تكنولوژي  و اطمينان از آينده و هزارن مسئله ديگر، اينها بخشي از معرفه  هاي زادگاه مفهوم توريسم اند .(مجله زمان ،ماهنامه خبري ،تحليلي ،شماره 44).
جهانگردي از جمله رشته هاي بسيار متنوع و گسترده اي است كه عرصه هاي مختلفي را در بر مي گيرد ،بدين لحاظ شناخت پايه اين صنعت ،مفاهيم اوليه آن و در عين حال توجه به ساختارهاي اساسي آن از جمله گام هاي ابتدايي در راه توسعه و بهبود كمي و كيفي صنعت جهانگردي محسوب مي شود.
همانطور كه در سلسله مقالات قبلي اشاره گرديد ،اصولاَ صنعت جهانگردي بر پايه دو بخش اصلي زير بنا و روبنا ايجاد گرديده است ‍،كه زيربنا ،شامل وسايل ارتبطي ،راهها ،مراكز اقامتي و پذيرايي ،جاذبه هاي جهانگردي ،سيستم حمل و نقل و در مجموع عوامل سخت افزاري موضوع مي گرديد و در رابطه روبنا هم به نقش عوامل انساني و نيروهاي متخصص و ماهر و در عين حال تبليغات گسترده  رسانه اي اشاره گرديد .
در خصوص مباحث سخت افزاري و پتانسيل هاي بالقوه به تفضيل توضيح داده شد. و در اينجا  تلاش مي شود كه به جنبه هاي تربيت و آموزش نيروي انساني متخصص در حوزه هاي جهانگردي پرداخته شود .
يقيناَ در هر حوزه كاربردي  و خدماتي تنها توجه به بخش هاي اجرايي جهت ارائه بهترين  كارآيي ،كافي   نبوده بلكه مطمئناَ داشتن   بعد نظري و تئوريكي قوي ،با رويكرد  جامع و كلان نگر ،مي تواند زيربناي مناسي جهت  ،جاذبه هاي عملياتي باشد   .
در خصوص آموزش هاي جهانگردي در دوره اي قبل و بعد از انقلاب ،فعاليتهايي  صورت گرفته است .و ليكن هيچكدام از آنها بصورت مستمر و پيگير نبوده  است .
شايد علت  اين امر بنا به گفته معاونت سابق  آموزش و تحقيقات  سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ؛ آقاي دكتر مستوفي ،براي تلف نشدن وقت  ، و به كارگيري كمك هاي سازمان هاي بين المللي ،مطالعات عميق و وسيعي صورت گرفت ، و از كارشناسان  سازمان جهاني جهانگرديW.T.O) )
 براي نوشتن شرح خدمات اين برنامه ريزي  كمك گرفته شد .
نكته بسيار مهم در طرح ريزي اين برنامه  توجه  به بخش پرورش نيروي انساني متخصص  و اهميت  ويژه اي  آن بود .
به نحويكه در اولين فاز اجراي اين طرح به نحوي برنامه ريزي گرديده است  كه براي 15 ساله آينده از لحاظ تامين نيروي انساني  متخصص و ماهر در امر جهانگردي اقدامات لازم صورت گرفته است .متاسفانه تا به حال آموزش ها بر اساس ذهنيات انجام مي گرفته است ،نه بر اساس استانداردهاي آموزشي ،بدين سبب در برنامه ريزي جديد كوشش گرديده است كه هم از لحاظ كيفيت و هم از نظر كميت ،استانداردهاي بين المللي لحاظ گردد .يكي از راه اي اجراي اين  امر توقف انحصار آموزش دولتي و اختصاص آن به بخش هاي خصوصي است  .بطوريكه دولت تتها جنبه نظارتي و حمايتي داشته باشد.
بر همين اساس سر فصل  هاي جديد و مطابق با استانداردهاي بين المللي آموزش جهانگردي و   رائه همه دروس تخصصي به زبان انگليسي و آموزش زبان دوم به دانشجويان اين رشته تحصيلي ،از جمله  تلاش هاي صورت گرفته در اين زمينه بوده است .
ماهيت جهانگردي در ارتباط با مردم  چهان است و زبان تنها ابزار ارتباط آن محسوب مي گردد ،پذيرش نقطه كانون يعني تطابق كيفيت استاد و دانشجو با 25 كشور جهان و حوزه هاي آموزشي آنها و اموزش  بايدبه حدي برسد تا همه كشور هاي عضو اسكاپ ،(كميسيون اقتصادي ،اجتماعي ،سازمان ملل متحد  در منطقه آسيا آاقيانوسيه) ،به تجربه يكساني برسند  ‍براي حل ايم مشكل دوره هاي آموزشي 
مطابق با استاندارد تتكوآل جهاني براي اموزش مربيان و مدرسين بخش هاي خصوصي شروه شده  و همچنين قرار است  تعدادي از مربيان را بدون هيچ هزينه جانبي به خارج از كشور  اعزام نماييم  و قطعاَ اين مربيان بايد تجربه عملي را كسب نمايند .
حركت بعدي تشويق اتحاديه هتلداران براي راه اندازي مركز آموزش در داخل هتل هاست ،بطوريكه  دانشجويان ضمن تحصيل در محيط ،كار عملي هم بياموزند و جذب بازار كار شوند .
در خصوص برنامه ريزي هاي جديد مي توان  از برخي از نكات   را كه در طرح هاي ملي جهانگردي ساير كشور هاي در حال توسعه لحاظ گرديده است ،استفاده نمود ،به عنوان مثال كشور تايلند به عنوان  يك از كشور هايي است كه  در سالهاي اخير گام هاي بلندي براي رسيدن به توسعه جهانگردي كشور  خود برداشته است .و به گفته سفير وقت تايلند آقاي سوپوت كايموك،صنعت توريسم در تايلند تحت نظر دولت برسازمانهاي جهانگردي تايلند  نظارت دارد و در راس سازمان يك وزير قرار دارد  كه بر فعاليتهاي تشكيلات جهانگردي نظارت مي كند .
در تايلند همزمان با راه اندازي صنعت توريسم ،آموزش  دست اندركاران اين صنعت هم آغاز شده است  از آنجا كه تايلند همواره ارتقاي صنعت توريسم را  البته با تاكيد  بر اكوتوريسم ،در سياستهاي كلي خود  در نظر داشته و   دارد ،به همين دليل آموزش در اين  زمينه را از مدارس شروع كرده  است ،تا شهروندان تايلندي هنگام ورود به جامعه  ،با  كليات مفاهيم توريسم و موجهه با  توريست توجيه باشند .
به هر تقدير .هر گونه تلاشي كه در چارچوب برنامه ملي گردشگري ايران و در راستاي اهداف توسعه  جهانگردي باشد  ،مي  تواند  در  بهبود اوضاع  اين صنعت  پر در آمد  مفيد واقع شود .
در نهايت  آنكه آموزش و موثر تر از آن پرورش نيروي انساني متخصص و ماهر بايد از سطوح دبيرستاني و با جهتگيري خاص آغاز گردد ،تا در بعد نرم افزاري و روبنايي اين  صنعت  به حداكثر توان  مطلوب دست يابيم  .

• فهرست منابع :
1. مجله زمان ،ماهنامه خبري ،تحليلي ،شماره 44 -بخش گفتگو با مدير برنامه ملي توسعه گردشگري .
2. مجله زمان ،ماهنامه خبري ،تحليلي ،شماره 44 -بخش گفتگو با سفير تايلند    در ايران  ‍،آموزش گردشگري مدارس تايلند   .
3. راجر،داس ويل ،ترجمه  محمد اعرابي  ،داوود ايزدي ،مديريت جهانگردي،مباني راهبردها و آثار ،دفتر پژوهش هاي فرهنگي  1378 .
4. سازمان  جهاني جهانگردي، ترجمه   محمود  عبدالله  زاده   ،برنامه ريزي ملي و منطقه  اي جهانگردي   ‍،دفتر پژوهش هاي فرهنگي .




آموزش و پرورش ؛ یکی از مهمترین آژانسهای اجتماعی شدن /  دکتر مهدی پیروز نیا
موضوع مرتبط :آموزش و پرورش

؛  یکی از مهمترین آژانسهای اجتماعی شدن و مدرسه ؛ اصلی ترین نهاد آن :
Education,One of the most important agency for socialization and school the main institution of it :      
.  .  .  و انسان ، درون جامعه متولد می شود . نخستین نهادی که انسان در بدو تولد درون آن چشم می گشاید ، خانواده است. همان خانواده ای که کدهای اولیه ی شناخت را به انسان می دهد و او را برای ورودبه جامعه آماده می کند. خانواده می تواند مطابق تعاریف رسمی ومنطبق براین تعاریف  یک گروه اجتماعی متشکل ازیک مرددر جایگاه  پدرویک زن در جایگاه مادرو چند فرزند دیگر آنها باشد ، می تواند تنها از یکی ازاین عوامل ؛ پدریا مادریا پدر خوانده یا مادر خوانده یا هر انسان دیگری در این نقش تشکیل شده  باشد . حتی می تواند جمعی بزرگترمانند یک شیرخوارگاه یا یتیم خانه را شامل شود و متاسفانه در جامعه ی انسانی مدرن مانند برخی کشورهای غربی حتی می تواند متشکل از یک زوج هم جنس باشد . در هر صورت مادر و پدر یا کسانی در نقش آنها ، اولین جمعی است که یاریگر نوزاد یا  Newborn   درگرفتن نخستین کدهای شناختی وکسب معرفت می باشد،درگام دوم درمسیراجتماعی  شدن ، آژانسهای مختلفی  پس  از خانواده ایفای نقش می کنند . اما هریک ازاین آژانسها می توانند مسیرهای مختلفی را به کودک آموزش دهند که ناشی از فرهنگ آژانس موثر بر شناخت کودک است و می تواند نشئت گرفته از فرهنگ جامعه ، خرده فرهنگ ها و حتی وضعیت خاص روانی یک شخص باشد و بنابراین این آژانسها می توانند مسیرهای گوناگون و گاه متعارض و متضادی را به کودک القا کنند که در نهایت معرفت کسب شده توسط کودک می تواند از انطباق کامل با فرهنگ جامعه تا ضدیت با فرهنگ غالب ، متغیر باشد . نخستین آژانسی که از سوی جامعه و با هدف اجتماعی کردن کودک ایجاد و وارد عمل می شود ، مدرسه یا نهاد رسمی آموزش و پرورش است . نباید از یاد برد که هدفِ آموزش علوم یا آمادگی کودک برای علم آموزی و بعهده گرفتن مشاغل تخصصی در آینده و شرکت در نظام تقسیم کار، هدف ثانویه ی مدرسه خصوصا" در مدارس ابتدایی است و هدف اصلی این نهاد همان اجتماعی کردن یا آماده ساختن کودک برای حضوردرجامعه و درک به موقع و هماهنگِ ساختها ، کارکردها و فرهنگِ جامعه جهت نشان دادن عملکرد معقول اعم از واکنشها ، رفتار یا کنش ، در جهت رفع نیازها و رسیدن به اهداف جمعی است. مرور اجمالی آنچه اصول  جامعه شناختی نام می گیرد، این هدف اصلی و اساسیِ نهاد مدرسه را روشن تر میکند . در این مقاله ، نخست به اجتماعی شدن و آژانسهای آن از دیدگاه مکاتب مختلف و نقش نهاد آموزش وپرورش ومدارس درسطوح مختلف خواهیم پرداخت . پس از آن نگاهی خواهیم داشت به اصول  جامعه شناختی  ، همچنین به فلسفه ی شناخت یا معرفت شناختی اجتماعی برای بیان آنچه باید این نهاد به آن مجهز باشد تا بتواند بطور موثرتر و کارآمدتر نقش خود را به عنوان مهمترین آژانس اجتماعی کننده ایفا کند . توجه به وظایفِ نهادها و آژانسهای اجتماعی کننده دیگر در جامعه ی انسانی و وجوب  هماهنگی با آژانس آموزش و پرورش و بخصوص نهاد مدرسه در اجتماعی کردن کودک به عنوان عضو جدیدالورود به جامعه بخش دیگری از این نوشتار را تشکیل خواهد داد .
اجتماعی شدن    :       Mayer F . Nimkoff  در فرهنگ علوم اجتماعی، اجتماعی شدن یا Socialization  را چنین توصیف می کند : « A : مراد ازاجتماعی شدن درروانشناسی اجتماعی فرایندی است که به وسیله ی آن یک فرد می آموزد که از طریق فراگرفتن رفتاری اجتماعی که مورد تایید گروه باشد ، خود را با آن گروه انطباق دهد . B : اصطلاح اجتماعی شدن را در اصل روانشناسان اجتماعی ، جامعه شناسان و پژوهندگان رشد کودک به کار برده اند : « همه ی کودکانی که استعدادهایشان ... زیاد محدود نیست در برهم کنش اجتماعی شرکت می جویند و سرانجام رفتارهای اجتماعی کسب می کنند . فرایندی ... که به اجتماعی شدن معروف است ... در اصل فرایندی مربوط به یادگیری است . » در این تعریف که از نیوکم است ، اجتماعی شدن فردی تا حدّی با یادگیری اجتماعی مساوی انگاشته شده است . بنابر تعریفهای دیگر مراد از اجتماعی شدن تقریبا" آن یادگیری است که با تصویب گروهی سروکار دارد . C : تفاوتهای موجود در مفهوم اصطلاح اجتماعی شدن تا حد سازوکارهایی که اجتماعی شدن از طریق آنها حاصل می شود نیز گسترده است . تالکوت پارسونز و ر.ف.بیلز ، پس از یادآوری این نکته که « کانون اصلی فرایند اجتماعی شدن در فرایند نهادی شدن فرهنگ جامعه ای است که کودک در آن متولد می شود » اشاره می کنند که جنبه های قاطع فرهنگ برای این منظور الگوهای ارزش جامعه اند و شرایط موثر برای اجتماعی شدن « قرار گرفتن در وضعی اجتماعی است که خود اشخاص قدرتمندتر و مسئول تر در نظام ارزش فرهنگی مورد بحث در آن ادغام می شوند ، هم از این لحاظ که همراه بچه ها نظام اجتماعی نهادی شده ای را تشکیل می دهند و هم از این نظر که الگوها قبلا" به شیوه ای مناسب در شخصیت خود آنها نهادی شده است .» پارسونز و بیلز همچنین عقیده دارند که اجتماعی شدن متضمن ایجاد تناوب در تفکیک و ادغام نقشهاست . از دیدگاه فرویدی - که پارسونز و بیلز آن را با نظریه ی خود در مورد کنش اجتماعی و نظامهای اجتماعی سازگار کرده اند - اجتماعی شدن فرایندی است که برطبق آن کودک هنجارهای والدین را در خود نهادی می کند و یک فراخود بدست می آورد . گفته می شود که این امر از طریق ساز وکارهای نیروگذار روانی و ارزشیاب و شناختی روی می دهد . اولی مشتمل است بر تقویت و خاموشی که بر پاداش و کیفر مبتنی است . دومی متضمن تقلید و یکسان شدن است ، که بر پایه ی احساس احترام و احساس عشق استوار است . پیروان نظریه ی همنقشی نمادین بر نقش سخن گفتن در فرایند اجتماعی شدن تاکید می کنند : « کودک هنگامی اجتماعی می شود که توانایی ایجاد ارتباط با دیگران را پیدا کند و به مدد استفاده از گفتار برآنان تاثیر گذارد و از آنان تاثیر پذیرد . این امر رفتاری را در برابر موضوعهای نامبرده ایجاب می کند که از لحاظ اجتماعی مورد قبول باشد . »
D  : اصطلاح اجتماعی شدن عموما" در ارتباط با کودکان به کار برده می شود ، اما این فرایند در واقع عام است و به همین لحاظ بر بزرگسالان نیز قابل اطلاق است . شحص ممکن است در هر سنی با گروههای تازه آشنا شود و ارزشهای آنان را کسب کند . » ( 1:29)
اجتماعی شدن در نظریه های عوامل گرا و تفسیر گرا :مراحل اجتماعی شدن در هر مکتب و توجه و معرفی آژانسهای اجتماعی شدن در نظریه های فوق :
« کاربرد واژه و مفهوم اجتماعی شدن را می توان به امیل دورکیم نسبت داد این مفهوم بی تردیددر آثار جامعه شناختی آلمانی در پایان قرن نوزدهم - به ویژه در آثار گئورگ زیمل وجود دارد . اما در نوشته های این جامعه شناس فرانسوی است که به نظام پردازی نظری آن پرداخته می شود . به علاوه این اندیشه که در جامعه های مدرن ، آموزش گاه تمام و کمالِ ( درخدمت ) اجتماعی شدن گشته است ، به میراث دورکیم تعلق دارد . این میراث به ما توضیح می دهد که به علت افول نهادهای سنتی مانند دین و خانواده است که مدرسه در انتقال فرهنگ و تفاوت گذاری  اجتماعی اهمیت یافته است و براهمیتش افزوده می گردد . اجتماعی ساختن یعنی هدایت و تغییر افراد ؛ یعنی تبدیل فردی غیراجتماعی به موجودی اجتماعی از رهگذر القای مقوله های فکری و نظامی از اندیشه ها ، باورها ، سنتها و ارزشهای اخلاقی ، حرفه ای یا طبقاتی که پاره ای از آنها تغییرناپذیراند و پاره ای دیگر برعکس ، همپای آموخته های جدید و تجربه ها و اوضاع زندگی دگرگون می شوند . چنین تعریفی مستلزم موارد زیر است : بررسی گذشته و آینده ی سرگذشت افراد ، برتری امر اجتماعی بر امر فردی ، کاربرد زور و فشار ، تقسیم قدرت و سرانجام هدفهایی مانند ادغام فرد در جماعت های عقیدتی یا شناختی . اما این تعریف مقاومت افراد یا شکست نهاد آموزشی در مهار اجتماعی آنان را نفی نمی کند و از این لحاظ پیوندی جدایی ناپذیر با فرایند گزینش دارد . اجتماعی شدن و گزینش دو روی واقعیتی واحدند . »  (2:53) همانگونه که ذکر شد اجتماعی شدن برای نخستین بار بصورت یک اصطلاح معین جامعه شناختی در نوشته های دورکیم مطرح گردید . اما اگر نظریه های جامعه شناسی را به طور کلّی در دو گروه عوامل گرا و تفسیر گرا در نظر بگیریم اجتماعی شدن در نزد هرگروه مفاهیم و تعاریف خاصی پیدا می کند . تفسیرگرایان برعکس عوامل گرایان که اجتماعی شدن را دریک مرحله در نظر می گیرند آن را در دو مرحله تعریف می کنند .  به عنوان مثال هربرت بلومر اجتماعی شدن را شامل دو مرحله ی یادگیری Learning و اجتماعی شدن Socialization  می داند ، اریک فروم نیز به یک مرحله ی پیش از اجتماعی شدن ( یا جامعه پذیری که بهتر است به جای آن جاافتادن در جامعه گفت ) تحت عنوان Assimilation  معتقد است . در نظر گیدنز نیز اجتماعی شدن متفاوت از جامعه پذیری است . او برای جامعه پذیری از واژه ی Sociation  و برای اجتماعی شدن از Socialization  استفاده می کنند . اما چه تفاوتی میان دیدگاههای این دو گروه وجود دارد ؟
از نظر عوامل گرایان و خصوصا" کارکردگرایان اجتماعی شدن ( درواقع اجتماعی کردن ) مجموعه ای ازتمهیدات و اعمالی است که جامعه از طریق نهادهایی خاص طراحی و اجرا می کند تا فرد را در خدمت جامعه در آورده ، معرفت و رفتار او را با جامعه هماهنگ کند . در طی فرایند جامعه پذیری انسان کاملا" در قالبهای فرهنگی جامعه قرار گرفته و در واقع آن را می پذیرد . راهکار کلی جامعه برای اجتماعی کردن فرد از طریق ترغیب ، تشویق و تنبیه است و نهادهای خاصی چون نهادهای آموزشی حمایت و تشویق رفتارهای هماهنگ با جامعه و قوانین تنبیهی برای ممانعت از خروج انسان از هنجارهای اجتماعی، این فرایند را کنترل می کنند . این اعتقاد بنیادی که انسان ذاتا" شرور و متمایل به خروج از قواعد زندگی اجتماعی است بنیاد تشویقها و تنبیه ها را می سازد . ازدیدگاه تفسیر گرایان ، اما ؛انسان در طی مرحله ی اول رفتارها و هنجارها را می آموزد و سپس با تفهم و تفسیرگری در ذهن، آنها را می پذیرد یا تغییر داده به شیوه ی خاص خود در قالبها یا نقشهای اجتماعی موجود قرار می گیرد یا به شیوه ی خود، قالبها و نقشهای جدیدی را ساخته در آن قرار می گیرد . از این دیدگاه انسان توانایی تشخیص دارد و با آموختن رفتارهای اجتماعی بدلیل تشخیص درستی رفتار و سودآوری رفتارهای جمعی برای خودش آنها را درونی کرده به کنش اجتماعی می پردازد .
بلومر آژانسهای اجتماعی کننده را شامل شش آژانس ذکرمی کند شامل 1) خانواده و عمدتا" والدین 2) دیگر مهم  3) گروه همالان  4) مدرسه و نهادهای رسمی آموزش و پرورش 5) مجامع عمومی و مراکز گذران اوقات فراغت  6 ) رسانه ها و دیگر نهادهای ارتباط جمعی                 
آنچه باید درطی فراینداجتماعی شدن ،نهادینه درشخص یا درونی شود با نگاهی به اصول و  مفاهیم مولفه ها و مثلث تبیین اجتماعی بهتر مشخص می شود (4) در مثلث تبیین اجتماعی و منطبق بر اصل اول جامعه شناختی یعنی راهها و اهداف در قاعده ی مثلث نیازها ی جمعی یا Collective Needs  ازطریق راههای مشترک Collective Means  به اهداف جمعی یا مشترک یا توافقی  Collective Goals  می رسند و در همه حال فرهنگ در راس مثلث ناظر و کنترل کننده ی این سه مفهوم است . آنچه در فرایند اجتماعی شدن ، در هر جامعه ای در شخص درو نی و نهادینه می گردد مفاهیم فرهنگی ، تیازها و اهداف جامعه و خصوصا" راههای مجازی است که بر اثرتوافق جمعی و فرهنگ ناظر بر فعالیتهای اجتماعی تعریف شده است . هنگامی که شخص تابع آژانسهای اجتماعی کننده قرار گیرد واین نهادها هماهنگ و بطور صحیح و کامل نقش خود را ایفا کنند شخص تمامی مفاهیم فوق را پذیرفته و آنها را همچون مفاهیم اولیه و تنها راههای ممکن درونی کرده و تنها درقالب آنها حرکت خواهد کرد . از دیدگاه تفسیر گرایی قوه ی تخیل و تفکر شخص در مرحله ی اجتماعی شدن فعالانه به تفهم و ارزیابی مفاهیم می پردازد و اجتماعی شدن فرایندی را تشکیل می دهد که شخص در عین پذیرش فرهنگی به خلاقیت و حرکت در قالب راههای مجاز و راههای جدید و ایجاد مفاهیم نو دست می زند و این حرکتها تکامل اجتماعی را امکان پذیر می سازد . در نظریه ی سیستهاتیک پارسونز در این مرحله راههای مجاز و تعریف شده از سوی جامعه و نظام فرهنگی جامعه از سوی شخص گزینش می گردند .
چه در نگاه عوامل گرایان و چه در نگاه تفسیرگرایان ، آزانسها و نهادهای اجتماعی کننده نقشی  بسیار مهم و غیر قابل تردید دارند . آنچه در نظریه ی مرتن ناهمنوایی نام می گیرد و به عدم پذیرش یکی از مفاهیم راهها یا اهداف مربوط می شود در نگاهی دقیق می تواند  به عدم کارکرد کامل و درست نهادها و آژانسهای اجتماعی کننده ، مربوط شود که از درونی کردن و جاانداختن و یا تشریح و تبیین هدفمند و قابل پذیرش مفاهیم مشترک اجتماعی قاصر بوده اند.
از سوی دیگر تفکیک یافتگی که در پویایی شناسی جامعه خود را نشان می دهد و می تواند در نظام تقسیم کار متبلور شود فتنها در صورتی امکان پذیر است که افراد جامعه لااقل بخشی از مفاهیم فرهنگی جامعه را بخوبی شناخته . آنها را درونی کنند . تنها در این صورت است که در عین انسجام اجتماعی اشخاص می توانند در عین احساس امنیت و اطمینان خاطر از ایفای نقش توسط دیگر اعضای جامعه و درست عمل کردن کلیت جامعه و اعتقاد به کارکردهای مناسب نهادهای اجتماعی به هرچه تخصصی تر شدن کار خود بیندیشند و به جای رفتن در پی سطح حداقل مورد نیاز از تخصصهای متعدد به سطح بالا در یک رشته بیندیشند و خود را از احساس نیاز به شناخت فنون و علوم متعدد بی نیاز احساس کنند . نهادها و آژانسهای اجتماعی کننده خصوصا" نهادهای رسمی فرهنگی همچون مدارس باید در نخستین قدم خود به این مفاهیم به طور کامل واقف و تا حدودی معتقد باشند .
اما آنچه در دیالکتیک هم فراخوانی یا اصل سوم جامعه شناختی مطرح می گردد خصوصا" در بحث اجتماعی شدن ، درست عمل کردن و هماهنگی ، همراهی و همگامی تمامی آژانسهای اجتماعی کننده در جامعه است . تنها همراهی  تمامی این عوامل است که می تواند سنتز مرکب
( شالوده ی درهم پیچیده و همراه عوامل متداخل در دیالکتیک هم فرا خوانی یا Mutual Implication  ) ایجاد کند  و این مجموعه ی حاصل است که می واند انجام کامل و درست فرایند اجتماعی شدن را تضمین کرده از بار آسیبها و ناهنجاریهایی که عمدتا" از تخطی از قراردادها و فرهنگ جامعه پدید می آیند بکاهد . نخستین بارقه ها و آثار روان پریشی در رفتارهای افراد ضد اجتماع یا زیرپاگذارندگان قواعد اجتماعی اصولا" با پیشینه ای از کارکرد غلط آژانسهای اجتماعی کننده ، اعم ازعملکرد غلط یک آژانس یا عدم هماهنگی در میان دو یا چند آژانس ،ظاهر می شود.
توجه برنامه ریزی اجتماعی به این آژانسها و تشخیص به موقع اشتباهات احتمالی در عملکردها می تواند از میزان ناهنجاریهای آینده ی جامعه تا حد زیادی بکاهد . 

منابع:
 1 - گولد.جولیوس - کولب . ویلیام - فرهنگ علوم اجتماعی - مترجم ( سرویراستار ) محمدجواد زاهدی  مازندرانی - انتشارات مازیار چاپ اول 1376
2 - شرکاوی .محمد - درآمدی بر جامعه شناسی آموزش و پرورش - ترجمه ی محمد جعفر پوینده انتشارات نقش جهان - چاپ اول 1379
3 - ابوالحسن تنهایی . حسین - درآمدی بر نظریه ها و مکاتب جامعه شناسی - نشر مرندیز - چاپ چهارم 1379
4 - ابوالحسن تنهایی . حسین - جامعه شناسی نظری - نشر بهمن برنا - چاپ اول 1382




روش تحقیق در علوم اجتماعی (قسمت سوم) /  عباس تیموری آسفیچی
موضوع مرتبط :روش تحقیق در علوم اجتماعی

ادامه مبحث گذشته
مهمترين تکنيکهاي جمع آوري اطلاعات
۱-پرسشنامه تحقيقاتي ۲-مشاهده در تحقيق ۳-استفاده از فيش ۴- نمونه گيري ۵- مونو گرافي

۱-پرسشنامه تحقيقاتي
پرسشنامه يکي از شيوه‍هايي است که در کار تحقق رواج فراوان دارد و در جامعه شناسي بيش از هر تکنيک ديگر از آن استفاده مي‍شود. پرسشنامه بصورت مختلف زير مورد استفاده قرار مي‍گيرد:
تکميل پرسشنامه توام با مصاحبه
در اين شيوه با پاسخگو خود پرسشنامه را در دست گرفته و سئوالات را به ترتيب طرح نموده و جواب آنها را پس از دريافت از پاسخگو در پرسشنامه مي‍نويسد.
معمولا اين نوع استفاده از پرسشنامه در جوامع يا محافلي اعمال مي‍گردد که سطح سواد و آگاهيهاي عمومي نسبتاً پايين بوده و پاسخگويان شخصاً قادر به خواندن سئوالات و يا درک مفهوم آنها نيستند. در مواردي هم جواب به يک سئوال معين مثلاً مقدار در آمد ساليانه يک کشاورز و يا مقدار مصرف ماهانه يا سالانه قند و شکر يا سيگار مورد استفاده و يا حتي محاسبه مقدار زمين زير کشت يک خانوار روستايي در مناطقي که واحدها و مقياسات رسمي هنوز در روستاها عموميت نيافته است ,براي يک فرد روستايي بسيار مشکل بوده بطوريکه به تنهايي مي‍تواند از عهده به چنين سئوالاتي بر آيد بنابراين کاربرد چنين شيوه‍اي که در عين حال مي‍توان آنرا نوعي مصاحبه نيز دانست از رايج ترين شيوه‍هاي استفاده شده است .
تکميل پرسشنامه بدون مصاحبه
در اين شيوه پرسشنامه را پاسخگو خود شخصاً تکميل مي‍کند و پرسشگر تنها بکار تکميل پرسشنامه نظارت مي‍نمايد. اين شيوه را معمولاً در مواردي بکار مي‍برند که پاسخگويان از اقشار تحصيلکرده و برخوردار از حد متوسطي از آگاهيهاي اجتماعي باشند. پرسشگر پرسشنامه را بين آنها توزيع نموده و تنها در مواردي که لازم است ابهامات احتمالي ايجاد شده براي پاسخگويان را بر طرف مي‍سازد. معمولاً در اين شيوه قبل از طرح با تهيه و تکميل پرسشنامه و تحقيق مورد نظر شرح داده و پاسخگو را مطمئن مي‍نمايد که طراح سئوالات در ارتباط با يک بررسي عليم بوده و هدفهاي ديگري را تعقيب نمي‍کند. البته براي جلب اعتماد بيشتر پاسخگويان و زدودن سوظن با ابهامات احتمالي از اذهان آنان بهتر است که پرسشنامه بدون نام تهيه گرديد و در صفحه اول پرسشنامه نيز اصطلاح بدون ناممشخصا قيد گزدد.
در موارديکه امکان اين هست که پاسخگويان را در سالن يا اطاق معيني گرد آوريم و پرسشنامه رابين آنها توزيع کنيم و سپس شرحي کوتاه نيز در ارتباط با اهداف خود از تکميل پرسشنامه و انجام تحقيق دهيم , کار توجيه پاسخگويان آسانتر انجام گرفته و توزيع و تکميل و جمع آوري پرسشنامه نيز راحت تر انجام مي‍گيرد.
ارسال پرسشنامه بوسيله پست
در مواردي هم پرسشنامه را بوسيله پست براي افراد جامعه مورد مطالعه ارسال مي‍دارند . معمولاً موسسات سنجش افکار وابسته به دستگاههاي دولتي يا سازمانهاي خصوصي , از اين شيوه سود مي‍جويند اما کار پرسشنامه پستي در تمام جوامع و محافل امکان پذير نيست زيرا در غالب موارد به آساني جواب نمي‍گيرد . معمولاً اين نوع پرسشنامه با سئوالات کمتري ارائه مي‍شود و محقق بايستي سعي نماد تا کوچکترين ابهامي در سئوالات براي پاسخگو ايجاد نشود.
محقق مقدمه کوتاهي بر چنين پرسشنامه‍اي که اهداف وي را روشن مي‍کند اضافه نموده و همراه با پاکتي که آدرس موسسه تحقيقاتي يا محقق بر روي آن قيد گرديده و تمبر پستي نيز به آن الصاق شده است براي پاسخگويان ارسال مي‍کند . همانطور که اشاره نموديم استفاده از پرسشنامه پستي – واردي موفقيت آميز خواهد بود که پاسخگويان با پرسشنامه و تحقيق آشنايي داشته و از سطح سواد و آگاهي نسبتاً بالايي نيز برخوردار باشند.

انواع پرسشنامه هاي تحقيقاتي

پرسشنامه را از لحاظ مختلف مي‍توان تقسيم بندي نمود که معروفترين آنها عبارتند از :
۱- پرسشنامه با سئوالات باز
۲- پرسشنامه با سئوالات بسته

سئوالات در پرسشنامه تحقيقاتي نوع اول به صورتي است که پاسخگو را آزادانه و براحتي نظريان و عقايد خويش را مي‍تواند بيان کند مثلاً در مواقعي که نظر پاسخگو راجع به واقعه يا واقعيتي اجتماعي مي‍پرسيم و سئوالات خود را با عبارتي نظير "به نظر شما .."يا "خواهشمند است عقيده خود را در ين مورد ذکر کنيد "آغاز مي‍کنيم , سئوالات ما از نوع باز محسوب مي‍شوند اما سئوالاتي که قبلاً چند جواب از جوابهاي تعيين شده را انتخاب کند , بنام سئوالات بسته خوانده مي‍شوند . سئوالات چهار جوابي يا بيشتر که غالباً در امتحانات ورودي دانشگاهها مورد استفاده قرار مي‍گيرد از نوع بسته محسوب مي‍شوند اما سئوالات بسته نيز خود انواعي دارد که مهمترين آنها عبارتند از :
سئوالات دو جوابي ,سئوالات چند جوابي ساده و سئوالات چند جوابي مدرج.
سئوالات متعدد سنجش عقايد , سئوالات در جه بندي و شايستگي
معايب و محاسن سوالات باز و بسته

هر کدام از سئوالات باز و بسته داراي محاسن و هم معايبي هستند به قرار زير :
امتياز سئوالات باز آنست که پاسخگو در جواب به سئوالات از آزادي عمل فراواني برخوردار بوده و بر کنار از هر نوع ممنوعيت و مانعي به سئوالات طرح شده جواب مي‍دهد

در تحقيقاتي که محقق جنبه‍هاي عاطفي , احساسي عقيدتي با انگيزه‍ها را مد نظر دارد سئوالات باز بهتر مي‍توانند وي را به جوابهاي مطمئن تر و دقيق تر رهنمون سازند . بعنوان مثال در تحقيقات روستايي باستثناي پرسشهايي که بسته بودن آنها به کار پرسشگري سرعت بخشيده و از اتلاف وقت جلوگيري مي‍نمايد (مثل سن و جنس و تعداد فرزندان , درجه تحصيلات و وضعيت تاهل و..)

استخراج و طبقه بندي نمودن پاسخ هاي سئوالات بسته هم بصورت دستي و هم با ماشين بسيار آسانتر و سريع‍تر از سئوالات باز انجام پذير است در حالي که استخراج و دسته بندي نمودن جوابها در سئوالات باز بدليل آنکه جوابها بسيار متنوع و گونه گون مي‍باشند, کار بسيار مشکلي است.

يکي ديگر از عيوب سئوالات بسته آنست که ممکن است ايده‍هايي را در رابطه با مشخص نمودن جوابهاي احتمالي به ذهن پاسخگو القاء نمايد در حاليکه در سئوالات باز چون پاسخگو به هيچگونه جوابي رهنمون نمي‍گردد بنابراين ذهن پاسخگو مستقلاً و بر کنار از هر نوع تلقيني در جستجوي پاسخ بر مي‍آيد.
تنظيم هر کدام از سئوالات باز و بسته داراي محاسن و هم معايبي هستند به قرار زير :
امتياز سئوالات باز آنست که پاسخگو در جواب به سئوالات از آزادي عمل فراواني برخوردار بوده و بر کنار از هر نوع ممنوعيت و مانعي به سئوالات طرح شده جواب مي‍دهد

در تحقيقاتي که محقق جنبه‍هاي عاطفي , احساسي عقيدتي با انگيزه‍ها را مد نظر دارد سئوالات باز بهتر مي‍توانند وي را به جوابهاي مطمئن تر و دقيق تر رهنمون سازند . بعنوان مثال در تحقيقات روستايي باستثناي پرسشهايي که بسته بودن آنها به کار پرسشگري سرعت بخشيده و از اتلاف وقت جلوگيري مي‍نمايد (مثل سن و جنس و تعداد فرزندان , درجه تحصيلات و وضعيت تاهل و..)

استخراج و طبقه بندي نمودن پاسخ هاي سئوالات بسته هم بصورت دستي و هم با ماشين بسيار آسانتر و سريع‍تر از سئوالات باز انجام پذير است در حالي که استخراج و دسته بندي نمودن جوابها در سئوالات باز بدليل آنکه جوابها بسيار متنوع و گونه گون مي‍باشند, کار بسيار مشکلي است.

• يکي ديگر از عيوب سئوالات بسته آنست که ممکن است ايده‍هايي را در رابطه با مشخص نمودن جوابهاي احتمالي به ذهن پاسخگو القاء نمايد در حاليکه در سئوالات باز چون پاسخگو به هيچگونه جوابي رهنمون نمي‍گردد بنابراين ذهن پاسخگو مستقلاً و بر کنار از هر نوع تلقيني در جستجوي پاسخ بر مي‍آيد.

تنظيم پرسشنامه تحقيقاتي

در تنظيم پرسشنامه بايد دقت کافي مبذول نمود زيرا جمع آوري اطلاعات از طريق پرسشنامه يکي از مراحل بسيار پر اهميتي است که موفقيت يا عدم موفقيت را بايستي تا حد بسيار زيادي مرهون دقت سئوالات و تنظيم پرسشنامه دانست.
يکي از مسائلي که در تنظيم پرسشنامه بايستي کاملاً رعايت نمود تقدم و تاخر سئوالات است بدين صورت که سئوالات ساده‍تر که پاسخگو سريعتر قادر به پاسخ بدانهاست در ابتدا آورده مي‍شود و بتدريج بر دشواري آنها افزوده مي‍گردد. بعبارت ديگر رد طرح سئوالات بايد سعي بر آن داشت تا از سئوالات آسان تدريجاً به سئوالات پيچيده تر برسيم .

مسئله ديگر در تنظيم پرسشنامه طرح سئوالات شخصي و خانوادگي که در پرسشنامه است که بايستي دقيقاً بدان توجه کامل مبذول نمود . در غالب موارد که پاسخگويان با پرسشنامه و تحقيق آشنائي ندارند و بطور کلي هدف از مطالعات اجتماعي بر ايشان مفهوم نيست . عنوان نمودن طرح سئوالات خصوصي مثل نام و نام خانوادگي و نام فرزندان و شغل و ميزان درآمد و وضع مسکن در آغاز کار پرسشگر مشکلات جدي و عمده‍اي براي طرح سئوالات بعدي و ادامه کار پرسشگري بوجود خواهد آورد. بنابراين لازم است با توجه به جامعه مورد مطالعه و ويژگيهاي فرهنگي و رواني پاسخگويان نظم و تقدم و تاخر موضوعات مورد سئوال کاملاً رعايت شود , بعنوان مثال در مطالعات جوامع روستايي زماني که محقق قصد تکميل پرسشنامه‍هاي خانوار روستايي را دارد آغاز پرسشگري وي نبايد با طرح سئوالات شخصي از فرد روستايي همراه باشد و در صورت طرح چنين سئوالاتي قبل از آنکه اعتماد و اطمينان متقابلي بين آنها بوجود آمده و شک و ترديد و سوظن احتمالي فيما بين زدوده شده باشد, فرد روستايي بدليل روحيه محافظه کاري سنتي دچار ترس و واهمه گرديده و از جواب دادن به بقيه سئوالات يا احتراز نموده و يا در صورت عدم امتناع از پاسخ ,پاسخهايي را عنوان مي‍کند که به تصور وي مورد علاقه و نظر پرسشگر است . بنابراين پرواضح است که چنين جوابهايي از دقت و اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود. "موريس دوورژه" جامعه شناس فرانسوي در زمينه شرايط تنظيم پرسشنامه مي‍نويسد:

"پرسشنامه يک سلسله پرسش نيست که با آنها سر تا ته کاغذي را بي آنکه به ترتيب آنها توجهي شده باشد پر کرده باشند . بر عکس , تنظيم پرسش ها بر پايه تنظيم است که بطور جدي بررسي شده باشد .به همين سان , عده پرسش هاي مربوط به يک موضوع , گروه بندي احتمالي آنها بصورت "قسمت "هاي مختلف مسئله‍هاي باريک و مهمي را مطرح مي‍سازند...

در همين زمينه "موريس دوورژه" اضافه مي‍کند " اغلب در آغاز پرسشنامه‍ها پرسش‍هايي را مي‍گذارند که براي بررسي اهميت مستقيمي نداشته باشد و هدفشان اين باشد که پاسخگو را "سرذوق" بياورد و اعتمادش را جلب کند .

البته پرسشگران بايد کاملاً مراقب باشند و ره طوري شده اين محيط اعتماد را ايجاد کنند. هنگامي که قرار باشد پاره‍اي پرسشهاي حساس را مطرح سازند عموماً آنها را در پايان پرسشنامه مي‍آورند: در پايان پرسشنامه پاسخگو اعتمادش جلب شده است و پرسشگر شانس بيشتري دارد که پاسخ درستي بگيرد, در هر صورت اگر پاسخگو ناراحت هم بشود , اين ناراحتي بر روي پرسشهايي که پيش آن از او شده است اثر منفي نخواهد گذاشت . اگر چندين پرسش حساس وجود داشته باشد بايد آنها را در ميان پرسش‍هاي پرسشنامه چنان پخش کرد که هر يک وضع ملايمتري پيدا کند

دوستان عزیز می توانند سوالات خود را از قسمت نظرات زیر ارسال نمایند

در بخش بعدی شما با روشهای مشاهده در تحقیق بیشتر آشنا خواهید شد




تاريخچه روابط عمومي دوران باستان (قسمت اول) /  سارا جعفری
موضوع مرتبط :مقالات ارائه شده

آن زمان كه انسان زندگی قبيله ای را آغاز كرد دود ، آتش و شايد هم از زمانی كه مهاجرات های عظيم نوع بشر شروع شد ؛ از سرداران بزرگ تاريخ و كشورگشايان نامی حكاياتی بما رسيده است كه نشان می دهد روابط عمومی با تفاوتهای اندك و تحت عناوين مردم داری و امثال آن مورد استفاده آنان بوده است.
بشر از آن زمــان كه به تــوسعه تمدن خود پرداخت ؛ نيازمند به همكاری و ارتباط با ديگران شد و دامنه دار شدن امور شهر نشينی و يا بهتر بگوييم گسترش شهرنشينی مستلزم ايجاد تشكيلات و سازمانهايی برای استفاده صحيح از منابع و افراد بود. بدين جهت گروهها و دسته های مختلفی تشكيل شدند كه منافع و فعاليتهای آنها نسبت به گروههای ديگر گاهی موافق و گاهی مخالف بود. برای حل اين اختلافها يا با يكديگر به منازعه و پيكار می پرداختند و يا اينكه قرارها و مقرراتی منعقد و وضع می نمودند.
البته حدود اين قراردادها مشخص نبود ؛ از اين رو داشتن ارتباط و سعی در ايجاد نگه داشتن حُسن تفاهم از زمانهای ديرين شرط اساسی سازش و توافق ميان گروه ها و ملت های مختلف بود و بشر از آغاز تاريخ كوشش می كرد، كه وسايلی برای ايجاد ارتباط و تفاهم با ديگران بدست آورد و از كليه علوم و فنونی كه در اختيار داشت بدين منظور استفاده می كرد.
يک نمونه عالی از وسايل ارتباطی در ايران باستان که برای ايجاد حُسن تفاهم و به منظور روابط عمومی بكار رفته است كتيبه ی بيستون شاهنشاه هخامنشی است كه بر صخره های كوه بيستون نقش بسته است. داريوش اول که مبتکر بسياري از روشهاي مملکت داري و اداره امور عمومي از قبيل تشکيلات كشوری و تنظيم ماليات و ايجاد خطوط ارتباطی شد. و در اين زمان داريوش برای مطرح شدن روش هايش برای اولين بار يك برنامه بزرگ روابط عمومی را به منظور نشان دادن كارهای خود به عموم افراد ملتهای تابع ايران و ايجاد حُسن تفاهم در آنها اجرا كرد و در اين راه از بهترين وسائلی كه آن زمان وجود داشت استفاده كرد. او فرمان داد به صخره های بلند كوه بيستون كه چشمه های دامنه های آن محل اُطراق كاروانيان ملتهای بزرگ آن زمان چون آشوری ها، بابلی ها و ... بود كتيبه ی مفصلی به سه زبان معروف آن عصر يعنی پارسی قديمی، ايلامی و بابلی بنويسند و نسخه هايی از آن را نيز به زبانهای مختلف به كليه كشورهای تابع ايران ارسال کنند تا مطالب آن در سراسر نقاط ايران بزرگ پخش شود. در واقع اين كتيبه مانند يك روزنامه ديواريست كه در آن زبان جای ساير وسايل امروز روابط عمومی از قبيل جرايد، تلويزيون، فيلم و .. را گرفته است.

منبع : كتاب روابط عمومی – علی اكبر ديباج




مناقشات نظريه سکولار شدن /  نوشته گرگوري باوم - ترجمه دکتر عباس كاظمي
موضوع مرتبط :دین

اگر چه اصطلاح "سکولار شدن" در قرن بيست در جامعه‏شناسي بکار برده شده، پيش ازاين در قرن نوزدهم  نيز شاهد چندين نظريه سکولارشدن بوده‏ايم.  اول از همه نظريه کنت بود که به نحوی از انحاء توسط کثيری از دانشمندان و فلاسفه روشنگري تأييد شد. بر اساس اين نظريه رشد عقلانيت و گسترش روح علمي ناگزير به سست شدن ميراث مذهبي مي‏انجامد؛ به گونه‏ای که اساطير مذهبي جای خود را به تبيين‏های علمي خواهند داد. اين نظريه سکولارشدن با فلسفه پيشرفت مبتني بر علم، تکنولوژي و ليبرال دموکراسي پيوند خورده‏است. دومين نظريه سکولارشدن را درآراء متفکراني می‏يابيم که دين را نشانه بيگانگي انسان در نظر می‏گيرند. اينان زوال دين را پيش‏بيني می‏کنند، چراکه آدميان قادر خواهند شد بر ناکاميها و محروميتهايي که در عصر پيشين بر آنها تحميل مي‏شد، چيره گردند. آراء مارکس و فرويد به اين گروه تعلق دارد، اگرچه از منظري ديگر آنها همچنين به غلبه پوزيتيويسم علمي و ايجاد توجه جديد نسبت به نمادها کمک کرده‏اند. سرانجام به نظريه سکولار شدن از منظر جامعه‏شناس