اجتماعی ، امنیت جانی ، امنیت ملی و …
انسان موجودي با زندگي اجتماعي است. زندگي گروهي انسانها در كنار هم و ارتباط آنها با يكديگر توليد فرهنگ مي كند
و صرف نظر از نوع آن، صاحب نوع خاصي از منش و رفتار مي شوند.بنا به اقتضاي موضوع تعريفي از " لينتون "با رويكرد هنجاري از فرهنگ مي آوريم : " فرهنگ يك جامعه راه و رسم زندگي هموندان آن است. مجموعه گمانها و عادت هايي است كه مي آموزند و در آن ها با يكديگر شريك اند و از نسلي به نسلي فرا مي دهند. "
در واقع فرهنگ مناسباتي است كه در كنش متقابل بين افراد جامعه بوجود مي آيد.اين مناسبات مجموعه اي از بايدها و نبايدهاست. مجموعه اي از حدود و اختيارات. رعايت بايد ها و نبايد ها براي افراد يك اجتماع الزامي است. در جوامع ابتدايي ، جوامعي كه افراد آن در مرحله جمع آوري خوراك و شكار بودند رعايت برخي مسائل براي ادامه حيات جمي ضروري بود.مثلا يك غفلت كوچك و يا يك بي احتياطي حين شكار ميتوانست به قيمت جان همه افراد تمام شده وتبديل شدن به طعمه حيوانات شوند. امنيت جاني و در كل زنده ماندن هدف اصلي انسان ابتدايي بود امنيت در جمعيت بود و لزوم زندگي جمعي رعايت برخي از مناسبات وقوانين و عدول از قوانين مي توانست بسيار جبران ناپذير باشد.
اينجا بود كه مجازات هايي براي تمام افرادي كه از قوانين تخطي مي كردند معين مي شد و البته واضح است كه اين مجازات ها مي توانستند نقش بازدارنده اي را در وقوع تخلف ايفا كند.
نوع اين مجازات ها بستگي به شدت و ضعف جرايمي داشت كه افرادجوامع مرتكب مي شدند.در كنار قوانيني كه رعايت آنها براي حفظ امنيت مردم جوامع واجب بود قوانين ديگري نيز وجود داشت كه از فرهنگ خاص قبيله آنها ناشي مي شد.اين قوانين بعضا از ديد ما عجيب يا نامتناسب جلوه مي كند.به طور مثال در گذشته و در قبيله اي ابتدايي در آفريقا، زني را كه به زنا متهم مي شد، قبل از اينكه جرمش ثابت شود طي مراسمي و به دستور رييس قبيله و كاهن اعظم به بالاي درختي بلند مي فرستادند ، و او بايد خود را از بالاي درخت به پايين پرت مي كرد، اگر زنده مي ماند و فقط دچار جراحت يا شكستگي مي شد همه مي گفتند كه او پاك دامن و بي گناه بوده و اگر مي مرد، ميگفتند كه او حتما گناهكار بوده و به اين ترتيب به مجازات عملش رسيده است.
همگام باپيشرفت مادي و معنوي بشر، مناسبات اجتماعي دچار تحول و دگرگوني شده است، مجازات نيز در راستاي تكامل فرهنگ بشر در معرض تغييرات تحولات بسياري قرار گرفته است.هر چه مناسبات اجتماعي پيچيده تر و بيشتر مي شد، قوانين و مقررات بيشتري براي برقراري نظم عمومي و امنيت اجتماع لازم بود.اين پيچيدگي و گسترش در عرصه فرهنگ (مادي و معنوي) از طرفي و افزايش جمعيت از طرف ديگر باعث شد كه توجه به جرم و مجرم بيشتر شود عصر جديد علاوه بر پيشرفت، جرايم جديد و مدرن تري را نيز به همراه آورد.دوركيم جامعه شناس بزرگ فرانسوي در مورد مسير تكامل مجازات مي گفت كه در حركت جوامع از سنتي به مدرن شدت مجازات رو به كاهش مي گذارد يعني مجازات محكومين در جوامع سنتي بسيار شديد تر از جوامع مدرن است.او معتقد است با پيشرفت تكنولوژي و افزايش تقسيم كار ، همبستگي اجتماعي از نوع عادي مبتني بر دانش محدود به همبستگي اجتماعي مبتني بر نظم اجتماعي قابل انعطاف (به معني نظمي كه عناصر آن قابل تغيير است) و البته كثرت گرا و مبتني بر فرد تغيير مي كند. البته پس از او بسياري از دانشمندان علوم اجتماعي به آنها ايراد هايي گرفتند.خوشبختانه در عصر حاضر مثالهايي وجود دارند كه مي توان با تكيه بر آنها اين نظريات را رد كرد و بر گفته دانشمندان مخالف دوركيم( يا بهتر بگوييم پيشبيني هاي دور كيم) صحه گذاشت. به طور مثال سربازان و زندانبانان آمريكايي در زندان گوانتانامو ، زندانيان را تحت شديد ترين و شنيع ترين شكنجه ها قرار مي دادند و اين درست در قرن تكنولوژي و قرن زندگيمدرن اتفاق مي افتدو كاملا با فرد گرايي اخلاقي كه ناشي از مدرنيته است منافات دارد.
در عصر حاضر مجازات به شكل شديد تر و با فرم و ابزار جديد اعمال ميشود و پيشرفت تكنولوژيكي و توسعه يافتگي كمكي در كاهش شدت مجازات نكرده است.اما به مدد علوم اجتماعي و روانشناسي و پيشرفت در اين عرصه جوامع به اين باور رسيده اند كه برقراري نظم و امنيت عمومي علاوه بر مجازات به عوامل ديگر از جمله بهبود كانال هاي جامعه پذيري و اجتماعي شدن و در نهايت كنترل اجتماعي نيز بستگي دارد وآن جمله معروف كه :" پيشگيري از وقوع جرم كم هزينه (مادي،زماني،معنوي) تر از بر خورد با خاطي است".
در نهايت با بررسي همه اين مطالب پي به پويايي دين اسلام در مجازات و تنبيه مي بريم كه با تكيه بر شرايط و همه جانبه نگري و احاطه بر موضوعات روز و با،باز گذاشتن دست قاضي براي اعمال احكام با توجه به موقعيت، بهترين روش را براي برخورد با بر هم زنندگان نظم اجتماعي و امنيت عمومي فراهم مي كند،روشهايي كه در عين بازدارندگي عبرت آموز نيز هستند.مجازات محكومين چه آنهايي كه در ملا عام انجام مي شوند و چه آنهايي كه با حضور ضابطين امر انجام مي شود همگي باعث تاثيرات مثبت اجتماعي مي شوند و عاملي مي شوند (علاوه بر عوامل ديگر )بر افزايش امنيت عمومي.
منابع و ماخذ:
1.تعريف ها و مفهوم فرهنگ-داريوش آشوري- چاپ دوم 1381 -نشر آگاه
2.تكامل فرهنگ-لسلي وايت-ترجمه: فريبرز مجيدي- 1379-نشر دشتستان
زندانها در هزاره سوم(مجموعه مقالات)-گردآوري راجر ماتيوس،پيتر فرانسيس-مترجم:ليلا اكبري-1381 -انتشارات راه تربيت وابسته به مركز آموزشي و پژوهشي سازمان زندانها
خواهش بر آستان نيايش,برخي ويژگيهاي توريسم
:: وجود سطوح بالاي نوع آوري و فناوري و سازماندهي
:: انواع مختلف و انجام نوآوري هاي گوناگون از جمله بسته مسافرتي ( packaged trip)
:: رشد توريسم مصادف است با رشد جنبش كارگري . بنابر اين مواجه با رشد مسافرت ساحلي براي طبقه كارگر هستيم
:: در مقابل در نيمه قرن 20 مسافرت تجملي براي طبقه مرفه و مديران وجود دارد. اين نوع تمايز مربوط است به ساختار بازار كار و نظام هاي توليدي ( مراجعه كنيد به مقاله من در باره تعريف فراغت و نظام هاي توليدي)
:: 1960 به بعد رشد برنامه هاي توريسم توده اي
:: 1960 به بعد استفاده از كامپيوتر براي دادن اطلاعات در صنعت توريسم
:: رشد صنعت غذاي حاضري fastfood مصادف است با رشد فراغت و توريسم
:: رشد توريسم با استفاده از اينترنت براي رزرو همه چيز ( مراجعه كنيد به سايت last minute براي ديدن خدمات اينترنتي توريسم از جمله خريد بليط در آخرين دقايق)
اهميت توريسم
:: جزء مهم ايده جامعه مصرفي (مدرن ) مسافرت و گردشگري است
:: رفتن به مسافرت جزء مهم زندگي شده است
:: صنعت تعطيلات انتخاب و آزادي مختلف را ارائه مي دهد
:: گسترش صنعت گردشگري ، گسترش اقتصاد و گسترش تعامل انساني است
:: توريسم بزرگترين صنعت جهان بر حسب اشتغال و تجارت است
:: 9 درصد رشد سالانه دارد . رشد توريسم بين المللي 5 درصد بود.
گردشگري
:: آيا توريسم پديده جديدي است يا زوارها همان توريست هاي اوليه هستند؟
:: توريسم يك فعاليت توده اي و عاميانه است
:: سه نوع مسافرت در گذشته كه با توريسم ( مربوط به دنياي مدرن متفاوت است) : زوارها ، تورهاي اريستوكرات ها و مسافرتهاي شاهان و سياحان
:: تقسيم بندي زوارها ( طبقه پايين tripper ) سياحان ( طبقه متوسط tourist ) و سفر اريستوكراتيك ( طبقه بالا traveler )
نظريه هاي جامعه شناختي توريسم
جان اوري و مك كانل از جمله جامعه شناساني هستند كه درباره توريسم نظريه دارند. اوري اين بحث را مطرح مي كند كه چرا توريست عكس جمع مي كند و سرمايه دار سرمايه. اوري مي گويد توسعه عكس برداري همراه است با توسعه چشم توريستي Tourist gaze
يا شكار لحظه توسط توريست ها . اما مك كانل مي گويد توريست به مثابه فراري از زمان و مكان يا فرار به تاريخ است. بنابر اين سنت ها نقش مهمي براي توريست دارد. تاريخ محل هاي توريستي نقش مهمي در توريستي شدن دارد. بنابر اين توريست ها به دنبال يك محل كوچك يك وسيله كوچك
هستند. اگر دنبال مناطق صنعتي هم هستند دنبال يك منطقه صنعتي قديمي هستند. بنابر اين اگر بخواهيم نقطه توريستي درست كنيم بايد آن را تبديل به مناطق تاريخي كنيم ( براي اين كار بايد سنت ابداع و جعل كرد. نگاه كنيد به بخش سنت در كتاب جهان رها شده . سنت هاي ابداعي و سنت هاي اصيل درنظريه مك كانل مهم هستند ( برخي سنت هاي ابداعي براي جلب توريست هاست ) سنت هاي پايه شناخت مدرنيسم است.
نقاط توريستي بايد چگونه باشد؟
:: Urryجان اوري معتقد است توريسم دنبال زرق و برق است . اما مك كانل مي گويد چشم توريست به دنبال قدمت و تاريخ است. بنابر اين ارتقاي محل توريستي در صنعت توريسم يعني تاريخي كردن محل . لذا نقاط توريستي بايد كوچك باشند : شهرهاي بزرگ نمي توانند ( بجز موزه ها ) جذاب باشند . چرا؟ مك كانل مي گويد ( بر اساس تقسيم بندي تونيس : اجتماع و جامعه ) شهرهاي بزرگ معمولي اند ، زندگي روزمره دارند، گرانند، جنگل وارند ، روابط غير شخصي دارند ، كثيف اند، غير دوستانه اند.
:: اما اين تفكيك گزلشافت و گمنشافت ( اجتماع و جامعه تونيس ) براي چيست ؟ مك كانل مي گويد مردم در دنياي جديد فكر مي كنند تحت تسلط بوركراسي و سازمانهاي پيچيده زندگي شان كم عمق و سطحي شده و سنديت Authenticity ندارد ، مردم تنها مانده اند ، لذا مي روند تا دنبال واقعيت ها بگردند ، دنبال حس واقعيت دزديده شده از خود هستند ، لذا مي روند ان را در جاي ديگر جستجو كنند و بدين سان پديد مي آيد. پس چون جامعه بوركراتيك است لذا تجربه غير اصيل دارد. توريست جائي مي رود كه معناي واقعيت است.
:: مك كانل براي تقويت استدلال خود از مفهوم گافمن استفاده مي كند: يعني اينكه ما در اجرا با سه نقشه روبرو هستيم :
1. كساني كه اجرا گرند و اجرا مي كنند (بازيگران)
2. كساني كه اجراي براي آنهاست (تماشاگر )
3. كساني كه نه اجرا مي كنند و نه مشاهده
4. اما بازيگرها در عقب و پشت صحنه هستند ، تماشاگر تنها در جلوست
:: گافمن مي گويد اگر ويژگي هر آنچه در پشت صحنه است جلو بيايد اعتبار نمايش از بين مي رود ( در آشپزخانه رستوران ها ، و حتي در برخي انديشه هاي به نظر منظم روشنفكران ، … ) نيز اين چنين است. بنابر اين جلوي صحنه front stage ظاهر appearance
و پشت صحنه back stage واقعيت reality است. گردش گرهاي واقعي sightseers مي خواهند همه واقعيت را ببيند، واقعيت زندگي را
:: توريست ها تنها در پي ديدن جلوي صحنه هستند ، اما مسافر واقعي واقعيت زندگي را بومي مي خواهند.
:: توريست ها تنها شبه رخداد ها pseudo _ events را مي خواهند
:: بايد بين مسافر traveler و گردشگر tourist تمايز قائل شد
:: مسافر فكر مي كند چيزي از او مخفي شده لذا گرايش به ديدن پشت صحنه دارد: واقعيت واقعي realreality
:: مسافر يا سياح فكرمي كند جسدي درجائي دفن شده كه به او نشان نمي دهند وآنچه مي بيندظاهر قضيه است
:: حالا توريست ها نيز به دنبال همان سنديت ها هستند
:: مي خواهند با بو مي ها ديدار كنند.
:: مك كانل MacCannell مدل 6 مرحله اي را ارائه مي دهد يعني
1. منطقه علني يا جلوي صحنه گافمن كه البته توريست مي خواهد فراتر رود
2. منطقه علني توريستي كه دكور شده حاوي برخي عناصر پشت صحنه ( رستوراني با ماهي بزرگ حلق آويز يا گوشت چرخ كردن در جلوي چشم ) همه آرايش صحنه هستند
3. جلوي صحنه كه كاملا طراحي شده كه پشت صحنه باشد ( تورها به منطق روستايي . راهنما اطلاع مي دهد بومي نماها آماده مي شوند
4. پشت صحنه براي خارجي ها باز است
5. پشت صحنه باز است اما بازسازي و تميز شده (تورست ها كه مي روند ديگر مثلا با ادب نيستند )
6. منطقه پشت صحنه : نوعي فضاي اجتماعي كه آگاهي توريست را تحريك مي كند. اگر توريست به ان برسد احساس خوب دارد
اما در انديشه اوري urry چنين ديدي را نمي توان ديد . بجاي آن اوري به نگاه خيره توريست يا شكار لحظه ها نظر دارد.
:: اما چه ويژگيهاي مختلفي بايد در علائم باشد تا امر عادي از خارق العاده متمايز شود و توريسم را وادار كند تا آن را شكاركند.
:: ابژه بايد وجود داشته باشد يا بوجود آيد . منحصر بفرد و يگانه باشد، ديدني و فرهنگي باشد، مانند نقطه اي مقدس و … چيزي كه منحصر و يكي است ، تجربه واقعي بودنش بايد آسان باشد ، بايد طوري باشد كه توريست دوربين را در آورد
1. بايد هر منطقه و نقطه نمونه فرهنگي باشد، روستاي نمونه انگليسي
2. برخي جنبه هاي ناشناس زندگي روزمره در موزه نيز هستند ( موزه وايكينگ ها : كشتي سازي )
3. جنبه هاي معمولي زندگي در برخي پهنه ها غير عادي مي شوند: زندگي كمونيستي
:: انديشه اوري بر نگاه خيره توريست استوار است بر خلاف اصالت و سنديت مك كانل
:: توريست به دنبال علايم است
:: توريست به دنبال چيزي است كه با تجربه روزمره اش فرق كند
:: توريست آنقدر ساده نيست كه فكر كند تجربه سنديت و واقعيت امري ممكن است
:: توريست فرارمي كند تاهمه چيزرااز درون علائم ببيند: درپاريس هرتوريست رمانتيك فرا زمان را نشان مي دهد
:: توريست خيره بر علائم است
:: توريست از علائم عكس مي گيرد
اهميت توريسم در سياست گذاري فرهنگي
در سياستهاي فرهنگي باتيد به چه چيز اهميت داد : مهمانان يا مقيمان . آيا بايد كار روي اجتماع باشد كه مورد توجه مردم بومي است و گردشگران و بازديدكنندگان بين المللي بسويش نمي آيند
:: دشواري گزينش در اين دو راهي از حيطه بازسازي شهرها و سرمايه گذاري فراتر مي رود و به جريان اصلي سياست فرهنگي مي رسد، زيرا معرف مباحث و مجادلات حادي درباره فرهنگ سطح بالا و فرهنگ عامه است.
:: اهميت توريسم فرهنگي به چه دلاليلي است ؟ به دلايل اقتصادي يا اجتماعي يا هر دو
چرا در برخي مناطق پرجمعيت اروپا مانند ونيز و منطقه درياچه اي انگلستان ، سياست جاري مبتني بر كاستن از تعداد توريست ها است ، نه افزايش آنان .چرا؟ حتي افزايش سريع توريسم در شهرهائي مانند پراگ و تالين تاثيرات شديدي بر فرهنگ محلي و جامعه گذاشته است.
:: با توجه به ارزش توريسم ، هميشه اين گرايش و وسوسه به چشم مي خورد كه فرهنگ بومي را چنان مديريت كنيم تا نيازهاي توريست ها - يا آنچه تلقي ما از نيازهاي آن هاست - برآورده شود.
:: بومي ها اين گرايش را به زيان خود مي بينند و در نتيجه اين امر به حسن روابط بوميان و مهمانان لطمه مي زند و در بلند مدت ، قابل دوام نخواهد بود. اين مسايل سبب شده تا مفهوم گردشگري مسئولانه مطرح گردد.
:: توريسم فرهنگي عبارتست از هنر همزيستي در بستر فرهنگي ديگر
:: اما بيشتر توريست ها جذب شيوه هاي زندگي جاري در گردشگاه ها مي شوند . يعني مي خواهند به جاهايي بروند كه بوميان مي روند و از غذا و تفريحاتي استفاده كنند كه بخشي از تشخص ،ميراث و فرهنگ آن مكان ها است.
:: يك سياست حساس فرهنگي براي ارئه خدمات استاندارد مورد انتظار توريست ها با توسعه وسايل در مشاركت با نيازها و منافع محلي راه هايي مي يابد. پروژه هايي كه كيفيت زندگي بوميان و توريست ها را بالا مي برد بايد بخشي از سياست محلي و راهبردي توسعه باشد، چنانكه در شهرهاي اروپاي شمالي همگان از بهبود محيط منتفع شده اند و جاذبه هاي توريستي نويني پي ريزي شده است . دخالت هائي مانند فعاليت هاي رفتگري ، نصب علائم ، نيروي انتظامي بهتر . حمل و نقل و روشنائي ، ايمني اتومبيل ها در پاركينگ ها ، هم براي توريست ها و هم براي بوميان جذاب است.
چگونه مي توان بر اساس نظريه هاي جامعه شناسي محل هاي توريستي درست كرد يا آنها را ارتقاداد؟
در چهار محور مي توان اين كار را انجام داد:
:: خدمات و امكانات = خدمات رفاهي خوب + قدرت پذيرايي از آدم هاي مختلف
:: تاريخ = زيبايي ديروز در خيابانهاي امروز + موزه ها
داستان مي گويند + تصوير طبيعت و تاريخ + تاريخ رنگارنگ
:: طبيعت = هواي سرد ، تعارف گرم + صنايع دستي + تصويري از تاريخ + جاذبه هاي طبيعي
:: فرهنگ = جاذبه هاي ماهيگيري +تعارف گرم و ….
اوقات فراغت و توريسم
اوقات فراغت فعاليتهاي زيادي را در بر مي گيرد. البته بايد توجه داشت كه هر فعاليت فراغتي به نوع تعريف شما از فراغت بر مي گردد. اما معمولا خواندن - ورزش - سينما - پياده روي - تلويزيون - موسيقي - رستوران - بازي با كامپيوتر - ديدار از دوستان - ديدار از محله ها ، انواع ورزشها (پياده روي ، كوه نوردي ، فوتبال ) گردش بيرون شهر ( كوه نوردي ، ييلاقات ، شنا )هنر (سينما ، تئاتر ، كنسرت ) و نيز اوقات فراغت خانگي ( تلويزيون ، كارهاي DIY باغباني و دكوراسيون ، ملاقات دوستان در مسجد و مطالعه ) همه و همه مي توانند فعاليت فراغتي محسوب شود.
بايد توجه داشت كه بر اين اساس مي توان الگوي فراغتي را مشخص كرد. به طور مثال چه گروه ها و چه طبقات به چه نوع فراغتي مي پردازند. مثلا اگر الگوي فراغتي هنري باشد ممكن است گروه هاي بالاي درامدي به كنسرت هاي كلاسيك بروند و طبقات پايين تر به كنسرت هاي پاپ.
گروههاي اجتماعي و اوقات فراغت
همچنين گروههاي مختلف مردم اوقات فراغت را به انواع مختلف مي گذارند:
گروهها را مي توان به دسته هاي زير تقسيم كرد:
1 - گروه سني 2 - نيازهاي خاص 3 - جنسيت 4 - فرهنگ 5 - نوع خانوار 6 - گروه اجتماعي
- اگر نتايج تحقيق نشان دهد كه فاصله اوقات فراغت زياد نيست آيا نمي توان گفت كه جامعه تنوع ندارد؟
گروه سني : شناخت فعاليت هاي مختلف گرو هاي مختلف سني مهم و مفيد است
فرهنگ : منظور ما از فرهنگ سنت ، سليقه ها ، ذائقه ، رفتار و عقايدي كه بر ما تأثير مي گذارند .
نيازهاي خاص : توان مندان نيازهاي خاص دارند - تحقيقات مختلف
انواع مختلف خانوار : افراد با خانواده كم هستند اوقات فراغت ممكن است طوري بگذرانند كه در صورت انفرادينمي گذرانند مرد با زنش ، زوج تازه ازدواج كرده، خانواده با خانواده ديگر

آنچه در زیر می آید متن سخنرانی جناب آقای دکتر قالیباف در جلسه دفاعیه پایان نامه سرکار خانم قراگوزلو در خصوص« بررسی نقش و جایگاه پلیس در مدیدریت بحران شهر تهران ،هنگام بروز بلایای طبیعی با تکیه بر زلزله » است .
رشته جغرافیا و برناه ریزی شهری
استاد راهنما : جناب آقای دکتر قالی باف
استار مشاور :جناب آقای دکتر سید رحیم مشیری
پژوهشگر : زهرا قراگوزلو
سال تحصیلی :84- 83
در ابتدا آقای دکتر قالی باف ضمن تشکر و قدر دانی از زحمات آقای دکتر رحیم مشیری از حضور خود در وقوع بلایا و حوادث طبیعی نظیر زلزله طبس ،رودبار در 30 خردادسال هفتاد یاد نمودند که در ساعات اولیه درصحنه های حوادث حضور داشتند .و در نهایت همه این عوامل باعث گردید تا در حوزه امداد و کمک رسانی در وقوع حوادث طبیعی مطالعات بیشتری داشته باشند .
آیشان ادامه دادند که اشکالات ساختاری سبب ایجاد روابط ناپایدار در کمک رسانی در وقوع حوادث طبیعی است .شاید یکی از این عوامل عدم تعریف ساختارها و نهادهای اجتماعی است .مثلاً عدم تبیین رابطه مشخص میان نهادهایی مثل سازمان مسکن و شهرسازی و شهر داریها و سایر نهادها و سازمانهای ذیربط است .و زمانی که این رابطه تعریف شده نباشد سایر مسائل بالتبع آن پیش خواهد آمد .در خصوص نیروی پلیس هم باید اینطور اضافه نمود که وظیفه مستقیم پلیس ،امداد و نجات نیست ،بلکه این امر به خاطر وجود مشکلاتی که در ساختارهای مدیریتی کشور وجود دارد ،جلوه گر می شود .
متن پایان نامه ؛
بلایای طبیعی بخشی از طبیعت محیط زیست ما انسانها می باشد و انسان با تمام پیشرفت و توانایی خویش قادر به جلوگیری از بروز آنها نبوده است .به دلیل قرار داشتن کشورمان ایران بر روی کمر بند زلزله خیز آلپ-هیمالیا ،زلزله اصلی ترین بلای است که هر چند یک بار نقطه ای از کشورمان را در معرض آسیب وبحران قرار می دهد و عدم توانایی پیش بینی زمان وقوع آن بزرگی و فشردگی شهر های واقع بر روی گسلها و تراکم جمعیت ساکن در آنها آسیب پذیری جامعه کشور را جدی می سازد .مدیریت بحران مصداق مقابله برخورد و مهار علمی و سیتماتیک بلایا و اثرات آن می باشد ،که با استفاده از تجارب سایر کشور ها و توجه به مدیریت بحران عامل نیل به بالاترین سطح برنامه ریزی و تهیه یک طرح جامع مدیریت بحران با توجه به ویژگی های منحصر به فرد ساختاری و غیر ساختاری ایران به کار می رود .
نیروی انتطامی به عنوان یکی از سازمانهای مهم درگیر در مدیریت بحران و عامل کنترل برقراری امنیت داخلی می تواند با تکیه بر دیدگاه های علمی ،نقش خود را به خوبی ایفا نموده و جایگاه اصلی خود را در این زمینه به گونه ای که در صورت بروز بحران در کلان شهر تهران به عنوان مرکز سیاسی ، اقتصادی و... کشور ،امنیت این کلان شهر و بالتبع آن کشور را تامین می نماید و از اثرات بحران هر چه بیشتر بکاهد .
با توجه به پژوهش صورت پذیرفته نیازی به نمونه گیری مشاهده نشده و رئوس کتابخانه ای یا اسنادی از نوع توصیفی –تحلیلی اتخاذ گردیده است .با در نظر گرفت میزان آسیب پذیری کشور به ویژه شهر تهران در برابر بلایای طبیعی و بخصوص زلزله و عدم وجود یک سیتم جامع مدیریت بحران در کشور و بالتبع آن در معاونت های درگیر نامشخص بودن وظایف هر سازمان و تداخل کاری بین آنها همه و همه موجبات دوری از جایگاه نقش حقیقی هر کدام از سازمان های درگیر در مدیریت بحران در سطوح مختلف آن را با توجه به تجربیات گذشته فراهم ساخته ،اقدامات این سازمان ها را به چالش کشانده و بحث خلاء های قانونی و اجرایی را مطرح می سازد و اهمیت نقش نیروی انتظامی به جهت گستردگی و رابطه تنگاتنگ آن با دولت و ملت این مهم را دو چندان می سازد.
جلسه دفاعیه فوق در ساعت 17 خاتمه یافت و بر اساس نظر هیات داوری به این پژوهش رتبه ممتاز تعلق گرفت .
انجمن جامعه شناسی ایران
گروه جامعه شناسی دین
برگزار می کند :
از سلسله جلسات مبحث جامعه شناسی دین که اولین جلسه آن بعد از تعطیلات تابستانی و با شروع سال تحصیلی دانشگاه ها با عنوان جامعه شناسی دینی با سخنرانی عمادالدین باقی چهارشنبه 13 مهر 1384 ساعت 30: 16 در محل انجمن جامعه شناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ( زیر پل گیشا ) برپا می شود.
ماينوفسكي در لهستان متولد شد و از عرصه علوم فيزيكي وارد حوزه مردم شناسي شد . او درجه دكتراي خود را در
رياضيات وفيزيك از دانشگاه لهستان دريافت كرد و سپس با مطالعه كتاب " شاخه زرين " فريزر چنان به انسان شناسي علاقه مند شد كه علوم طبيعي را فراموش نمود و براي تحصيل انسان شناسي به انگلستان رفت. به اين ترتيب او دومين دكتراي خود را در رشته انسان شناسي از دانشگاه لندن دريافت كرد و براي تداوم تحقيقات مردم نگارانه خود به جزاير " تروبرياند " مسافرت نمود و اكثر سال هاي جنگ جهاني رادر آنجا به سر برد.
مالينووسكي در حين اقامتش در ترو برياند روش شناسي ميداني را به شكل تخصصي گسترش داد.در واقع اين مالينووسكي بود كه مفهوم مشاهده مشاركتي را رواج داد. او معتقد بود براي شناخت جوامع ديگر بايد در شيوه زندگي آنها عميق شد و حتي الامكان در امور ممكن و مناسب شركت كرد و تعامل و رفتار اعضاي آن جامعه را به دقت مشاهده نمود.
به علاوه از اين نگره استفاده از زبان بومي بسيار مهم بوده و اقامت موقتي در ميان جوامع ديگر، حداقل به مدت يكسال يعني تا هنگام درك مفاهيم متنوع فعاليت هاي انساني ضرورت مي يافت. به هر حال مالينووسكي دريافت هاي خود را از جزاير تروبرياند به مدت دو دهه ، شالوده نشر آثارش قرار داد و مكررا بهنقد ابعاد اين رهيافت هاي اجتماعي دست زد.
البته با مطالعه تحقيقات مالينووسكي نمي توان همبستگي جامعه تروبرياند را در مدتي كوتاه درك كرد ، چرا كه رسوم، نهادها يا خصايصي عجيب ، وظايف و كاركردهاي معيني را در متن نظام فرهنگي اين جامعه برعهده دارند. لذا از اين لحاظ هيچ پديده اي فاقد كاركرد نبوده و اصولا خصايص فرهنگي بدون كاركرد ممكن نيست به بقا ادامه دهند.
مالينووسكي هدف كاركرد فرهنگي را در ارضاي سوائق و نيازهاي ا ساسي اعضاي جامعه مي ديد ، زيرا گمان داشت نهاد ها در واكنش به نيازها پديد آمده اند. او به تعريف نيازهاي اوليه – مبتني بر الزامات حياتي _ پرداخت و آنها را در قوالب زيستي ، رواني و اجتماعي طبقه بندي كرد. به نظر وي همه انسانها براي ادامه بقاء ناچار به تغذيه اند و بايد نيازهايشان را مرتفع سازند و همراه با گروه هاي اجتماعي با هدف توليد مجددو اعتلاي وضعيت اعضاي جامعه به كار بپردازند. مالينووسكي بر پايه ترسيم نيازهاي اوليه نشان داد نيازهاي مشتق يا ثانوي بر حسب نيرو و تمايلات نيازهاي اوليه رخ مي دهند.مثلا اگر چه همه انسانها غذا مي خورند، اما آنچه آنها مي خورند به لحاظ فرهنگي مشروط است و هر جامعه با تحريم هاي خاص غذايي مواجه است . به اين ترتيب واضح است كه انسانها به نيازهاي اوليه در قالب مكانيزم هاي فرهنگي گروه پاسخ مي دهند، اما ساير حيوانات در تداوم بقاء تابع غرايز خاص خود هستند. بدينسان مالينووسكي تاكيد كرد همه خصايص و نهادها با نظام فرهنگي همبسته است و بر خلاف نظر مغشوش " لويي برول " درباره اجزاء و قسمت هاي اجتماعي ، نظم و سازمان هاي آن در بطن نظام فرهنگي جامعه پي ريزي شده است.
مالينووسكي در ديگر آثار خويش به تنظيم داده هاي مردم نگارانه بر بنيان چارچوبي نظري همت گماشت.او در كتاب مشهور " بوميان غرب اقيانوس آرام " كه در سال 1922 تحرير كرد ، نشان داد نهاد بازار برحسب نظام مبادله اقتصادي كولا در جوامع بومي نيازهاي اوليه را تامين مي كند.او در مطالعه جامعه هرگونه تبيين تاريخي را كنار نهاد و در مخالفت با مكتب " بوئا س " *تاكيد كرد اين ديدگاه تنها به تشريح اشكال وجودي و گسترش نظام هاي جوامع بدوي مي پردازد و از تحليل كاركردي آنها ناتوان است.
مالينووسكي نهاد را به عنوان گروهي از مردم كه در راستاي تحقق هدفي مشترك نيل مي كنند، تعريف كرد.وي عقيده داشت خانواده نهاد بنيادين جامعه است و از همين رو در نتيجه علاقه به بررسي خانواده و مسائل روان شناسي به نظريه فرويد توجه نمود. او در سال 1927 در كتاب " غريزه جنسي و سركوب آن در جوا مع بدوي " نتيجه گرفت مفهوم كلاسيك عقده اديپ در جزاير مادر سالاري تروبرياند مصداق ندارد و اين عقده چنان كه فرويد تاكيد مي كند جهاني نيست. مالينووسكي سپس دين را به لحاظ كاركردي و به مثابه واكنشي به نياز بقاء ، تقدس بخشي به هنجار فرهنگي ، آسودگي خيال در هنگام فشارها و تبيين امور فاقد توجيه فرهنگي تعريف كرد.
انتقاد عمده مالينووسكي از نظر تطورگرايي كلاسيك غالبا عليه مفهوم بقاي "تيلور"** بود، زيرا نظريه" تيلور" كمتر ابعاد كاركردي جامعه را در بر گرفت و در واقع به نظر او هيچ جنبه فرهنگي فاقد كاركرد نمي نمود.ضمنا مالينووسكي با تحقيق تطور گرايانه براي يافتن مباني و بازسازي تاريخ مخالفت مي كرد و اينگونه تحقيقات را نارسا مي يافت ، زيرا سوال اساسي اين بود كه ابعاد فرهنگ چگونه عمل مي كند و نه اينكه اشكال گذشته آنها چطور بوده است ؟ همچنين او شديدا موافق نظزيه " بوئا س " راجع به وجه قياسي چهار چوب انسان شناسي قرن نوزدهم و ضرورت مطالعات ميداني منظم و گسترده بود.
پي نوشت:
*فرانس بوئاس (1858-1942)انسان شناس آلماني.
**ادوارد بارنت تيلور(1832-1912)انسان شناس
منبع:
نظريع هاي مردم شناسي-مروين گاربانينو-ترجمه: عباس محمدي اصل-1377-انتشارات آواي نور
محسن مباهي-8/7/1384
هشتم شهریور سالروز تولد مولانا
هشتم شهریور ماه ، سالروز تولد مولانا همزمان در سه کشور ایران ، افغانستان و آمریکا جشن گرفته می شود.
همایش بزرگداشت مولانا جلال الدین در سالروز تولد او ، هشتم مهر ماه ، به همت خانه مولانا در شهرهای تهران ، نیویورک و بلخ برگزار می شود و در ان ، نمایندگان فرهنگی کشورهایی که دارای میراث مشترکی با ایران هستند ، شرکت خواهند کد.
در این همایش با موضوع " عرفان در آینده جهان " ، نمایندگانی از کشورهای ترکیه ، افغانستان ، هند ، تاجیکستان ؛، ازبکستان و پاکستان در هر سه شهر برگزارکننده حضور خاهند داشت و درباره شخصیت عرفانی مولانا صحبت خواهند کرد سخنرانان همایش تهران ، استادانی از دانشگاه های تهران ، علامه طباطبایی ، الزهرا ، شهید بهشتی ، پژوهشکده امام خمینی ، انجمن حکمت و فلسفه ، انجمن خوشنویسان ، انجمن شعر و ادب ایران ، انجمن مفاخر ایران و سایر انجمن های ادبی و فرهنگی کشور در این همایش شرکت می کنند .
علاقه مندان میتوانند با مراجعه به بخش فارسی سایت اینترنتی « خانه مولانا » به نشانی http://www.maulanahouse.ir برای شرکت در این همایش ثبت نام کنند.

مجموعه حاضر ، تلاشي در جهت ارزيابي مفهوم امنيت بين الملل و جايگاه آن در نظريه و عمل روابط بين الملل است. فصل نخست با عنوان امنيت در جهان آشوب زده نوشته جيمزروزنا استاد سر شناس روابط بين الملل در دانشگاه جورج واشنگتن واز بنيانگذاران گرايش روش شناختي رفتارگرايي در اين رشته است.روزنا در اين فصل ......
--------------------------------------------------------------------------------
نام كتاب : ارزيابي هاي انتقادي در زمينه امنيت بين الملل
نویسنده: جیمز رونا
مترجم : علی رضا طیب
انتشارات : نی
نوبت چاپ اول : بهار 1380
آنچه تجربه و تاریخ به ما می آموزد
این است که مردم و حکومتها
هیچگاه از تاریخ درس نمی گیرند .
« هگل »
مقدمه
امنیت مقوله ایی است حساس و شکننده که اگر در جامعه صحیح و کاربردی تبیین نشود دارای تبعات خطرناک همچون بی تفاوتی و ضد رفتار حاکمیت در میان سطوح قشرهای جامعه پدیدار می شود . باید به بررسی این امر پرداخت که چرا عدم امنیت در جامعه رخ می دهد و دلایل این عدم امنیت چه می باشد ؟ آیا این عدم امنیت داخلی است یا خارج از مرزها ؟
اگر با نگاه توهم توطئه به عدم امنیت نگاه شود ای بی امنیتی در جامعه براساس برنامه ریزی خارجی هاست و زعمای جامعه در تلاش بقراری امنیت هستند این مستکبرین از خدا بی خبر نشسته اند پول خرج می کنند که امنیت اجتماع ما را به هم بزنند .
ولی در نگاه واقع بینانه که به صورت نسبی ضد نظریه توهم توطئه است اعتقاد بر این دارد که ضعف در امنیت معلول علتهای دیگری است نه امنیت علت نابسمانی ها در جامعه است واین ضعف امنیتی به صورت روساختار بیشتر به عملکرد حاکمان جامعه بر می گردد « لازم به تذکر است که دفاع ما از امنیت و فضای امنیتی با روش دموکراتیک که در جامعه باز اجرا می شود »
"باید این نکته را اشاره کرد که امنیت کامل جز برای اموات ، برای هیچ کس حاصل نمی شود . همیشه وجه نسبی و فقط بهینه ایی از امنیت همیشه مورد توجه است که آن هم بر حسب شرایط عینی و ذهنی متفاوت است "( مجموعه سخنرانی های امنیت عمومی و.... [1380 ] ص 261)
عدم حق و باطل در آژانس شیشه ایی
آژانس شیشه ایی یکی از معدود فیلم های ایرانی موفق پیرامون بعد از جنگ که هم خوش ساخت و دارای مفهوم بالایی می باشد و مفهوم امنیت و عدم امنیت در جامعه را در جای کوچک شهردر آژانس هواپیمایی به نمایش می گذارد با افرادی که در جامعه سیاسی خودی هستند و برای این جامعه جان و عمر خود را فدا کردند. در این فیلم به صورت والایی مفهوم امنیت و عدم امنیت در جامعه را به زیبایی به رخ می کشد ما در این فیلم هیچگاه نمی توانیم شخصیت منفی ( badman ) فیلم را پیدا کنیم .
اگربا نگاه ارزشی به یکی از طرفین دعوا آژانس داشته باشیم از یک طرف حاج کاظم ( پرویز پرستویی ) اعتقاد دارد که تمنیت ما در گرو سلامتی و رسیدگی امثال عباسهاست که حتی باید برای رسیدگی به امثال این افراد اگر حکومت توجه نکد ما زخم چشیده ها باید دست بکار شویم حتی اگر کار به اسلحه کشی و خشونت برسد حاج کاظم برای توجیه کار خود می گوید " جگرم سوخت شیشه شکست ، مامور اووردن اسلحه اش به دستم چسبید .... " ( تمام تاکیدات در متن بر اساس دیالگوهای فیلم آژانس شیشه ایی است ) . در طرف دیگر قضیه سلحشور ( رضاکیانیان ) معتقد است که امنیت ملی در گرو ثبات و آرامش و برنامه ریزی نسل جدید برای آینده شان است و باید برای در خواستهای خود به قانون توسل می جست نه خشونت . نه اینکه تگر کسی حرفش به جایی نرسید باید اسله دتس بگیرد و امنیت جامعه و در کل امنیت ملی را تهدید کند " اگر اسلحه نباشه کسی به حرف تو ( حاج کاظم ) گوش نمی ده " یا در جایی دیگر سلحشور می گوید " ( آیا ) شهید دادیم که امثال کاظم ها قلدر شوند و هرکاری بکنند. "
این دوگانگی را ما به صورت کوتاه آوردیم و هیچ گاه نمی توان به یکی از جناح های دعوا حق داد که حق طرف مقابل را ضایع کردیم.
عدالت و امنیت
" منتسکیو در کتاب _ علل زوال و انحطاط رومیان _ می گوید : یکی از عوامل زوال امپراطوری امپراطوری رم را راحت طلبی و ثروت اندوزی و فقدان دشمن و کاهش حس وطن پرستی رومیان ذکر کرده است " ( همان ص 262 )حاتمی کیا در فیلم خود همین مبحث پروت اندوزی و حس وطن پرستی ( که قسمتی از وطن پرستی ما دفاع مقدس و جنگ ماست حلال خارج از هر نسئله ای باید بالید که یک وجب از خاک ما به دشمن داده نشد و با رشادتهای فرزندان ایران زمین در تاریخ سربلند هستیم ) که رگهای غیرت ما در حال خشک شدن است و اگر به امثال عباسها رسیدگی نشود که نوعی بی عدالتی در جامعه است باعث عدم امنیت که نمونه آنرا در آژانس مواجه شویم .
آژانس شیشه ایی و هشدار روحیه آنارشیستی
به نظر من حاتمی کیا نمی خواهد مروج روحیه آنارشیستی باشد بلکه مخواهد هشدار دهد که اگر به این سربازان فداکار که برای این مرزو بوم جان عمر و سلامتی خود را فدای وطن کردند توجه نشود ممکن همین حافظان دیروز امنیت خود سلب کنندگان امنیت امروز باشند . نمونه بارز این را در فیلم های از کرخه تا راین ، آژانس شیشه ایی ، روبان قرمز ، موج مرده ، ارتفاع پست مشاهد می نکیم .
نگاه حاتمی کیا نگاهی مصلحانه و آسیب شناسانه می باشد. او این هشدار می دهد ممکن است روزی این قهرمانان فیلم واقعی بشوند و این هشدار را به زعمای حکومت می دهد که در کل بی عدالتی جز بی امنیتی ارمغانی نمی آورد
آنارشیسم و امنیت
نباید ما درمفهوم آنارشیسم در دام عوام گرایی بیفتیم زیرا عوام اعتقاد دارند هرکس اقتدار را انکار کند و با آن بر سر ستیز برخیزد آنارشیست است . این نگاه اغوا کننده که معتقد است آنارشیسم مساوی با هرج و مرج طلبی است و این بدفهمی از آنارشیسم است .
آنارشیسم با Government یا سازمان اداره کننده مخالفتی تدارد بلکه با State نومعی حکم واجبار نهفنهفته ناسازگار است می توان گفت آنارشیسم ضدیت اساسی آن با حکم است نه نظم اداره . بعضی از کمونیستها و سوسیالیستها که ادعا بر جامعه بدون طبقه و حکومت می کردند ولی در تعریف نظم و اداره جدیدی کوشش می کردند ، نوعی دنبال نظم می گشتند . مخالفت آنارشیستها با نهاد حکومت نیست بلکه با نهادهای مذهبی و سازمانی دارای تمرکز و نیروی آنریت یا منع کنندگی نسبت به اعضای هم مربوط می شود .
ما در این فیلم می بینیم که حاج کاظم ممکن است به سازمانهای و حکومت نقد جدی دارد ولی خواهان این است که با نظم جدیدی تعریف کند می گوید " اگر امنیت شما را BBC تعیین می کند امنیت ما را دفاع از این عباسها است و اگر اینطور نیست هر کس به قبله خویش " با این بیان حاج کاظم تعریف خود را از امنیت بیان می دارد ویا در جایی دیگر ما شاهد هستیم که در آخرهای فیلم کارگرهای شهرداری یا ماموران امنیتی اطلاعاتی در حال خط کشی خیابان هستند یعنی نماد نظم دهی به جامعه می باشند ولی حاج کاظم وقتی از آژانس با عباس خارج می شود هیچ توجهی به خط کشی های جدید و خشک نشده خیابان نمی کند پا روی این خط و خطوط می گذارد به معنای این است که طرفداران فکری حاج کاظم که در جامعه معلوم هستند هیچ خط و خطوط سیاسی را قبول ندارند یعنی نظم و انضباط را نمپذیرند ( زیرا تقصیر حاج کاظم نیست زیرا جنگیدن با آقا غوله آدابی داره که این سربازها با آن خو کرده بودند و با آداب مدنیت و ثبات سیاسی در تضاد است ) وبه این معناست که حاج کاظم با لگد کردن این خطوط نظم انضباط جدید تعریف شده دهه 70 و 80 که دهه ثبات است قبول ندارد.
فی الواقع می توان گفت که عمل آنارشیست ها برای جامعه بدون حکومت دو شیوه را اجرا می کنند عده ای خواهان روش های مسالمت آمیز و گفتگو هستند .و گروهی دیگر که طرفداران زیادی خواهان خشونت ورزی به رغم در اقلیت بودن چون با این روش بیشترین توجه را به خود جلب می کنند.
پاره ای از اندیشمندان نظیر ژان بدن عصیان دولتی را که به جان مردم صدمه بزند جایز می دانند . از این اصل می توان استنتاج کرد که عصیان علیه دواتی که از تامین امنیت جانی مردم ناتوان باشد نیز جایز است . ( همان ص 282 )
حاج کاظم اعتقاد داشت که حکومت نتوانسته شهروندان خود خدمات اجتماهعی و روانی بدهد بخصوص آنهایی که برای امنیت و آرامش این جامعه جان خود را فدا کردند می توان عصیان کرد .
ناهماهنگی نظام سیاسی از دوعامل نشات می گیرد یکی ضعف مدیریت که عمدتا مربوط به کشورعای جهان سوم می شود و دیگر ندابیر ضد ونقیضی که برای جلوگیری از تمرکز قدرت اندیشیده می شود . برای مثال نظامهایی که دارای دو رئیس هستند معمولا شاهد نوعی تعارض و کشمکش بین روسا بوده و به قول امروزی ها حاکمیت دوگانه پدید می آید .
حکومتها همچون گلدانی هستند که روی یک میزی قرار دارند . اگر میز شکسته باشد هیچ امنیتی برای گلدان وجود ندارد . برای ثبات گلدان باید ابتدا به تحکیم پایه های میز که همان جامعه باشد پرداخت ( همان ص 282 )
نتیجه گیری
باید اعتراف کرد که دیگر دوره کاظم ها سر آمده است و نسل جدید باید رنگ وبوی امروزی بگیرد ولی نیاید فراموش کرد که
این امنیت و آرامش نسبی خود را مدیون عباس ها و کاظم ها هستیم وناسپاسی نسبت به نمادهای پر افتخار جنگ باعث این می شود که این امنیت و آسایش شکننده از بین برود . وبه قول معروف کفر نعمت باعث از بین رفتن نعمت می شود . که الهی آن روز نیاید . نباید مقوله تلریخی و پر افتخار جنگ را وارد مقولات سطحی سیاسی و جناحی کرد . به امید آنروزی که که صلح پایدار در جهان حکمفرما شود . به قول منسکیو " صلح نخستین قانون طبیعت و امنیت مهمترین اصل حکومت است .
من در این مقاله هیچگاه قصد نداشتم که کسی به عباس ها و کاظمها و آن طرف سلحشور ها حق بدهد بلکه در خواست دارم حداقل آنها را بفهمیم و اگر نمی خواهیم احترام بگذاریم بی احترامی و ناسپاسی نکنیم .
منابع استفاده شده :
1- قادری ، حاتم / اندیشه های سیاسی در قرن بیستم / انتشارات سمت / چاپ سوم 1381 / ( فصل اول : آنارشیسم از ص 5 تا ص 17 )
2- مجموعه سخنرانیها و مقولات ارائه شده در همایش " امنیت عمومی و وحدت ملی " / معاونت امنیتی و انتظامی وزارت کشور و دفتر مطالعات و تحقیقات امنیتی / 1380 چاپ اول .
3- فیلم آژانس شیشه ایی ساخته ابراهیم حاتمی کیا / 1376
پرده اول :
با اینکه چشمها باز هستند ، اما چیزی دیده نمی شوند، احتمالا نیمه شب است و تماشاچی پس از دیدن یک کابوس وحشت ناک از خواب پریده است ، در نتیجه پرده بسته می شود.
پرده دوم:
چشمها باز میشود ، دست راست به شدت بر روی ساعتی که در حال زجه زدن است فرود می آید.
پرده سوم :
- ببخشید آقا ... آخر صف کجاست ؟
- فرقی نمی کنه [ و با ملچ ملوچ به جویدن آدامسش ادامه می دهد ]
پرده چهارم:
[درب های اتوبوس باز میشود جمعیت با هم به طرف اتوبوس هجوم می برند]
- آهای مرتیکه الدنگ دو ساعت ما توی صف هستیم ها ...
- گ ... زیادی ... من توی صف بودم
پرده پنجم :
- هو آقا ... با شوما (شما) هستم ...
- با بنده بودید ؟
- بعله خود شو ما ، کارتت رو نیشون بده بینم ...
- بفرمایید ... شما تازه در اینجا مشغول به کار شده اید
- آره ... در ضمن از این به بعد همین جوری سرت رو نمی ندازی پایین بری تو ...
- چشم
پرده ششم:
- سلام آقای ع زاده
- ...
- بنده ارزی داشتم خدمت شما ...
- ...
- جسارتن بنده در حال حاضر پول کافی برای ثبت نام ندارم ، امکانش هست که لطف بفرمایید و با تقسیط شهریه بنده موافقت بفرمایید ؟
- ...
پرده هفتم :
- آقا آب معدنی کوچک 200 تومان است چرا شما می فروشید 250 تومان ؟
- داداش با من جر و بحث نکن نمی خوای برو از شیر آب بخور ،وبا بگیر
پرده هشتم :
- بله دانشجویان عزیز ، این کتاب تالیف خود بنده است و بسیار کتاب جامع و کاملیست ، این کتاب را به عنوان منبع درس تاریخ تمدن خریداری بفرمایید ، هم ارزان است ، هم پر بار و هم همه جا یافت می شود ... [شناسنامه کتاب : اصول و مبانی جامعه شناسی – تالیف د . م ه ف ل – چاپ اول 1362 تیراژ 999 ]
پرده نهم :
[از پشت تلفن]
- آقای قلام رضا ه پور شما را به خدا پول من را بدهید ، باور بفرمایید بنده پول ثبت نام ترم جدید دانشگاه هم را ندارم ، مگر بنده چه بدیی در حق حضرت عالی روا داشته ام که اینگونه بدور از موازین حقوق بشر با اینجانب رفتار می فرمایید ؟!
- نوکرت هم هستم ولی جون داداش دستم تنگه ایشالا ه بهت می دم ...
- آخر کی ؟!
پرده دهم :
- آقا فال نمی خری ؟
- [حضرت حافظ از داخل شاخ نبات] – جهان پیرییست بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
پرده یازدهم:
[جمعیت زیاد 10 الی 20 عدد راننده محترم اتوبوس خط واحد – شهرک غرب بالاتر از میدان صنعت ، ایستگاه اتوبوس متروی شریف ]
- آقا بنده مگه چه گفتم ؟ فقط عرض کردم چرا اینقدر مردم را علّاف می فرمایید آخر چرا به بنده فهش خ ... و م ... می دهید ؟
[ریس خط محترم ]
- تو خیلی بی جا کردی ... ولم کن می خوام خر خرش رو بجوم مرتیکه ... رو ، آخه ... من که از تو بزرگترهاش رو هم ... حساب نمی کنم
- [یک راننده زحمت کش در حالی که مرتب با کف دست راست بر روی سینه مردک اعتراض کننده می کوبد]
- تو اگر آدم ... نباشی نمی آیی اعتراض کنی
[ یک پیر مرد ]
- آقا ولش کنید بنده خدا را ، مگر چه گفت ...
- [یک راننده رحمت کش دیگر در حالی که یقه پیرمرد را با مشت نوازش می کند ]
- تو دخالت نکن پیری
ادامه پرده یازدهم ...
[ از پشت گوشی تلفن همراه ]
- فوریت های پلیسی 110 بفرمایید
[من با هیجان و تپش قلب]
- آقا ترو خدا این چه وضعیه ... چند راننده و ریس خطشان اینجا دارن به یک نفر همش فش خ و م می دهند ...
[یک خانم الکترونیکی از پشت تلفن همراه]
- اعتبار سیم کارت اعتباری شما به پایان رسید ، لطفاً برای شارژِ سیم کارت اعتباری خود ...
پرده دوازدهم :
[زیر نویس تلویزیون : دکتر م م ه ط ، دکترای برسی مسائل اجتماعی ]
- همان طوری که گفتم در غرب برای انسان ارزشی قائل نیستند ، ولی خوشبختانه در اینجا اینطوری نیست و کرامت انسانی ...
ادامه پرده دوازدهم
[اخبار یک کانال ... که از یک محل معلو م الحال ساپرت می شود ]
- امروز گروهک تروریستی الغاعده که یک سازمان تروریستی اسلامی است مسئولیت انفجارهای اخیر ....
پرده سیزدهم :
[ ع س آنگیل از پشت تلفن :]
- برای چاپ کتابم به هر انتشاراتی مراجعه می کنم می گوینده باید خودت پول چاپ کتاب را بدهی
پرده چهاردهم :
با اینکه چشمها باز هستند ، اما چیزی دیده نمی شوند، احتمالا نیمه شب است و تماشاچی پس از دیدن یک کابوس وحشت ناک از خواب پریده است ، در نتیجه پرده بسته می شود.
پرده پانزدهم :
برای اثبات باطل بودن تسلسل علل پرده بار دیگر باز نمی شود ، لطفاً سوال نفرمایید .
اسب سواری ، مرد افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست. مرد سوار، دلش به حال او رحم آمد ، از اسب پیاده شد و او را بر اسب نشانید تا او را با مقصدش برساند.
نازی شهرکی:
خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم ولی متاسفم که دیر شد . امید وارم به کار زیبایتان ادامه دهید .
نسیم میخوش :
با سلام من دانشجوي سال دوم هستم ودر مورد ecs در حال تحقيق هستم خواهشمند به همكاري مي باشم
[دوستانی که می توانند به ایشان کمک کنند مطالب خود را به این آدرس ایمیل نمایند : na30mekhosh@yahoo.com
خالد اسماعیل زاده:
از مطالب شما كه در هفته نامه اينترنتي فصل نو منتشر مي گردد استفاده كردم با سپاس و آرزوي همكاري با گروه شما .
عباس تیموری آسیفچی :
خوشحالم كه توانسته ام با ارائه چند مقاله در خدمت شما و مجله باشم.من كماكان در خدمت هستم . و اميدوارم كه با همكاري هم بتوانيم هفته نامه فصل نو را گسترش دهيم.و در هر چه بهتر شدن اين مجله تلاش كنيم.
داشتن چنين هفته نامه اي واقعا نياز بود .در گروه علوم اجتماعي در سطح كشور من جاي خاصي نديدم كه چنين هفته نامه اي به آن اختصاص داده باشند واقعا كار بسيار خوبي را شروع كرده ايد .اميدوارم كه در اين زمينه موفق باشيد.