مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۱۵ مرداد ۱۳۸۴ - سال اول - شماره 4 - 14 صفحه / به مناسبت انتخابات نهم ریاست جمهوری
بودن یا نبودن مسئله این است /  محمد کامبد
موضوع مرتبط :سر مقاله

بودن یا نبودن مسئله این است ، امروز جهان ، جهان هست هاست نه جهان باید ها و امروز دنیا ، دنیای واقعیت هاست نه دنیای آرزوها.

خرداد و تیر ماه 84 روزهای جالب و در عین حال مرموزی در تاریخ بیست و هفت ساله انقالاب و شاید تاریخ سیاسی ایران می باشد و در پایان بازیهای سیاسی و جریانات عجیب اجتماعی ، در روز سوم تیر ماه مردم ایران فردی را برای کرسی ریاست جمهوری برگزیدند که شاید باورش برای هواداران دکتر احمدی نژاد نیز دشوار می نمود.

انتخابی عجیب ، ولی نه روشن!

در این یک ماه و اندی بسیار گفتند از این انتخاب ، بسیار گفتند از وحدت کلمه ملت ایران  و بسیار گقتند از عدالت اجتماعی ولی اگر بخواهیم با دیدگاه جامعه شناختی به انتخاب جدید مردم ایران نظری بافکنیم رد پای سه طیف متفاوت قابل مشاهده می باشد.

1- اصول گرایان گروهی که تا به امروز پیرو بی چون و چرای افکار و بنیادهای اول انقلاب می باشند و این بار گزینه محبوبشان این جوان چهل و نه ساله بود ، شخصی که از گفتارش بوی رادیکالیسم مذهبی و در کردارش شور انقلابی ده شصت کاملا هویدا می باشد .

2- افرادی که اکثراً از روی بی اطلاعی و تعداد معدودی مغرضانه و در پی تخریب شخصیت هاشمی رفسنجانی و نه در طول پانزده روز بلکه در طول هشت سال ، چشم بر روی خدمات سیاسی چند ده او بستند و فقط و فقط برای روی کار نیامدن ایشان به آقای دکتر رای داند ، وانگهی اگر روی سکه آقای هاشمی نبود شاید تقدیر طور دیگری رقم می خورد.

3- گروه عمده هواداران شهردار پیشین تهران جمعیتی نبودند غیر از تشنگان عدالت ، گروهی که بیست و هفت سال سختی های انقلاب ، رنج های جنگ ، نا بسامانی های دوران سازندگی و شعارهای اصلاحات را تحمل کردند ولی دم نزدند اما سوم تیر روز دم زدن نبود ، روز فریاد زدن بود .

و چقدر سخت است در طول چهار سال به تمام نیازهای هوادارانی  که اتفاقا یک دست هم نیستند پاسخی قاطع داد آن هم زیر نگاه موشکافانه افرادی که منتظر یک لغزش کوچک هستند و جقدر عجیب می نماید اگر عدالت اجتماعی را که در طول صد و پنجاه سال در اروپا و آمریکا نسبتاً نهادینه شده است ، در طول چهار سال در چنین کشوری نهادینه کرد.

و اما پیام این هفته نامه برای رئیس جمهور منتخب فقط یک چیز است : کار ، کار ، کار

و اما بگوییم از آن سید بزرگوار

خاتمی عزیز لبخندت ، اشکت ، فریادت ، استقامتت ، سکوتت  و شعورت هیچ وقت از یاد با شعوران این مرز و بوم نخواهد رفت.

رفتی ولی خواهی ماند در ثنای تو همین بس.




زن در دولت اصلاحات و اصول گرا /  زينب زارع مهذبيه
موضوع مرتبط :مقالات

" آزادی یعنی نبودن مانع ،نبودن جبر،نبودن هیچ قیدو بندی در سر راه ،

پس آزادم و می توانم راه کمال خود را طی کنم نه اینکه چون آزادم،به

کمال خود رسیده ام ،پس آزادی یک کمال وسیله ای است نه یک

کمال هدفی "

شهید مطهری

امروزه با زنانی روبرو هستیم که باورها و الگوهای جدیدی را نسبت به نسل گذشته ارائه می دهد زنان و دختران ما به دلیل تحصیلات بالا انگیزه بیشتری برای توسعه و آبادانی کشور و حضور در عرصه های مختلف دارند. تحولات عمیق اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران در کنار شرایط جدید بین المللی کارآمدی مدیریت کشور را منوط به هماهنگی هرچه مناسب تر با این تحولات ساخته است.

در دوره هشت ساله آقای سید محمد خاتمی به زنان اهمیت بیشتری داده شد و تا حدی توانست خلع نابرابری جنسیت را از بین ببرد و زن ایرانی با حضور پر رنگ تر در دولت اصلاحات تلاش خود را در عرصه های مختلف اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی به بکارگرفته و جایگاه شایستگی های خود را تا حدودی یه جهانیان شناساند و مهمترین عاملی که سبب شد زنان در سطح پستهای فنی و تخصصی حضور بیشتری داشته باشند رشد دانش آموختگی زنان در رشته های مختلف فنی و تخصصی بوده است.

بر طبق آمار موجود درصد مدیران شاغل در دستگاه های دولتی به تفکیک جنسی در سالهای 75 تا 80 معادل 63/36 درصد افزایش داشته است و از 726 نفر به 2186 نفر تغییر کرده است و در دستگاه های دولتی وزارت بهداشت و درمان 32/5 درصد و وزارت اقتصاد و دارایی17/77 درصد مدیران زن را به خود اختصاص داده اند که بیشترین درصد مدیران شاغل در دستگاه های دولتی است، اما این روند در پست های سطوح باالا معکوس بوده است.

نکته قابل توجه در رشد فعالیت مدیریت زنان در بخش های غیر دولتی (NGO) است. تعداد سازمان های غیر دولتی زنان در بین سالهای 75 تا 82 معادل 512/53 دصد رشد داشته و از 55 سازمان به 337 سازمان افزایش نشان می دهد لکن هنوز با وجود امکانات و حذف نواقص ، سوسوی از مشکلات و سختی هایی چون اقدام شدن، حاشیه ای شدن و بهره کشی در مورد زنان اعمال می شود .

زن ایرانی در بیشتر زمینه ها ، نسبت به مردان  در وضعیت نا مطلوب تری قرار دارد و از اختیارات کمتری برخوردار است بدین سبب بیشتر کار می کند و کمتر درآمد دارد و در عین حال مسئولیتش  بیشتر است و چون یک فرهنگ عمومی و سنتی ریشه دوانیده ، و مانند یک هنجار در اجزای جامعه مسلط شده است و فقط با یک انقلاب اجتماعی می توان این پارادوکس واقعی را متحول کرده و تمام جنبش اجتماعی زنان صرف آن شده است که، ثابت کند در صورت کسب مهارت و تجربه از مردان چیزی کمتر ندارند و مفهوم فرا دست و فرودست جنسیتی در مدیریت زاییده  نگرش هاست نه واقعیت طبیعی و جنسیتی زنان .

در کل باید گفت فقدان نظریه پردازی و به طبع آن فرهنگ سازی در جامعه سبب شده تا برخی بخش نامه ها و سیاست گزاری ها در زمینه ارتقای توانمند سازی و افزایش فرصت های مدیریتی در بخش های مختلف جامعه بی تاثیر گردد و تحول بنیادی برای فاصله گرفت از باورها و وضعیت سنتی نیازمند تحول ساختاری می باشد  که آموزش ، بهینه سازی و توانمند سازی زنان به منزله یکی ار اقدامات آن می باشد اما این تحول نیازمند اصلاح قوانین ، روابط و مناسبات اداری است.

هدف نهایی زنان توانمندی آنان در مفهوم توسعه است سلامت زندگی و مشارکت در تمامی حوضه های  تصمیم گیری در بخش های عمومی و خصوصی می باشد.

 بدبن ترتیب زنان جا معه امروز ایران انتظار داردند دولت آقای احمدی نژاد توجه ویژه ای به موارد زیر داشته باشد :

-          تعادل جنسیتی در بازار کار

-          دسترسی برابر به فرصت ها

-          تحقق رویکرد عدالت محوری

-          تحول ارزشها  و هنجارهای جامعه

-          اصلاح نهاد ها حکومتی و ....

برای تحقق آرمانهای بالا راه کارهای زیر پیشنهاد می گردد:

-          اصلاح قوانین و مقررات

-          تمرکز بر آموزشهای برابر

-          راه اندازی دوره های علمی و کار بردی برای زنان

-          گسترش بخش خدمات با هدف اشتغال برای زنان

-          حمایت از بخش خدمات و حمایت از بخش غیر رسمی با هدف اشتغال زنان در سطح آموزش پایین تر از دبیرستان و کاربرد روشهای تحلیل جنسیتی در برنامه ریزی کلان

آرزو داریم دولت جدید با ایجاد بستری مناسب برای زنان ایرانی بتواند  آرامش و آسایش را بیش از پیش به ارمغان بیاورد.




روزت مبارک رفیق /  هیوا سعید پور
موضوع مرتبط :رسانه

روزت مبارک رفیق

17 مرداد است ، روز خبرنگار ! ، روز تو ! یک روز مثل همه روزها ی دیگر سال ، در این روز هم آفتاب از شرق طلوع می کند و در غرب غروب می کند، با این تفاوت که تصور می کنم در این روز همه نگاه ها به طرف توست ، فکر می کنی که به خاطر ارائه صحیح و سالم خبرهای مختلف مورد قدر دانی قرار می گیری ، با این تفاوت که فکر می کنی در این روز آفتاب به خاطر دیدن تو طلوع می کند و خسته از رنجهایت چشم فرو می بندد ، با این تفاوت که در این روز بر خلاف انتظارت آن گونه که شایسته است مورد قدر دانی قرار نمی گیری ، آخر مردم فکر می کنند که تو همه حرف هایشان را آن طوری که هست نقل نمی کنی ، تو می گویی "خواستم و نتوانستم " اما برای آنها مهم نیست  که خواسته ای یا نه ، آنها از تو می خواهند که بتوانی و تو خوب می دانی که نمی توانی ، آخر " همه حرفها را نباید گفت " چون خیلی از حرف ها " اقدام ... ، نشر ... و تشویش ..." است.

خوب یادت هست ، همین پارسال بود در مدرسه روستای کوچک به اسم سفیلان چندین دانش آموز در کلاس درس خاکستر شدند ، چون بخاری کلاس آتش گرفته بود و پنجره ها نرده داشتند ، نرده پنجره کلاس درس یا .... !؟ می گفتند آن نرده ها به خاطر امنیت بوده و تو اگر می پرسیدی "امنیت چه؟ امنیت دانش آموزان !؟ یا گران بها ترین دارایی های آن مدرسه که جز میز و نیم کت های چوبی چیز دیگری نبود ! " و البته بخاریی که جان همه را گرفت !

آری ...

خوب یادت هست که چندین و چند بار به خاطر ادامه حیاط جریده ات بهترین گزارش هایت رد شده اند و ...

اما برای داشتن آنچه آب باریکه خوانده می شود ، باید به کارت (!) ادامه می دادی و خودت را سانسور می کردی .

حالا که خوب فکر می کنی ، می بینی که می توانستی سیم کش ساختمان ، لوله کش یا هر چیز دیگری بشوی که هم آب باریکه ات قطع نمی شد و هم از آسایش روحی روانی بر خور دار بودی و مدام دلهره  ... نداشتی. آری حالا که دیگر جربده ای در کار نیست یادت افتاده چه کارها می توانستی بکنی و نتوانستی و شاید هم نخواستی می توانستی بنویسی ...

آری دوست عزیز امروز روز توست ! روز خبرنگار! روز موجودی که باید راست بگوید و راست بنویسد و مشکل همین است ، خوب ! آگر دوست داری یک روز از سال به نام تو باشد ! خوب باشد ! یک روز هم مال تو !

روزت مبارک رفیق 




نامه ای به رئیس جمهور امروز و دیروز /  محمد کمیجانی
موضوع مرتبط :سیاست و تاریخ

جناب آقای دکتر احمدی نژاد
رئیس جمهور منتخب و محترم

سلام

برای شما آرزوی موفقیت می کنم

مردم با انتخاب شما نشان دادند که به کسانی که طی دو دهه گذشته در مصدر کار بودند اعتماد چندانی ندارند و گمشده خویش را که همانا عدالت علوی است در چهره جدیدی می جویند که امروز احمدی نژاد نام گرفته است .

شما را بخدا حداقل به بخش کوچکی از محرومیت های مردم پاسخ دهید .

نمی توانم بگویم به کدامین بخش ،زیرا یکی از دیگری واجب تر است،نمی دانم از بیکاری بگویم یا از فقر از طلاق بگویم یا از مفاسدی که دامنگیر جوانان ما شده است ، از مرگ اخلاقیات بگویم یا از ... بهرحال جنابعالی و مشاورانتان بهتر از من می دانید ولی فرزندان ما را که به سن اشتغال رسیده اند دریابید و نگذارید آنان نیز به خیل مهاجران از میهن بپیوندند .

شما بهتر می فهمید برای تربیت یک جوان که فوق لیسانس گرفته چقدر هزینه پرداخته شده است . اما امروزه حتی افراد بسیار معمولی و عادی کوچه و بازار نیز در پی یافتن راهی برای مهاجرت است و من نمیدانم او دیگر چرا ؟ او که دارد کاسبی می کند چرا به مهاجرت از این کشور علاقمند است .

بیگمان بخشی از این دل بریدگیها بدلیل عدم حاکمیت عدل و انصاف بر جامعه و تاریکی افقی است که در پیش روی تمام خانواده های ایرانی گسترده شده و یا نموده اند .

این البته هیچ ربطی به انتخاب شما و تبلیغات سوء ناشی از آن ندارد ولی شما می توانید با عملکرد خود در بهسازی این افق تیره و تبدیل آن به یک منظر زیبا و دلپسند برای تمام ایرانیان مفید و موثر باشید . باشد تا رفتگان نیز به آغوش میهن باز گردند و دست و بازو و سرمایه های مادی و معنوی خویش را در راه ساختن میهن اسلامی خویش بکار بگیرند   .

بهر حال همه کارها و نواقص را نمی شود یکباره برطرف نمود ، ولی سفر دور دنیا را نیز باید با اولین گام شروع کرد .

 

 

جناب آقای خاتمی

رئیس جمهور محبوب دیروز

    در چند سال اخیر به اندازه تمام عمرم به پست ریاست جمهوری افتخار کرده ام زیرا جنابعالی با چنان قدر و عظمتی در آن جایگاه قرار داشته اید که به ایران اعتبار بخشید .

اما همه ما در عمل ممکن است اختلاف سلیقه هایی داشته باشیم و من اگر جای شما بودم جنین و چنان می کردم ، البته این ادعا ناشی از بی اطلاعی من و امثال من از جایگاه ریاست جمهوری و محدودیت های آن پست است . اما بسیار متاسفم که در اثر افراط کاریهای برخی از طرفداران جنابعالی فرصت های مناسبی از دست رفت و خدا می داند که آیا این فرصت ها بازهم بدست این ملت بیافتد یا خیر .

در دوره ای که جنابعالی مسئولیت داشتید اقدامات بسایر خوب و محکم زیربنایی در اقتصاد و فرهنگ و سیاست انجام گرفت که شاید ارزیابی آن برای مردم عادی براحتی مقدور نباشد ولی قدر و ارزش آن کارها در آینده بیشتر مشخص و ملموس خواهد شد .

موانع سهمگینی در راه تحقق باورهای جنابعالی و دوستانتان قد برافراشته بود ولی شما با تاکید بر قانون و قانونگرائی اگرچه تارهای زندان و گرفتاری را به پای دوستان خود بیشتر پیچیدید ولی این مردم را با قانون و حقوق قانونی شان آشنا کردید و کار بجایی رسید که قانون شکنان نیز کار خود را در قالب قانون بریزند و اینهم یک موفقیت است .

آشنایی مردم با حقوق سیاسی شان در دوره شما صورت گرفت . و گسترش آزادیهای فرهنگی و سیاسی مردم در همین دوره محقق شد و من اینها را به شما تبریک می گویم و اطمینان دارم اگر بار دیگر در شما هوس رئیس جمهور شدن باقی باشد مردم دست جنابعالی را به گرمی خواهند فشرد .

به شما تبریک می گویم که خانواده خود را از رانت خواری و ورود به آشفته بازار سرمایه داری و زمین خواری و دیگر مفاسد دامنگیر خانواده ها و  وابستگان مقامات سیاسی دور و پاکدامن نگه داشتید و برای آنان نیز آرزوی موفقیت می کنم . بگذار مردم ایران در یاد و خاطره خویش رئیس جمهور و خانواده او را کاملاٌ پاک و مطهر داشته باشند . مگر آنان که اسطوره شدند چه کردند جز کار نیک جز گفتار نیک و پندار نیک و رفتار نیک ؟ اینها همگی در وجود شما متجلی شده بود ولی صد هزار حیف که عده ای که منافع آنی چشمشان را کور کرده بودند مانع حاکمیت نیکی ها شدند . امیدوارم این ممانعت ها به ضرر و زیان این مردم تمام نشده باشد که البته تاکنون شده و متاسفانه در آتیه نیز خواهد شد .

اینها را که گفتم اعتقاد قلبی من بود و بهیچوجه قصد مبالغه و مداهنه ندارم و اگر هم چنین قصدی خدای نکرده داشتم دیگر دیر شده است ودر حالی این نامه را می نویسم که میدانم چند صباحی دیگر از صندلی امارت و ریاست کنار نشسته و بکارهای ادبی خواهید پرداخت و برایتان آرزوی موفقیت می کنم و خوشحالم که با عاقبت به خیری این پست را به دیگری وامی گذارید .




جهانی شدن /  عباس تیموری آسفیچی
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

از ويژگيهاي سال‌هاي پاياني قرن بيستم، كاربرد و فراگير واژة جهاني شدن است. از آنجا كه زمان درازي از كاربرد اين واژه نمي‌گذرد نمي توان به تعريف‌هايي از آن دست يافت و فقدان تعريف واحد از ماهيت جهاني شدن موجب برداشتهاي متفاوت از آن مي شود. در اينجا به چند مورد از قرائت‌هاي متفاوت در مورد جهاني شدن اشاره مي كنيم.

1- فن آوري جديد ارتباطات، به انتقال داده‌ها و تخصص‌ها كمك مي‌كند و اين امر جهان را به سمت ائتلاف بيشتر سوق مي‌دهد و در نتيجه به نوعي جهاني شدن منجر مي‌شود.

2- پيشرفت ابزار گوناگون فن آوري با انتقال تازه‌ترين دستاوردهاي فرهنگي در همه كشورهاي جهاني فضاي جديد و مشابهي به وجود مي‌آورد.

3- تكنولوژي داده‌ها به جايي رسيده كه ديگر سخن گفتن درباره مرزهاي ملي و قومي به مفهوم رايج آن در دشوار است : اين امر در عرصه سياست جهاني، زمينه را براي ايجاد نوعي جهاني شدن متفاوت با دو نوع ديگر را فراهم مي‌كند.

(اختري طاهره- روزنامه انتخاب 11/2/79)

و يا از نظر محمدعلي چناراني يك تعريف كلي و ساده از مفهوم جهاني شدن مي‌تواند چنين باشد. كه جهاني شدن نيرويي است كه براساس يك قدرت افزون طلب (Hegemonic) از مركزيت خود به اطراف گسترش مي‌يابد و به عبارتي ديگر جهاني شدن به چند عامل بستگي دارد.

1-   ميزان قدرت (Dower - mongering) و مركز و منبع استيلا طلبي

2-   زمينه‌هاي پذيرش جهاني شدن و نيز موانع و موج‌هاي مخالف آن

و در مجموع در مورد مفهوم جهاني شدن مي توان گفت كه جهاني شدن به مجموع فرآيندهاي پيچيده‌اي اطلاق مي شود كه به موجب آن دولت‌هاي ملي به نحو فزاينده‌اي به يكديگر مرتبط و وابسته مي شوند و همين وابستگي و ارتباط است كه براي مفهوم حاكميت ملي و دولت ملي مشكل ايجاد مي‌كند. جهاني شدن در حقيقت يكي از مراحل پيدايش و گسترش تجدد و سرمايه داري جهاني است كه سابقه آن به قرن پانزدهم باز مي‌گردد؛ اما امروزه جهاني شدن بيشتر بر ابعاد سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين فرايند كلي اطلاق مي‌گردد. به هر حال، جهاني شدن همچنان با گسترش سرمايه‌داري در سطح جهاني مرتبط است و برخي نيز فرايند دموكراتيزاسيون را يكي از وجوه اصلي جهاني شدن مي‌دانند.

مراحل شكل‌گيري ايده جهاني شدن

رونالد رابرتسون يكي از مشهورترين نظريه پردازان جهاني شدن است. وي براين باور است كه جهان از پنج مرحله عبور كرده و به صورت يك كل يكپارچه درآمده است.

مرحله نخست: از نيمه قرن پانزدهم تا نيمه قرن هيجدهم ميلادي مي باشد.

مرحله دوم: تا پايان دهة هفتاد در قرن هيجدهم است كه بشر رفته رفته، وارد اين مباحث گرديد.

مرحله سوم: تا سال 1925 ميلادي است. كه جامعه ملي شكل كامل به خود مي‌گيرد. گرچه در كنار آن مفاهيم جهاني، گونه‌هاي امروزة ارتباطات، جامعه ملل و تقويم جهاني نيز پديدار مي شوند.

مرحله جهارم: رقابت براي حاكميت جهاني است كه در فاصله سالهاي 65-1925 ميلادي وجود دارد .

مرحله پنجم: از سال 1965 تا 1990 ميلادي مي‌باشد. در اين مدت بحرانهايي آشكار گرديد كه ماهيت جهان را تغيير مي‌دهد. (فصلنامه مطالعات شاملي: 85،ص61)

هدف از جهاني شدن

هري مگداف در كتاب جهاني شدن با كدام هدف از تاريخ جهاني شدن از دوره استعمار كهن تا دوره استعمار جديد سخن مي‌گويد . به نظر او عرصه جهاني شدن عرصه تاخت و تاز قدرت هاي سرمايه داري براي تصاحب كانون نظارت و قدرت بر ساير ممالك جهان بوده است. جهاني شدن حاصل ميل امپرياليسم براي فراتر بودن مرزهاي تجارت و انباشت سرمايه (آنسوي مرزهاي ملي)، است و اين روند براي حفظ ثبات و بهبودي شرايط اقتصادي محتاج نظم و انضباط و هماهنگي ميان اعضا بوده است. اما همواره اين نظم دچار اغتشاش بوده و قويترين‌ها مشغول به سامان دهي و حاكم كردن نظم خود بر ديگران بوده‌اند. دوره‌اي بريتانياي كبير اين نقش را بازي مي‌كرد؛ يعني از 1840 تا 1870 .

پس از جنگ جهاني دوم اين بار جهاني شدن عرصه يكه تازي كشور قدرتمند ديگري بود كه سلطه خود را با معيار كردن پول خود (دلار) شروع كرد. ايالت متحده آغاز گر ديگري براي نيرو براي تسلط بازار جهاني بود تلاش مي‌كرد. تا شبكه امپرياليستي خود را توسعه دهد. و تجارت آزاد را گسترش دهد. اين دوره همچون دوره اقتدار بريتانيا در مستعمراتش با يك رشد و رونق اقتصادي چشمگير آغاز مي‌شود. اقتدار ايالت در اين نيرو با جنگ افروزي در جهان گره خورده بود. مگداف در بخش ديگري در مورد اوضاع اقتصادي كشورهاي جهاني سوم (اعم از فقير و مرفه) را در دوره جهاني شدن اقتصاد و تسلط بازارهاي جهاني براقتصاد اين كشورها را بررسي مي‌كند. وي نشان مي دهد. كه طي اين دوره كه زمينه رشد سرمايه در كشورهاي صنعتي است ما شاهد افول شديد نرخ رشد در كشورهاي جهان سوم هستيم «در طول دهه‌هاي تشديد جهاني شدن و افزايش سلطه اقتصادي بازار، سرانه توليد داخلي ناخالص آفريقا به صورت درصدي از سرانه توليد داخلي ناخالص كشورهاي كانوني به نقص آن چيزي تقليل يافت كه در سال 1960 بود. و از نظر مگداف روند جهاني شدن چيزهاي بسياري را به وجود آورده است. كه در اقتصاد و سياست جهان تازه‌اند. اما اين روند راه‌هاي انساني عملكرد نظام سرمايه‌داري را تغيير نداده است. همچنين به امر صلح يا ترقي و رفاه انسان ينز هيچ گونه كمكي نكرده است.

نظريه‌هاي جهاني شدن

به طور كلي در ميان انبوهي از نظريه هاي گوناگون و بعضاً متناقض هم، سه دسته از نظريه‌هاي مربوط به فرايند جهاني شدن كه بيشتر مطرح هستند و بيشتر مورد توجه قرار گرفته اند را بررسي مي‌كنيم.

1- نظريه پردازان كلاسيك:

گرچه در اول قرن بيستم واژه جهاني شدن در آثار جامعه شناسان به چشم نمي خورد ولي آراء و انديشه هاي آنان در برگيرنده مفاهيم و عناصري در اين زمينه است.

«سن سيمون» جامعه شناس فرانسوي، «اگوست كنت»، «دور كيم»، «وبر»، «ماركس» و «انگيس» از مهمترين و محوري‌ترين نظريه پردازان دسته اول محسوب مي شوند. سيمون برآن بود كه به واسطه عملكرد نيروهاي جهاني ساز و همسان آفرين، حد و مرزهاي سياسي – فرهنگي بيش از پيش تضعيف شده، جامعه اي جهاني شكل خواهد گرفت. از ديدگاه او، صنعتي شدن و جامعه شناسي دو نيرو يا عامل موثر در فرايند جهاني شدن به شمار مي‌آيند.

ولي اگوست كنت معتقد بود كه همگوني و همبستگي فزاينده و سرانجام شكل‌گيري يك جامعه جهاني را در گروه پشت سرگذاشتن مراحل سه گانه مي دانست. كنت بر اين بارو بود كه همه جوامع سرانجام از «مرحله خداشناسي» و «مرحله مابعد طبيعي» عبور كرده به «مرحله اثباتي» خواهند رسيد. مرحله اثباتي كه پيشرفته‌ترين مرحله تكامل بشر است تحت سلطه مديران صنعتي و هدايت اخلاقي دانشمندان خواهد بود. بر خلاف مرحله نخست كه «خانواده واحد اجتماعي الگو را مي‌سازد» در دومين مرحله «دولت اهميت اجتماعي پيدا مي‌كند» و در سومين مرحله نيز، «كل نوع بشر واحد اجتماعي اصلي خواهد بود».

سيمون برآن بود كه به واسطه عملكرد نيروهاي جهاني ساز و همسان آفرين، حد و مرزهاي سياسي – فرهنگي بيش از پيش تضعيف شده، جامعه‌اي جهاني شكل خواهد گرفت.

در حالي كه ”سن سيمون” و ”كنت” ريشه فرآيند جهاني شدن و شكل گيري جامعه فرهنگي را در علم و صنعت و تحول ذهني بشر جست و جو مي‌كنند ”دوركيم” و ”وبر” نوسازي و تجدد و فروپاشي نظم اجتماعي سنتي به واسطه فرآيند نوسازي را از عوامل بسيار موثر در فرآيند جهاني شدن مي پنداشتند.

با توجه به اين ويژگي سرمايه داراي است كه ”ماركس” و ”انگلس” نظام مورد نظر را متولي يكپارچه سازي جهان دانسته اند.

بورژوازي در جست و جوي بازارهاي جديد از كشور خود فراتر مي‌رود تا جهان را به بازاري براي سرمايه گذاري و فروش محصولات خود تبديل كند. تلاش و تكاپوي بورژوازي براي انباشت هر چه بيشتر سرمايه يك ويژگي جهاني به توليد و مصرف مي‌دهد، بنابراين هم اقتصاد و هم فرهنگ جهاني مي شود.

در واقع ماركس رابطه‌اي ميان توليد سرمايه دارانه و فرهنگ مصرفي جهاني برقرار مي كند.

2- نظريه هاي متأخر

در نظريه هاي متأخر بيشتر نظريه سه نظريه پرداز (ديويد هاروري، آنتوني گيدنز و رولن رابرتسون) مورد توجه و از اهميت فراواني برخوردار است. محور بحث‌هاروي تشريح شرايط و ويژگي‌هاي پست مدرنيته يا فراتجدد است. در نظريه هاروي گسست دوران مدرن با دوران سنتي به واسطه بازسازي مفهوم زمان و فضا ممكن مي شود. بستر زندگي اجتماعي مدرن فضاهاي محدود و معين محلي و زماني هاي محدود و فصلي مكان‌مند بود.

و هرگونه فعاليت و كنش اجتماعي در چارچوب چنين فضا و زمان محدود و معين سازمان مي يافت و بنابراين گستره روابط اجتماعي بسيار تنگ بود. در چنين شرايطي هر واحد اجتماعي نسبتاً كوچك، جهاني مستقل و تقريباً بي ارتباط با محيط يا جهان‌هاي اطراف خود بود.

البته از ديدگاه هاروي شديدترين فشردگي زمان – فضا در دو دهه اخير صورت گرفته است. در اين دوره پيشرفت‌هاي حيرت آور در عرصه فناوري‌هاي ارتباطي زمان و فضا را بسيار فشرده كرده و به آرمان دهكده جهاني واقعيت بخشيده است.

گيدنز هم مانند هاروي فرآيند جهاني شدن را محصول برهم خوردن نظم سنتي فضا   زمان مي داند ولي به اندازه او بر نظام اقتصادي تأكيد نمي كند. ولي معتقد است كه جهاني شدن را به هيچ روي نمي توند پديده‌اي صرفاً اقتصادي دانست. بر اين اساس جهاني شدن پديده‌اي فراتر از همبستگي متقابل است.

نظريه جهاني شدن كيدنز را مي توان به صورت خلاصه چنين بيان كرد كه «جهاني شدن حاصل بر هم خوردن نظم سنتي فضا و زمان است كه به واسطه جدايي فضا و زمان از مكان پديد مي‌آيد . اين فضا و زمان جدا شده از مكان در گسترده‌اي نامتناهي با يكديگر تركيب و هماهنگ شده و امكان كنش و روابط اجتماعي را در جامعه‌اي بسيار بزرگتر فراهم مي سازد.

بنابراين گستره تأثيرپذيري اجتماعي هم بسار فراخ تر شده و جامعه اي جهاني شكل مي گيرد . جهاني شدن معطوف به انواع پيوند و رابطه فرد با اين جامعه جاني است».

رابرتسون نيز با پرداختن به جنبه هاي فرهنگي اجتماعي جهاني شدن فرايند جهاني شدن را پيچيده تر از آن مي داند كه نظريه‌هاي اقتصاد محور بتوانند از عهده توصيف آن برآيند.

براين اساس تعريفي دو وجهي از جهاني شدن عرضه مي‌كند: «جهاني شدن همانند يك مفهوم معطوف است به فشردگي جهان و تشديد و افزايش آگاهي از جهان چونان يك كل». طبق اين تعريف رابرتسون جهاني شدن را فشردگي، همگوني، در هم تنيدگي و وابستگي متقابل در سطح جهاني مي داند.

رابرتسون بر پايه اين نظريه، فرايند جهاني شدن را به پنج مرحله تقسيم مي كند. مرحله ابتدايي معطوف به بسته شدن نطفه فرايند جهاني شدن در اروپا مي باشد كه از سال 1400 آغاز و در سال 1750 پايان مي يابد.

مرحله دوم يا مرحله آغازين باز هم مختص اروپاست و سال هاي ميان 1750 تا 1875 را در بر مي گيرد.

سومين مرحله از فرآيند جهاني شدن مرحله خيز نام دارد و پنجاه سال به طول مي انجامد 1925 – 1875 ، و مرحله چهارم 1965 – 1925 مرحله مبارزه براي كسب هژموني نام دارد. و مرحله پنجم كه مرحله يقيني عنوان يافته از 1965 آغاز شده است.

افزون بر اين ها نويسنده به سه نظريه ديگر نيز توجه كرده است:

1- نظرهي اولريش بك، 2- نظريه مالكون واترز. 3- نظريه اسكلير

در نظريه اسكلير ، جهاني شدن معطوف است به شكل گيري يك جامعه جهاني ادغام گر كه بر منطق انباشت و ابزارهاي سياسي – فرهنگي كارآمد سرمايه داراي استوار است.

3- برخي نظريه‌هاي پراكنده ديگر

در ميان نظريه هاي كلاسيك و متأخر نظريه هاي ديگر هر چند از اهميت كمتري برخوردارند. ولي هر يك به محورهايي در بحث فرآيند جهاني شدن توجه كرده اند. به عنوان مثال مي توان از شخصيت‌هاي چون والرشتاين كه مفهوم محوري نظريه وي درباره جهاني شدن نظام اجتماعي است و مك لوهان، كه نگاهي فرهنگي به جهاني شدن دارد و نيكلاس لوهمان كه از منظر جامعه شناختي به جهاني شدن مي‌نگرد.

و در نهايت چند نكته بيشتر يا كمتر در مورد جهاني شدن يك پديده تازه ظهور نيست. بكله از چهار يا پنج سده پيش تاكنون جهاني شدن هم جريان داشته است. سرمايه بنابر تحليل ماركس فرايندي از رشد و تسري و گسترش را طي مي كند كه اين فرآيند در واقع به يك سخن همان روند جهاني شدن است. خود ماركس اين مسأله را به يك سخن همان روند جهاني شدن است . خود ماركس اين مسأله را چندان به روشني به بحث نمي گذارد كه آيا يك سرمايه داري كاملاً جهاني شده رو به رشد وجود دارد يا نه. روزا لو كزامبورگ در كتاب «انباشت سرمايه» به اين مسأله مي پردازد كه «سرمايه داري از روزهاي نخستين پيرايش آن تاكنون تنها با گسترش خويش در فضاي غير سرمايه داري پيرامون خود زندگي كرده است» (ص8).

در چنين اين مسأله كه سرمايه داري گرايش به جهاني شدن دارد در اثر اصلي او «امپرياليسم مرحله نهايي سرمايه داري» قابل تشخيص است.

از دهه‌هاي هفتاد به بعد با پايان جنگ سرد عملاً زمينه ايجاد آنچه جهاني شدن خوانده مي‌شود در اقتصاد و سپس ارتباطات ايجاد شد. اين زمينه با وجود چند شاخص اقتصادي از ركود سال هاي (75-1374) آغاز مي شود:

1-   آهسته شدن آهنگ عمومي رشد .

2-   تكثير سريع شركت‌هاي چند مليتي انحصاري (با چند قطب معدود) در سراسر جهان.

3-   آنچه مي توان مالي شدن روند انباشت سرمايه ناميدش.

در طي اين روند تدريجاً مزينه براي تسريع حمل و نقل و رشد وسايل ارتباط جمعي فراهم مي شود. در واقع رشد اين پديده ها كه امروزه در كنار جهاني سازي اقتصاد رخ مي دهد معلول شرايط اقتصادي است كه از اين دوره ركود آغاز مي شود و اين شرايط است كه روند جهاني شدن را اقتضا مي‌كرده است. تمامي تحولات اين دوره تاكنون بر متن و زمينه جهاني شدن تحقق مي يابد.




نخبگان مشروطه (قسمت دوم) /  مهدی علاقبند
موضوع مرتبط :علم و معرفت

آقاخان کرمانی : ولتر و روسو به جای غزالی و فخررازی

یکی دیگر از پیشگامان تجدد ، میرزا عبدالحسین خان مشهور به میرزا آقاخان کرمانی است. او در سال 1270 ه.ق در قصبه مشیر از بلوک بردسیر کرمان دیده به جهان گشود .می توان گفت میرزا آقاخان نماینده کامل عیار فرهنگ ایرانی است.

از نظر میرزاآقاخان کرمانی ریشه اصلی عقب ماندگی ایرانیان به زمانی باز می گردد که آنها از اصول و قانون طبیعی فاصله گرفتند و دچار حکومت دیسپوئیستی و فناتیکی شدند.

در واقع بر اثر تاثیری که او از آرای " بیکن " و " دکارت " می پذیرد  پیرو مشی اصالت تجربه است . در کتاب سه مکتوب  او را و عقاید فیلسوفان ایرانی از جمله غزالی و فخر رازی و ابن سینا را مورد انتقاد قرار میدهد « هرکس به آنان روی آورد گرسنه وسرگردان مانده و از هر علمی بی خبر گشته ... همه چیز بر او مجهول و تکلیفش نا معلوم شده است .»

میرزا آقاخان کرمانی تحت تاثیر اندیشهای عصر روشنگری نو اندیشی را در ابعاد مختلف آن ترویج می کرد و به نفی سنت سیاست و دیانت حاکم در ایران می پرداخت .

طالوف : الهام از ژاپن

 میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی یکی دیگر از متفکرانی است که آرا و عقاید او بر نهضت مشروطیت ایران اثر غیر قابل انکازی داشت . یکی از چیزهایی که می باید از انگیزه های بیداری ایرانیان بر شمرده کتابهای طالبوف است.

طالبوف در گفتارهای سیاسی اغلب به ارای متفکران جدید استاد می جوید. خاصه از این کسان نام می برد:  بنتام متفکر اجتماعی و اصلاحگر قانونگذاری انگلیس ، هنری توماس باکل مورخ فلسفی انگلیسی ولتر ، روسو و رنان از نامداران دانش و تفکر فرانسوی ، جملگی متفکرانی بودند بودند که علیه کلیسا و تاریک اندیشی قرون وسطی به روشنفکری پرداختند . از فیلسوفان آلمانی به عقاید کانت و نیچه توجه دارد ، آرای نویسندگان نامدار سوسیالیت را هم می شناخته ، از نویسندگان ایرانی ، از میرزا حبیب اصفهانی ، جلال الدین میرزا و ملکم خان یاد کرده است به آخوندزاده و اسد آبادی بدون ذکر نام اشاره مستقیم دارد.

پس از پیروزی جنبش مشروطیت طالبوف از طرف تجار تبریز به وکالت مجلس برکزیده شد ، ولی از سفر به تهران صرفنظر کرد . اندیشهای طالبوف نیز همانند بسیاری از متفکران قرن 19 ایران بر مفاهیم و مقولاتی چون دفاع از قانون ، نقد استبداد سلطنتی ، دفاع از حکومت مشروطه و انتقاد از وضعیت ایران از آن زمان استوار است . طالبوف برآن است تا با شمردن خصوصیات و مشخصات فرمانروایی در غرب و ژاپن به نفی استبداد ظالمانه قدرت حاکم بپردازد . او با ذکر خصوصیات توانیی هایی که مردم آن سرزمین ها برای دگرگون کردن شیوه های فرمانروایی در کشور خود دارند ، حکومت و فرمانروایی مستبدانه را که که او آن را ظالمانه و یا سلطنت مطلقه می نامد مورد حمله قرار داد . طالبوف نیز همانند سایر متفکران هم عصر خود نیم نگاهی به ایران باستان دارد.

طالبوف به پیروی از آموخته هایش از معارف غرب انسان را موجودی بی آزار می پندار که هیچ قدرتی قادر به سلب آزادی او نیست . او به دلیل آشنایی با مظاهر معنوی و مادی تمدن غرب و مقایسه آن با اوضاع و احوال کشور خود که سرشار از درماندگی ها و سختی های مردم و دستگاه حکومتی است به انتقاد از اوضاع و احوال کشور خود که سرشار از درماندگی ها و سختی های مردم و دستگاه حکومتی است به انتقاد از اوضاع و احوال زمانه خویش می پردازد وبه دنبال راه حل برای رفع آنهاست و به همین منظور نسخه ای از غرب ارائه می دهد که بخشی از آن با سنت همراه است وی در عین حال به شیوه استعماری و غلبه فرهنگی غرب نیز انتقاد دارد  اما با این همه او نیز مثل سایر متفکران هم عصر خویش مهم ترین وسیله را برای ترقی و رسیدن به آزادی و برابری ،  قانون است.




جشنواره تابستانه پلى تكنيك /  همایش
موضوع مرتبط :خبر

جشنواره تابستانه پلى تكنيك براى چهارمين سال متوالى ۱۵ مرداد تا ۱۵ شهريورماه برگزار خواهد شد. اين جشنواره شامل برگزارى كلاس، سخنرانى، كارگاه و بخش جنبى است. برنامه كلاس هاى جشنواره به شكل زير است: روشنفكرى / بابك احمدى، ادبيات آمريكاى لاتين / عبدالله كوثرى، سياست رهايى بخش / اميد مهرگان، موانع نظام آموزشى در ايران / ناصر فكوهى، راديكاليسم و فمينيسم / زيبا جلالى، بازخوانى سياسى رئاليسم جادويى / امير احمدى آريان، كاركرد اسطوره هاى دينى در دنياى مدرن / مسعود معينى. برنامه سخنرانى ها و گفت وگو هاى جشنواره هم از اين قرار است: مراد فرهادپور / رمز سياست، مانى حقيقى / ميكروفاشيسم، افشين جهانديده / روشنفكر و قدرت، محمد قائد / روياى تحقق ناپذير روشنفكران، فرزان سجودى / به سوى نشانه شناسى انتقادى، عليرضا رجايى / عمل اجتماعى مستقل، شهريار وقفى پور / تجربه دفع، كاظم حسن زاده / بحث عليه هنر، فرشيد فرهمند نيا / ناخود آگاه سياسى براساس آراى جيمسون و دلوز، حسن ميرعابدينى / مكتب هاى ادبى، خشايار ديهيمى / متعاقباً اعلام خواهد شد، مازيار اسلامى / متعاقباً اعلام خواهد شد،على معظمى/متعاقباً اعلام خواهد شد. برنامه كارگاه هاى جشنواره هم از اين قرار است: داستان نويسى مقدماتى / آقاى آبكنار، ترجمه ادبى سه جلسه در سه هفته با سه استاد، سبك شناسى شعر كلاسيك فارسى / عنايت سميعى، يك دوره شامل حقوق زنان و مدل هاى عينى ممكن براى جنبش زنان نيز در بخش سخنرانى ها با نمايش فيلم و برگزارى ميزگرد برگزار خواهد شد. در بخش كارگاه ها نيز كارگاه هاى تخصصى فيلم، تئاتر، موسيقى و... تشكيل خواهد شد. همچنين دوره اى آموزشى با عنوان ادبيات و جهانى شدن نيز برگزار خواهد شد كه توضيحات تكميلى پس از قطعى شدن برنامه ها اعلام مى شود.بخش جنبى شامل كارگاه كليپ، اجراى كنسرت، پخش فيلم، اجراى تئاتر خيابانى و بر پايى كافه كتاب خواهد بود. همچنين در اين بخش يادبود كريم امامى نيز با سخنرانى، بازخوانى آثار، چاپ بروشور و ... برگزار خواهد شد. زمان ثبت نام جشنواره ، شنبه ۸ مرداد لغايت چهارشنبه ۱۹ مردادماه، هر روز ساعت ۱۰ الى ۱۸ (به جز پنجشنبه و روز هاى تعطيل) است. نشانى: خيابان حافظ، روبه روى خيابان سميه، دانشگاه صنعتى اميركبير، ساختمان فوق برنامه، دبيرخانه چهارمين جشنواره تابستانه پلى تكنيك.تلفن: ۱۱-۶۴۵۴۳۱۱۰



طنز نامک /  هیوا سعید پور
موضوع مرتبط :طنز

یکی بود یکی دیگر هم بود، و مشکل از همین جا شروع شد ، آخه ... ببخشید آخر وقتی یکی باشد و آن یکی نباشد ، در آن صورت ، خوب ببینید موضوع این می باشد که اولش اصلاحات نبود ، ولی بعدش اصلاحات شروع شد ، نه اولش یک کشور یا شاید هم یک مملکت بود که هر وقت قرار بود در آن چیزی تغییر بکند ، همه همدیگر را کتک می زدند و همه چیز از ریشه نابود می شد، یعنی مشکل از بیخ، ریشه اش در اساس قضیه بود ، چون در فرهنگ آن مردم همه چیز یک جور دیگر بود ، بنابراین وقتی می فهمیدند که قضیه اشکال دارد ، شروع به بازی کردن می کردند ، یک گروه می گفتند "همینه که هست " و آنهای دیگر می گفتند "نه خیر آقا همین هست که نیست " و بعد همه همدیگر را آنقدر کتک می زدند که همه چیز عوض می شد ، برای همین وقتی همه بر خلاف هشت سال پیش (که به اصلاحات رای دادند) ، این دفعه به یک چیز دیگر رای دادند و خلاصه این دفعه تغییرات آنقدر آرام بود که هیچ کس هیچ چیزی نفهمید و از نظر برخی افراد معلوم الحال از جمله نگارنده یک دست آورد مهم خواتمی اینا بود.{با عرض معذرت این قسمت از فرمایشات تنناز باشی قابل نشر نمی باشد}

ولی چون اینجانب مجبور به خود حذف کنی هستم حرف دیگری برای گفتن ندارم ، بابا آخه یکی به این سران جریده اینترنتی ما بگوید که قرار است اینجا در مورد علوم اجتماعی حرف بزنیم و همه چیز را از دیدگاه علوم مذکور مورد تحلیل قرار دهیم ، این سیاست بازی ها چیه آخر!؟

در همین راستا آگاهان علوم اجتماعی و علوم تابعه معتقد اند که سیاست چیز است، یعنی طوری هست که به همه چیز سیخونک می زند و ربط دارد ، لذا این جانب پس از مقادیر معتنابهی تشکر اعلام می نمایم که سیاست با همه پلشتی هایش یک چیزی است که به آش کشک خاله شباهت دارد .

نتیجه گیری تراوشیده از علوم اجتماعی سیاست زده : آش کشک خاله را باید خورد حتی اگر به مسمومیت منجر به مرگ منتهی بشود.

راستی همین روز ها نفت به سبد غذایی ایرانی ها اضافه خواهد شد . پیشنهاد می شود که در ابتدا تا سه ماه هر فرد بالای 17 سال روزانه یک لیوان نفت سبک خلیج فارس نوش جان کند و بعد از دو ماه می زان مصرف به هر وعده 1 لیوان افزایش پیدا کند ، در ضمن توصیه می شود که برای جلو گیری از هزینه های اضافی و حفظ کالوری مورد نیاز ، نفت مصرفی حتی المغدور تصفیه نشود. باتشکر




از دنياي ((شهر)) تا شهر ((دنيا)) - جامعه امن در گفتمان خاتمي /  معرفی کتاب
موضوع مرتبط :معرفی کتاب

نام کتاب : جامعه امن در گفتمان خاتمي
در اين كتاب، خاتمي از منظري همه سونگر ، امنيت را نگاهباني از جامعه در برابر آفتها و آسيبها و جلوگيري از تبديل اين آفتها و آسيبها به تهديد و نيز مقابله با تهديدهاي موجود تعريف كرده است.

نويسنده : دکتر محمد رضا تاجیک       انتشارات : نشر نی         تاريخ انتشار : بهار 1379


نام کتاب : از دنياي ((شهر)) تا شهر ((دنيا))
از دنياي شهر تا شهر دنيا،تاملي است در ماهيت وعوارض علم سياست و انديشه ي علم سياسي در غرب با روشي فلسفي و به انگيزه ي نقد وسنجش آن انديشه ها بي آنكه در صدد نفي و انكار دستاوردهاي انديشمندان غربي بر آمده باشد يا اسير خود باختگي و شيدايي شده باشد.

ويسنده : سید محمد خاتمی       انتشارات : نشر نی         تاريخ انتشار : بهار1380
 




تیک /  معرفی فیلم
موضوع مرتبط :نقد و معرفی فیلم

نويسنده و كارگردان: فريدون فرهودي - اسماعيل فلاح پور
تاريخ ساخت:1380
مهندس حبيب پورسعيد در شرف نمايندگي مجلس شوراي اسلامي است. رفتار هوشمندانه و ارتباطات او حساب‌گرانه است تا به هدف برسد. اما اتفاقاتي به ظاهر كوچك، مسير او را عوض مي‌كند و وي را به سمت ديگري مي‌كشاند. او به سمتي مي رود كه مجبور مي‌شود شخصيت پنهان خود را فاش كند و...



خلاصه پژوهش بررسي مردم شناختي منطقه قصران با تكيه برروستاي ميگون و با رويكرد جاذبه هاي جهانگردي /  ایمان علمدار
موضوع مرتبط :طنز

ساساً پژوهش انجام گرفته كاريست ميداني وليكن براي انجام اين پژوهش نيازمند به كارگيري روش اسنادي و مطالعه كتابخانه اي جهت انسجام بخشي به بار محتوايي كار بوديم بدين لحاظ سعي گرديده است در عين حال كه مبناي كار بيشتر بر روي مطالعه ميداني گذاشته مي شود وليكن از اصول علمي پژوهش هاي علوم اجتماعي نيز غافل نگرديد .

در كار تحقيقي صورت گرفته بدنبال پاسخ به  اين پرسش بوديم كه آيا اصولاُ مي توان بر اساس آداب و رسوم ،اعتقادات ،باورها،(در يك كلام فرهنگ مردم يك منطقه ) و همينطوراوضاع جوي آن ناحيه و بر پاية مفاهيم جهانگردي به توسعة پايدار رسيد و براي رسيدن به آن برنامه ريزي دقيق و منسجمي انجام داد يا خير ؟بدين ترتيب در بخش هاي نخست سعي گرديد بيشتر به مباحث مردم شناختي و منوگرافي منطقه قصران بصورت كلي و ناحيه ميگون بصورت جزيي پرداخته شود و سپس در بخش دوم بابيان مفاهيم جهانگردي در ابتداي بخش (جهت آشنايي خوانندگان و پژوهشگران گرامي) راهكاري جهت برنامه ريزي هاي جهانگردي منطقه ارايه گردد .بديگر سخن تلاش بر اين بود كه بر مبناي پتانسل هاي بالقوه اين ناحيه از كشور (به عنوان يك مورد مطالعاتي) امكان حضور بخش هاي مختلف جهانگردي بررسي گردد .پس مي بايست جهت تبيين موضوع از دو شاخه جديد علوم انساني يعني مردم شناسي و جهانگردي بهره گرفته مي شدبدين ترتيب نيازمند ايجاد روشي جديد در  حوزة علوم انساني بوديم كه ما آن را مردم شناسي توريزم (َAnthropology Tourism ) ناميديم .شاخه اي كه شايد پيش از اين كمتر در مورد آن پژوهش صورت گرفته بود .در هر حال نكته اي كه هرگز نبايد از آن غافل گرديد آنست كه اين كار تحقيقي تنها فتح بابي است براي انجام پژوهش هاي علمي و عملياتي از اين دست، بدين لحاظ ،بيان نظرات ارزشمند و سازندة اساتيد گرامي و پژوهشگران ارجمند بي شك راهنماي ما در تحقيقات آتي خواهد بود .

در نهايت توجه خوانندگان گرامي را به خلاصه اي از بخش دوم كه به بررسي  مفاهيم جهانگردي و جاذبه هاي گردگشري منطقه مي پردازد را جلب مي نمايم :

نتيجه گيري و جمع بندي قسمت دوم ؛ بررسي جاذبه هاي جهانگردي ؛

همانطور كه ذكر آن رفت ، جهانگردي فعاليتي دامنه دار و گسترده است كه امروزه مي تواند جايگزين هر صنعت آلاينده اي در دنيا گردد . صنعتي كه از آن تحت عنوان  صنعت سبز و يا كارخانة بدون دود ياد مي شود ، فعاليتي نامرئي كه به نحوي با تمامي جنبه ها و شئون زندگي ما درگير است . فراتر از جنبه هاي اقتصادي و بهره وري مالي ، جهانگردي حركتي است در جهت ايجاد زمينه براي ارتباط ملل مختلف با يكديگر ، تنوع فرهنگي و وجود تفكر است و سلايق مختلف در سراسر دنيا محيطي جذاب را براي تبادل اطلاعات و داده ها فراهم مي كند . مسلماً در اين راستا هر ملتي كه از پيشينة قوي و طولاني تري برخوردار باشد بيشتر خواهد توانست از اين خوان نعمت گسترده شده بهره برداري مفيد را بنمايد.

كشور پهناور ما ايران با گستردگي خود در عرض جغرافيايي امكان برخورداري از شرايط آب و هوائي متنوع و مختلفي را به كشورمان داده است . نعمتي كه شايد از ديد عوام پوشيده است . اما همة انديشمندان  و دانشمندان به وضوح به اين نكته اذعان دارند ، كه ميهن عزيزمان ايران از معدود كشورهائي است كه در يك زمان واحد 4 نوع شرايط آب و هوائي را داراست . يعني زماني كه شما در كرانة غربي و شمال غربي كشور داراي آب و هواي سرد زمستاني هستيد به فاصلة يك ساعت پرواز با هواپيما به سواحل گرم و مرطوب خليج هميشه فارس و درياي عمان خواهيد رسيد و از درخشش خورشيد عالمتاب و سواحل نرم شني آن لذت خواهيد برد ، در همان حال مي توانيد آب و هواي نسبتاً خنك تري را در سواحل شمالي و كرانه هاي درياي خزر را تجربه نماييد .

بدين ترتيب ايران با داشتن شرايط آب و هوايي متنوع و برخورداري از افزون به 9000 سال تمدن و آثار و ابنيه بي نظير تاريخي پتانسيل جذب و جلب گردشگر را خواهد داشت .

عبارات و سطور بالا را هر از گاهي از زبان مسئولين در مجامع ملّي و بين المللي به دفعات شنيده و مي شنويم ولي متأسفانه همچنان در غالب سمينارها و همايش ها تنها به اين قابليتهاي بالقوه پرداخته ميشود وليكن در عمل شاهد فعاليت اجرايي چشمگيري نيستيم .

برخي مشكلات و موانع صنعت جهانگردي در ايران؛

شايد علل اصلي عدم موفقيت برنامه هاي اجرائي مسئولين بخش گردشگري را بتوان در عوامل زير خلاصه كرد ؛

1-  عدم وجود برنامه اي مدون و مشخص با ذكر جزئيات كامل .

2-   عدم وجود زيرساختهاي مهم و حياتي در بخش گردشگري ، نظير مراكز اقامتي و پذيرائي با استانداردهاي بين المللي ، جاده هاي مناسب و ايمن ، نبود وسائل نقلية استاندارد و كافي .

3-   عدم وجود روساختهاي مهم و حياتي نظير پرسنل آموزش ديده و متخصص در زمينة جهانگردي و هتل داري و عدم وجود فرهنگ جهانگردي در كشور .

4-  عدم وجود تبليغات و بازاريابي مناسب در سطح  بين المللي و در مقابل ضد تبليغ كشورهاي غربي و آمريكا عليه ايران .

5-  اتكاري دولتمردان به درآمد حاصل از فروش نفت خام و عدم توجه كافي مسئولين به بخش گردشگري كشور .

6-  عدم حمايت از بخش خصوصي و فعاليت NGO در عرصة گردشگري كشور .

7-  وجود برخي از قوانين و مقررات دست و پا گير و غير منطقي و منافي آزادي هاي فردي و اجتماعي جهانگردان و بالتبع آن عدم تمايل جهانگردان به مسافرت به اينگونه كشورها .

8-  وجود برخي اصول زايد بروكراسي .

در مجموع همة عوامل فوق دست به دست هم داده تا در يك كلام اين عروس زيباي ايران ( يعني صنعت جهانگردي ) به سرنوشتي نه چندان خوشايند گرفتار آيد . جهانگردي بعنوان فعاليتي بسيار حساس و شكننده نيازمند حمايت دولتها و تشكل هاي قوي و منسجم اجتماعي است . چراكه در صورت عدم وجود امنيت ، تمامي اركان جهانگردي يك كشور كاملاً متزلزل گرديده و از بهره وري خارج خواهد گرديد . ( نظير ركودي كه پس از حوادث 11 سپتامبر بر صنعت جهانگردي دنيا حاكم گشت و سبب ورشكستگي تعداد بسيار زيادي از فعالين اين بخش گرديد ) . از اينرو ايجاد امنيت سبب آرامش خاطر جهانگردان و گردشگران[1][1] خواهد گرديد . بدين ترتيب زماني خواهيم توانست به جهانگردي به عنوان يك فعاليت سودآور بنگريم و آن را بعنوان محور توسعة پايدار مناطق مختلف كشورمان كه قابليت گردشگري را دارد قرار دهيم كه نخست تمامي اركان تشكيل دهندة آن را بازشناسيم و سپس بر مبناي اين اصول و منطبق بر خصوصيات و ويژگيهاي بومي هر منطقه اي بر همان ناحيه برنامه ريزي نمائيم باشد تا با ارائه اين پژوهش گام كوچكي در اين راستــا برداشته باشيم




قطعه ادبی /  محمد کامبد
موضوع مرتبط :قطعه ادبی

«همه ذرات جهان در رقصند»

من و تو افتاده

بی خبر از همه بود و نبود

خسته و جا مانده

 

همه ذرات جهان می دانند

زندگی زيباييست

لحظه لحظه عشق است

من و تو نادانيم

لحظه های من و تو بی مارند

 

همه ذرات جهان زيبايند

همه همچون معبود

من و تو حيرانيم

خسته از اِيـن همه زور و تزوير

 

همه ذرات جهان آزادند

من و تو در بنديم

من و تو در گيريم

گير اين فلسفه های تاريک

 

همه ذرات جهان حمد خدا می گويند

حمد خود را من و تو

حمد دنيا من و تو

می گوييم

 

همه ذرات جهان بهر من و تو جاريست!

ذره اي از من و تو بهر خداوند جاريست؟

به خدا نيست محتاج نگاه من و تو

من و تو محتاجيم

 

کاش می فهميديم

کاش اين باور بود

من و تو

اشرف مخلوقاتيم




نظرات خوانندگان در هفته گذشته /  هفته سوم
موضوع مرتبط :نظر خوانندگان

برخی از نظرات ارسالی هفته گذشته :

رسول انبارداران:
جناب مهدی علاقهبند سلام مطالبت را ديدم دستت درد نكند. 1. نخبگان مشروطه بيشتر از اينهايي هستند كه نام بردي و توضيح جالبي در باره آنها دادي. 2. لطفا از مراجع مورد استفاده نام ببر.نگاهي كوتاه به زندكي آگوست كنت . بدون مرجع است.ذكر منبع خواتنده را اقناع مي كند.

محمد حسن محقق معین:
سلام خسته نباشید.کار جالب و مانده گاری را شروع کرده اید. امید وارم بتوانید به این فعالیت استمرار بخشید. منتظر تعاملات انبوه نباشید!!! اهالی اینترنت در ایران در حال حاضر بیشتر به سرگرمی و کمی هم به اندوختن اطلاعات مشغولند. اگر در فضا های مجازی تعاملی هم هست بیشتر در فضا های سرگرمی،رفاقتی و سیاسی کاری است.کار شما ارائه اندیشه است و بیشتر از آن استفاده خواهد شد و کمتر به تعامل با شما خواهند پرداخت.لذا نگران کمی تعامل نباشید.شما مشغول فرهنگ سازی هستید و تغییر فرهنگ تدریجی است.




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/print_2005.08.06.php