اين نوشته اساساً ترجمه اي است از مقاله دكتر شيرين احمدنيا به زبان انگليسي كه در فصلنامه "زن فرزانه" در پاييز 2003 توسط موسسه مطالعات و تحقيقات زنان به چاپ رسيده است.
دكتر شيرين احمدنيا استاديار دانشگاه علامه طباطبايي (عضو دپارتمان هاي جامعه شناسي و مطالعات زنان) است
مقدمه
امیدهایی وجود دارد که جنبش جهانی زنان نيز بتواند تا حد زیادی از پتانسیل و وعدههاي انقلابی ارتباطات الکترونیکی، همچنانکه تمام دنیا از آن بهره مند مي شود سود ببرد. همانطور که گیتلر (1991: 91)(Gittler ) خاطر نشان کرده، در سراسر دنیا زنان امروزه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی را در جهت اهداف جنبش زنان بكار مي گيرند. ارتباطات الکترونیکی، شبکه سازی زنان و اقدامات جلب حمايت براي ايشان را به روشهایی که قبلا امکان پذیر نبودند، تسهیل می کند.
در این نوشته، ابتدا مختصراً به معنا، امتيازات و قابليتهاي آنچه که "جامعه اطلاعاتی" نامیده می شود، نظر میافکنیم، سپس نقش و جایگاه فعلی زنان در فضای جامعه اطلاعاتی در سطح جهاني را مورد بررسي قرار مي دهيم بهطوريكه هم امتیازات فناوریهای اطلاعات و ارتباطات براي زنان و هم موانعي كه در اين راستا وجود دارد به ویژه در ارتباط با زنان کشورهای در حال توسعه، مورد تاكيد قرار گيرد.
سوالاتي كه در ارتباط با زنان پيش روي ما قرار دارد عبارتند از اینکه:
- آیا زنان به عنوان نیمی از جمعیت هر جامعه، به طرز مناسبی در دنیای فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطات (یا جامعه اطلاعاتی) حضور موثر دارند؟ یا اينكه احتمالاً الگوهای ديرينه ي نابرابری جنسیتی و تبعیض علیه زنان در عرصههای اجتماعی و اقتصادی همچنانكه در رسانه های قدیمی معمول بوده، در اینجا نیز دوباره تکرار میشوند؟ موضوع شکاف دیجیتالی جنسیتی در اين ارتباط مورد بحث قرار خواهد گرفت.
- نحوه حضور زنان در این عرصه واقعا چگونه است؟ یا اینکه آنان به عنوان بخشي از مشارکتکنندگان در جامعه اطلاعاتی واقعاً به چه مشغولند؟ در این ارتباط وعدههای اصلی فناوری اطلاعاتی و ارتباطات و منافع واقعی این فناوریها در جهت توانمندسازی گروههای زنان فعال و نیز موانع موجود مورد توجه قرار میگیرد.
جامعه اطلاعاتی: یک مفهوم نسبتاً جدید!
برخي بر اين باورند که هنوز تعریفی عام از جامعه اطلاعاتی واقعاً وجود ندارد و تعاریف پیشنهاد شده اغلب نارسايند و فقط موضوعات خاص یا تاثیرات ویژه ای را مورد توجه قرار میدهند. با این همه، به طور کلی بسیاری به این موضوع اذعان دارند که جامعه اطلاعاتی پدیدهای است که در هر جنبه از زندگی افراد نفوذ پیدا کرده است و بر تک تک سلولهای جامعه و هر بخش از فعاليتهاي آن تاثير گذاشته است.
http://www.itu.int.osg.spu.wsis-thenes/vision /vision.html
اعتقاد بر اين است كه سه عنصر اصلي یعنی دانش و اطلاعات؛ ازدياد فناوریهای اطلاعات و ارتباطات؛ و دسترسي و كاربرد فناوریهای اطلاعات و ارتباطات، اساس و بنيان جامعه اطلاعاتی را تشکیل مي دهد (همان).
طبق گزارش نهایی برنامهي" فرصت دیجیتالی" از جانب برنامه عمران ملل متحد (UNDP, 2001) “ فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتي به عنوان تواناساز قدرتمندی برای اهداف توسعه شناخته مي شود، چرا كه ویژگیهای منحصر به فرد آن، ارتباطات و تبادل اطلاعات را به طور قابل توجهي بهبود مي بخشد و منجر به تقویت وایجاد شبکه های جدید اجتماعی و اقتصادی میشود:
- فناوریهای اطلاعات و ارتباطات فراگير و چندجانبه عمل مي كنند: این فناوریها را مي توان در مورد محدوده ي وسيعي از فعالیتهاي انساني از استفاده شخصی گرفته تا تجارت و حکومت به کار گرفت.
- این فناوریها، تواناساز (enablor) عمده اي در خلق شبکه ها است، و در نتيجه کسانی که به این شبکه ها دسترسی دارند را قادر مي سازد تا از دستاوردهاي حاصله كه با افزایش استفاده، فزوني مي يابد بهره مند شوند.
- این فناوریها، انتشار اطلاعات و دانش را با آزاد كردن محتوی از جايگاه فیزیکی آن، تسریع میکند.
- ماهیت مجازی و دیجیتالی بسیاری از تولیدات و خدمات این فناوریها، این امکان را فراهم آورده که هزینه های جانبی به صفر برسد یا کاهش یابد.
- قدرت این فناوریها در ذخیره کردن، بازيابي، طبقه بندی، تصفیه، توزیع و تسهیم اطلاعات بدون شک میتواند به فوايد كارايي بيشتر در امر تولید، انتشار و داد وستد منجر شود.
- افزایش کارایی و کاهش هزینه ها در نتيجه ي كاربرد این فناوریها، به ایجاد تولیدات و خدمات و مجاری توزیع جدید در چارچوب صنایع سنتی و نیز الگوهای تجاری نوین و صنایع جدید منتهی شده است.
- با ایجاد و گسترش شبکه ها، این فناوریها میتوانند فراتر از محدودیتهای زبانی و فرهنگی عمل كرده و از طریق امكان دادن به افراد و گروهها براي زندگی و کار در هر گوشه و هرجا، به اجتماعات محلی امكان مي دهند صرف نظر از مليت شان بخشی از جامعه شبکه ای جهانی را تشكيل دهند و سياستهاي جاري و ساختارهاي محدودكننده ي قانوني و نظام مند فعلي كه در درون ملتها و میان آنها عمل مي كنند را به چالش بكشند.
در سطح جهان همگان اذعان مي دارند که بخش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتي سریع ترین حوزه رشديابنده ي اقتصاد جهانی است.
http://www.isiswomen.org /onsite/knowhow/ict_gender.html
در عين حال، در تمامي کشورها فرایند ساخت جامعه اطلاعاتی برتوسعه فرایندهای فني و زیربنايي متمركز شده است كه از نقطه نظر جنسيتي خنثي يا بي طرف تلقي مي شود.
http://www.unesco.org/press/pr2002/02opal8e.html
حضور یا غیبت زنان: مسئله ي شکاف دیجیتالی جنسیتی
با در نظر گرفتن مباحث جنسیتی، گاه عنوان میشود که فناوریهای اطلاعات و ارتباطات میتوانند آنچنانكه در اعلامیه پکن و برنامه اقدام آن همانند سایر اسناد ملل متحد تشخيص داده شده است به عنوان ابزاری برای بهبود شرايط برابری جنسیتی و افزایش توانمندی هاي اجتماعی، سیاسی، واقتصادی زنان به خدمت گرفته شوند. اما با اینحال، برخی همچنان معتقدند که این فناوریها میتوانند به نابرابریهای موجود مبتنی بر جنسیت در زمينه ي فرصتها و منابع تداوم بخشيده و اشکال جدیدی از نابرابری میان زنان و مردان را بوجود بياورند.
http://www.unesco.org/press/pr2002/02opal8e.html
در کنفرانس مقدماتی وزیران کشورهای اروپایی برای اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی تاکید گردید که برابری جنسیتی باید همه حوزه های فناوریهای اطلاعات و ارتباطات را شامل شود که عبارتند از:
- کاربران
- تولید کنندگان
- سیاست گذاران
با اينحال، هرچند زنان بطور بالقوه 50 درصد مصرف کنندگان تولیدات و خدمات و نيز نيروي كار فناوریهای اطلاعات و ارتباطات را تشكيل مي دهند كه مي توانند ایده های مفيدي براي توليد محصولات جدید، خدمات و سبک های مدیریتی نوين ارائه نمايند، اما در سطح کشورهای منطقه آسیا و اقیانوسیه همانند سایر نقاط دنیا، زنان و مردان به طور برابر از گستره و رشد کاربرد فناوریهای اطلاعات و ارتباطات برخوردار نشده اند. زنان به ویژه از نظر دستيابي به فناوریهای اطلاعاتي و ارتباطاتي با موانع و محدودیتهای نهادینه شده، نظام مند و ایدوئولوژیک درگیر هستند.
http://www.isiswomen.org /onsite/knowhow/ict_gender.html
عدم حضور يا فقدان نظرات و دیدگاههای زنان در جامعه اطلاعاتی حكايت از اين دارد که فناوریهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي "جديد" نیز انعكاس دهنده ي بسیاری از الگوهای جنسیتی
( در ارتباط با قدرت، ارزشها و دورنگاهداشتن) است که طي دهه ها در سطح رسانه های "قدیمی" شاهد آن بوده ايم. در واقع، این الگوها را نمي توان از روابط جنسیتی موجود در جامعه به عنوان یک کل جدا كرد. در عين حال كه برای زنان دستيابي به ميزاني از کنترل در عرصه ي ارتباطات و فناوریهای اطلاعاتي و ارتباطاتي جهت تضمین این امر که منافع جامعه ارتباطاتی و اطلاعاتی به صورت برابر بین زنان و مردان توزیع میشوند، جنبه ي حیاتی دارد.
http://www.wacc.org.uk
به اعتقاد نانسی هافکین (Nancy Hafkin)، طی پنج سال گذشته، سازمانهای غیردولتی، چند ملیتی و بنیادهای خصوصی مقادير قابل توجهی بودجه را برای طرحهای مروج استفاده از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در کشورهای در حال توسعه اختصاص داده اند. تجربه پروژه های مرتبط با توسعه در حوزه هاي ديگر نشان داده که زنان به نحو منصفانه اي از چنین طرحهایی بهره مند نمیشوند، مگر اینکه تلاشهای خاصی برای تعیین جایگاه و نیازهای آنان صورت بگیرد یا اقدامات موثری براي مشارکت دادن آنان، به کار گرفته شود
(Virtual Seminar Series on Gender and ICTs, July 2002).
برخی از طرحريزان توسعه معتقدند که فناوری اطلاعاتي از لحاظ جنسیتی بیطرف است و در نتيجه زنان و مردان باید به طور عادلانه از کاربرد آن منتفع شوند. با این حال نتایج یک تحقیق (بر مبنای شش مطالعه موردی از پروژه های ترویج فناوری اطلاعات و ارتباطات در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین) بنا بر گزارش هافكين این فرضیه را که زنان به نحو برابر از پرژه های توسعه منتفع نیستند، را مورد تائيد قرار مي دهد(همان منبع ).
اصطلاح «شکاف دیجیتالی» (digital divide) به فاصله بین افراد دارای مهارتهای استفاده از کامپیوتر و اشخاص فاقد این مهارت اشاره میکند. هرچند «شکاف دیجیتالی» میتواند به این واقعیت اشاره داشته باشد که زنان معمولا از سطح سواد کامپیوتری نازل تري برخوردارند، علت آن همچنين میتوان در عدم آموزش، فقر و دسترسی نامناسب زنان به تکنولوژی جستجو كرد كه در نتيجه مي بينيم زنان به نسبت كمتري در دنيا از كامپيوتر استفاده مي كنند. هرگاه زنان به آموزش وامكان دسترسي دست پيدا كرده اند شاهد آن بوده ايم كه از كامپيوترها برای آموزش خود استفاده كرده اند، با دیگران شبکه هايي راتشکيل داده، فرصتهاي شغلي و اقتصادي براي خود و سایر زنان بوجود آورده اند و ديگران را در معلومات خود شریک كرده اند.
http://www.worldcivilsociety.org/report
خانم سوزان تلتشر(Susan Teltscher) از «کنفرانس ملل متحد در مورد تجارت و توسعه» نيز اظهار داشته که غالباً موانع اساسی بر سر راه دسترسی زنان به امتيازاتي كه فناوری اطلاعاتی و ارتباطی فراهم مي كند وجود دارد موانعی نظیر فقر، سطح پایین آموزش، عدم آشنایی با یك زبان دوم، عدم دسترسی به کامپیوتر و شکاف دیجیتالی: یعنی ماهیت دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات كه تحت سلطه ي مردان قرار دارد.
http://www.worldcivilsociety.org/report
از نظر مشاركت در دانش فناوریهای اطلاعات و ارتباطات نيز زنان در شرايط محروميت قرار دارند، چرا که تعداد ایشان از لحاظ ثبت نام در دوره های آموزشي علوم و تکنولوژی نسبت به مردان در مراتب بسیار پایینتری قرار دارد. در سال 1990، درصد زنان ورودی به رشته هاي علوم و تکنولوژی در سطح دانشگاهی عبارت بود از 10درصد در آفریقا، 40درصد در آمریکای لاتین، 32 درصد در اروپای غربی،کمتر از 30 درصد در اروپای شرقی و 34درصد در منطقه آسیا و اقیانوسیه (Hamelink ,1999).
خانم جیلیان مارسل(Gillian Marcelle) از پيشقراولان فعال در زمينه توسعه و اجرای استراژیهای عدالت جنسیتی در بخش فناوریهای اطلاعات و ارتباطات ادعا میکند که سياست گزاري در زمينه فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در صورتي كه مبتني بر فرايند تصميم گيري آگاهانه و مطلع از مسائل جنسیتی باشد به شكل فوق العاده ای سود مند خواهد بود . با این حال، ميزان برابری جنسیتی در سطوح تصمیم گيري در میان دست اندرکاران فناوریهای اطلاعات و ارتباطات هنوز در سطح غير قابل قبولی است.
http://www.worldbank.org/gender/digitaldivide
به نظر هاملینک (Hamelink, 1999:33) درتوزيع منابع فناوریهای اطلاعات و ارتباطات بویژه کاربرد آن در ارتباط با زنان نابرابری مشاهده میشود. مشكل اینجاست که كسب مهارتهای فناوریهای اطلاعات و ارتباطات تقریبا تماماً به سواد ارتباط دارد، ... و چنين شرايطي بويژه زنان را تحت تاثير قرار مي دهد، چرا که در سراسر دنیا نرخ بیسوادی زنان نسبت به مردان بالاتر است. هرچند وی خاطرنشان میسازد، که این فناوریها مي توانند ابزاري توليد كنند مبتنی بر صدا، تماس، تصویر یا نمادهایی که مستلزم سواد نیستند، اما اين بازارهايند كه نيروي محركه براي اينگونه نوآوريهاي تكنولوژيك هستند و نيازهاي بي سوادان معمولاً از سوي آنان مورد غفلت يا بي توجهي قرار دارد (همان منبع).
رزا دلگادو(Rosa Delgado) از انجمن «جامعه اینترنتی» نتیجه میگیرد که اکثریت زنان کشورهای در حال توسعه در نتيجه ي فقدان سواد کامپیوتری computer literacy و غالباً كمبود آموزش از فرصتهای حائز اهميت شغلی و تحصیلات تکمیلی باز مي مانند.
http://www.worldcivilsociety.org/report
مایکل پاستور(Micheal Pastor) در مقاله اش تحت عنوان «شکاف دیجیتالی در سطح جهانی هنوز وجود دارد» به گزارش اشتغال جهانی (منتشره توسط سازمان جهانی کار) ارجاع میکند و نتيجه مي گيرد که فناوریهای اطلاعات و ارتباطات «پناسیل تواناساز»ي را برای بهبود شرایط زندگی زنان فراهم میسازد، اما گزارش مذكور حقیقت دیگری را نیز آشكار میکند مبني بر اينکه خلا جنسیتی دیجیتالی نيز در سطح کشورها وجود دارد به اين ترتيب كه زنان همچنان خود را شاغلين به شغلهای سطوح پایین تري در عرصه ي فناوری اطلاعات و ارتباطات مییابند. در حالیکه مردان به دستمزدهای بالاتر و مشاغل پرمسئولیت تری صعود کرده اند.
http://www.cyberatlas.internet.com/big_picture/geogeraphics/
article
اگرچه فناوریهای ازاطلاعات و ارتباطات این قابلیت را دارد که مشاغلی را برای زنان و بهبود زندگی آنان فراهم کند، گزارش مذکور یادآور میشود که بطور کلی زنان به کسب درآمدهای پایینتر، بیکاری بیشترو تمركزدر مشاغل کم مهارت تر ادامه میدهند (همان).
عمده ترین شکل شکاف دیجیتالی جنسیتی مربوط به استفاده از اینترنت است، به طوریکه کمترین ميزان کاربران را در کشورهای در حال توسعه، را زنان تشکيل میدهند. به عنوان مثال، فقط 38 درصد از کاربران اینترنت در آمریکای لاتین زنان هستند، در حالیکه در اتحادیه اروپا این رقم 25 درصد، در روسیه 19 درصد، در ژاپن 18 درصد و در خاورمیانه فقط 4 درصد است. بنا به این گزارش، در سطح جهان، بیشترین تعداد كاربران اينترنتي را مردان، دانش آموختگان دانشگاهي و یا آنان كه از میانگین درآمد بالاتري برخوردارند تشکیل میدهند. تنها آنجا كه دسترسی به اینترنت توسعه ي خوبي يافته است، نظير کشورهای اسکاندیناوی و آمریکا است که از فاصله جنسیتی در استفاده از اینترنت كاملاً كاسته شده است (همان منبع).
طی کنفرانس تداركاتی وزیران مجمع-اروپایی برای اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی (بخارست 2002) بر فهرستي از موانع خاص جنسیتی در دسترسي به فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی به شرح زیر تاکید شد:
- هزینه های بالای دسترسی و گزينه هاي تکنولوژی
- دسترسي محدود در جهت آموزش مهارتهای جدید (فقدان اطلاعات و تشویق لازم درمورد درخواست براي فراگيري فناوریهای ارتباطات و اطلاعات)
- ناكافي بودن شبکه ها و وجود اين تصور كه این فناوریها "مردانه" است
برخي نيز بر اين باورند که تفاوتهای موجود میان زنان در ردسترسی به اینترنت از جمله تحت تاثيرعوامل زیر قرار دارد:
- عامل جغرافیایی (تفاوتهاي مناطق شهری و روستایی)
- وضعیت خانوادگي (مادران مجرد دسترسي كمتر دارند)
- سن کاربران (مشکل دسترسی براي زنان بالای 45 سال)
البته در اين مورد نيز توافق وجود دارد که اطلاعات محدود در مورد وضعیت زنان بعنوان کاربران ، تولیدکنندگان و تصمیم گیران این فناوریها، ارزیابی دقیقتري در خصوص شکاف دیجیتالی جنسیتی را امكان پذير نمي سازد.
در مورد شکاف بین زنان در مناطق روستایی و شهری، گالاگر و مایر(Gallagher and Mayer, 2001 ) خاطر نشان مي گردند که بدون دستیابي به فناوریهای ارتباطات و اطلاعات ، زنان در مناطق روستایی نمیتوانند در منافعی که در حوزه آموزش، درآمدزایی، بهداشت و سایر موارد که از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات میتواند بدست آید سهیم باشند همچنانکه مي دانيم زنان شهری هم در ابتداي مسير استفاده از اين قابليتها قرار دارند.
http://www.worldbank.org/gender/digitaldivide
علی رغم كمبود اطلاعات در مورد شکاف ديجيتالي جنسیتی، شواهد محكمي موجود دارد حاکي از آنكه زنان :
- از منابع مالي کمتری برای خرید تجهیزات جدید برخوردارند
- زمان محدودتری برای کسب مهارت ها و معلومات جدید دارند
- در چارچوب و قوانين بازي جامعه اطلاعاتي(که در آن فناوریهاي اطلاعات و ارتباطات، بسرعت حوزه های کار و تجارت، آموزش و اداره حکومت را متحول مي كنند) اثرگذاري كمتري مي توانند داشته باشند
- زنان همینطور فاقد اعتماد بنفس و دلگرمی برای پيگيري فعالانه ي فرصتهای مربوط به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات هستند
http://www.unesco.org/press/pr2002/02opal8e.html
نویدهای فناوریهای اطلاعات و ارتباطات برای زنان و موانع موجود
توانایی فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازي زنان از طريق آموزش بهتر و ارتباطات گسترده و در جهت تولید درآمد شخصي براي ايشان نباید دست کم گرفته شود. بوخارت و اولدر(2003) با اشاره به وضعيت زنان در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا یادآور میشوند که آداب و رسوم سنتی در همه این کشورها مورد چالش قرار گرفته است و بویژه بر نقش و سهم اینترنت در این ارتباط تاكيد مي كنند. هاملنیک (1999) نيز معتقد است فناوریهای اطلاعات و ارتباطات اشکال جدیدی از ارتباطات را بوجود میآورد که میتواند زنان را قادر به فروپاشيدن موقعیت اجتماعی بسته ای که غالبا در آن محصورند سازد. همچنین فرصتهای نوینی را برای اشتغال زنان در مشاغلی فراهم میآورد که مستلزم مهارتهای جدید است. هرچند متذکر میشود که سیاستهای محکمی لازم است تا این فناوریها بتوانند تاثیر مثبتي بر زندگی زنان بگذارد. در جوامع دانايي محور (Knowledge socities) که در حال ظهور است دستیابی به ارتباطات یک ابزار کلیدی برای مشارکت و ادغام اجتماعی social inclusion به حساب میآید. بوخارت و اولدر (2003) همچنین یادآور میشوند که با در نظر گرفتن آنچه آنان انقلاب اطلاعاتی مینامند بازارهای شغلی به هیچ وجه با شتاب افزایش تعداد افراد جوانی که به آن وارد میشوند هماهنگ نبوده است. با ورود زنانی که در حال حاضر قصد کارکردن دارند این شرایط حادتر نيز شده است و طبقه جدیدی از کاركنان اطلاعاتی که احتمالا عمدتا متشكل از زنان خواهد بود در حال ظهور است.
ميزان بهره مند شدن از فرصتهای ناشی از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات برای زنان هم در درون كشورها و هم در مقايسه میان کشورها بسیار متفاوت است. زنان ساکن در کشورهایی که بهترین عملکرد در پروژه های توسعه ي اینگونه فناوریها را داشته اند، مانند استونی یا برخی کشورهای اروپای مرکزی، یا زنان ساکن در مناطق شهری در یک موقعیت ممتاز يا برتري قرار دارند.
http://www.unesco.org/press/pr2002/02opal8e.html
در "گزارش نهایی برنامه فرصت دیجیتالی" (UNDP, 2001:15) ) با ارجاع به قابلیتهای فناوری های اطلاعات و ارتباطات در برقرار کردن ارتباط میان افراد و اجتماعات محلی با اطلاعات و منابعی فراتر از مرزهای جغرافیایی شان ، بویژه بر اهمیت و سودمندی این نکته در ارتباط با اجتماعات به حاشیه رانده شده و گروههایی مانند زنان، جوانان و اقلیتهای قومي تاكيد شده است. افراد اين گروهها میتوانند به اطلاعات مورد نظر خود دسترسی پیدا کنند و به تبادل اطلاعات موردعلاقه خود بپردازند، قدرت جمعی خود را تقویت کنند و راه حلهای مناسب براي بهبود و توسعه ی شرايط خود را بیابند. به عنوان نمونه از گروه زنان فعال در مکزیکوسیتی ياد شده است كه توانستند با برقراري ارتباط با گروه زنان همفکر خود در کالیفرنیا از طريق پست الکترونیکی e-mail اطلاعات مفيدي را در مورد كارخانه نساجي اي كه در آن مشغول به كار بودند كسب كنند و در جريان چانه زني در باب شرايط كاري خود با مديريت كارخانه از آن در جهت حمايت از حقوق خود سود ببرند! (همان منبع).
كابرراـ بالزا (Cabrera-Balleza) بر اساس نتايج يك طرح پژوهشي درباره استفاده از فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات توسط سازمانهاي زنان در آسيا و اقيانوسيه به اين نتيجه رسيد كه گروههاي زنان با بهره گيري از امكانات اين گونه فناوريها توانستهاند در زمينههاي زير به موفقيتهايي دست يابند:
- انجام تحقيق و دستيابي به اخبار و اطلاعات
- بهبود مهارتها و معلومات شخصي و سازماني
- پيگيري و مشاركت در برنامه هاي زنان در مقياس جهاني
- انتشار اطلاعات و محصولات و مطالب تبليغاتي
- كسب شناخت در زمينه ي عوامل موثر بر توسعه در سطوح محلي و منطقه اي
- تبادل اطلاعات و تجربيات
- تنظيم و هماهنگي فعاليتها هم در كشور و هم در خارج از كشور
- مشاركت در جامعه مدني و اجتماعات محلي
- شناسايي مرتبطين جديد و گسترش شركاي توسعه
- ارائه درخواست براي حمايت هاي مالي و فني
http://www. isiswomen.org /onsite/knowhow/ict_gender.html
پژوهشي كه كابرراـ بالزا از آن نام برده همچنين نشان مي دهد كه اوج استفاده از اين فناوريها در بكارگيري «پست الكترونيكي» است كه براي مقاصد اجرايي و اداري و براي مكاتبه با كمك دهندهها و شركاي بين المللي و منطقهاي مورد استفاده قرار گرفته است. اينترنت نيز از سوي ديگر براي شبكه سازي و دسترسي به اطلاعات و جلب حمايت مردمي موثر واقع شده است.
فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات ميتواند همچنين براي زناني كه مسئوليت مراقبت از كودكان را دارند يا آنان كه دور از مراكز شهري سكونت دارند مزاياي زيادي بهمراه داشته باشد و براي مثال براي آنان فرصت كار از منزل يا به عبارت ديگر "دوركاري" (teleworking) را فراهم آورد.
http://www.worldcivilsociety.org/report
سوزان تلشتر از «كنفرانس ملل متحد در خصوص تجارت و توسعه» همچنين تاكيد مي كند كه فناوريهاي جديد ميتواند براي زناني هم كه درگير امور و فعاليتهاي تجاري و اقتصادي business women هستند، امتيازاتي چون افزايش بهره وري، ارتقاء ظرفيت كاري، راههاي ارتباطي بيشتر و صرفه جويي در زمان و هزينه ها را به ارمغان آورد.
همچنين بمنظورافزايش توانايي موثر زنان در بهره گيري از فناوريهاي اطلاعاتي ارتباطي، توصيههاي متعددي بعمل آمده است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي شود:
- اطمينان حاصل شود از اينكه جنسيت در سياستها و برنامههاي فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات لحاظ يا جاري شده باشد و زنان در نهادهاي تصميم گيرنده و سياستگذار حضورداشته باشند.
- با گسترش سياستهاي دولتي كل نگرانه در زمينه اين فناوريها، آنها را براي زنان قابل دسترس تر مفيد و مربوط سازند به نحوي كه نيازهاي زنان و موضوعات جنسيتي مدنظر قرار گيرد.
- ثبت نام دختران در برنامه هاي آموزش اين فناوري ها از طريق تدارك امكانات عملي و تشويقي مانند بورسهاي تحصيلي و فعاليتهاي ارتقاي آگاهي رساني در اين باب تشويق شود.
- فراهم كردن حمايت هاي مالي اضافي براي ترويج استفاده از اين فناوريها در ميان گروههاي زنان
- هدايت آموزش هاي مستمر در زمينه استفاده از اين فناوريها و قابليتهاي آن (مانند مبادله ساده اطلاعات، تحقيق، پردازش و ذخيره اطلاعات)
- برگزاري كارگاههاي اطلاع رساني در مورد منافع اين فناوريها به ويژه به عنوان يك ابزار ارتباطي موثر.
- انتشار وسيع (هم بصورت چاپي و هم به صورت فايلهاي الكترونیکي) نتايج پژوهشهاي صورت گرفته درموضوع زنان و فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات به ويژه تحقيقاتي كه الگوهايي از كاربرد موفقيت آميز اين فناوريها را توسط سازمانهاي زنان ارايه ميدهند
http://www. isiswomen.org /onsite/knowhow/ict_gender. html
فهرستي از توصيهها نيز از سوي كنفرانس مقدماتي وزيران پان اروپايي در اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي عنوان گرديده كه مخاطبين آن همه شركتها، دولتها، بخش خصوصي، جامعه مدني و جامعه بين المللي را شامل مي گردد. اين توصيهها عبارتند از:
- اعمال ديدگاه معطوف به جنسيت در تدوين استراتژيهاي ملي استفاده و گسترش فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات و درگير كردن كامل زنان درتوسعه نظامهاي حكومت الكترونيكي.
- سامان دادن و توسعه ظرفيت زنان براي استفاده از اين فناوريها در جهت اهداف كارآفريني و گسترش امورتجاري و اقتصادي.
- راهاندازي فعاليتهايي به ابتكار حكومت ها بمنظور تشويق جريان سازي جنسيتي در مورد موسسات ارتباطات از راه دور.
- راه اندازي فرايند تدوين گزارشهاي ملي جهت ارزيابي وضعيت زنان و مردان بعنوان كاربران، توليدكنندگان و سياستگذاران در قلمرو فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات.
تاكنون برخي اقدامات حمايتي نيز در سطح بين المللي براي ترويج و تشويق استفاده از فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات در ميان زنان صورت گرفته است و از آن جمله سازمان ملل متحد، دو اجلاس در سال 2002 براي تسهيل دسترسي زنان به اين فناوريهاي جديد برگزار نمود. يكي از اين نشستها تحت عنوان «فناوريهاي جديد اطلاعات و ارتباطات و تاثير و كاربرد آنها بعنوان ابزاری برای پيشرفت و توانمند سازي زنان» در جمهوري كره در نوامبر 2002 برگزار شد و ديگري تحت عنوان «مشاركت و دسترسی زنان به رسانه ها و تاثير آن بعنوان ابزاري براي پيشرفت و توانمندسازي زنان» با همكاري كميسيون اقتصادي و اجتماعي ملل متحد براي آسياي غربی نیز در نوامبر 2002 در بيروت، لبنان برگزار شد. نكته مهم اين است كه در تدارك براي برگزاري اين دوجلسه، زنان براي شركت در جلسات گفتگوي هفتگي از طريق اينترنت دعوت شدند تا درباره موضوعات كنفرانسها و توانمندسازي زنان و فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات نظرات خود را مطرح سازند.
باید توجه داشت که در كنار منابع و فرصتهايي كه اين فناوريها براي زنان فراهم ميسازند، موانعي نيز براي استفاده زنان و دستيابي به اين فناوريها وجود دارند. مواردي از اين موانع و محدوديتها در پژوهشي كه در منطقه آسيا و باسيفيك صورت گرفته است به شرح زير فهرست شده است:
- عدم ثبات سياسي، اقتصادي و اجتماعي. اين مسئله بويژه در قفقاز، ارمنستان، آذربايجان و گرجستان و منطقه آسياي مركزي نقل گردیده بود كه خود را در نرخ بالاي تورم، مناقشات مسلحانه داخلي يا ساير اشكال آشوبهاي داخلي، نسبت بالاي بلاياي طبيعي و ميزان بالاي اقتدار مركزي نشان میدهد.
- فقدان سياستهاي ملي تشويق كننده فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار توسعه كه ميتواند از ضعف زيرساختهاي اين فناوريها مانند خطوط تلفن ناكارآمد يا نبود برق در برخي مناطق روستايي و مناطق دور در اقيانوسيه و قسمتهايي از آسيا كه هنوز دسترسی به برق ندارند، ناشي شده باشد.
- هزينه های سخت افزار و نرم افزار كامپيوتر و هزينه نگهداري و اتصال بخصوص هزينه نرم افزارهای دارای مجوز. هزینه متوسط ماهانه یک اشتراک اینترنتی در كشورهاي حوزه اقيانوسيه که مورد مطالعه قرار گرقته اند 50 دلار آمريكا برآورد شده است. هزینه آن ظرف يكسال بالغ بر يك چهارم يا نيمي از سرانه توليد ناخالص ملي در بسياري از كشورهاي منطقه اقيانوسيه میگردد كه البته شكي نيست اکثریت مردم این کشورها توان پرداخت آن را ندارند. از سوي ديگر، گروههاي زنان در شرق و جنوب شرقي آسيا كه به فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، به ويژه به اينترنت و پست الكترونیکي دسترسي داشتهاند، تصديق كردهاند كه هزينههاي ارتباطي آنان به خاطر بكارگيري فناوريهاي جديد، بسيار كاهش يافته است.
- عدم برخورداري از مهارتهاي كامپيوتري يا كمبود مهارت در اين زمينه. برخي از زنان در ناحيه اقيانوسيه در زمینه ی حوزههاي مختلقی نظير نصب یا نگهداری سخت افزار يا نرم افزار، مهارتهاي مبتني بر اينترنت مانند telnet، f.t.p يا شبکه های ارتباط از طریق پست الکترونیکی (mailing lists) واقعا با مشكل روبرو بودهاند. نمايندگان يك سازمان غيردولتي زنان از فيجي تحت عنوان «اقدام زنان براي تغيير» عنوان كردند كه آنان حتی استفاده از فكس يا تلفن را ترجيح ميدهند. گروههای دیگری در منطقه اقيانوسيه نیز اظهار نمودند كه تماسهاي حضوري و جلسات گروهي هنوز روشهاي موثرتري براي ارتباطات با دیگرسازمانهاي زنان در مقايسه با ارتباطات الكترونیکي شبكهاي است.
- آگاهي محدود زنان در زمينه انواع دیگر امکانات و فرصتهاي فراهم شده به وسيله فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات ( به غیر از دسترسي به اطلاعات).
- محدوديت دسترسی به اطلاعات آنلاين به زبانهايي غير از انگليسي. انگليسي در بسياري از كشورهاي آسيا و اقيانوسيه نه زبان اول است و نه زبان دوم و در صورتیکه هر استراتژي اطلاعاتي بخواهد موثر واقع شود يكي از مسايل اوليه كه ميبايستي در نظر گرفته شود زبان است. زبان روسي ممکن بود بتواند در قفقاز و منطقه آسياي مركزي تاثير بيشتري داشته باشد. زبان چيني در چين، هنگ كنگ و تايوان و زبان بهاسا در مالزي و اندونزي.
http://www.isiswomen.org/onsite/knowhow/ict_gender.html
در اين گزارش همچنين كيفيت اطلاعات ارسال شده بر روي وب يا گردش اطلاعات به واسطه ساير اشكال فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات به عنوان يكي ديگر از موضوعات كليدي در ارتباط با زنان مطرح شده است. نسبت قابل توجهی از اطلاعات بر روي اينترنت از نوع پرونوگرافي است. تعدادی از زنان آسيا و پاسيفيك به وسيله اينترنت به سمت فحشا سوق داده شدهاند (همان منبع). از سوي ديگر، گفته میشود از اين فناوريها به نحو موثري در تلاشهاي جهاني جهت پايان بخشيدن به قاچاق زنان و دختران (حدود 700 هزار زن و كودك هرساله قاچاق ميشوند) استفاده شده است. به عنوان مثال، از ابتدای سال 1995 از اينترنت براي ايجاد همکاری بين المللي، مذاکره و تبادل تجربیات برای خانمه دادن به قاچاق زنان استفاده شده است. در مواردی هم از اين فناوريها براي گردآوري اطلاعات در خصوص قاچاق، اطلاع رساني عمومي در اين زمينه و حتي رهايي زنان قاچاق شده و بازگردانیدن آنها از طريق فراهم نمودن آموزشهاي شغلي، استفاده گرديده است( همان).
توصيههايي نیز براي غلبه بر موانع و محدوديتهاي دستيابي زنان آسيا و اقيانوسيه به فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطات بعمل آمده است. برخي از اين توصيهها به شرح زير فهرست گردیده است:
- بازسازی مجدد اطلاعات در دسترس بر روي اينترنت و تركيب امکانات اينترنت با امکانات رسانههاي "سنتي" يا جا افتاده تر نظير راديو و چاپ.
- آموزش و ظرفيت سازي در مورد سازمانهاي غيردولتي زنان و گروههاي مردمي در زمينه مهارتهاي متعدد فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات - برخی از اين نمونهها آموزشي فعاليتي بوده است كه توسط يك سازمان غيردولتي تحت عنوان «آموزش شبكه سازي الكترونيکی زنان» صورت گرفت و نمونه ديگر آموزش انجمنهاي مردمي زنان درباره فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات كه توسط يك سازمان غيردولتي زنان در مانيل صورت گرفته است.
- تسهیل ایجاد و گسترش متون و محتوا بر روي وب، توليد و استفاده از منابع مربوط به این فناوريها به زبانهاي متفاوت. دو نمونه از اجراي اين راه کار شامل تهيه بانك اطلاعات چند زبانه (توسط سازمان غیر دولتی aworc) و توليدات رسانهاي ويژه زنان است كه به همت گروههاي رسانهاي زنان صورت گرفته است(توسط سازمان غیردولتی Isis international)
شبكه سازي و همكاري با ساير سازمانهاي رسانهاي و گروههاي جلب حمايت براي افزايش قابلیت دسترسی اين فناوريها به واسطه همگرايي فناوريهايي نظير راديو و اينترنت.
http://www.isiswomen.org/onsite/knowhow/ict_gender.html
بوخارت و اولدر(2003) به ظهور نوعی انقلاب اطلاعاتي در خاور ميانه اشاره داشته و متذکر شده اند كه اين منطقه زماني يكي از پيشرفتهترين بخشهاي دنيا بود؛ مردم اين منطقه در رياضيات، نجوم، علوم و پزشكي مهارت داشتند و به خاطر شعر و هنرهاي ديگر شهرت داشتند. اين پيشرفت با گسترش امپراتوري اسلامي همزمان شد و در واقع آنچه امروز تحت عنوان خاور ميانه و شمال آفريقا باقي مانده است، بقاياي همان امپراتوري بزرگ اسلامي است. اين دو پژوهشگر بر اين باورند كه اين منطقه بار ديگر با اقتصاد جهاني در حال پيوند خوردن است و با گسترش اخیر فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات که به توسعه اقتصادي اين منطقه كمك ميكند بار دیگر آن را در ارتباطی نزدیک با اقتصاد جهانی قرار میدهد. ایندو محقق در گزارش خود جدولی از شاخصهاي فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات را در تائید این نظر خویش ارائه میکنند . طبق نظر ایشان، ارتباطات از راه دور در سراسر منطقه خاورميانه و شمال آفريقا در طي 10 سال گذشته بسيار بهبود يافته است هرچند هنوز بسیاری كشورها به لحاظ تعداد خطوط تلفن، ارتباطات بين المللي و بويژه خدمات و ارتباطات اينترنتي زير ميانگينهاي جهاني قرار دارند.
بوخارت و اولدر اعتقاد دارند كه موفقيت اقتصاد مبتني بر فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات شدیداً در گروی مشاركت تمامی مردم است و لذا هم مردان و هم زنان بايد در این امر مشاركت داشته باشند. گسترش فرصتهاي کاربرد ICTs نه تنها برای زنان بلکه همچنین برای كشورهاي عربي در کل سودمند به حساب آمده است. به اعتقاد ایشان وارد شدن اين فناوريهاي جديد به دنياي اعراب ابزار كاملي را براي زنان بمنظور تقويت وضعيت اجتماعيشان در جامعه فراهم ميكند و باعث خودآگاهي آنان و همچنين مشاركت بيشتر در نيروي كار ميگردد(همان منبع).
اين دو پژوهشگر همچنين يادآور شده اند هرچند نفوذ اينترنت روند آهستهاي در خاور ميانه داشته، ولي هم اینک وب سايتهاي بسياري به زبان عربي و انگليسيدر دسترس زنان عرب قرار دارد و برخي حتي مخصوص زنان طراحي شدهاند نظير سايت «ارتباط زنان عرب» www.arabwomenconnect.org كه تحت نظارت بنياد توسعه زنان سازمان ملل متحد است.
در سپتامبر 1996 برنامه زنان APC اقدام به انجام يك نظرخواهي از بيش از 700گروه زنان و زنان منفرد از طريق پست الكترونیکی برای تعیین نیازهای شبكه سازي الكترونيکی و تعيين فرصتهاي تازه نمود. طبق گزارش فارول و همكاران(Farewel et al., 1999)
نتایج کلی این پژوهش آشكار ساخت كه عليرغم موانع بسيار زنان گامهاي بلندي براي دستیابی به ارتباطات الكترونيکی برداشتهاند و از حمايت و تسهيلات ايجاد شده بوسيله برنامه های آموزشي نظير برنامه حمايت و فعال سازی از سوی شبكههاي APC استفاده بردهاند.
به نظر ميآيد كه افزايش ارتباطات و سهيم شدن در دانش توسط زنان نه تنها در جنوب و شرق اروپا، بلكه در جوامع دوردست در شرق و غرب باعث شده است كه دورنماي مشاركت اينترنتي زنان بهبود یافته و در جهت دنياي عادلانهتري براي زنان پيش میرويم.
فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود. شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.
رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.
پيشنهاد به علي:
اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاهداشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.
سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.
علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟
ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه وآله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.
افكار خفته بيدار مي شود:
اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشكيل خانواده هيچگونه توجه نداشت.
علي (ع) اندكي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يك طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست كه اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.
علي (ع) به خواستگاري مي رود:
اين پيشنهاد علي را تحت تأثير قرار داد بطوريكه دست از كار كشيد و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عباي تميزي بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پيغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصي است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.
عرض كرد: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت، كيست كه نديده درباره اش چنين داوري مي كني؟
فرمود: اي ام سلمه! مردي دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمويم و محبوب ترين مردم نزد من است.
ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز كرد. علي (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست. از خجالت سرش را به زير انداخت، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد. مدتي هر دو خاموش بودند. بالاخره پيغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي كه از اظهار آن خجالت مي كشي؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش كه تمام خواسته هايت قبول مي شود.
عرض كرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربيت وتأديب من كوشش نمودي و به بركت وجود شما هدايت شدم. يا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنيا و آخرت من شما هستي. اكنون موقع آن شده كه براي خود همسري انتخاب كنم و تشكيل خانواده دهم، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحتيهاي خويش بكاهم. اگر صلاح بداني و دختر خود فاطمه عليها السلام را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.
رسول خدا كه در انتظار چنين پيشنهادي بود صورتش از سرور و شادماني بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.
پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را درچهره او ديد گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست (2).
توافق:
رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يك شمشير، يك زره و يك شتر.
فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد كني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبكشي كني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين كني و براي اهل وعيالت كسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل كني، تنها چيزي كه مي تواني از آن صرف نظر كني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اكتفا مي نمايم. يا علي آيا اكنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشكار بسازم؟!
عرض كرد : آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيك خوي و خوشزبان بوده ايد.
فرمود: پيش از آنكه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش
برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجيب و طيب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدي (3).
خطبه عقد:
پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنيم و خطبه بخوانيم.
علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بين راه ملاقات كرد، آنها از جريان كار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج كرد، هم اكنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.
پيغمبر (ص) در حالي كه صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامي كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد كه جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.
علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم كه بغير از او خدايي نيست. شهادتي كه مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي كه مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.
مسلمانان به پيغمبر (ص) عرض كردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي كابين بسته اي؟
رسول خدا پاسخ داد: آري
پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افكند.
مذاكره عروسي:
علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يك ماه طول كشيد و من خجالت مي كشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولي گاهي كه خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيكو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو كردم.
روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمي كني كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي كنم اما از رسول خدا خجالت مي كشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (ص) برويم.
علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد كرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاكره كنم.
ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (ص) نام خديجه را شنيد اشكش جاري شد و فرمود: خديجه؟! كجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي كه مردم مرا تكذيب نمودند مرا تصديق كرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود كه خدا بر من وحي فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.
ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.
فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي كند؟ عرض كرد: از كمروئي اوست.
پيغمبر (ص) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر كن.
وقتي علي (ع) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.
عرض كرد: آري يا رسول الله.
فرمود: خدا مبارك كند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي كنم.
سپس به همسرانش فرمود: فاطمه را زينت كنيد و خوشبويش نماييد و اطاقي را برايش فرش كنيد تا مراسم عروسي را برگزار كنيم (4). مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه (5) سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت(6).
حال به منظور این که علاوه بر فاکت های سلبی (Factes)، از جنبه های ایجایی و تعریفی جامعه شناسی در دیدگاه وی آشنایی دقیقی حاصل کنیم، به فاکت های ایجابی جامعه شناسی از دیدگاه شریعتی می پردازیم:
"جامعه شناسی در یک مکتب اولاً مشخص می کند که جامعه را چگونه واقعیتی می داند و چگونه آن را از نظر فکری و اقتصادی می شناسد. اعتقاد خاص انسان بر اساس و به اقتضای مکتبش به جامعه بشری و نظامی که برای آن قایل است و نوع تلقی یی که از جامعه بشری دارد".
آیا واقعاً و حقیقتاً تفاوتی بنیادی و اساسی بین این دو نوع رویکرد نسبت به جامعه و جامعه شناسی وجود ندارد؟ تعریفی سلبی و ایجابی از منتها الیه نفی تا منتها الیه تأیید! نفی جامعه شناسی علمی، دانشگاهی، سیستماتیک و قاعده مند به عنوان علم شناخت جامعه و حل مشکلات و مسایل اجتماعی و بحران های مربوط به جامعه و در برابر آن، پذیرش جامعه شناسی در چارچوب مکتب و ایدئولوژی!
تصور نمی شود به توضیح بیش تر نیاز باشد که جامعه شناسی به مثابه یک علم دارای موضوع و روش، با جامعه شناسی به عنوان یک دکترین، ایدئولوژی و مکتب تفاوتی از زمین تا آسمان دارد. جامعه شناسی به عنوان یک علم با جامعه شناسی به مثابه یک ایدئولوژی، کاملاً دو چیز متفاوت هستند. در حقیقت، شریعتی به نوعی از جامعه شناسی تحت عنوان جامعه شناسی مکتبی و ایدئولوژیک قایل است که درک و تلقی و برداشت و رویکرد ویژه ای به جامعه و مسایل آن دارد. این همان جامعه شناسی کلان گرا، ذهنی آرمانی و خیالپردازانه و معطوف به مدینه فاضله و جامعه بی طبقه آرمانی – تخیلی است که در قالب ایدئولوژی ارایه می شود و از واقعیت و قوانین و فواعد سر سخت اجتماعی بسیار دور و بیگانه است و شناخت و درک آن از جامعه، اصول اجتماعی، قواعد، روندها، واقعیات، علل دگرگونی ها، مسایل و روابط ساخت ها و ساختارها و شبکه ها و مناسبات اجتماعی، ذهنی و دور از واقعیت همیشه موجود جوامع واقعی است. آیا شناخت جامعه شناسی ایدئولوژیک از جامعه بدون هرگونه تجربه عینی و تاریخی و آزمون های علمی واقعیت دارد؟ آیا این نحوه نگرش و رویکرد واقعی است؟ مبتنی بر علم است؟ آن چه پوپر به آن انتقاد دارد و آن را دعوت به ناکجا آباد و تعین گرا و دترمینه و تاریخی گری می خواند، دقیقاً همین نوع نگاه به جامعه و واقعیات عینی حاکم بر آن است. شریعتی در تقابل با جامعه شناسی خرد که زادگاه آن آمریکاست می گوید:
"جامعه شناسی آمریکایی، جامعه را به صورت مجموعه ای از آحاد اشیا نگاه می کند و بنابراین بررسی و عقلش، آمار و ارقام است و این بزرگترین فریب است. (همان منبع)
آیا واقعاً پارسونز، پارک، مرتون، سوروکین، اینکلس و ... فقط به آمار و ارقام التفاوت داشتند؟ آیا آن ها فریب کار بودند یا فریب خورده؟
اکنون با توجه به وجود پارادوکس های گوناگون نظری در آثار شریعتی، اگر بخواهیم دیدگاه های وی را درباره جامعه شناسی جمع بندی کنیم، به این نتایج دست می یابیم:
الف: جامعه شناسی علم نیست، لذا فاقد اعتبار و اتکا در امر شناخت و عمل است.
ب: جامعه شناسی آمریکایی (خرد) جامعه شناسی آماری است. در جامعه شناسی حوزه آمریکا آمار و ارقام کارکردی جز فریب دادن ندارد.
پ: جامعه شناسی علمی نیست که بتواند جامعه شناسی کند و مشکلات جامعه را مرتفع نماید و مضمون و محتوا و نوع نظام اجتماعی را مورد شناسایی قرار دهد.
ت: جامعه شناسی علمی، توهم است و تنها جامعه شناسی ایدئولوژیک است که درک واقع بینانه ای از جامعه دارد.
ت: جامعه دارای قوانین علمی است.
معلوم نیست آخرین گزاره بر اساس کدام شناخت علمی و جامعه شناسانه توسط شریعتی کشف شده است؟
در واقع شریعتی با نفی جامعه شناسی علمی، دانشگاهی، آکادمیک و دقیق، به تأیید و تعریف نظری نوعی از جامعه شناسی می پردازد که آن را می توان جامعه شناسی مکتبی و ایدئولوژیک نام گذاری کرد و به نظر وی تنها این نوع جامعه شناسی است که امکان شناخت جامعه را میسر می کند!
به نظر می رسد بر خلاف اندیشه های جامعه شناسانه یا به تعبیر دقیق تر شبه جامعه شناسانه شریعتی، این جامعه شناسی ایدئولوژیک و مبتنی بر فلسفه اجتماعی و روش شناسی فلسفی (کل گرا و کل نگر) است که به علت فقدان تجربه عینی اجتماعی- تاریخی و پایه های علمی به معنای حقیقی کلمه و مبانی متدولوژیک و آمار و ارقام و اعداد و نمودار و جداول است که تکنیک های علمی را نفی کرده و قادر به شناسایی واقعیت، آن چنان که هست نه آن چنان که می خواهیم و می سازیم نیست و جهت و سمت و سوی به غایت سوگیرانه و مبتنی بر جبرگرایی و تا ریخی گری دارد. کدام تجربه علمی و واقعی اجتماعی در تاریخ اجتماعات انسانی رویکردهای ایدئولوژیک به جامعه را به اثبات رسانیده است؟ آیا ناکامی جامعه شناسی ایدئولوژیک مارکسیستی که قالب ریزی ذهنی واقعیت عینی و تاریخی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در ظرف محدود روز گرایی خطی و تکاملی در سراسر جهان کافی و دافی نیست تا شکست بزرگ را اثبات نماید؟
در رویکرد جامعه شناسی علمی، هیچ گاه صورت مسأله یا به عبارت دیگر واقعیت اجتماعی با هر نوع نظم اجتماعی و خصیصه و روابط و مناسبات پاک و نفی نمی شود بلکه با نگاهی علمی، منظم، قاعده مند و سیستماتیک و استقرایی به آن نگریسته می شود و مسایل و مشکلات به طرق علمی طرح و حل می شود.
و به جای ارایه راه حل های اتوپیک، توهمی، ذهنی، خیالپردازانه، واقعیت پلورالیستیک با ضرایب احتمالی در مسیر تغییرات، عرضه می شود. کدام واقعی و علمی تر است؟
روشن است که جامعه شناسی ایدئولوژیک در پس نگاه خود یک جبر نهفته را پنهان دارد و نا گزیر است واقعیت را نفی کند تا آرمان و مدینه فاضله و جامعه برین رویای خود را درقالب شهر خورشید، مدینه فاضله و اتوپیا جایگزین آن سازد.
جامعه شناسی ایدئولوژیک به لحاظ محتوا و مضمون، همان فلسفه اجتماعی غیر علمی است که با نظریه پوزیتیویستی کنت در عرصه شناخت اجتماعی، تیغ آن به شدت کند شد و با دورکهیم رسماً از میدان و صحنه مطالعات جامعه شناسانه خارج گردید. اگر چه پوزیتیویسم نیمی از واقعیت را در بطن خود نهفته داشت، لیکن در برابر و در مقایسه با توقف عظیم تاریخی – اجتماعی جوامع، دعوت به راه و روش و اندیشه مطالعه علمی (مشاهده، تجربه، آزمایش و تکرار) یعنی روش علوم طبیعی یک گام عظیم به جلو برداشته شد و فلسفه اجتماعی به طور کلی از علم اجتماعی جدا و منقک گردید و درست پس از این تفکیک و جدایی تاریخی، علم و انواع علوم انسانی و به ویژه جامعه شناسی در مسیر صحیح و تکاملی و تاریخی و واقعی خود قرار گرفت و امروز جایگاهی بس ارزشمند و معتبر را اختیار کرده است.
جامعه شناسی علمی با تکیه بر روش علمی، به شناخت، تصرف، مهار و کنترل پدیده های اجتماعی می پردازد تا بتواند واقعیت را تغییر دهد. اما از دورن تفکر اندیشه جامعه شناسی ایدئولوژیک، ذات گرایی و ماهیت گرایی فلسفی بیرون می آید که اساساً در حوزه مطالبات علمی جامعه شناختی قرار نمی گیرد. شریعتی به اقتضای رسالت اجتماعی و اهداف ایدئولوژیک آن، تعریف و شناختی را می پسندید که دستگاه فکری هندسی ایدئولوژیکش بتواند آن را در خود جای دهد و تعریف و عرضه بدارد.
بدیهی است به منظور جلوگیری از سؤتفاهم، بایستی توضیح داده شود که در این جا بحث بر سر مکتب یا ایدئولوژی خاصی نیست، بلکه خصلت غیر واقع گرایانه ایدئولوژیک است که با واقعیات فاصله دارد. اساساً فاصله علم و ایدئولوژی و واقعیت و حقیقت، فاصله عظیمی است و این دو در عرض هم قرار دارند. جامعه یک واقعیت دلخواه نیست و چنان که شریعتی تصریح دارد؛ دارای قوانین مسلم علمی است.
بنابراین با هر نوع نگاه و رویکردی جز رهیافت علمی، نه تنها قادر به فهم واقعیت های اجتماعی به طور دقیق نخواهیم شد، بلکه یک بن بست علمی فراروی ما قرار خواهد داشت که مانع از دست یابی و شناخت واقعیات عینی و خارجی مستقل از ذهنیات ما می شود. فی الواقع این همان اسپاسمانتالیسم یا فاصله موجود بین واقعیت و خیال و عین و ایده است. اگر این تعریف را در خصوص علم بپذیریم که علم در جستجوی کشف روابط علی و قانون مند و نسبتاً پایدار بین پدیده ها و متغیرهای واقعی است، در مقایسه با رویکرد شریعتی به علم و جامعه شناسی علمی که وی اعتقاد دارد جامعه شناسی کارآیی لازم را در حل مسایل جامعه ندارد، پارادوکس موجود در اندیشه شریعتی به درستی عیان و آشکار می شود. اگر جامعه شناسی قادر به شناخت جامعه و قوانین و نظامات حاکم بر آن نباشد، پس کدام علم صلاحیت بررسی و مطالعه جامعه و شناخت آن و حل مشکلات را داراست؟ آیا رشد و تکامل رشته های مختلف جامعه شناسی از قبیل صنعتی، روستایی، شهری، خانواده، ارتباطات، کار و شغل و سیاسی در جوامع پیشرفته جهان، بر نظریات، آرا و پیش گویی شریعتی مهر ابطال نمی زند؟ اصولاٌ در جامعه شناسی ایدئولوژیک، همه جوامع نا مطلوب و ناهنجار و دچار مشکلات عدیده هستند و تنها با رهیافت های ایدئولوژیک رو به مطلوبیت و جامعه مطلوب و آرمانی گام برمی دارند!
جامعه شناسی ایدئولوژیک، فلسفی، اتوپیست، کلان گرا و کلان نگر است و قادر به تحلیل و تبیین علمی و توضیح نسبتاً دقیق روابط جزیی و علت و معلولی اشیا و پدیده ها و موقعیت ها نیست. از این رو می توان اظهار داشت؛ اولاً شریعتی به خاطر گرایش ایدئولوژیک و ثانیاً به علت دارا بودن بینش کلان نگر در عرصه جامعه شناختی، به طور کاملاً طبیعی از جامعه شناسی خرد سرباز می زند و چون در مضمون و محتوای جامعه شناسی خرد، واژگونی سیستم منظور نظر نیست، بلکه نهادها و سازمان ها و انستیتوسیون های اجتماعی دست کاری، اصلاح و ترمیم می شوند، این روش با اهداف وی در تعارض کامل قرار داشته است.
لازم به توضیح نیست که شریعتی به طور کامل و تمام عیار در چارچوب شاخص ها و نگره های جامعه شناسی کلان، تفکر و عمل نمی کند. اما بر اساس آثار به جا مانده از او می توان شریعتی را در طبقه بندی سطوح جامعه شناسی، ذیل جامعه شناسی کلان گرا قرار داد. تشابهات فراوان استنادی در آثار وی گواه و تأییدی بر این نظریه به شمار می آید. آن چه کاملاً مسلم و بدیهی است، این نکته است که شریعتی به شدت با نفی و انکار جامعه شناسی علمی از آن فاصله داشته و با آن کاملاً بیگانه و غریب است و حتی آثار جامعه شناسان خردگرا و نظریه پردازان تئوری های میان برد جامعه شناسی را مطالعه نکرده است و از آن آگاه نیست، بلکه به طور سطحی و گذرا به آن پرداخته است.
هفت ميليون نفر كاربر فعال اينترنت در كشور وجود دارد كه اين ميزان 2 برابر تيراژ مجموع مطبوعات كشور، كتابها و ساير گزارشهاي منتشر شده ميباشد.
به گزارش ايسنا از ستاد اطلاعرساني پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، «محمد رضا فاضلي» پژوهشگر با بيان اين مطلب در ميزگرد گروه پژوهشي «فناوري اطلاعات با رويكرد اجتماعي»، نقش اينترنت و محصولات فناوري نوين اطلاعات را در ميان رسانههاي كشور روزافزونتر خواند و بررسي ابعاد فرهنگي - اجتماعي اين محصولات را يكي از مهمترين دستورات كار گروه عنوان كرد.
وي افزود: رشد بالا و مخاطبان وسيعي كه در حوزه اينترنت هستند بررسي ابعاد گوناگون در مورد آن را اجتنابناپذير ساخته و باعث به وجود آمدن پژوهشهاي متعددي در اين زمينه شده است.
فاضلي، ادامه داد: «اينترنت» ابعاد اجتماعي متفاوتي دارد و ما را با بازتوليد هويتهاي مختلف مواجه ميسازد.
به گفتهي وي «اينترنت» به عنوان يكي از صورتهاي محصولات فرهنگي داراي اهميت اجتماعي بسيار است و با توجه به استفادهي بالاي كاربران از اينترنت، در ميان رفتارهاي فراغتي جايگاه بسيار ويژهاي دارد.
در ادامه ميزگرد، پژوهش «جهان فرهنگي كاربران ايراني اوركات» بررسي شد كه بر اساس يافتههاي آن «اوركات» گستردهترين شبكه از لحاظ دوستيابي است و ايرانيان مقام سوم در اين شبكه را بعد از آمريكا و برزيل دارند.
همچنين در اين شبكه تعداد زنان از مردان بيشتر است، 64 درصد افراد مجردند و بيشتر اعضا سنيني بين 25-19 سال را تشكيل ميدهند.
دكتر مسعود كوثري، مجري طرح يادشده ميانگين اجتماعات در شبكه «اوركات» را 50-40 اجتماع، عنوان كرد و گفت: از لحاظ گرايشهاي سياسي، غيرسياسيها بيشترند و پس از آن گرايشهاي «خيلي اقتدارگرا»، «ليبرال چپ و راست» و «محافظه كار» قرار دارد.
به گفتهي وي 87 درصد با انگيزه دوستيابي، 33 درصد با انگيزه كار و شغل و 17 درصد با انگيزه قرار ملاقات وارد اين شبكه شدهاند.
كوثري، تعداد كاربران در شهرهاي تهران، مشهد، شيراز و اصفهان را بيشتر از ساير شهرها دانست و افزود: 80 درصد افراد به موسيقي سنتي، 20 درصد موسيقي پاپ، 60 درصد به هنرپيشگان مرد، 20 درصد به هنرپيشگان زن و 20 درصد به تركيبي از اين دو علاقمندند.
اين پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران، فيلمهاي هاليوودي را فيلمهاي محبوب اعضاء شبكه «اوركات» ذكر كرد و گفت: چهار شخصيت «آلبرت انيشتين»، «دكتر علي شريعتي»، «الهي قمشهاي» و «مصدق» بيشترين محبوبيت و شهرت را دارند.
دكتر كوثري «اوركات» را يك شبكهي دوستيابي و يك دوستيابي شبكهاي دانست و بيان داشت: اينترنت و رسانههاي نوين امكان يك نوع مقاومت نشانه شناختي به كاربر ميدهد و در مقابل فرهنگ رسمي، يك امتزاج فرهنگي ايجاد و به شكلگيري هويتهاي جديد كمك ميكنند.
وي به روند جهاني شدن در عصر حاضر اشاره كرد و گفت: ما به عصر اطلاعات پسا صنعتي وارد شده و از نظمهاي ژئوپولتيكي عبور كردهايم.
مجري طرح «جهان فرهنگي كاربران ايراني در اوركات» اهداف ورود افراد به فضاهاي مجازي را ايجاد ارتباطات، تحصيل، تفريح و سرگرمي، تسهيل امور تجارت و رايگيري دانست و ادامه داد: اينترنت به عنوان يك عرصه عمومي نوين بيشتر از ساير رسانهها، تعاملي و دو طرفه است و افراد تنها مخاطب نيستند بلكه توليد كننده نيز هستند و از آزادي بسيار برخودارند.
پس از آن كه لاكپشتهاي بهمن قبادي پرواز كردند ، ماهي هاي علي رفيعي هم عاشق شدند البته ما نمي خواهيم در مورد اولي حرف بزنيم
بلكه بيشتر مي خواهيم در مورد دومي صحبت كنيم كه ما از آن خوشمان آمد ولي خوب چفت و بند هاي فيلم به هم نچسبيده بود اما من خوشم آمد و از همه مهمتر "زن زيادي" بود كه در آن تهمينه ميلاني طبق معمول مردهاي بي شعور را مورد پرسش قرار داده بود كه "آخه چرا ؟! " آن مردهاي بي شعور هم طبق معمول تر در مقابل اين پرسش تاريخي هيچ جوابي نداشتند و اين اوج فيلم بود و فلذا ما شعار فيمينيستي – چپي مي دهيم كه : "ضعيفه هاي دنيا متحد شويد "، چون طبق تحقيقات جمعيت شناسان حدود نيمي از جمعيت كره زمين را زنان (همان ضعيفه ها - مترجم) تشكيل مي دهند و آنها براي بدست آوردن حقوق حقه ي از دست رفته و پايمال شده شان تلاش مي كنند ؛ اما چون در كشور ما زنها يك اقليت قومي نژادي كوچك هستند، كه بعضي از آنها در اكثر اوقات دستشان را با مردها (الته از نوع محرم) مي كنند توي يك كاسه و از آن طريق ديگر زنان را به استضعاف كشناده و آنها را استسمار مي نمايند و من هم به عنوان يك انسان و طرفدار حقوق همه ، از زنان دفاع مي كنم ، و همه به من اتهام زلالت در مقابل جامعه نسوان مي زنند (باور كنيد من خودم مرد هستم و هيوا يك اسم مردانه است به معني اميد و خدا از باعث بانيش{رسول ملاقلي پور سابق} نگذرد با آن فيلم هيوايش كه همه راه افتادند و اسم دختر هايشان را گذاشتند هيوا ....)
با اين حرفها احتمالاً پيش خودتان تصور مي كنيد كه راقم اين سطور مقاديري در زمينه فيلم و اينها اطلاعت دارد ، بايد بگويم كه تصورتان كاملا درست است و من اطلاعاتي در زمينه فيلم و اينها دارم و آن اينكه فيلم چيزي است كه دروغ است و در سينما،سينما 1 و سينما4
Multivision (در انواع مختلف ) نمايش داده مي شود .
راستي چرا مردم توي سينما به صحنه هاي رمانتيك و جدي مي خندند ؟؟ (كار شناس روان پريچي جريده : احتمالا ايراد از شما مي باشد چون افسرده هستيد بنا بر اين فكر مي كنيد صحنه هاي مذكور رمانتيك و جدي هستند ، در حالي كه آن صحنه ها در اصل كميك و روده بر مي باشند و مردم بسيار كار خوبي مي كنند كه مي خندند. البته بر عكس اين مسئله در ممالك ديگر از جمله اروپاي كافر و آمريكاي قاصب صادق است و در آن جا به دليل مسائل مربوط به كپن ، شهريه دانشگاه ، انتخابات و ... افسرده هستند و بندگان خدا حق دارند به آن صحنه هاي به قول شما رمانتيك نخندند و اين نشانه افسردگيست ، پس نتيجه مي گيريم كه در مملكت ما هيچگونه بي ماري رواني و از جمله بي ماري غربي و وارداتي افسردگي موجود نمي باشد لطفا سوال نكنيد )
با توجه به آن كه در بالا آمد و ادامه اش در آينده خواهد آمد متوجه شده ايد كه بايد از اين به بعد در اين ستون با چه موجودي
روبرو شويد ، لذا چون ستون ما در حال حاضر بيشتر از ظرفيت خود و سردبير پر شده است با شما ، خدانگهداري ، مي گوييم
تا هفته ديگر و ، طنز نامك ديگر
نام كتاب : زن ايراني ( به روايت سفرنامه نويسان فرنگي )
كتاب زن ايراني ( به روايت سفرنامه نويسان فرنگي ) به گونه اي متفاوت و خواندني و دقيق به شرح زندگاني زن ايراني در ادوار گذشته مي پردازد . اين كتاب بر اساس بيش از 50 سفر نامه فرنگي نوشته شده است . محدوده زماني روايات اين كتاب ، مربوط به فاصله ماني صفويه تا اوائل پهلوي است . خواننده محترم با خواندن اين كتاب به نحوي بسيار دقيق ، با نحوه پوشاك ، آرايش ، حجاب ،ازدواج ، طلاق و ديگر مسائل زنان ايراني در گدشته ها آشنا مي شود .
نويسنده : ميترا مهابادي انتشارات : روزگار تاريخ انتشار : بهار1379
بانوي ارديبهشت
نويسنده و كارگردان: رخشان بني اعتماد
تاريخ نمايش : 1377
فروغ كيا فيلمسازي است كه از شوهرش جداشده و با تنها پسرش زندگي مي كند. او تصميم دارد براي دفتر پژوهش هاي دكتر رهبر فيلمي درباره مادر نمونه بسازد. فروغ با زنان بسياري روبرو مي شود و با آن ها مصاحبه مي كند و همين او را مبهوت مي كند كه مادر نمونه واقعا چه كسي است. از سوي ديگر خودش نيز به عنوان يك مادر در خانه موقعيت دشواري را از سر مي گذراند. پيشنهاد ازدواج دكتر رهبر. فروغ را سردرگم كرده است، به ويژه كه ماني فرزندش تحمل ازدواج مادر را ندارد. در پايان فروغ تصميم خود را مي گيرد و به رغم واكنش هاي تند ماني، به دكلر رهبر تلفن مي كند. اين تلفن او به ما مي گويد كه سر آخر بر ترديدهايس چيره شده است.
سگ كشي
نويسنده و كارگردان: بهرام بيضايي
سال ساخت: 1379
يك بانوي نويسنده ايراني به نام گلرخ كمالي، كه سال گذشته شوهرش، ناصر معاصر را به حال قهر و به گمان رابطه اي ميان او و منشي شركتش ترك كرده بود، با پايان جنگ به تهران برمي گردد و شوهرش را مي بيند كه ورشكست شده و در حال رفتن به زندان است. گلرخ متوجه مي شود كه شريك شوهرش با صحنه سازي، تمامي سرمايه ي شركت را برداشته و به طور غير قانوني از مرز خارج شده و شوهرش مانده با تمامي بدهي هاي شركت و فشارهاي طلبكاران. گلرخ كمالي وظيفه ي خود مي داند در جبران سوءظن بيجاي خود، حالا به نجات شوهرش بشتابد و با تلاش براي پرداخت خريد طلبها و اثبات بي گناهي او، و گرفتن رضايت شاكيان از شوهرش، براي آزادي اش از زندان بكوشد. در واقع، گلرخ كمالي با ساده دلي اش وارد حرفه و دنيايي مي شود كه با انديشه هاي او فرسنگها فاصله دارد. دنياي داد و ستد بازار.
زن ايراني و جهاني شدن
گزيده اي از يك پايان نامه
«مادر با یک دست گهواره و با دست دیگر دنیا را می گرداند»
ناپلئون
تاریخ بشر از بدو خلقت تاکنون تغییر و تحولات عظیمی را پشت سر گذاشته است و امروزه در جهانی هستیم که مرتباً ارزش ها و هنجارهای قدیمی دستخوش دگرگونی شده و این دگرگونی در تمام سطوح زندگی تأثیر می گذارد که این امر باعث شده است بسیاری از مسائل مجدداً مورد ارزیابی قرار بگیرد که یکی از موضوعاتی که در دنیای کنونی مطرح شده موضوع زن که بحث های وسیعی به خود اختصاص داده است.
موضوع زن در سیر و تحول بشر، نیل به دستاوردهای آن، کنش جنبش های زنان و احقاق حقوق انسانی آنان در سیطره جهانی کردن می باشد، باید گفت توجه به زن و نقش آن در تاریخ غیرقابل انکار است، در دوران ماتریکا (دوران طلایی برای زنان) بی گمان زن به عنوان موجودی تحت ستم مطرح بوده، مدت زمان کمی است که زنان شرایطی را برای اثبات وجود خود فراهم ساخته اند، دستاوردهای صنعتی شدن و زندگی نوین این امکان را به او داده است که بتواند از موجودی دست دوم به یکه تاز فعالیت های امروزی مبدل شود، بی شک این بدست نمی آید مگر توسط تغییر در شیوه زندگی بشری و تقسیم کار نوین در جوامع جدید و درکل جهانی کردن.
زن امروزی بیش از آنکه به بازشناسی نقش و تواناییهای خود نیاز داشته باشد باید سرمایه های تاریخی خود را شناسایی کرده تا توان اثبات گری را محقق سازد.
در این سیطره جهانی کردن، برابری اجتماعی یکی از خواسته های دائمی زنان در تلاشی بی وقفه برای بدست آوردن موفقیت مناسب اجتماعی و در خور توجه برای خویش است و این جریاناتی که آغاز شده است همانند جریان آبی که در عین ملایم بودن و در ضمن لطیف و سیال بودنش اگر به سنگی برخورد کند، آن را از سد راه خود برمی دارد.
کشمکش دائمی بین زنان و موانع اجتماعی سبب شده با سرعتی کمتر از آنچه که یک فرآیند اجتماعی می تواند، داشته باشد، برخی از حقوق مربوط به حضور جدیشان را به دست می آورند و حتی توجه اسلام به عدالت و تأکید بر استقرار آن بر جامعه که شعار همه اولیاء و مصلحان دین است و با تمهید شرایط آن را با قواعد ویژه خود را ضروری می سازد.
شناخت جایگاه و حقوق زن در اسلام، با بیان شرایط تعادل انسانها که ناظر بر بعد فردی و اجتماعی زن که به شرط حضور در فعالیت های اجتماعی و پذیرش مسئولیت ها زن می باشد و از سوی دیگر توجه به حقوق فردی، اجتماعی زن، ایجاد شرایط رشد و تعالی آنها موج بهره مندی جامعه از توامندیها، شایستگی های ایشان شده، راه توسعه متوازن همه جانبه و پایدار را تسهیل می کند.
و مسئله زنان، اگر در بدو امر قائل به چنین مسئله باشیم همواره یک جنبش اصلاح طلبانه در ایران بوده است. شاید یکی از مسائل آن این است که زن ایرانی می خواهد مسئول باشد و مسئولیت تاریخی خود را بشناسد، زیرا بعضی آن را نادیده گرفته و همواره خود را بی نیاز راهکار دانسته اند و تبعیت حرف از الگوههای سنتی را بدون توجه لازم به درک و دگرگونی های بنیادین و عمیق در هزاره سوم کافی فرض کرده اند و بعضی دیگر در این مسیر تکرار راه رفته مردان را راهی بیهوده و بی سرانجام می دانند راهی که استبداد درونی را باز تولید کرده و ساختارهای سیاسی اقتدارگراها را مستحکم بسازد، ولی اگر از دید دیگر به قضیه نگاه کنیم بعضی افراد در جامعه ما گوشه چشمی به مسائل زنان داشته اند، که معتقدند مطالبات زنان منوط به محقق شدن پروژه اصلاحاتی و پیاده شدن یک یک تعادل درونی برای زنان ، زیرا آنان مسئول جامعه و دگرگونی در افکار و اندیشه هایشان می باشند آیا کلمه دین در بررسی موضوع زن ایرانی و جهانی کردن جایگاهی بدین منظور موضوع زن ایرانی و جهانی کردن را مطرح کردم تا به بررسی ارتباط رشد اهداف فمینستی و روند جهانی کردن در میان زن ایرانی بپردازم و ابزاری در اختیار زن قرار بدهم تا بگویم که زن می تواند همگام با فرآیند جهانی کردن به خواست تاریخی خود که همان جنبش هایی است که در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و زن گرایی جنسیتی خوانده می شود، برسد... زن و جهانی کردن بدین منظور شایان به ذکر است که شاخصي برای جایگاه و شخصیت زن در تکوین تمدنها از زمان ماتریکا تا مطرح شدن مسائل جهانی کردن در عصر ما شناسانده شود و همین طور آگاهی نسل امروز جامعه نسبت به ایفای نقش زن در رخداد حوادث اعم از مثبت و منفی می تواند آنان را به یک بینش و درک وسیع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که مبتنی بر واقعیت مجهز می سازد و زمینه استقامت، پایداری، خودباوری، برخورد منطقی و عقلايی ایشان در برابر حوادث و فراز و نشیب های امروز جامعه خودی و جهانی را پیش از پیش فراهم نمایند.
این را پیش زمینه مطالب و فرضیه خود را مطرح می نمایم که بر طبق مصوبه کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبیعض علیه زن در 18 دسامبر سال 1979 (27 آذر 1358) قطعنامه شماره 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل متحد که بنابر ماده 27 سوم دسامبر 1981 (12 شهریور 1360) قدرت اجرایی پیدا نمود، بیان می نمایم که تأکید دارد «بر تقویت صلح و امنیت بین المللی، تنش زدایی بین المللی، همکاری متقابل میان تمام دولتها و صرف نظر از نظامهای اجتماعی و اقتصادی آنها، خلع سلاح اتمی تحت نظارت مستقیم و مؤثر کنترل بین المللی و درک حقوق مردم تحت سلطه استعمار، بیگانه و اشتغال خارجی برای حق تعیین سرنوشت، استقلال و نیز احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی که باعث پیشبرد و روند توسعه اجتماعی و در نتیجه کمک به دستیابی کامل برابری بین مردان و زنان خواهد بود و با اعتقاد به اینکه پیشرفت و توسعه تمام و کمال یک کشور. رفاه جهانی و علت (برقراری صلح)، لازمه حداکثري شرکت زنان در تمام زمینه ها و در شرایط مساوی آنها با مردان یا با یادآوری اینکه سهم عمده زنان در رفاه خانواده و پیشرفت جامعه تا به حال به طور کامل شناخته نشده است.
اهمیت (نقش) اجتماعی مادر و نقش والدین در خانواده و تربیت و رشد کودکان و با توجه به اینکه نقش زنان در تولیدمثل نباید براساس تبعیض قرار بگیرد و تربیت رشد کودکان مستلزم یک توافق در مسئولیت بین مردان و زنان در (خانواده) و همین طور در جامعه است و با توجه به تغییر نقش سنتی زنان و مردان در جامعه و خانواده و دستیابی به برابری کامل بین مردان و زنان ضروری است».
چنانچه دیدگاه فوق را به جامعه ایران انطباق دهیم، در فرهنگ جامعه ما نسبت به زنان در طول تاریخ پیوسته دیدگاه بدبینانه و تحقیرآمیز بوده است و زن موجودی که به تعبیری بهشت زیر پای او می باشد و یا مرد از دامن زن به معراج می رود به عنوان نماد ضعیفه، ناموس، عجوزه، ناقص العقل، خاله زنک ، درباره او به کار رفته است و این تفکر و اندیشه در جامعه نهادینه شده است و اینگونه است که زن ایرانی مدرن همیشه یک گام بلندتر از زنان جهان و مطالبات واقعی آنان فاصله دارد و از یک سو به درک واژه فمینیسم پرداخته و به طرح کل این مسئله پرداخته که زن ایرانی می خواهد جهانی شود و هویت زن را دگرگون سازد و به خانواده سنتی حمله می کند و این حرکت ها به جهت توجهشان به رفع ظلم و ستم است، و کسب حقوق انسانی آنان به وسیله بعضی از راهکارهایی چون تشکل های غیردولتی زنان از قبیل NGO ، وبلاک که ابزاری در اختیار زن بوده، تا بتواند همگام با فرآیند جهانی کردن به خواست تاریخی خود در عرصه های مختلف دست یابد.
هدف زن ایرانی بر این است که با درک ضرورتهای جهانی از یک سو و با الهام از فرهنگ و استنادهای خویش و اعتقادات اسلامی درصدد است الگویی از زن ارائه دهد، که به جز وفاداری به خانواده و فرزندان به پیشرفت و ارتقای خویش در عرصه های مختلف بپردازد و از جهت توسعه کشور نقش بسزایی ایفا نماید.
زن مدرن ایرانی از تعارضهای جهان مدرن که می توان پوچی، بی تعهدی، تنهایی و... است، فاصله گرفته و با الهام از دست مایه های فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی بهره گرفته، بدیهی است این پروسه متضمن چالش های است که مرتفع نمودن آن راهی بسیار دشواری است