چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۰:۰۰ صبح

ترافيك و مقوله شهروندي /  دكتر عباس كاظمي
موضوع :میز گرد و مصاحبه, موضوع :مطالب برگزیده
گزارشگر: كامران جوادي ، سميرا شاه اسماعيلي
 
مصاحبه مجله الكترونيكي علوم اجتماعي فصل نو با دكتر عباس كاظمي ، جامعه شناس و عضو هيات علمي دانشگاه تهران پيرامون مبحث ترافيك و تاثيرات اجتماعي آن بر زندگي روزمره ما تهراني ها.
           
 
س: به نظر شما مسئله ترافیک در شهر تهران تا چه حد تحت تعین تعیین اخلاق شهروندی است ؟
 
پ: اخلاق شهروندي مناسباتي پچيده‏ با مسئله ترافيك و رانندگي در شهر تهران پيدا كرده‏است، چرا كه فرهنگ رانندگي به نمودي برجسته از رفتار شهروندي بدل شده‏است. شهر تهران پراست از آدمهائي كه از عدم رعايت قوانين رانندگي در بين ديگران انتقاد مي‏كنند در عين حال خود هماره يا گاهي خلاف رويه هاي قانوني عمل مي‏كنند. در اينجاست كه مي‏بينيم تهران به عنوان شهري تقريبا مدرن گرفتار پديده‏اي شده‏است كه جامعه‏شناسان عمدتا با نوعي اخلاق فردگرايانه خودمدارانه از آن ياد مي‏كنند. اگوئيسم و خودمداري را در همين عبور مرور در خيابان مي‏توان به وضوح ديد.  مي‏دانيم كه در اخلاق شهروندی  عنصر فردگرائی وجود دارد اما فردگرائی در چارچوب قانون و منافع جمعی معنا دارد ،اما متاسفانه در شهر تهران فردگرائی خودخواهانه و خودمحور حاکم است . بنابراين ترافيك في‏نفسه ، مسئله نیست بلکه مسئله اصلی خودخواهی و فردگرائی است که در تمام ابعاد زندگی اجتماعی ما موجود است. نكته‏اي كه بايد بر آن تاكيد كنم اين است كه مسئله ترافيك اگرچه با اخلاق شهروندي پيوند دارد اما به اين معنا نيست كه فقدان شكل گيري اخلاق شهروندي را  صرفا نتيجه اهمال مردم بدانيم.
 
س: رانندگان و افرادی که در سطح شهر با مسئله ترافیک درگیرند به لحاظ خصوصیات فردی متفاوت از یکدیگرند .شمار زیادی از این افراد در روابط روزمره و اخلاق فردی خود،مقید به حفظ و رعایت حقوق دیگران هستند اما هنگامیکه همین افراد برای ساعتها پشت چراغ قرمز و صف های طویل و بی پایان ماشینها می مانند،فقط به دنبال راه گریزی از مهلکه اند و به هر قیمتی می خواهند خود را از ترافیک برهانند حتی به قیمت تعدی به حقوق دیگران . آیا به این معنا می توان خود ترافیک را به واسطه روح جمعی که بر افراد حاکم می کند،موجده ترافیک دانست یعنی ترافیک خود ایجاد ترافیک بیشتر میکند ؟
 
پ: به نکته خوبی اشاره کردید، ترافيك امروزه روح خود را برشهر حاكم كرده‏است. بی نظمی در رانندگی یا اخلاق در رانندگی را در تهران می‏توان از زوایای مختلف بررسی کرد.  یکي نگاه فردی و روانشناختی به موضوع است که به آدمهایی که رانندگی می کنند  متمركز مي شود. مثلا اينكه آيا آدمها آگاهی کافی دارند یا آموزش لازم را ديده‏اند یا غیره. اما نگاهی دیگر،نگاه مدیریت شهری است. اگر به لحاظ ساختاري و مديريت شهري به تهران نگاه كنيم مي‏بينيم كه شهر ما اساسأ آدم منظم را هم به آدم بی نظم تبدیل می کند، در شهر ساختاری وجود دارد که آدمهای خاص خودش را تولید می‏کند . وقتی حجم بالای خودرو در خیابان وجود دارد،آستانه تحریک عصبی افراد را پائین می آورد و نگرانی برای دیر رسیدن به مقصد برای افراد ایجاد می شود و افراد ناخودآگاه مضطرب و در تلاش و تکاپو برای زودتر رسیدن خواهند بود .حال آنکه اگر این افراد بدانند که به موقع به مقصدشان خواهند رسید آرام و بدون نیاز به سرعت در حرکت خود در مسیرشان خواهند رفت،اما با علم به اینکه مسیر کوتاهی را باید با چراغهای طولانی و توقفهای بلند مدت طی کنند سعی می کنند از ماشینهای دیگر سبقت بگیرند و راه خود را باز کنند نه برای اینکه حقوق دیگران را ضایع کنند بلکه برای اینکه به حق خود دست یابند.  در اينجا نوعي كنش عقلاني رخ مي‏دهد. افراد بهترين راه موجود را انتخاب مي‏كنند.
ترافيك تبديل به پديده‏اي كنترل ناپذيرشده‏است. سال‏هاست كه ما با ترافيك سرمي‏كنيم و اكنون گويا به پديده‏اي عادي در زندگي شهري تهران بدل شده‏است. مردم ما تنها استعدادهاي خود را بكار مي‏بندند كه در ميان شلوغي راه خود را بگشايند. بنابراين ترافيك عينيتي يافته است كه جامعه شناسان با پديده شيء وارگي از آن ياد مي‏كنند. موجوديتي فراتر از اختيار ما كه گاهي ساعتها زمان ما را به خود اختصاص مي‏دهد. هويتي غول آسا كه گويا ما را گريزي از همزيستي با آن نيست.
 
س: آیا راه حلهای شدنی و کاربردی برای مسئله ترافیک که تا این حد به فرهنگ مردم وابسته است،وجود دارد ؟
 
 
پ: ابتدا اجازه دهيد به نكته‏اي اشاره كنم. مسئله اخلاق شهروندي ارتباط نزديك با اين موضوع دارد كه نظام شهري در تهران تا چه اندازه شهروند پرور است. تا چه اندازه تلاش شده‏است به افراد و مردماني كه در تهران زندگي مي‏كنند شخصيت بدهيم. من مي‏خواهم بگويم كه مردم  كمتردر شهر قدر نمي‏بينند بلكه غالبا شخصيت و كرامت آنها خدشه دار مي شود. كودك بودن شهروندان ما برمي‏گردد به سيستمي كه چنين كودكاني را بار مي‏آورد. يكي از جاهائي كه شخصيت مردم ما خدشه دار مي‏شود ايستگاههاي اتوبوس يا كنار خيابانهاست. مردمي كه ساعتها بايد منتظر بايستند، يا در داخل اتوبوس و مترو به نحو عجيبي قرار گيرند نبايد از آنها نتظار داشت آرام و با شخصيت باشند.  فضاهاي شهري ما به گونه‏اي است كه شخصيتهاي پرخاشگر، خودخواه و عصبي پرورش مي‏دهد.  بنابراين ساختار شهري، فضاهاي شهري و امكانات شهري نقش زيادي در فرايند شهروندي دارند. اما این مشکل به‏ظاهر بزرگ راه حلهای آسان اما پرهزینه دارد و آنهم استفاده مردم از حمل و نقل عمومی در سطح شهر است. تهران از ماشين اشباع شده‏است جداي از هوس راندن اتومبيل و مصرف نمايشي آن، اتومبيل در تهران يك ضرورت است براي كسي كه از نعمت ماشين برخوردار است اين نكته مبرهن است كه عدم استفاده از ماشين شخصي به معناي ساعتها معطلي و لطمه ديدن شخصيت فردي است. جداي از اين مسئله تهراني‏ها، شخصيتي خانواده‏گرا دارند به‏گونه‏اي كه ماشين را به عنوان ابزاري براي آسايش خانواده درنظر مي‏گيرند. تصور كنيد شما يكبار در زير آفتاب يا باران و زير لگدهاي ديگر مسافرين همراه با خانواده تجربه تلخي داشته باشيد، تجربه‏اي كه بسياري از شهروندان از نعمت آن برخوردار بوده‏‏اند. اولين چيزي كه به ذهن شما مي‏آيد خريد يك دستگاه اتومبيل است. من برخلاف اين تفسير كه هجوم مردم به خريد اتومبيل را با مصرف نمايشي تحليل مي‏كند، معتقدم كه اتومبيل شخصي براي شهري كه فاقد وسيله حمل و نقل عمومي مطمئن، سالم و درخور شهروندان است، يك ضرورت است. ما در وضعیت فعلی حمل و نقل عمومی بسامانی مناسبی نداریم . بنابر این حمل و نقل عمومی موجود جوابگوی تقاضای سفر مردم نیست. در چنین موقعیتی وسیله نقلیه عمومی اندکی که در تهران وجود دارد تجربه ای ناخوشایند از سفر را برای شهروندان ما به ارمغان می آورد.
 
تهران به عنوان كلانشهر بايد مسئله دسترسي آسان و متنوع را به وسايل حمل و نقل عمومي براي شهروندان حل كند. شهروندان ما راههاي متعدد و متنوعي براي استفاده از وسايل حمل و نقل ندارند و اي بسا بهترين راه و كم هزينه ترين راه در شرايط فعلي استفاده از اتومبيل شخصي باشد. در حالي كه سياست دولت بايد اين باشد كه استفاده از اتومبيل شخصي را پرهزينه و دسترسي به وسايل نقليه عمومي را آسان كند. در تهران روندي معكوس اتفاق افتاده است. رانندگی در شهر  باید به راننده هاي نقليه عمومي سپرده شود و قرار نیست که همه مردم راننده باشند در این‏صورت آموزش و نظارت و بازخواست از رانندگان محدود وسایل نقلیه عمومی امکان پذیر خواهد بود.  درحال حاضر پليس نمی تواند میلیونها راننده را در سطح شهر نظارت کند و آموزش دهد.
 
مشکل اینجاست که ما به شهروندان ،حقوق شهروندی نمی دهیم اما توقع داریم قوانین را رعایت کنند و منضبط باشند. فكر مي‏كنم به جاي صرف هزينه هنگفت براي آموزش شهروندان بايد ابتدا مسائل فني تردد را حل كرد.
 
س: در شهر تهران طیف بسیار گسترده ای از اقشار مختلف مردم در کنار هم زندگی می کنند طبقات مختلف به لحاظ اقتصادی و سبک و شیوه زندگی با اختلافات چشمگیری در یک شهر گرد آ مده اند ،آیا به نظر شما می توان پدیده ترافیک را تعیین طبقانی کرد ؟
 
پ: در ایران نوع ماشین نشانه منزلت است ، طبقات بالاتر ماشین های مدل بالا و به تعداد دارند این طبقه به دلیل قیمت بالای ماشین و مدل آن بیشتر مراقب وسیله خود هستند در تردد خود آرام تر و قانونمند تر رفتارمی کند ضمن اینکه به لحاظ اخلاقی هم پایبندی بیشتری به حفظ قوانین دارند . اما در طبقات پائین معمولأ ماشینها مدلهای بسیار قدیمی و بسیار کهنه اند،راننده این ماشین نگرانی برای تصادف کردن آن ندارد و ضمنأ جریمه ای هم برای آن پرداخت نمی کند چون وسیله او قابل فروش نیست این وضعیت بی انضباطی در رانندگی را در جنوب شهر افزایش داده است وقتی این افراد بالای شهر هم می‏آیند،رانندگی آنان مشهود است بی باکانه و بی توجه به قوانین می رانند. البته شیوه رانندگی در ایران در نهایت با مفهوم طبقه نیز قابل تحلیل نیست. چرا که شیوه رانندگی در کلیت خود از ساختار همگونی برخوردار است بنابراین حتی گروههای با منزلت اقتصادی بالاتر گاها رفتار مشابهی با گروههای پایین تر از خود بروز می دهند.
بايد به‏گونه‏اي مصرف ماشين در تهران كاهش يابد. يكي از بهترين راهكارها افزايش قيمت بنزين است كه استفاده از ماشين شخصي را پرهزينه مي‏سازد.دولت به جاي توجه به عدالت در استفاده از ماشين شخصي بايد به فكر عدالت در دسترسي به وسايل حمل و نقل عمومي باشد.
البته افزایش قیمت بنزین  نیز باید همزمان با بالا بردن ظرفیت حمل و نقل شهری رخ دهد. این شبكه حمل و نقل عمومی است که ابتدا بايد اصلاح گردد.
 
بنزین سهمیه بندی شده است و قیمت آزاد آن هم اعلام شده است اما عمده سفرهای درون شهری ما به واسطه همین ماشینهای شخصی انجام می شود. این امر نشان می دهد که سهمیه بندی یا افزایش قیمت بنزین به تنهایی نمی تواند متغیری تاثیرگذار باشد. تلاشهای زیادی در جهت فرهنگ سازی در استفاده از وسایل نقلیه عمومی توسط رسانه ها شده است اما نکته مهمتر از فرهنگ سازی افزایش وسایل نقلیه عمومی و دسترسی آسان و سریع تر آن است.
    
اگر بخواهم جکع بندی کنم بايد بگويم كه عقلانيت خاصي در شهر تهران وجود دارد كه با مسئله ترافيك شهري گره خورده است. مردم به‏گونه‏اي معضلات ترافيك را براي خود حل كرده‏اند. البته اين راه حل كاملا فردي و خودمدارانه است و تا وقتي كه سياستي جدي براي حل حمل و نقل فراگير شهري به وجود نيايد راه حل‏هاي فردي بر راه حل‏هاي جمعي غلبه خواهد داشت. بدين ترتيب چيزي به نام ميثاق شهروندي در تهران پديد نخواهد آمد.



: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/001223.php