چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
دوشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰:۰۰ صبح

آموزش همگانی گامی به سوی دموکراسی /  سودابه قيصري
موضوع :مطالب برگزیده, موضوع :سیاست و تاریخ
 دموکراسی از اصطلاح یونانی دموکراتیا ریشه گرفته است که از دو قسمت دموس ( مردم ) و کراتوس ( حکومت)  تشکیل شده است وبنا براین اساسا به معنای نظام سیاسی است که در آن مردم و نه شاهان یا اشراف ، حموکت می کنند. ( گیدنز ، 1383 : 342 )
در این میان دیوید هلد معتقد است درباره هر جزیی از دموکراسی می توان سئوالاتی را مطرح ساخت که پاسخ های متفاوتی در زمان و مکان های گوناگون دارد که بر نوع دموکراسی و شکل آن تاثیر گذار خواهد بود.
 پایداری یک نظام سیاسی ، مستلزم حمایت شهرواندان است.در یک جامعه دموکراتیک حمایت  تمامی شهروندان به تداوم آن کمک می کند و این تداوم جز از طریق قبول هنجار ها ، ارزش ها واهداف آن نظام میسر نمی باشد که در این میان نقش  آموزش همگانی که خود از پیامد های دموکراسی است  ، بارز است. گسترش آموزش و پرورش به منزله پیوند تنگاتنگ با تحقق دموکراتیک در جامعه است ، زیرا امکان دستیابی یه پایگاه های سیاسی و اجتماعی افراد را از طریق احراز نقش های اکتسابی فراهم می سازد.
 آموزش و پرورش همگانی ، یک نظام اجتماعی است  و کارکرد های آشکار و پنهان فراوانی دارد همانند تربیت افراد متخصص ،  انتقال فرهنگ ، جامعه پذیری وشاید بتوان مهمترین کارکردش را " حفظ نظم اجتماعی " دانست و به اعتقاد  دورکیم وظیفه آموزش و پرورش این است که فرد را به موجودی اجتماعی تبدیل کند که متناسب با نظام اجتماعی خاص زمان وجامعه خود باشد. در جامعه جدید و با توجه به همبستگی ارگانیکی موجود در این جوامع که بر مبنای تمایز و قرار داد هایی بین افراد جامعه و در جهت حفظ نظم جامعه به وجود آمده است، فرد نیاز دارد وفاق اخلاقی ، قانون و هنجار را بیاموزد تا به فرد اجتماعی تبدیل شود. اما آموزش و پرورش  دارای کارکردهای سیاسی نیز هست:
1- جامعه پذیری سیاسی جوانان وآشنا سازی آنان با فرهنگ سیاسی.
2- گزینش ، جذب وآموزش رهبران و کارگزاران سیاسی.
3- ایجاد یگانگی سیاسی در جامعه.
4- ایجاد زمینه برای تشکیل سازمان هایی که در جامعه نقش های سیاسی ایفا می کنند.
( علاقه بند،1381 :126 )
 از وظایف آموزش سیاسی می توان به فرایند آگاه سازی مردم در گزینش و انتخاب نمایندگان ، رییس جمهور ، آگاه سازی از تصویب قوانین و.... اشاره کرد . برپایی یک انتخابات خوب ودرست در سایه یک نهاد آموزشی قوی و تقریبا مستقل از دولت است که بتواند شهروندانی آشنا با حقوق ، نقش و وظایف خویش پرورش دهد.
بوردیو به عنوان یکی مارکسیست ، که جامعه شناسی اش رادیکال و مبتنی بر روابط سلطه است ، آموزش و پرورش همگانی را به عنوان عامل حفظ روابط طبقاتی می داند. به زعم بوردیو ، نظام آموزش مجانی در جوامع معاصر ، یکی از عواملی است که باعث پنهان ماندن تضاد واقعی میان جوانان طبقات مختلف شده است. زیرا این نظام همگانی فرزندان همه ی اقشار جامعه را در کنار هم جمع می کند ولی جوانان طبقات بالا را برای احراز مشاغل سطح بالا و جوانان طبقات پایین رابرای کسب توانمندی های اقتصادی یک بزرگسال و نیز " به رسمیت " شناخته شدن آماده می کند ؛ بدین ترتیب آموزس همگانی به نوعی بازتولید اجتماعی می زند که به برقراری روابط طبقاتی کمک می کند و به طبقات پایین می فهماند که نظام آموزشی به عنوان ابزار بازتولید امتیازات اجتماعی مشارکت دارد نه یک نهاد مستقل برای رسیدن به آرمان های آموزشی و حذف نابرابری طبقاتی.( قاضی زاده و توکل، 1385 : 111-109 )
با توجه به تایید نظریات بوردیو در مورد" بازتولید فرهنگی" در جوامع معاصر ، این را نیز باید در نظر گرفت که آموزش شهروندی ، آشنایی با قوانین مدنی و ... در مدارس به فرزندان همه اقشار آموزش داده می شود و افراد جامعه با این مفاهیم در کودکی آشنا می شوند و پایه اموزش دموکراتیک در همین سال هاست.
در ایران قبل از آموزش و پرورش بیشتر مخصوص طبقه مرفه بود اما با مشروطه و پدید آمدن جرقه های جامعه مدنی و برابری همه افراد ، صدور و تدوین قانون اساسی و متمم ان در سال های 1285 و 1286 هجری شمسی ، زمینه نضج نظام آموزش و پرورش را میسر نمود. ( علاقه بند، 1381 : 64 )
ایران کشوری در حال گذر است و اموزش یکی از ارکان های مهم و حیاتی در رشد جامعه است و برای بهره برداری هر چه بیشتر از افراد و امکان بروز خلاقیت و نو آوری در عرصه های مختلف به نظام دموکراتیکی نیاز دارد که شانس های برابری در دستیابی به پایگاه های بالا رابرای همه افراد جامعه فراهم سازد.با توجه به سیر قوانین آموزش و پرورش درایران چهار اصل کلی قابل رویت است :
1-دولت ، مسئولیت کنترل وادراه تمام سطوح آموزشی را عهده دار است.
2-تاسیس مدارس در شهر و روستا بر عهده دولت است.
3-استخدام و تربیت معلم، و تدیون و تصویب برنامه های آموزشی از وظایف دولت است.
4- آموزش و پرورش ابتدای اجباری و رایگان است.
اما با خاطر نشان کردن این نکته که آموزش در ایران و الگوی آموزشی ما یک الگوی تقلیدی است که و ساختار و سیاست آموزشی ما اقتباسی از الگوهای غربی و نا برخاسته از نیاز و ضرورت های درونی است و با اینکه هدف های ابتدایی این آموزش ، گسترش سواد ، روشنگری عامه مردم ، رسیدن به برابری و... بود اما در عمل به دلایلی که ذکر شد از رسیدن به اهداف خود باز ماند .
بورديو مسائل نسل ها را در چارچوب طبقات و نظام هاي آموزشي بررسي مي كندو با توجه به مطالعات خود به نتايج ارزشمندي دست پيدا مي كند. وي تبعات اين بازتوليد امتيازات طبقاتي در نظام آموزشي ِ دموكراتيزه شده رابه طور اجمالي موارد ذيل مي داند:
-          آموزش ، آگاهي ، نظام مطالبات و شكاف نسلي در امكانات
·        موقعيت اجتماعي بنيا ن تعارضات نسلي
·       منافع نسلي و تنش هاي بين نسلي
·       تضاد منافع نسلي و تحول اجتماعي
( قاضی زاده و توکل ، 1385 :108 )
در جامعه دموکراتیک ، آموزش و نظام دموکراتیک در تعامل و بازسازی مداوم یکدیگر اند و نهاد آموزشی به عنوان نهادی تقریبا مستقل به حفظ و بازتولید دموکراسی کمک می کند و نظام سیاسی دموکراتیک که توسط افرادی که در این نظام اموزشی تربیت شده اند ، خط مشی هایی را برای نهاد آموزشی فراهم می سازد و واضح است که استقلال کامل این دو را در عمل نمی توان متصور شد اما باید استقلال نهاد آموزشی تا حدودی حفظ شود که به آزادی بیان ، عقیده و... افراد خدشه ای وارد نسازد.
بورديو برخورداري يا محروميت از امكانات و فرصت هاي موجود اقتصادي ، اجتماعي و سياسي را ريشه شكاف نسل ها مي داند. يعني مسئله اصلي بين نسل ها ، توزيع نابرابر سرمايه هاي مختلف به ويژه در دو حوزه قدرت وثروت ، بين نسل ها در ميدان هاي مختلف است كه سر منشا تعارضات مشاهده شده ي ديگر از جمله تعارضات فرهنگي ميان انهاست.
( توكل وقاضي نژاد ، 1385 : 120 )
این تضاد بین منافع هم بین نسل ها و هم در بین یک نسل و در طبقات مختلف قابل ملاحظه است که در سطح زیر بنایی جامعه مورد بررسی قرار می گیرد و تداوم ان به کشکمش در عرصه های مختلف اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی می انجامد.
 در نظام اموزشی ما میان انتظارات تحصیل کردگان و فرصت های شغلی آنان در جامعه شکافی دیده می شود که به تعارض میان آموخته ها و واقعیت های جامعه می انجامد و در نتیجه سرخوردگی و تضاد ارزش در فرد ایجاد می شود که این با اصول آموزش دموکراتیک که به ایجاد شانس های برابر برای تمامی افراد است ، اختلاف دارد وبرای رسیدن به جامعه دموکراتیک ناگزیر از کاهش این شکاف ها  وافزایش منطقه ای کردن اموزش و پروش که به مشارکت مردمی در آموزش و عدم تمرکز در فرایند تربیت وآموزش می انجامد ، هستیم.
 در فرایند منطقه ای کردن آموزش و پرورش ، از فرصت ها واستعداد های بیشتری در امر آموزش استفاده می شود و به نوبه خود آموزش متکثر را جایگزین یک آموزش متمرکز می سازد ؛ آموزش غیر متمرکز پیش زمینه و بستر مناسبی برای تحقق رمان ها و اهداف دموکراسی است.
 
منابع :
*گیدنز ، آنتونی .1383.جامعه شناسی. منوچهر صبوری (مترجم). تهران: نشر نی.
*توکل ، محمد و مریم قاضی زاده . 1385 ." شکاف نسلی در رویکرد های کلان جامعه شناختی: بررسی و نقد رهیافت های نسل تاریخی و تضاد با تاکید بر نظریات مانهایم و بوردیو" . نامه علوم اجتماعی. شماره 27. 95-122)
*علاقه بند ، علی. 1381. جامعه شناسی آموزش و پرورش .تهران: روان.



: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/001201.php