چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۸۵ ساعت ۸:۴۱ صبح

نگاهي به يك وصيت نامه - به مناسبت 28 مرداد 1332 /  خسرو كلانتري
موضوع :سیاست و تاریخ
وصيت‏نامه يك بخشي از زندگي افراد است. بخشي كه در صدد است ارتباط انسان با دنيا را مستمر نمايد.
وصيت نامه در اكثر فرهنگها وجود دارد. در وصيت نامه انسانها دستاوردهاي مادي و معنوي خود را كه در تمام زندگي با خود داشته‏اند و از تملك آن لذت برده‏اند به ديگري واگذار مي‏كنند تا نام خود را ماندگار كنند. حس عجيبي در وصيت نامه‏ها نهفته است، آخرين فرصت براي ابراز علاقه و عشق به ديگران، آخرين فرصت براي گرفتن انتقام از بدخواهان و آخرين فرصت براي تلاش هرچند غيرمؤثر به منظور ماندگاري بيشتر در اذهان، در هر فرهنگي به وصيت‏نامه نگاهي خاص وجود دارد. تحليل انواع ديدگاه و عملكرد وصيت نامه منظور اين نوشتار نيست.
در اين سطور بر آنم تا به مناسبت 28 مرداد 1332 وصيت‏نامه مردي را پيش‏روي شما قرار دهم كه به واسطه كودتاي نگين 28 مرداد خانه نشين شد و پس از سالها تلاش و مرارت براي مام وطن در سن 84 سالگي در تبعيد و در گوشه‏ خانه اجداديش در احمدآباد دار فاني را وداع گفت.
وصيت‏نامه دكترمحمد مصدق بسيار كوتاه است. كلاً سه بند و هر بند يك سطر بيشتر نيست و تنها در بند سوم طي چند سطر مايملك خود را به نزديكانش واگذار نموده است.
اما آنچه اين وصيت‏نامه را حائز اهميت مي‏كند چيست؟ بند اول وصيت‏نامه مهمترين قسمت آن است. كوتاه و مختصر.
«وصيت‏ مي‏كنم كه فقط فرزندان و خويشان نزديكم از جنازه من شعيع كنند و مرا در محل شهداي 30 تير دفن نمايند.»
اين فراز از وصيت‏نامه مصدق بيانگر چه مفهومي است مردي كه در زنده بودن بر فراز دستان مردم در بين جمعيت حركت مي‏كرد و مي‏شنيد كه فرياد يا مرگ يا مصدق مردم فضاي شهر را پر هياهو مي‏كرد. چرا بايد در وصيت‏نامه خود بخواهد كه هيچ غريبه‏اي زير تابوت او نباشد. اين دلگيري از كجاست، بي‏شك 28 مرداد و خاطره شوم آن روز و سكوت مردم و فرياد مشتي مزدور استخدام شده از بين اوباش، قلب پيراحمدآباد را به درد آورده بود تا جايي كه مردي با روحيات مصدق كه تمام دارايي خود را به پاي مام وطن ريخته بود و چون خدمتگزاري صديق، در راه استقلال و آزادي اين وطن از جان ودل كوشيده بود. چنين گوشه‏گير و دلخسته شود كه مردمي كه او سالها به عشق آنان پاي در مسير مبارزه گذاشته بود. هم‏اكنون حق شركت در تشعيع جنازه او را نداشته باشند.
برخي بر اين عقيده‏اند كه اين آخرين تصميم او نيز از سر خيرخواهي براي مردم بود. او از ترس اينكه حكومت ظالم و ديكتاتور آسيبي به مردم وارد كنند. حضور مردم را ممنوع اعلام كرده است.
فاز دوم اين بند از وصيت‏نامه بيانگر دلبستگي دكتر مصدق به قيام 30 تير و شهداي گرانقدر آن واقعه بزرگ است. او در انتها درخواست مي‏كند تا در كنار هم‏رزمان خود به خاك سپرده شود. هر چند با دستور ديكتاتور اين آرزوي پيرمرد اجابت نشد.
در بند دوم وصيت‏نامه دكتر مصدق ديون خود را به اعتبار هرگونه سند رسمي مي‏پذيرد و در بند سوم منافع حاصل از پنج سند ملكي را به عزيزان خود واگذار مي‏كند كه اكثراً از اموال پدري و شامل خانه مسكوني و مستغلات است.
در اين بند دكتر مصدق منافع سال اول دارايي خود را طبق يك ليست به افرادي كه معين شده بخشيده و مابقي را خرج نماز و روزه و حج خود نموده است و عوايد سال دوم را به باشگاه دانشجويان واگذار كرده است.
ميزان توجه او به نماز و روزه و حج و توجه خاص او به دانشجويان جاي بسي تأمل است. اين وصيت‏نامه كه در روستاي احمدآباد در تاريخ 20 آذر 1344 شمسي به امضاي دكتر رسيده بسيار مختصر است. دكتر در وصيت‏نامه به نصيحت ديگران يا گلايه از ظلمهايي كه به او شد نپرداخته است. خود را صاحب چيزي يا افتخاري ندانسته است او خود را وارث نهضت ملي نفت معرفي نكرده و هيچ اشاره‏اي به تبعيد و ظلم ستمشاهي نكرده است. او در بند اول قهر خود را بيان كرده است و در بند دوم مسئوليت اسناد خود را پذيرفته و در بند سوم مختصر مايملكي كه براي او مانده بود به عزيزانش واگذار كرده است و تنها چيزي كه در اين وصيت‏نامه مورد توجه او بوده نماز وروزه و حج و دانشجويان بوده است. از وصيت‏نامه اين مرد بزرگ هيچ طلبكاري يا زياده‏خواهي به چشم نمي‏خورد و براي خود تنها يك آرزو داشت و آن هم‏جواري با شهداي 30 تير بود كه در امتداد ظلم شاهانه محقق نشد. مصدق براي ماندگاري در انديشه تاريخي مردم ايران نيازي به درخواست در وصيت‏نامه يا ثبت وقايع در آن نداشت.
او بي‏اعتنا به دنيا و آنچه در آن گذشت پس از نامهرباني 28 مرداد تكيه بر عصاي چوبيش با ردايي پشمي سالهاي پايان عمر خود را در احمدآباد سپري كرد و حتماً با خود زمزمه مي‏كرد كه پيرمرد تو دين خود را به مام وطن ادا كرده‏اي و شيره جان ملت (نفت) را به آنان بازگردانيدي و جبروت پوشال ديكتاتور را شكستي و به مردم آموختي كه اگر با هم باشند و عاشق مي‏‎توانند ايراني آزاد و آباد داشته باشند.



: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/001072.php