چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۸۵ ساعت ۳:۰۷ صبح

عوام گرایی ویژگی جوامع در حال گذار است /  مرسده آزاده
موضوع :میز گرد و مصاحبه
مصاحبه ای با دکتر رجبلو ، پیرامون " عوام گرایی سیاسی


چهارشنبه 25/5/85 ، ساعت سه بعد از ظهر با دکتر رجبلو صحبت کردم تا از زمان قرارمان مطمئن شوم .گفتند جلسه ای در امیرآباد دارند و برای ساعت 4:30 در دانشگاه خواهند بود .قرار بود اتاق دکتر رجبلو محل مصاحبه باشد که به دلیل تعمیرات ، مصاحبه در فضای بیرونی " سفره خانه ترمه " انجام شد .هوای باز ، صدای پرندگان و باد خنک .
آقای دکتر رجبلو استاد دانشگاه الزهرا در حیطه ی علوم سیاسی و جامعه شناسی سیاسی فعالیت کرده اند. صحبت هایمان را پیرامون "عوام زدگی سیاسی " شروع کردیم و پیش بردیم.



دکتر رجبلو با اشاره به اینکه این کلمه از پیوند دو واژه سیاست و عوام زدگی ساخته شده گفت باید بدانیم این پیوند در قالب کلمه ی عوام زدگی سیاسی چه شکلی می یابد .ایشان سیاست را در سطح سه سطح 1) علمی : محافل دانشگاهی و آکادمیک 2) سیاست به عنوان دستورالعمل نظام های سیاسی و رهبران حکومتی و 3) سیاست پیوند خورده با توجه با توده های مردم بررسی کرد و عوام زدگی را در سطح سوم جای داد . در سطح اول مکانیزم های جامعه کاملا مبنای علمی دارد ، درسطح دوم رهبران جامعه با استفاده از مکانیزم های علمی و در عین حال با توجه به مصلحت حکومت در جامعه عمل می کنند و در سطح سوم مولفه های سیاست به وسیله ی توده های مردم به رهبران سیاسی منتقل می شود و رفتارهای خود را بر مبنای خواسته ی مردم نه خواست علمی ، منطقی و واقعی آن ها که بر مبنای مطالبات شعاری ، افراطی و کاذب می سازد و جامعه عوام گرا را شکل می دهند .از این روی عوام گرایی سیاسی به افکار عمومی هم مرتبط می شود . ممکن است در یک جامعه ی دانا ، مشارکت جو و فعال عوام زدگی سیاسی به حداقل برسد ، زیرا نتایج عمومی نتایجی روشن و قابل قبول است .دکتر رجبلو تعریفی از عوام گرایی ارائه می دهد " جامعه ای که از محیط سنتی فاصله و در مسیر گذار قرار گرفته باشد ، یعنی نه سنتی باشد و نه مدرن ، حالتی آنومیک داشته باشد و بافت فرهنگی، مطالعات سیاسی و آرمانی آن بسته و محیط بین المللی هم در آن کم تاثیر باشد ." وی می افزاید عوام زدگی سیاسی در دوران گذار پر رنگ تر از دوران قبل و بعد از خود می باشد " حتی در جامعه سنتی هم عوام گرایی وجود ندارد زیرا از سنت بهره می گیرد و نیازی ندارد که به مردم جامعه مراجعه کند.رهبر سیاسی مانند سر در بدن است و سر نیازی به بدن ندارد." به گفته گیدنز وقتی جامعه از جا کنده می شود و هنوز به جای جدید نرسیده یا به گفته ی دورکیم وجدان جمعی جدید شکل نگرفته و حالت بی هنجاری وجود دارد ، نظام سیاسی ضعیف است و برای محکم کردن بنیان های خود به میل توده های فاقد عقلانیت و توده های احساسی نیاز دارد.
در فرهنگ عمومی جوامع عوام گرا ، آرمان هایی که توده های مردم در خصوص انتظاراتشان از نظام سیاسی تصور می کنند باید به نوعی در رفتار سیاسی تجلی پیدا کند .دکتر رجبلو همچنین از ارتباط حوزه ی سیاست عمومی با عوام گرا یی می گوید : "سیاست عمومی هم ، با عوام گرایی ارتباط دارد زیرا به افکار عمومی مربوط می شود .در سیاست عمومی عقلانیت یا خرد جمعی ملاک قرار می گیرد .در حالیکه در عوام گرایی احساس یا عاطفه توده های مردم که فاقد شعور و عقلانیت و حالت آرمانی و افراطی دارند مورد توجه است ." وی از رابطه ی جامعه توده وار و رسانه ی توده ای با عوام گرایی می گوید، هردو مایه های خود را از عوامگرایی می گیرند یعنی هم متاثر از عوام گرایی اند و هم می توانند عوامفریب باشند .این دو در جوامع عوام گرا از زاویه ی شعار ، رفتارهای کاذب و فاقد عقلانیت بررسی می شود.
وقتی از رابطه ی جامعه ی توده وار و عوام گرایی از دکتر رجبلو می پرسم به من می گوید جامعه توده وار نهادها ی حائل را از دست داده و مردم بی واسطه با رهبر ارتباط برقرار میکنند . نوعی کاریزما برقرار می شود و نظام توتالیتر شکل می گیرد ، در چنین نظامی هم ، رهبری نیازی به مردم ندارد ، در حالیکه در نظام های عوام گرا، نظام سیاسی محتاج خواست های مردم است .
وی ویژگی های یک جامعه عوام گرا را چنین بر می شمارد : مطالبات مردم حالت نوسانی دارد " هر روز به شکلی بت عیار درآید." ، نهاد و نظام سامان یافته ای که مشارکت جویی را سازمان دهی کند وجود ندارد .در این نظام ، جایگاه نظام سیاسی و مردم سست است حتی نظام سیاسی می تواند به سرعت به نظام عوام فریب تبدیل شود .او معتقد است "رفتارها بر پایه ی مفهوم نامتعادل غیر عقلانی " استواراست یعنی نظام سیاسی رفتارهای احساسی و غیر منطقی را به طرح و برنامه تبدیل می کند.
نظام سیاسی عوام گرا از دیدگاه دکتر رجبلو خدمات کاذب و آنی ( خوراک، پوشاک ، برنامه های رفاهی) ارائه می دهد و نه برنامه های دراز مدت زیرا این برنامه ها به زمان بندی ونوعی عقلانیت نیاز دارد که توده های مردم آن را بفهمد . بر نامه های زیر بنایی اقتصادی ، صنعتی و فرهنگی هم جایگاهی ندارد .رابطه ی میان نظام سیاسی و نظام مردمی بدین قرا ر است که نظام سیاسی به برآیند طوفنده ی رفتار غیر عقلانی مردم نیاز دارد و توده ها برای تسکین آلام خود به نظام سیاسی .در نظام عوام گرا نه نظام سیاسی و نه نظام مردمی هیچ کدام پایه های محکمی ندارند .رابطه مردم و حکومت در نظام های عوام گرا مانند میدان مین است .نظام سیاسی در مرکز این میدان قرار دارد و مردم خارج از این میدان ، مطالبات مردم هم ، مین هایی است که معلوم نیست کجا قرار گرفته اند . در این شرایط حکومت به خاطر اینکه نمی تواند خواست های نا شناخته را بر طرف کنند محکوم به زوال است ،.این نظام ها البته کارآمد هم نیستند . رابطه ی سه گانه مقبولیت ، مشروعیت و کارآمدی راهم ندارند.مقبولیت زمانی رخ میدهد که نظام سیاسی از الهام های ثابت و پایدار توده های مردم بهره بگیرد در حالیکه در نظام های عوامگرا حمایت ها جمعی و آنی است همانطور که تصمیمات نظام سیاسی آنی است .کارآمدی هم همراه با برنامه ایجاد می شود .مشروعیت هم با ثبات درخواست ها و انتظارات مشخص می شود اما در جامعه عوام گرا مطالبات در حال تغییر است .در حقیقت رفتار نامتعادل توده های مردم و لغزش های فراوان نظام سیاسی حاکم است ، از طرفی نظام سیاسی نمی داند که به کدام خواسته ها عمل کند و از طرف دیگر به این دلیل نظام سیاسی مقصر است که به این شرایط تن می دهد.
دکتر رجبلو متذکر میشود که هر جامعه ای به شکلی دوره ی گذار را پشت سر می گذارد .فاصله قرون وسطی تا شکل های مدرن حکومت در غرب دوره ی گذار آن ها بوده است .دوره ای که به گفته ی هانتینگتون اغلب انقلاب ها ، نهضت ها ، قیام ها و...در آن اتفاق می افتد . نظام سیاسی و توده ها ی مردم شکننده اند ، همه چیز فراگیر است اگر انقلابی شود بیشتر توده ها مشارکت دارند ، اگر اصلاحاتی صورت بگیرد بیشترین مطالبات و خصومت ها به وجود می آید .دکتر رجبلو توده های مردم را در این دوران بی سامان توصیف می کند که همچون سیل عمل می کند و به هر طرفی می رود و موجب تخریب می گردد.رجبلو می گوید در دوره ی گذار مردم از هر ابزاری استفاده می کنند تا بتوانند خواسته ها ی نامعقول خود را به نظام سیاسی منتقل کنند.
وقتی به دکتر رجبلو می گویم جامعه ما در حال گذار است با من مخالفت می کند ، او معتقد است سابقه ی دور مدرنیته در ایران که تازگی سالگرد صد سالگی اش برگزار شد نشان می دهد که نه دوران ما که دوره ی قاجار و پهلوی دوران گذار بوده است و بیشترین قیام ها ، جنبش ها ، کودتا ها از مشروطه تا انقلاب اسلامی رخ داده . از انقلاب به بعد هم جامعه به سمت دموکراسی پایدار حرکت می کند.اگرچه رجبلو معقد است عوام گرایی در قبل و بعد از دوره گذار نیز تا حدی دیده می شود .
دکتر رجبلو در پاسخ به سوال آخر من راه برون رفت از عوام گرایی را " بومی کردن مدرنیته " می داند. " می توان آموزه های دموکراسی را بر پایه ی معیار های بومی پذیرفت و در عین حال از آن معیار ها هم فاصله نگرفت .این شکل از مقوله را ما در ایران تحت عنوان مردم سالاری دینی می شناسیم ، لذا تنها را ه خروج از عوام زدگی عبور از دوره گذار است."

عکسی از دکتر رجبلو برای این گزارش گرفتم و با ایشان خداحافظی کردم .هوا داشت تاریک می شد و همچنان باد می آمد .مردی از اواسط صحبت هایمان زمین بادخورده را جارو می کرد ، وقتی من از آنجا بیرون آمدم او همچنان جارو می کرد و باد هم می وزید...



: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/001056.php