
در راستاي اينكه در هفته اي كه گذشت به بعضيها جايزه و اينا دادند و ما به شدت دچار التهاب ناشي از حسادت ميباشيم، لذا متمايل ميباشيم اقدام به پرتاب حرفهاي نامربوط به سمت مطبوعات و رسانه و چيزهايي كه توي اين چيزها مينويسند،بنماييم (در واقع ميخواهيم چيز بكنيم توي سوراخ زنبور).
1- توي اين هيري ويري كه امير چيز(قطر سابق) ويرش گرفته بود و تشريفشان را به ايران آورده بودند، و پرچمهاي روستاي مورد نظر در ميدان آزادي به اهتزاز درآمد ، روزنامه ي خوشگل فرهيختگان در صفحه انگليسي اش يك نقشه از روستاي مذكور به چاپ رسانده بود كه با هزار بار بزرگنمايي اين روستا در ميان آبهاي خليج فارس ديده ميشد كه در كنار آن به انگليسي فصيح نوشته شده (Arabian Gulf)، (روزنامه فرهيختگان سه شنبه 5 ارديبهشت 1385)، البته اين كار ميهن پرستانه ي روزنامه ي فوق الذكر چند روز پيش از اظهار نظر حكيمانه ي كدخداي روستاي مذكور درسفر به ايران در رابطه با چيزي به نام "الخليج العربي" صورت گرفت.
- نتيجه گيري ديپلماتيك: ديپلماسي حكم ميكند كه ما به روستاي قطر باج بدهيم.
- نتيجه گيري ميهن پرستانه: مرگ بر " national geography" كه بيشعور است و به خليج فارس ميگويد "خليج عربي" ولي درود بر روزنامه ي فرهيختگان كه به خليج فارس ميگويد " خليج عربي" .
- نتيجه گيري منطقي: ايران داراي اقليتهاي قومي فرانسوي زبان و انگليسي زبان است و به همين دليل روزنامه فرهيختگان و بعضيهاي ديگر داراي صفحه فرانسوي و انگليسي هستند.
- نتيجه گيري عاقلانه : به كاري كه به تو كار نداره كار نداشته باش!
2- رئيس جمهور تهديد كرده اند كه اگر سال آينده نمايشگاه كتاب در همين محل فعلي برگزار شود پايشان را آنجا نخواند گذاشت.
- نتيجه گيري : اگر رئيس جمهور به نمايشگاه كتاب نرود ، چيز ميشود، يعني اِاِاِآِآِ ... خب نرفته ديگه!
3- سخنگوي دولت گفت: نفت را به سر سفره هاي مردم نمي آوريم چون بد بو است.
- آگاهان گفتند: ببخشيد قربون! يعني شما قبل از انتخابت نميدانستيد نفت بد بو است كه ميخواستيد بياوريدش سر سفره مردم؟!
- چند نفر آگاه ديگر كه آدمهاي ضايعي بودند ادامه دادند: مردمي كه به شعار "آوردن نفت بر سر سفره" راي ميدهند ميدونند چي ميخواهند بخورند، شما بيارش سر سفره نگران بوش نباش!
عجالتاً ما به دليل گفتن حرفهاي سياسي در مطبعه ي تخصصي "علوم اجتماعي" خودمان را به زدن حرفهاي علوم اجتماعي گونه مينماييم ، ليكن چون فعلاً روز روز سياست است و نون توي اين شغل شريف است ، لذا ما هم كه محتاج نون شب هستيم با زدن اين حرفها و رنجاندن كدخداي روستاي قطر باعث شديم كه از نوني هم كه نداشتيم بيافتيم.
- نتيجه گيري علوم اجتماعي اينا: از لحاظ همبستگي ارگانيك سيويليزاسيونش دچار كمايش تورم در بازار آزاد شده لذا جوامعي كه نون را به نرخ روز تناول مينمايند بسيار خوب و ماماني ميباشند و ايالات متحده ي قطر كه مملكتي مترقي و داراي درجه ي توسعه يافتگي بالا ميباشد ميتواند بيايد توي كشور ما و توي رويمان بايستد و توي چشممان زل بزند و بگويد "الخليج العربي" و ما به او بگوييم "اخ العزيز" و بغلش كنيم!