چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۱۹ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۳:۱۳ صبح

چاپلوسي، ناپسند اما پرطرفدار /  سید محمدموسوی
موضوع :روان شناسی اجتماعی

 يكي از بلايايي كه روابط اجتماعي شهروندان در عرصه اجتماع مورد تهديد قرار مي دهد تملق و چاپلوسي است كه متاسفانه باب ميل بسياري از افرادي قرار مي گيرد كه تشنه شنيدن
آن هستند.در واقع اين پديده كه در جوامعي كه سطح شعور اجتماعي بالايي ندارند با استقبال  افراد زيادي مواجه مي شود و حتي كساني كه از آنها تملق مي شود لب به اعتراض نمي گشايند و شادمان از شنيدن آنچه در خور لياقت خود نمي بينند،بر دامنه تكبر خود مي افزايند.
چاپلوسى كه ما از آن سخن مي گوييم،اغلب نسبت به كسانى صورت مى‏پذيرد كه از توان‏مندىِ اقتصادى، سياسى،اجتماعي يا ادارى بهره‏مندند.

 البته اين وضع محدود به تاريخ معاصر ايران نيست و گفتارهايى از تاريخ كهن وجود دارد كه بر اساس آن مى‏توان دريافت كه چاپلوسى در مناسبات ايرانيان از ديرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغين زيادي در همه عرصه ها باعث مي شدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسياري از افراد متين جامعه ناديده گرفته شود.اين گونه مطالب در نوشته هاي ادبي ايران نيز به چشم مي خورد و همواره شعرايي هم كه كرامت نفس و متانت طبع بلندي برخوردار بوده اند در نکوهش آن سخن بر زبان رانده اند.
 عبيد زاكانى در يكى از طنزهاى گزنده خود اين موضوع را به خوبى نشان داده و معلوم مى‏كند كه متاع تملق و چاپلوسى دستِ كم در دربار ايران و قدرت‏مندان مستبد وجود داشته است. سلطان محمود را در حالت گرسنگى، بادمجان بورانى پيش آوردند. خوشش آمد و زياد خورد و گفت: بادمجان طعامى است خوش. نديمى در مدح بادمجان فصلى پرداخت. سلطان چون سير شد، گفت: بادمجان سخت مضر چيزى است، نديم در مضرت بادمجان مبالغتى تمام كرد. سلطان گفت: اى مردك نه آن زمان مدحش مى‏گفتى؟! نديم گفت: قربان! من، نديم توام نه نديم بادمجان.
 و به اين ترتيب مى‏توان دريافت كه حكومت‏هاى استبدادى خاستگاه عمده‏ى چاپلوسى بوده است.  بايد اشاره كرد كهچاپلوسان به خاطر منافع شخصى خودشان به تملق و مبالغه درباره‏ى خصوصيات و توانايى‏هاى توان‏مندان متوسل مى‏شوند و آنها را ستايش مى‏كنند.
 اين واقعيت را نيز بايد در نظر گرفت كه بسياري از پديده‏هاي اجتماعي با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادينه مى‏شوند و رسوب مي كنند، و اكثر مردم با آن خو مى‏گيرند؛ بنابراين حتى در صورتى كه عوامل شكل دهنده‏ى پديده‏ها از بين بروند، باز هم آن پديده‏ها به  تداوم خود در عرصه جامعه ادامه مي دهند. تملق هم يك پديده‏ى كهن است و نمى‏توان انتظار داشت كه از جامعه محو شود. چون سايه‏ى استبداد براى مدتى طولانى در تاريخ و فرهنگ بومى ايران وجود داشته و باعث شده تا رفتارهاى تملق آميز ا اشاعه و گسترش داده شود.
 در محيطهاى كه چاپلوسي متدواول است ، هر نوع تعبير بايد مورد پسند طبقه‏ى ممتاز جامعه باشد. در نتيجه صداقت و پاى بندى به اصولى كه تامين كننده منافع واقعى مردم است، جاى خود را به تحسين مبالغه آميز و در نهايت به چاپلوس مى‏دهد. البته شيوه و شكل چاپلوسى متنوع و متعدد است. ممكن است به صورت‏هاى آشكار و پنهان صورت مى‏گيرد
دادن القاب و عناوين جعلى و غير واقعى و ستودن غلط آميز طرف مقابل، يا افراد بالا دست از جمله شكل‏هاى چاپلوسى است.در اين زمينه برنامه هاي طنز تلوزيوني هم كه بي شك بدون تملق و چاپلوسي مديران سيما نمي توانسته اند تا بدين مرحله پيش آيند اين نوع چاپلوسي را به تصوير كشيده اند و با توجه به اينكه به محتواي خود اين برنامه ها هم انتقادات واقعي زيادي وارد است ، اما توانسته اند تصوير روشني از اين عمل ناپسند دربراي مخاطبان خود نمايش دهند.حال بايد يادآوري كرد كه در چه جوامعي مي توان خواستگاه اين آفات را يافت.
 چاپلوسى ويا ساير آفات اخلاقى در هر مجموعه‏اى نشان گر نا سالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاى حاكم بر آن جامعه است. چنين فضايى در جامعه زمانى شكل مى‏گيرد كه منزلت‏ها و نقش‏ها آن گونه كه شايسته‏ى افراد است توزيع نشود و در واقع شايسته سالاري به معني واقعي آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جايگاه در خور نشان خود قرار گيرد و مطابق با منزلت واقعى‏اش از نقش اجتماعى مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعى نيز از سلامت كافى برخوردار خواهد شد.البته در اين خصوص بايد به ظرفيت افراد متسدي امور نيز نگاه كرد.افرادي كه همواره با رفتار روشن خود اجازه نداده اند تا جو تملق و چاپلوسي حاله اي بر گرد آنان ايجاد كند كم نبوده اند.مثال تاريخي آن را مي توان به افراد بزرگ تاريخ چون ائمه اطهار ربط داده كه پيشاپيش خطرات ناشي از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثي كرده اند و در سيره عملى خويش نيز هيچ گاه فرصت چاپلوسى آگاهانه يا ناآگاهانه را در اختيار اطرافيان قرار نمى‏داد و تا جايي پيش رفته اند كه عقل را معيار مناسبي براي قياس آنچه مداحين و مورخين مي گويند، قياس و ميزان براي آيندگانبر شمرده اند.متاسفانه در جوامع ما حتى گفتار بزرگان دين و معرفت نيز به فراموشى سپرده مى‏شود. كمتر كسى به ياد مى‏آورد كه على عليه السلام چگونه با چاپلوسان روبرو مى‏شد و درباره‏ى آنان چه مى‏گفت. ايشان مى‏فرمودند: »بر چهره ستايش گران، و اندام چاپلوسان خاك بيفشانيد«. و يا اين‏كه: »از دوست داشتن چاپلوس و ستايش‏گر برحذر باش؛ زيرا اين لحظه، از حساس‏ترين لحظات براى نفوذ شيطان است تا بدان وسيله كار نيك نيكوكاران را ضايع كند.«
امام على عليه السلام هنگام ورود به شهر انباز، خطاب به كسانى كه پشت سر ايشان پياده روان بودند فرمود: »اين چه كارى است كه مى‏كنيد؟ گفتند: رفتارى است كه بدان اميران‏مان را بزرگ مى‏داريم. على عليه السلام فرمود: به خدا قسم اميران شما از اين كار هيچ سودى نمى‏برند. شما در دنياى خودتان برخودتان سخت مى‏گيريد، و در آخرت با اين كار به تيره بختى گرفتار مى‏آييد و چه زيان‏بار است مشقتى كه در پى آن كيفر دوزخ باشد، و چه سود آور است آسايشى كه با آن آسودگى از آتش دوزخ همراه باشد.«
 قداست سازى نيز به اعتقاد صاحب نظران زمينه‏اى مهم براى رواج چاپلوسى است .تجربه اروپا نشان مى‏دهد كه قداست سازى‏ها باعث مى‏شود انسان در مقابل آنچه كه مقدس نمايانيده مى‏شود، زانو بزند.
 و اگر كسى به آن مقدسات معتقد نباشد، به ريا روى مى‏آورد و كسى هم كه مى‏خواهد از اين وضع سوء استفاده كند و موقعيت خود را بهبود ببخشد با چاپلوسى بر ستايش افراطى روى مى‏آورد. به اين ترتيب بين انسان و خدا دوگانگى و تقابل پيش مى‏آيد.
علاوه بر عوامل ياد شده، بايد به انگيزه‏ها و كنش‏هاى شخصيتى و روانى و اجتماعى اشاره كه بذر چاپلوسى را در سرزمين دل‏ها مى‏افشاند. و به اين ترتيب براى فرو كاستن از دامنه‏ى چاپ لوسى، نخست بايد به تدبيرى براى حفظ و پاسداشت حريم حقوق و اخلاق فردى همت گمارد تا آن‏كه اخلاق دست خوش مطامع قدرتمند واقع نشود؛ و تنها با شايستگى كامل، مبناى نيل به امكانات قرار گيرد.در اين زمينه كم كاري و كم لطفي متوليان امور جامعه را هم نبايد دست كم گرفت و بايد اذعان داشت كه اصلاح ساختار اداري و همچنين اجراي عملي و نه در حد شعار باور به شايسته سالاري مي تواند به از بين بردن عادات ناپسند ديرين كمك زيادي كند




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000803.php