چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۲۲ بهمن ۱۳۸۴ ساعت ۱:۵۴ صبح

به مناسبت سالگرد دهه فجر و پيروزي انقلاب اسلامي /  بيانيه تحليلي سازمان مجاهدین انقلاب اسلامي ايران
موضوع :انقلابات و جنبش های اجتماعی

ملت شريف ايران

دهه فجر انقلاب اسلامي ايران يادآور سلحشوري ها و پايمردي هاي رهايي بخش و ستم سوز شما مردم آزادي خواه در برابر حاكميت شجره خبيثه استبداد و سلطه خارجي است فرا رسيدن اين ايام خاطره انگيز و غرور آفرين در تاريخ پر افتخار ايران عزيز را به شما تبريك عرض مي كنيم و ياد معمار انقلاب اسلامي و رهبر آزاده ‍‍‍، حضرت امام خميني (ره ) را گرامي مي داريم .

بازخواني ماهيت انقلاب اسلامي ايران و ارزيابي وضعيت موجود نسبت به آرمانهاي جاويدان آن ، پس از گذشت يك ربع قرن برتي همه ما بخوصوص نسل جواني كه بدون خاطره اي روشن از انقلاب و چرايي و ضرورت آن ، در فضايي كاملا متفاوت تنفس مي كند ، بويزه با توجه به دغدغه ها و نگراني هاي امروز ، يك ضرورت است .

واقيت اين است كه در حال حاضر دو نگاه متفاوت به انقلاب اسلامي ، دو رويكرد نسبت به ماهيت و چرايي انقلاب اسلامي و  دو ديدگاه نسبت به آرمانهاي انقلاب و الزامات امروز و آينده را فراروي ما قرار داده است . بر اساس نگاه اول ، انقلاب اسلامي ايران پديده اي ماهيتاً استثنايي ، متعلق به جريان فكري شيخ فضل الله نوري ، با رويكردي از نوع رويكرد نواب صفوي به اسلام و با آرمانهايي بيگانه با روند اصلي مبارزات ملت ايران در تاريخ يكصد ساله اخير است كه از سال 1341آغاز شد . در اين نگاه ، انقلاب اسلامي نقطه پاياني بود بر حركتي كه از انقلاب مشروطه آغاز شد و مسيري جديد را چشم اندازي ويژه براي ملت ايران رقم زد ،جالب اينكه در اين طيف دو جريان سنتي و اقتدار گراي ،طرفدار انقلاب و جريانهاي سلطنت طلب و لائيك مخالف انقلاب ،اشتراك نظر دارند .با اين تفاوت كه جريان اول ،مبارزات سياسي -اجتماعي، از نهضت مشروطه تا انقلاب اسلامي را حركتي انحرافي و غربگرا ارزيابي مي كند ،كه نتيجه اي جز ناكامي و دور شدن از هويت اصيل اسلامي براي ملت ايران نداشته است . و جريان دوم بر عكس، انقلاب اسلامي را حاصل رقابت قدرت هاي جهاني و يا پديده انحرافي و واپسگرا در تاريخ مبارزات ملت ايران و در خوشبينانه ترين حالت، نتيجه يك فرصت طلبي تاريخي از سوي نيروهاي مذهبي تلقي مي كنند. بيگانه بودن انقلابب اسلامي با گذشته مبارزات پر شور ملت ايران، تنها نقطه اشتراك اين دو جريان نيست بلكه در نگاهي عميقتر ،اجماع و اتفاق آنان در بي اعتقادي به بلوغ و آگاهي ملت بزرگ ايران است، كه چنين اشتراك نظري را ميان ايشان كه نسبت به انقلاب ،موجب شده  است .

بر اساس ديدگاه دوم ،انقلاب اسلامي ايران پديده است كه در امتداد مبارزات ضد استعماري-ضد استبدادي، تاريخ معاصر ايران و در ادامه نهضت مشروطه و نهضت ملي شدن نفت، با رويكردي از جنس نائيني و مدرس به اسلام و با آرمانها و مطالباتي از جنس مطالبات ملت ايران در مبارزات يك ساله اخير روي داده است . به نظر ما مبارزات سياسي و اجتماعي در تاريخ معاصر ايران همواره بر محور دو چالش اصلي ،استبداد داخلي و استعمار خارجي رقم خورده است .در جنبش هاي ملي و مردمي ايران در اين دوره به فراخور شرايط سياسي وتاريخي و ظرفيت و توان جنبش گاه مبارزه با يكي اصل و ديگري تابعي از آن بوده است و گاه نفي هر دو عامل استبداد و استعمار به يكسان هدف قرار گرفته است .

جنبش مشروطه با توجه به تجربه شكستها و ناكامي ها در برابر قدرت نظامي و صنعتي برتر استعمار غرب و آگاهي از عقب ماندگي و ضعف در مقايسه با جهان پيشرفته در دوره بيداري، بر اساس اين انديشه شكل گرفت كه استبداد داخلي عامل اصلي تمامي ناكامي ها و تحقيرها و عقب ماندگي هاست . بنابر اين اين نفي استبداد و تاسيس نظامي را هدف قرار داد كه در آن قدرت مقيد و مشروط به  قانون و اراده ملت باشد . نهضت ملي شدن نفت پس از تجربه تلخ شكست نهضت مشروطه و سر برآوردن ديكتاتوري خشن و وابسته رضا خاني از دل آن و مشاهده نقش آفريني استعمار خارجي در امور داخلي كشور و غارت منابع و ثروت هاي ملي بر پايه اين ديدگاه شكل گرفت كه در دوران جديد ،استبداد داخلي ، زائده و محصول استعمار خارجي است . از اين رو در نهضت ملي بر پايه مبارزه با استعمار خارجي به عنوان عامل دوام استبداد و تشديد عقب ماندگي و محروميت شكل گرفت و قطع سلطه خارجي را هدف قرار داد .انقلاب اسلامي ايران پس از شكست نهضت ملي و تجربه يكي از سياهترين دوره هاي اختناق سياسي كه استبداد داخلي با تداوم سلطه استعمار بر ملت ايران تحميل كرده بود .بر پايه اين باور ملي شكل گرفت ،كه دو عامل استبداد داخلي و استعمار خارجي در ايران بر پايه پديدهاي تاريخي و وابسته به يكديگر تبديل شده و نفي يكي بدون نفي ديگري كارساز نخواهد بود.

رهبري منحصر به فرد و پر صلابت امام خميني كه انواع مشروعيت ديني،سياسي و انقلابي را در خود جمع داشت، بر پايه نگرشي نوين و امروزي به اسلام در سطح جامعه كه در اثر مجاهدتهاي فكري متفكراني مانند طالقاني،شريعتي و مطهري شكل گرفته بود، استفاده از تمامي ظرفيتهاي ملي و مردمي را براي نفي همزمان استعمار و استبداد ممكن ساخت و در نهايت ملت برزگ ايران با پايمردي و سلحشوري غرور آفرين خود توانست چرخه تشديد كننده استبداد و استعمار را در هم شكسته و شعار استقلال،آزادي و جمهوري اسلامي را ملاك ساختن ايراني آباد، آزاد و مستقل بر بستري از معنويت و اخلاق در ميهن اسلامي طنين انداز كند .

انقلاب اسلامي همانگونه كه در خلاء و مستقل از روند تاريخي مبارزات ملت ايران شكل نگرفت، منتزع از شرايط ويژه بين المللي نيز نبود . همانگونه كه نهضت مشروطه در شرايط تضاد روس و انگليس شكل گرفت و نهضت ملي نفت در شرايط تضاد آمريكا و انگليس سر برآورد انقلاب اسلامي ايران نيز از شرايط خاص بين المللي بهره برد . تضاد آمريكا و انگليس در منطقه عربي خاورميانه و خليج فارس و نيز شرايط جنگ سرد حاكم بر جهان دو قطبي و استفاده هوشمندانه رهبري انقلاب از اين فرصت ويژه و نيز اتخاذ شيوه هاي نو ابتكاري در مديريت جنبش ،حركت انقلاب را در مسير حل تضاد هاي آزادي-استبداد و استقلال -استعمار، به نفع و خواستهاي ملت ايران آسانتر و پر شتاب تر مي كرد .

با توجه چنين تحليلي از ماهيت انقلاب كه البته بسط و تشريح آن مجال بيشتري مي طلبد مي توان درك عميقتر و واقعي تري از اصلي ترين شعارها و آرمانهاي انقلاب بدست آورد و بي پايگي ادعاهاي آزادي ستيز قدرت پرستان كهنه كار و بطلان تئوري پردازي هاي قائدين ديروز و انقلابيون امروز را ـ كه ياد مسلمانان بعد از فتح مكه را تداعي مي كند ، در يافت.

آري، ملت آگاه ايران بر پايه چنين دركي از انقلاب اسلامي بود .كه استقلال ،آزادي و جمهوري اسلامي را به عنوان تبلور خواسته هاي ملت و گوياترين توصيف از ماهيت ضد استبدادي و استعماري انقلاب ،در صدر شعارهاي خود قرار داد . در اين شعار، استقلال بيانگر اراده ملت ،در نفي استعمار، آزادي نشانه عزم ملت در نفي استبداد و جمهوري اسلامي ،حاكي از خواست ملي در حاكميت مردم در اداره امور كشور به جاي حاكميت اداره مطلقه فردي بر سرنوشت جامعه بود ،شعار اثباتي جمهوري اسلامي به عنوان طرحي از نظام سياسي مطلوب پس از نفي استبداد و استعمار به روشني از خود آگاهي ملي نسبت به همبستگي تاريخي استبداد و استعمار در تاريخ معاصر ايران خبر مي داد.

با پيروزي انقلاب اسلامي ،استقلاي سياسي كشور تامين شد و تنها بايد از طريق برپايي نظام جمهوري و مردم سالار به  نهادينه شدن آن و تضمين آزادي بدست آمده مي پرداختيم اما انديشه جمهوريت و بيش از آن آزادي تحت الشعاع حوادثي نظير ترور حركت هاي واگريانه و جنگ كه كيان انقلاب را تهديد مي كرد، مغفول ماند ،اما پس از استقرار امور ،اين غفلت كه بنا نبود از حد يك استثنا فراتر رود، از سوي جماعتي يك قاعده و مخالفت با آزادي جزو ثابتات انقلاب اسلامي تلقي شد .جنبش دوم خرداد در واقع واكنش ملي عليه اين انحراف آشكار از اصلي ترين آرمانهاي انقلاب به شمار مي آمد.

امروز ناكامي جنبش دوم خرداد از تحقق اهداف مردم سالارانه، تقويت بيش از پيش روندهاي انحرافي ضد آزادي و ضد جمهوري و قدرت و نفوذ بي سابقه اقتدارگرايان استبداد طلب ،بر دامنه و حجم نگراني ها نسبت به آينده انقلاب و كشور افزوده است .اكنون اگر نسل جوان ما با مشاهده عقايد خرافي ،تحريف شده و غلو آميز ديني و تمسك به دافعه برانگيزترين و عوام زده ترين اشكال و شيوه ها در تبليغ انديشه ديني ،با مشاهده مواضع غير عقلاني و اظهارات ماجراجويانه كه بي اعتنا به منافع و مصالح ملي ،عالم و آدم را به ستيز و خصومت مي خواند ،با مشاهده روند فزايند سلب آزادي ها و اعمال محروميت هاي سياسي از توقيف مطبوعات گرفته تا فيلترينگ سايت هاي خبري ـسياسي ،با مشاهده ….. نسبت به اصالت و ماهيت آرمانهاي انقلاب ترديد و تصور كند آرمان انقلاب و خواسته هاي مبارزان چيزي از جنس همين افكار و رويه ها بوده است،نمي توان بر او خرده گرفت .

نسل امروز ما بايد بداند كه رژيم شاه براي اين منفور نبود كه اجازه ترويج عقايد خرافي و تفرقه افكنانه ديني را نمي داد ،بلكه بر عكس ،او خود با ادعاي نظر كردگي حضرت عباس و امام زمان (ع) ،ترويج خرافات را ضامن بقاي نظام سلطنت مي دانست .مشكل رژيم شاه عدم اعتقاد به آيين ها و مراسم ديني نبود ،زيرا شكوه و عظمت آذين بندي در اعياد و مراسم دستجات عزاداري در آن زمان از امروز كمتر نبود .مشكل شله حتي مخالفت با ظواهر مذهبي نبود .تظاهرات و راهپيمايي هاي مردمي روزهاي منتهي به انقلاب گواه صادقي بر اين واقعيت است كه او منفور در نزد اكثريت قريب به اتفاق ايرانيان اعم از ملتزم به شعائر و غير ملنزم به ظواهر بود .آنچنان كه اقداماتي نظير ،بستن مشروب فروشي ها ،نير گره از از كار اين نفرت عمومي كه ريشه در حكومت مطلقه فردي او داشت ،نگشود .

مشكل رژيم پهلوي آن بود كه ساليان دراز خودكامگي و حكومت مطلقه او و سلب آزاديهاي سياسي ،برگزاري انتخابات فرمايشي و نمايشي و ناديده گرفتن حق ملت در اداره امور ،تهي كردن قانون اساسي مشروطه از محتواي دموكراتيك ،عرصه سياسي را گرفتار چنان تصلب ساختاري كرده بود كه راهي جز انقلاب فراروي معترضان و منتقدان باقي نماند. مشكل رژيم شاه اين بود كه كسي اجازه انتقاد به او نداشت و هر انتقادي با سخت ترين واكنش ها و هر نقدي با حبسهاي طولاني مدت و شديدترين محروميت هاي اجتماعي ـسياسي  مواجه مي شد .مشكل رژيم شاه اين بود كه هر منتقدي را بر انداز مي دانست و در تبليغات رسمي مرتبط به بيگانگان معرفي مي كرد .او تفاوتي ميان منتقد و مخالف قانوني با چريك مسلح قائل نبود .مشكل شاه اين بود كه احزاب منتقد و ملتزم به قانون اساسي تحمل نمي شدند و در عوض نوكران و مجيز گويان خودي محسوب شده و مجاز به فعاليت بودند و مقربان دربار از مصونيت برخوردار .

مشكل شاه اين بود كه رقابت و فعاليت هاي سياسي را فقط مشروط به نتايجي كاملاً مورد تاييد و در چارچوب اراده ملوكانه بر مي تابيد .عدم سعه صدر و نابردباري شاه در مقابل عقايد مخالف ،حتي به محدود كردن نظام حزبي به دو حزب ايران نوين و مردم متوقف نشد و نهايتاً نظام تك حزبي رستاخيزي را مناسبترين الگوي ارضا كننده تمايلات استبدادي و مطلقه خود يافت و بالاخره صرف نظر از وابستگي ماهوي به قدرت استعماري ،مشكل شاه اين بود كه روشهاي مستبدانه و جابرانه فردي در اداره امور كشور ،او را چنان در جامعه بي پايگاه كرده بود كه حتي  اگر مي خواست ،نمي توانست بدون اتكا به بيگانه ،از بقاي خويش مطمئن باشد و اين وابستگي ها خود بر ميزان نفرت عمومي از او مي افزود .

هدف انقلاب اسلامي بر چيدن نظام وابسته و پايان دادن به مناسبت شاهانه در ايران بود. اكنون پس از يك ربع قرن مي توان با ملاكها و نشانه هايي كه به برخي از آنها اشاره شد به ارزيابي وضعيت امروز نشست و دريافت تا چه حد با اهداف انقلاب فاصله داريم. به صراحت و اميدوارانه بايد گفت كه وضعيت امروز ما به هيچ وجه با دوران حاكميت شاه ،كه كمترين صداي مخالفي تحمل نمي شد قابل مقايسه نيست ،اما اگر نتيجه اين ارزيابي چندان اميد بخش نبود و از روندي پرشتاب در فاصله گرفتن از آرمانها و شعارهاي اصيل انقلاب حكايت داشت ،آن هنگام بايد از بازتوليد استبداد و مناسبات شاهانه با ظاهر اسلامي سخت احساس خطر كرد.




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000704.php