چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۲۴ دی ۱۳۸۴ ساعت ۰:۰۰ بعدازظهر

ضعف دانشجویان علوم اجتماعی در ریاضیات و آمار /  مصاحبه با جناب آقاي دکتر عيوق استاد آمار و رياضيات دانشگاه
موضوع :میز گرد و مصاحبه

زمان:22/9/84    ساعت:18.30     مكان :انجمن جامعه شناسي دانشگاه آزاد ، واحد تهران مركز(مجتمع ولي عصر)

ضمن خير مقدم و تشكر از حضور حضرتعالي و قبول زحمت جهت مصاحبه ،به عنوان اولين سوال مقدمتاَ ارزيابي كلي در رابطه با علل ضعف دانشجويان علوم اجتماعي در حوزه مسائل رياضي و آمار بفرماييد ؟

اين بحث از جمله مقولات ريشه اي است كه در ساليان گذشته نيز وجود داشته است.يكي از نقطه ضعف هاي كه همواره در نظام آموزشي ما وجود داشته است،هدفمند نبودن سيستم آموزشي چه در دوره هاي آموزش ابتدايي ،راهنمايي و متوسطه و چه در دوره هاي آموزش عالي مي با شد .

اگر نگاهي به كشورهاي پيشرفته اي مانند ،آلمان، ژاپن و نظاير آنها بياندازيم ،خواهيم ديد ،كه در اين كشورها ،دولتها همواره نظارت مستمر و پيگيري بر فرايند آموزشي افراد دارند و نكتة مهم در اين گونه كشورها ،موضوع استعداداموزش گيرندكان و علاقه آموزش دهنده هاست .

در اين گونه كشورها ،ذهن دانش اموزان و دانشجويان را از مطالب غير ضرور كه ممكن است  در آينده ،كاربرد چنداني نداشته باشد انباشته نمي كنند ،امري كه امروز  ممكن است،حتي ما نيز در گذشته مطالب زيادي فرا گرفته باشيم ولي هم اكنون به علت عدم كاربرد بسياري از آنها را فراموش كرده ايم .

در همين جهت در كشور هاي پيشرفته مسئله اي به اسم كنكور وجو دندارد، چراكه سيستم آموزشي به نحوي عمل مي نمايد كه در جريان سالهاي آموزش ،دانش آموزان در دوره هاي مختلف تحصيل مورد ارزيابي قرار مي گيرند و در نتيجه فرد بدون آنكه بصورت مشخصي با مسئله كنكور مواجه شود ،وارد سيستم آموزش عالي و تحصيلات دانشگاهي خواهد شد .

در دوران تحصيلات دانشگاهي نيز افراد بر اساس توانايي ها و استعداد هايشان به رشته هاي مورد علاقه  كه متناسب با نياز جامعه نيز مي باشد وارد گرديده و با مجموعه اي از معلومات مفيد و كاربردي فارغ التحصيل خواهند شد.

از سوي ديگر  ارزش گذاري بر روي حرف و مشاغل ميباشد كه خوشبختانه در ايران نيز به اين امر توجه شده و مدارس فني حرفه اي توسعه يافته است و دانش اموزان ميتوانند باتوجه به علاقه واستعداد خود در رشته مورد نظر ادامه تحصيل دهندودر اين  رشته ها ،كه متناسب با علاقه آنها نيز هست مهارت يابندوبعدازفارغ التحصيلي جذب بازار كار شوند                                                                      

در مقوله رياضيات نيز كه شما اشاره كرديد ،همين وضع حاكم است ،چراكه رياضيات ،از جمله علوم واسطه است،كه خود هدف اوليه نمي باشد .

در جريان آموزش علوم،همواره بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه،هدف اصلي اجراي اين دوره خاص چيست؟ و ساير دروس و آموزش ها چگونه مي توانند در مسير اين هدف قرار گيرند .

البته در اين مقوله عوامل متعددي دخيل هستند كه بنده سعي مي كنم در خلال مصاحبه مختصراَ به برخي از آنها اشاره نمايم .

                                                          

متاسفانه اين مسئله درحوزه هاي مختلف علوم انساني نمود مي يابد ،كسانيكه به نحوي قرار است در آينده بخش هاي مديريتي و اجرايي كشور را به عهده گيرند در اين زمينه با مشكلات فراواني روبرور هستند .به اعتقاد حضرتعالي آيا نياز است كه به دانشجويان اين رشته ها همان سطحي از رياضيات كه به دانشجويان فني مهندسي و يا ساير رشته ها تدريس مي شود ارائه گردد، يا نوع مشخصي از رياضيات در اين خصوص مد نظر است ؟

عرض شود كه، در اين رابطه مجموعه اي از متغيير ها دخالت دارند و به هم وابسته اند، به اين سبب يكي از اين متغييرها، دبيرهايي هستند كه اين مواد درسي را تدريس مي نمايند.مسلماَ نوع رياضياتي كه قرار است به دانشجويان اين حوزه تدريس شود بايد هم جهت و هم راستا با اهداف آموزشي رشته هاي علوم اجتماعي باشد.البته در اين خصوص متاسفانه دبيران ما كمتر به اين مسئله توجه نموده و شايد به نوعي مي بايست از دبيران متخصص در اين مورد استفاده نمود.به هر جهت نكته اي كه نبايد هرگز فراموش شود آن است كه معلمين ما نيز به لحاظ مسائل معيشتي و مادي به شدت در مضيقه هستند .بنابر اين چنين اساتيدي چگونه مي توانند فرصت مطالعه كافي در باب موضوع تدريس خود داشته باشد .

و اساساَ جهت گيري تدريس خود را مشخص نمايند .و همه اين عوامل باعث مي شود كه معلمين واقعاَ نتوانند تمام توان خود را در فرايند يادگيري دانش آموز يا دانشجو به كارگيرند.و به دنبال آن دانش آموزان و يا دانشجويان هرگز  نخواهند توانست تمامي مطالب را به خوبي فراگيرند.

البته صحبت من بصورت مطلق نيست ،چراكه بسيارند معلمان واساتيدي كه با وجود تمامي مشكلات و مسائل مادي و اقتصادي كه دارند ،با تمام توان و قدرت خود به دانش آموران و دانشجويان در فراگيري دروس ياري مي رسانند.

امروزه فرد گرايي عاملي است كه باعث عدم هماهنگي و همكاري افراد با يكديگر در انجام امور مي شود ،اما اگر ما با استفاده از ويژگي جامع نكري و با اتكا به روحيه ملي بتوانيم بر حل مسائل و مشكلات جامعه خودمان فائق آييم مسلماَ گام بزرگي در راه اعتلاي كشور مان برداريم .

ما چطور مي توانيم در جامعه اي كه مملو از مشكلات و مسائل حاد اجتماعي است بي تفاوت زندگي نماييم در حاليكه ما در يك جامعه متصل و به پيوسته زندگي مي كنيم .

د رهر حال مسئله جامع نگري و در نظر گرفتن منافع ملي مي تواند همه افراد را (يعني چه دانشجويان و چه اساتيد) در ايجاد روحيه كمك نمايد .در نهايت برآيند همه اين مسائل اين خواهد بود كه در پايان ما با جوانان فارغ التحصيلي روبرو خواهيم بودكه در ضمن تلاش و كوشش جهت ارتقاي سطح دانش عمومي و تخصصي خود به منافع جمعي و ملي خود اهتمام مي ورزند.

بهتر است به اين مقوله كمي تخصصي تر نگاه كنيم ،من تا كنون سعي كردم بصورت كلي به موضوع نگاهي داشته باشيم.

واقعاَ برنامه ريزان آموزشي ما بايد ببينيد كه اين تقسيم بندي كه در حوزه هاي مختلف علوم انجام داده اندبه كجا مي انجامد و آخر كار فارغ التحصيلان ، اين گونه رشته ها كجاست .مثلاَ در رشته جامعه شناسي نهايتاَ افراد با ديدن آموزش هاي لازم،تبديل به يك جامعه شناس كارآزموده خواهند شد .كه اساس كار آنها را تبيين موضوعات و پديدهاي مختلف اجتماعي و تحليل انهاخواهد بود.به اين لحاظ اگر اين افراد از بنيان هاي قوي رياضي برخوردار نباشد.مسلماَ قدرت تحليل گيري نخواهند داشت .

 بنابراين مسلماً در در علوم انساني  دانش رياضي لازم است ،ولي بصورت هدفمند ،و اين وظيفه استاد است كه اين نكته را تشخيص دهد .البته بسياري از اساتيد به اين امر توجه دارند ،هر چند كه ممكن است بعضاَ برخي از اساتيد اين مهم را فراموش نمايند .

بدين لحاظ بنده اعتقاد دارم كه مبحث رياضيات براي رشته هاي مختلف دانشگاهي بايد در سه سطح ارائه گردد ،رياضيات در سطح بالا براي رشته هاي رياضي و امار و فيزيك و نظاير ان  ،در سطح متوسط براي رشته هاي مديريت و بازرگاني وحسابداري و از اين قبيل و در سطح محدودتري براي رشته هاي علوم رفتاري و اجتماعي .

به نظر مي رسد كه با دانشجويان علوم انساني در خصوص تعاريف مباحث رياضي تمرين چنداني نمي شود .چراكه وقتي ما با مباني نظري و تئوريك يك مبحث آشنا نباشيم هرگز نخواهيم توانست بصورت عملي مسائل مربوط را حل نماييم .

بنابر اين هر چقدر ما مفاهيم اوليه را بهتر ياد بگيريم ،فرايند نهايي كاربرد مسائل موفق تر خواهيم بود .تا اينجا اگر خواسته باشيم جمعبندي داشته باشيم ،بهتر است اينطوربيان نماييم كه اولاَ مي بايست به دروس رياضي از ابتدا بصورت جدي و پايه اي  توجه شود ،ثانياَ تناسب ساعات دروس با حجم مطالب بايدبا يكديگر همخواني داشته باشد .

در كنار مسائلي كه حضرتعالي فرموديد آيا تصور نمي كنيد كه اگر سازمان سنجش به عنوان متولي امر گزينش دانشجو ،ضرايب دروس رياضي و آمار را افزايش دهد در اينجا انگيزه يادگيري بهتر و بيشتر دانش آموزان موثر خواهد بود ؟آيا اين امر به بهبود موضوع كمك خواهد كرد ،يا اين مقوله را بغرنج تر خواهد كرد؟

نه بنده تصور مي كنم كه بايد كار بصورت ريشه اي انجام گردد و اگر فرد پايه رياضيات قوي نداشته باشد چگونه خواهد توانست ظرف مدت يكسال به سطح مطلوبي از دانش رياضي دست يابد .به هر حال بحث كاربردي كردن رياضيات است .ممكن است برخي از افراد تصور نمايند اگر ما نظام آموزشي مناسبي نداريم پس اين نتايج آزمون هاي علمي و المپيادهاي جهاني كه هر ساله دانش آموزان ايراني در آن صاحب مدال مي شوند چيست؟ در پاسخ بايد بيان گردد كه درست است كه دست آوردهايي در اين خصوص حاصل گرديده است وليكن توزيع آن بصورت نرمال نيست .چراكه اگر توزيع نرمال باشد ،نسبت نخبكان به كل جامعه بايد بيش از اين باشد  .

دركشور هاي پيشرفته سطح معلومات و دانشي كه وجود دارد  بصورت متعادل است و همه با هم هماهنگ هستند ،حتي من به نحوي با ايجاد عدم تعادل با ساخت مدارس متفاوت مانند استعدادهاي درخشان مخالف هستم چراكه ميزان دسترسي به امكانات و تجهيزات علمي و آموزشي بايد براي همه يكسان باشد .

با تمام تفاسيري كه ذكر گرديد در حال حاضر چه برنامه اي مي توان براي دانشجوياني كه پايه اي ضعيف در مباحث رياضيات دارند ارائه داد ؟

بله به نكته خوبي اشاره كرديد ،در حال حاظر شوراي عالي برنامه ريزي درسي و آموزشي دانشگاه ها ،سرفصل معيني را براي تدريس مصوب مي نمايند ،ولي متاسفانه نظارت چندان درستي بر نحوه ارائه مطالب توسط اساتيد چه از لحاظ محتوا ومنابع و چه از نظر ارزيابي عملكرد دانشجويان صورت نمي پذيرد . ويا همانطور كه اشاره شد ، در خصوص رياضيات تعداد واحدهاي درسي متناسب با حجم مطالب نيست. ب

بنابر اين من تصور مي كنم كه شوراي آموزشي دانشگاه ها شايسته است در مورد  سرفصل هاي مصوب ،تعداد واحدهاي آن و ارزيابي كار اساتيد نظارت دقيق تري داشته باشند  و به آن بهاي بيشتري دهند .

در نهايت همواره نكته اي كه من بر آن تاكيد مي نمايم آن است كه اگر ما امروز كارشناسان خبره و كارآزموده اي نداشته باشيم ،فردا نيازمند به كارگيري كارشناسان خارجي خواهيم بود ،كه به تبع آن مسائل خاص خود را به دنبال خواهد داشت .

ونكته مهمي كه هرگز نبايد از آن غافل شويم شخصيت اساتيد و روحيات آموزشي انهاست .چراكه اساتيد اين حوزه بايد داراي صبر و حوصله زيادي بوده و بتوانند با شكيبايي به سوالات و مشكلات دانشجويان پاسخ دهند.

در مبحث رياضيات نيز دانشجويان بايد كوشش نمايند تا روش را فرا گيرند و در اينصورت است كه حل مسائل مختلف آسان خواهد بود .

به اعتقاد حضرتعالي آيا نبود يك منبع يا كتاب مشخص براي تدريس ،به فرايند يادگيري دانشجويان خصوصاً در مباحث رياضيات و آمار خللي وارد نمي نمايد ؟

نه خير ،بنده  نمي توانم اين موضوع را كاملاً تاييد نمايم .چراكه اين امر با روح دانشجويي كه جوينده دانش است  منافات دارد ،شايد بتوان خصوصاً در مباحث رياضيات و آمار يك يا دو كتاب را به عنوان كتب پايه معرفي نمود  وليكن در ساير دروس ديگر اين حوزه ،مثلاً جامعه شناسي به علت گستردگي موضوع مطلقاً چنين كاري امكان پذير نيست .

در همين راستا بنده فكر مي كنم اساتيد مي توانند جهت تشويق بيشتر دانشجويان به مباحث علوم رياضي و آمار در كنار تدريس مطالب ،تاريخچه اي از زندگي دانشمندان ،صاحبنظران اين حوزه ارائه دهند.

به عنوان آخرين سوال عقيده شما براي بهبود وضعيت تحصيلي دانشجويان ،خصوصاً در دروس رياضي و آمار چيست؟

من به  دانشجويان عزيز توصيه مي نمايم كه قدري عميق تر به موقعيت و جايگاه خودشان در جامعه باينديشند و از زمان خودشان حداكثر بهره را ببرند ،هدف مشخصي را براي زندگي خود تعيين نمايند و بدانندفرا گيري رياضيات علاوه بر اينكه در رشته مورد نظر به انها كمك ميكند در  زندگي نيز به انسجام فكري آنها كمك خواهدنمود و بدون آن قادر به تحليل درستي از وقايع و امور زندگي خود نخواهند بود .

آقاي دکتر عیوق  ضمن تشكر و سپاسگذاري از زحمات شما و وقتي كه در اختيار هفته نامه قرار داديد ،اميدواريم كه دانشجويان بتوانند با توجه به رهنمودهاي حضرتعالي به ارتقاي سطح دانش عمومي خود خصوصاً در حوزه هاي رياضي و آمار اقدام نمايند.

بنده هم به سهم خودم از زحمات و تلاش هاي شما در تهيه و انتشار هفته نامه فصل نو كه به حق منبع خوبي براي محققين و دانسجويان اين حوزه شده است ،كمال سپاسگذاري را دارم .

تهیه کنندگان:

ایمان علمدار - محمد کامبد - هیوا سعیدپور

 

 

 

 

 




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000593.php