چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۲۴ دی ۱۳۸۴ ساعت ۰:۰۰ بعدازظهر

اما اينجا ايران است /  محسن مباهی
موضوع :هنر و زیبایی شناسی

... يادم آمد، هان،
داشتم ميگفتم: آن شب نيز
سورت سرماي دي بيدادها مي كرد.
و چه سرمايي، چه سرمايي!
باد برف و سوز وحشتناك
ليك، خوشبختانه آخر، سرپناهي يافتم جايي
گرچه بيرون تيره بودو سرد ، همچون ترس؛
قهوه خانه گرم و روشن بود، همچون شرم .
گرم،
از نفسها، دودها، دمها،
از سماور، از چراغ از كپه آتش؛
از دم انبوه آدمها.
و فزونتر زان دگر ها، مثل نقطه ي مركز جنجال،
از دم نقال...
(مهدي اخوان ثالث)

...اما اينجا ايران است...باز هم زمستان و برف و دست ها و بيني هاي يخ زده ...باز هم سرها و گردن هاي پنهان شده در گريبان و باز هم به قول اخوان سرما و سوز وحشتناك...اما اينجا ايران است ...سرزمين كومه هاي گرم و دم هاي گرم و آغوش هاي گشوده؛...سرزمين دست هاي گرم در شبهاي سرد...هرچند دلها فسرده و غمين و پر درد، اما...اما اينجا ايران است...سرزمين قهوه خانه هاي دم كرده و نفس  پر سوز نقال پير،...سرزمين كرسي هاي گرم و همنشيني دور آن و قصه هاي شاد و شيرين..و البته خوراكي، از همه نوع...نخود چي و كشمش، آجيل شور ، آجيل شيرين، برگه هلو، برگه آلو و غذا...آش..آش رشته، آش دوغ، آش كشك، شعله زرد ...و...
اين سرما و برف برانم كرد كه گوشه اي از آداب رسوم زمستاني مردم ايران را برايتان بياورم...حيف است كه با گذر زمان و با قرار گرفتن در عصر ماشين گذشته خود را فراموش كنيم...بد نيست كه گاهي، هرچند كوتاه رسوم كهن خود را از پس خاطره ها بيرون كشيم و دستي بر سر و رويشان گردانيم و خاكي از چهره شان بزداييم...
از طرفي اين روزها برابر شده با اعياد قربان و غدير كه اينها نيز در گذشته با رسوم خاصي همراه بوده كه به آنها نيز اشاره ميكنم...

جشن عيد قربان:

يكي از جشن هاي بزرگ ذهبي ايرانيان بخصوص طوايف كرد و تركمان جشن عيد قربان است.
قديم رسم بود، روز دهم ماه ذيحجه مردم گوسفند يا شتري را براي قرباني كردن انتخاب ميكردند و چشم هاي قرباني را سمه مي كشيدند و به پيشاني آن آينه ي كوچكي مي آويختند و به گردن وگوشهايش دستمال ابريشمي رنگارنگ مي بستند و با اين مراسم باشكوه به قربانگاه مي آورند و پس از خوراندن آب و خواندن دعاي قرباني آن گوسفند يا شتر را ذبح مي كردند، و گوشت قرباني را بين همسايه هاي مستمند تقسيم ميكردند،ولي امروز اين مراسم بدون انجام مراسم خاصي و يا تشريفاتي انجام ميشود.

جشن عيد قربان ميان تركمنان:

در جشن عيد قربان،تركمنان كه آن را (گوربان بايرامي) مي گويند، سه روز مانده به عيد تدارك روز عيد را مي بينند، روز اول را (كرگون) يا روز خانه تكاني مي گويند و به نظافت مي پردازند،روز دوم را (قوفن) مي نامند، در اين روز به پختن شيريني ها مي پردازند، شب قبل از عيد خانه هاي خود را ميروبند و حمام مخصوص مي گيرند كه به آن(قربان شورا) ميگويند و آرايش مي كنند و بهترين جامه هاي خود را مي پوشند و شيريني هاي گوناگون فراهم مي كنند و چشم به راه ميهمانان مينشينند. رسم فراهم كردن شيريني، تقليدي از مراسم جشن نوروز است در مراسم (گوربان بايرامي) خوراكي هاي گوناگون از گوشت مي پزند و آنها را براي همسايگان مي فرستند و براي آنان سال نيك و تندرستي و رفاه آرزو ميكنند. در اي جشن دوشيزه گان در روي ريسمانها كه بر در ختي (مقدس) بسته شده تاب مي خورند در اين روز اجازه داده مي شود كه جوانان و دوشيزگان باهم باشند و در بازي هاي گونا گوني شركت كنند.
مراسم عيد قربان، در ميان مردم مناطق مختلف ايران به عنوان يكي از تكاليف مذهبي با ايمان و علاقه با قرباني كردن گوسفند و تقسيم گوشت آن بين همسايگان و در بعضي نقاط توام با جشن و سرور بر گذار مي گردد.


جشن عيد قربان ميان كردان انبي:

بين طوايف كرد ، انبي از توابع ترگور اروميه رسم است كه روز عيد قربان علاوه بر انجام مراسم مذهبي جشنو سروري نيز برپا ميدارند.
پيش از ظهر روز عيد قربان پس از قرباني كردن گوسفند مردم دهكده كوچك و بزرگ به
بيشه ها و به صحرا ميروند، وچند طناب به درختان ميبندند و همگي به جز زنان شوهر
دار، تاب مي خورند اگر هوا خوش نباشد ، اهل هر خانه طنابي از زير سقف خانه شان مي آويزند تا تنگ غروب تاب مي خورند.

جشن عيد غدير :

روز هجدهم ذي حجه هر سال به مناسبت سال روز واقعه غدير خم (تعيين حضرت علي (ع) به جانشيني حضرت رسول(ص) در تمام شهر هاي ايران مجالس جشن و سرور بر گذار ميگردد.اصناف و مديران موئسسات ملي با قالي و قاليچه هاي زيبا و پرچم ايران و چراقهاي رنگارنگ سر در مغازه ها و موئسسات را تزيين مي كردند و جشن مي گرفتندو به زيارت سادات مي روند و اين عيد را به سادات تبريك ميگويند. قديم رسم بود كه سادات به هر نفر يك عدد سكه ي نقره عيدي ميداد اما امروز اين رسم پسنديده متروك شده است.

آداب و معتقدات زمستاني در دره ميانه ملاير :

مردم اين محل اعتقاد دارند كه ، در شب عيد اگر در چهار فرسخي آبادي برف باشد ، بايد بروند و دسته كم به قدر يك كاسه از آن برف، محض تبرك بياورند، چون باد شمال خاك خانه كعبه را با خودش آورده و روي اين برفها افشانده است بايد برف را بياورند و در ميان آب بريزند و همه ي افراد خانواده از آن آب بخورند به نيت اين كه سال ديگر مريض نشوند ضمن اين اشعار كردي آمدن بادها را بيان كرده اند.
زمستان آمين باد زلان بو
سبزه درختان مكي سيا چو
وزنه باد اي باد سردار باران
سرما زمستان بردين ژه يادان
كله باد اي بهاران
وليعهد وحش وكيل واران
شمال باد آمين ژه كهبه خدا
سياه چونپان كرد سبز و خوش سيما
يعني: زمستان،باد،زلان،مي آيد،و همه درختان سبزرا چوب سياه ميكند. وزنه باد،اي سردار بادها ،به يك نفس سرماي زمستان را از ياد ما بردي .كله باد، اي باد بهاران ، وليعهد وحوش و وكيل بارندگي هاي روي زمين هستي.باد شمال ، از كهبه خداوند آمدو سياه چوب هاي زمستاني را دوباره سبزو خرم كرد.

معتقدات زمستان مردم كرزان،تويسركان:

مردم اين آبادب معتقدند ، بيست روزه آخر اسفند ،براي كودكان خطر ناك است همانطوري كه زن آبستن ويار ميكند و در مدت ويار براي يك خوردني معين يه تاب و بي قرار است. در اين بيست روز هم تنور نان پزي ، وپشت بام ، رودخانه، براي كشتن و آسيب رساندن به بچه ها و يار يابيزه ميكنند، به اين حالت در تهران ويار ،و در شيراز آرمه،وكرزان بيزه گويند.بنا به همين عقيده در اين بيست روز كودكان خود را از نزديك شدن به سه چيز منع ميكنند.و به لهجه محلي ميگويند:
اي روله(بچه)نرو تو بن ،ميفتي پاين
اي روله نرو تنو ميفتي مينش
اي روله نرو لوروخونه او مي برت
يعني:
اي بچه نرو لب بام مي افتي پايين
اي بچه نرو لب تنور مي افتي پايين
اي بچه نرو لب رودخانه آب ميبردت

مراسم اولين برف در جلگه رخ، تربت حيدريه:

ميان آداب و رسوم مردم خراسان ، در جلگه رخ، بخش تربت حيدريه ، چنين رسم است كه ،در سالهاي خشك و كم برف و باران كه نزول اولين برف را براي كشاورزان نعمتي ميدانند، به محض ريزش اولين برف زمستاني ، مقداري از آن را ميان قوطي كبريت يا جعبه اي  ريخته و به وسيله يكي از اهالي محل براي يكي از كشاورزان و يا مالكين محل مي فرستند، اگر طرف سواد هم داشته باشد چنين پيغامي را هم مي نويسند:
برف مي آيد چو پنبه باد صرصر ده مو
قاصدي اومد زسوي موايدم سوي شومو
گر گر يفتي روي او را ميكني همچو ذغال
ور نه امشو اهل ده باشيم مهمون شومو
اگر گيرنده برف متوجه نشد و قاصد را دستگير نكرد و روي او را سياه ننمود.مهماني را باخته و بايد طبق سنت ، به شكرانه نعمت خداوندي سوري بدهد و از كشاورزان محل به شام يا نهار پذيرايي نمايد.

برگرفته از كتاب فرهنگ مردم ((فولكلور ايران)) آداب ورسوم عقايد و عادات-سيد علي ميرني-انشر پارسا-1369




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000590.php