چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۲۶ آذر ۱۳۸۴ ساعت ۰:۰۰ بعدازظهر

جامعه شناسي جوانان و دانشجويان /  سارا جعفری
موضوع :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی

بي ترديد دير زماني است که موضوع نسل جوان و دانشجو، در قلب مطالعات اجتماعي جاي گرفته است و داراي اهميتي خاصي است. به طوري که هر روزه مطالعات و نظريات گوناگوني در اين زمينه ارائه مي شود. اما با وجود آنکه هر روز ميخوانيم و مي شنويم که در زمينه پاسخگوئي به نيازهاي نسل جوان، برنامه ريزي هاي موثر و مطلوبي صورت ميگيرد، اما با اينحال مشاهده مي کنيم که هنوز از حال رضايت بخش مسائل اين نسل بدوريم.
اما مفهوم "جواني" بموازات تحولات علمي دستخوش دگرگونيهاي عميق گشته است. در عصر ما حتي آهنگ رشد جسماني و اوج گيري هيجانات روحي، دو مشخصه اساسي دوران جواني، شتاب بيشتري پيدا کرده اند اين نکته که دوران جواني از چه سال آغاز و در کدام سال پايان مي پزيد نه تنها در جامعه شناسي جوانان بحث حساس و متفاوتي را مطرح ساخته است بلکه در عرصه پزشکي نيز،‌ نظرات گوناگوني را برانگيخته است.
بهر حال واقعيت آنست که جمعيت جهان هيچگاه تا اين حد جوان نبوده است که امروزه هست. پيشرفت و گسترش علم و صنعت از يکسو موجب طولاني تر شدن دوران تحصيل و جواني شده است. بخاطر داشته باشيم که ورود به زندگي فعال و شغلي و نيل به موقعيت ممتاز اجتماعي، مستلزم داشتن يک يا چند دانشنامه تخصصي و آشنائي به فرهنگ و دانش عمومي است که خود به خود دوره تحصيل را طولاني تر ميسازد. از سوي ديگر، فاصله سني به بلوغ جنسي و همچنين دست يافتن به بلوغ اجتماعي در پرتو نقش و سائل ارتباط جمعي، پيشرفت پزشکي و بهبود تغذيه، کوتاهتر شده است. بموازات اين واقعيات کادرهاي بالاي جامعه، بر اثر افزايش طول عمر و برخورداري از تجارب شايسته، بيشتر از گذشته در مشاغل خويش باقي ميمانند. در چارچوب تمامي اين مسائل است که مسئله جوانان در شکل و ابعاد پيچيده تري مطرح ميشود.
درباره نسل جوان نبايد غلو کرد. "نسل جوان" يک طبقه نيست، يک کلاس درس يا طبقه اجتماعي نيست، کلاس درس يک کلاس سني است که فرد خيلي سريع از آن عبور مي کند و نميتواند براي هميشه در آن باقي بماند. اعضاي يک کلاس درس، توده متشابه و همجنس نيستند و آنان که در دبيرستانها و دانشگاهها به تحصيل اشتغال دارند، گروههاي هماهنگ و متجانسي تشکيل نميدهند.
بررسي هاي انجام شده در مجموع حاکي از اينست که در داخل "نسل جوان" تحت آموزش، تقسيم بندي هاي و فواصل جدائي وجود دارد. ضوابط چندي اين واقعيت را ارزيابي ميکند. خاستگاه اجتماعي نسل جوان از جمله ضوابط موصوف است. 
در سطح دانشگاه در غالب کشورهاي جهان سوم تعداد زيادي از دانشجويان از طبقات پائين ميآيند. در سطح جوامع صنعتي اين نسبت افزايش يافته است. اما هر چه به سطح دبيرستان و بويژه دبستان نزديکتر مي شويم اين نسبت بيشتر و بيشتر ميشود بنوعي که اکثريت را در بر ميگرد. واقعيت اين است که در کشورهاي صنعتي اکثريت دانشجويان به طبقات متوسط تعلق دارند در برخي از کشورهاي در حال پيشرفته کشورهائي که از يک استراتژي نيرومند رشد برخوردارند همين پديده به چشم ميخورد.
از اين گذشته کيفيت تأثير ريشه هاي خانوادگي و اجتماعي در رفتار و واکنشهاي جوانان در خور تامل و بررسي بسيار است. تجربه هاي آماري نشان ميدهد که مدرسه براي فرزندان گروه اجتماعي پايين بمراتب قابل احترام تر است. چون ازديدگاه ايشان مدرسه تنها وسيله پيشرفت اجتماعي بشمار مي آيد. اما از ديدگاه دانشجوياني که از طبقات متوسط برخواسته اند دانشگاه تنها نردبان ترقي و يگانه وسيله تبديل شدن به کادر متخصص، داراي مقام و اعتبار اجتماعي است و درست برعکس آن در ميحط هاي بالا، محيطهاي برخوردار از رفاه بيشتر، مفاهيم بي تفاوتي و بي معنائي زندگي و بالاخره بي هدفي، بستر مناسبي براي قوت گيري دلزدگي از آموزش است. برخي از پژوهندگان، پيدايي برداشتهاي افراطي در ميان گروههاي دانشجوئي متعلق به طبقات بالاي اجتماعي به مثابه بازتابي از بحران زندگي طبقاتي و جامعه مصرفي ميدانند که گاه به گاه به صورت عصيان هاي عليه اشکال نامطلوب زندگي ماشيني برخورد مي شود.
نتيجه ميگريم که در محيط دانشجويي که به ظاهر تصور مي شود يک محيط همگون و هماهنگ است سلسله مراتب اجتماعي و انديشه هاي اجتماعي، سياسي متفاوتي وجود دارد.


منبع : دانشگاه و مسائل جوانان و آموزش – پژوهشگاه علوم انساني




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000512.php