چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۴ ساعت ۰:۰۰ بعدازظهر

عدالت و برابري در نظام سلامت /  دکتر ابوالفضل جارياني
موضوع :جامعه شناسی پزشکی

 مقدمه : بحث هاي عدالت در سطوح مختلف سيستم مراقبتهاي بهداشتي در جريان هستند وبا توجه به اينكه كارآئي (نسبت بازده به منابع مصروفه )تنها معيار قضاوت درباره توزيع منابع نيست،اقتصاد دانان وساير تحليلگران سياسي بهداشت بايد عدالت (Equity) وانصاف( Utility ) را به عنوان يك معيار پراهميت ، در نظر بگيرند واز آنجا كه در بحث عدالت ممكن است معيارها،دلايل واصول قضاوتي به كار گرفته شود،تصميم گيران هميشه در مورد مفهوم عدالت از نظر اصولي ونيز در عمل به توافق نمي رسند.بنابراين هر واژه نامه مربوط به بي عدالتي ها ونابرابري ها بايد فراتر از صرف تعريف واژه ها ونگرش ها و اختلاف نظرهاي موجود در اين زمينه مورد بحث قرار گيرد.
عدالت يك مفهوم چند وجهي وگسترده است و شامل اثربخشي (رسيدن وتحقق اهداف) درمديريت وتخصيص منابع نيز مي شود زيرا هنگامي كه استفادة اثر بخشي از منابع محدود مي شود ، به اين معناست كه نيازهائي كه مي توانست برآورده شود ، برآورده نخواهد شد لذا عدالت بايد پاسخگوئي را نيز در بر بگيرد.


1- اجزاي اصلي تحليل عدالت :
سياستهائي كه قرار است توزيع عادلانه را به اجرا درآورند 3 بحث اساسي تحليل را مورد توجه قرار مي دهند.
1- تعيين كالا يا خدماتي كه بايد توزيع شوند و ويژگي هائي كه ممكن است در توزيع منصفانه آنها تأثير بگذارند.
2- چگونگي توزيع كالا يا خدمات (عادلانه بودن فرآيند توزيع)وقابل پذيرش بودن نتايج تخصيص (عادلانه بودن پيامد)
3- ويژگي هاي دريافت كنندگان ( خدمات بهداشتي ودرماني)
1-1- انواع كالا وخدمات :
جهت برنامه ريزي عادلانه در بخش بهداشت كالاهاي اساسي خدمات بهداشتي را
مي توان به چند دسته تقسيم كرد :
1- بيمه خدمات بهداشتي
2- داده هاي خدماتئ بهداشتي (شامل توليد كنندگان يا عرضه كنندگان خدمات ، برنامه ها،دخالت ها،نوع خدمات وغيره)
3- دسترسي به بيمه خدمات درماني ومراقبتهاي بهداشتي
4- بهره مندي از مراقبت بهداشتي (شامل استفاده از خدمات واستفاده از خدمات مؤثر)
5- منابع ايجاد شده به وسيله موارد 1،2،3،4 (شامل رفاه ،نتايج با اثرهاي خاص بهداشتي)
هريك از اجزاي فوق براي ايجاد تندرستي ورفاه تا حدي بستگي به مورد قبل خود دارد.مثلاً برخورداري از سيستم بهداشتي بر تندرستي تأثير مي گذارد ودر حالي كه برخورداري ودسترسي جمعيت وابسته به خدمات وخود مؤلفه تندرستي نيز تابع موجود بودن خدمات است،اما اين ارتباط قطعي نيست چرا كه دسترسي به بيمه خدمات درماني الزاماً به معني دستيابي به خدمات مؤثر نمي باشد.همچنين سلامت ورفاه علاوه بر مراقبتهاي بهداشتي با آموزش ،تغذيه،رعايت اصل بهداشتي ،صلح،اشتغال در ارتباط است.
هرچند سلامت و رفاه چيزهائي نيستند كه دولت ها بتوانند آنها را طبق دستور توزيع كنند اما دولت ها بر عرضه كنندگان خدمات ،برنامه ها،بيمه ها،دستيابي به خدمات وتوزيع مناسب انواع مراقبتها،نظارت مستقيم دارند وبراي سنجش موفقيت برنامه هاي خود نه تنها توزيع خدمات وميزان توزيع آنها بلكه نتايج توزيع وبرسلامت ورفاه را پيگيري مي كنند.
1-2- تأثير ويژگي هاي كالاها بر توزيع عادلانه :
ويژگي وخصوصيات كالاها وخدمات بر توزيع عادلانه آن تأثير مي گذارد كه مهمترين اين ويژگي ها عبارتند از :
1-2-1- ويژگي هاي فيزيكي كالا :
مشخصه هاي فيزيكي كالا ، به ويژه قابليت تقسيم وكميابي آن بر نحوه توزيع تأثير          مي گذارد.مثلاً نحوه توزيع ويا وجود بيمارستان در يك منطقه جغرافيائي با توزيع نيروي انساني جهت اغرائه خدمات بهداشتي متفاوت است وممكن است بررسي توزيع بيمارستانها به تنهائي تصويري ناخوشايند در مورد دسترسي به خدمات بهداشتي در ذهن تدائي كند.
همچنين بسياري از تكنولوژي هاي بهداشتي همچون دستگاههاي دياليز كليه وخدمات پاراكلينيكي به دليل زياد بودن قيمت وهزينه هاي عملياتي آنها ونياز به نيروي متخصص منابع كميابي هستند وبر انتخابهاي سياستگذاران در مورد توزيع عادلانه تأثير مي گذارند.در جائي كه نيازها از عرضه خدمات بيشتر باشند عدالت از طريق منصفانه كردن فرآيند توزيع «ليست،انتظار،قرعه كشي» كه شانس افراد را براي دسترسي به دياليز برابر مي سازد صورت مي گيرد.هرچند كه اين روش با ليست انتظار خريد اتومبيل متفاوت است وجامعه ليست انتظار جراحي كليه وپيوند اعضاء كه براي افراد امكان خريد وفروش نوبت را فراهم        مي كند،ناعادلانه وممنوع تلقي مي كنند.لذا دولتها مجموعه اي از خدمات بهداشتي همچون مراقبتهاي دوران بارداري وزايمان ،تنظيم خانواده مراقبت از كودكان بيمار ، دوران سل ومراقبت از انتقال بيماري هاي جنسي را ضروري تعريف كرده وتوزيع آن را براي تمام جمعيت لازم دانسته اند.
2-2-1- ارزش عمومي وارزش مصرفي :
كالاها تقريباً ممكن است براي همه ارزش همساني داشته باشد (ارزش عمومي)وبرخي ارزشها،براي افراد ارزشمندتر . در بخش بهداشت دسترسي به مراقبتهاي بهداشتي نمونه اي از كالاهائي است كه داراي ارزش عمومي است وسياستگذاران ،عدالت را ازطريق فراهم ساختن دستيابي مساوي به حداقل خدمات ضروري برقرار مي كنند.ولي هدف سياستگذاران اين است كه فقط مصرف كنندگان اين خدمات ،آنها را دريافت كنند وبا توزيع خدمات بين كساني كه ازآنها استفاده نمي كنند اين خدمات را ندهند.(ممكن است برخي از خدمات بهداشتي علاوه بر دريافت كنندگان براي ديگران نيز مفيد يا زيان بخش باشد مانند برنامه واكسيناسيون بيماران واگيردار كه بايد مورد توجه قرار گيرند.
3-2-1- باورهاي فرهنگي :
جوامع به موجب فرهنگ خود اعتقاد دارند كه يك كالا بايد به اين طريق كالاي ديگر به طريقي ديگر توزيع شوند.مثلاًدر كانادا پوشش جامع بيمه بهداشتي- درماني به عنوان مظهر همبستگي ملي است وآن را ارج مي نهند.به عبارت ديگر دسترسي عادلانه به خدمات بهداشتي مستلزم شناخت هنجارهاي فرهنگي مربوط به توزيع كالاها وهمچنين شناخت موانع دسترسي به خدمات شامل زبان،تعليم وتربيت ،حمل ونقل وغيره مي باشد كه بايد مورد توجه برنامه ريزان وسياستگذاران نظام بهداشتي قرار گيرد.
2- فرآيند توزيع منصفانه خدمات در مقايسه با نتايج منصفانه
1-2- اصول فرآيند توزيع منصفانه خدمات :
اصول فرآيند عدالت براين باور است كه روشهاي منصفانه الزاماً به توزيع عادلانه منابع     مي انجامد.اصول فرآيند عدالت مي تواند در موارد زير با اهميت وضروري تلقي شود.


1-1-2- قرعه كشي :
اگر كالائي را كه قرار است توزيع شود،نتوان بين تمام كساني كه خواهان آن هستند تقسيم كرد،فرآيند منصفانه براي كليه افراد شانس منصفانه دستيابي به آن را فراهم مي كند.فرآيند قرعه كشي چشم بستن بر ويژگي هاي دريافت كنندگان است وهمه دريافت كنندگان صرفنظر از اينكه چه موقعيتي داشته باشند شانس مساوي براي دريافت خدمات دارند،لذا احتمال تبعيض كاهش مي يابد.
2-1-2- صف انتظار :
 يكي ديگر از روشهاي توزيع منابع محدود مورد نياز صف انتظار است .صف مراقبت بهداشتي تنها بر زمان انتظار در ليست استوار نيست بلكه در آن به ويژگي هاي دريافت كنندگان خدمت(حاد بودن شرايط)نيز توجه شود(پيوند اعضاء)
3-1-2- بازار رقابتي كامل :
اين بحث اغلب در مورد توزيع بيمه درماني وخدمات بين ثروتمندان پيش مي آيد.بازارها درصورتي كه (الف) معامله ها داوطلبانه باشند (ب)مردم در نتايج معامله هايشان اطلاعات كافي داشته باشند.(ج)تفاوت قابل توجهي بين ثروت افراد وجود نداشته باشد،مي توانند منابع را به طور عادلانه بين افراد تقسيم كنند.
4-1-2- مقررات وفرآيندهاي تصميم گيري :
براي تعيين خدماتي كه بايد ارائه شوند مي توان خدمات را به نحوي سامان داد كه عادلانه منابع را تضمين كند،براي اين كار مي توان از فرآيند هاي مختلفي استفاده كرد:
الف- روشهاي دموكراتيك كه شامل خط مشي هاي كلي براي تمام مردم است.
ب- روشهاي قراردادي و سهميه بندي كه در سهميه بندي مراقبتهاي بهداشتي مقبوليت بيشتر دارند.
2-2- اصولي كه متوجه نتايج خدمات در توزيع عادلانه هستند :
از نگاه سياستگذاران نتايجي كه از توزيع منابع به دست مي آيد نسبت به عادلانه بودن فرآيند توزيع بيشتر اهميت دارد.تخصيص يك بودجه بهداشتي متمركز مي تواند اهميت اصول پيامد گرا توضيح دهد،اما منصفانه ترين راه تقسيم بودجه بين مناطق كدام است؟
تحليل گران از نيازهاي نسبي به مراقبت بهداشتي وقيمت تمام شده ارائه خدمات براي تعادل توزيع سرانه استفاده كرده اند.،مثلاً زامبيا با توجه به تفاوتهاي نواحي از لحاظ تراكم جمعيت ،كلمبيا با توجه به تركيب سني وجنسي جمعيت وتفاوتهاي نيازهاي بهداشتي جمعيت ودر انگلستان با توجه به نسبتهاي استاندارد شده مرگ ومير وشاخص هاي بيماري.
در تحليل توزيع هاي پيامد گرا،برابري يك مفهوم اساسي است.اگر چه برابري وعدالت با يكديگر خيلي مرتبط اند ولي يكي نيستند. مثلاً توزيع برابر بودجه از نظر برخي مناطق كه به دليل .ويژگي هاي خاص منطقه شان خود را مستحق بودجه بيشتري مي دانند،ممكن است منصفانه تلقي نشوند.در اقتصاد عدالت افقي به توزيع مقدار برابري از كالا،بين دريافت كنندگاني كه ويژگي هائي برابر دارند گفته مي شود،لذا كساني كه نيازها وهزينه هاي مشابه دارند مبالغ سرانه مشابهي دريافت مي كنند.مثلاً افرادي كه شدت بيماري شان مشابه است بايد مقدار مشابهي از خدمات بهداشتي را دريافت كنند.برعكس عدالت عمومي به روشهائي گفته مي شود كه توزيع نابرابر مبالغ را بين دريافت كنندگان بر حسب ميزان محدوديت آنان هدف قرار داده اند.مثلاً مناطقي كه نيازهاي بهداشتي بيشتر دارند بايد سهم بيشتر ياز بودجه دريافت كنند و يا افراد بيمار بايد سهم بيشتري از خدمات دريافت كنند.اين نكته ما را به مسئله اصلي تحليل عدالت يعني تعيين دقيق ويژگي هاي دريافت كنندگان بالقوه رهنمون   مي سازد.
3- ويژگي هاي دريافت كنندگان بالقوه :
كدام ويژگي دريافت كنندگان بايد براي دستيابي به منابع محدود بهداشتي بيشتر مورد توجه قرار گيرد؟جهت سياستگذاري وجود يك مبناي منصفانه يا غير منصفانه براي تمايز از لحاظ اجتماعي (بر حسب جامعه،مذهب)اقتصادي(ثروتمند وفقير)جمعيت شناسي(جنس،سن،نژاد،روستائي وشهري)ويا ويژگي هاي ديگر بستگي به تعهد جوامع نسبت به گروه ها وافراد دارد.
ويژگي هاي متمايز كننده گروهها بر اساس نياز افراد تعيين مي شود.اگر استفاده از مراقبتهاي بهداشتي به بهبود سلامت يا احساس رفاه فرد بيانجامد گفته مي شود كه اين مراقبتها مورد نياز است .البته نيازهاي افراد بي شمار است وتنها به وسيله توانائي تكنيكي واثر بخشي سيستم بهداشتي محدود مي شود وتوزيع منصفانه مراقبتهاي بهداشتي جامعه بايد برحسب نياز به مراقبتهاي بهداشتي رتبه بندي شود وچون اطلاعات مورد نياز براي اين كار به ندرت قابل دسترسي است بنابراين تحليل عدالت به طور عمده از طريق توزيع كالا وخدمات از طريق ويژگي هاي دريافت كننده (سن،جنس،گروه وغيره)انجام مي شود كه هريك از آنها ابعادي از نياز را منعكس مي كند.
تحليل كامل رعايت عدالت در هر سيستم مراقبت بهداشتي مستلزم دسته بندي جمعيت به صورتهاي مختلف است وتاكنون در مورد يكي از ابعاد تقسيم بندي توافق حاصل نشده است.منطقي ترين تقسيم بندي برحسب ارزشها وتعهد دولتي كه تجزيه وتحليل را انجام   مي دهد وهمچنين ويژگي كالاي مورد نظر،مي باشد.
به عبارت ديگر اگر هدف سيستم بهداشتي وضعيت سلامت جمعيت واز لحاظ عدالت،دسترسي همه ساكنين به خدمات مورد نيازشان باشد،اگر سيستم تخصيص وجوه به مناطق بهداشتي وسازمانهاي بهداشتي براساس نياز باشد(مناطقي كه بيشتر نياز داشته باشند،سرانه بيشتري دريافت كنند.)مي تواند سبب پيشرفت كارآئي (چون منابع به جاهائي مي روند كه بيشترين تأثير را باقي مي گذارند.)وعدالت(چون كساني كه بيشتر نياز دارند،سهم بيشتري دريافت مي كنند.)
عرصه روبه رشد پژوهش در مورد نابرابري (Inequality)در سلامت،پرسشها وبحث هاي بسياري در مورد تعريف نگرش ها،راهبردهاي تحليلي،تفسير يافته ها ومدل هاي توضيحي به ميان آورده است.
ما توجه خود را به پرسش مربوط به نابرابري ها در سلامت معطوف كرده ايم :
1- وجه افتراق نابرابري ها در سلامت وبي عدالتي در سلامت چيست؟
2- آيا بايد نابرابري ها در سلامت را اندازه گيري كنيم (يعني توزيع سلامت ميان افراد  را توصيف نمائيم.)يا بايد تفاوتهاي گروههاي اجتماعي در سلامت را بسنجيم (مثلاً ،نابرابري ها در سلامت برحسب طبقه اجتماعي )؟
3- آيا نابرابري ها در سلامت عمدتاً نشانگر آثار فقر هستند،يا بر اساس شيب اجتماعي- اقتصادي پديد مي آيند؟
4- آيا نابرابري ها در سلامت در ميان مناطق مختلف،تنها بيانگر نابرابري هاي سلامت ميان گروههاي اجتماعي است يا مهم تر از آن ، اين نابرابري ها حاكي از اثر بافت منطقه اي است؟
5- كدام انواع ديگر نابرابري ها بايد مورد بررسي قرار بگيرند؟
تفاوت ميان نا برابري وبي عدالتي در نظام سلامت :
نابرابري وبرابري،نگرشهاي چند بعدي هستند كه تنها به كميتهاي قابل سنجش مربوط مي شوند ودر سلامت ،براي مطرح نمودن تفاوتها ،تنوع ها وفاصله هاي موجود در دستاوردهاي سلامت افراد وگروهها است.
از طرفي ديگر بي عدالتي(Inequity) وعدالت ،نگرشهاي سياسي هستند كه بيانگر تعهد اخلاقي به عدالت اجتماعي اند ودر سلامت ،عدالت،برابري در نتايج سلامتي،برابري در دسترسي به تمام اشكال مراقبت وبرابري در تأمين مالي را در بر مي گيرد.
وبه آن دسته از نابرابري ها در سلامت اطلاق مي گردد كه به نظر غير منصفانه مي رسند يا از شكلي از بي عدالتي سرچشمه مي گيرند.
تشخيص بي عدالتي ها در سلامت ، مستلزم قضاوتي قاعده مند بر مبناي موارد زير است:
1- نظريه هاي فرد در مورد عدالت
2- نظريه هاي فرد در مورد جامعه
3- منطقي كه فرد از طريق آن پديد آمدن بي عدالتي ها در سلامت را توضيح مي دهد.
از اين نظر علم به تنهائي نه مي تواند تعيين كند كه كدام نابرابري ها غير منصفانه اند ونه مي تواند مشخص نمايد چه نسبتي از يك نابرابري موجود غير منصفانه يا ناعادلانه است.
گروههائي كه به مسئوليت فردي تأكيد دارند ،نابرابري ها در سلامت را بيشتر در قالبي پيامد تفاوتهاي موجود در چگونگي انتخاب افراد مي دانند.در حالي كه جبرگرايان اجتماعي اين انتخابها را حاصل محدوديت وناعادلانه بودن شرايط مي دانند كه شواهد تجربي به دست آمده در خصوص نابرابري ها در سلامت ،به نفع معتقدان به جبر اجتماعي است.
چگونگي ارزيابي نابرابري ها در نظام سلامت :
از يك نظر اكثر نابرابري هاي گروههاي اجتماعي ( نظير طبقه ونژاد )از نظر سلامت ناعادلانه اند چرا كه نمايانگر توزيع غير منصفانه عوامل اجتماعي تعيين كننده سلامت هستند.براي ارزيابي نابرابري ها در سلامت دو رويكرد مختلف وجود دارد :
1- اندازه گيري تفاوتهاي گروههاي اجتماعي در امر سلامت :
اين رويكرد بر اين فرض استوار است كه گروه بندي اجتماعي معني داري كه بيانگر توزيع نابرابر(واغلب ناعادلانه)منابع وفرصتهاي زندگي در ميان بخش هاي اجتماعي باشد،وجود دارد.
2- اندازه گيري توزيع وضعيت هاي سلامتي در سطح افراد يك جمعيت :
در مورد اين رويكرد اين بحث وجود دارد كه با توصيف عادي از ارزش توزيع سلامت در سطح افراد جمعيت،مي توان از تنگناي انتخاب متغيرهائي كه براي سنجش گروههاي اجتماعي مورد استفاده قرار مي گيرد،گريخت واز ارائه قاعده اي براي تعيين سرچشمه هاي نابرابري در سلامت در سطح گروههاي اجتماعي شانه خالي كرد .
اين دو رويكرد اطلاعات مكملي به دست مي دهند،نه به اين معنا كه هر دو،در توليد دانش علمي با غبه بر بي عدالتي ها درسلامت ،از اولويت يكسان برخوردارند.(رويكرد (1)شايعتر است.)و از آنجا كه اندازه گيري ها وپايش بي عدالتي ها در سلامت ،هيچگاه نمي تواند از جوهر قلعده معنوي خالي باشد،بايد به تحليل نابرابري ها بين گروههائي كه تحت معيارهاي تاريخي واجتماعي شكل گرفته اند ، اولويت داد.
نابرابري ها در سلامت عمدتاً نشانگر چه مي باشد ،فقر يا شيب وضعيت اجتماعي- اقتصادي؟
پاسخگوئي به اين سؤال به نوع تعريف ما از فقر بر مي گردد.فقر هم به طور نسبي تعريف شده است.
فقر مطلق ناتواني در برآوردن مايحتاج اوليه يك انسان نظير غذا،سرپناه واجتناب از بيماري تعريف مي شود كه به اعتقاد گوردون  و اسپيكر( Gordon and SPICKER ) فقر مطلق به بقيه جامعه بستگي دارد.نيازهاي تغذيه اي، به نقش هاي شغلي افراد در مقاطع مختلف تاريخ ودر فرهنگهاي متفاوت بستگي دارد.بيماري هاي قابل پيشگيري به سطح فناوري پزشكي وابسته است.تصوري كه از سرپناه وجود دارد نه فقط به شرايط جوي،  بلكه به استفاده اي كه يك جامعه از سرپناه مي نمايد نيز بستگي دارد.(تاون سند)
فقر نسبي ، فقر را نسبت به استانداردهايي كه در طبقات ديگر جامعه وجود دارد ، تعريف مي كند.
تفاوت اجتماعي-اقتصادي در سلامت تا حدي نمايانگر و پيامد شيوع فقر نسبي در جامعه است اما از حرافي حتي در كساني كه در گروه هاي بالا از نظر اجتماعي-اقتصادي جاي دارند ،ديده مي شود.بنابراين تنها شرايط مرتبط با محروميت شديد ،نابرابري هاي اجتماعي-اقتصادي در سلامت را در افرادي كه رده هاي بالاي اجتماعي-اقتصادي را اشغال كرده اند، توضيح نمي دهند. بنابراين فهم آنچه مسئول نابرابري ها در سلامت باشد.
افراد ناسالم يا مكان هاي ناسالم ، منبع نابرابري در سلامت:
آثار محدوده يا مكان به آثار سلامتي متغيرهايي گفته مي شود كه درباره مكان ها يا زمينه ها ،اطلاعي(بيش از صرف اطلاعات در مورد ساكنان آن) در اختيار مي گذارند.
مكينتاير Macintyre آثار مختلف مكان را به دو دسته تقسيم كرده است:
1- اثرجمعي:
 به مشخصات گروهي تجمع يافته گفته مي شود كه در سطحي بالاتر از خصوصيات شخصي فرد بر سلامت تأثير مي گذارند. (collective effect)
2- اثر زمينه اي (contextual effect):
 به زمينه گسترده تر سياسي ،فرهنگي يا حقوقي ، عرفي مربوط است. كه مي تواند شامل تأثيرات هويت فرهنگي نظير تركيب قومي، ديني يا زباني جامعه و نيز تأثيرات محيطي و زيست محيطي خاص باشد.
كه اين دو اثر را مي توان به روش هاي مختلف مورد تحليل قرار داد، هم به صورت مجزا و بدون ارتباط با هم وهم بطورتركيبي، multilevel analytical approach . اما روش تحليلي چند سطحي راهي مفيد براي پرداختن به مسائل فوق الذكر در اختيار مي گذارد. زيرا جدا كردن اين دو اثر از هم مي تواند ذاتاً اشتباه باشد. چون هم محيط ناسالم قابلين پرورش افراد ناسالم را دارد و هم افراد ناسالم قابليت ايجاد محيط(زمينه) ناسالم را دارند(هر چند تأثير افراد ناسالم بيش تر است). اين روش تحليلي چند سطحي بر اساس اين پيش فرض استوار است كه عوامل تعيين كننده نابرابري ها در سلامت همزمان در چند سطح،از سطح فرد گرفته تا سطوح محل، منطقه و ايالت، روي مي دهد.
انواع ديگر زمينه هاي مطالعاتي در مورد نابرابري:
علاوه بر نابرابري ها در سلامت در سطح گروه هاي اجتماعي- اقتصادي ، تحليل نابرابري ها با در نظر گرفتن ويژگي هاي انتسابي (صفات موجود هنگام تولد نظير جنس و نژاد) نيز حائز اهميت است كه مي تواند بر جايگاه اجتماعي افراد در مقاطع بعدي زندگي تأثير داشته باشد.
علاوه بر اينها، ابعاد متعدد ديگري از جمله: قدرت سياسي، ارزش هاي فرهنگي ، ارزش هاي اجتماعي، جايگاه و منزلت اجتماعي و منابع انساني ( مهارت ها،خبرگي،آموزش) مي تواند زمينه مطالعات بعدي باشد.
از اين ميان مهم ترين ،پرداختن به منابع انساني است . چون هرگونه نابرابري در پرداختن به آن ، زمينه ساز نا برابري ها و چه بسا بي عدالتي هاي بزرگتري مي شود، كه كنترل آن عملي نباشد. انسان سازنده ي اجتماع است و نابرابري و بي عدالتي در زمينه ي پرورش و شكوفايي مهارتها ، خبرگي و مهم تر از همه آموزش وي ، بطور قطع مادر نابرابري ها در ابعاد مختلف جامعه است.
نتيجه گيري:
1- عدالت مفهومي شفاف « از هركس به اندازه توانش و به هركس به اندازه نيازش» را مي رساند.
2- عدالت مستلزم كاهش موانع مالي و غير مالي فراراه دسترسي به خدمات مورد نياز است.
3- تأمين مالي بايد مشمول مفهوم عدالت شود و متناسب با شغل افراد دريافت كننده خدمات باشد.(عدالت در تأمين مالي  Faimess in Financial Contribution = FFC)
4- مطمئناً ساختمان بي ثبات نابرابري و بي عدالتي نيز مانند هر ساختمان غير مستحكم ديگري، بايد از پايه اصلاح شود.(توجه به منابع انساني)
5- آيا مي دانستيد كه رتبه اهدايي به كشورمان (كه اولين قوانين مربوط به عدالت با دست بزرگان آن امضا و تصويب شده است و مذهبي با محتواي عدالت زينت بخش نام آن است) در جهان است؟
منابع :
1- مارك.ج.رابرتز ، ويليام هسياتو وهمكاران « رويكردهاي تشخيص جهت ارزيابي   توانائي ها ، ضعف وتغيير سيستمهاي بهداشتي »
 مترجم : اسفنديار معيني ، انتشارات تنديس ، سال 1380
2- جرمايا هرلي ، ديويد فيني وهمكاران « ابزارهاي تحليل اصلاح بخش بهداشت وتأمين مالي پايدار »
مترجم : اسفنديار معيني ، دفتر نمايندگي سازمان جهاني بهداشت در ايران ، سال 1379
3- پاول  مشاور « روندهاي جديد در مديريت بخش سلامت »
مترجم : اسفنديار معيني ، وزارت بهداشت ودرمان وآموزش پزشكي ، سال 1380




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000497.php