« دنیا زشتی کم ندارد . زشتیهای دنیا بیشتر بود اگرآدمی بر آنها دیده بسته بود . اما آدمی
چاره ساز است . . . »ازگفتار متن فیلم « خانه سیاه است » ساخته ی فروغ قرخزاد
نوشتن در باب ایدز کار چندان مشکلی نیست . با اندکی تلاش می توان مجموعه ای از منابع اعم از کتاب ، بولتن ، ویژه نامه های رسانه ای ، متون سخنرانی ها ، اسلایدها ، فیلمهای آموزشی و حتی داستانها و سرگذشتهای هشدار دهنده و ... را گردآوری کرد که در آن همه چیز در باره ی ایدز از هشدارهای سلامتی تا ابعاد تخصصی علمی و پزشکی درج شده باشد . حتی می توان به اشعاری دست یافت که در باره ی ایدز و مبتلایان به آن سروده شده است . واین همه نشان از تلاش انسان دارد در زدودن زشتیها از صحنه ی روزگار . آدمیانی که رنج مبتلایان به ایدز سبب گردیده تا دلسوزانه بدنبال راه حلی برای پیشگیری و درمان آن باشند .
مقاله ای که از مجموع این منابع تهیه شود ، هر چند تکرار مکررات است ، اما بی تردید با توجه به هولناکی ابعاد و صدمات ناشی ازاین بیماری در مبتلایان به آن و خطری که از جانب آن جامعه را تهدید می کند ، در باره ی ایدز هرچه نوشته و گفته شود باز هم کم است و جای کاربیشتر دارد.
اما در نوشته ی حاضر قصد داریم تا علاوه بر ذکر مقدمه و کلیاتی در باره ی ایدز ، از زاویه ای دیگر یعنی از جهت کارکردهایی که این بیماری برای نظام اقتصادی آزاد یعنی سرمایه داری داشته است به این موضوع نگاهی بیاندازیم . این البته به به آن معنی نیست که بخواهیم گناه
« هست شدن » این بیماری را به گردن نظام سرمایه داری بیاندازیم زیرا هنوز این مطلب مورد مناقشه است که ریشه ی بیماری ایدز در کجاست و این بیماری از چه زمانی و چگونه در جامعه ی انسانی پیدا شد و شیوع یافت . آیا این بیماری هدیه ای است از طبیعت وحشی و اجتماع میمونها به جامعه ی انسانی یا حاصل تلاش سخت دانشمندان سلاحهای میکروبی در آزمایشگاههای مجهز و فوق سری ؟ یقینا" اطلاعات ما در این مورد ناکافی و غیر قابل استناد است . در هر حال واقعیت این است که در حال حاضر جامعه ی بشری با خطری روبروست و از سوی بیماری مهلک و کشنده ای تهدید می گردد که شمار زیادی از انسانها را خصوصا" در جوامع فقیر مورد تهدید قرار داده است و تاکنون عده ی بیشماری را به کام مرگ فرستاده است . پس از جذام که به همت جامعه ی پزشکی و محققانش مهار گردید ایدز اکنون ترسناک ترین و مهلکترین بیماری است که انسان با آن روبروست . زمانی آدم جذامی یا بدلیل کریه المنظر شدن ، خود از جامعه می گریخت و انزوا می گزید یا از سوی جامعه طرد می گردید ، سوزانده می شد یا در سردابه ها و خانه های متروک زنده بگور می شد . تقریبا" هیچ انسانی را یارا و جرئت تماس با فرد جذامی نبود . وضعیتی که تا حدودی انسان مبتلا به ایدز اینک با آن روبروست . محکومیت به انزوا و طرد شدن ازجامعه حداقل مجازات مبتلایان به ایدزی است که به طورقطعی ورسمی شناسایی میگردند.
بطور مجمل و بسیار خلاصه ایدز از دیدگاه علم پزشکی چنین توصیف می گردد :
ایدز یک بیماری یا به زبان علمی تر یک سندرم اکتسابی نقص سیستم ایمنی است . یک بیماری مسری و کشنده ی غیرمستقیم که طریقه ی سرایت آن تماس مستقیم انسان با ترشحات بدن فرد بیمار یا انتقال بافتها و پیوند اعضای شخص بیمار به فرد سالم است . عمومی ترین راههای شناخته شده ی سرایت که از نظر آماری بیشترین سابقه را در افراد شناسایی شده ی مبتلا ، نشان می دهد ،انتقال خون بیمار به فرد سالم در تزریق مستقیم خون یا در استفاده ی مشترک سرنگ آلوده به خون بیمارتوسط معتادان تزریقی و نیز تماس و ارتباط جنسی میان بیمار و فرد سالم است که البته با رعایت بعضی نکات وپرهیز از برخی رفتارها ، می توان از سرایت آن جلوگیری کرد.
ایدز یک نقص پیشرونده سیستم ایمنی بدن است که در مراحل پیشرفته ی آن سیستم ایمنی بدن به طور کامل از کار افتاده و بدن محیطی آماده و مستعد برای رشد انواع میکرواگانیسمها ی پاتوژن یا بیماریزا می گردد . در این مرحله هر بیماری عفونی می تواند منجر به مرگ بیمار شود ( به همین دلیل می گوییم که ایدز به طور غیرمستقیم کشنده است ) و حیات بیمار درون اتاق یا چتر آسپتیک یعنی فضایی کاملا" عاری از هرگونه عامل پاتوژن امکان پذیر است .
ازدیدگاه جامعه شناسی پزشکی اززوایای مختلفی می توان به ایدزو بیماران مبتلا به آن نگریست . نخست شرایط ، ساختهای اجتماع و چگونگی ابتلای فرد بیمارو روابط مخاطره انگیزی که سبب سرایت و رشد بیماری در جامعه می شود . در این گونه مطالعات بررسی ساختهای جامعه ، همچنین فرهنگ جامعه می تواند به شناخت عوامل بازدارنده یا بطور کلی دلایل رشد یا کندی سرایت بیماری در سطح جامعه کمک شایانی بنماید . دوم روابط متقابل بیمار و جامعه ، چگونگی برخورد جامعه با فرد بیمار و بیمار با جامعه و گروهها ی اجتماعی مانند خانواده محل کار و ... سوم رفتارها و روابط متقابل درمانگران فعال در زمینه ی این بیماری اعم از پزشکان ، محققان و پرستاران با یکدیگر و با بیماران ، چهارم ر فتارهای بیماران در برابر یکدیگر و ...
از آنجا که عمده ترین راههای انتقال بیماری انتقال خون یا پیوند اعضای فرد بیمار به افراد سالم و استفاده از سرنگهای آلوده توسط معتادان و رفتارهای جنسی مخاطره آمیز می باشد ، کنترلهای دقیق و مستمر و کارآمد بر نهادهایی که کار انتقال خون یا پیوند اعضا توسط آنها انجام می شود می تواند از میزان آلودگی به روش نخست را کاهش دهد . استفاده از تستهای تشخیصی پیش از قبول خونهای اهدایی و عدم قبول خون از گروههای پرخطر همچون زندانیها و معتادان نیز کمک شایانی به کاهش آلودگی به روش اول میکند . فرآورده های خونی آلوده را می توان همچنین با روشهای آزمایشگاهی Invitro تشخیص داد یا با استفاده از فیلترهای خاص پاکسازی نمود . از نظر کنترل روابط میان معتادان نخستین راه تلاش برای کاهش اعتیاد در جامعه و در مراحل بعد آموزش عمومی و اطلاع رسانی صحیح به افراد خصوصا" معتادان از طریق از بین بردن زمینه های اعتیاد ( درواقع درمان و حذف علل موجد اعتیاد و نه صرفا" پرداختن به معلولها و انچام کارهای موقت مانند ترک دادن ویا تنبیه معتادان ) و تسهیل دسترسی به سرنگهای یکبار مصرف استریل جهت معتادان می باشد . در زمینه ی راه انتقال سوم کنترل رفتارهای جنسی مخاطره انگیز مبارزه با بی بندو باری و تلاش برای شناسایی افراد آلوده ومبارزه با پدیده ی روسپی گری همچنین اموزش عمومی از سطوح سنی پایین تا حدود زیادی می تواند در کاهش آمار مبتلایان به این روش نقش موثری ایفا کند . از آنجا که در بسیاری از موارد دیده شده که مبتلایان به بیماری ایدز خصوصا" آنها که در طی روابط جنسی نامشروع آلوده شده اند ، دچار حالت روحی خاصی می گردند که تمایل به آلوده کردن دیگران و افزایش شمار مبتلایان دارند ، آموزش عمومی برای کنترل روابط جنسی مخاطره آمیز اهمیت زیادی دارد . از سوی دیگر افرادی که به دلایل فقر اقتصادی به سمت خودفروشی رفته اند ، حتی در صورت اطلاع از بیماری خود بنا به نیازهای معیشتی باز به کار خود ادامه می دهند . شناسایی و برخورد مناسب با افراد فوق می تواند از شمار مبتلایان آینده کاست . از دیگر راهها باید به آزمایشهای اجباری تشخیص ایدز پیش از ازدواج ، و مراکز ارائه دهنده ی آزمایشهای تشخیصی رایگان برای عموم اشاره کرد و یا حتی انچام آزمایشهای ادواری احباری اشاره کرد . .
آموزش عمومی چگونگی رفتار ، برخورد و تماس با مبتلایان به ایدز ، ایجاد بخشهای قرنطینه برای نگهداری رایگان مبتلایان به ایدز و آموزش برخورد با بیماران مبتلا به ایدز برای کلیه ی کادرهای درمانی مرتبط ، اجبار در بکارگیری وسایل یکبارمصرف و بالا بردن ضریب ایمنی خصوصا" در مراکز درمانی دندانپزشکی و جراحی های سرپایی و کنترل و بازرسی های مستمر مراکز درمانی نیز می تواند تا حدودی از افزایش شمار مبتلایان بکاهد .
همانگونه که از مجموعه ی موارد بالا مشهود است مهمترین راههای کنترل بیماری ایدز به عنوان یک بیماری مهلک و تهدید کننده ی جامعه که خوشبختانه راههای محدودی برای انتقال دارد ، در درجه ی نخست بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی برای بکار بستن روشهای پیشگیرانه از سوی همگان ودر برخورد و مواجهه با بیماری ایدز و مبتلایان می باشد . آموزشهایی که باید کارآمد ؛ گسترده ، دقیق و سریع انجام گیرد . مورد دیگر کنترلهای مستمر و دقیق و مسئولانه ی مراکز و مکانهایی است که امکان آلودگی در آنها زیاد است مانند بیمارستانها ، درمانگاههایی که اعمال جراحی سرپایی انجام می دهند و زندانها وکانونهای بازپروری و ... می باشد که هردوی این مسائل به میزان شناخت و عزم دستگاههای مدیریتی جامعه بستگی دارد .
اما همانگونه که در ابتدا گفته شد در این نوشتار قصد آن داریم تا به کارکردهای بیماری ایدز برای نظام اقتصادی سرمایه داری بپردازیم بی شک بنا به هدف اصلی نظام سرمایه که کسب درآمد و سود از هر ممّر ممکن است ، در ارتباط با این بیماری نیز تا کنون نظام سرمایه از هیچ کوششی برای کسب سود فروگذاری نکرده است . در هر کجا که امکان کسب سود و درآمد هست حتی اگر محور فعالیت ، بیماری و مرگ انسانها باشد نظام سرمایه داری و کارتلها و تراستهای بزرگ حضوری فعال دارند و گاهی وجود همین شرکتهای بزرگ است که دستیابی به راه حل برای معضلات بشری را با مشکل همراه می سازد . خواهیم دید که اگر این بیماری شمار زیادی از انسانها را به کام مرگ فرستاده و زندگی شان را به نابودی کشانده است ، برای نظام سرمایه کارکردهای بسیاری داشته و ارمغانهای بیشماری به آن هدیه کرده است .
فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز خوش بین دنیای سرمایه داری در نظریه ی پایان تاریخ خود سرمایه داری در اقتصاد ( اقتصاد بازار آزاد ) و لیبرالیسم انتخاباتی در سیاست را دو دستآورد بی بدیل دنیای بشری برمی شمارد که انسان را تا پایان تاریخ رهنمون و همراه خواهند بود . زیرا هیچ نظامی نمی تواند به اندازه ی این دو مشگل گشای انسان باشد تا برجای آنها بنشیند . بشر امروزی به لطف و مرحمت این دو گوهر بی بدیل ! ( که هر دو نیز در جهان غرب شکل گرفته و به مردم دنیا عرضه گردیده اند ) راه فائق آمدن بر مشکلات خود را یافته است ( یا خواهد یافت ) و با تمرکز تمامی نیروهایش در مسیر اهداف این دو نظام خواهد توانست به اهداف و آرمانهای «واقع گرایانه» اش برسد . لیبرالیسم انتخاباتی که در نظامهای پارلمانتاریستی نمود می یابد از یکسو و پویایی اقتصاد ی جامعه که در پرتو نظام سرمایه داری وضعیت جوامع بشری را سامان می بخشداز سوی دیگر ، برای بشریت جامعه ای سالم ، بدون درد سر ، مترقی و تعالی بخش همراه با توسعه ی پایدار به ارمغان آورده اند و خواهند آورد و . . . !!؟
ادعای خوش بینانه ی آقای فوکویاما در همان سالهای نخستِ پس از عرضه ، با چنان کوهی از دلایل حاکی از ردِّ این ادعا روبرو گشت که حتی خود نظریه پرداز نیز در وهله ی اول به توجیه گفته ها و سپس به عقب نشینی کامل از مواضع قبلی وادار شد . فوکویاما خود پس از سکوتی معنی دار ، سرانجام بر غیرواقع بینانه بودن ادعایش اعتراف و سعی در چرخش گام به گام از مواضع قبلی نمود . یکی از دلایل رد ادعای فوکویاما تلاش بی وقفه ی جهان سرمایه داری برای کسب سود و درآمد حتی به قیمت جنگ خونریزی و کشته شدن و محرومیت از زندگی میلیونها انسان بود . زمانی مارکس در مقاله ای از کارکرد جرم و جنایت و آسیبهای اجتماعی برای نظام سرمایه داری سخن گفته بود . اما ببینیم بیماری ای مانند ایدز چگونه در جهان سرمایه داری برای گروهی معدود و برای دولتهای سرمایه داری کارکرد می یابد . پیش از آن باید اشاره کرد به اینکه گاهی در مقالات و تفاسیر آنها یی که هنوز به نظامهای سرمایه داری امید بسته اند می خوانیم که دولت سرمایه داری در رابطه با فلان موضوع اگر چنان عمل می کرد بهتر بود یا ... باید دانست که نظام سرمایه داری بنابدلایل ماهیتی جز آنچه انجام می دهد نمی تواند ( تاکید برکلمه ی نمی تواند ) نوع دیگری انجام دهد ؛ مثلا" در حوادث پس از یازده سپتامبر و لشکرکشیهای امریکا بسیاری نوشتند و گفتند که اگر امریکا چنین یا چنان می کرد بهتر بود و موفقتر می شد و ... نظام سرمایه داری بنابه ماهیتش جز قتل و غارت و استثمار انسانها و ملتها برای گشودن بازارهای جدید و کسب سود و منافع بیشتر به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد .در قاموس پذیرفته ی نظام سرمایه داری همه چیز کالاست و می تواند وسیله ای برای انباشت ثروت و قرارگرفتن در جایگاه سرمایه باشد . از نظر آنها بیماری همانقدر کالاست که جنگ و دارو همانقدر که سلاح . تنها و تنها ارزش بازار است که مبنا و ملاک ارزیابی چیزهاست . زمانی صلح کالای ارزشمندتری است و زمانی جنگ . بی گمان جنگی که در بازار راکد سلاحهای مرگبار، گشایشی ایجاد کند و دسترسی به منابع ارزان انرژی و نفت را میسر سازد به رغم آسیبهای انسانی اش به مراتب بهتر از هر صلحی است . حتی تصور اینکه شرکتهای بزرگ چندملیتی بتوانند از سود کلان ناشی از نفت عراق و بازار گسترده ی خاورمیانه بگذرند ( حتی به قیمت جان هزاران انسان بیگناه ) نیز تصور بسیار خوش بینانه ایست . امریکا نیز به عنوان سازمان مرکزی ایدئولوژی راست جز اجرای سیاستهای این شرکتها و سرمایه های هنگفت نمی تواند به راهی جز آنچه برایش تعیین می شود ، برود . آمارها نشان می دهند که در کشوری چون امریکا طبقه ی ضعیف به حدی از ضعف مالی رسیده است که جز با کمکهای دولتی نمی تواند به حیات خود ادامه دهد . در نظامی که داعیه ی حمایت از مالکیت آزاد دارد توده های مردم اکنون به لطف نظام خرید اقساطی و اخذ وامهای با بازپرداخت طولانی از بانکها مالک هیچ چیز حتی ارزش کار خود در آینده نیز نیستند . در چنین فضایی واضح است که شرکتهای بزرگ چند ملتی و مدیریت اقتصادی جامعه جز به گشودن بازارهای خارجی بویژه بازار کشورهایی که درآمد کافی برای خرید دارند نمی اندیشد ( جهانی کردن بخشی از این پروژه ی سرمایه داری است که هدف اصلی و نهانی آن ایجاد اقتدار امپریالیستی یا امپریالیسم اقتصادی مورد پذیرش همگانی و مشروع از جهت قوانین و قراردادهای بین المللی می باشد ) سرمایه داری جهانی در راستای کسب سود ، هر آنچه را که در این راه کارکرد داشته باشد ، مورد استفاده قرار می دهد حتی جرم و جنایت یا بیماریهای خاص و کشنده ویا . . .
نظام سرمایه در سیرتکوینی خود راهی جز پیداکردن ماهیت امپریالیستی ندارد و جز از این راه نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و امپریالیسم یعنی غارت و استثمار ملل کوچکتر و کم قدرتتر .
یعنی نظام پلیسی سرکوب یعنی استبداد و تحمیل قردادهای اجتماعی یکسویه به ملتهای تحت سلطه و حتی انسانها و خرده فرهنگهای درون مرزها و سرزمین خودش؛ چنانکه در ارتباط با امریکا و عملکرد گذشته و خصوصا" یک دهه ی اخیرش شاهد آن هستیم . برای نظام جهانی سرمایه داری ایدز تنها یک بیماری نیست . کالایی است که به یک معنی می تواند سرمایه یا ابزاری سرمایه ای محسوب شود . سرمایه ای است با همان ریسکهای ممکن در هر سرمایه گذاری دیگر که می تواند سودآور باشد یا سبب نابودی منابع شود .
اما در مورد بیماری ایدز :
1- ایدز بازار عظیمی برای کالاها و خدمات پزشکی و درمانی ایجاد کرده است . باید توجه داشت که در جهان امروز انجام تحقیقات دارویی و برنامه ریزی برای ساخت یک داروی جدید تجارت گران و پر خطری است زیرا : نخست آنکه مراحل تحقیقات و ساخت یک داروی جدید نیازمند هزینه های گزاف برای تامین نیروهای متخصص ، دستگاههای ویژه ی تحقیقاتی و مواد اولیه ی موردنیاز ، می باشد . دوم آنکه پس از ساخته شدن دارو انجام آزمایشات ادواری به منظور آگاهی از عوارض ناخواسته ی دارو اجباری است که به تدریج این آزمایشها در محیط آزمایشگاه ، برروی حیوانات آزمایشگاهی ، و سرانجام روی انسانهای داوطلبان انجام می گیرد . حتی پس از طی این پروسه و علیرغم گستردگی تبلیغات دارویی نیز اطمینانی نسبت به گرایش خوب جامعه ی پزشکی و بیماران از داروی ساخته شده ، وجود ندارد . ( یکی از دلایل گرایش به سوی داروهای گیاهی در سالهای اخیر نیز ناشی از مسائل ذکر شده ی فوق است ) . طبیعی است که بالا بودن ریسک خطر سرمایه در نظام سرمایه داری که هدف فقط در کسب سود خلاصه می شود ، سبب می شود که بر بازار تحقیقات دارویی رکودی گسترده و فلج کننده حاکم شود.نبود سرمایه گذار در نظام اقتصاد آزاد که دولتها را نیزاز دخالت در سرمایه گذاری حتی در هنگام شیوع یک بیماری مهلک ( به جهت پیشگیری از به خطر افتادن منافع گروهی خاص » منع می کند ، سبب رکود بیشتر و افزایش بیکاری در جامعه می شود . بیماری کشنده و فراگیری مانند ایدز گشایشی در این وضع ایجاد می کند زیرا نخست حمایت دولت از سرمایه گذاری در این بخش ( البته از محل ثروتهای ملی ) ریسک خطر سرمایه را پایین می آورد . شمار عظیم بیماران و لزوم دسترسی سریع به درمان مراحلی از آزمایشات را حذف کرده ازسوی دیگر داوطلبان رایگانی را برای انجام آزمایشات در دسترس قرار می دهد . اشتیاق به کار بر روی بیماریهایی که میتواند برای محقق ، شهرت و محبوبیت به ارمغان آورد ، سبب رقابت میان متخصصان در شرکت در پروژه های تحقیقاتی و ارزان شدن دستمزدها می شود . بازار فروش کالا نیز پیشاپیش آماده است . حتی اگر پروژه به نتیجه نرسد چنانکه اکنون نیز هنوز نرسیده است ، باز بنا به حمایتهای دولتها و بودجه هاییکه باید هزینه شوند، خطری سرمایه و سرمایه گذار را تهدید نمی کند . واضح است که با توضیحات فوق و با توجه به انگیزه ی اصلی در نظام سرمایه داری یعنی کسب سود و بقای چرخه ی اقتصادی از این دیدگاه اشتیاق چندانی به پایان تحقیقات و رسیدن به نتیجه وجود ندارد . تنها با جایگزین شدن یک نظام اخلاقی و چرخش انگیزه از سود به تلاش برای بقای انسانها و انسانیت است که می توان در انتظار حصول نتیجه بود و این در نظام سرمایه داری و با اهداف مستتر در آن مغایرت دارد . انتظار حاکمیت اخلاقیات و تمرکز انگیزه ها بر مسئله ای جز سود در نظام سرمایه داری ( در هر مرحله که باشد ) انتظاری خوش بینانه و دور از واقعیت است و باید آن را از نظر دور داشت . در عمل نیز واقعیت این است که علیرغم تبلیغات گسترده و صرف بودجه های هنگفت و نیز مصرف هراز چندگاه داروهایی که ادعا شده درمان قطعی ایدز هستند ، هنوز پیشرفت قابل ملاحظه ای در امر درمان ایدز حاصل نشده و هنوز روشهای کنترل چندان متفاوت از راههای اولیه نیست . چنانکه گفته شد ایدز همچنین بازار راکد کارها ، کالاها و خدمات پزشکی درمانی را بهبود بخشیده است . بسیاری از سازمانهای بین المللی از نهادهای خیریه ی جهانی تا نهادهای وابسته به سازمان ملل بودجه های تخصیصی به کشورهای جهان سوم را به دلیل معضلی به نام ایدز در این کشورها ( خصوصا" در کشورهای فقیر آفریقایی ) و نبود امکانات تحقیقی در کشورهای جهان سوم در کشورهای پیشرفته و جهان اول هزینه می کنند و به این ترتیب ایدز بازار کار عظیمی در کشورهای جهان اول به یمن و جود بیماران بیشمار در کشورهای جهان سوم و به خرج آنها گشوده است .
در هر حال ایدز بازار کار عظیمی ایجاد کرده و با ایجاد و توسعه ی گردش نقدینگی ، چرخه ی اقتصادی را در جهان بهبود بخشیده . رمز موفقیت یا پویایی !!! اقتصاد سرمایه داری نیز در همین نکته است ؛ کار اقتصادی حتی کار کاذب . انسانهای درگیر بیشتر و راحتتر تحت انقیاد قرار می گیرند . خیل عظیم کادرهای درمانی ، کارگران شاغل در بخشهای تولیدی وسایل و مواد مصرفی در پیشگیری از ایدز ، حتی متخلفان و سازندگان و فروشندگان داروها و وسایل دروغین درمان ایدز ، سازندگان و محققانی که برروی تستهای تشخیصی ایدز کار می کنندوبالاخره آنها که در باره ی ایدز مطلب می نویسند ، تدریس می کنند یا داستان می نویسند و شعر می سرایند و...
در بحث توریسم نیز ایدز به کار گرفته شده است . تبلیغات با حجم بسیارانبوه هراز چندگاهی مسیر توریسم را از نقطه ای
به نقطه ی دیگر تغییر می دهند . ( مشابه آن را در سالهای اخیر در مورد بیماری سارس و ضرر هنگفت چین از تبلیغات غرب ، شاهد بوده ایم ) صریح و بی پرده اگر بگوییم توریسم تفریحی خصوصا" از نوع بی بندو بار و بدنبال تفریحات ناسالم در سالهای اخیر تا حدود زیادی از کشورهای جهان سومی همچون تایلند و ترکیه و ... به سوی کشورهای غربی که مراکز تفریحی خود را مجهز به کادرهای پزشکی و تستهای اطمینان بخش کرده اند ، تغییر مسیر داده است و اکنون بسیاری از کشورهای غربی رتبه ی خود را در بخش جذب توریسم با اتکا به همین روشها و حجم انبوه تبلیغات ( تبلیغات منفی برای کشورهای جهان سومی و تبلیغات مثبت برای مراکز تفریحات ناسالم خود ) ارتقا داده اند .
در بحث ایجاد ارزشهای کاذب و تفکیک و مرتبه بندی کالاها حتی کالاهای غیرقانونی مانند روسپی ها نیز می توان اعمال و تبلیغات مشابهی را دید . یکی از راههای رتبه بندی کالاها که سبب نظام ارزش گذاری و طبقه بندی کالاها می شود و از راههای تداوم پویایی !!! افتخار انگیز نظام سرمایه داری است،ایجاد کاربرروی کالاهای عرضه شده که گاه کاملا"کاذب وغیرضروری است ، می باشد . ( به خاطربیاورید که ارزش یا در نظام پولی حاکم بر اقتصاد جهانی، قیمت یا پول هم ارز کالا ، نه براساس ارزش مصرفی یعنی کارکرد کالا برای انسان نه براساس ارزش کار انجام شده و مواداولیه ی به کاررفته در آن ، بلکه براساس نظام بازارو مجموعه ای از ارزشهای کاذب و در بهترین شکل بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می گردد . نظام سرمایه داری در طی چند قرن حاکمیت خود اکنون مجموعه ای از ارزش های کاذب همچون ارزش مطلوبیت کاذب که در اثر تبلیغات به دست می آید یا ارزش سربار که به قیمت کالاهایی که بالاجبار همراه کالاهای اصلی می گردند و با مصرف کالای اصلی به ذباله تبدیل می شوند مربوط می شود ، و یک نمونه آن مثلا" بسته بندیهای تجملاتی و رنگ و وارنگ که با تحریک خواست مصرفی ایجادشده در انسان تحت سلطه ی سرمایه داری بر بهای کالا می افزایند می باشد به ارزش گذاری یا بها بخشیدن به کالا اقدام می کند . ) ایدز این فرصت را حتی برای پدیده های غیر قانونی اما متاسفانه موجود در اکثر جوامع یعنی روسپی گری فراهم کرده است . تضمین سلامت برای روسپیان که با هدف درآمد بیشتر و جلب مشتری از سوی بنگاههای خاص ( که متاسفانه سکوت دولتها و نهادهای کنترلی قوانین را با هدف جلب توریست و افزودن بر درآمد ملی به هر قیمتی ، را به همراه داشته است ) یکی از راههای طبقه بندی کالا و جذب انسانها به سوی اعمال خلاف و غیر انسانی و غیراخلاقی در سالهای اخیر بوده است . این عمل در کشورهای غربی همانگونه که گفته شد با تجهیز این مراکز به کادرهای پزشکی و انجام آزمایشات تشخیصی انجام می گیرد . در کشورهای جهان سوم که توانایی انجام این کار، بدلیل نبود نیروی متخصص از یک سو وتن ندادن متخصصان به همراهی با مراکز غیر اخلاقی از سوی دیگر ، وجود ندارد به پدیده ی غیر انسانی سوء استفاده های جنسی از کودکان رو آورده شده . در این مراکز کودکان گاه با سنین بسیار کم و حتی نابالغ به کار گماشته می شوند . متاسفانه عدم برخورد قاطع جامعه ی بشری با این عمل زشت و غیر انسانی باعث شده این عمل روزبروز گسترش یابد و اکنون خرید و فروش و قاچاق کودکان برای کار در این مراکز فساد و سوء استفاده های جنسی از آنان ، به صورت یکی از بزرگترین منابع درآمدی تبهکاران و در زمره ی مهمترین جرایم سازمان یافته در سطح جهان در آمده است که حتی اگر عزم جدی مبارزه با آن درجامعه ی جهانی نیز بوجود آید ، به سالها زمان ، بودجه های کلان و افراد کاردان و متخصص برای ریشه کنی آن نیاز است .( که نه تنها هم اکنون چنین عزمی وجود نداردکه چشم اندازمثبتی نیزجهت به وجودآمدن آن درآینده به چشم نمی خورد.)
واضح است که جز آنچه گفته شدمسائل بسیارزیاد دیگری نیزدر پی ظاهر شدن بیماری ایدز در جامعه ی بشری بوجود آمده است که ذکر تمامی آنها در این مقاله نمی گنجد . می توان در یک کلام گفت ریشه کنی و درمان معضلاتی اینچنینی تنها زمانی امکان پذیر است که واقعا" هدف انسانی ، اخلاقی و مهمتر از همه ،انگیزه ای اجتماعی یعنی حفظ جامعه ی بشری از سوی محققان و متخصصان و انسانهایی عاشق انسان و انسانیت در میان باشد . پیکانی که به سوی منافع فردی نشانه رود هرگز منافع جمعی را هدف نخواهد گرفت هرچند ممکن است عکس آن صحیح باشد .
____________________________________________________________
* یک توضیح : ذکر مطلب بالا یقینا" به معنی آن نیست که بطور قطع نظام سرمایه داری یا حتی نهادهایی که بیماری ایدز برایشان کارآفرین یا در آمدزا شده است را مسئول پیدایش و گسترش ایدز بدانیم بلکه هدف از این مقاله آن است که نشان داده شود با توجه به آنکه منطق سرمایه داری اساسا" کسب سود بیشتر و تبدیل هر چیز به کالا و هر کالا به سرمایه ( یعنی چیزی که بتوان از طریق آن کسب درآمد کرد ) را در راس اهداف خود دارد و گاه دوام و ماندگاری یک چیز نادرست و بد همچون یک بیماری خاص یا جنگ یا حتی جرم و ناهنجاریهای اجتماعی ، کارکرد بیشتری از حذف همان مقوله برای سرمایه داری و نهادهای وابسته به آن دارد، می توان تا حدودی مغایرت سرمایه داری را با اصول اخلاقی و انسانیت درک کرد . بی شک تلاشی که یک محقق آگاه برای نجات یک بیمار با انگیزه ی انسانی و جامعه گرایانه انجام می دهد ، ارزشی به مراتب بالاتر از تلاش نهادهای مربوط سرمایه داری برای کشف راه درمان بیماری با هدف کسب سود بیشتر ، دارد زیرا در شرایطی که منافع جامعه درتضاد با منافع شخص یا نهاد خاص قرار می گیرد محقق جامعه گرا منافع جامعه و اخلاق وانسانیت را برمی گزیند اما عکس العمل نهاد وابسته به سرمایه داری مبهم و بیشتر متمایل به منافع و سودآوری برای خود می باشد .