مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۵ آذر ۱۳۸۴ ساعت ۰:۰۰ بعدازظهر
از قوم شناسي تا انسان شناسي /
هیوا سعید پور
موضوع :
سر مقاله
آنچه ما در ايران "انسانشناسي" مي ناميم ، دانشي است مشتمل بر مطالعات فرهنگي و بيولوژيکي بر حول محور
"انسان" از آغاز پيدايش تاکنون. و همانگونه که از گفته ي فوق بر مي آيد ، در واقع انسانشناسي شامل دوحوزه ي اصلي زيستي و اجتماعي است که بر همين اساس مي توان از "انسانشناسي فرهنگي" ( يا "انسانشناسي اجتماعي" ) و "انسانشناسي زيستي" به عنوان دو دانش مجزا در دو حيطه ي متفاوت ودر عين حال دو دانش مکمل و مرتبط نام برد .اما آنچه در اين سخن کوتاه به آن پرداخته خواهد شد، انسانشناسي فرهنگي يا انسانشناسي اجتماعي است که به عنوان دانشي بين رشته اي در ميان علوم اجتماعي مطرح است.
انسانشناسي فرهنگي (cultural anthropology) در حقيقت شکل تکامل يافته و دموکراتيزه ي دانش "اتنولوژي" است که در آغاز پيدايش روشي علمي براي تسهيل استعمار واستثماراقوام وملل کمتر توسعه يافته بود.
اتنولوژي (قومشناسي) که در ايران به اشتباه به "مردمشناسي" ترجمه شد، ابتدا مجموعه اي از دست نوشته ها و مونوگرافي هاي سياحان ومأموران دولتي کشورهاي استعمارگر بود که با مشاهده ي اقوام و قبايل و اجتماعات (به قول خودشان) "بدوي" و "وحشي" به رشته ي تحرير در مي آوردند که در نهايت از سوي سياستمداران استعمارگر براي بيشتر به استعمار کشاندن و به ويژه در راه استعمار غير مستقيم به کار گرفته مي شد . و از همين رو است که انسانشناسي را شکل دموکراتيزه شده ي قومشناسي ناميميديم که ؛ اين دانش علاوه بر اين که شکلي آکادميک به خود گرفت ، به تدريج از حالت استعماري خارج شده و پژوهشگران جهان کمتر توسعه يافته ( و يا به قول مردمشناسان استعمارگر"جوامع وحشي") نيز پا به عرصه ي ميدان تحقيق گذاشتند.
شايد دور از ذهن نباشد که درايران دليل اصلي ترجمه ي واژه ي "ethnology" به "مردمشناسي" (به جاي "قومشناسي") به اين دليل بوده باشد که در گذشته و به هنگام معادل سازي براي اين واژه ، سخن گفتن از قوميتها و حتي خود واژه ي "قوم" و به تبع آن "قومشناسي" به نوعي تابو محسوب مي شد ، چراکه تصور مي شد با حذف قوميتها و همسان سازيهاي اجباري به تسريع روند ايجاد دولت - ملت کمک خواهد شد.غافل از اينکه هميشه در کشورهاي چند قومي چنين اجبارهايي باعث ايجاد و تشديد شکاف هاي قومي مي شود و مي تواند کشور را تا آستانه ي جنگ داخلي به پيش ببرد.
گذشته از ايراداتي که بر ترجمه ي واژه هاي ethnology و anthropology وارد است ، تفاوتهاي عمده اي نيز در نحوه ي شکل گيري و تعريف مفاهيم و اصطلاحات حوضه ي انسانشناسي و فهم نظريه ها در ايران و غرب وجود دارد، که نيازمند بحث وتبادل نظر اساتيد ، دانشمندان ، دانشجويان و صاحب نظران علوم اجتماعي به طور عام و انسانشناسي به طور خاص است، که اميد مي رود اختصاص مقالات اين شماره ي هفته نامه ي "فصل نو" فتح بابي براي پرداختن به مباحث حوضه هاي گوناگون انسانشناسي به طور جدي باشد، چرا که کشور ما به لحاظ وجود ساختارهاي اجتماعي ، فرهنگي و قومي خاص خود نيازمند مطالعات و پژوهشهاي قومشناختي و انسانشناختي دقيق و دامنه داري است .
: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000446.php