چكيده:
موضوع اين پژوهش بررسي مشكلات خانوادگي كاركنان شاغل در طرح اقماري صنعت نفت ايران ساكن در شهر اصفهان ميباشد .سؤال هاي پژوهش اين بود كه آيا اشتغال در طرح اقماري موجب مشكلات خانوادگي و همچنين اختلال در امور تربيتي ، تحصيلي ،مديريت خانواده ،رفتار اجتماعي ،روابط عاطفي ورواني و وضعيت اقتصادي و معيشتي خانواده مي گردد و آيا نقش عوامل دموگرافيك اين، تحصيلات، سابقه كار و تعداد فرزندان در ايجاد اختلالات مذكور تفاوت دارد؟ روش پژوهش توصيفي ـ پيمايشي بود . نمونه آماري تعداد 133 نفراز كاركنان و133 نفراز همسران آنها بود كه با روش طبقه اي و با استفاده از فرمول حجم نمونه از ميان جامعه آماري (1161 نفر) انتخاب گرديد. ابزار پژوهش دو پرسشنامه محقق ساخته بودكه بعد از اطمينان از روايي آنها و تعيين ضريب پايايي پرسشنامه ها كه با استفاده از آلفاي كرونباخ 92/0 برآورد شد توسط كاركنان و همسران آنها تكميل گرديد . نتايج نشان داد كه بين انجام كار اقماري در صنعت نفت با مشكلات خانوادگي رابطه معناداري وجود دارد. همچنين مشاهد شد كار اقماري با اختلال در امور تربيتي، رواني و عاطفي و مديريت خانواده رابطه معنادار دارد. ولي در ساير عوامل رابطه معنادار مشاهده نشد. در رابطه با تاثير عوامل دموگرافيك در اختلال هاي مذكور مشخص گرديد كه كاركنان درگروه هاي سني 20 تا 41 در مقايسه با گروه سني 51 سال به بالا و همچنين كاركنان بدون فرزند نسبت به كاركنان 5 فرزند و بيشتر داراي مشكلات اقتصادي بيشتري بودند. به علاوه كاركنان بدون فرزند نسبت به كاركنان داراي 3-4 فرزند و بيشتر اختلال در رفتار اجتماعي بيشتري را نشان دادند .
مقدمه
دگرگوني هاي جديد در نظام توليد ثروت باعث تغييرات همه جانبه در كليه ابعاد شد و زندگي خانوادگي، كسب و كار و … را دگرگون ساخت (تافلر[1] ،1371) در شرايط جديد بسياري از فرايندهاي توليدي و صنعتي از نظر اقتصادي و فن آوري ميبايستي بدون انقطاع و 24 ساعته فعاليت نمايند.نوبتكاري كه از گذشته دور با اشكال سنتي وجود داشت به تدريج و در شكلي كاملا“ متفاوت شيوع پيدا كرد و رفته رفته شاخههاي جديدي از كار نوبتي بوجود آمد كه متناسب با مقتضيات كار، شرايط اقليمي و ويژگيهاي محيطي و اجتماعي نامهاي گوناگوني يافت . از جمله در ايران و صنعت نفت به لحاظ شرايط خاصي كه بود نوعي از نوبتكاري تحت عنوان طرح اقماري معمول گرديد. ”كار اقماري معمولاً براساس دور روز كار و يك روز استراحت و يا يك روز كار و يك روز استراحت و 12 ساعت كار روزانه تعيين گرديده است. برنامه كار طرح اقماري در مديريت توليد دريائي بر مبناي 14روز كار و 14 روز استراحت و 12 ساعت كار روزانه است. در مورد ساير شركتها به اقتضاء عمليات و موقعيت خاص برنامة اقماري تدوين شده است“ (شركت ملي نفت ايران، 1375 )
نوع كار و عمليات در صنعت نفت شامل فعاليتهاي اكتشافي، استخراج و بهرهبرداري و انتقال نفت و گاز از منابع اصلي به پالايشگاهها و صنايع وابسته نظير پتروشيمي ايجاب ميكند كه كاركنان در مناطقي دور از شهرها و اغلب در بين كوهها و دشتها و درياها و هر جا كه عمليات ضرورت داشته باشد انجام وظيفه نمايند. وسيله ارتباطي براي آمد و شد به شهر و محل كار هواپيما، هلي كوپتر، قايق،كشتي و… و به ندرت اتومبيل ميباشد. كاركنان ناچارند بطور متناوب و حداقل نيمي از سال را در محل كار و دور از دسترس خانواده بسر برند.
مسئلهاي كه در اين تحقيق ذهن پژوهشگر را به چالش وا داشته است آنست كه خانواده كاركنان شاغل در طرح اقماري در غياب پدر و يا همسر (كه علاوه بر اين كه عضوي از اعضاء خانواده است و در تشكيل خانواده نقش تعيين كننده دارد به عنوان رهبر و مدير خانواده نيز انجام وظيفه مي كنند) چه وضعيتي مي يابد؟ چنين خانواده هايي كه حداقل نيمي از سال را فاقد سرپرست هستند و در عين حال سرپرستي و مديريت خانواده در آن در حال تغيير و چرخش بين پدر و مادر مي باشد چه مشكلاتي را براي شاغل، فرزندان وبه ويژه همسر به وجود مي آورد؟
جستجوي محقق براي يافتن پيشينه تحقيق نشان مي دهد كه عليرغم پژوهشهاي متعددي كه در خارج از كشور در بررسي تاثيرات شغل و از جمله برنامه كار اقماري و نوبتكاري در بروز مشكلات خانوادگي صورت گرفته (مونك[2] و فولكارد[3]، 1357) متاسفانه در ايران پژوهشهاي علمي قابل توجهي در ارتباط با موضوع وجود ندارد. ولـي به چند بررسي جانبي كه در امـر پژوهش مي تواند كمك كند ذيلا“اشاره مي گردد :
در يك بررسي كه بر روي كاركنان بخش توليد شركت فولاد خوزستان طي سالهاي 1368 الي 1375 صورت گرفت كاركنان بيان داشتند كه فشارهاي حاصل از محيط كار خشن را در رفتارهاي خشونت آميز با همسر و فرزندان خود منعكس ميكنند (رضائيان، 1380)
عطار (1374) در يك بررسي تحت عنوان رابطه استرس شغلي يا خشنودي شغلي و سلامت روان كاركنان يك مجتمع صنعتي كه در يكي از جزاير خليج فارس روي 303 نفر از كاركنان كه بصورت اقماري كار ميكردند انجام داد به نتايج زير دست يافت :
1- استرس شغلي با اختلال در سلامت روان كاركنان رابطه معنادار داشت . 2- كاركنان نوبتكار شاغل در طرح اقماري در مقايسه با كاركنان روز كار در طرح مذكور خشنودي شغلي كمتري داشتند
(85.57درصد در مقايسه با 67.31 درصد ) 3- كاركنان نوبتكار در مقايسه با كاركنان روزكار (هر دوشاغل در طرح اقماري) از سلامت روان كمتري برخوردار بودند. (ميانگين 15.98 درصد در مقايسه با 27.61 درصد )
اديبي ( 1378 ) در پژوهشي كه روي خانواده هاي بدون سرپرست استان اصفهان انجام داد نتيجه گرفت كه بين مشكلات فردي، تحصيلي، اجتماعي و فرهنگي اعضاي خانواده با فقدان سرپرست رابطههاي معني داري وجود داشت .
كريمي در يك بررسي بر روي 86 نفر سرپرستان شركت فولاد مباركه اصفهان در سال 1381 انجام داد با استفاده از رويكرد بوم شناسي به بررسي ابعاد مختلف پديده سر ريز شدن مثبت از خانواده به كار ، سر ريز شدن منفي از كار به خانواده و سر ريز شدن منفي از كار به خانواده پرداخت .او دريافت كه منابع مربوط به كار و خانواده شامل حمايت در كار, آزادي در تصميم گيري ، حمايت همسر و حمايت ساير افراد خانواده با سرريز شدن مثبت بيشتر در حيطه هاي كار و خانواده همراه هستند در مقابل موانع سازماني و خانوادگي (فشار شغل ، ساعات صرف شده در كار ، فشار همسر ، فشار ساير افراد خانواده ) با سر ريز شدن منفي بيشتر همراه بوده است..
پيوتركوفسكي[4] (1999) در سخنراني خود در چهارمين كنفرانس مربوط به كار و استرس كه در 1999 با همكاري انجمن روانشناسي آمريكا[5] و موسسه ملي سلامت و ايمني[6] برگزار شد هشدار داد كه دير زماني نخواهد گذشت كه كاركنان ما ديگر خانوادهاي نخواهند داشت و علتش آنست كه شرايط كار موجب شده كه اعضاي خانواده و روابط خانوادگي تحت تاثير (منفي) فرآيند كار گيرند.
جودي هيمن[7] (2000) در يك بررسي اعلام نمود كه براي هر ساعت كاربين ساعت 6 تا 9 شب كه يكي از والدين از فرزندان خود دور باشد، فرزند او 16 درصد در كسب آزمونهاي رياضي و حتي عمل تقسيم افت پيدا ميكند.همچنين فرزنداني كه پدر آنها شبها كار ميكنند 172 درصد بيشتر داراي مشكلات مدرسهاي هستند. در هر دو بررسي متغيرهاي درآمد خانواده، تحصيلات پدر، وضعيت ازدواج، جنس فرزندان و ساعاتي كه والدين كار ميكنند مورد كنكاش قرار گرفت. مصاحبههاي اين پژوهشگر وجود بيماريهاي مزمن، افت تحصيلي فرزندان و دور شدن عاطفي والدين و فرزندان از يكديگر در چنين مشاغلي را تائيد كرده است. (اينترنت، كارو خانواده، 2000)
پاركز[8] و كلارك[9] (2001) نشان دادند كه نارضايتي كاركنان از كار، با جداول كار نوع اقماري رابطه دارد. يعني آنهايي كه سه هفته كار و سه هفته استراحت داشتند نسبت به كساني كه دو هفته كار و دو هفته استراحت داشتند رضايت كمتري از كارشان اظهار نمودند. همچنين ميزان اين نارضايتي در مورد كاركناني كه داراي فرزند بودند بيش از كاركنان بدون فرزند بود.
روش زندگي كاركنان اقماري بر اساس تحقيقي در ايالت لوئيزانياي[10] منطقه نيوايبريا[11] در سال 2000 منتشر شده است با روش مشاهده وضعيت زندگي آنان و مصاحبه با كاركنان و خانواده آنها بررسي شده است. ماحصل و نمونه هايي از اين مشاهدات و مصاحبه ها و يافته ها كه مرتبط با پژوهش حاضر است به صورت خلاصه در ادامه مي آيد: از خانواده هاي آنها وقتي راجع به مشكلاتشان سئوال شد همسر از نبود شوهر در خانه ناراحت و عصبي بود. بسياري از كاركنان خود را فراموش شده و دور از اجتماع دانستند(ص15).
يكي از كاركنان اظهار داشت: «به ما كاركنان اقماري آشغالهاي نفتي[12] مي گويند، زيرا ما در تريلي ها زندگي مي كنيم. هر جا كه صنعت بگويد ما مي رويم تا حالا 13 بار تغيير محل زندگي داده ام.»(ص17)
يك كارگر قديمي صنعت نفتي كه بصورت اقماري سالها كار كرده بود بيان مي كرد :« هر كس در اينكار است يا بايد ارتقاء و رشد شغليش را از دست بدهد و يا فرزند و خانواده را نگهدارد.»(ص19)
به قول موريس[13] و تيلور[14] «سندرم شوهران اقماري[15] كه با علائم اضطراب ، افسردگي و مشكلات جنسي همراه است و سندرم زنان زيردريايي[16] كه با انواع بيماريها و اختلالات رفتاري همراه است حاصل اين نوع كار است.» (ص22) بر خلاف مخالفيـن بعضي از همسران از نبـود شوهـران احساس رضايت داشتند و يكي بيان مي كرد «هر وقت شوهرم مي رود من با دوستانم به راحتي رفت و آمد مي كنم.» (ص25)
يكي ديگر رسيدگي به امور خانه را در غياب شوهر راحت تر مي دانست. يكي از زنان بيان مي كرد «وقتي شوهرم در خانه نيست نگراني از غذا ، تميز كردن خانه و امثال آن را ندارم (ص25) خانمي اظهار مي كرد «نبود شوهر موجب شود كه زن اتكاء به نفس پيدا كند و خيلي چيزها را كه به درد زندگي مي خورد ياد مي گيرد و خودش امور خانه را بچرخاند» (ص26)
زوج هاي قديمي با اين مشكل كنار آمده اند و كمتر مشكل داشتند نهايتاً اين كه بسياري از خانواده ها اين نوع زندگي را به عنوان يك روش زندگي پذيرفته اند( اينترنت، اسپيس[17]، 2001). و اين واقعيت كه مشكلات مذكور به عنوان يك روش زندگي مورد مقبوليت كاركنان و خانواده هاي آنها قرار گرفته بسيار نگران كننده است.
سؤال هاي پژوهش
1-آيا اشتغال كاركنان صنعت نفت در طرح اقماري موجب مشكلات خانوادگي مي شود ؟
2- آيا اشتغال كاركنان صنعت نفت در طرح اقماري موجب اختلال در مديريت خانوادة آنها مي شود ؟
3- آيا اشتغال كاركنان صنعت نفت در طرح اقماري موجب اختلال در امور تربيتي فرزندان مي شود؟
4- آيا اشتغال كاركنان صنعت نفت در طرح اقماري موجب اختلال عاطفي و رواني اعضاي خانواده مي شود ؟
5- آيا اشتغال كاركنان صنعت نفت در طرح اقماري موجب اختلال در امور تحصيلي فرزندان مي شود ؟
6-آيا اشتغال كاركنان صنعت نفت در طرح اقماري موجب اختلال در رفتار اجتماعي اعضاي خانواده
مي شود؟
7- آيا اشتغال كاركنان صنعت نفت در طرح اقماري موجب اختلال در امور اقتصادي و معيشتي خانواده مي شود؟
8 - آيا بين ويژگيهاي دموگرافيك كاركنان شاغل در طرح اقماري صنعت نفت (سن،سابقه،تحصيلات،مدت ازدواج وتعداد فرزندان) و مشكلات خانوادگي آنها اختلاف وجود دارد؟
روش:
اين تحقيق از نوع توصيفي – پيمايشي بود . جامعه آماري در اين پژوهش كليه كاركنان اقماري صنعت نفت ايران ساكن در شهر اصفهان درسال 82 13 را شامل مي شد و تعدادشان 1161 نفر بوده است. روش نمونه گيري به صورت طبقه اي ساده بود .با استفاده از اين روش از ميان جامعه آماري( 1161 نفر) تعداد 133 نفرنمونه كه با استفاده از فرمول حجم نمونه از ميان كاركنان و به همين تعداد از بين همسران آنها انتخاب و پرسشنامه بين آنها توزيع گرديد. ابزار جمع آوري داده ها در اين پژوهش دو پرسشنامه محقق ساخته بود.يك پرسشنامه جهت كاركنان ويك پرسشنامه براي همسران. پرسشنامه ها حاوي 11 سئوال جمعيت شناختي و45 گويه مربوط به سئوالات اصلي تحقيق بود. ابتدا پرسشنامه ها به صورت مقدماتي در بين 30 نفر از پاسخگويان توزيع شد و روايي آنها از نظر كارشناسان و اساتيد راهنما و مشاور مورد تايد قرار گرفت. براي تعيين پايايي از ضريب آلفاي كرونباخ استفاده شد كه نتيجه نشانگر پايايي خوب سوالات پرسشنامه بود.( 92/0=
براي تجزيه و تحليل داده ها از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شد. در سطح توصيفي از مشخصه هاي آماري نظير توزيع فراواني ، درصد ، ميانگين و انحراف معيار و در سطح استنباطي متناسب با سطح سنجش داده ها از آزمونهاي كولموگراف - اسميرنف . t تك متغيره و تحليل واريانس يكطرفه و آزمون توكي استفاده شد .
يافته هاي اصلي پژوهش
سئوال اصلي 1:آيا اشتغال كاركنان در طرح اقماري موجب مشكلات خانوادگي آنها مي شود؟
يكي از پيش فرضهـاي استفـاده از آزمـون پارامتريك t ، فرض نرمال بودن توزيع نمونه مي باشد .از اينرو ابتدا آزمون كولموگراف اسميرنوف براي تطابق توزيع در مورد سوالها بكاررفت ونرمال بودن جامعه در كليه سوالها تاييد شد. (به منظور خلاصه گويي در ساير سؤال ها از تكرار بيان آزمون فوق خودداري مي شود.)
يافته هاي جداول 2 تا 7 نشان داد كه بيشترين درصد پاسخ ها در سطح زياد و خيلي زياد مربوط به سؤال شماره 6 ((فرزند / فرزندانم از همسرم حرف شنوي دارند و از او تبعيت مي كنند)) با 88 درصد و كمترين درصد پاسخ مربوط به سؤال شماره 10 ((فرزند / فرزندانم غيبت يا فرار از مدرسه داشته اند)) با 9/19 درصد بوده است .
بررسي سؤال فوق در جدول 1 نشان مي دهد كه T مشاهده شده از مقدار بحراني جدول در سطح خطاي 1% بزرگتر است (P<0/1) . بنابراين با 99% اطمينان مي توان گفت كه اشتغال كاركنان در برنامه طرح اقماري صنعت نفت با مشكلات خانوادگي آنها رابطه داشته وانجام كار اقماري موجب بروز مشكلات خانوادگي
مي شود.
جدول ( 1) : نتايج يافته ها با استفاده ازانجام آزمون t براي بررسي سوالهاي اصلي
T | انحراف معيار | ميانگين | متغير |
03/8 | 391/. | 31/3 | مشكلات خانوادگي |
91/28 | 588% | 16/4 | امور تربيتي |
27/3- | 553/ | 8/2 | امور تحصيلي |
05/15 | 634/ | 6/3 | وضعيت عاطفي و رواني |
3/9- | 726/ | 54/2 | رفتاراجتماعي |
8/14 | 533/ | 56/3 | مديريت خانواده |
7/4- | 983/ | 68/2 | امور اقتصادي |
اين پژوهش نشان داد كه برنامـه كار طرح اقماري بيشترين تاثير را در بروز مشكلات خانوادگي در اختــلالات امور تربيتي و اختلال رواني، عاطــفي و اختلال در مديريت خانواده جدول(1 ) داشته است كه در بيان سؤالات 2 تا 8 به صورت مستقل تشريح شده اند.
سوال اصلي 2 : آيا اشتغال كاركنان در طرح اقماري موجب اختلال در امور تربيتي فرزندان آنها مي شود؟