انسان موجودي با زندگي اجتماعي است. زندگي گروهي انسانها در كنار هم و ارتباط آنها با يكديگر توليد فرهنگ مي كند
و صرف نظر از نوع آن، صاحب نوع خاصي از منش و رفتار مي شوند.بنا به اقتضاي موضوع تعريفي از " لينتون "با رويكرد هنجاري از فرهنگ مي آوريم : " فرهنگ يك جامعه راه و رسم زندگي هموندان آن است. مجموعه گمانها و عادت هايي است كه مي آموزند و در آن ها با يكديگر شريك اند و از نسلي به نسلي فرا مي دهند. "
در واقع فرهنگ مناسباتي است كه در كنش متقابل بين افراد جامعه بوجود مي آيد.اين مناسبات مجموعه اي از بايدها و نبايدهاست. مجموعه اي از حدود و اختيارات. رعايت بايد ها و نبايد ها براي افراد يك اجتماع الزامي است. در جوامع ابتدايي ، جوامعي كه افراد آن در مرحله جمع آوري خوراك و شكار بودند رعايت برخي مسائل براي ادامه حيات جمي ضروري بود.مثلا يك غفلت كوچك و يا يك بي احتياطي حين شكار ميتوانست به قيمت جان همه افراد تمام شده وتبديل شدن به طعمه حيوانات شوند. امنيت جاني و در كل زنده ماندن هدف اصلي انسان ابتدايي بود امنيت در جمعيت بود و لزوم زندگي جمعي رعايت برخي از مناسبات وقوانين و عدول از قوانين مي توانست بسيار جبران ناپذير باشد.
اينجا بود كه مجازات هايي براي تمام افرادي كه از قوانين تخطي مي كردند معين مي شد و البته واضح است كه اين مجازات ها مي توانستند نقش بازدارنده اي را در وقوع تخلف ايفا كند.
نوع اين مجازات ها بستگي به شدت و ضعف جرايمي داشت كه افرادجوامع مرتكب مي شدند.در كنار قوانيني كه رعايت آنها براي حفظ امنيت مردم جوامع واجب بود قوانين ديگري نيز وجود داشت كه از فرهنگ خاص قبيله آنها ناشي مي شد.اين قوانين بعضا از ديد ما عجيب يا نامتناسب جلوه مي كند.به طور مثال در گذشته و در قبيله اي ابتدايي در آفريقا، زني را كه به زنا متهم مي شد، قبل از اينكه جرمش ثابت شود طي مراسمي و به دستور رييس قبيله و كاهن اعظم به بالاي درختي بلند مي فرستادند ، و او بايد خود را از بالاي درخت به پايين پرت مي كرد، اگر زنده مي ماند و فقط دچار جراحت يا شكستگي مي شد همه مي گفتند كه او پاك دامن و بي گناه بوده و اگر مي مرد، ميگفتند كه او حتما گناهكار بوده و به اين ترتيب به مجازات عملش رسيده است.
همگام باپيشرفت مادي و معنوي بشر، مناسبات اجتماعي دچار تحول و دگرگوني شده است، مجازات نيز در راستاي تكامل فرهنگ بشر در معرض تغييرات تحولات بسياري قرار گرفته است.هر چه مناسبات اجتماعي پيچيده تر و بيشتر مي شد، قوانين و مقررات بيشتري براي برقراري نظم عمومي و امنيت اجتماع لازم بود.اين پيچيدگي و گسترش در عرصه فرهنگ (مادي و معنوي) از طرفي و افزايش جمعيت از طرف ديگر باعث شد كه توجه به جرم و مجرم بيشتر شود عصر جديد علاوه بر پيشرفت، جرايم جديد و مدرن تري را نيز به همراه آورد.دوركيم جامعه شناس بزرگ فرانسوي در مورد مسير تكامل مجازات مي گفت كه در حركت جوامع از سنتي به مدرن شدت مجازات رو به كاهش مي گذارد يعني مجازات محكومين در جوامع سنتي بسيار شديد تر از جوامع مدرن است.او معتقد است با پيشرفت تكنولوژي و افزايش تقسيم كار ، همبستگي اجتماعي از نوع عادي مبتني بر دانش محدود به همبستگي اجتماعي مبتني بر نظم اجتماعي قابل انعطاف (به معني نظمي كه عناصر آن قابل تغيير است) و البته كثرت گرا و مبتني بر فرد تغيير مي كند. البته پس از او بسياري از دانشمندان علوم اجتماعي به آنها ايراد هايي گرفتند.خوشبختانه در عصر حاضر مثالهايي وجود دارند كه مي توان با تكيه بر آنها اين نظريات را رد كرد و بر گفته دانشمندان مخالف دوركيم( يا بهتر بگوييم پيشبيني هاي دور كيم) صحه گذاشت. به طور مثال سربازان و زندانبانان آمريكايي در زندان گوانتانامو ، زندانيان را تحت شديد ترين و شنيع ترين شكنجه ها قرار مي دادند و اين درست در قرن تكنولوژي و قرن زندگيمدرن اتفاق مي افتدو كاملا با فرد گرايي اخلاقي كه ناشي از مدرنيته است منافات دارد.
در عصر حاضر مجازات به شكل شديد تر و با فرم و ابزار جديد اعمال ميشود و پيشرفت تكنولوژيكي و توسعه يافتگي كمكي در كاهش شدت مجازات نكرده است.اما به مدد علوم اجتماعي و روانشناسي و پيشرفت در اين عرصه جوامع به اين باور رسيده اند كه برقراري نظم و امنيت عمومي علاوه بر مجازات به عوامل ديگر از جمله بهبود كانال هاي جامعه پذيري و اجتماعي شدن و در نهايت كنترل اجتماعي نيز بستگي دارد وآن جمله معروف كه :" پيشگيري از وقوع جرم كم هزينه (مادي،زماني،معنوي) تر از بر خورد با خاطي است".
در نهايت با بررسي همه اين مطالب پي به پويايي دين اسلام در مجازات و تنبيه مي بريم كه با تكيه بر شرايط و همه جانبه نگري و احاطه بر موضوعات روز و با،باز گذاشتن دست قاضي براي اعمال احكام با توجه به موقعيت، بهترين روش را براي برخورد با بر هم زنندگان نظم اجتماعي و امنيت عمومي فراهم مي كند،روشهايي كه در عين بازدارندگي عبرت آموز نيز هستند.مجازات محكومين چه آنهايي كه در ملا عام انجام مي شوند و چه آنهايي كه با حضور ضابطين امر انجام مي شود همگي باعث تاثيرات مثبت اجتماعي مي شوند و عاملي مي شوند (علاوه بر عوامل ديگر )بر افزايش امنيت عمومي.
منابع و ماخذ:
1.تعريف ها و مفهوم فرهنگ-داريوش آشوري- چاپ دوم 1381 -نشر آگاه
2.تكامل فرهنگ-لسلي وايت-ترجمه: فريبرز مجيدي- 1379-نشر دشتستان
زندانها در هزاره سوم(مجموعه مقالات)-گردآوري راجر ماتيوس،پيتر فرانسيس-مترجم:ليلا اكبري-1381 -انتشارات راه تربيت وابسته به مركز آموزشي و پژوهشي سازمان زندانها