جهان جای عجیبی است
اینجا
هر کسی شلیک می کند
خود کشته میشود.
«رسول یونان»
گفتگوی فرهنگها و تمدنها همواره بخشی از سرنوشت جوامع انسانی را تشکیل داده است . نظریه گفتگوی تمدنها که چند سال پیش، از سوی آقای خاتمی و در چهار چوب یک نظریه مسالمت جویانه مطرح گردید ، توسط بزرگ ترین سازمان منازعات و برنامه ریزی جهانی مورد قبول واقع گشت .
بسیاری از متفکران، این نظریه را نقطه مقابل نظریه برخورد تمدنهای آقای ساموئل هانتینگتون ، استاد دانشگاه هاروارد میدانند . او در تابستان 1372 در فصل نامه آمریکایی «فارین افیرز» نظریه جدید خود را مطرح نمود . اساس این نظریه به دوره بعد از جنگ سرد اشاره دارد و از اتحاد بین تمدن های اسلامی و کنفوسیوسی و برخورد آنها با تمدن غرب سخن گفته شده است . او تحلیل جدیدی از روابط بین المللی در سایه شرایط جدید حاکم بر جهان که حاکی از برتری ایالات متحده است ارائه میکند . از مجموعه عواملی که شالوده های این نظریه را تدوین میکند. می توان ریشه های بیگانه هراسی و محاصره اندیشی را از اعماق اندیشه های پنهان دولتمردان آمریکایی بیرون کشید و شاید این نظریه بازخوانی جدیدی است از جنگ های صلیبی قرون گذشته .
در روی دیگر باید به این موضوع توجه داشت که گفتن و شنیدن در عبارت گفتگوی تمدنها دو فعلی هستند که صرفاً برای کمک به تبیین شیوه ارتباطی بین تمدنها استفاده شده اند و لزوماً این بدان معنا نیست که باید این گفت و شنود در قالب تعداد معدودی نمایندگان کشورها ، ادیان و تمدنها باقی بماند .
بعد از پیشنهاد صلح جویانه آقای محمد خاتمی و تصویب قاطعانه آن در سازمان ملل متحد انتظار می رفت که این نظریه ارزشمند در زمان مناسب، به راهکارهای اجرایی دست پیدا نماید . اما با گذر زمانهای نسبتاً طولانی آنچه به طور یقین می توان گفت عدم تدوین شیوهای کاربردی برای این نظریه ارزشمند و جهان شمول است .
شاید اولین قدم در راستای کاربردی کردن این نظریه ، آن است که هر تمدنی که امروزه در قالب مرزهای کشوری شناخته می شود را به عنوان واحدهای تمدنی با تمام خورده فرهنگ های داخلی آن بپذیریم و به شکلی سیستماتیک این امکان را فراهم آوریم تا این کشور با پیروی از الگویی خاص و معینی تجارب و داراییهای خود را در تمام زمینهای تمدنی طبقه بندی نموده و در دهکده جهانی به دنیا عرضه نماید . آنچه در نهایت مورد انتظار است به وجود آمدن شناسنامه عظیم ، از تجربیات مفید بشری است که تمام فرهنگ ها و تمدن ها در ساخت آن سهم خود را به شایستگی ایفا نموده اند .
و در آخر این سخن حافظ را به یاد داشته باشید :
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستــــان مروت با دشمنـــــان مدارا