چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۵ شهریور ۱۳۸۴ ساعت ۰:۰۰ بعدازظهر

ظاهرا واقعی /  شان ویلبر / ترجمه : امیر نیکزاد
موضوع :رسانه

«جامعة مجازی» قطعا جزء آن دسته از عباراتی است که در ادبیات مربوط به ارتباطات کامپیوتری بیش از همه از آن استفاده و شاید سوء‌استفاده شده است.

این امر نباید باعث شگفتی باشد. مردم به طور روز‌افزون زندگی خود را در تماس با نظام‌هایی اشتراکی می‌یابند که به هیچ وجه مستلزم نزدیکی فیزیکی هم نیستند.

در زمانی که بسیاری از اشکال جامعة «واقعی»، گه‌گاه به وسیلة همان نیروهای تکنولوژیکی-فرهنگی که فرهنگ اینترنت را ممکن می‌سازند، مورد تهاجم قرار می‌گیرند، فضایی باز برای چیزی مثل جامعه‌ روی شبکه‌های کامپیوتر پدید آمده است.

هنگام پرداختن به ابزار مورد استفادة خود برای کاوش در فرهنگ اینترنت باید حتا در مورد کلماتی که به کار می‌بریم نگاهی انتقادی داشته باشیم. برای نمونه مفهوم «جامعةمجازی» را در نظر بگیرید. این عبارت تا اندازه‌ای بیانگر پیش‌فرض‌های ما در مورد دو مفهوم جامعه (ظاهرا «واقعی») و تکنولوژی (پیش از هر چیز کامپیوتری) است و بر اساس همین پیش‌فرض‌هاست که عبارت مذکور معنا می‌یابد. دیگر این که بهتر است «جامعةمجازی» را عنصری جدید در صحنةفرهنگ بدانیم.

حال می‌پرسیم جامعة مجازی چیست؟ خیلی گذرا و سریع- یا «با سرعت نت»- می‌توان گفت:

1- جامعة مجازی عبارت است از تجربةمشارکت در فضای ارتباطات با دیگرانی که دیده نمی‌شوند. جامعةمجازی مشارکت دیگران است در فهرست‌های پست الکترونیکی، همچون فیوچر‌کالچر یا سایبرمایند، که در هر ساعت روز سیل صدها پیام را به سوی صندوق پست الکترونیکی من سرازیر می‌کنند. جامعة مجازی جمعیتی است که در واقعیت مجازی متن‌محور گردهم می‌آید و دربارةنمایشگاه‌های هنری به بحث می‌پردازد. جامعةمجازی نتیجة عمل نیمه‌اختیاری و ارادی چک کردن آن دیگرانی است که در همه نوع تریبون آن‌لاین شرکت می‌کنند. جامعة مجازی مجموع تمام افرادی است که خود را چیزی شبیه شهروندان جایی می‌پندارند که ما با کلماتی چون «سایبراسپیس» یا «نت» به آن اشاره می‌کنیم. این افراد شریک در آن ترفند گروهی‌اند که آن چیزی را تولید می‌کند که ما دوست داریم «فرهنگ اینترنت» بنامیمش.

2- جامعة مجازی برای من کار روزی چند ساعت است که دقیقه به دقیقة آن را حس می‌کنم و از پیش از سپیده‌دم تا پاسی از شب برای آن برنامه می‌ریزم. وقتی شب از خواب بیدار می‌شوم، وقتی آب قهوه جوش می‌آید یا شیر آب حمام باز است، و بین جلسات نمونه‌خوانی و قرار ملاقات با دانشجویان به سراغ نت می‌روم. یا این که در حال انجام کاری دیگر به اینترنت وصل می‌مانم. روزی یکی دو بار، برای مدتی طولانی‌تر به اینترنت وصل می‌شوم تا ارتباط نزدیک‌تر و واقعی‌تری با دیگران برقرار کنم، اما درمی‌یابم این مدت کافی نیست. دوستان و همکارانم هم به نیازی مشابه به ارتباط بیشتر و طولانی‌تر اشاره می‌کنند. جامعة مجازی همین کار و همین ارتباطات و همین نیاز و همین غوطه‌ور شدن است. گاهی ارتباط همزمان است، و بیشتر اوقات غیرهمزمان و غالبا در تنهایی، نوعی لاس زدن متنی که فقط گاهی به قصد رویارویی مستقیم صداها یا بدن‌ها انجام می‌شود. اما بالاخره در یک نیمه‌شب زنگ تلفن خانه‌تان به صدا درمی‌آید و صدایی نا‌آشنا اسم شما را به زبان می‌آورد، یا نامه‌ای دریافت می‌کنید، یا این که یکهو می‌بینید بلیت هواپیما گرفته‌اید تا یک هفته‌ای را در شهری دور سپری کنید و شب‌ها را روی کاناپة خانة کسی بخوابید که یک سال با او رابطة متنی داشته‌اید، اما هرگز «واقعا» آن طور که دوستان‌تان را می‌بینید او را ندیده‌اید.

3- جامعة مجازی توهم جامعه‌ای است که در آن نه آدمی واقعی هست و نه ارتباطی واقعی. جامعة مجازی اصطلاح مورد استفادة عشاق ایده‌آلیست تکنولوژی است که درک نمی‌کنند امر موثق و معتبر را نمی‌توان به واسطة ابزارهای تکنولوژیکی خلق کرد. جامعة مجازی نادیده گرفتن «ماهیت بشری» است که به نظر می‌رسد اساسا منحرف باشد.

4- جامعة مجازی ضرورتا با کامپیوتر یا تکنولوژی‌های پیشرفته و پر زرق‌و‌برق پیوند ندارد. جامعة مجازی نقاشان پستی هم وجود دارد- افرادی که سیستم‌های پستی دنیا را مطابق با اهداف زیبا‌شناسانه و ایدئولوژیکی خود به کار می‌گیرند.

5- جامعة مجازی شبیه‌سازی جامعه، ترجیحا با مقدار زیادی سنت و مقدار بسیار کمی آشفتگی است.

6- جامعة مجازی مردمی است که در سراسر دنیا دور تلویزیون‌های‌شان گردهم می‌آیند تا مسابقات جام جهانی فوتبال را تماشا کنند.

7- جامعة مجازی باغ و بوستان درون ماشین است که در آن ارزش‌های دموکراتیک می‌توانند در نوعی رنسانس سایبر-جفرسونی رونق و شکوفایی داشته باشند. ما رانده‌شده به درون نوع جدیدی از برهوت و فراتر از مرزهای الکترونیکی بار دیگر یاد می‌گیریم به خود متکی باشیم و در عین حال به یکدیگر احترام بگذاریم. ما توسعه را با نزدیکی سازگار خواهیم کرد و ارزش‌های سرمایه‌داری را با ارزش‌های خانوادگی.




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000104.php