چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۱۵ مرداد ۱۳۸۴ ساعت ۳:۰۰ بعدازظهر

خلاصه پژوهش بررسي مردم شناختي منطقه قصران با تكيه برروستاي ميگون و با رويكرد جاذبه هاي جهانگردي /  ایمان علمدار
موضوع :طنز

ساساً پژوهش انجام گرفته كاريست ميداني وليكن براي انجام اين پژوهش نيازمند به كارگيري روش اسنادي و مطالعه كتابخانه اي جهت انسجام بخشي به بار محتوايي كار بوديم بدين لحاظ سعي گرديده است در عين حال كه مبناي كار بيشتر بر روي مطالعه ميداني گذاشته مي شود وليكن از اصول علمي پژوهش هاي علوم اجتماعي نيز غافل نگرديد .

در كار تحقيقي صورت گرفته بدنبال پاسخ به  اين پرسش بوديم كه آيا اصولاُ مي توان بر اساس آداب و رسوم ،اعتقادات ،باورها،(در يك كلام فرهنگ مردم يك منطقه ) و همينطوراوضاع جوي آن ناحيه و بر پاية مفاهيم جهانگردي به توسعة پايدار رسيد و براي رسيدن به آن برنامه ريزي دقيق و منسجمي انجام داد يا خير ؟بدين ترتيب در بخش هاي نخست سعي گرديد بيشتر به مباحث مردم شناختي و منوگرافي منطقه قصران بصورت كلي و ناحيه ميگون بصورت جزيي پرداخته شود و سپس در بخش دوم بابيان مفاهيم جهانگردي در ابتداي بخش (جهت آشنايي خوانندگان و پژوهشگران گرامي) راهكاري جهت برنامه ريزي هاي جهانگردي منطقه ارايه گردد .بديگر سخن تلاش بر اين بود كه بر مبناي پتانسل هاي بالقوه اين ناحيه از كشور (به عنوان يك مورد مطالعاتي) امكان حضور بخش هاي مختلف جهانگردي بررسي گردد .پس مي بايست جهت تبيين موضوع از دو شاخه جديد علوم انساني يعني مردم شناسي و جهانگردي بهره گرفته مي شدبدين ترتيب نيازمند ايجاد روشي جديد در  حوزة علوم انساني بوديم كه ما آن را مردم شناسي توريزم (َAnthropology Tourism ) ناميديم .شاخه اي كه شايد پيش از اين كمتر در مورد آن پژوهش صورت گرفته بود .در هر حال نكته اي كه هرگز نبايد از آن غافل گرديد آنست كه اين كار تحقيقي تنها فتح بابي است براي انجام پژوهش هاي علمي و عملياتي از اين دست، بدين لحاظ ،بيان نظرات ارزشمند و سازندة اساتيد گرامي و پژوهشگران ارجمند بي شك راهنماي ما در تحقيقات آتي خواهد بود .

در نهايت توجه خوانندگان گرامي را به خلاصه اي از بخش دوم كه به بررسي  مفاهيم جهانگردي و جاذبه هاي گردگشري منطقه مي پردازد را جلب مي نمايم :

نتيجه گيري و جمع بندي قسمت دوم ؛ بررسي جاذبه هاي جهانگردي ؛

همانطور كه ذكر آن رفت ، جهانگردي فعاليتي دامنه دار و گسترده است كه امروزه مي تواند جايگزين هر صنعت آلاينده اي در دنيا گردد . صنعتي كه از آن تحت عنوان  صنعت سبز و يا كارخانة بدون دود ياد مي شود ، فعاليتي نامرئي كه به نحوي با تمامي جنبه ها و شئون زندگي ما درگير است . فراتر از جنبه هاي اقتصادي و بهره وري مالي ، جهانگردي حركتي است در جهت ايجاد زمينه براي ارتباط ملل مختلف با يكديگر ، تنوع فرهنگي و وجود تفكر است و سلايق مختلف در سراسر دنيا محيطي جذاب را براي تبادل اطلاعات و داده ها فراهم مي كند . مسلماً در اين راستا هر ملتي كه از پيشينة قوي و طولاني تري برخوردار باشد بيشتر خواهد توانست از اين خوان نعمت گسترده شده بهره برداري مفيد را بنمايد.

كشور پهناور ما ايران با گستردگي خود در عرض جغرافيايي امكان برخورداري از شرايط آب و هوائي متنوع و مختلفي را به كشورمان داده است . نعمتي كه شايد از ديد عوام پوشيده است . اما همة انديشمندان  و دانشمندان به وضوح به اين نكته اذعان دارند ، كه ميهن عزيزمان ايران از معدود كشورهائي است كه در يك زمان واحد 4 نوع شرايط آب و هوائي را داراست . يعني زماني كه شما در كرانة غربي و شمال غربي كشور داراي آب و هواي سرد زمستاني هستيد به فاصلة يك ساعت پرواز با هواپيما به سواحل گرم و مرطوب خليج هميشه فارس و درياي عمان خواهيد رسيد و از درخشش خورشيد عالمتاب و سواحل نرم شني آن لذت خواهيد برد ، در همان حال مي توانيد آب و هواي نسبتاً خنك تري را در سواحل شمالي و كرانه هاي درياي خزر را تجربه نماييد .

بدين ترتيب ايران با داشتن شرايط آب و هوايي متنوع و برخورداري از افزون به 9000 سال تمدن و آثار و ابنيه بي نظير تاريخي پتانسيل جذب و جلب گردشگر را خواهد داشت .

عبارات و سطور بالا را هر از گاهي از زبان مسئولين در مجامع ملّي و بين المللي به دفعات شنيده و مي شنويم ولي متأسفانه همچنان در غالب سمينارها و همايش ها تنها به اين قابليتهاي بالقوه پرداخته ميشود وليكن در عمل شاهد فعاليت اجرايي چشمگيري نيستيم .

برخي مشكلات و موانع صنعت جهانگردي در ايران؛

شايد علل اصلي عدم موفقيت برنامه هاي اجرائي مسئولين بخش گردشگري را بتوان در عوامل زير خلاصه كرد ؛

1-  عدم وجود برنامه اي مدون و مشخص با ذكر جزئيات كامل .

2-   عدم وجود زيرساختهاي مهم و حياتي در بخش گردشگري ، نظير مراكز اقامتي و پذيرائي با استانداردهاي بين المللي ، جاده هاي مناسب و ايمن ، نبود وسائل نقلية استاندارد و كافي .

3-   عدم وجود روساختهاي مهم و حياتي نظير پرسنل آموزش ديده و متخصص در زمينة جهانگردي و هتل داري و عدم وجود فرهنگ جهانگردي در كشور .

4-  عدم وجود تبليغات و بازاريابي مناسب در سطح  بين المللي و در مقابل ضد تبليغ كشورهاي غربي و آمريكا عليه ايران .

5-  اتكاري دولتمردان به درآمد حاصل از فروش نفت خام و عدم توجه كافي مسئولين به بخش گردشگري كشور .

6-  عدم حمايت از بخش خصوصي و فعاليت NGO در عرصة گردشگري كشور .

7-  وجود برخي از قوانين و مقررات دست و پا گير و غير منطقي و منافي آزادي هاي فردي و اجتماعي جهانگردان و بالتبع آن عدم تمايل جهانگردان به مسافرت به اينگونه كشورها .

8-  وجود برخي اصول زايد بروكراسي .

در مجموع همة عوامل فوق دست به دست هم داده تا در يك كلام اين عروس زيباي ايران ( يعني صنعت جهانگردي ) به سرنوشتي نه چندان خوشايند گرفتار آيد . جهانگردي بعنوان فعاليتي بسيار حساس و شكننده نيازمند حمايت دولتها و تشكل هاي قوي و منسجم اجتماعي است . چراكه در صورت عدم وجود امنيت ، تمامي اركان جهانگردي يك كشور كاملاً متزلزل گرديده و از بهره وري خارج خواهد گرديد . ( نظير ركودي كه پس از حوادث 11 سپتامبر بر صنعت جهانگردي دنيا حاكم گشت و سبب ورشكستگي تعداد بسيار زيادي از فعالين اين بخش گرديد ) . از اينرو ايجاد امنيت سبب آرامش خاطر جهانگردان و گردشگران[1][1] خواهد گرديد . بدين ترتيب زماني خواهيم توانست به جهانگردي به عنوان يك فعاليت سودآور بنگريم و آن را بعنوان محور توسعة پايدار مناطق مختلف كشورمان كه قابليت گردشگري را دارد قرار دهيم كه نخست تمامي اركان تشكيل دهندة آن را بازشناسيم و سپس بر مبناي اين اصول و منطبق بر خصوصيات و ويژگيهاي بومي هر منطقه اي بر همان ناحيه برنامه ريزي نمائيم باشد تا با ارائه اين پژوهش گام كوچكي در اين راستــا برداشته باشيم




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000070.php