چاپ اين صفحه
مجله اینترنتی فصل نو
شنبه، ۱۵ مرداد ۱۳۸۴ ساعت ۰:۰۰ بعدازظهر

نخبگان مشروطه (قسمت دوم) /  مهدی علاقبند
موضوع :علم و معرفت

آقاخان کرمانی : ولتر و روسو به جای غزالی و فخررازی

یکی دیگر از پیشگامان تجدد ، میرزا عبدالحسین خان مشهور به میرزا آقاخان کرمانی است. او در سال 1270 ه.ق در قصبه مشیر از بلوک بردسیر کرمان دیده به جهان گشود .می توان گفت میرزا آقاخان نماینده کامل عیار فرهنگ ایرانی است.

از نظر میرزاآقاخان کرمانی ریشه اصلی عقب ماندگی ایرانیان به زمانی باز می گردد که آنها از اصول و قانون طبیعی فاصله گرفتند و دچار حکومت دیسپوئیستی و فناتیکی شدند.

در واقع بر اثر تاثیری که او از آرای " بیکن " و " دکارت " می پذیرد  پیرو مشی اصالت تجربه است . در کتاب سه مکتوب  او را و عقاید فیلسوفان ایرانی از جمله غزالی و فخر رازی و ابن سینا را مورد انتقاد قرار میدهد « هرکس به آنان روی آورد گرسنه وسرگردان مانده و از هر علمی بی خبر گشته ... همه چیز بر او مجهول و تکلیفش نا معلوم شده است .»

میرزا آقاخان کرمانی تحت تاثیر اندیشهای عصر روشنگری نو اندیشی را در ابعاد مختلف آن ترویج می کرد و به نفی سنت سیاست و دیانت حاکم در ایران می پرداخت .

طالوف : الهام از ژاپن

 میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی یکی دیگر از متفکرانی است که آرا و عقاید او بر نهضت مشروطیت ایران اثر غیر قابل انکازی داشت . یکی از چیزهایی که می باید از انگیزه های بیداری ایرانیان بر شمرده کتابهای طالبوف است.

طالبوف در گفتارهای سیاسی اغلب به ارای متفکران جدید استاد می جوید. خاصه از این کسان نام می برد:  بنتام متفکر اجتماعی و اصلاحگر قانونگذاری انگلیس ، هنری توماس باکل مورخ فلسفی انگلیسی ولتر ، روسو و رنان از نامداران دانش و تفکر فرانسوی ، جملگی متفکرانی بودند بودند که علیه کلیسا و تاریک اندیشی قرون وسطی به روشنفکری پرداختند . از فیلسوفان آلمانی به عقاید کانت و نیچه توجه دارد ، آرای نویسندگان نامدار سوسیالیت را هم می شناخته ، از نویسندگان ایرانی ، از میرزا حبیب اصفهانی ، جلال الدین میرزا و ملکم خان یاد کرده است به آخوندزاده و اسد آبادی بدون ذکر نام اشاره مستقیم دارد.

پس از پیروزی جنبش مشروطیت طالبوف از طرف تجار تبریز به وکالت مجلس برکزیده شد ، ولی از سفر به تهران صرفنظر کرد . اندیشهای طالبوف نیز همانند بسیاری از متفکران قرن 19 ایران بر مفاهیم و مقولاتی چون دفاع از قانون ، نقد استبداد سلطنتی ، دفاع از حکومت مشروطه و انتقاد از وضعیت ایران از آن زمان استوار است . طالبوف برآن است تا با شمردن خصوصیات و مشخصات فرمانروایی در غرب و ژاپن به نفی استبداد ظالمانه قدرت حاکم بپردازد . او با ذکر خصوصیات توانیی هایی که مردم آن سرزمین ها برای دگرگون کردن شیوه های فرمانروایی در کشور خود دارند ، حکومت و فرمانروایی مستبدانه را که که او آن را ظالمانه و یا سلطنت مطلقه می نامد مورد حمله قرار داد . طالبوف نیز همانند سایر متفکران هم عصر خود نیم نگاهی به ایران باستان دارد.

طالبوف به پیروی از آموخته هایش از معارف غرب انسان را موجودی بی آزار می پندار که هیچ قدرتی قادر به سلب آزادی او نیست . او به دلیل آشنایی با مظاهر معنوی و مادی تمدن غرب و مقایسه آن با اوضاع و احوال کشور خود که سرشار از درماندگی ها و سختی های مردم و دستگاه حکومتی است به انتقاد از اوضاع و احوال کشور خود که سرشار از درماندگی ها و سختی های مردم و دستگاه حکومتی است به انتقاد از اوضاع و احوال زمانه خویش می پردازد وبه دنبال راه حل برای رفع آنهاست و به همین منظور نسخه ای از غرب ارائه می دهد که بخشی از آن با سنت همراه است وی در عین حال به شیوه استعماری و غلبه فرهنگی غرب نیز انتقاد دارد  اما با این همه او نیز مثل سایر متفکران هم عصر خویش مهم ترین وسیله را برای ترقی و رسیدن به آزادی و برابری ،  قانون است.




: پرینت گرفته شده از
http://www.fasleno.com/archives/000065.php