آسيب شناسي مدهاي ناهنجاروتاثيرآن برجوانانحس تنوع طلبي توام با گرايش به خودنمايي درمحيط اجتماعي، تغييرات چشمگيري درنوع پوشش، آرايش، الگو، رفتارواغلب گرايش هاي بشري را به همراه داشته است. گستردگي اين دگرگوني ها به اندازه زندگي انسان امروزي بوده واشاعه هريك ازآنها درسطح جامعه پيامدهاي خاص خود را به همراه دارد پديده مد گريبانگيرجامعه مصرف محورامروزجهان است. گرايش به مد بيانگرنوعي تجديد نظرخواهي ودرواقع تلاش در جهت نوكردن وتغييردرمسائل مختلف ظاهري زندگي است. به عبارت ديگرگرايش وسيع به تغيير و تنوع ، بيانگر حرص ونيازشديد انسان براي ورود به قلمروهاي جديد است، نيازي كه جزئي ازفطرت انسان ها را تشكيل مي دهد. ميل به تغييرازيك نياز فطري سرچشمه گرفته وقابل سركوب كردن نيست. براي همين انسان همواره به دنبال تغييرقالب ها وفراراز كليشه هاست. درهم آميختگي اجتماعي باعث مي شود كه جامعه به سمت يك دست شدن درسبك پوشش، مدل آرايش، سليقه رايج وطرزرفتاربرود. هرازچند گاهي شاهد تغييراتي دراين يكدستي مي باشيم كه نشانه مدرنيسم ومد است. با ظهورتب مدرنيته يا مدرنيزاسيون وجهاني شدن وتحول دربرخي مفاهيم ومعيارها ، فضاي زندگي بشرتبديل به فضايي مصرف زده ، سطحي وكاملاصوري سوق داده مي شود. دراين فضا انسان به دنبال اين است كه شكل ظاهري خود را تغييردهد وازآنجا كه اين تغييربزودي اورا دل زده مي كند، به سرعت به دنبال اشكال ظاهري جديدي مي رود. چنانچه اين ظواهرنوين به شكل صحيح ودرقالب فرهنگ ملي ومذهبي جامعه دراختياروي قرارنگيرد، يا آنها را خلق مي كند ويا ازديگران تقليد مي كند. براساس تحقيقات انجام شده، جوامعي كه درقبال اين رفتارجوانان ونوجوانان واكنش هاي تحقيرآميزومقابله اي درپيش مي گيرند، به نتايجي وخيم تردرمسئله بحران نسل ها رسيده وبخش مهمي ازنيروي كارآمد انساني خود را مضمحل خواهند يافت .
تعريف:
بنا به تعريفي ديگر، باب روزيا مد(Fashion) تغييرات درپوشش، آداب، الگوهاي رفتاري، سبك زندگي، هنر، ادبيات و حتي فلسفه بوده وبيشتر مبتني برميل به فرق داشتن وهمچشمي مي باشد.
امروزه پيروي ازمد نه تنها در نوع پوشش جوانان ، بلكه در بخش هاي مختلف زندگي افراد تاثيرگذاراست. ازسبك لباس و آرايش هاي ظاهري گرفته (مد مو، مد لباس) تا وسايل منزل، حتي گرايش ها وعلايق خاصي كه درقشري ازجامعه ناگهان بيش ازسايرعلايق مورد پسند واقع مي شود ، فعاليت هايي مثل روي آوردن به ورزش يوگا، تقاضا براي جراحي هاي پلاستيك وسفربه دبي .
جامعه شناسان مد را نمادي ازشيوه زندگي و ابزاري نمايانگر ثروت ، رفاه و پايگاه طبقاتي كه فرد به آن تعلق دارد ، تعريف مي كنند. شايد به اين دليل كه پايگاه طبقاتي خود را در پشت نقابي پنهان كنيم . به دامان مد پناه مي بريم وازيك رفتار، قيافه يا طرزپوشش، بدون توجه به طبقه اجتماعي كه به آن تعلق داريم پيروي مي كنيم يا به شكل گسترده اي مبلغ آن مي شويم. با اين تعريف، مد به عنوان شكلي ازشيوه زندگي، محدوده وسيعي را دربرمي گيرد وتنها به لباس وآرايش محدود نمي شود ، هرچند كه نمود عيني آن را درآرايش وپوشش افراد بويژه جوانان متجلي شده است. يك مد جديد مانند سيلي بزرگ جامعه را فراگرفته، جوانان را مسخ نموده وپس ازمدتي (كوتاه) تغييرمي كند. خيلي ازافراد مد ومدگرايي را يك امركاملاشخصي و سليقه اي مي دانند ومعتقدند نمي توان افراد جامعه را مجبور كرد كه برخلاف آنچه دوست دارند وانتخاب مي كنند، عمل نمايند . ولي آيا انتخاب هر گونه لباس وآرايشي براي هرجامعه وفرهنگي مناسب است؟ واساسا اين سئوال هميشه مطرح است كه مدگرايي خوب است يا نه ؟
مسئله شناسي مد وجوانان :
دوره جواني دوره گذرازبلوغ و شكل گيري حس استقلال طلبي فرد است. ازهمين رو جوان سعي دارد با روش هاي مختلف استقلال وهويت خود را به ديگران نشان دهد. مد ومدگرايي پديده اي است كه كمابيش درميان همه اقشارجامعه وجود دارد ، اما دراين ميان ، جوانان ونوجوانان بيش ازديگران به مد اهميت داده وبسيارمدگرا مي باشند.
فزوني احساس تنوع طلبي به عنوان يك نياز روحي ، رواني همراه با تمايل به خودنمايي در جوانان ، گسترش رسانه ها و اينترنت ، توسعه وسايل ارتباط جمعي و فناوري هاي جديد رايانه اي و در پي آن گسترش ارتباط بين جوامع با فرهنگ هاي گوناگون وهمچنين مشاهده تصاوير جذاب از هنرپيشگان ، خوانندگان ، ورزشكاران و چهره هاي محبوب با مدل هاي جديد پوششي ، آرايشي وغيره ، همچنين متنوع تر شدن تفريحات و تسهيلات زندگي ، موقعيت جديد درشناخت وفهم ارزش ها ، باورها وانتخاب ها ودرنتيجه ترويج ناگهاني آداب وعقايدي را در پي دارد كه دربرخي موارد فراترازحد متعارف به ناهنجاري ورفتارهاي متضاد با ارزش هاي جامعه تبديل شده وخود را به عنوان يك مسئله اجتماعي نشان مي دهد. اگرازجواناني كه عادت كرده اند پوشش، آرايش ورفتارشان را طبق آخرين مدهاي رايج تنظيم كنند، پرسيده شود كه به چه علت اين كار را كرده اند، يا مثلااين آرم وكلمه روي لباس آنها چه كاركردي دارد، به سختي مي توان پاسخ متقاعد كننده اي شنيد ، جز آنكه: «خب، قشنگه !»، «براي اينكه مده .»! به نظربرخي جوانان، رعايت سبك پسنديده روزوپيروي ازمد روز، امري اجتناب ناپذيراست.
اين پاسخ ها گرچه سطحي به نظرمي رسند، اما در يك تحليل روان شناختي نشان دهنده نوعي از تعلق گروهي، نوجويي ، تنوع طلبي و گرايش جوانان به امروزي شدن است و يك پديده طبيعي در جهت ارضاي اين نيازها محسوب مي شود ؛ اما از آنجا كه همراه آلامد (آنچه كه مد شده است) ، الگوهاي رفتاري ، هنجاري و ارزش هاي خاصي در بين جوانان و نوجوانان رونق وشيوع يافته ومد كه نمايانگرارزش مسلط يك زمان در يك جامعه خاص است، عاملي براي انتقال هنجاروارزشي از جامعه اي به جامعه اي ديگر مي شود ؛ بررسي زمينه ها وپيامدهاي مدگرايي، يكي ازموضوعات مهم درجامعه ما محسوب مي شود. ازآنجا كه دراكثرمواقع چنين محصولاتي (كالاهاي فرهنگي) كه توليد داخل باشد را يافت نمي كند، به نوع تغييرشكل يافته وارداتي آن روي مي آورد كه همين مسئله باعث بروزبرخي مسائل اجتماعي از جمله بحران هويت، مي گردد. اين موضوع اهميت ولزوم ارائه كالاهي فرهنگي متناسب با فرهنگ ملي ومذهبي وهمچنين متناسب با تغييرات روز(جهان) را مي رساند.
مد درايران :
با نگاهي به تاريخ ايران، مشاهده مي شود اززمان قاجاركه پاي ايرانيان به فرنگ بازشد تا پايان عصرپهلوي، فصل متفاوتي درمدگرايي ايرانيان گشوده شد. آشنايي درباريان قاجاربا زندگي غربيان در پي مسافرت هاي پرهزينه به اروپا ، به نوعي نخستين گام درعرصه شناخت پوشش هاي غربي بود . ذكراين نكته ضروري است كه ايران به لحاظ واقع شدن برسرراه ابريشم ومنطقه خاورميانه همواره گذرگاه تردد اقوام مختلف بوده، ولي غناي اسلامي وايراني فرهنگ اين سرزمين مانع تقليدپذيري ازبيگانگان بود. با ضعف پادشاهان ايراني، بويژه درعصرقاجار، به دليل كاهش اعتماد به نفس و خودباوري ، علائم غربزدگي آشكار گرديد . متاسفانه اميركبيرهم مجال نيافت تا الگوبرداري صحيح درعرصه فناوري را براي توسعه ملي كامل كند. ادامه تحصيل برخي ازايرانيان درفرنگ زمينه تغييرديدگاه نسبت به هويت مذهبي وملي را پديد آورد وانحراف در الگوبرداري ازمظاهرپيشرفت با آغازدوران پهلوي به اوج خود رسيد.
نگاه پهلوي اول به مقوله توسعه يافتگي ومبارزه با عوامل عقب افتادگي همانند پتركبيربود. اوپس ازمسافرت به تركيه وملاقات با آتاترك ومشاهده مظاهرغرب براين باورشد كه حجاب سبب عقب افتادگي ايران زمين است ! به همين علت دستور كشف حجاب زنان ويكدست كردن لباس رسمي مردان ايراني را صادركرد. ازآن زمان كه رضا پهلوي با سلطه بركشورشكل لباس پوشيدن مردم ايران را تغييرداد ونقطه تاريكي درتاريخ ايران رقم زد، تا كنون مدهاي مختلفي درايران رايج گرديده كه تقريبا دراغلب آنها عناصرمذهبي وملي رعايت نشده وبيشترالگوبرداري تقليدي ازمدل هاي غربي بوده است. حكومت پهلوي وروشنفكران غرب زده براين باوربودند كه بايد فرهنگ ايران را اروپايي كنند تا بدين ترتيب ازضعف وعقب ماندگي رهايي يافته ، دررديف كشورهاي پيشرفته قرارگيرند ! بنابراين مدگرايي و غرب گرايي درايران ، دريك بسترفكري و دوشادوش هم رشد كرده اند .
گرچه مدگرايي و غرب گرايي دو مفهوم جدا از هم و داراي تعريف متمايز از يكديگرند ، اما سير تحولات تاريخي و اجتماعي در ايران به گونه اي سرنوشت اين دو مفهوم را با هم گره زده است كه هرگاه سخن از مدگرايي به ميان مي آيد ، مفهوم غرب گرايي نيز به ذهن متبادرمي شود.
همين طور در ايران و كشورهايي نظير آن ، رشد صنعتي در راس شعارها قرار گرفت و خيلي زودتر از آن ، طرز تفكر ، نحوه زندگي و آداب پوشش دچار تغيير شد . ميل به «اروپايي زيستن» در جامعه ايراني باعث شد كه به جاي بازسازي و نوسازي چارچوب اقتصادي و اجتماعي جامعه خود ، به ظواهر صنعتي شدن توجه شود . از آن زمان به بعد مهم ترين جلوه اروپايي شدن ، پوشيدن لباس هاي اروپايي و ترويج مدهاي غربي به شمار مي رفته است.
بررسي نظرات جامعه شناختي وروان شناختي
سازگاري خودانگيخته:
«هربرت بولومر» يكي ازمهم ترين نظريه پردازان كنش متقابل، معتقد است كه مدها بيانگر سازگاري خودانگيخته عظيمي از جمعيت كشورها با محيط آنهاست . اين تطابق طي دو مرحله نوآوري و انتخاب صورت مي گيرد . در مرحله نوآوري تمامي مدهاي جديد با توجه به پذيرش اجتماعي به وجود مي آيد ، اما برخي از آنها ناديده گرفته مي شود. درمرحله انتخاب، مد اشاعه مي يابد. اين فرآيند داراي سه كاركرد مي باشد؛ اول انتخاب ميان مدل هاي مختلف ، موجب انتخاب مدل هاي مناسب تر مي شود و اين امر موجب هم شكل شدن افراد مي گردد . دوم مدل ها طي يك روند منظم از گذشته به آينده حركت مي كنند . سوم اين احساس مشترك را پرورانده ، شكل داده و يك تجانس روحي به وجود آورده كه آنها در مقابل مدهاي گذشته قرار مي دهد. طبيعت مد با ارتباط ذاتي دومفهوم بيان مي شود : مد داروخارج از مد . بولومراشاره كرده كه اين واژه ها مشخص كننده يك الگوي مداوم تغييراست كه گروه هاي خاص به طورموقتي آن را مي پذيرند تا دوباره جايگزين شوند. هرچند كه مد را در محدوده الگوهاي زينتي قرار مي دهند . اما تغيير مد در بسياري ازجنبه هاي زندگي نسبتا مستقل بوده، تحت تاثير آن قرار دارند و بدون آنكه به جنبه هاي ديگر زندگي تاثير گذارند ، تغيير مي يابند .
طبق گفته بولومر ، مدها به جنبه هاي ديگر زندگي تاثير نمي گذارند ، ولي خود از آن تاثير مي پذيرند . اين در حالي است كه مشاهده مي گردد كه اگر يك پديده براي فرد بيشتر از هر چيز اهميت داشته باشد و فرصت هاي مناسبي در دستيابي به اهدافش بيابد ، در عمل مدگرا شده و سعي مي كند گرايش بيشتري به آن پيدا كند . در اين حالت زندگي را از منظر به روز بودن يا نبودن نگريسته و بدين سان تاثير زيادي در زندگي اش باقي مي گذارد . اين مطالب از آنجا سرچشمه مي گردد كه هر ابزاري در كنار خود ايدئولوژي خود را هم به همراه مي آورد .
ناهمنوايي:
هرجامعه در درون خود ارزش ها وهنجارهاي خاصي را تعريف كرده كه تخطي ازآن ناهنجاري محسوب مي شود. به عقيده «تالكوت پارسونز» كجروي امري نسبي است، چرا كه عملي كه ممكن است ازنظر جامعه كجروي محسوب شود ، دسته اي آن را هنجاربدانند .
«رابرت مرتن» معتقد است كه آدم ناهمنوا الزاما خطاكار نيست . وي بين ناهمنوايي و كجروي تمايز قائل شده است . بسياري از افراد ناهمنوا ، نظير منتقدين فرهنگي و اصلاح طلبان اجتماعي ، رفتار ناهمنوايانه خود ، يعني عدم پذيرش اهداف يا راهكار از ديگران را پنهان نمي كنند و براي اين امر توجيهات خاص خود را دارند . افراد ديگري را كه مي توان در دسته ناهمنوايان جاي داد ، مدگرايان جواني هستند كه براي عمل خود دلايل خاص خود را دارند هرچند كه اين رفتارها با هنجار و فرهنگ حاكم در جامعه ناسازگار باشد . از جمله دلايل آنها تنوع طلبي است كه مي توان آن را پذيرفت زيرا از نظر رواني با ويژگي شخصيتي جوان سازگار است . مي توان گفت كه هر منحرفي ناهمنوا است ، ولي هر ناهمنوايي منحرف نيست . بر اساس نظريه مرتن ، مدگرايان ناهمنوا خوانده مي شوند، اما نمي توان آنها را در حوزه انحراف اجتماعي قرار داد . حتي ممكن است اصول و روش هاي ناهمنوايان به علت تغيير در هنجارها و ارزش ها ، در زندگي مردم قرار گيرد و عدول از آن ناهمنوايي و انحراف تلقي شود. به نظر«آنتوني گيدنز» ، هنجارها درميان فرهنگ هاي مختلف وحتي بين خرده فرهنگ هاي گوناگون درون يك جامعه فرق مي كنند. مثلاهنجاري كه درفرهنگي ، طبيعي قلمداد مي شود، درفرهنگي ديگرانحراف به حساب مي آيد . كجروي را مي توان ناهمنوايي با هنجار يا مجموعه هنجارهاي معيني تعريف كرد كه توسط تعداد قابل ملاحظه اي از مردم در اجتماع يا جامعه اي پذيرفته شده است . هيچ جامعه اي را نمي توان به سادگي به كساني كه از هنجارهاي منحرف مي شوند و كساني كه با آنها همنوايي مي كنند ، تقسيم كرد . از آنجا كه همه كجروها در يك طبقه قرار نمي گيرند ، مي توانند چندين دسته باشند با تخلف هاي متفاوت ، يعني منحرفين درجه بندي شده به ترتيب تخلف هاي شان. همه هنجارهاي اجتماعي با ضمانت هاي اجرايي همراه هستند كه ازآنها درمقابل ناهمنوايي حمايت مي كنند. ضمانت اجرايي هر واكنشي از سوي ديگران نسبت به رفتار يك فرد يا گروه است كه هدفش تامين اطلاعات از هنجار معيني مي باشد .
ضمانت اجرايي ممكن است مثبت باشد (دادن پاداش براي همنوايي) يا منفي (تنبيه براي رفتاري كه همنوايي نمي كند) ضمانت اجرايي به دوصورت رسمي (مانند نظام كيفري) وغيررسمي (مانند خانواده) مي باشد. مدگرايي جوانان عملي نيست كه نيازمند به ضمانت اجرايي رسمي داشته باشند، چرا كه جوانان ذاتا تنوع طلب بوده واين عمل باعث ناهمنوايي آنان با هنجارهايي جامعه مي شود. به همين منظوربايد به جوانان طريقه درست همنوايي كردن با رعايت هنجارها را آموخت . ضمانت اجرايي غير رسمي (مثل تائيد نشدن اين رفتارها ازطريق خانواده) نيزمي تواند نتايج خوبي داشته باشد .
رقابت بين طبقه بالاوپايين :
سبك هايي كه به منظور تشخص پديد مي آيد ، توسط طبقات پايين تر ساختار اجتماعي مورد تقليد قرار گرفته كه به نوبه خود طبقات بالارا به نوآوري و ابداع در مد تشويق مي نمايد . در اين ديدگاه مدگرايي تنها يك رفتار نمي باشد ، بلكه كاركردي پويا ميان طبقات بالاو پايين جامعه مي باشد . به عبارت ديگرافراد طبقات پايين سعي مي كنند كه هر چه بيشتر شبيه افراد طبقات بالاباشند ، در سويي ديگر نيز افراد طبقه بالاوقتي بين خود و طبقات پايين تفاوتي نمي بينند ، سعي مي كنند وضع گذشته را رها سازند و با خريد كالاها و لباس هاي گرانقيمت مانع ازرسيدن طبقات پايين به سطح آنان شوند . پس از مد نيزبراي برتري نشان دادن خود استفاده مي شود . «گئورگ زيمل» جامعه شناس آلماني ، مد و مدسازي را فرآيندي مي داند كه بر اثر كشمكش ميان طبقات متضاد برسردستيابي به منابع بيشتربا تكيه برفراگرد تمايزحاصل مي شود. به اعتقاد وي، مد صورتي از تقليد و بنابراين صورتي از تشخيص اجتماعي است . ولي در عين حال ضمن دگرگوني مستمر خود يك زمان را از زمان ديگرويك قشراجتماعي را ازيك قشرديگرمتمايز مي كند . مواردي را كه مربوط به يك طبقه اجتماعي است متحد كرده وآنها را ازديگران منفك مي كند. درنتيجه اين انتخاب است كه مد به وجود مي آيد و هنگامي كه توده مردم در تلاش براي ازميان بردن تفاوت هاي ظاهري مربوط وطبقه اجتماعي ازآن تقليد كنند، اين مد را به خاطر يك شيوه مردم پسند جديد رها مي سازند. خصوصيات واقعي مد ايجاب مي كند كه دريك موقع به وسيله بخشي ازيك گروه معين، يعني اكثريت عظيمي كه صرفا در مسيرپذيرش آنها هستند به مرحله اجرا درآيد . به مجرد آن كه يك نمونه از مد مورد قبول عام قرار گرفت ، ديگر از آن به صورت مد سخن نمي گوييم . هنگامي كه مد گسترش يافته و عموميت پيدا كند ، به تدريج به پايان خود نزديك شده و نابود مي گردد . «هربرت اسپنسر» خاطرنشان مي سازد كه مد يكي ازخصايص همرنگي با جماعت است كه سعي مي كند مردم را با همديگر همرنگ نمايد . او معتقد است مد برعكس تشريفات ، موجب شباهت به اشخاص طبقه بالاتر مي شود ؛ در واقع نوعي تقليد ناشي از رقابت است در برابر تقليد ناشي از پسند و ستايش .
مدگرايي وگروه مرجع:
طبق نظر «ماركس» اگر خانه اي بزرگ يا كوچك، مشابه خانه هاي اطرافش باشد، نياز اجتماعي سكونت را به راحتي مرتفع مي كند؛ اما اگريك خانه بزرگ دركنار يك خانه كوچك باشد، اعضاي خانه كوچك، خود را دريك كلبه تصورمي كنند. گروه مرجع به عنوان ابزاري كه ما را در تصميم گيري ياري مي كند، مي تواند نقش مهمي درزندگي ما ايفا كند. بديهي است كه عموما ما به مقايسه ابعاد مطلوب مي پردازيم ؛ ازاين روتلاش مي كنيم تا براي كسب پايگاه شبيه پايگاه مطلوبيت را درخود احيا كنيم و هميشه گروهي را به عنوان گروه مرجع درنظرداشته باشيم؛ اين گروه مرجع معيارمقايسه ما مي باشد . بسياري از لباس هايي كه ما مي پوشيم در ابتدا توسط هنرپيشگان و ورزشكاران پوشيده شده ، سپس به بازار عرضه مي گردد و چون همين طرح توسط آنها پوشيده شده ، مردم آنها را خريداري كرده و استفاده مي كنند. «تورشتاين وبلن» مد را وسيله اي براي اين كه افراد نشان دهند ثروتمند وباشخصيت ويا داراي انديشه هاي بخصوصي هستند، مي داند ؛ لذا به محض اينكه مدي درجامعه گسترده شد، اشراف زادگان وثروتمندان به سراغ اين مد جديد مي روند ؛ چرا كه مد قديمي ديگر آنها را از طبقات ديگر جامعه متمايز نمي كند .
مد وموفقيت :
ما براي موفق شدن در زندگي نيازمند به راه هاي گوناگون هستيم و هر كدام از اين راه ها ما را بيشتر به موفقيت برساند ، به دفعات مكرر از آن استفاده مي كنيم . براي بررسي اين موضوع از نظريه موفقيت و انگيزه «هومنز» استفاده مي كنيم . وي معتقد است از ميان اعمالي كه شخص انجام مي دهد ، اگر آن عمل بيشتر به پاداش منجر شود ، احتمال تكرار آن افزايش مي يابد و قضيه انگيزه را چنين بيان مي كند : اگر عملي كه قبلاباعث موفقيت شده باشد ، همان موفقيت مجددا تكرار شود ، آن شخص ممكن است دست به همان رفتار بزند ، با توجه به همين قضايا مي توان گفت كه اگر چه شخص ممكن است با مدگرايي با خانواده خود درگير شود ولي در ميان همسالان خود مورد تشويق و تائيد و اعتماد قرار مي گيرد و حتي در ارتباط با جنس مخالف به موفقيت رسيده و ارزش و منزلت خود را بالاتر مي برد ، چون اين موفقيت ها در راستاي مدگرايي او انجام گرفته ، اين عمل بيشتر مورد تكرار قرار مي گيرد .
مد و ارزش ومنزلت اجتماعي:
به طوركلي تمامي رفتارهاي انسان درراستاي برآورده كردن نيازهاي اومي باشد وانسان سعي مي كند درقالب رفتارها يا واكنش ها بتواند به نيازهاي خود پاسخ دهد . مدگرايي نيز يكي از رفتارهايي مي باشد كه ما طي آن به طور ناخودآگاه به نيازهاي خود پاسخ مي دهيم . به اعتقاد «ابراهام مازلو» نيازهاي انسان پنج دسته مي باشد كه عبارت اند از: نيازهاي جسماني (اساسي ترين نيازهاي حيات، مثل غذا وآب) ، نيازهاي امنيتي (محيط فيزيكي و احساسي مطمئن) ،نيازهاي تعلق داشتن (برقراري دوستي و پذيرش از سوي ديگران)، نيازهاي احترام (شناخت، توجه ونيازازسوي ديگران) ،نيازهاي خودشكوفايي (پيشرفت، بالاترين دسته نيازها) به گفته مازلوارزش و منزلت يكي از نيازهاي مهم انسان مي باشد . جوانان نيز بر حسب مقتضيات سني مي خواهند از ارزش واحترام ديگران برخوردار باشند و براي رسيدن به اين هدف از ابزارها و شيوه هاي مختلف استفاده مي كنند ؛ برخي از طريق درس خواندن ، عده اي با ورزش و هنر و برخي نيز با تغييرات ظاهري باب روز اظهار وجود مي نمايند . بنابراين از لحاظ رواني مد با خودنمايي و نياز به جلب توجه ديگران به خود بستگي دارد .
ريشه يابي:
همان طور كه اشاره شد دليل به وجود آمدن مد را مي توان به حس تنوع طلبي و كشش افراد به سمت ابداع و تغييروتجربه اين تغييرات دانست. سابقه اين مسئله در اولين جوامع بشري نيز مشاهده مي شود ، چرا كه هر يك از قشرهاي اين جامعه داراي سليقه و نوع پوشش متفاوتي بودند و اين تنوع طلبي بشررا ازهمان بدو پايه گذاري جوامع بشري مي توان ملاحظه نمود .
مردم وبخصوص نوجوانان وجوانان بنا برميل ذاتي خويش، تنوع طلب وخواهان تغييروتحول هستند ولذا اين علاقه وجود دارد كه خود را به شكل افراد و گروه هاي محبوب اجتماعي و يا ستارگاني كه پيرامون آنها تبليغات حيرت آوري وجود دارد ، درآورند . در اين ميان با توجه به قدرت ، تنوع وگستردگي تبليغات غربي مي توان گفت كه ستاره ها و مدل هاي آنها ، بسيار فراگيرتروتاثيرگذارتراز انواع داخلي هستند.مد ومدگرايي را مي توان ازجهتي مولود مدرنيسم دانست . مدرنيسم نگاه نو به عالم وآدم است ، نگاه و شناختي كه برخاسته از زيستن در حال و گسستن از گذشته بوده و صريحا با مفهوم سنت در تقابل مي افتد. مدرنيته كه شكل عينيت يافته فرهنگ مدرن است ، همراه و همزاد با گذرازگذشته به حال، نوآوري، تجدد ومد است. ازاين رومدرنيته همواره خود را در ستيز و چالش با كهنگي، ركود، قدمت وسنت وپيروي ازهنجارهاي پايدار قرار مي دهد و كشش و تمايل آن به سوي تجدد و نوآوري در فرهنگ و ارزش هاي اجتماعي است . بنابراين ، نوآوري در تفكر و رفتار به عنوان نماد انديشه مدرنيسم قلمداد مي شود و از آنجا كه جوامع غربي موطن ومظهرمدرنيته بوده اند ، فرايند مدرنيزاسيون (مدرن سازي) و اشاعه طرح ها و مدهاي نو ، رابطه مدگرايي و غرب گرايي را نشان مي دهد . براي اين كه به چگونگي پذيرش مد در جوامع امروزي بپردازيم ، بايد به قوانين مذهبي و عرفي ، فرهنگي و اجتماعي احاطه داشته باشيم . در جامعه اي مثل ايران ، مشاهده مي كنيم كه هيچ گاه قانون و عرف به مردم اجازه نمي دهد كه مانند زنان ومردان غربي با پوشش نيمه برهنه درجامعه تردد كنند . پس هرگز مد شدن چنين پوشش هايي درجامعه ايران به وقوع نخواهد پيوست . مي توان گفت خاستگاه اوليه مد دريك جامعه حالات روحي، رواني وعرف آن جامعه مي باشد . دراينكه درجوامع امروزي تقريبا هرچند ماه يك باروبا تغيير فصل ، شاهد مد شدن و تغييرات بسياري در انواع رفتارها هستيم ، جاي هيچ شكي نيست كه اين سرعت تغيير مرهون پيشرفت صنعت است . (مدهاي پوششي وابسته به صنايع نساجي ، مدهاي آرايشي وابسته به صنايع شيميايي و ...) حتي به جرات مي توان گفت مدسازي خود يك صنعت به حساب مي آيد .
بسياري ازصنايع خود را درصنعت مد شريك مي كنند تا به بازارهاي بيشتروخريداران ودرنهايت درآمد بالاتري برسند. صنايعي مثل رنگرزي، پوشاك، عطروحتي خودرو در اين راه به درآمدهاي زياد رسيده اند. اگر بخواهيم به بررسي چگونگي پذيرش مد در دنيا بپردازيم ، مي بينيم كه مد بر اثر يك اتفاق يا رخداد حادث نمي شود. اين طور نيست كه يك فرد بدون هيج بررسي و هدفي به يك تغيير و تحول بپردازد و سپس از آن به عنوان مد ياد شود. بلكه مد حاصل يك بررسي و تحقيق در زمينه هاي گوناگون است . زماني كه يك شركت توليد لباس تصميم به ابداع يك مد جديد مي گيرد ، به فرآيندي دقيق و منظم براي اين كار نياز دارد تا بتواند طرح مورد نظر خود را عرضه نمايد .اين فرآيند شامل شناخت صحيح و كامل جامعه هدف ، فرهنگ ، مذهب و قوانين ، نحوه استقبال از طرح هاي قبلي ، سليقه و طبع جوانان، ميزان تاثيرپذيري جوانان و ديگر افراد جامعه از طرح هاي ارائه شده ، نوع آب و هواي مناطق مورد نظر ، رنگ پوست، مو و چشم انسان هاي منطقه هدف ، نحوه انتخاب ، سليقه و زمان بندي براي ارائه مد مي باشد. توليدكنندگان پوشاك، عطرولوازم آرايشي ، لوازم خانگي ، خودرو و ... كه همگي در خلق مد موثرند ، با تغيير برخي شاخصه ها به تحقيق درآنها مي پردازند و از نتايج اين تحقيقات است كه مثلاتوليد كنندگان پوشاك به كارخانجات نساجي و رنگرزي سفارش پارچه با رنگ مد نظر را مي دهند و با نظر طراحان مد به توليد و ارائه اجناس خود به عنوان يك طرح و مد جديد مي پردازند.
البته در جوامع پيشرفته چنين كارهايي صورت مي پذيرد ودركشورهاي درحال توسعه يا عقب مانده فقط تقليد است كه به رواج يك مد كمك مي كند . چنانچه شاهد هستيم افراد با ديدن يك فيلم، سريال، خبر، عكس يك هنرپيشه يا ورزشكارمشهور به تقليد ازاوپرداخته وعده اي نيزبه توليد نوع پوشش وي مي پردازند و آن را مد جلوه مي دهند وبا گشاد وتنگ كردن ، يا كوتاه وبلند كردن مدل هاي قبلي ، سبك جديدي ازمد را ارائه مي دهند . حال به اين پرسش مي رسيم كه چرا جامعه ما درحال حاضردچاراين تقليد شده وازاصالت وهويت مذهبي وملي دورشده است ؟ درپاسخ به اين مسئله اشاره مي كنيم كه درحال حاضرفناوري وصنايع مرتبط با مدگرايي جوانان كمتربا فرهنگ مان تناسب دارند و اين باعث شده كه ما در جامعه مان رواج بي رويه لباس ، لوازم بهداشتي و آرايش ، رنگ ، خودرو خارجي ووارداتي از ساير كشورها باشيم . در اين ميان نگاه واردكنندگان نيزبيشتر مبتني بر پايه سودآوري بيشتر از اين كاراست كه همين موضوع باعث ورود اجناس با كيفيت فرهنگي پايين مي باشد.
انگيزه وزمينه هاي روانشناختي مدگرايي درجوانان :
علاوه برزيرساخت هاي تاريخي واجتماعي ، مدگرايي دربين جوانان از يك سري اصول وسازه هاي روان شناختي نيز تبعيت مي كند وبا انگيزه ها ونيازهاي چندي در ارتباط است . ميل به ديده شدن توسط ديگران درتمام انسان ها به نسبت هاي مختلف وجود دارد . گاه اين خصلت به صورت نوعي خودنمايي وتقليد چشم بسته از فرهنگ بيگانگان جلوه مي كند واغلب نتيجه آن ترويج هويت هاي بيگانه است. جامعه شناسان معتقدند كه رواج برخي مدها ، گاهي اوقات به معناي مخالفت جوانان يك نسل با محيط پيرامونشان است . به عبارتي هنگامي كه جواني قادر نباشد آزادانه ديدگاهش را بيان كند ، امكاني براي رشد اقتصادي خود فراهم نبيند ، راهي براي تفريح و ابراز شادي ها و هيجاناتش نيابد ، به ناچار براي رهايي از اين فشارها و يا براي مهار كردن خشم خويش از جامعه اي كه تصور مي كند زندگي را بر او تنگ كرده است ، گاه به صورت خودآگاه يا ناخودآگاه و براي شكستن ارزش هاي رسمي رايج اعلام مي كند . او در اين شرايط در سكوتي ظاهري و با به فاصله گرفتن از ارزش هاي جامعه مي خواهد بگويد : «من هستم . مرا ببينيد »!
ابرازوجود وجلب توجه ديگران:
افرادي هستند كه با تعويض و تغيير هرروزلباس و آرايش خود وخريد لباس هاي گران قيمت و مد روز ، در صدد جلب توجه ديگران بر مي آيند . استفاده از لباس هاي چسبناك وبراق ورنگارنگ ، جوراب هاي شبيه تور ماهيگيري ، كفش هايي با پاشنه هاي خيلي بلند، آرايش تندي با رنگ هاي غير طبيعي و ... (كه بيش از همه در بين جوانان و بخصوص دختران رايج است) ، باعث جلب توجه ديگران شده ، نگاه هايي را به خود معطوف مي دارد. يكي ازدلايل گرايش جوانان به مد به خاطر مورد توجه قرار گرفتن (ابراز وجود و خودنمايي كردن) و پاسخگويي به نيازهاي رواني آنهاست . جوانان به دليل داشتن روحيه تاثيرپذير آمادگي بيشتري براي پديده هاي نو دارند . دليل ديگر هم مي تواند سرخوردگي ها و نداشتن اعتماد به نفس و چشم و همچشمي باشد كه افراد را به سوي مدهاي مختلف مي كشاند . البته عده اي هم هستند كه هيچ دليل خاصي براي تبعيت از مد ندارند و فقط به خاطر اينكه اين پديده در جامعه رواج پيدا كرده از آن استقبال مي كنند، مي خواهند جاي خود را درميان اطرافيان وهم سن وسال هاي خود بازكنند وبابت آن هزينه هاي بسياري را تقبل مي كنند، حتي اگربرايشان مشكل باشد . در ادامه به تكميل اين بحث مي پردازيم.
