دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ - سال پنجم - شماره 54 - 16صفحه
فصل شما
یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷
سينما ايراني: ياس يا توهم؟
[ غزال هاشمي طاري ]


گزارشگر: غزال هاشمي طاري

اگرروزي سينما مجبور شود فقط پايبند به واقعيت باشد حتما در سالن هاي سينما را تار عنكبوت خواهد بست.وقتي مخاطب با كوله باري از خستگي و رنج و افسردگي پا به سالن سينما مي گذارد دوست دارد يكي دو ساعت از دنياي كثيف بيرون فاصله بگيرد تا بتواند يك روز ديرتر از افسردگي و ياس سكته كند.و به قول تماشاچيهاي تيارت "پول مي دهد تا بخندد".حالا تصور كنيد در اين ميان ادعاي" سينماي واقعيت "هم باشد .ما با خود گول زني هاي تكراري "پول مي دهيم تا واقعيت پشت درهاي سالن سينما را همراه با راه كارها و نويد روزهاي خوش ببينيم."كه اگر هر كدام باشد آن يكي خوب است.اما سوالي كه پيش مي آيد اين است كه سينما با آنهمه (شايد)توانايي تا چه اندازه مي تواند بازنماي چنين واقعياتي باشد؟اين يك انديشه مي خواهد و يك مجري و مهمتر از همه يك تماشاچي كه آنقدر از اين تلخ واقعيت ها سر خورده نباشد كه آستانه تحملش در سكانس هاي ابتدايي به صفر برسد.اگر سينماگر مجبور مي شود پايان همه فيلم هايش را براي خوش مزاجي مخاطب ايراني بسازد دليل نمي شود كه به او دروغ بگويد يا خودش را به آن راه بزند.آيا اين نيست كه همه چيز ميان مفهومي از واقعيت وتوهم دست و پا مي زند؟


محمود صباحي كارشناس علوم سياسي و كارگرداني تاتر در زمينه ياس اجتماعي در سينماي ايران معتقد است كه سينماي امروز در واكنش به آنچه كه در اجتماع وجود دارد معكوس و متناقض عمل مي كند.و به هيچ وجه واقعيت را آنطور كه هست نشان نمي دهد.سيساست گذاري ها ي سينماي ما تلاش ميكنند كه با تزريق يك نوع اميدهاي واهي و كاذب ياس اجتماعي حاكم بر جامعه را جبران كنند.سينماي ايران عمدتا نه قادر به بازنمايي اين مقوله است و نه اجازه چنين كارهايي را دارد. حتي اگر جامعه را به شكلي كه به واقع هست نشان دهند مي بايست در انتها به نقطه هاي روشن و پايان هاي خوش برسند. و ديگر اينكه ما اصولا توانايي فكري و معنوي اين بازنمايي را نداريم .گفتمان موجود درحوزه سينما و جرياني كه قرار است از دل مديريت اجتماعي يعني دولت هدايت و سرمايه گذاري شود تاكيد بر آن دارد كه بايد از فيلم هايي حمايت شود كه در آنها فضاي ياس و نا اميدي نباشد.اگر سينماي ما به مقوله ياس اجتماعي بپردازد دروغين و غير واقعي خواهد بود.زيرا در نهايت با ديدي مثبت آنر تمام مي كند. چون اگر چنين نباشد مطلقا اجازه اكران نمي گيرد.امكان ندارد يك فيلم ايراني با پايان خوشي تمام نشود.چون اگر اينگونه نباشد به عنوان "سياه نمايي"توقيف مي شود.به عنوان مثال با سينماي عباس كيارستمي مخالفت مي شود چون از آن تعبير سياه نمايي مي شود.و آنكه جامعه اي كه كيارستمي نشان ميدهد به واقع آنقدر هم سياه نيست در صورتي كه جامعه ما بيش از اينها سياه است. با توجه به ياسي كه در جامعه ما جاري است هيچ چشم انداز روشني وجودندارد و همه چيز رو به تباهي مي رود.صباحي در پاسخ به اين كه آيا سينما راه حلي براي ياس اجتماعي حاكم بر جامعه مي دهد معتقد است چنين چيزي امكان ندارد. در سينما ي امروز هيچ متفكر و جامعه شناسي نيست كه راه كاري مفيد و منطقي براي اين مسئله ارائه دهد . راهكار هايي كه در فيلم هاي ايراني ارائه مي شود بدون دريافت هاي عميق جامعه شناسي از جامعه ايران و كاملا مبتني بر يكسري رفتارها و تصورات واكنشي نسبت به برخي مسايل است.به نظر من سينما حق راه كار دادن ندارد.سينما تنها مي بايست زواياي تاريك و آنچه در حال كنش است را به واقع نشان دهد.اما سينماي ايران داراي چنين قابليت هايي نيست و اگر هم اقدامي در اين زمينه صورت گيرد در همان لايه هاي سطحي باقي مي ماند.سينماي امروز ايران رو به يك نوع معنويت گرايي كاملا منحط و نوعي تصوف گرايي سياسي و كشاندن اذهان به نوعي توجيه شرايط ياس آلود آورده است.

وآيا اين تنها به اين معني نيست كه سينما تنها را هكارش به مخاطب براي فرار كردن از ياس پناه بردن به معنويت و عرفان است؟ چيزي در حكم يك آرامبخش يا افيون براي دقايقي چند در سالن سينما .








مطالب مرتبط :
همکاران شماره 54
مصاحبه اي جذاب با استاد حميد كاظمي هنرمند و پژوهشگر
لزوم توجه به مبلمان شهری
بررسی عوامل بزه دیدگی در خانواده
خليج عربي يا توطئه غربي
هیئت تحریریه






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷
موضوع مرتبط :مطالب
تعداد بازدید :630
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


عضویت در فصل نو:
به خانواده انجمن نواندیشان علوم اجتماعی فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه:
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .
نام و نام خانوادگی:

موبایل:

ایمیل: