شنبه، ۲ آبان ۱۳۸۸ - سال چهارم - شماره 53 - 14صفحه
جامعه و مُد
شنبه، ۲۵ شهریور ۱۳۸۵
شعار ديالوگ در جامعه منولوگ
[ خسرو كلانتري ]

سي‏ام شهريور، برابر با 21 سپتامبر روز گفتگوي تمدنها نام گرفته است. مانند تمام نام‏گذاريهاي متداول اين روز و مناسبت آن نيز قابل بررسي است.
اما در اين يادداشت به قدر توان به بررسي لغوي مفهوم فوق و جايگاه آن در فرهنگ كشورمان خواهيم پرداخت:
گفتگو معادل ديالوگ شناخته مي‏شود.
ديالوگ Dialog(ue) فرانسوي و از ريشة يوناني است. به معني گفتگو، سخناني كه ميان شخصيت‏هاي يك نمايش‏نامه رد و بدل مي‏شود. هر اثر ادبي را نيز كه به صورت گفتگوي بين دو نفر يا بيشتر باشد ديالوگ گويند. (فر هنگ دهخدا)
در فارسي نيز گفتگو، كلمه‏اي تركيبي است كه از گفت‏+گو تشكيل شده كه گفت به معني كلام، گفتار و قول و گو: فعل امر از گفتن به معني بگو (فرهنگ دهخدا)
گفتگو كردن: هنگامه كردن، بحث، مجادله و مشاجره (دهخدا)
در كشتنم ملاحظه از هيچكس مكن من كيستم كه بر سر من گفت‏وگو كنند
به نظر مي‏‎رسد در ادبيات فارسي گفت‏وگو برخلاف معني ظاهري آن به معني رجزخواني براي دشمن است. گفت‏وگو در چارچوب مشاجره و مجادله است و هميشه درپايگاه مساوي طبقاتي مفهوم پيدا كرده است.
در واقع گفت‏وگو اينگونه معني مي‏شود كه در يك مباحثه دوجانبه بين دو يا چند نفر داوري به مباحثه‏كنندگان اعلام كند كه اولي گفت و حالا تو بگو.
گفتگو يك فرآيند دو يا چند جانبه است و نقطه مقابل، سخنراني و سخنگويي است. در فرهنگ لاتين نيز monolog نقطه مقابل Dialog است.
گفتگو در زبان فارسي اكثراً همراه با جدال بوده است. قالباً در فرهنگ ما گفتگو در ميدان كارزار و در نبرد بوده است يعني در جايي كه هر دو طرف از قدرتي مساوي و جايگاهي مساوي برخوردارند در اين محيط كه هر دو طرف محكوم به شنيدن سخن هم بوده‏اند گفتگو سامان يافته است و كمتر جايي گفتگو را در محيطي آزاد و با اختيار مشاهده مي‏كنيد.
بخنـديـد رستـم از آن گفتگـوي بر افروخت از باده رخسار اوي
شود روي هامون پر از گفتگوي دو لشگر به روي اندر آرند روي
در لغت‏نامه دهخدا معادل گفت‏وگوي را «هنگامه، پرخاش، مشاجره، بحث و جنجال» آورده‏‏اند.
بشد سير ضحاك از آن جستجوي شد از كار گيتي پر از گفت‏وگوي
در فرهنگ كهن ما هم دلي از هم زباني خوشتر است.
و در برخي موارد سخن گفتن زيان‏آور تلقي مي‏شود.
ا اي زبان تـو بـس زيانـي مرمرا تا تو گويايي چه گويم من تو را
ي زبان هم آتشي و هم خرمني تا به كي آتش در اين خرمن زني
اما در فرهنگ غرب ديالوگ به معني گفتگوي دو تايي يا دوجانبه است. پس مشاهده مي‏‎شود اولين تفاوتهاي ماهوي در واژگان و معناي متبادر شده از آن است.
در جوامعي از نوع جوامع سنتي، مونولوگ يا تكصدايي جايگاه اصلي را دارد. قرنهاست تكصدايي فرهنگ غالب اين جوامع است. سلطه فرهنگ پدرسالارانه و نگاه از بالا توسط رئيس قبيله و طايفه، پدر، حاكم و ... جايگاهي براي گفتگوي متقابل باقي نگذاشته است در اين جوامع تكصدايي غالب بر جامعه به صورت يك جانبه تعيين‏كننده كليه مناسبتهاي اجتماعي است.
در جوامع سنتي باورهاي ذهني از دوران كودكي به صورت تك صدايي شكل مي‏گيرد. در اين جوامع در كودكي مي‏آموزند كه فقط صداي پدر و بزرگتر را بشنويد، سپس تنها صداي معلم، تنها صداي رئيس، تنها صداي حاكم و تنها صداست كه ميماند، در اين جوامع همه مي‏آموزند كه فقط كوش دهند «تو را دو گوش داده‏اند و يك زبان يعني دو بشنوي و يك بگويي»
در ادبيات كهن ايران زمين بسيار سفارش شده است كه سكوت كنيد. حرف نزنيد، خموش باشيد، راز را نهان كنيد، رازدل با كس نگوييد. (دردم نهفته به زطبيان مدعي)
در فرهنگ نمايشي ايران زمين نيز تعزيه‏خواني، پرده‏خواني، نقالي به عنوان هنرهاي نمايشي مطرح بوده كه تماماً تك خواني و تك صدايي است. اما در فرهنگ غرب تأتر به عنوان پايگاه ديالوگ و دو صدايي يا چند صدايي مطرح بوده است.
در فرهنگ موسيقيائي ما تك صدايي و خواننده واحد و تك نوازي جايگاه ويژه دارد.
اما در فرهنگ غرب اپرا، چند صدايي و گروه كُر جايگاه ويژه دارد در يك اركستر سمفوني دهها ساز با يكديگر به گفتگو مي‏پردازند.
در فرهنگ سنتي هر گاه شخصي به ديگري بگويد بيا با هم كَپ بزنيم يعني بيا تا تو را نصيحت كنم. به طور كل نصيحت، پند و اندرز و موعظه در فرهنگ سنتي ما جايگاه ويژه‏اي دارد و اين همه ريشه در سلطه فرهنگ مونولوگ دارد.
فرهنگ آموزشي ما از قرنها پيش تكصدايي بوده شاگرد فقط مستمع بوده و از مقاطع ابتدايي تا عالي‏ترين درجات شاگرد تنها شنونده بوده و استاد گوينده. البته در بعضي از حوزه‏ها استثنا نيز به چشم خورده است.
آثار نفوذ فرهنگ تك صدايي در تمام شئون رفتار اجتماعي مردم قابل مشاهده است كه بررسي تحليلي آن نياز به مجالي بيشتر دارد.
در جوامع سنتي گفتگو از نوع ديالوگ مفهوم روشني ندارد خصوصاً در سطوح نابرابر اجتماعي.
لذا تعريف گفتگو در جوامع سنتي نياز به بازمهندسي دارد و بايد چارچوب كلي آن در ذهن و روح مردم طراحي و تدوين شود.
از اين‏رو به نظر مي‏رسد قبل از مطرح كردن گفتگوي تمدنها به طور جدي موضوع گفتگوي داخلي در سطح نهاد خانواده تا بالاترين سطح بايد مورد بررسي قرار گيرد و مردم بايد در تمام سطوح، فرهنگ گفتگوي متقابل به معني ديالوگ (با رعايت حق مساوي، قانوني و اجتماعي براي تمام افراد جامعه) را در وجود خود نهادينه نمايند تا مفهوم گفتگو را بتوان در سطح بين تمدني پي‏گيري نمود.

مطالب مرتبط :
همکاران شماره 53
سوراخ سوراخ كردن گوش به چه قيمتی؟
شلوار جین آبی چگونه در بازار مد جاي گرفت ؟
نحوه ورود مد به ایران
مد و حضورش در ایران
هیئت تحریریه






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۵ شهریور ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :مطالب
تعداد بازدید :372
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


عضویت در فصل نو:
به خانواده انجمن نواندیشان علوم اجتماعی فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه:
جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .
نام و نام خانوادگی:

موبایل:

ایمیل: