کارکردهای یک مکان: برج مخابراتی در نقش یک نماد
زيبا مغربي
ساختن یک نماد برای یک شهراتفاق جدیدی محسوب نمی شود، نمادهای شهر ها یا به عبارت دیگر کشور های دیگر جهان رابه راحتی می توان به خاطر آورد.
برج ایفل نماد پاریس، مجسمه آزادی نمادایالات متحده آمریکا و اگر به کشور های همجوار نگاهی بیندازیم، برج العرب را بهعنوان نمادی از امارات متحده عربی به خاطر می آوریم. شاید یکی از نقاط مشترک ایننمادها ارتفاعشان باشد. علاقه انسان مدرن به ارتفاع علاقه ای تازه به شمار می رفت،علاقه انسانی جدید و مقتدر که به او اجازه داد تا با کمک علم خویش، بر طبیعت فایقآید و جاه طلبانه پرواز را تجربه کند ویا بر فراز آسمان خراش هایی بایستد که تاکنون هیچ بشری آن را تجربه نکرده بود. شاید از همین رو بتوان شهر نیویورک را تجلی ونمود واقعی شهر مدرن دانست شهری که رشد و گسترش در راستای ارتفاعبود.
معماری مدرن در غرب تبلوری از شکل گرفتن انسانی جدید و جامعه
برج ایفل نماد پاریس، مجسمه آزادی نمادایالات متحده آمریکا و اگر به کشور های همجوار نگاهی بیندازیم، برج العرب را بهعنوان نمادی از امارات متحده عربی به خاطر می آوریم. شاید یکی از نقاط مشترک ایننمادها ارتفاعشان باشد. علاقه انسان مدرن به ارتفاع علاقه ای تازه به شمار می رفت،علاقه انسانی جدید و مقتدر که به او اجازه داد تا با کمک علم خویش، بر طبیعت فایقآید و جاه طلبانه پرواز را تجربه کند ویا بر فراز آسمان خراش هایی بایستد که تاکنون هیچ بشری آن را تجربه نکرده بود. شاید از همین رو بتوان شهر نیویورک را تجلی ونمود واقعی شهر مدرن دانست شهری که رشد و گسترش در راستای ارتفاعبود.
معماری مدرن در غرب تبلوری از شکل گرفتن انسانی جدید و جامعه
مدنی جدیدی بود که باانقلاب های دموکراتیک پا به عرصه وجود گذاشته بود واز هماهنگی میان فرم و محتوا خبرمی داد. برج ایفل که در سال 1889 با ارتفاع 300 متر ساخته شد در حقیقت نماد منطقیفرایند معماری مدرن محسوب می شد، ثمره ناگزیر ومنطقی شرایط اجتماعی و فنی زندگیجدید.
تهران، که در حقیقت قریه ای بود در نزدیکی شهر ری، در دوران قاجار بهعنوان مرکز ایران شناخته شد و حیات مدرن خویش را به دستور رضاخان آغاز کرد.در دورهپهلوی اول ساختار های شهری ونظام بوروکراسی اداری ونهادهای دولتی پدیدار گشتند وشهر های سنتی هم با برچیدن برج وبارو ها، احداث میادین وساختمان های جدید حکومتیوخیابان کشی ها در این دگرگونی ها سهیم شدند ولیکن این تغییرات نتوانستند باعثدگرگونی بنیادی در نظام کالبدی- ساختاری شهری کشور شوند زیرا نقش وعملکرد شهر هانسبت به دوره قبل تغییری نکرده بود وهمچنان بر نظام زمین داری استوار بود. لذاتغییرات انجام گرفته عمدتا شکلی بود چون نه از نقش نوین شهری برخوردار بود ونه ازضرورت های الزامات شهرنشینی جدید ناشی شده بود.
رویدادها ی دهه بیست شمسی،حضور متفقین در کشور،جنبش عظیم ملی شدن نفت که نهایتا با کودتای 28مرداد1332 متوقف شد اولین پایه های واقعی در دگرگونی شهری را پدید آوردند و باسیاست اصلاحات ارضی در زمان پهلوی دوم که بارزترین نمونه مدرنیزاسیون دولتی محسوبمی شد، سیل مهاجرت های روستاییان به شهر ها به یکباره ساختار وعملکرد شهری را عمیقادگرگون کرد و جریانی که تا پیش از این به کندی حرکت می کرد به ناگاه شتاب گرفت وبدین ترتیب از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه شمسی وپس از ظهور نتایج اصلاحاتارضی آشوب و اغتشاش شهری خود را به معرض تماشا گذارد وموجب شد تا میان مردم و ایننوع از مدرنیزاسون دولتی فاصله زیادی ایجاد شود. مردم براین باور بودند که این شکلاز نوسازی بهبودی در زندگانی آنها ایجاد نخواهد کرد.
در دی ماه سال 1350 درغرب تهران برجی به نام« برج شهیاد» به بهره برداری رسید، و برخی از صاحب نظران آنرا برگرفته از کوه البرز وقله دماوند، مرتفع ترین نقطه ایران می دانستند. در روزافتتاح این برج شاه به همراه همسرش در میدان شهیاد حضور یافتند وبرای نخستین بار ازمنشور کوروش در این مکان پرده برداری شد. این برج که سعی داشت میان تاریخ باستان ودنیای توسعه یافته وصنعتی که شاه وعده آن را می داد پیوندی برقرار سازد با پیروزیانقلاب اسلامی مجالی برای ارزیابی نیافت و برج شهیاد به دلیل حضور بی سابقه مردم دربازگشت امام از پاریس به برج آزادی تغییر نام داد. برجی که تا امروز به عنوان نمادشهر تهران به حساب می آید.
در جامعه ای که بسیاری از اندیشمندان و جامعه شناسان از بحران وآنومی اش سخن می گویند، در جامعه ای که شکاف میان سنت ومدرنیته تنها یکی از گسستهای آن به شمار می رود و تناقض وچند پارگی در همه شئون آن به چشم می خورد و هویتهمچون گوهریست نایاب که در دل این دریای پر آشوب به قعر رفته است، چرا سخن از یکنماد جدید شهری به میان می آید؟چه ضرورتی باعث می شود تا مسوولان شهری نماد جدیدیرا برای تهران تعبیه کنند؟ این برج که هنوز تا بهره برداری از آن فاصله دارد بهنمایندگی از چه چیزی بر وسعت شهر سر برافراشته است.
یکی از ایراداتی که بهمدرنیته گرفته می شود این است که مدرنیته تنها می خواهد که به جلو برود و به پشت سرنگاه نمی کند و خلاء حافظه یکی از بزرگترین موانعی است که بر سر راه پیشرفت جوامعمدرن وجود دارد، در عین حال یکی از ایراداتی که به جامعه ایرانی گرفته می شود ایناست که بسیار کم حافظه است، با گذشته روبرو نمی شود و نه تنهااز آن درس نمی گیردبلکه باز آن را تکرار می کند و اکنون این جامعه سرگردان تر از هر زمان دیگری خستهاز گذشته و ناامید از آینده به آغوش فراموشی پناه برده است زیرا فراموشی عدم حضورگذشته در آینده و حال است واز همین رو در چنین جامعه ای در این آشفته بازار هرسوداگری اجازه می یابد تا کالای خویش راعرضه کند، تجربه ای که تاریخ ایران به کراتشاهد آن بوده است.
مدرنیزاسیون، یکی از همین کالاهایی است که با تاریخ بلندونه چندان پرافتخارش همچنان به این سرزمین وارد می شود. در واقع می توان گفتمناسبات شهری تهران امروز هنوز ادامه همان فرایندی است که رضا خان پایه گذاری کردهبود، فرایندی که با تمام تعارضات و تناقضاتش همچنان به رشد ناموزون خویش در طول وعرض و ارتفاع ادامه می دهد.
در میان تپه های کوی نصر ودر انبوه بزرگراه هابرجی مخابراتی با ارتفاع 437 متر نقش نماد جدید تهران را به عهده می گیرد، نمادی ازشهر تهران که مشابه اش را می توان در کشور های دیگر مشاهده کرد، نمادی که سعی داردتا نشانی باشد از قدرت فنی، مهندسی، ومدیریتی کشور یا به عبارت بهتر نمادی از آرزوهای بلند پروازانه و شبه مدرن صاحبان قدرت ، بی تناسب با ابعاد شهر ومردمانی که درارتفاعی اندک زیست می کنند.
تهران، که در حقیقت قریه ای بود در نزدیکی شهر ری، در دوران قاجار بهعنوان مرکز ایران شناخته شد و حیات مدرن خویش را به دستور رضاخان آغاز کرد.در دورهپهلوی اول ساختار های شهری ونظام بوروکراسی اداری ونهادهای دولتی پدیدار گشتند وشهر های سنتی هم با برچیدن برج وبارو ها، احداث میادین وساختمان های جدید حکومتیوخیابان کشی ها در این دگرگونی ها سهیم شدند ولیکن این تغییرات نتوانستند باعثدگرگونی بنیادی در نظام کالبدی- ساختاری شهری کشور شوند زیرا نقش وعملکرد شهر هانسبت به دوره قبل تغییری نکرده بود وهمچنان بر نظام زمین داری استوار بود. لذاتغییرات انجام گرفته عمدتا شکلی بود چون نه از نقش نوین شهری برخوردار بود ونه ازضرورت های الزامات شهرنشینی جدید ناشی شده بود.
رویدادها ی دهه بیست شمسی،حضور متفقین در کشور،جنبش عظیم ملی شدن نفت که نهایتا با کودتای 28مرداد1332 متوقف شد اولین پایه های واقعی در دگرگونی شهری را پدید آوردند و باسیاست اصلاحات ارضی در زمان پهلوی دوم که بارزترین نمونه مدرنیزاسیون دولتی محسوبمی شد، سیل مهاجرت های روستاییان به شهر ها به یکباره ساختار وعملکرد شهری را عمیقادگرگون کرد و جریانی که تا پیش از این به کندی حرکت می کرد به ناگاه شتاب گرفت وبدین ترتیب از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه شمسی وپس از ظهور نتایج اصلاحاتارضی آشوب و اغتشاش شهری خود را به معرض تماشا گذارد وموجب شد تا میان مردم و ایننوع از مدرنیزاسون دولتی فاصله زیادی ایجاد شود. مردم براین باور بودند که این شکلاز نوسازی بهبودی در زندگانی آنها ایجاد نخواهد کرد.
در دی ماه سال 1350 درغرب تهران برجی به نام« برج شهیاد» به بهره برداری رسید، و برخی از صاحب نظران آنرا برگرفته از کوه البرز وقله دماوند، مرتفع ترین نقطه ایران می دانستند. در روزافتتاح این برج شاه به همراه همسرش در میدان شهیاد حضور یافتند وبرای نخستین بار ازمنشور کوروش در این مکان پرده برداری شد. این برج که سعی داشت میان تاریخ باستان ودنیای توسعه یافته وصنعتی که شاه وعده آن را می داد پیوندی برقرار سازد با پیروزیانقلاب اسلامی مجالی برای ارزیابی نیافت و برج شهیاد به دلیل حضور بی سابقه مردم دربازگشت امام از پاریس به برج آزادی تغییر نام داد. برجی که تا امروز به عنوان نمادشهر تهران به حساب می آید.
در جامعه ای که بسیاری از اندیشمندان و جامعه شناسان از بحران وآنومی اش سخن می گویند، در جامعه ای که شکاف میان سنت ومدرنیته تنها یکی از گسستهای آن به شمار می رود و تناقض وچند پارگی در همه شئون آن به چشم می خورد و هویتهمچون گوهریست نایاب که در دل این دریای پر آشوب به قعر رفته است، چرا سخن از یکنماد جدید شهری به میان می آید؟چه ضرورتی باعث می شود تا مسوولان شهری نماد جدیدیرا برای تهران تعبیه کنند؟ این برج که هنوز تا بهره برداری از آن فاصله دارد بهنمایندگی از چه چیزی بر وسعت شهر سر برافراشته است.
یکی از ایراداتی که بهمدرنیته گرفته می شود این است که مدرنیته تنها می خواهد که به جلو برود و به پشت سرنگاه نمی کند و خلاء حافظه یکی از بزرگترین موانعی است که بر سر راه پیشرفت جوامعمدرن وجود دارد، در عین حال یکی از ایراداتی که به جامعه ایرانی گرفته می شود ایناست که بسیار کم حافظه است، با گذشته روبرو نمی شود و نه تنهااز آن درس نمی گیردبلکه باز آن را تکرار می کند و اکنون این جامعه سرگردان تر از هر زمان دیگری خستهاز گذشته و ناامید از آینده به آغوش فراموشی پناه برده است زیرا فراموشی عدم حضورگذشته در آینده و حال است واز همین رو در چنین جامعه ای در این آشفته بازار هرسوداگری اجازه می یابد تا کالای خویش راعرضه کند، تجربه ای که تاریخ ایران به کراتشاهد آن بوده است.
مدرنیزاسیون، یکی از همین کالاهایی است که با تاریخ بلندونه چندان پرافتخارش همچنان به این سرزمین وارد می شود. در واقع می توان گفتمناسبات شهری تهران امروز هنوز ادامه همان فرایندی است که رضا خان پایه گذاری کردهبود، فرایندی که با تمام تعارضات و تناقضاتش همچنان به رشد ناموزون خویش در طول وعرض و ارتفاع ادامه می دهد.
در میان تپه های کوی نصر ودر انبوه بزرگراه هابرجی مخابراتی با ارتفاع 437 متر نقش نماد جدید تهران را به عهده می گیرد، نمادی ازشهر تهران که مشابه اش را می توان در کشور های دیگر مشاهده کرد، نمادی که سعی داردتا نشانی باشد از قدرت فنی، مهندسی، ومدیریتی کشور یا به عبارت بهتر نمادی از آرزوهای بلند پروازانه و شبه مدرن صاحبان قدرت ، بی تناسب با ابعاد شهر ومردمانی که درارتفاعی اندک زیست می کنند.
منبع : سايت دكتر ناصر فكوهي

