یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
تاثير محيطي شهرها
[ مرسده آزاده ]
پيتر نيومن
مترجم : مرسده آزاده
Mercede.azadeh@gmail.com

پيتر نيومن (Peter Newman) استاد سياست شهري و سرپرست موسسه ي سياست فن آوري و استراتژي پايدار (Institude for Sustainability and Technology Policy) در دانشگاه مورداک استراليا است . او در چند سال گذشته با دولت ايالتي نيوسوث ويلز و استرالياي غربي بر روي تداوم پذيري و کاربرد آن براي شهرها ، دولت ها و مناطق کارکرده است . نيومن استراتژي پايدار دولت استرالياي غربي را نوشته که در نوع خود اولين استراتژي در سطح دولتي در جهان بوده است . علايق پژوهشي او شامل گردآوري اطلاعات درباره ي شهرهاي جهاني و چگونگي دست يابي به استراتژي پايدار در آن شهرها  مي شود . پيتر نيومن کتاب خود را تحت عنوان " استراتژي پايدار و شهرها : غلبه ي وابستگي ماشيني " در سال 1999 منتشر کرد .

در سال 2006 مقاله اي از نيومن با عنوان " تاثير محيطي شهرها " در مجله ي "شهرنشيني و محيط " منتشر شد که به بخش هايي از آن اشاره خواهد شد :

« رشد اجتناب ناپذير شهرها ما را به اين فکر مي اندازد که بي شک تاثير محيطي آن وخيم تر خواهد شد . رشد سريع و مداوم شهرها بر پرسش هاي مکرر ما مي افزايد .  آيا شهرها آنقدر بزرگ مي شوند که تاثيرات منفي شان بر فرصت هايي که ايجاد مي کنند ، غلبه کند ؟ آيا شهرنشيني زمين را از بين مي برد يا حفظ مي کند ؟ چگونه رشد جمعيت در شهر را بسنجيم ؟ آيا مفهوم استراتژي پايدارمي تواند درک بهتري از تاثير محيطي شهر بر موقعيت محلي و موقعيت جهاني آن فراهم کند ؟ آيا آينده اي براي شهرها وجود دارد؟ »

نيومن در اين مقاله به سه رويکرد تاثير جمعيتي ، تاثير بوم شناختي و ارزيابي مداوم براي فهم تاثير محيطي شهرها اشاره مي کند و ضمن توضيح هرکدام از سه رويکرد نکات مثبت و منفي شان را نيز يادآوري مي نمايد.

- تاثير جمعيتي

« آيا مشکلات اجتماعي در شهرها - به ويژه در محيط هاي شهري با تراکم بيشتر جمعيت - تشديد مي شوند؟

جاذبه ي اوج گيرنده ي شهرها آبستن فرصت هايي است که توسط شبکه هاي مردمي ايجاد مي شود ... مطالعه ي روابط ميان تراکم جمعيت و مشکلات سلامتي و اجتماعي هرگز دال بررابطه ي منفي واضحي نبوده است ، اگرچه تاريخ شهرسازي در سنت آنگلو ساکسون بر مبناي اين فرض است که چنين رابطه اي وجود دارد. از طرف ديگر محققين اجتماعي مانند فريدمن(Freedman) و بلدسر(Baldassare) نشان داده اند که تراکم [جمعيت] تنها متغير اصلي در ايجاد مشکلات اجتماعي نيست ، اما هرگونه تجربه ي انساني از مشکلات اجتماعي را تشديد مي کند .

انسان ها با محيط هاي شهري انطباق مي يابند و اگر به آنها فرصت داده شود به سرعت سيستم هاي حمايت اجتماعي مي سازند . با وجود اين ترکيب فقر و تراکم بالا بدون نظام حمايت اجتماعي بي مشکل نيست . مناسب ترين اندازه ي جمعيت شهرها براي رسيدن به اهداف اجتماعي متفاوت هنوز مشخص نشده است . برترين شهرهاي قلب اقتصاد جهاني – لندن ، پاريس ، توکيو و نيويورک –  به رغم داشتن تراکم جمعيت همچنان براي ساکنين و بازديدکنندگان شان خوشايندند.»

به نظر نويسنده ي مقاله الگوي تاتير جمعيتي به شناختن شهرها کمکي نمي کند و بايد راه هاي تعميم پذيري را به کار گرفت . تاثير جمعيتي زمانيکه به عنوان وظيفه ي اصلي سياست شهري ( برنامه ي ضد جمعيت )به کار مي رود مفهوم بسيار سستي است . در سطح جهاني الگوي تاثير جمعيتي دلايلي دارد که آن را به را حتي نمي توان براي شهرها به کار گرفت . ابتدا بايد مطمئن شويم شهرها براي حل مشکلات به وجود آمده اند و نه تحکيم آن ها . مشکلات محيطي  شهر در موقعيت منطقه اي و جهاني آن واقعي هستند و خود شهرها به شکل قابل توجهي در آن سهيم اند . بنابراين توقف رشد جمعيت نه تنها مشکلي را بر طرف نمي کند که با انحراف از نيازها به سمت تغيير چگونگي زندگي مردم در شهرها مشکلات را وخيم تر نيز مي کند .

- تاثير بوم شناختي

تحليل هاي پيچيده تر تاثير شهرها به صورت روش شناسي اي که اثر بوم شناختي يک شهر را مي تواند محاسبه کند توسط ريس (Rees) شکل گرفته است . اين تاثير بر مبناي درکي بوم شناختي قرار گرفته است . چگونه يک شهرخوراک ، آب ، انرژِي و زمين را از حوزه ي طبيعي مي گيرد و براي مستحيل کردن ضايعاتش به فعاليت هاي اکوسيستم نياز دارد .  منبع کلي مصرف يک شهر متناسب با جمعيت در نظر گرفته شده است ، و برآورد اين تناسب  امکان مقايسه ي آن را با برآورد همين تناسب در ساير شهرها مي دهد. اين مقايسه ها براي به دست آوردن درکي از اين مسئله مفيدند که يک شهر تا چه حد بايد تلاش کند تا بتواند تاثير کامل بوم شناختي خود را هم در موقعيت محلي و هم درموقعيت جهاني کاهش دهد . زيرا الگوي تاثير بوم شناختي به عنوان عاملي نمادين براي نمايش مشکل مصرف منبع به کار مي رود .

« تحليل اثر بوم شناختي مشکل نظام هاي شهري و تاثيرات محيطي آن ها را که بر پايه ي مصرف منبع است برجسته مي کند . اين الگو يک مفهوم مهم است . اگرچه پاسخ هاي سطوح سياسي را توصيه نمي کند و چنانچه زياد مورد استفاده قرار گيرد باخطر بي اعتبار شدن مواجه مي شود . سياست بيشتر به کارکرد ايجابي شهرها مي پردازد تا به توقف کارکرد سلبي آن ها . مگر اينکه سياست هايي وجود داشته باشد که بتواند به شهرها کمک کند اثر بوم شناختي شان را کاهش دهند و بعد اين آگاهي به راحتي مي تواند همانند الگوي تاثير جمعيتي وسيله اي درجهت ضد شهرگرايي شود. با وجود اينکه اين الگو به نيازها توجه مي کند تا مسئله ي مصرف بيش از حد منابع را حل کند ، در مسيري پيش نمي رود که به فرصت هاي ايجاد شده توسط رشد شهرها ضربه بزند. اين امر به روند ارزيابي مثبت تري نسبت به شهر نياز دارد. »

- ارزيابي مداوم

«هدف ارزيابي مدوام اين است که به طورهمزمان به مسائل محيطي ، اقتصادي و اجتماعي رسيدگي کند و بازده سود خالص در هر بخش را با حداقل مبادله بدست آورد. ارزيابي مداوم به توسعه ي شهري اين امکان را مي دهد که بر اساس طيفي از معيارها سنجيده شود که به همه ي موضوعات تاثيرگذار مي پردازد ، بي آن که به گونه اي ذاتي ضد مردم و ضد شهرباشد .  اين الگو وسيله اي براي نزديک کردن هماهنگ موضوعات انساني و محيطي است و برنامه ي کارعملي تري از دو الگوي قبلي دارد . اين الگو بر پايه ي نيازها رشد کرد تا نگراني ميان بوم شناسان را که بخش اعظم پيشرفت را اساسا منفي مي ديدند و نگراني کساني را که براي عدالت اجتماعي فعاليت مي کردند ( به خصوص در کشورهايي با درآمد پايين و متوسط) و پيشرفت را براي تامين نيازهاي انساني حياتي تلقي مي کردند برطرف کند .»  نيومن استراتژي پايدار را اين چنين تعريف کرده است : « ... کاهش دادن اثر بوم شناختي ( انرژي، آب، ضايعات ) در حاليکه به طور همزمان در چارچوب محدوديت هاي امکانات شهري کيفيت زندگي ( سلامتي ، سکونت ، اشتغال، ارتباط و...) افزايش مي يابد» . بدين ترتيب رويکرد توسعه ي پايدار يک نوع جديد توسعه است که به نسل هاي امروز و آينده امکان بهره مندي محيطي ، اجتماعي و اقتصادي را مي دهد . اين الگو در سطح ملي رهيافت واضح تري دارد .

مشکل الگوي تاثير جمعيتي و رويکرد تاثيربوم شناختي اين نيست که آن ها محيط را امري مهم در نظر نمي گيرند که مشکل آن ها در نظر نگرفتن عامل انساني مثبت است .

« هر سياستي که بر مبناي الگوي تاثير جمعيت باشد هدف اصلي اش کاهش جمعيت جهان است . بيشتر مردم از چنين سياستي آشکارا حمايت نمي کنند ، با وجود اين که تصور فزوني جمعيت مي تواند توسط روحيه ي بيگانه هراسي براي تحريک نژادپرستي و حتي نژاد کشي مورد سوء استفاده قرارگيرد. اين ماجرا در شهرهايي که سياست هاي ضد جمعيتي به راحتي در آن سازمان دهي شده واضح تر است . سياست هايي که سرمايه گذاري را کنار مي زنند و از نظر اجتماعي عقب مانده مي شوند . يک چشم انداز ضد جمعيتي به جاي اين که به تاثير محيطي شهرها کمک کند از طريق سياست هاي شهري نامناسب به محيط آسيب مي رساند.

با رويکرد تاثير بوم شناختي ، شرايط از نظر فهم تاثيرات جهاني بهتر است اما از نظر حمايت از سياست هاي مثبت شهرها ضعيف عمل مي کند . سياست هايي که به شهرها توان حل مشکلات شان را در موقعيت منطقه اي و جهاني مي دهد .

رويکرد به شهرها بر مبناي ارزيابي مداوم ، تاثير محيطي را به طور جدي در نظر مي گيرد و به آن به عنوان جريان اصلي مي نگرد در حاليکه به شکل همزمان از ارزش رشد اقتصادي و اجتماعي حمايت مي کند . بر اين اساس ابعاد مثبت شهرها به تدريج مي تواند به يک رويکرد سود خالص تبديل شود، رويکردي که در آن ارزش پايدار رشد محيطي ، پيشرفت اجتماعي و بهبود اقتصادي مي توانند به عنوان ميراثي در نظر گرفته شوند که اکنون شهر ها را به آينده شان متصل مي کند .

 
منبع :
 
http://eau.sagepub.com/cgi/content/abstract/18/2/275
مطالب مرتبط :
شهري متكي به دولت
برج مخابراتی در نقش یک نماد
تهران، شهر بدون شهروند
شهر پست مدرن
پيدايش شهرنشيني در جهان
مرسده آزاده






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
موضوع مرتبط :
تعداد بازدید :172
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)