یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
[ محمد الياس قنبري؛ كارشناس ارشد مطالعات فرهنگي ]
مي توان كنشگران را بر حسب فعاليت سياسي به سه دسته : كنشگران حرفه اي سياست، كنشگران آماتور سياست و بي خبران و منفعلان عرصه سياست تقسيم بندي نمود. كنشگران حرفه اي سياست، در واقع بازيگراني هستند كه شغل و حرفه آنها سياست ورزي است و همواره در وسط ميادين سياسي در حال عرض اندام هستند. كنشگران آماتور را مي توان تماشاچياني دانست كه در كنار ميدان سياسي در حال نظاره و تشويق كنشگران حرفه اي هستند و دسته سوم نيز خارج از ميادين سياسي به زندگي روزمره خود مشغول اند.
دو گروه اول علاوه بر زندگي روزمره خود، نوعي حيات سياسي را نيز تجربه مي كنند اما نكته اي كه در اين ميان مي تواند جالب باشد رابطه ميان حيات سياسي و زندگي روزمره افراد است. اين يادداشت اين رابطه را در ميان حيات سياسي و زندگي روزمره كنشگران حرفه اي سياست دنبال نمي كند گرچه بررسي اين رابطه مطمئنآ مي تواند حاوي نكات بديعي باشد بلکه به بررسي اين رابطه در گروه دوم مي پردازد.
بسيار مي شنويم كه ايرانيان مردماني سياسي هستند. چندين خوانش مختلف مي توان از اين جمله داشت : يكي اينكه مردم ايران سيب زميني نيستند و نسبت به مسائل سياسي شاخك هايي حساس دارند و هرگز در اينگونه موارد بي تفاوت نمي مانند و ديگر اينكه مردم ايران مردماني سياست زده هستند و به همه مقولات از جمله سيب زميني رنگ و بويي سياسي مي دهند. هركدام از اين برداشت ها صورت مساله را متفاوت خواهد كرد اما با اندك تاملي در تاريخ معاصر حيات سياسي ايران و كنش هاي سياسي ايرانيان مي توان بر اين مطلب صحه گذاشت كه توده جامعه ما هيچ وقت نسبت به مسائل سياسي بي تفاوت نبوده است و اگر چيزي تغيير كرده است، شكل و فرم رويارويي با مسائل سياسي بوده است. حيات سياسي ايرانيان، گاه با رويكردي شديد و انقلابي همراه بوده است و گاه با انفعال و سكوت و غر زدن و البته انفعال و سكوت هم مي تواند نوعي كنش سياسي محسوب شود ولي در هنگام گفتن اين جمله كه ((مردم ايران مردماني سياسي هستند)) بايد دقت داشت كه بسياري از مردم شايد خيلي از مسائل سياسي را همراه با دقت و توجه به جزئيات پي گيري نكنند. در واقع مردم جامعه ما بيش از آنكه سياسي باشند، مردماني حساس و انتقادي هستند پس بهتر است به جاي اينكه مردم ايران را مردمي سياسي يا سياست زده بناميم آنها را مردماني بدانيم كه نسبت به مسائلي كه در سرنوشت شان دخالت دارد منفعلانه عمل نمي كنند.
حيات سياسي، پيوندي ناگسستني با زندگي روزمره دارد و اين پيوند با گسترش رسانه ها عميق تر نيز شده است. كافي است در يك مهماني خانوادگي مشغول خوردن چايي بعد از شام باشيم تا چراغ مباحث سياسي روز روشن شود. روزنامه ها، گرچه گاهي در نظافت هاي شب عيد كاربرد بيشتري مي يابند ولي به هر رو در هر خانه اي حضور دارند و تيترهاي ريز و درشت آنها خود را به چشم اعضاي خانواده تحميل مي كند. جوك هاي سياسي نيز از رونق فراواني برخوردارند و از همه مهم تر حضور تلويزيون در محيط خانه منبع بزرگي براي بازتوليد حيات سياسي در خانواده هاست. فرزندان دهه شصت، امروز، دانشجوياني هستند كه در محيط هاي دانشگاهي هرچه بيشتر با مسائل سياسي برخورد دارند و در هر خانواده و فاميلي چندين دانشجو وجود دارد كه باز مي تواند منبعي براي توليد حيات سياسي باشند و همچنين نبايد از پدران و مادراني غافل شد كه گرچه شايد امروز درگير كار و تامين معاش هستند ولي ديروز كنشگران فعال عرصه انقلاب بوده اند و بزرگترين رخدادهاي سياسي معاصر را رقم زده اند.
يكي از جلوه هاي حيات سياسي، پديده انتخابات است. جامعه اي كه در وضعيت انقلابي قرار دارد، اقتضاي كنش هاي انقلابي را فراهم مي كند ولي در جامعه اي كه در وضعيت تثبيت و توسعه است، اوج كنش هاي سياسي را مي توان در اتفاقي به نام انتخابات مشاهده كرد. به بيان واضح تر، انتخابات، اوج كنش سياسي در جامعه مبتني بر ثبات و توسعه است. مقوله اي مانند شركت در راه پيمايي 22 بهمن را شايد بتوان به مثابه نوعي كارناوال و جشن ملي تلقي نمود ولي شركت در انتخابات يك كنش سياسي صرف است. حال مي توان اين سوال را مطرح كرد كه چه چيز شهروندان يك جامعه را به پاي صندوق هاي راي مي كشاند؟ آيا مي توان تنها تبليغات را عامل اين حضور دانست؟ آيا اينكه مردم را موجوداتي بدانيم كه در برابر تبليغات منفعلانه عمل مي كنند تلقي درستي از كنش هاي انساني است؟ گرچه نمي توان از امر تبليغات كه شور و نشاطي براي اين حضور فراهم مي كند غفلت نمود اما نگارنده اين يادداشت بر آن است تا توجه را به مفهومي به نام ((سرمايه سياسي)) جلب كند. به واقع آنچه كه سرانجام مردم را در يك روز تعطيل به پاي صندوق هاي راي مي كشاند نه يك جشن و كارناوال است و نه يك فعاليت روزمره و نه ناشي از يك هيجان چند روزه توسط تبليغات بلكه اين مشاركت نتيجه همان بازتوليداتي است كه در زندگي روزمره به سرمايه شعور سياسي افراد افزوده شده است. براي درك بهتر اين مفهوم مي توان زندگي روزمره را به عنوان بانكي تصور نمود كه يكي از حساب هاي آن، حساب جاري شعور سياسي است. هرچقدر در طول زندگي روزمره در اين حساب، سرمايه گذاري شود در روز انتخابات اين سرمايه، خود را به نمايش خواهد گذاشت و از آن بهره برداري خواهد شد.
اگر خانواده را معيار تحليل خود قرار دهيم، با خانواده هايي نيز برخورد مي كنيم كه هيچ گونه كنش سياسي از خود بروز نمي دهند. با اين رويكرد، مي توان عدم كنش سياسي و انفعال آنها را در زندگي روزمره آنها رد گيري نمود. با بررسي زندگي روزمره اين خانواده ها مي توان دريافت كه عدم مشاركت آنها در حيات سياسي، غالبآ ناشي از سرمايه اندك آنها در شعور سياسي است. در اين خانواده ها كتاب و روزنامه و مباحث سياسي رواج ندارد و تلويزيون همواره مشغول به پخش رقص و آواز كانال پي ام سي ماهواره است و بعد از مهماني ها نيز بساط رقص و پايكوبي و مشروب خواري پهن است. به واقع اين خانواده ها در حساب جاري سياست خود در طول زندگي روزمره هيچ پس اندازي از سرمايه سياسي نداشته اند كه آن را در انتخابات بروز دهند. كودكان از بدو كودكي با مشاهده كنش هاي سياسي بزرگترها راه و رسم مشاركت و اهميت حيات سياسي را فرا مي گيرند. مسلمآ در خانواده هايي كه دچار فقز سرمايه سياسي هستند اين تربيت صورت نخواهد گرفت.
رويكرد اين يادداشت به دو سطح زندگي سياسي و زندگي روزمره است اما فارغ از حيات سياسي كه معطوف به تعيين سرنوشت و تصميمات كلان جامعه است و جداي از زندگي روزمره كه بيشتر معطوف به زندگي شخصي و خانوادگي افراد است نوعي حيات ديگر را نيز مي توان مشخص نمود كه مابين اين دو سطح از زندگي قرار دارد. اين سطح از زندگي را مي توان سطح زندگي اجتماعي و شهروندي دانست و به نظر مي رسد كه در جامعه ما اين سطح از زندگي كم رنگ ترين سطح زندگي است. زندگي اجتماعي را مي توان آن دسته از كنش هايي دانست كه افراد به عنوان شهروند از خود نشان مي دهند. اگر كنشگران آماتور سياسي در گوشه و كنار ميادين سياسي ايفاي نقش مي كنند ولي كنشگران اجتماعي در سطح زندگي اجتماعي خودشان بايد گلادياتورهاي ميدان باشند و در وسط ميدان مشغول كنش سياسي باشند. همچنين اين سطح از زندگي مربوط به زندگي روزمره و سبك زندگي و حوزه خصوصي زندگي افراد نيز نمي شود و كنشگر در آن به مثابه همسايه، هم محله، شهروند و خيرين اجتماعي ظاهر مي شود. شايد مردم جامعه ايران در عرصه حيات سياسي و حيات روزمره خود كنش گران فعالي باشند اما بي تفاوت نبودن نسبت به آداب زندگي مدني از جمله رعايت نظافت بهداشتي و صوتي، حفظ محيط زيست، آداب آپارتمان نشيني، توجه به فرودستان جامعه و وسواس به رعايت قوانين زندگي شهري چيز ديگري است كه به نظر مي رسد در جامعه ما نسبت به دو سطح ديگر زندگي كمتر مورد توجه واقع شده است. شايد بتوان اين طور تحليل كرد كه ما ايرانيان، زندگي اجتماعي را تنها به زندگي سياسي تقليل داده ايم و اينگونه مي انديشيم كه تنها با حضور در گوشه و كنار ميادين سياسي مي توانيم تمامي مشكلات خود را حل و فصل نماييم. تنها كنش دغدغه مندانه ما محدود مي شود به اينكه سالي يك بار در انتخابات شركت كنيم و حل همه مشكلات مان را از سياست مداران بخواهيم. گسترش و رواج فرهنگ آداب زندگي اجتماعي مانند حيات سياسي نياز به حساب بانكي و پس انداز سرمايه هاي خاص خود دارد. تلويزيون و ساير رسانه ها بايد هرچه بيشتر بر غناي سرمايه اجتماعي افراد و خانواده ها بيفزايندحال مي توان به نكته مهمي اشاره كرد كه همانا كم رنگ و بودن و مظلوم بودن حوزه فرهنگ در جامعه ماست كه امروزه دغدغه هاي همه مسئولين از جمله رهبري را مي توان در اين مورد مشاهده كرد. به واقع توجه به امر فرهنگي تنها مي تواند از دل توجه به امر اجتماعي برون آيد. تا زماني كه توجه ما معطوف به زندگي اجتماعي نباشد طبق معمول همه چيز به امري سياسي تقليل خواهد يافت. تا زماني كه زندگي اجتماعي ديده نشود امر فرهنگ نيز در محاق خواهد ماند و اين مطلب نيز شايد همان پروبلماتيك مطالعات فرهنگي در جامعه ماست. مطالعات فرهنگي در صدد به رسميت شناختن خويش است در حالي كه هنوز امر اجتماعي در جامعه ما نتوانسته است تعريفي از خود ارائه دهد و تنها چيزي كه در معادلات آكادميك و غير آكادميك ما به شكلي پر رنگ خود را به رخ مي كشد امر سياسي است.
 



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
دموکراسی چیست؟
آسیب شناسی اصلاحات درحوزه مدنی
نگاهي به يك وصيت نامه - به مناسبت 28 مرداد 1332
شعار ديالوگ در جامعه منولوگ
انتخابات ، مجلس هشتم ، آراء مردمي
محمد الیاس قنبری






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :دوشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۶
موضوع مرتبط :مطالب برگزیده, سیاست و تاریخ
تعداد بازدید :422
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)