یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
دوشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۶
هيولاي جنگ را بجنبان
[ مریم آقازاده ]

چند هفته به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است. رئیس جمهور به سوءاستفاده جنسی از دختری زیر سن قانونی در اتاق انتظار دفتر بیضی متهم می شود، و پس از آن کاندیدای رقیب در سخنرانی ها و شعارهای انتخاباتی خود دائما از جمله ”خدایا شکرت که دخترهای کوچک را آفریدی“ استفاده می کند. نظرسنجی های کاخ سفید حکایت از کاهش روز افزون محبوبیت رئیس جمهور دارد. باید به دنبال چاره ای بود.


دستیار رئیس جمهور وینیفرد آمس، مفسر و تئوریسین سیاسی به نام کنراد برن (رابرت دونیرو) را برای جلسه ای محرمانه درباره بحران کنونی به دفتری زیر کاخ سفید هدایت می کند. شعار برن آن است که ”برای تغییر داستان، نقش اول آن را عوض کن“. بنابراین او برای منحرف کردن رسانه ها از رسوایی جدید کاخ سفید، پیشنهاد سفر رئیس جمهور را به آسیا داده و از اعضای دفتر ریاست جمهوری می خواهد فعال کردن پیش از موعد بمب افکن بی3 را انکار کنند. مشاوران اعتراض می کنند که ”اصلا بمب افکن بی.3 در کار نیست“
و برن می گوید: ”عالیه. اصلا وجودش رو انکار کنید“
و در همان حال بحران مشکوکی با آلبانی را طرح می ریزد.
چرا آلبانی؟ بخاطر اینکه هیچ کس دقیقا نمی داند آلبانی کجاست و اهمیتی هم نمی دهد، و نمی توان اخباری از آن بدست آورد. مردم احتمالا هیچ آلبانیایی را نمی شناسند.
برن برای ایجاد حال و هوای جنگ در کشور به سراغ یکی از تهیه کنندگان هالیوودی به نام استنلی ماتس (داستین هافمن) می رود. ماتس همیشه مشکوک از برن می خواهد که ثابت کند واقعا از طرف کاخ سفید آمده و حرفش برش دارد.
برنامه تلویزیونی زنده ای از کنفرانس خبری سخنگوی کاخ سفید در حال پخش است. برن برای اثبات نقش خود حرف های سخنگو را کلمه به کلمه از طریق تلفن همراه به او دیکته کرده و سخنگو هم عینا آنها را در تلویزیون تکرار می کند.
در نتیجه ماتس با اشتیاق تلاش خود برای ایجاد یک هیاهوی رسانه ای آغاز می کند. در حینی که سخنگوی کاخ سفید اعلام می کند تروریست های آلبانیایی با ”بمب های چمدانی“ از کانادا به سمت جنوب در حال حرکت هستند، ماتس بر طراحی لوگویی برای استفاده از کانال های تلویزیونی نظارت می کند؛ او ویلی نلسون را استخدام می کند تا شعری بنویسد که سریعا تبدیل به سرود جنگ می شود، و گزارش های خبری کذبی درباره یک دهکده آلبانیایی جنگ زده و یک دختر بچه آلبانیایی (کریستین دانست) می سازد که با بچه گربه اش در حال فرار از دست متجاوزان است. (کریستین دانست یک بازیگر آمریکایی و بچه گربه هم پیش از آنکه بوسیله جلوه های ویژه خلق شود یک بسته اسنک است). اما قهرمان ماجرا کجاست؟
ماتس شعر ”کفش خوب قدیمی“ و سروان ویلیام شومان (1) (وودی هارلسون) را خلق می کند؛ یک سرباز آمریکایی که ظاهرا از دست تروریست های آلبانیایی نجات داده شده و در حال بازگشت به کشور است. در عین حال کفش تبدیل به یک نماد هم می شود: بچه مدرسه ای ها برای نشان دادن میهن پرستی خود هنگام بازی بیسبال کفش های کهنه خود را به وسط زمین بازی پرتاب می کنند.

سگ را بجنبان یک کمدی تاریک است که گرچه تقریبا یک دهه از ساخت آن می گذرد، اما گذشت زمان چیزی از ارزش فیلم کم نکرده است.
داستان فیلم به هیاهوی رسانه ای می پردازد که امروزه تقریبا به همراه هر بحران بین المللی رخ می دهد، و با بدبینی نسبت به تعزیه گردان ها و تصویر سازهای دنیای سیاست و رسانه می نگرد.
پس از انکه برن می فهمد رئیس جمهور به سوءرفتار جنسی متهم شده است، برنامه خود برای تغییر توجه جامعه آغاز می کند؛ رئیس جمهور باید برای مسافرت به چین برود و در نتیجه مجبور نیست به اتهامات وارده درباره سوءرفتار خود پاسخ بگوید. برن از گزارشگری می خواهد که در کنفرانس خبری بپرسد ”آیا سفر رئیس جمهور به چین روی برنامه فعال سازی بمب افکن های بی.3 تاثیر خواهد گذاشت؟ و اینکه آیا سفر ارتباطی به شایعات وجود تروریست های آلبانیایی دارد؟“ در نتیجه باقی خبرنگاران مسئله سوءرفتار را فراموش کرده به بمب افکن و تروریست های آلبانیایی می پردازند.
فقط لازم است داستان کوچکی درز کند و خبرنگاران کنجکاو آن را گسترش داده و باقی مسائل را نادیده می گیرند. هرچه باشد بمب افکن و تروریست ها مهم تر از سوءرفتار رئیس جمهور است.
همانطور که برن می گوید، صحت یا نادرستی اخبار و شایعات مهم نیست. رسانه ها به قابلیت خود در درست کردن اشتباهات با صدور یک اطلاعیه افتخار می کنند، اما تا وقتی که رسانه بخواهد اشتباه خود را تصحیح کند، خبر تاثیر خود را گذاشته و کار از کار گذشته است.

جالب اینجاست که یک ماه پس از آغاز نمایش فیلم ماجرای رسوایی کلینتون – لوینسکی پیش آمد. طی سالهای 98 و 99 که این رسوایی بر سیاست آمریکا حاکم بود، دولت سه عملیات نظامی را آغاز کرد؛ عملیات روباه صحرا یک عملیات بمباران سه روزه در عراق بود که همزمان با مطرح شدن مسئله احضار کلینتون به مجلس نمایندگان پیش آمد؛ سه روز پس از آنکه کلینتون در برنامه ای در تلویزیون ملی به داشتن رابطه ای نامناسب با لوینسکی اعتراف کرد عملیات برد نامحدود مطرح شد که به حملات موشکی به مراکز تروریستی در سودان و افغانستان مربوط می شد. عملیات 78 روزه نیروهای متحد که توسط ناتو علیه جمهوری یوگسلاوی اجرا شد چندین هفته پس از تبرئه کلینتون در محاکمه اش در سنا پیش آمد.

فیلمنامه فیلم را دیوید ممت، فیلمنامه نویس درخشان هالیوودی به کمک هیلاری هنکین بر اساس کتاب ”قهرمان آمریکایی“ اثر لری بینهارت نوشتند. داستین هافمن در نقش تهیه کننده هالیوودی یکی از بهترین بازیهای خود در سالهای اخیر را ارائه می دهد؛ فرد مغرور و خودبینی که ناراحت مورد تقدیر قرار نگرفتن تلاش های محرمانه اش است، اما این مسئله از مهارت و هوشمندی اش نمی کاهد. از سوی دیگر رابرت دو نیرو با چهره سرد و ناخوانای خود موجودی متعلق به سایه هاست، که به راحتی و با تخصصی حرفه ای دروغ می گوید و داستان می بافد، و برایش به دست گرفتن کنترل شرایط و آغاز شایعه ای نادرست آسان است.

در بخشی از فیلم رابرت دو نیرو می پرسد: ”چرا سگ دمش را می جنباند؟ چون سگ باهوش تر از دم است. اگر دم باهوش تر بود، آنوقت دم سگ را می جنباند“. در دنیای برن دم باهوش تر از سگ است و در نتیجه سگ را می جنباند، و از ما هم دعوت می شود که سگ باشیم!

مشخصات فيلم :
کارگردان: بری لوینسون
بازیگران: رابرت دو نیرو. داستین هافمن. وودی هارلسون.کریستین دانست
فیلمنامه: دیوید ممت. هیلاری هنکین


1. شباهت بین کلمه کفش (شو) و اسم شومان




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
تاریخ مجهول آمریکا(American History X)
نگاهی به فیلم آفساید
فیلم: وی برای وندتا-V for Vendetta
دایره زنگي اجاره نشیني
جایی برای پیرمردها وجود ندارد
مريم آقازاده






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :دوشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۶
موضوع مرتبط :نقد و معرفی فیلم
تعداد بازدید :230
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)