یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
[ حياتعلي سبحاني جو ]

مقاله پژوهشي مربوط به طرح تحقيقاتي:بررسي ومقايسه ي ديگري مهم(محبوب ترين ومقبول ترين الگوي فتاري) وعوامل مؤثر بر انتخاب ديگري مهم، دانشجويان دختر وپسردانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان


«چكيده»
بررسي ومقايسه ي ديگري مهم(محبوب ترين ومقبول ترين الگوي فتاري)وعوامل مؤثر بر انتخاب ديگري مهم، دانشجويان دختر وپسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان.
حياتعلي سبحاني جو
دبير جامعه شناسی وعضوهيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان
دراين تحقيق ديگري مهم دانشجويان(محبوب ترين ومقبول ترين الگوي رفتاري)وعوامل مؤثر بر آن بر اساس ديدگاه جامعه شناسي «كنش متقابل نمادين » ودر قالب 7فرضيه مورد بررسي فرار گرفت.ديگري مهم دانشجويان در 8 مقوله:مذهبي ، علمي ، سياسي، هنري، ورزشي، ملي، والدين و معلمين دسته بندي شد. وبر اساس نظر دانشجويان وبه وسيله يك مقياس درجه بندي پنج درجه اي ازنوع ليكرت سنجيده شد. جامعه آماري مورد مطالعه شامل كليه5971 نفردانشجوي دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان بود.از اين تعداد 600نفر(268 دخترو332پسر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. وپرسشنامه تحقيق بين آنها توزيع شد،كه پس از جمع آوري به كمك بسته آماري SPSSو روشهاي آماري ،درصد وفراواني ،ميانگين،آزمون t وضريب همبستگي پيرسون وتحليل واريانس چندطرفه مورد بررسي قرار گرفت. يافته هاي به دست آمده از بررسي هاي آماري نشان دادكه:1- ميان دانشجويان دختر وپسر از نظر گرايش به شخصيتهاي مذهبي، هنري، معلمين و والدين تفاوت معني داري وجود دارد2- دانشجويان ساكن شهر وروستا از نظر الگو پذيري از شخصيتهاي مذهبي، سياسي، علمي ،هنري، ملي ومعلمين تفاوت معني داري دارند3- مهمترين ملاك انتخاب الگوهاي رفتاري دانشجويان تفاهم فكري با الگو است4- مهمترين عامل مؤثر بر انتخاب ديگري مهم دانشجويان دختر وپسر والدين وبعد از آن دوستان در رتبه دوم قرار دارند.5 - پسران بيشتر از دختران تحت تأثير معلمين، اينترنت وماهواره هستند. ودختران بيشتر از پسران ازكتاب الگوپذيري دارند.6- ميان دانشجويان رشته هاي انساني ، فني ، مهندسي وپزشكي از نظر انتخاب شخصيتهاي مذهبي وسياسي به عنوان ديگري مهم تفاوت معني داري وجود دارد.7- دانشجويان متعلق به خرده فرهنگهاي مختلف از نظر الگو پذيري از شخصيتهاي مذهبي، علمي، فرهنگي،تفاوت معني داري دارند8- ميان دانشجويان ورودي سالهاي اول تا چهارم از نظر انتخاب ديگري مهم تنها ،در انتخاب شخصيتهاي مذهبي تفاوت معني داري وجود دارد. 9- ميان ميزان تحصيلات و والدين و انتخاب شخصيتهاي مذهبي وسياسي ومعلمين ،رابطه ي همبستگي منفي معني داري وجود دارد10- ميان درآمد خانواده و انتخاب شخصيتهاي سياسي، مذهبي رابطه ي همبستگي منفي معني داري وجود دارد .
زمينه تحقيق:
هربرت بلومر [1] در سال1937با روشنگري هاي ويژه خويش از از نظام انديشه اي هربرت ميد [2]عنوان كنش متقابل نمادين [3] رابراي اولين بار به كار برد وبدين شكل، دبستان ويژة جامعه شناسي خويش را بنيان نهاد. كنش متقابل نمادين در حقيقت آميزه اي از مباني جامعه شناسي وروانشناسي اجتماعي است.واساس اين نظريه را عمدتاً مي توان در نظام« ميد» يافت. ميد مفهوم خود آينه اي [4]،هورتن كولي [5] را بر گرفته ونظريه تكوين شخصيت فرد را توضيح مي دهد. از نظر كولي هويت انسان يا خود از راه كنش متقابل اجتماعي شروع به رشد نموده وازهمان طريق كامل مي گردد0 (تنهايي،1372).
فراگرد آگاهي به ماهيت خود از طريق انعكاس رفتارهاي ديگران را خود آينه اي، گويند.خود [6]،كه همان هستي انسان است. از نظر كولي(1922) با سه مرحله تكوين مي يابد: 1- تصور شخص از جلوه هاي كه او نزد ديگران دارد.2-تصور شخص از قضاوتي كه ديگران در باره جلوه او دارند.3-احساس عاطفي (مثلاً احساس نخوت يا حقارت) كه شخص نسبت به آن جلوه دارد. (علي علاقه بند ،1380، ،ص102)«ميد» فراتر از « كولي» در پي بيان مكانيزم تشكيل خود ووجوه داخلي آن بر آمد. مطابق نظر ميد انسان داراي خود است واين خود، او را موجودي مي سازد كه از ديگر موجودات جهان هستي ممتازمي كند.ولي اين خود چيزي نيست كه در آغاز تولد همراه انسان باشد. بلكه خوددر پويش تجربه وفعاليت اجتماعي به وجود مي آيد. بدين معني كه خود نتيجه تجربه اجتماعي هر فرد وبا توجه به شرايط اجتماعي، اقتصادي هر جامعه به وجود آمده ورشد مي كند. خود يا هستي انسان پويا وتكامل يابنده ونشانگر ذهن خلاق آدمي در عرصه تجربه اجتماعي است(تنهايي،1372 ،ص227).
در تحليل ميد (1934) درزمينه رشد وتشكيل خود آمده است:كودك در لحظه تولد فاقدخود ياشخصيت است وبر اثر كنش هاي اجتماعي يا قرار گرفتن در فراگرد فعاليتها وتجربه هاي اجتماعي بدان دست مي يابد.هرفرداز آن جهت داراي شخصيت است كه به گروه يا جامعه اي تعلق دارد، از ويژگيهاي آن تأثير مي پذيرد ودر رفتار وسلوك خود منعكس كننده مسئوليت ها ووظايفي است كه به تبعيت او از نهادهاي جامعه دلالت دارند0در ارتباطات خود، از زبان به عنوان يك رسانه بهره مي گيرد وبا پذيرفتن نقشهاي مختلفي كه ديگران نيز بر عهده دارند به نگرشها وادراكات ساير اعضاي جامعه يا گروه اجتماعي خويش دست مي يابد. ميد، شكوفايي خود، را در سه مرحله متوالي توضيح مي دهد، مرحله اول تقليد نقش ديگري است كه در اين مرحله كودك به تقليد اعمال ورفتارهاي اطرافيان مي پردازد او ضمن تقليد ديگران به ويژه اشخاص خاص( [7]ديگران مهم): يعني كساني كه تأييد وحمايت آنها را طالبيم وراهنمايي آنها را مي پذيريم، آنها تأثير ونفوذ قابل ملاحظه اي بر نگرشهاي ما دارند، مانند والدين، معلمان محبوب ،همبازي خاص و…) براي او اهميت دارند . مرحله دوم دروني كردن نقش ديگري است. در واقع در اين مرحله كودك ياد مي گيرد كه از خود بيرون آمده واز ديد شخص ديگر به خود نگاه كند در اين مرحله، مرجع هاي كودك غالباً اشخاص خاص ديگر(ديگري مهم) مي باشند.مرحله سوم تعميم ديگري در اين مرحله با گسترش چشم انداز تجربه ها، كودك در موقعيت هايي قرار مي گيردكه انتظارات افراد متعددي رادر يك زمان پاسخ مي دهد 0ميد به اين موقعيت گروهي« ديگري عام» [8] مي گويد .ديگري عام، به تأثركلي فرد از نگرشها، انتظارات وقضاوت هاي كه گروه اجتماعي يا جامعه نسبت به او دارد اشاره مي كند. از اين رو او به خويشتن چنان مي نگرد كه گويي شخص ديگري است .اين مفهوم در معناي وسيعش به انگاره هاي فرهنگي كل جامعه اشاره كرده ورسوم قومي هنجارهاي اخلاقي و ارزشهاي فرهنگي را شامل مي شود. (علاقه بند، 1380،ص107 -104).
از نظر« بلومر »انسان خود خويشتن را در كنش متقابلي كه در جامعه و در روند ساختي اجتماعي با ديگر افراد دارد تكوين مي بخشد ودر اين گذار با درك معاني وسپس با اشاره به خويشتن خويش، خود وموقعيت ساختي اجتماعي خويش را دوباره تعريف و تفسير نموده ودرست بر همين اساس به كنش اجتماعي مي پردازد0 به ديگرسخن شخص با روبه رو شدن با هر موقعيت خاصي زير تأثير تمام شرايط ساخت اجتماعي ، اقتصادي قرار مي گيرد0 اين معني دقيق كلمه موقعيت است. ولي مسئله در اينجا تمام نمي شود بلكه فرد در اين هنگام موقعيت را براي خود تعريف نموده وخود را در برابر آن قرار مي دهد0بنابر اين بلومر وميد، ساخت اجتماعي وعوامل اجتماعي ، اقتصادي را نه تنها به خوبي بازمي شناسند، بلكه تأثير عوامل وشرايط اجتماعي در رشد وتكوين خود از يك سوو تأثير بخش من اجتماعي از ديگر سو ،بر شرايط اجتماعي وتوجه به موقعيت وكنش پيوسته را در مورد انسان مورد تأكيد قرار مي دهند0(تنهايي،1372 ،ص237) يكي از ويژگي ها و مختصات انسان كه از بدو تولد با اووجود دارد. اصل الگوپذيري است. مطابق با اين اصل ، بشر از همان كودكي، از زماني كه مراحل اوليه فهم و درك را بروز مي دهد و اطراف خود را مي بيند، به يادگيري مي پردازد والگو برداري مي نمايد.الگوها بر دو قسم هستند: الگو ي نظري والگوي عملي . از ويژگي هاي بشر است كه معمولاً همان طور كه فكر مي كند،رفتارمي نمايد و يا به عبارتي، تفكر و انديشه او مقدمه عمل و رفتار اوست. لذا بايد براي رفتار مناسب و ارزشي داراي تفكر و انديشه و نظام فكري مناسب باشد. با توجه به تعداد انديشه ها و تفكرات و مراتبي كه نفس انسان دارا مي باشد و بر عقل و تفكر تأثير مي گذارد، بايد به ارائه الگوي مناسب و منطقي به سامان دهي تفكرپرداخت. لذا مقدمه الگوي علمي ، نياز به الگوي نظري است كه شامل انديشه و تفكر و حالات نفس مي باشد.خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد:: ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغير و اما بانفسهم ، «خداوند وضع هيچ قوم(جامعه اي) را تغيير نمي دهد مگر آن كه نفس خود را تغيير دهد ».لذا تغيير در رفتار و گفتارو حالات يك فرد و جامعه اي مبني بر تغيير نفس و گرايش آن و انديشه و تفكر است. اگر فرد يا جامعه اي داراي الگوي نظري و انديشه سالم باشدقطعاً رفتار ووضع مناسبي خواهد يافت و بالعكس. از آنجا كه سعادت و فلاح براي بشر و جوامع بشري با انديشه و تفكر و ديدگاه نظري حاصل نمي شود و اين الگوي نظري به الگوي علمي هم نياز مي باشد. اصولاً نظر و عمل همراه يكديگر امكان سعادت فردي و جمعي را پديد مي آورند.
باز نگري تحقيقات پيشين
از آنجا كه الگو نشان دهنده يك طرح عالي براي يك شاخص است . بدين معني كه با مقايسه مقدار شاخصي مورد نظر با مقدار يك الگو ي خاص ، مشخص مي شود كه آن شاخص تا چه اندازه به حد تعريف شده نزديك است. با قبول هدف تعريف شده در بالا به اين نتيجه مي توان رسيد كه بسياري از جوا نان وقت، انرژي و خود را در مسيري نادرست به مصرف مي رسانند و الگو هاي نامناسب را با روش نادرست و در زماني نامناسب الگوگزيني مي نمايد .در زمينه الگوگزيني وچگونگي انتخاب الگو توسط افراد تحقيقاتي ا نجام گرفته كه به بعضي نتايج اشاره مي شود :
بندورا(1977) عامل تقارن يا شباهت فيزيكي ، رفتاري، اجتماعي را يكي از فاكتورهاي مهم و مؤثر در الگوگزيني و سرمشق گيري مي داند. به عقيده او ، از ميان الگوهاي متعددي كه وجود دارند بيشترين تأثير و نفوذ را دارند كه شباهت و تجانس با مشاهده گر الگويي دارد. بندورا اين نزديكي و شباهت را از ابعادي نظير سن، جنس، موقعيت اقتصادي و اجتماعي ، هوش مطرح نموده است. بديهي است به اين ترتيب انتظار مي رود كه نوجوانان، دوستان و همسالان خود را به عنوان يكي از الگوهاي رفتاري محبوب خود كنند.
وينهرت وتريبر (1982) نشان دادند كه پيشرفت تحصيلي ، رشد اجتماعي وشناختي نوجوانان درسطح بالا با همانند سازي با ارزشهاي والدين درارتباط است. بعلاوه آنها نشان دادند اين فرايند (همانند سازي با والدين ) هنگامي بيشتر روي مي دهد كه بين والدين ونوجوانان رابطه عاطفي گرم وصميمي برقرار باشد.
در تحقيقي كه لطيفيان (1373) پيرامون بررسي برخي از مشكلات نوجوانان به عمل آورد مشاهده نمود كه در صد زيادي از اوقات فراغت نوجوانان صرف تماشاي تلويزيون و سينما مي شود. اين مسأله مي تواند نشانگر اين باشدكه بازيگران سينما، هنرمندان، شعرا، نويسندگان،به نحوي مورد مشاهده و توجه نوجوانان قرارمي گيرند .رولينز توماس [9](1979) در تحقيقي كه به عمل آوردند به اين نتيجه دست يافتند كه :اولين ونزديكترين الگوي رفتاري كودك ، والدين هستند وكودك سعي مي كند تا از رفتارها وحركات ديگران به ويژه والدين خود تقليد نمايد ورفتار موردتقليد او اگر تقويت گردد به صورت پايدار خواهد شد. كودك براي انجام بسياري ازاعمال وحركات ، نيازمند الگو مي باشد كه آن هم گاهي والدين وگاهي همسالان وگاهي مربيان و... هستند.(جوكار،1365).
در تحقيقي كه توسط شهلاپور و نوري( 1379) انجام شد مشاهده گرديد كه اغلب نوجوانان مورد مطالعه چنين اذعان مي نمودند علاقه مند هستند شخصيتي مانند شخصيت هنرپيشه هاي فيلم داشته باشند.
بررسي عوامل اجتماعي- فرهنگي مؤ ثر بر گرايش نوجوانان به الگوهاي فرهنگي غرب ،عنوان تحقيقي ا ست كه ابوالفضل اشرا في (1377) در تهران ا نجام داده است .در بيان نتايج اين تحقيق آمده است كه: احساس بي هويتي اجتماعي و گرايش نو جوانان به الگوهاي غربي در هر دو گروه متظا هر وغير متظاهر وجود دارد،اما ميزان احسا س بي هو يتي اجتماعي و ميزان هويت يا بي در قالب گرا يش به الگوهاي غربي در بين نوجوانان متظا هر به الگوي غربي بيش از نو جوانان غير متظا هر است.
سكينه طا لبي( 1378) دربررسي تحول هويت ملي دانش آموزان دختر دوره هاي راهنمايي تحصيلي تهران نتيجه گرفتندكه: مسير تكو ين حس تعلق به هويت ملي،نشا نگر كا هش احساس تعلق به هويت ملي از ابتدايي به را هنما يي ورا هنما يي به متو سطه است.
الگو گزيني جوانان و عوامل موثر بر آن كه توسط جمشيد هاشميان(1377) انجا م گر فته نشان داد كه، الگو گز يني جوانان تحت تأثير گرايش هاي سيا سي و مذ هبي ، وسايل ارتباطي جمعي ، همسا لان ،ديگران مهم ، سيستم كنترل اجتماعي ، جنس ، سن ، تحصيلات ، پا يگاه اقتصادي وا جتماعي ، منطقه مسكوني و روابط خا نوادگي قرار دارد. نتا يج حا صل از بررسي هويت ملي و مذ هبي جوا نان مشهد به وسيله محمد باقر آخوندي (1370 )نشان داد:: 1- پا يبندي نظري جوانان به مذهب و مليت بيش از پايبندي عملي آنان است . 2- شركت جوانان همراه با خا نواده هاي خود در مراسمات ملي ومذهبي و گفتگوي مستمر پيرامون مذهب و مليت در خا نواده در پاي بندي به هويت ملي و مذ هبي تأ ثير مستقيم دارد 3- وضعيت اقتصادي تما شاي فيلم و سريا ل هاي خارجي و استفاده از فيلم هاي و يدئو يي تأثير معكوس دارد.
نتيجه تحقيق بررسي سلسله مراتب ارزشها نزد جوانان قوچان( عبدالحميد سعات1375). نشان دادكه: نهادهاي فرهنگي ، رسانه ها، گروه هاي مرجع ، و جنسيت به صورت مستقيم و امورجهت دارتر مدرسه اي ، سن وپايگاه اقتصادي – اجتماعي بصو رت غير مستقيم در پذيرش سلسله مراتب ارزشها تأثير دارند.
رابطه قشر بندي اجتماعي و گرايشات و رفتارهاي ديني درشهر تهران به وسيله مهري محمودي ، 1378 مورد بررسي قرار گرفت .از مقادير به دست آمده اين طور استنتاج شدكه :بين متغير محله ومتغير هاي باور ديني ورفتار ديني رابطه معكوس وجود دارد .به عبارتي اقشار بالاي جامعه كه داراي سواد بيشتري مي باشند ازنظر نوع وميزان باور ديني گرايش ديني وحس ديني درسطوح پايين تري نسبت به اقشار پا بين جامعه مي باشند (سايت اينترنتي مدارك علمي ايران،سال1384)
نتايج ،سنجش ميزان اعتقاد به هويت ملي در بين دانش آموزان سال سوم دبيرستا نهاي استان تهران نشان داد كه :1- ميزان گرايش دانش آموزان به هويت ملي خويش در حد مطلوب ومورد انتظار نيست2- درك دانش آموزان از هويت ملي در حيطه عاطفي بيشتر از حيطه رفتاري وشناختي است. به اين معنا كه بنيادهاي اجتماعي به ويژه آموزش وپرورش نتوانستند ، شناخت لازم را در اختيار دانش آموزان قرار دهند ودر نتيجه هويت ملي بيشتر جنبه احسا سي دارد.3- بين جايگاه اقتصادي و اجتماعي خانواده ها با گرايش ملي همبستگي دارد. اين همبستگي حاكي از آن است كه گرايش به هويت ملي در طبقات متوسط جامعه بيشتر از ميزان آن در طبقات مرفه وبالاي جامعه است. 4- اشخاصي كه به نوعي ارتباط ذهني وعاطفي با جهان خارج( غرب) دارند از نظر گرايش به هويت ملي نسبت به غير مرتبطين به طور قابل ملاحظه اي ضعيف تر هستند.(رباني ،هويت ملي،1379ص181-179)
بررسي جامعه شناختي ميزان تأثير پايگاه اقتصادي - اجتماعي دانشجويان بر نگرشهاي ديني آنها،تحقيق ديگري است كه توسط امرالله كشاورز در دانشگاه شيراز انجام گرفت.اطلاعات اين تحقيق ، نشان مي دهد كه متغير هاي جامعه پذيري مذهبي و ميزان استفاده مذهبي از وسايل ارتباطي بر نگرش ديني تأثير مثبت داشته اند . در حالي كه ميزان هزينه خانواده ، ميزان ماديگرايي ، ميزان در آمد خانواده و ميزان هزينه شخصي رابطه منفي با نگرش ديني داشته اند. همچنين نگرش ديني دانشجويان علوم انساني از فني و مهندسي و دانشجويان فوق ديپلم از ليسانس و فوق ليسانس قوي تر بوده است .
علي شريفي(1381) دربررسي جامعه شناختي عوامل اجتماعي –اقتصادي مؤثر بر ميزان پايبندي دانش آموزان مقطع متوسطه به ارزشهاي ديني، كه عوامل مؤثر شامل جهار عامل جمعيتي و شخصي ، پايگاه اقتصادي -اجتماعي ، جامعه پذيري مذهبي و ميزان استفاده از وسايل ارتباطي است.نتيجه گرفت كه : روابط بين متغير هاي جمعيتي، رشته تحصيلي، محل تولد ، تعداد افراد خانواده (عوامل جمعيتي و شخصي)، قوميت، شغل والدين، درآمد مادر و نوع مسكن ( برخي از شاخصهاي پايگاه اقتصادي –اجتماعي) با پايبندي به ارزشهاي ديني، معنادار نيست .امامتغير هاي جامعه پذيري مذهبي ، ميزان استفاده از وسايل ارتباطي و شاخصهاي ديگرپايگاه اقتصادي اجتماعي تأثير بيشتري برارزشهاي ديني دارند.(سايت اينترنتي مدارك علمي ايران،سال1384)
طرح مسئله
دانشگاه به عنوان يكي از متوليان فرهنگ كه مسئوليت تربيت بخش عظيمي از آينده سا زان جامعه را به عهده دارد ، براي مديريت وبرنامه ريزي مطلوب ، جهت تربيت نيروهاي جوان جامعه، نياز مند شناخت نگرشها وگرايشهاي رفتاري دانشجويان است .زيرا يكي ازگروههاي اجتماعي كه نقش بسيارحساسي درسرنوشت آينده هر اجتماع دارند ،دانشجويان هستند، به خصوص دانشجوياني كه پا به عرصه ي جواني مي گذارند . ازآ نجايي كه دراين شرايط سني دورة تكوين هويت جوانان است. همچنين هرفرهنگ وجامعه اي خواستارشكل گيري هويت متناسب با فرهنگ جامعةخودمي باشد.آگاهي ازگرايش نوجوانان وجوانان به الگوها ي خاص وشناخت الگوهايي كه از نظر دانشجويان مهم هستند،براي برنامه ريزي امورفرهنگي و اجتماعي به ويژه دانشگاه بسيار مهم و اساسي است. چرا كه باآگاهي ازجهت گيريهاي هويتي وعوامل مؤثربرآن وباتحليل علل ، كنترل عوامل وايجاد راهبردهاي صحيح مي توان ازبيگانگي فرهنگي دانشجويان جلوگيري كرد وآنهارادرمسيرهويت فرهنگي ايران اسلامي هدايت نمود. لذاباتوجه به مقدمات ذكر شده واز آنجا كه بسياري از مسائل ومشكلات جوانان ونوجوانان ريشه در ارزشها وباورداشتهاي آنها دارد. مسئله مورد پژوهش در اين تحقيق « بررسي ومقايسه ي ديگري مهم (محبوب ترين ، مقبول ترين ومجذوب ترين ا لگوي رفتاري ) وعوامل مؤثر بر انتخاب ديگري مهم دانشجويان دختر وپسر دانشگاه آزاداسلامي واحد بهبهان مي باشد».
اهداف تحقيق
هدف از انجام اين تحقيق روشن نمودن ،جذاب‌ترين (مقبول‌ترين و محبوب‌ترين) الگوهاي رفتاري در ميان دانشجويان، همچنين بررسي ميزان گرايش جوانان به الگوهاي خودي و نيز مقايسه اين مساله در ميان دو گروه مورد مطالعه يعني دختران و پسران دانشجو بود. همچنين محور مطالعه مذكور، يافتن ارتباطي ميان پذيرش الگو و جنسيت ،رشته تحصيلي ،سال ورودي ، قوميت،درآمدوتحصيلات والدين ومحل سكونت دانشجويان است .
فرضيات تحقيق
بر اساس نظريات فوق الذكر وتحقيفات پيشين وبر مبناي اهداف تحقيق فرضيات ذيل تدوين ومورد بررسي قرارگرفتند:
1- ديگري مهم دانشجويان دختر و پسر دانشگاه تفاوت معني داري با هم دارد.2- ديگري مهم دانشجويان از نظر رشته تحصيلي تفاوت معني داري با هم دارد.3- ديگري مهم دانشجويان از نظر سال ورودي تفاوت معني داري با هم دارد.4- بين ميزان تحصيلات والدين و انتخاب ديگري مهم رابطه معني داري وجود دارد.5-بين ميزان درآمد خانواده و انتخاب ديگري مهم دانشجويان رابطه معني داري وجود دارد 6- ديگري مهم دانشجويان ساكن شهر وساكن روستا تفاوت معني داري با هم دارد.7- ديگري مهم دانشجويان از نظرخرده فرهنگ هايي كه متعلق به آنها هستند تفاوت معني داري با هم دارد.
متغير هاي مورد پژوهش:
متغيرهاي مستقل:جنسيت،خرده فرهنگها (قوميتها)-محل سكونت-- رشته تحصيلي- تحصيلات والدين- ميزان درآمد خانواده- سال ورودي متغير وابسته: انتخاب ديگري مهم (مهمترين الگو)
جامعه آماري
جامعه آماري مورد مطالعه در اين تحقيق شامل كليه دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان كه در نيمسال دوم 84/1383مشغول به تحصيل بوده اند كه تعداد كل آنها 5971نفربودند.
نمونه و روش نمونه گيري
در اين تحقيق براي بررسي ديگري مهم دانشجويان تعداد 600نفر از دانشجويان ،كه بيش از 10درصدكل جامعه را شامل مي شوند به شرح زير انتخاب شدند:ابتدا آمار كل دانشجويان مشغول به تحصيل در نيمسال دوم 84/1383در دانشگاه از واحد آموزش دانشگاه دريافت گرديد. سپس آمار كلي دانشجويان بر اساس رشته هاي تحصيلي استخراج گرديد. و به تناسب تعداد و درصد هركدام از رشته هاي تحصيلي، سهم نمونه از ميان دانشجويان هر رشته مشخص شدند و با مراجعه به مديران گروه و مدير كلاسهاي دانشگاه ،كلاس هاي درس هر كدام از رشته ها مشخص شدند و به صورت تصادفي ،از هركدام ازكلاسها تعدادي از دانشجويان دختر و پسر براي پاسخ گويي به پرسشنامه انتخاب و مورد تحقيق قرار گرفتند.
ابزار تحقيق
در اين تحقيق براي بررسي و مقايسه ديگري مهم دانشجويان دختر و پسر دانشگاه از مقياس كه بر اساس روش ليكرت درپنج درجه (كاملاٌ مخالف- مخالف- بي نظر- موافق- كاملاًموافق) با ارزش هر درجه به ترتيب 1و2و3و4و5ساخته شده بود استفاده گرديد. اين مقياس بر اساس تحليل محتوا انتخاب گرديد. بدين ترتيب كه عباراتي كه ضريب همبستگي بالايي داشتندانتخاب گرديدند.عبارات اين ابزار اندازه گيري كه ديگري مهم دانشجويان را مي سنجيد، در 8مقوله (مذهبي-علمي-سياسي-هنري-ورزشي-ملي-معلمين- والدين) دسته بندي شدند .همچنين در تحقيق حاضر بعد از اجراي پرسشنامه ضريب پايايي با استفاده از ضريب آلفاي كرانباخ براي كل آزمون و مقوله هاي 8 گانه سنجيده شد كه نتايج حاصله به شرح زير در جدول شماره 1 آمده است.
جدول شماره 1 ضريب آلفاي كرانباخ كل آزمون و مقوله ها ي هشتگانه

مقولات ضريب مقولات ضريب
مذهبي 428. ورزشي 199.
علمي 238. ملي 542.
سياسي 627. معلمين 45.
هنري 408. والدين 759.
كل مقياس 633/.

روش اجرا
براي جمع آوري اطلاعات ابتدا مجوز لازم جهت اجراي مقياس از معاونت پژوهشي و حراست دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان دريافت شد. سپس محقق و همكاران پژوهشي با هماهنگي اساتيد و بر اساس رشته تحصيلي دانشجويان به كلاس هاي درسي مراجعه و پرسشنامه تحقيقاتي را بين دانشجوياني كه به صورت تصادفي انتخاب شده اند توزيع كردند. و ضمن ارائه توضيحات لازم و رفع ابهامات، مقياس تكميل شده جمع آوري گرديد.
روش هاي آماري
اطلاعات حاصل از نمونه 600نفري دانشجويان كدگذاري و به منظور انجام محاسبات آماري به كامپيوتر داده شده و با استفاده از نرم افزار spss محاسبات مورد نظر انجام گرفت. براي بررسي اينكه ،كدام يك از شخصيت هاي 8گانه بيشتر مورد علاقه دانشجويان مورد تحقيق است .از درصد و فراواني استفاده شده است. براي بررسي فرضيه 1از آزمون تي(t) وبراي بررسي فرضيهاي2و 3و 7 ازتحليل واريانس چند طرفه ( ANOVA) و براي آزمون فرضيه هاي 4و5و6از ضريب همبستگي پيرسون(r) استفاده شده است.
نتايج تحقيق
داده هاي حاصل از اجراي آزمون تي ، نشان داد كه : ميان پسران ودختران از نظرانتخاب شخصيتهاي، علمي،سياسي، ورزشي وملي به عنوان ديگري مهم (الگوي رفتاري) تفاوت معني داري وجود دارد. زيرا t به دست آمده ( علمي(94/1)،سياسي(2/2)،ورزشي84/3)،ملي(64/3) )بيشتر از t جدول (96/1) درسطح05/. ، است.به اين معني كه:دختران، بيشتر ازپسران به شخصيتهاي علمي ،تمايل دارند وپسران، بيشتر ازدختران به شخصيتهاي سياسي ورزشي وملي تمايل نشان داده اند. اما از نظر ازنظر گرايش به شخصيتهاي مذهبي وهنري ،معلمين و والدين، تفاوت معني دار نيست، زيرا درهرچهار مقوله،t (مذهبي(76/1)،هنري(05/1) ،معلمين(105/.) ،والدين(106/.) به دست آمده كمتر از t جدول (96/1) درسطح05/. است.
در بررسي ملاكهاي انتخاب ديگري مهم دانشجويان دختر وپسر ا،چنانچه درجدول شماره 2ملاحظه مي شود: 43 درصد دختران و 41 درصد پسران، مهمترين ملاك انتخاب ديگري مهم رابه عنوان الگوي رفتاري، تفاهم فكري اعلام داشتند،و اخلاق ورفتار الگورا دررتبه دوم به ترتيب دختران با29 درصد وپسران با26 درصد قرار دادند. شباهت ظاهري الگو، پايين ترين رتبه را(كمتر از1درصد) در نزد دانشجويان دختر وپسر دارد.به علاوه پسران بيشتر منزلت اجتماعي (16درصد) ودختران بيشتر طرز بيان وصحبت(8درصد) را به عنوان ملاك انتخاب الگو مشخص كردند.هردوگروه پسر ودختر سطح دانش ومعلومات(9 درصد) را به يك اندازه مهم تلقي مي كنند ودر ارتباط با ظاهر شخصي(پسران8/2 درصد ودختران 6/2 درصد) تفاوت قابل ملاحظه اي ندارند.
جدول شماره 2مقايسه دانشجويان دختر وپسر ازنظر ملاكهاي انتخاب الگو رفتاري
ملاكهاي انتخاب پسر دختر ملاكهاي انتخاب پسر دختر
تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد
ظاهر شخصي 9 8/2% 7 6/2% سطح دانش 28 9% 24 9%
طرز بيان وصحبت 15 6/4% 22 8% اخلاق ورفتار 85 26% 80 29%
تفاهم فكري 135 41% 117 43% شباهت ظاهري 2 6/% 1 4/%
منزلت اجتماعي 53 16% 22 8%
دربررسي ومقايسه،عوامل مؤثر بر انتخاب ديگري مهم دانشجويان دختر وپسر،چنانچه درجدول شماره3 ملاحظه مي شود: 52 درصد دختران و 36 درصد پسران، والدين را به عنوان مهمترين عامل مؤثر بر انتخاب ديگري مهم اعلام داشتند،بعد از والدين دوستان دررتبه دوم، به ترتيب دختران با17درصد وپسران با 27 درصد قرار دادند. همچنين فيلم وسينما ، پايين ترين رتبه را (پسران 5/1 درصد ودختران 7/درصد) در نزد دانشجويان دختر وپسر دارد.به علاوه پسران ،معلمين ،اينترنت وماهواره را بيشتر از دختران ودختران كتاب را بيشتر از پسران مؤثر مي دانند . در ارتباط با مجله وروزنامه وتلويزيونتفاوت قابل ملاحظه اي بين نظر پسران ودختران مشاهده نمي شود.در اين بررسي 6 درصد پسران و5/5 درصد دختران دررابطه با عوامل مؤثر برانتخاب ديگري مهم نظر خودرا اعلام نكردند.
جدول شماره 3 مقايسه دانشجويان دختر وپسر ازنظر عوامل مؤثر بر انتخاب الگو رفتاري
عوامل موثر پسر دختر عوامل موثر پسر دختر
تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد
والدين 117 36% 143 52% تلويزيون 16 5% 12 4.5%
معلمين 25 8% 12 4.5% فيلم وسينما 5 1.5% 2 7.%
دوستان 87 27% 47 17% اينترنت 11 3.5% 3 1%
كتاب 20 6% 23 8.5% ماهواره 12 3.7% 7 2.5%
مجله وروزنامه 13 4% 9 3.3% اعلام نشده 20 6% 15 5.5%

در اين پژوهش، از دانشجويان مورد تحقيق خواسته شد كه نام محبوبترين فرد مورد علاقه خود كه دوست دارند، همانند اوشوند را بنويسند . براي برسي پاسخ دانشجويان به اين سؤال باتوجه به تنوع وتعداد زياد اسامي مطرح شده،ابتدا در 8 مقوله دسته بندي وسپس بر اساس فراواني ودرصد تنظيم وارائه شدند. همان طوركه درجدول شماره 4 مشاهده مي شود: گروه پسران به ترتيب اول تا سوم، شخصيتهاي هنري با 19.9 درصد ، ورزشي با 19 درصد ومذهبي را با16.3 درصد ودختران شخصيتهاي مذهبي با 21.2درصد ،هنري با 14.7درصد وعلمي با12.8درصد انتخاب كردند. درارتباط باشخصيتهاي سياسي، دختران (12.5درصد) دررتبه بالاتر ازپسران(9.2درصد) قراردارند.اما درانتخاب شخصيتهاي ملي و والدين، گرچه درصد زيادي رابه خود اختصاص نداده اند، پسران بيشتر از دختران آنهارا الگوي خود قرار داده اند. درضمن هر دوگروه پسران ودختران هيچكدام معلمين خود را به عنوان الگوي رفتاري انتخاب نكردند.لازم به ذكراست كه 21.2 درصد پسران و25.6 درصد دختران از ذكر نام فرد موردنظر خود داري كردند.
جدول شماره 4 مقايسه دانشجويان دختر وپسر ازنظر انتخاب محبوب ترين شخصيت
شخصيت پسر دختر شخصيت پسر دختر
تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد
مذهبي 53 16.3% 58 21.2% ملي وتاريخي 13 4% 8 2.9%
علمي 32 9.8% 35 12.8% والدين 2 6% 5 1.8%
هنري 65 19.9% 40 14.7% معلمين 0 0% 0 0%
سياسي 30 9.2% 34 12.5% اعلام نشده 69 21.2% 70 25.6%
ورزشي 62 19% 23 8.4%
براي بررسي ديگري مهم دانشجويان ازنظر نوع رشته تحصيلي ازآزمون تحليل واريانس چند عاملي (ANOVA) استفاده شده است.:F به دست آمده (مذهبي(03/5) و سياسي(4))بيشتر از F جدول (02/3) بادرجه آزادي 2و 597 درسطح05/. است. ،بنابر اين ميان دانشجويان رشته هاي انساني، فني مهندسي وپزشكي ازنظر انتخاب شخصيتهاي مذهبي وسياسي به عنوان ديگري مهم تفاوت معني داري وجوددارد .به اين معنا كه درالگو پذيري از شخصيتهاي مذهبي، رشته هاي انساني با ميانگين 4.0493 درتبه اول و رشته هاي پزشكي با ميانگين 4.0476 در رتبه بعدي ورشته هاي فني ومهندسي با ميانگين 3.767 پايين تر از ساير رشته ها قرار دارند. وازنظر انتخاب شخصيتهاي سياسي ، رشته هاي انساني با ميانگين 3.113 درتبه اول ورشته هاي فني ومهندسي با ميانگين 2.834 در رتبه بعدي و رشته هاي پزشكي با ميانگين 2.73 پايين تر از ساير رشته ها قرار دارنداما در انتخاب ساير شخصيتها (علمي ،هنري، ورزشي ،ملي ،والدين ومعلمين) اگر چه تفاوتهايي درميانگينها مشاهده مي شود اما از نظر آماري معني دار نيستند.
براي تحليل آماري، ديگري مهم دانشجويان از نظر سال ورودي هم ازتحليل واريانس(ANOVA) استفاده شده است . F به دست آمده در مقوله مذهبي ( 94/2 ) بيشتر از F جدول (61/2)بادرجه آزادي3و596 درسطح05/. است. بنا براين ميان دانشجويان ورودي سالهاي مختلف ازنظر انتخاب ديگري مهم تنها در انتخاب شخصيتهاي مذهبي تفاوت معني داري مشاهده مي شود . به اين معني كه دانشجويان سالهاي آخر دانشگاه با ميانگين 4.09 گرايش بيشتري به شخصيتهاي مذهبي دارند وبعد از آن سال اول باميانگين 3.97وسال دوم با ميانگين3.95 وسال سوم با ميانگين 3.79 قرار دارند. درساير موارد( علمي ،سياسي ، ورزشي هنري ، ملي ،معلمين ،والدين) تفاوتها معني دار نيستند.
براي آزمون معني داري رابطه بين ميزان تحصيلات والدين و انتخاب ديگري مهم از ضريب همبستگي پيرسوناستفاده شده است.نتايج حاصل از اين بررسي نشان مي دهدكه : ضريب همبستگي (r) ميان ميزان تحصيلات والدين وانتخاب شخصيتهاي (مذهبي(218/-)،علمي(21/-) ومعلمين(133/-)، بيشتر از r جدول (115/) )با درجه آزادي 598 ، درسطح05/.است. بنابر اين ميان ميزان تحصيلات والدين وانتخاب شخصيتهاي مذهبي علمي و معلمين، به عنوان ديگري مهم دانشجويان رابطه همبستگي معني داري وجود دارد. به اين معني كه هرچه سطح سواد والدين پايين تر باشد ميزان گرايش به شخصيتهاي علمي ،مذهبي ومعلمين بيشتر است. ودرارتباط باسايرمواردرابطه معني داري مشاهده نشده است .
آزمون رابطه بين درآمد خانواده وانتخاب شخصيتهاي مذهبي وسياسي رابطه همبستگي منفي معني داري رانشان داده است ( r ميان درآمدخانواده وانتخاب شخصيتهاي مذهبي (141/- ) وسياسي ( 143/- ) بيشتر ازr جدول (115/) بادرجه آزادي 598ودرسطح05/ است.)به اين معني كه هرچه درآمد خانواده پايين تر باشد ، ميزان الگو پذيري ازشخصيتهاي مذهبي وسياسي بيشتر وهرچه ميزان درآمد خانواد بالاتر باشد، ميزان الگو پذيري كمتر است.در بررسي رابطه ميزان درآمد خانواده وشخصيتهاي علمي،هنري ،ورزشي،ملي،معلمين ووالدين ،رابطه معني داري مشاهده نشده است.
t به دست آمده از آزمون تفاوت ديگري مهم دانشجويان ساكن شهر وروستا از نظر الگوپذيري از شخصيتهاي مذهبي، سياسي،علمي ،هنري،ملي ومعلمين حاكي از اين است كه{ ( مذهبي( 246/2) علمي(246/2)،سياسي(17/3)،84/3)،ملي(992/1) هنري( 760/2 )، معلمين( 242/3 ))بيشتر از t جدول (96/1)با درجه آزادي 585 درسطح05/. است.)} دانشجويان شهر وروستا باهم تفاوت دارند .به اين معني كه درتمام مقوله ها دانشجويان ساكن روستا ميانگين بالاتري از دانشجويان ساكن شهر دارند.ودر ارتباط با الگو پذيري از شخصيتهاي ورزشي ووالدين، ميان دانشجويان شهر وروستا تفاوت معني داري مشاهده نشد..
نتايج آزمون تحليل واريانس نشا ن داده است كه د انشجويان از نظر خرده فرهنگ هايي كه به آنها تعلق دارند ، ازنظر الگوپذيري ازشخصيتهاي مذهبي،علمي،ورزشي،تفاوت معني داري باهم دارند. زيرا Fبه دست آمده درمقوله هاي ( مذهبي (20/5) ،علمي(11/3) و ورزشي(23/2) ) بيشتر از F جدول (10/2)بادرجه آزادي 6 و578 است. بنابر اين درسطح05/. ،تفاوت معني داري است. به اين صورت كه دانشجويان متعلق به خرده فرهنگهاي، لر،عرب،سايرين ،بهبهاني ،كرد،ترك وفارس به ترتيب از رتبه اول تاهفتم، شخصيتهاي مذهبي را به عنوان الگو هاي رفتاري انتخاب كرده اند.واز نظر انتخاب شخصيتهاي علمي، خرده فرهنگهاي ،لر،ترك، كرد،بهبهاني،فارس،عرب وسايرين در رتبه هاي اول تاهفتم قرار مي گيرند.همچنين شخصيتهاي ورزشي نزد دانشجويان متعلق به خرد ه فرهنگهاي مختلف به ترتيب،عرب،لر،ترك،بهبهاني،فارس،كرد وسايرين ،اولويت اول تا هفتم رابه خود اختصاص دادند.درمورد انتخاب ساير شخصيتها به عنوان ديگري مهم تفاوت معني داري ميان خرده فرهنگهاي مختلف، مشاهده نشده است.
بحث
يافته هاي مربوط به بررسي ومقايسه ديگري مهم دانشجويان دختروپسركه هدف اصلي وفرضيه (1)اين تحقيق مي باشد، تفاوت معني داري را ميان دانشجويان دختر وپسر از نظر گرايش به شخصيتهاي مذهبي، هنري، معلمين و والدين نشان نداده است. اما از نظر انتخاب شخصيتهاي علمي، سياسي، ورزشي وملي ميان دانشجويان دختر وپسر تفاوت معني داري مشاهده شده است : به اين معني كه دختران بيشتر به شخصيتهاي علمي وپسران به شخصيتهاي سياسي، ورزشي وملي تمايل دارند.
در ارتباط با اين نتايج شايد بتوان گفت كه: اولاً الگو پذيري از شخصيتهاي مذهبي، معلمين و والدين، با توجه به اينكه جامعه ما يك جامعه مذهبي وداراي ساختار سنتي است . وبه خصوص در سالهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كه برنامه ريزيها واقدامات وتبليغات زيادي در ارتباط با الگوهاي مذهبي در جامعه صورت گرفته است. و اكثر افرادجامعه فارغ از هر نوع گرايش فكري وسياسي از كودكي احترام واقتدار الگوهاي مذهبي و والدين و معلمين به عنوان ارزشهاي عملي درآنها دروني شده است. اين نتايج دور از انتظار نيست .دوماٌ در ارتباط با الگو پذيري از شخصيتهاي هنري، باتوجه به گسترش رسانه هاي مختلف از قبيل تلويزيون ، فيلم وسينما و ويدئو ، ماهواره و اينترنت، نه تنها در ايران بلكه در تمام دنيا امروز هنرمندان از جمله الگوهاي رفتاري بسيار مهم وتأثير گذار بر افراد به ويژه نسل جوان هستند. لذا در اين تحقيق كه پسران ودختران تقريباً به يك اندازه از اين افراد الگو پذيري دارند ،مي توانند نتيجه قابل قبول ومورد انتظار باشد.
در مورد معني دار بودن تفاوت ميان دانشجويان دختر وپسر در الگو پذيري از شخصيتهاي علمي ، واينكه دختران بيشتر از پسران به شخصيتهاي علمي، تمايل نشان داده اند. شايد بتوان اين نتيجه را با توجه به وضع كنوني جامعه ما توجيه كرد. چنانچه همه واقفند امروز گرايش به مسائل علمي ميان زنان ودختران بيشتر از پسران است وشاهد بارزآن افزايش تعداد پذيرفته شدن دختر نسبت به دانشجويان پسر در دانشگاهاي كشور است.
ازنظرتمايل بيشتر پسران به شخصيتهاي سياسي ، ورزشي وملي-تاريخي، شايدبتوان گفت علت آن اين است كه اولاً، ورزشكاران درميان پسران ،سمبل ونمادي ازقدرت ، نيرو وتحرك هستند. دوماً در حال حاضر امكان فعاليتهاي ورزشي در عرصه داخلي وبين المللي براي پسران بيشتر از دختران فراهم است سوماً اكثر قريب به اتفاق قهرمانان ورزشي،به خصوص در داخل كشور مردان هستند. در عرصه سياسي هم چنانچه، مشهود است، علارغم شعارهايي كه مطرح مي شود، زنان حضور چندان فعالي در عرصه هاي سياسي ندارند . واز آنجا كه شخصيتهاي ملي خود به خود مرتبط با وضعيت سياسي جامعه واز طرفي اكثراً مرد هستند، بنابراين بيشتر الگوهاي رفتاري دانشجويان پسر وكمتر مورد استقبال دانشجويان دختر هستند.
. نتايج محاسبات نشان مي دهدكه دانشجويان مهمترين ملاك انتخاب الگوهاي رفتاري خود را تفاهم فكري اعلام كردندو.درميان ملاكهاي مورد بررسي شباهت ظاهري الگوپايين ترين رتبه ( كمتر از 1 درصد ) را به خود اختصاص داده است.. با بررسي اين تحليل و پيشبيني اين نتايج شايد بتوان گفت كه : با توجه به اينكه دانشجويان در محيطهاي علمي مشغول به فعاليت هستند وازنظر مراحل رشد سني هم در دوره جواني واقع شده اند، انتخاب تفاهم فكري به عنوان مهمترين ملاك منطقي به نظر مي رسد . در ارتباط با شباهت ظاهري الگو كه كمترين رتبه را كسب كرده است شايد بتوان اذعان داشت كه، شباهت ظاهري ميان افراد خيلي كم است وازطرفي، از يك فرد دانشگاهي انتظار نمي رود كه كسي را صرفاً به خاطر شباهت ظاهري به عنوان الگوي رفتاري خود انتخاب كند
دربررسي ومقايسه عوامل مؤثر بر انتخاب ديگري مهم ( الگوي رفتاري)، دانشجويان دختر وپسر، والدين را مهمترين عامل مؤثر در انتخاب ديگري مهم خود عنوان كرده اند. بعد از والدين در رتبه دوم قرار دارد. در اين بررسي همچنين مشخص شد كه پسران بيشتر از دختران تحت تأثير معلمين، اينترنت وماهواره هستند. ودختران بيشتر از كتاب الگوپذيري دارند. در مورد مجله، روزنامه، وتلويزيون تفاوت قابل ملاحظه اي مشاهدنشده است. وفيلم وسينما به عنوان يكي از عوامل مؤثر بر انتخاب ديگري مهم در رتبه آخر وبا امتياز پايين قرار گرفت.
در ارتباط با اين نتايج مي توان اذعان داشت: همانطور كه قبلاً اشاره شد به علت ساختار سنتي جامعه واهميت نقش خانواده در جامعه ما كه اين از خصوصيات جوامع غير صنعتي است كه منزلت اجتماعي و پايگاه وموقعيت اجتماعي افراد بر خلاف جوامع صنعتي كه در جريان زندگي شكل مي گيرند. در سطح بسيار بالا وابسته به خانواده .موقعيت خانوادگي است،و از آنجايي كه كانون خانواده علي رغم همه تحولات در جامعه ايراني هنوز داراي صلابت واستواري است وافراد به مقدارزيادي واز ابعادمختلف وابسته به خانواده هستند . شايد نتايج اين تحقيق خصوصاًدر ارتباط با دختران كه د رصد بالايي را به والدين اختصاص داده اند،قابل توجيه باشد. در مورد دوستان با توجه به سن جواني كه دوره گرو ه گرايي وتمايل به دوستان است، قطعا تأثير پذيري از دوستان دور از انتظار نيست . در ارتباط با كتاب كه دختران در رتبه بالا تر از پسران آن را مؤثر دانسته اند شايد بتوان گفت: به علت عدم تنوع در سرگرميهاي دختران يكي از سرگرميهايي كه دختران در جامعه ما دارند وبيشتر از پسران است، مطالعه كتاب خصوصاً كتابهاي رمان وداستان است وشخصيتها وقهرمانهاي داستان كتاب مي تواند، عامل مؤثري بر انتخاب ديگري مهم دختران باشد. در ارتباط با اينترنت وماهواره هم كه درصد كمي ازدانشجويان آن را مؤثر دانستندو پسرها بيشتر از دختران اعتقاد به تأثير پذيري از آنها دارند، شايد بتوان گفت كه : اولاًخيلي ازجوانان به علت محدوديتهاي سياسي ،اجتماعي،مالي وفرهنگي به اين رسانه ها دسترسي ندارند.دوماً امكان دسترسي به آن براي پسران بيشتر از دختران است .به خصوص ماهواره كه با توجه به ارزشهاي ديني واخلاقي داراي محدوديتهاي بيشتري، چه از لحاظ كنترل خانوادگي واجتماعي( بيروني) وچه از لحاظ اعتقادات وارزشهاي دروني شده در افراد به ويژه دختران است. امانتايج مربوط به مجله وروزنامه وتلوزيون كه تعداد كمي آنهارا مؤثر دانستند وميان پسران ودختران هم تفاوت قابل ملاحظه اي مشاهده نشده است .شايد علت آن اين باشد كه: در جامعه ما متأسفانه درصد مطالعه روزنامه ومجله بسيار پايين است وتلويزيون هم به علت عدم تنوع برنامه ها چندان مورد استقبال دانشجويان قرار نگرفته است
در مقايسه ديگري مهم دانشجويان از نظر سال ورودي مشخص شده است : كه ميان دانشجويان ورودي سالهاي اول تاچهارم از نظر انتخاب ميان ديگري مهم تنها ،در انتخاب شخصيتهاي مذهبي تفاوت معني داري مشاهده شده است . ودر ساير موارد تفاوت معني داري نيست. به اين معني كه دانشجويان سال آخر دانشگاه از نظر گرايش به شخصيتهاي مذهبي در رتبه اول، بعداز آن دانشجويان سال اول ( جديد الورود ) وسالهاي دوم وسوم به ترتيب در رتبه سوم وچهارم قرار گرفته اند.. در زمينه اين نتيجه شايد بتوان گفت : اولاً يكي از چالشهاي بسيار مهم در دوره دانشجويي ودر دانشگاه مربوط به مذهب والگو پذيري از شخصيتهاي مذهبي است. كه علت آن فضاي باز دانشگاه نسبت به دبيرستان وآشنايي با ديدگاههاي ديگر خصوصاً ديدگاههاي صاحب نظران غربي كه بسياري از مباني علمي دانشگاهي را تشكيل مي دهند، است. دوماً در ارتباط با اينكه سال آخر دانشگاه در رتبه اول قرار گرفته شايد .به علت اينكه در سالهاي آخر دانشگاه دانشجويان واقع بينانه تر به مسائل نگاه مي كنند وتا حدودي حالتهاي آرمان گرايي وشك وترديدهايي كه در هنگام ورود به دانشگاه ايجاد شد كاهش پيداكرده است، نتيجه قابل قبول باشد. اما در مورد دانشجويان سال اول شايد بتوان ادعا كرد گرچه چالشها و شك وترديدها وجود دارد اما هنوز اعتقادات ريشه اي دوره ها قبلي وجود دارد به همين خاطر اگر همانند دانشجويان سال آخر در رتبه اول نيستند، اما هنوز پايبندي بيشتري به الگوهاي ديني دارند. بر اساس نتايج حاصل از اين بررسي مقايسه ي ديگري مهم دانشجويان از نظر خرده فرهنگهايي كه به آنها تعلق دارند(فرضيه7) مشخص شده است كه:دانشجويان متعلق به خرده فرهنگهاي مختلف از نظر الگو پذيري از شخصيتهاي مذهبي ، علمي، فرهنگي ، تفاوت معني داري دارند.. در ارتباط با اين نتيجه ، با توجه به اينكه بيشتر خرده فرهنگهاي مورد بررسي ، از نظر تعداد كمتر از سي نفر هستند ، شايد بهتر آن باشد كه به يافته هاي حاصل كمتر استناد شود ، اما در ارتباط با خرده فرهنگي ، فارس و بهبهاني با توجه به بالا بودن حجم نمونه ، نتايج حاصله را بيشتر قابل اعتماد دانست .
توصيه هاي كاربردي
با توجه به نتايج اين تحقيق و تحقيقات پيشين جهت ترويج روحيه پژوهشگري در ميان دانشجويان ودانشگاهيان وحصول نتايج صحيح و مورد اعتماد از تحقيقات انجام شده وبه منظور پرورش دانش آموختگان متناسب با فرهنگ ايراني و اسلامي توجه مسئولين ذيربط به مسائل ذيل لازم به نظرمي رسد:.
1- به منظور ترويج تحقيقات در دانشگاه تصميم گيري ها و برنامه ريزي ها بخصوص در عرصه فرهنگ بر اساس نتايج تحقيقات انجام گيرد . 2- برگزاري سمينار ارائه يافته هاي پژوهش هرشش ماه يكبار جهت اطلاع يافتن مسئولين و دانشجويان از نتايج تحقيقات انجام شده و تشويق وترغيب روحيه پژوهشگري وهمكاري با پژوهشگران. 3- با توجه به اينكه در اين نگرش سنجي دانشجويان از بعد نظري بيشتر تمايل خود را به الگوپذيري از شخصيتهاي مذهبي اعلام داشتند ، تدابيري اتخاذ شود كه واقعاً در عمل هم رفتار دانشجويان همانند الگوهاي مذهبي باشد.4- نظر به اينكه دانشجويان مهمترين معيار انتخاب الگوي رفتاري را تفاهم فكري با الگومطرح كردند، لازم است در محيط دانشگاهي زمينه هاي تضارب آرا و طرح انديشه ها فراهم شود تا انتخاب الگوهاي رفتاري دانشجويان صحيح تر ومنطقي تر گردد.
پيشنهاداتي براي تحقيق
نظر به اهميت الگوگزيني در دوره هاي تحصيلي خصوصا در دوره دانشجويي كه در اوج دوره نوجواني وجواني قرار دارد و از آنجا كه متأسفانه تحقيقات انجام گرفته در اين زمينه محدود است. وبا توجه به نتايج حاصل از اين تحقيق وتحقيقات پيشين جهت تبيين هر چه بيشتر ،عوامل مؤثر بر انتخاب الگوهاي رفتاري و معيارهاي اصلي گزينش الگووتعيين دقيق تر الگوهاي رفتاري دانشجويان، پيشنهادات ذيل ارائه مي گردد:
1- با توجه به محدود بودن جامعه اين تحقيق به دانشگاه آزاد واحد بهبهان، بهتر است كه اين بررسي در سطح وسيع تر وبا گسترش نمونه به دانشگاهاي ديگر، جهت دستيابي به يافته هاي با قدرت تعميم بيشتر تكرار شود 2- با توجه به اينكه دانشجويان مهمترين عوامل مؤثر بر انتخاب الگوي رفتار خود را وا لدين اعلام داشتند، رابطه ميان شيوه هاي فرزند پروري والدين و تأثير آن بر انتخاب الگوي رفتاري مورد تحقيق قرار گيرد.3- نظر به اينكه دانشجويان دختر بيشتر گرايش به شخصيتهاي علمي را مطرح كردند علل كاهش تمايل پسران به شخصيتهاي علمي و افزايش تمايل دختران مورد بررسي قرار گيرد. 4- با توجه به اينكه دانشجويان در نظر سنجي بيشتر تمايل خود را به شخصيتهاي مذهبي اعلام داشتند اما در عمل همانندي در رفتار آنها مشاهده نمي شود . اين موضوع با عنوان بررسي علل اختلاف ميان پايبندي نظري وعملي دانشجويان به الگوهاي مذهبي مورد تحقيق قرار گيرد. 5- با توجه به اينكه ميان ميزان در آمد و تحصيلات والدين وگرايش به شخصيتهاي علمي و مذهبي رابطه همبستگي منفي نشان داده شد. علت اين امر مورد بررسي قرار گيرد . 6- با توجه به معنادار بودن تفاوت ميان خرده فرهنگهايي كه دانشجويان به آنها تعلق دارند واز آنجائي كه در دانشگاه آزاد واحد بهبهان تعداد دانشجويان در بيشترخرده فرهنگها به جز لر وبهبهاني بسيار كم بودند و در سطح گسترده تر اين بررسي انجام گيرد.7- به منظور تعيين تأثيرتحصيل دانشگاه بر ا




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
طرح بررسي اجتماعي سيل و واريزه‌هاي آن در مناطق سيل‌زده استان گلستان
دیالکتیک (بخش اول )
چهارشنبه سوری از نگاه آتش نشانی (مهندس صادقی)
سـرمشق و جـامعه شناسى
بررسي تاثيرشغل برشخصيت افرادبويژه رفتارهاي ظاهري آنها
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :پژوهشهای کاربردی
تعداد بازدید :6357
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)