
دين در لغت فارسي نام فرشتهايست كه به نگهباني قلم مأمور است.
دين از ايزدان آئين زردشت است كه نگهباني روز بيست و چهارم ماه به (ايزد دين) سپرده شده است.
سعدي، ابوريحان بيروني و خوارزمي به اين روز تحت عنوان (دين روز) اشاره كردهاند. تركيباتي مانند: فودين، افريدين، ماردين، مشكادين و خرادين اسامي اماكن است. فرودين نيز از آن قبيل است.
بمان تا بيايد مه فرودين
كه بفزايد اندر جهان هور و دين
دين در لغت عرب به معني كيش، طريقت، شريعت و مقابل كفر است در سانسكريت و گاتها و ديگر بخشهاي اوستا مكرر كلمه (دئنا) آمده. دين در گاتها بمعناي مختلف كيش، خصائص روحي، تشخيص معنوي و وجدان بكار رفته است و به معني اخير دين يكي از قواي پنجگانه باطن انسان است.
اما در عربي از ريشه ديگر و مأخوذ از زبان سامي است و تازيان كلمه را با واسطه از زبان اكدي گرفتهاند و در زبان اخير كلمات دنو و دينو بمعني قانون و حق داوري است و دانو بمعني حكم كردن و( ديه نو)به معني قاضي]شباهت آوايي دانو به معني حكم كردن با دانا به معني حكيم و آشنا با آداب و( دانه) به عنوان تخم گياه كه تمامي صفات و اطلاعات گياه را در خود ذخيره دارد قابل بررسي و تفكر است[ دين و ديان از آرامي وارد زبان عربي شده است.
علماء فقهاللغه اسلامي براي دين معاني مختلفي ذكر كردهاند:
الف: از اصل آرامي عبري بمعناي حساب
ب: عربي خالص: به معني عادت يا استعمال..
ج: كلمهاي است فارسي بمعناي ديانت و كلمه دين بمعناي ديانت در زبان عرب دوره جاهلي مستعمل بوده
(لغتنامه دهخدا)
از منظر لغتشناسي تفسير كلمه دين مفصل است كه علاقهمندان ميتوانند به لغتنامههاي مختلف رجوع نمايند، قصد نگارنده از مقدمه لغتشناسي آشنايي كلي با لغت دين بود و اين مهم كه دين در ريشه اصلي لغتي فارسي است، و در فرهنگ اوستاي ، بسيار لغات تركيبي و با معاني مختلف از ريشة اصلي منشق شده است. وجود كلمه دين به معني، ديانت، مجموعه آداب حسنه پذيرفته شده يا به معني نگهبان قلم بسيار قابل توجه است. در فرهنگ باستان اين سرزمين قلم از چنان جايگاهي برجسته برخوردار بوده است كه نگهباني آن را ايزدي از ايزدان به عهده داشته است.
در اين نوشتار قصد آن ندارم تا به اهميت قلم و علم و دانش در ايران باستان بپردازم كه اين خود بحثي مفصل ميطلبد.
آنچه حائز اهميت است قدمت موضوعيت دين در اين سرزمين است. اين قدمت تأثير همهجانبه خود را بر تمام شئون گذاشته است. بيشك هرگونه بررسي و تحليل دين بعنوان يك نهاد اجتماعي تحت تأثير اين قدرت و سيطره ديني، تحليلي جهتدار خواهد بود.
لذا در كشور ما جامعهشناسي دين نسبت به جامعهشناسي ديني از توسعه كمتري برخوردار است. حوزه نفوذ دين در ساختار انديشه افراد جامعه، محقق و جامعهشناس را نيز استثنا نميكند.
آنچه در يك تحقيق بايد مورد توجه قرار گيرد. امكان بررسي مسايل بدون تأثيرپذيري از موضوع است. نگاه به پديده از محيطي خارج از موضوع و خالي كردن ذهن از هر نوع پيش داوري و به قول استاد عزيزم اپوخه شرط اصلي سلامت يك تحقيق است. در تحقيقات و بررسيهاي علمي، محقق بايد در مرحله نخست عوامل مؤثر بر تحقيق را كه بر صحت و سلامت تحقيق خدشه وارد ميكند برطرف نمايد و بايد ذهن خود را از هرگونه پيش داوري و تعصب و تعلق خالي كند. اين روش به ظاهر ساده مينمايد. اما در عمل حتي در سادهترين بررسيها يكي از عمدهترين موانع تحقيق حضور و ذهنيت محقق است. در جوامع ديني مانند جامعه، ما كه دين به عنوان يك عامل مؤثر و قدرتمند در تمام شئون زندگي دخيل است. اين اپوخه تقريباً غيرمممكن است و فردي كه در چنين جامعهاي رشد و نمو ميكند هيچگاه موفق به اپوخه كامل در بررسي مسائل دين نميشود و مسلماً پيش داوريها، علايق و ... در تحقيق و بررسي او موثر است.
عامل ديگري كه در تحقيق پيرامون مسايل دين بعنوان يك مانع رخ مينمايد غلبه تفكر ديني در جامعه است. اين سلطه كه البته با اقبال و خواست عامه مردم است تأثير خود را بر محقق ميگذارد. بعضي محدوديتهاي ناشي از تلقي مردم از محقق و موضوع مورد بررسي او خواهدبود.اين تلقي موجب ميشود محقق در سراسر تحقيق پيرامون مسئله دين يا دست به عصا حركت كند و يا نتيجه را به سوي اقبال عمومي مردم هدايت نمايد كه البته در جوامع ديني علايق مردم و علايق محقق بر يكديگر نقش تشديدكننده دارند. در برخي از جوامع كه دين به طور مستقيم حاكميت جامعه را نيز در دست دارد. بررسي مسايل ديني و جامعهشناسي دين دچار يك خود كنترلي شديد ميشود و محقق و جامعهشناس بدليل حضور دين در جايگاه قدرت از بررسي شفاف و علمي و خارج از اعمال سليقه دور ميشود و در نهايت به سمت نتيجهگيري مبتني بر شرايط جامعه و حاكميت سوق پيدا ميكند.
صرفنظر از اينكه اين محدوديتها راه را بر نقد و بررسي مسايل مرتبط با دين در جامعه ميبندد. مهم آن است كه اين محدوديتها در جوامع موجب ميگردد، افرادي خارج از قلمرو قدرت دست به بررسي و نقدهاي افراطي وعجولانه بزنند و بقول معروف از آن سوي بام به پايين بيفتند. در شيوه بحثهاي طلبگي در فقه پوياي جعفري (ع) طلاب به هنگام بحث روش جدلي را پيش ميگيرند. يكي از طرفين اثباتكننده موضوع و ديگري با اينكه خود طلبه ديني است در مقام نفي به بحث مينشيند كه هر چند اين نفي در ساية حمايت شيوه تحصيل طلبگي است ولي نتايج حاصل از اينگونه مباحثات بسيار مفيد و كارآمد است.
با توجه به اينكه در جوامع ديني، دين يكي از موثرترين عوامل بر تعاملات اجتماعي است. بديهي است در بحث و بررسي رعايت اصول و حفظ حرمت اعتقادات و باورهاي عمومي الزامي است. اما بايد با ايجاد جوّ تحقيقاتي و مطالعاتي اين فرصت را براي محقق بوجود آورد كه فارغ از علايق و اعتقادات شخصي يك تحقيق، بدون پيشداوري و در شرايط استاندارد وبا بهره گيري از اصل آزادي علمي به انجام برسد، تا نتايج حاصله كاملاً علمي قابل اتكا و كاربردي باشد و همة اركان جامعه بين اعتقادات فردي محقق و تحقيق علمي حد و مرزي منطقي را قائل باشند تا محقق در محيطي امن و با آسودگي خاطر به تحقيق بپردازد.و جامعه از دستاوردهاي آن بهره مند شود.

