[ مهدی علاقبند ]
فرهنگ پدیده ای متغیر است که درمرور زمان تغییرمی کند ، یکی از موءلفه های فرهنگ باور هایی دینی وعمل به آنها است بنا براین اینان نیزمشمول این قاعده تغییر فرهنگ گردیده وباگذشت ایام تغییرخواهند نمود.
عصر حاضرکه به عصر صنعت وتکنولوژی معروف است ،به اعتراف جامعه شناسان روی فرهنگ وباورهای دینی جوامع تاثیر عمیقی داشته است ومی توان ادعا کردکه فرهنگ وباورهای دینی جوامع را بکلی دگرگون نموده است ،از جمله تغییراتی که رخ داده است دردین داری وانجام مناسک دینی مردم می باشد ؛حتی بعضی ادعا نموده اند که دوران کار کرد دین وباورهای دینی به پایان رسیده است. اما آنچه درعمل مشاهده می شود برخلاف این ادعا است؛زیرا در خارج جامعه ی بدون باور واعتقاد دینی یافت نمی شود؛ بارزترین نمونه کشورهای تازه استقلال تافته ازجماهیرشوروی سابق هستند که درحدودهفتاد سال ازانجام مناسک دینی ممنوع بودند،کسی حق ابراز واظهاردینداری را نداشت؛ اما وقتی استقلال خودرابدست آوردند دیده شد که خود را دین دارمی دانند.
البته این نوشته درپی رد یا اثبات این ادعا نیست بلکه آنچه مورد توجه وکنکاش می باشد یافتن پاسخ این سوال است که، صنعتی شدن ورفاه جوامع روی دینداری افراد آن جوامع چه تأثیری داشته است؟ آیاعمل به مناسک وتشریفات دینی در چنین جوامعی افزایش یافته ویا تقلیل یافته است ؟
نویسنده ی این سطور ادعا ندارد که پاسخ کامل به خوانند گان ارايه دهد بلکه هدف بیشتر طرح این مبحث وکمک خواستن از پژوهش گران وصاحب نظران است،اما آنچه ازپژوهشهایی که جامعه شناسان انجام داده اند بدست می آید این است که میان صنعتی شدن ورشد جوامع ازنظررفاهی واقتصادی رابطه ی عکس وجود دارد ؛یعنی هرچه جامعه از نظرصنعتی شدن ورفاه رشد نمایدعمل به انجام مناسک دینی توسط افرادآن جوامع سیرنزولی رانشان می دهد. دراینجا به دو نمونه ازجوامع صنعتی شده که روی آنها تحقیق صورت گرفته است به صورت اختصار اشاره می گردد:
ژاپن:یکی ازکشورهای که تجربه صنعتی شدن را دارد ژاپن است ژاپن جامعه ای است که قرنها درآن دومذهب شینتو و بودائیسم وجود داشته واین دومذهب باهم تفاوت زیادی دارند.
شینتو نوعی مناسک مذهبی برای حمایت ازاجتماع محلی ،منطقه وکشوراست که ازطریق پرستش خدایانی که بازمین،خورشید،ماه ودیگرنیروهای طبیعت ارتباط دارند صورت می گیرد.مذهب شینتو که بنیاد روستایی داشت براثرصنعتی شدن ومهاجرت مردم به شهرها ورشد سریع شهرنشینی و به دلیل عدم سازگاری آن باشرایط بوجودآمده دچار آشفتگی درمناسک آئینی گردید، لذابه سرعت فرقه هایی مختلفی درمیان پیروان این مذهب رشد نمود به گونه ی که دولت درسدد ساختن آیین شینتوی واحدی برآمد تا همه بتوانند درسرتاسر ژاپن به یکسان به آن عمل نمایند گرچه این کوشش با موفقیت کمی همراه بود.
وهم چنین مذهب بودائی که درپرستشگاهای آن روابط خویشاوندی حاکم بود باوجود محیط جدید که خویشاوندان نمی توانستنددرکنارهم باشندلذا دراجتماع وانجام مناسک دینی شان اختلال بوجود آمد.
نظرسنجی که درسال 1961صورت گرفته است نشان داده که فقط حدود 35 درصد جمعیت بزرگسالان از ایمان مذهبی برخورداربوده اند.
روی هم رفته میتوان تصورکرد که تغییرات درمذهب ژاپن در دوران صنعتی شدن درمقیاس بالائی به سوی کنارگذاشتن وطرد تشریفات ومناسک وعقاید قدیمی جهت گیری شده است .
انگلستان:مهمترین شاهددر مورد انگلستان آماری است که درسال 1851 صورت گرفته ودرآن میزان افرادی را که به طورعادی روزهای یکشنبه برای عبادت به کلیسا می رفتند مشخص نموده است .آمارگیری مذکوربعد ازیک قرن توسعه صنعت درانگلستان صورت گرفته است ونشان دهنده ی این نکته بوده که درکل کشورانگلستان ازهردو نفریک نفربه کلیسا می رود ودرشهرهایی بزرگ این رقم به یک سوم می رسد.
گرچه از زمان این آمارها مدت زیادی می گذرد اما نشان دهنده ی یک واقعیت است وآن تأثیر صنعتی شدن ورشد شهر نشینی ورفاه برمیزان دین داری وانجام مناسک دینی افراد آن جوامع واین چیزی است که ذهن دغدغه داران دینی رابه خود مشغول داشته است؛ زیرا بااندک مقایسه میان وضعیت حال وگذشته ی این کشورها معلوم می گردد که میزان دین داری وانجام اعمال دینی درمیان افراد این کشورها تا چه اندازه کاهش یافته است،و بی توجهی به مناسک دینی چه قدر نسبت به گذشته افزایش داشته است. واین مساله نه تنها در میان این کشورهای نمونه که درکشورهای دیگر، بخصوص کشورهای درحال صنعتی شدن وکشورهای که تحت تأثیر این فضا قراردارند نیزدیده می شود.
پرسشی که دراینجا مطرح می گردد این است آیا چنین تغییری جبری بوده ونمی توان جلواین تغییر را گرفت ویا میشود تدبیری اندیشید و به سمتی حرکت کرد که هم مطلوب دینداران باشد و هم بتوان در فضای دنیای مدرن هم تنفس کرد . یعنی دین را مدرن تفسیر نمود .

