یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
شنبه، ۲۵ شهریور ۱۳۸۵
رسانه در رسانه
[ رضا سید علی لواسانی ]
آنچه در فرايند تشكيل تصوير بر سطح حساس روي مي‏دهد موجب ثبت رخدادي مي‏شود كه در لحظه‏اي به وقوع پيوسته است. در زمان شكل‏گيري تصوير بر سطح حساس تنها واقعيتي ثبت مي‏شود. ليكن آنچه به اين واقعيت معنا مي‏دهد در عكس نيست. عكس تنها نمودي را جداي از معني آن به تصوير كشيده است و آنچه كه اين نمود را تفسير مي‏كند عملكرد ذهني و قواي ادراك بيننده است معناي در ذهن بيننده شكل مي‏گيرند كه در زمان جاري‏اند . بينندگان عكس را بر اساس شدت احساساتي كه در وجودشان بر انگيخته مي شود ارزيابي مي كنند. معناي عكس ، علاقه شخصي عكاس و زيبا شناختي عكاس ، فلسفه وجودي عكس بعنوان هنر و رسانه ، تاويل پذيري عكس و نقش آن در شكل گيري تفكرات پيش رو چه در دوران مدرنيست اوليه و چه در دوره هاي بعد ، عكاسي را مهمترين اختراع بشري ساخته است . اختراعي كه نقش زمان و ادراكات بصري بيننده در هارمونيك عكس به خلاقيت واداشته و آموزش مي بيند.
عكس يك تصوير نيست، برگرداني از واقعيت هم نيست. عكس يك اثر است، اثري كه مستقيماً از واقعيت گرفته شده است.عكس تبديل نمودهاي طبيعي به فرم هاي بسيار ساده ،ساخت اشيائ هنري از فرم هاي غير بازبه معني چيزي جدا شده از طبيعت و اغلب بشكل هندسي . جادوي تصوير ، اين هنر نا شناخته و دوست داشتني ، تكه هايي از قلب و روح انسانها است كه در فضاي محدود و محصور ماچهره اي متفاوت وزيبا از نگاه ديگران را به ما نشان ميدهد . عكس نمودي بيروني را به درون كشيده و در لحظه‏اي قطعي محبوس مي‏كند. قطعيت لحظه‏اي عكس و راستگويي عجيب آن، مشوق استفاده آگاهانه از اين رسانه به مثابه وسيله‏اي تبليغاتي گرديده كه يكي از كاربردهاي اصيل عكس به معناي نفوذ آن در نظام سرمايه‏د‏اري فرهنگي است .
هر عكس با هر گرايش و كاربردي ،داراي يك سري ارزش ها است چه با دوربين يكبار مصرف چه با دوربين‏هاي پيشرفته و مدرن گرفته شده باشد. نكته هاي كه در عكس نهفته ، تنهااز طريق مكاشفه ميتوان دست به راز گشايي شان زد و زواياي پنهان آن را نمودار ساخت .عكس هنري آگاه‏كننده است و پيچيدگي ثبت تصاوير به موازات همين آگاهي شكل مي‎گيرد..
تصاويري كه توسط عكاسان مختلف از يك سوژه گرفته مي‏شود با هم متفاوتند. اين تفاوت به آن دليل نيست كه اين افراد از لنز يا مواد شيميايي مختلفي استفاده مي‏كنند بلكه به دليل آن است كه در ذهن هر كدام از اين افراد تفكري متفاوت با ديگري وجود دارد كه همين تفكر بر روي عكسي كه ثبت مي‏كنند منعكس مي‏شود. تأثيرگذاري يك عكس مي‏تواند از به كارگيري هر اِلمان و عنصري مهم‏تر باشد.
هر اثر هنري با مخاطبش كامل ميشود و خلق هر اثر ي بدون داشتن مخاطب معنايي نخواهد داشت هنرمند و مخاطب از مولفه هاي لازم كه در سه راس يك مثلث قرار دارند . با حذف هنرمند در حقيقت هيچ اثر هنري نخواهد بود وبا كنار گذاشتن مخاطب نيز اثر هنري محصولي بي مصرف شده ونابود خواهد شد . عكس پيوند ميان اثر ، هنرمند و مخاطب را ايجاد مي كند اين پيوند بين انديشه هاي ذهني و پيچيدگي هاي موضوعي عكس ، هنرمند و مخاطب مي گردد، هرچند كه بهترين تفسير و برداشت ها در خود تصوير است ولي حركتهاي هنر مند در جهت درك ، ارزشيابي و شناخت بيشتر به مخاطب ارزشمند است .
مبحث عكس مفاهيم جالبي را در رابطه با كاربردهاي عكس در جوامع و به خدمت گرفتن آن به عنوان هنر و رسانه جذب‏كننده بيش مي‏كشد. . به همين خاطر دوربين را شاهد بلاواسطه و عكس را جانشين جهان


مي‏نامند. عكاسي امروزه در تكامل هنر هاي ديگر ، در دوباره به تصوير كشيدن فرم هاي مختلف ديگر كمك مي كند . عكس نه تنها آثار هنري را بازسازي يا شبيه سازي ميكند بلكه در فرايند بوجودآمدن تصاوير و بر اساس قواعد به ثبت رسيده هنرهاي زيبا ، تجليگاه هنر متعالي است .
امروزه با وجود وسايل پيشرفته و متنوعي كه در اختيار هر قشري از افراد جامعه قرار دارد عكاسي گستره بيشتري را شامل مي شود و عكسها هر يك نشانه اي از گرايشهاي اجتماعي ، فرهنگي ، مستند و...است ،در همه جوامع فيلترينگ و سانسور وجود دارد. اگر عكاس به عنوان يك فرد هنرمند از جامعه خصوصيات جامعه را بشناسد و كار خود را به درستي انجام دهد هيچگاه دچار فيلترينگها نخواهد شد ، ضمن اينكه يك هنرمند كامل هيچ وقت خودش را اسير سانسورها نميسازد و موانع را با هوشياري و نگرش از دريچه هاي ديگربه موضوع ، مخاطب را با اثرش به منظور خود ميرساند . كامل و حرفه اي بودن عكاس در تعداد عكس ها و نمايشگاه هايش نيست بلكه در تعاملاتي است كه بوسيله نوع نگاه به موضوعات با مخاطبينش برقرار ميسازد . اين يادگيري براي عكاسان از منابع يكساني نيست ، هر چند آنها( عكاسان آكادميك ) تكنسين هاي خوبي محسوب ميشوند اما خلاقيت و استعداد خصوصياتي است كه فرد با آن متولد ميشود و آموزش به پيشرفت و بهبود درك و ارتقا كيفيت آ ن كمك شاياني مينمايد .
هنر نقاشي محدود و محصور به قاب است ، قابي كه در عكاسي دريچه ديد دوربين است و عكاس از دريچه درك و ذهن خود قاب محدود و محصور تصوير را به در يچه نگاه تبديل مي كند .مدافعان عكاسي محض يا خالص احساس مي‏كردند كه با دستكاري كردن عكس براي رسيدن به مضموني كه شايد با قلموي نقاشي بتوان آنرا راحتر يا بهتر بيان كرد، خلوص رنگمايه و حتي مضمون عكس كه فقط متعلق به رسانه عكاسي مي‏باشد از دست مي‏رود و بايد عكاسي را از نقاشي جدا دانست و آنرا رسانه‏اي مستقل با قابليت‏هاي منحصربه فرد و مخصوص خود معرفي كرد كه همچون رسانه نقاشي قابليت‏هاي هنر را داراست. چرا كه عكاسي بيشتر از نقاشي در شبيه‏سازي موفق بنظر مي‏رسد.
اين رسانه مستقل ، تبلوري مضاعف در راستاي اهداف ساير رسانه ها مي يابد ، رسانه اي كه خود در رسانه هاي ديگر ، ماهيتي وابسته دارد ، وابستگي از آن جهت كه عكس موضوع را مشخص مي نمايد و يا اينكه موضوع با عكس كامل مي گردد . ( نمونه جرايد)
پرداختن به مقوله نقد و تحليل عكس مي تواند مخاطب را از ترديدها و سرگرداني برهاند . او انتظار دارد با مطالعه متون نوشتاري درباره عكس افزون بر اطلاعات بصري درون آنها به آگاهي هاي ديگري هم دست يابد و بيان كنايي و پنهان موضوع را به صورت شفاف تري جستجو نموده و با درك ارزشهاي آن به برداشت دلپذير و روح افزاي برسد . يك تحليل گر هم در فرم و هم در معناي عكس كاوش مي كند و جنبه هاي گوناگون ساختاري و محتواي اثر را مورد تحليل قرار ميدهد چراكه در تحليل يك عكس علاوه بر پرداختن به محتواي هنري و جنبه هاي فني و تكنيكي آن مي توان جنبه هاي كاربردي ، تاريخي ، روانشناختي ، اجتماعي و ... آن را نيز مورد بررسي قرار داد.
ايران به لحاظ آماري يكي از بالاترين ويا اولين كشوري است كه بصورت روزانه بيش از 55 عنوان روزنامه منتشر مي كند واين آمار جدا از هفته نامه ها و ساير جرايد ي است كه به چاپ ميرسد . حجم عظيمي از اطلاعات و اخبار كه بدون شك تاثير گذارترين بخش آنرا نه از نظر مطلب بلكه از جهت جذب


بيشترين مخاطب و القاي معاني به آنها عكس به خود اختصاص ميدهد . در بين تمام جرايد كشور،جريده اي نيست كه با انتشار عكس در زمينه هاي مختلف سعي در انتقال پيام هاي خود به مخاطبينش داشته باشد . عكس ها در قالب مقالات . اخبار ، گزارشات و ...به كمك متن مي آيند و اين در حالي است كه اين عكس ها بعنوان رسانه اي در قالب رسانه اي ديگر است نه رسانه اي مستقل .
اميدواريم تهيه كنندگان جرايد كشور با جاپ عكس ها موضوعي در انتقال پيام به مخاطب كوشاتر بوده و جاي خالي اين حركت هنري فرهنگي را پر نمايند .



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
تاثير جهاني شدن رسانه ها بر فرهنگ و هويت
رسانه‬هاي نوين ارتباطي و جهاني شدن
بررسي رابطه ميان خصوصيات فردي مخاطبان و ویژگیهای خبری سیما
مطالعه موردي عرضه موسیقی در وبلاگ ها
شبکه های تلويزيونی ماهواره ای فرصت يا تهدید
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۵ شهریور ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :رسانه
تعداد بازدید :1293
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)