شيخ اجل سعدي شيرازي(قرن هفتم هجري) انديشمندي دقيق مردمشناس و جامعهشناس برجستهاي بوده است
كه حاصل انديشههاي او در دو يادگار ارزشمند ، بوستان و گلستان چراغ راه همگان گرديده. نگاه ژرف، ظرافت طبع، و قريحة بديع اين بزرگ مرد موجب گرديده است كه آثارش چون نگين در ميان ديگر جواهرات ادب اين ملك بدرخشد. اين انديشمند با چنان دقتي پديدههاي اجتماعي دوران خود را به تصوير كشيده كه با گذشت بيش از هفت قرن با خواندن اشعار و حكايات او در فضاي قرن هفتم هجري قرار خواهي گرفت و از سوي ديگر بيانات او چنان موجز و اثربخش است كه گويي در عهد ما ميزيسته و درد زمان ما را با پوست و استخوان درك كرده است. او در جايگاه يك جامعهشناس برجسته پديدههاي اجتماعي دوران خود را تحليل كرده و راهحل نيز ارائه داده است. به مناسبت اين شمارة فصل نو شعري از اين بزرگ را كه در آن با دقت موضوع گردشگري مورد توجه و آسيبشناسي قرار گرفته است نقل كرده و در حد فهم خود برخي از ابيات شاخص را مورد دقت بيشتر قرار ميدهم. روشن است كه در عهد سعدي نقش توريست را بازرگانان ايفاد ميكردهاند و بازرگانان و تجار گردشگران جامعه بودهاند. لذا حضرت سعدي ميفرمايد:
شهنشه كه بازارگان را بخست
در خير بر شهر و لشگر ببست
كي آنجا دگر هوشمنـدان روند
چـو آوازة رسم بـد بشنـونـد
نكـو بايـدت نـام و نيكي قبـول
نكـودار بـازارگـان و رســول
بـزرگان مسافـر بجان پرورند كـه نـام نكـويي به عالـم بـرنـد
تبـه گـردد آن مملكـت عنقريب كـزو خـاطـر آزرده آيـد غريب
غريب آشنا باش و سيّاح دوست كـه سيـاح جلاّب نـام نكـوست
نكـودار جفـت و مسـافـر عزيز وز آسيبشان بـرحـذر باش نيز
جناب سعدي در بيت نخست مسئوليت عواقب آزردگي تاجر و گردشگر را متوجه مسئولين جامعه ميداند و اعلام ميكند اگر شاه يك مملكت بازرگاني را بيازارد، در خيرو بركت را بر شهر و لشگر خود بسته است و اشارهاي دقيق به نقش اقتصادي گردشگر مينمايد.
در بيت دوم اشاره دارد به لزوم امنيت و آرامش براي توسعه توريسم و اذعان ميكند كه اگر از كشوري آوازة رسم بدو عدم رعايت اصول به گوش برسد هيچ هوشمندي به آنجا سفر نميكند.
وي ميفرمايد : اگر خواستار نام نيكو هستي بايد بازرگان و فرستاده و سفير يك كشور را نيك بداري و شرط اينكه نام كشور تو در جهان بلندآوازه شود نيكويي به مسافر است.
سعدي در بيتي ديگر هشدار ميدهد كه اگر غريبهاي از كشور تو با خاطري آزرده برگردد. كشورت به زودي تباه و نابود ميگردد.
و به زيبايي ادامه ميدهد: جهانگردان را دوست داشته باشيد كه ايشان سفيران و خبرنگاران هستند كه نام نيكوي شما را در جهان پخش خواهند كرد.
در خاتمه ميگويد: ميهمان و مسافر را گرامي بدار و البته نسبت به آسيبهاي احتمالي آن نيز هوشيار باش.
اين اشعار شيخ اجل چنان دقيق وعميق است كه نياز به هيچ توضيح اضافي ندارد. تنها پرسشي كه لازم به نظر ميرسد اين است كه با وجود چنين پشتوانهاي نظري در علوم اجتماعي، انديشمندان اين رشته تا كي در نسخههاي ديگران به دنبال درمان هستند؟ آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم.

