یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
[ هیوا سعید پور ]

در برخی محافل معلوم الحال که نخواستند نامشان فاش شود ، گفته میشود که امسال گرمترین سال از زمان تجاوز مقدونیه به ایران ، است. در همین محافل همچنین به شدت ابراز نگرانی شد که مبادا این گرما خطراتی در پی داشته باشد!
در ضمینه ی فوق کارشناسان هشدار دادند که مراقب باشید ممکن است باز مقدونیه هوس تجاوز به ایران به سرش بزند! ، اما گروهی دیگر از کارشناسان با رد نگرانیهای کارشناسان گروه اول ، معتقدند که گرمای فوق الذکر در واقع تب جام جهانی بوده و جای نگرانی نمیباشد! تازه مقدونیه سگ کی باشد؟!
در ادامه کارشناسان گروه اول در حالی که عصبانی شده بودند و با مشت بر روی نیمکت (چرا نیمکت؟!) میکوبیدند ، در دفاع از ابراز نگرانی خود افزودند : "آخه چغندر! (خطاب به یکی از کارشناسان گروه دوم) جام جهانی چه دخلی به ما دارد؟! خیلی خوب طلعلع کردیم توی این جام؟! که تبش دامن ما را بگیرد؟ تازه جام مذکور در چند کیلومتری منتها الیه غربی کشور ما انجام شده؟! چطور میتواند گرمایش تا اینجا بیاید؟! درضمن؛ جام جهانی که به اتمام رسیده ! رابعاً؛ مگر اون لهستان زپرتی که یک شبه زیر چکمه های نازیها له و لورده شد حالا به کشور دوست و برادر ما عراق عزیز تجاوز نکرده ؟! یه وقت دیدید دست این آمریکای همه چیزخوار از آستین مقدونیه بیرون بیاید و یا بلعکس! تازه اینها قبلاً هم این کار را کرده اند و راه و چاه را هم بلدند ،آقا آمریکا تنها چند صد کیلومتر با ما فاصله دارد پس باید مواظب باشیم و حواسمان را جمع و جور بکنیم و یک مقداری هم از این پیژامه پارتیها بکاهیم که مایه ی حواس پرتی است و به قول یک بابایی افیون است!"
اما کارشناسان گروه دوم نه تنها از این اظهار نظر اقناع نشدند بلکه بسیار جری تر شده و به شدت به مواضع خودشان پافشاری کردند (شدت این پافشاری به حدی بود که برخی از کارشناسان مربوطه بعداً مجبور شدند به پزشک کارشناس مراجعه نمایند) و اعلام کردند که به هیچ وجه زیر بار آنچه که "نظرات تحمیلی" خواندند، نمیروند و شعار سر دادند که یک بابایی تیم ملی را به قهقرا پرتاب نموده و شعارهایی هم در حمایت از امیر قلعه نویی سردادند، آنان در حالیکه حاضر نبودند دستشان را از روی مواضعشان بردارند ، اعلام کردند که حاضر نیستند دستشان را از روی مواضعشان بردارند ، در همین عنفوان یکی از این کارشناسان که از سوی کارشناس گروه مقابل "چغندر" خطاب شده بود ، در حالی که مانند لبو سرخ شده بود افزود: "تازه اونی که یک بابایی گفته افیون است با این افیون فرق دارد! خودت با چه خ...ی طرفی؟!"
در ادامه ی بحث کارشناسانه ی فوق الذکر به دلیل اینکه احتمال درگیری فیزیکی و شیمیایی کارشناسان بسیار محتمل نموده مینمود، به ناچار کارشناسان ارشد هم وارد صحنه شده و مواضعشان به هر دو طرف نمایاندند. ایشانها ضمن حمایت از بسیاری از افراد و گروهها از جمله کوفی عنان و تیم ملی غنا و بقیه ، اظهار داشتند که از نظر آنان "اشکالی ندارد".
پس از این شفاف سازی مواضع که کارشناسان ارشد از مواضع خود به عمل آوردند، هوا کم کم خنک شد و همه اعم از کارشناسان ارشد و کارشناسان (از هر دو طیف اول و دوم) در حالیکه ضمیمیه های روزنامه های همشهری و شرق را جمع کرده و در سطل آشغال پارک میریختند، خود را برای قدم زدن عصرگاهی در خیابان آماده کردند و به توافق رسیدند که فردا هم برای یافتن کار روزنامه بخرند.




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
شهر قشنگ ما و چیزهایی از تئاتر فجر(طنز هفته)
برخی از نظرات هفته گذشته:
بیانیه ای بر ضد همه
قطع درختان یعنی پیشرفت یعنی تکنولوژی
مصاحبه با یک " م م ز ک ن ن ف ش"(طنز)
هیوا سعید پور






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۳۱ تیر ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :طنز
تعداد بازدید :677
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)